تبليغاتX
جوانان جبهه مشارکت آمل
به اطلاع بازدید کنندگان محترم و همه همفکران و هواداران اصلاحات در آمل می رساند :

جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ با حضور :

جناب آقای دکتر حمید رضا جلایی پور

( عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت )

در تاریخ پنج شنبه ۳۱/۲/۸۸ ساعت ۱۵:۳۰در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان برگزار می گردد

آدرس : آمل - خ امام رضا(ع)-جنب مسجد امام رضا - ستاد ائتلاف اصلاح طلبان

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:59 |
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون

ارتحال خسارت بار عالم ربانی، عارف واصل و سالک، فقیه اهل البیت علیهما السلام و مرجع والامقام آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت، رضوان الله علیه خسارتی است سنگین و بزرگ که فقط لطف و عنایت ویژه حضرت پروردگار می تواند آن را جبران کند.

بقیه السلف صالح به جوار رحمت حق پیوست و موحدان و مؤمنان و حقیقت خواهان را داغدار کرد. این مصیبت بزرگ را به حضرت ولی الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، به حوزه های گرانسنگ علمیه و ارادتمندان آن فقید سعید، به ویژه بیت معظم ایشان و بالاخص فرزندان بزرگوارش تسلیت عرض می کنم و از خداوند منان علو درجات آن بزرگوار و صبر و اجر همه داغداران را مسألت دارم.

سید محمد خاتمی

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:54 |
در پي اقدام غير قانوني معاون وزير ارشاد در جلوگيري از انتشار روزنامه ياس نو،محمد نعيمي پور طي نامه اي مراتب اعتراض شديد خود را به محمود احمدي ناد رئيس دولت نهم اعلام داشت. متن كامل اين نامه در پي مي‌آيد.
جناب آقاي محمود احمدي نژاد
رئيس محترم دولت نهم
با سلام


در آستانه اوج گرفتن رقابت‌هاي انتخاباتي، معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد دولت جنابعالي در اقدامي غير قانوني و در نقض آشكار قانون اساسي و قانون مطبوعات اقدام به جلوگيري از انتشار دوره جديد روزنامه ياس نو به بهانه رونوشت ارسالي نامه تجديد نظرخواهي دادستان تهران نسبت به حكم صادره عليه اين روزنامه نموده است.
اقدام معاون مطبوعاتي و دبير هيأت نظارت كه حتي هيچ نشاني از تصميم يا مصوبه هيأت نظارت بر مطبوعات در آن نيست تنها در چارچوب يك سوءاستفاده صريح از موقعيت شغلي و يك هماهنگي سياسي براي بر هم زدن فضاي سالم رقابت‌هاي انتخاباتي معنا پيدا مي‌كند و البته اميدواريم كه جنابعالي به عنوان كانديداي بالفعل انتخابات كه به سبب مسئوليت قانوني كه داريد بايد پاسخگوي اقدامات مجموعه دولت باشيد از اين رفتار غيرقانوني بي‌اطلاع بوده باشيد.
ماده چهارم قانون مطبوعات اشعار دارد بر اينكه هيچ مقام دولتي و غيردولتي حق ندارد براي چاپ مطلب يا مقاله اي درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآيد و يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند و متخلف از اين ماده به شرط داشتن شاكي به حكم دادگاه به انفصال خدمت از شش ماه تا دوسال ودر صورت تكرار به انفصال دايم از خدمات دولتي محكوم خواهد شد. اقدام معاون مطبوعاتي وزير ارشاد كه به نظر مي‌رسد بدون هماهنگي با شخص وزير ارشاد دولت جنابعالي نمي‌توانست صورت گرفته و صرفا براي خالي نبودن عريضه به نامه دادستان تهران كه در آن هيچ حكم قضايي به چشم نمي خورد استناد شده است، كاري غيرقانوني و عجيب است.
براي ما جاي تأسف است كه وزارتخانه و هيأتي كه علي‌القاعده بايد حامي روزنامه‌ها باشد خود پيشقدم و مصر بر بستن مطبوعات شده است.
جنابعالي مي دانيد كه روزنامه ياس نو يكي از روزنامه‌هايي است كه با وجه انتقادي نسبت به وضعيت كنوني كشور و در زمره منتقدان عملكرد جنابعالي و دولت نهم و رويكرد حمايتي از جناب آقاي مهندس موسوي دوره جديد انتشار خود را آغاز كرده است و برخورد غير قانوني، شتاب‌زده و جهت‌دار وزارت ارشاد دولت جنابعالي با اين روزنامه نشان‌دهنده اراده‌اي نگران كننده در اردوگاه انتخاباتي منتسب به شماست كه منتقد و رقيب سياسي را برنمي‌تابد و گويا تصميم گرفته است با ايجاد محدوديت‌هاي فزاينده براي رقباي انتخاباتي روند تكرار دوران رياست جمهوري شما را تسهيل نمايد.
اين اقدام بدعتي غيرقابل گذشت در جمهوري اسلامي است و هيچ سابقه نداشته است كه در موعد انتخابات حتي در زماني كه كشور در معرض سخت‌ترين حملات دشمن متجاوز بود دولت به خود اجازه دهد با بستن روزنامه‌ منتقدان خود را سركوب نمايد.
از جنابعالي كه در پيشگاه كلام خداوند و ملت شريف سوگند خورده‌ايد مجري قانون اساسي و حافظ حقوق شهروندان باشيد و علي القاعده در آستانه انتخاباتي كه شما يك طرف آن هستيد بايد پايبندي به اين سوگند عيني تر و روشن‌تر باشد، انتظار مي‌رود از اين اقدام ابراز برائت نموده مديران خود را از تضييع حقوق ملت برحذر داريد. سكوت شما در برابر اين اقدام غيرقانوني مي تواند حاكي از رضايت خاطر شما از آن باشد كه اميدوارم اين چنين نباشد و در انتظار اقدام عملي شما در اين جهت خواهم بود.

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:22 |
متن این بیانیه به این شرح است:

تضمین حقوق بشر و آزادی یکی از آرمان‌های اصلی انقلاب مشروطه و انقلاب شکوهمند مردم ایران در سال 1357 بوده است. در طول تاریخ همواره مردمان صالح مُنادی حقوق بشر و آزادی بوده‌اند و سرآمد همه آن صالحان و پاکان که زندگی خود را وقف تضمین آزادی و کرامت بشر کرده‌اند، پیامبران، با قامتی افراشته و ندایی دلنشین و پرطنین، تأثیری ماندگار‌ و فراگیر داشته‌اند. انقلاب مردم ایران که مرحله‌ای مهم از حرکت آزادی‌خواهانۀ ساکنان این مرز بوم کهن است از جملۀ حرکت‌هایی است که با اتکا به تعالیم معنوی دین راه خود را باز کرد و پیش رفت.
حقوق بشر در ایران مضمون تازه‌ای نیست، اولین اعلامیۀ حقوق بشر را به کورش پادشاه نامدار ایرانی نسبت می‌دهند که در قرآن ذوالقرنین لقب گرفته است. منشور حقوق بشر کورش شهرت و اعتبار جهانی دارد. پس از آن، مضامین حقوق بشر که در متون دینی اسلام انعکاس داشت، ایرانیان را که از ظلم و استبداد ساسانیان به تنگ آمده بودند به خود جلب کرد و به تعالیم اسلام دل سپردند.
ایران معاصر ضمن اینکه با مضامین حقوق بشر به لحاظ تاریخ خود و هم به لحاظ آموزه‌‌های اسلامی آشناست، منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی را نیز رسما پذیرفته است. انقلاب مردم ایران نه تنها موازین حقوق بشری بین‌المللی را هرگز مردود نمی‌دانست، استقرار وتضمین آن موازین را به عنوان یکی از مهمترین دستاورد‌های بشری و به عنوان حاصل خرد جمعی همۀ انسان‌ها در قالب شعار "آزادی" مورد تأکید قرار داد. اکثریت مردم به درستی باور داشتند که حقوق بشر، به همان مفهوم جهانی خود، به هیچ وجهی با خدا پرستی و پیروی از تعالیم معنوی اسلام تعارضی ندارد، به همین علت نیز به "جمهوری اسلامی" آری گفتند و در نتیجه، موازین حقوق بشری در کنار موازین اسلامی وارد قانون اساسی ایران شد تا "آزادی" در ایران در پناه "آموزه‌های معنوی اسلام" و در قالب "جمهوری اسلامی" بیش از هر جای دیگر دنیا مورد تضمین و حمایت قرار گیرد.
حقوق بشر در اسلام به عنوان حقوقی خدادادی شناخته می‌شود بنابراین هیچ فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی‌تواند به هیچ طریق حقوق بشر را که از سوی خداوند اعطا گردیده، محدود یا نقض کند و هیچ فردی نمی‌تواند از این حقوق چشم پوشی نماید. این عقیده درقرآن، درقالب کلمات ژرف و آسمانی " و لقد کرمنا بنی آدم" انعکاس یافته است.
حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
رئیس جمهور بر اساس سوگندی که یاد می‌کند، از جمله وظیفه دارد از آزادی و حرمت اشخاص و حقوق ملت حمایت کند، پاسخگو باشد و از خود‌کامگی بپرهیزد و قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به او سپرده، همچون امینی پارسا و فداکار به کار برد. من بر این اساس و بنا بر اختیار و تمایل قلبی خود، پیشا‌پیش با مردم پیمان می‌بندم که چنانچه برای تصدی مقام خطیر ریاست جمهوری مورد اعتماد و حمایت اکثریت قرار گیرم:
استقرار حکومت قانون را به عنوان شرط لازم تحقق حقوق بشر و حقوق شهروندی، یکی از اهداف اصلی خود قرار دهم و اصلاحات حقوقی لازم را به عمل آورم تا قانون توسط همه مقامات و سازمان‌های حکومتی مورد رعایت قرار گیرد، از قانون استفاده ابزاری نشود و قانون براساس تفسیر‌هایی سازگار با موازین حقوق بشری به اجرا درآید.
از طریق ایجاد نهادهای مناسب، شرایطی فراهم آورم تا قانون وسیلۀ اعمال خشونت‌های ناروا و موهن قرار نگیرد، خشونت و بی‌عدالتی و تبعیض، قانونی نشود و موازین حقوق بشری و وجدان جمعی جامعه در کنار آموزه‌های معنوی اسلام در وضع مقررات و تهیۀ لوایح مد‌نظر قرار گیرد.
حریم خصوصی افراد را محترم شمارم، آزادی بیان و اجتماعات را مورد حمایت قرار دهم، از طریق توسعه و تقویت جامعۀ مدنی و با برگزاری انتخابات رقابتی، آزاد و منصفانه و همچنین با حمایت از مطبوعات و رسانه‌های مستقل و با جلوگیری از سانسور، حق دسترسی آزاد به اطلاعات و حق مردم بر تعیین سرنوشت خویش و حق نظارت و مشارکت سیاسی را تضمین کنم.
امنیت تنها امنیتِ دولت نیست، امنیتِ انسانی است. امنیت را برای آحاد مردم برقرار سازم تا آزاد از ترس و رها از نیاز، تحت حمایت قانون زندگی و فعالیت کنند.
در توسعه و تقویت شوراها بکوشم، در امور روستا خود را از روستایی داناتر ندانم و امور شهر را به مردم شهر واگذارم. مدیریت محلی را تقویت کنم.
با اقلیت سیاسی و با رقبا و مخالفان خود منصفانه رفتار کنم و حقوق آنها را برای رقابت و یا مخالفت محترم شمارم. هیچ فردی را شهروند دست دوم تلقی نکنم.
ممنوعیت اعمال هرگونه شکنجه اعم از روحی و بدنی را به اجرا در آورم.
از حقوق زنان حمایت کنم و از تبعیض جنسیتی جلوگیر نمایم.
فعالیت‌های مستقل دانشجویی و دانش‌آموزی را مورد حمایت قرار دهم.
با پی‌ریزی درست نظام اقتصادی، با ایجاد امنیت اقتصادی و با گسترش و تقویت بازار رقابتی، زمینۀ تأمین نیازهای اساسی: " غذا، مسکن، بهداشت و درمان، آموزش وپرورش و اشتغال " را فراهم آورم. با فساد اداری و مالی مبارزه کنم.
ناتوانی و نیاز و آسیب‌پذیریِِ هیچ شهروندی را وسیلۀ سلطه‌گری و افزون طلبی سیاسی قرار ند‌هم. از سؤاستفاده از اطلاعات اقتصادی و امکانات عمومی جلوگیر کنم. از استخدام کشوری وسازمان اداری به‌عنوان وسیله‌ای برای جلب حمایت افراد و یا به عنوان پاداش و امتیاز برای طرفداران خود استفاده نکنم. امکانات عمومی را وسیلۀ استمرار قدرت خود نسازم.
امنیت شغلی را برای آحاد مردم به‌‌ویژه برای هنرمندان، روزنامه‌نگارن، فعالان سیاسی، ورزشکاران، معلمان، اساتید دانشگاه و کارگران تأمین کنم.
حمایت‌های تأمین اجتماعی را گسترش داده و تقویت کنم به نحوی که همۀ افراد مردم، به‌ویژه زنان، کودکان، روستائیان، کشاورزان، کارگران و سالمندان را به نحو مطلوب پوشش دهد.
زمینۀ ابراز شادی در جامعه را فراهم کنم و برای تقویت و ارتقا امید به زندگی و نشاط اجتماعی بکوشم و اخلاق حسنه را محفوظ دارم.
به سنن ملی احترام گذارم و از آثار باستانی و میراث فرهنگی به نحو شایسته محافظت کنم.
از حق برابر آموزش حمایت کنم و در جهت حذف گزینش‌های عقیدتی و سیاسی ناروا اقدام نمایم.
دانشجویان، معلمان و اساتید دانشگاه را آنچنان که در خور جایگاه بلند آنان است محترم شمارم.
از پدید آورندگان آثار ادبی، هنری و علمی حمایت کنم، تا بدون ترس از تعقیب و مجازات‌های ناروا، خلاقیت‌های خود را پرورش و بروز دهند و آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه شرکت جویند.
حقوق اقوام را به رسمیت شناسم و بر اساس الگوی مدیریت غیر متمرکز، اقوام را در ادارۀ امور خود سهیم کنم.
کرامت انسانی و حقوق شهروندیِ اقلیت‌های دینی و آزادی عقیده و وجدان را به رسمیت شناسم و تفتیش عقاید و سرزنش و عقاب افراد به دلیل مسائل اعتقادی را ناپسند شمارم و از آن جلوگیری کنم.
برخورداری از محیط زیست سالم را حق بشر و از جملۀ حقوق شهروندی به شمار آورم، روند رو به گسترش تخریب محیط زیست را متوقف سازم و با جلب مشارکت عمومی از محیط زیست حفاظت کنم.
آگاهم که به ثمر رساندن این اهدف، با توجه به امکانات حقوقی و حقیقی موجود، کاری است بس دشوار، اما متعهدم در مقام اجرای اصول مندرج در فصل سوم قانون اساسی، سند چشم انداز و تعهدات حقوق بشری که ایران به موجب کنوانسیون‌های بین‌المللی پذیرفته است، با ایجاد معاونت حقوق بشر و حقوق شهروندی ریاست جمهوری، با احیای هیئت پیگیری و نظارت بر قانون اساسی، از طریق تعامل و همکاری سازنده با همۀ دولت‌ها و نهادهای بین‌المللیِ فعال در زمینۀ حقوق بشر، نگرش اسلام ناب محمدی(ص) را به این امر حیاتی و بنیادین که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران متجلی شده است تبیین نماییم و با تصویب و اجرای طرح ملی آموزش حقوق بشر و حقوق شهروندی، از طریق انتخاب وزرا و مدیران متخصص، شایسته و مدبر که به حقوق بشر و حقوق شهروندی متعهد باشند و با جلب همکاری سایر قوا، از حداکثر ظرفیت‌های موجود برای تحقق این اهداف و آرمان‌ها استفاده کنم و در عین‌حال ظرفیت‌های فعلی را تا حد ممکن افزایش دهم. صادق باشم و شفاف عمل کنم، مشروعیت خود را در گرو اعتماد و حمایت مردم بدانم، مردم و به ویژه زنان و جوانان، سازمانهای غیر دولتی، شوراها، سندیکاها، اتحادیه‌ها و اصناف و نهاد‌های مدنی را در تصمیم‌سازی‌ها و اداره و رهبری کشور دخالت دهم، حقوق اقلیت و حق مخالفت را محترم شمارم و زمینۀ گفت و گو‌های عقلانی- انتقادی در بارۀ مصالح عمومی را فراهم آورم، بکوشم تا دست‌آوردهای فرهنگ ایران و تعالیم معنوی اسلام در حمایت از کرامت بشر، جایگاه جهانی خود را بیابد و به محافل، اعلامیه‌ها و میثاق‌های بین‌المللی راه یابد، برای گسترش فرهنگ تفاهم و روح بردباری و برای زدودن خشونت، به‌ویژه خشونت‌های عقیدتی و سیاسیِ سازمان یافته، تلاش کنم و با توکل به خدا و با استعانت از مردم برای ساختن ایرانی آزاد و آباد بکوشم و نسبت به عهد خود، در برابر خدا و مردم، مسئول و پاسخگو باشم که به گفتۀ پیشوایم حضرت علی (ع) "‌خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه‌ای را پست و بی‌مقدار سازد".

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:21 |
نوروز: در پی درخواست اعاده دادرسی و تجدید نظرخواهی در پرونده روزنامه یاس نو توسط سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران در روز شنبه 26 اردیبهشت 88 و انتقال موضوع به وزارت ارشاد ، ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و دبیر هیات نظارت با ارسال نامه ای به محمد نعیمی پور مدیرمسئول روزنامه یاس نو خواستار توقف انتشار روزنامه شد

به گزارش نوروز، روزنامه یاس نو پنج سال قبل و در آستانه انتخابات مجلس هفتم توقیف شد و در طی مدت 5 سال گذشته جلسات بازپرسی و دادگاه آن با تاخیر به انجام رسید تا در نهایت حکم قطعی آن در اواخر سال گذشته صادر گردید و پس از اجرای حکم که تنها در برگیرنده جریمه نقدی بود تمامی موانع حقوقی جهت انتشار روزنامه کنار رفت و در پی آن بود که مدیرمسئول روزنامه تصمیم به انتشار مجدد آن گرفت.

در حال حاضر و با توجه به سابقه حقوقی و انجام تمام موازین حقوقی و دادگاهی روزنامه که در نهایت امکان انتشار را برای صاحب امتیاز روزنامه فراهم نموده بود روزنامه هیچگونه مانع حقوقی جهت انتشار نداشته است و مشخص نیست دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با استناد به چه ماده حقوقی اقدام به صدور نامه برای عدم انتشار شماره های آتی روزنامه یاس نو نموده است.

لازم به ذکر است که شماره دوم روزنامه یاس نو توسط تیم تحریریه این روزنامه آماده گردیده بود و تمامی صفحات جهت انتشار به چاپخانه ارسال شده بود که دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با ارسال نامه ای به محل چاپ روزنامه یاس نو به همراه چند مامور جلوی انتشار شماره دوم این روزنامه را گرفت.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:41 |
نوروز: روزنامه یاس نو به مدیرمسئولی و صاحب امتیازی محمد نعیمی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی از امروز شنبه 26 اردیبهشت ماه پس از پنج سال توقیف مجددا منتشر شد.

به گزارش نوروز این روزنامه که به لحاظ گرایش سیاسی وابسته به جبهه مشارکت ایران اسلامی است و همچنین حمایت از مهندس میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری آتی است.

روزنامه یاس نو در دوره اول خود در سوم اسفندماه سال 1381 و در آستانه انتخابات شوراهای دوم منتشر شد و پس از آن به مدت قریب به یکسال ادامه انتشار داد که در شب انتخابات مجلس هفتم توسط دادستانی تهران به محاق توقیف رفت.

در پنج سال گذشته تلاش های برای رفع توقیف این روزنامه و برگزاری دادگاه آن با حضور هیات منصفه از سوی مدیرمسئول روزنامه پیگیری شد که در نهایت در اواخر سال گذشته حکم قطعی آن صادر و روزنامه به جریمه نقدی محکوم گردید که پس از انجام مراحل قانونی روزنامه یاس نو امکان انتشار مجدد را یافت.

روزنامه یاس نو کنونی در 16 صفحه تمام رنگی و با موضوعات سیاسی، اجتماعی، بین الملل، حوادث، اقتصادی، ورزشی، فرهنگ و هنر و اندیشه منتشر می گردد.

محمد نعیمی پور مدیرمسئول روزنامه یاس نو در یادداشت شماره یک از دوره جدید این روزنامه در سرمقاله ای به خط مشی این روزنامه اشاره کرده است.

آدرس سایت اینترنتی این روزنامه که همزمان با انتشار آن در اینترنت فعال گردیده است عبارتست از:

www.yaseno.net

*******************************************************************

ورود این روزنامه وزین را به عرصه اطلاع رسانی کشور تبریک عرض نموده و برای پرسنل و گردانندگان آن آرزوی موفقیت در راه دشواری که آغازیده اند می نماییم

                                                                                                  جبهه مشارکت آمل

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:47 |
رئیس ستاد انتخابات جبهه اصلاحات گفت:«در روزهای آتی آقای خاتمی برای حمایت از آقای مهندس موسوی به چند استان بزرگ کشور سفر خواهند کرد.»

محسن امین‌زاده رییس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان حامی میرحسین در همایش معتمدین و روسای ستادهای انتخاباتی سراسر کشور مهندس موسوی با تاکید بر اینکه این اجتماع نشان می‌دهد که قدم‌های مهمی در ماه‌های اخیر برای پیروزی برداشته شده گفت:«حضور امروز شما نشانه‌ی اعتقاد شما به تغییر است. ما همه با هم میثاق بستیم برای ایجاد تغییر و استقرار دولت کارآمد، ‌توسعه‌گرا، قانون‌مدار، سالم و صادق. ما با شما و با آقای خاتمی آغاز کردیم و همراه ایشان راه را با آقای مهندس موسوی ادامه خواهیم داد.»

وی افزود:«کار بسیار دشواری در پیش داریم که قدم اول و مهم سازماندهی است، شاید بهتر بود که فرصتی داشتیم و ستاد منسجمی را راه‌اندازی می‌کردیم اما امروز هم با این وجود باید از حداکثر ظرفیت‌ها استفاده کنیم. با در نظر گرفتن اینکه ساختار چند ستادی مشکلات خاص خود را دارد اما مهم این است که همه زیر این چتر بزرگ گرد آییم.»

امین زاده تاکید کرد:«هرچه به روزهای انتخابات بیشتر نزدیکتر می‌شویم حساسیت کار ما بالاتر می‌رود و راه پیروزی ما افزایش مشارکت مردمی است و به دلیل آنکه رفتار رسانه‌ ملی به گونه‌ای است که ترجیح می‌دهد مشارکت چندان بالا نباشد اولین تلاش ما باید ایجاد موج و افزایش مشارکت مردم در انتخابات باشد.»

وی در پایان گفت:«ما همراه آقای خاتمی در کنار آقای مهندس موسوی خواهیم بود و تلاش می‌کنیم در آینده‌ای نه چندان دور پیروزی آقای مهندس موسوی را جشن بگیریم. آقای خاتمی هم اعلام کرده اند که هر کاری که از دست‌شان بر بیاید برای پیروزی آقای مهندس موسوی خواهند کرد و در روزهای آتی ایشان برای حمایت از آقای مهندس موسوی به چند استان بزرگ کشور سفر خواهند کرد.»

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:42 |

به گزارش قلم‌نیوز، موسوی نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس، عصرجمعه در حسینیه فرامه در شهرستان دماوند با اشاره به فرمان 8 ماده‌ای حضرت امام خمینی (ره) اظهار کرد: این فرمان خطاب به آیت‌الله اردبیلی و بنده صادر شده بود. یکی از مهم‌ترین بندهای فرمان 8 ماده‌ای، نهی قوی و موکد دخالت در حریم خصوصی مردم و یکی دیگر از بندهای مهم آن عدم تجسس در حریم خصوصی شهروندان به عنوان یک گناه کبیره است.

موسوی گفت: دولت آینده باید وضعیتی را پیش بیاورد که مردم در جمع‌ها، تشکل‌ها و خانواده‌های خود احساس امنیت کنند، نه این‌که دائم بخواهیم سرک بکشیم و مزاحمت ایجاد کنیم. البته نباید در جامعه بی‌‌بند و باری باشد ولی دولت، نیروی انتظامی و هیچ‌کس دیگر حق ندارد دخالت کند.

او انتخابات را یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های کشور در دوران پس از انقلاب خواند و توضیح داد: تحقق حاکمیت مردم در سرنوشت خود فقط از طریق برگزاری یک انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه امکان‌پذیر است و چنین انتخاباتی، انتخاباتی است که در آن انتخاب به صورت صحیح صورت گرفته باشد، زمینه‌سازی‌ها برابر باشد و گروه‌های مختلف از امکانات برابر برخوردار باشند. باید سلیقه‌های مختلف با چهره‌های مختلف و اندیشه‌های گوناگون در کشور باشند تا انتخابات درستی انجام شود و در جایی که امکان گفتن نظریات گوناگون وجود نداشته باشد امکان تصمیم‌گیری بسیار سخت است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به این‌که این روزها بحث مناظره‌ها مطرح است، متذکر شد: مناظره بر اساس آمار و آگاهی درست می‌تواند انجام شود تا به مردم کمک کند به درستی در صحنه‌ انتخابات شرکت کنند. مقدار اطلاعات و آماری که در دسترس داریم در این دوره مخدوش است و یکی از مشکلات موجود در ایام مانده به انتخابات، قضاوت بر سر این آمارهاست. اخیرا شنیده‌ام که بحثی مطرح شده مبنی بر این‌ که به دلیل پایین آمدن ارزش دلار، آن 270 میلیارد دلار درآمد کسب شده حتی از درآمد دولت در زمان جنگ هم کمتر شده است. وقتی این‌طور غیرکارشناسانه در سطح ملی و توسط رسانه‌هایی مباحثی این‌چنینی را برپاکنیم، قضاوت درباره‌ انتخابات دشوار می‌شود.

موسوی به مساله‌ اهمیت قانون اشاره کرد و افزود: در این ایام بارها گفته‌ام که در غیاب قانون و در شرایطی که مردم به بی‌قانونی عادت کنند و انگیزه‌ خود را از دست بدهند امکان رفتن به قهقرا برای آن کشور بسیار محتمل خواهد بود. یکی از تفاوت‌های دوران پیش و پس از انقلاب، همین مساله‌ رعایت قانون است؛ در حالی که آن‌چه امروز در آن مشکل فراوانی داریم قانون‌شکنی و قانون‌گریزی آشکار است.

او به سند چشم‌انداز 20 ساله اشاره و تصریح کرد: در این چشم‌انداز اهداف نظام و برنامه‌ پنج ساله مطرح شده است. می‌بینیم که در این سال‌ها برنامه‌ چهارم توسعه مورد بی‌توجهی دولت قرار گرفته است و شوراهایی که می‌توانند تصمیمات را عقلانی کنند نیز کنار گذاشته شده‌اند. حتی در اجرای بودجه‌ یک سال، عنوان شده که تخلفات فراوانی صورت گرفته و تکلیف میلیاردها دلار روشن نیست. این‌که علی‌رغم الزامات قانونی، به آن‌چه مجلس می‌گوید عمل نکنیم این خطر بزرگی است. گریز از قانون، سرمنشأ بسیاری از خطرها و عقب‌ماندگی‌ها در کشور است.

وی عدم وجود اشتغال پایدار را به معنای بداخلاقی، فرهنگ بد، اعتیاد، آشفتگی و به مخاطره افتادن سه عنصر امنیت، سلامت و آموزش در جامعه دانست و گفت: اگر در کشور دورنمای روشن و رفاه باشد و در مقابل، خوف و عدم شفافیت اطلاعات نباشد، هیچ جوان باغیرت ایرانی به سمت خارج رو نخواهد کرد.

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس، مساله‌ تورم را یکی از اولویت‌های مهم هر دولتی در دنیا عنوان و خاطرنشان کرد: کنترل تورم باید در اولویت‌های اداره کشور قرار بگیرد. اولویت داشتن یعنی این‌که وقتی می‌گوییم تورم مهم است، همه‌ مسائل ما تحت تاثیر این اهمیت قرار بگیرد، نه این‌که بخواهیم هم سر و صدا، هیاهو و مدیریت جهانی کنیم و هم تورم را حل کنیم؛ 25 درصد تورم یعنی مالیاتی که اغنیا از فقرا دریافت می‌کنند؛ چرا که آنهایی که غنی هستند از تورم سود می‌برند. من این مساله را جزو اولویت‌های خود قرار خواهم داد.

مهندس موسوی با بیان این ‌که یکی دیگر از وظایف دولت‌ها صداقت داشتن با مردم است، اضافه کرد: بهبود وضعیت امروز به دلیل نقدینگی عظیم و تعهدات گوناگون توسط دولت کار دشواری است ولی من یقین دارم که با همت همه‌ مردم این مشکلات قابل حل است. البته ظاهرا دولت توجهی به برنامه‌ریزی ندارد؛ چرا که اگر توجه داشت سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را از بین نمی‌برد و تازه بعد از آن هم بگوید این نهادها را آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به وجود آورده‌اند. متاسفانه حتی کار را به آنجا کشاندند که گفتند شهید رجایی هم به دنبال انحلال سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بود و در مورد من هم مباحث مشابهی مطرح شد.

او اضافه کرد: در مجلس بازبینی قانون اساسی در سال 68 من سخنگوی کمیته‌ اجرایی بودم. در قانون اساسی سال 68 نام دو سازمان یعنی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و سازمان برنامه و بودجه آمده است و من در آن زمان از ترس این‌که کسانی در آینده پیدا شوند و بخواهند کاری در جهت انحلال این دو سازمان انجام دهند پیشنهاد دهنده، پی‌گیری کننده و دفاع کننده‌ این مساله بودم و حتی این بحث هم مطرح شد که این دو سازمان به صورت وزارتخانه هم مطرح شوند. بنابراین آن‌چه امروز منحل شده برخلاف رویه‌ سابق است.

به گفته موسوی، هر سازمانی ممکن است منتقدانی داشته باشد؛ ولی اگر مثلا ما به وزارتخانه‌ای انتقاد داشته باشیم آیا به معنای این است که آن وزارتخانه را منحل کنیم؟ به فرض هم که این سازمان‌ها ساخته‌ آمریکایی‌ها باشند؛ آیا اسلام با برنامه مخالف است؟ آیا عقلانیت جمعی به ما اجازه می‌دهد که یک کشور وسیع 75 میلیونی را در خاورمیانه‌ای پر از بحران به این شکل اداره کنیم؟ جزو اولین اقدامات من احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در کشور است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این ‌که مبارزه با فساد جزو مسائل حیاتی است،تاکید کرد: دولتی که روی کار آمده با همین شعار بر سر کار آمده است ولی مبارزه با فساد هم باید مبتنی بر عقلانیت باشد. اگر دستگاه‌های نظارتی و تصمیم‌گیری را از بین ببریم و محیط کسب و کار را اصلاح نکنیم و زمینه‌ جرم‌خیزی را در جامعه پایین نیاوریم، هرچقدر هم که برخورد کنیم باز هم فساد کم نمی‌شود. برخورد با فساد زمانی می‌تواند اثربخش باشد که دولت به طور ریشه‌ای و از خود شروع کند و بعد هم هر کجا فسادی دید با اقتدار با آن برخورد کند. امروز بحث هزاران مورد تخلف از سوی خود دولت و پایین آمدن معیشت مردم مطرح است؛ در عین حال مشکلات فراوانی وجود دارد، تامین اجتماعی پوشش همگانی ندارد و تمام اینها فسادساز هستند.

* مردم مشتاق و علاقه مند دماوند از میدان معلم این شهرستان در انتظار ورود مهندس میرحسین موسوی بودند. آنها با در دست داشتن پرچم ها و شال های سبز که روی آن نوشته شده بود «یا زهرا»، «یا مهدی» و «یاد یار مهربان آید همی» منتظر بودند تا با دیدار نخست وزیر دوران دفاع مقدس به بیان مشکلات خود بپردازند.

با ورود مهندس موسوی به دماوند جمعیت حاضر با شور و هیجان شعار دادند: «صل علی محمد بوی صداقت آمد»، «موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم».

دوستداران موسوی از ورودی شهرستان دماوند (میدان معلم) تا میدان امام این شهرستان، با خودروهای خود، نخست وزیر دوران دفاع مقدس را همراهی می‌کنند و پرچم های سبزشان را از پنجره ها بیرون آورده اند.

جمعیت دوستداران موسوی به گونه ای است که خیابان‌های منتهی به میدان امام تا فاصله‌ چند کیلومتر بسته‌اند؛ همزمان با ورود مهندس به میدان، جمعیت با شعار و درود و صلوات از او استقبال کردند و دختری هشت ساله با اهدای شاخه گلی به مهندس موسوی و قرائت متنی کوتاه حضور میرحسین در میان مردم دماوند را خوش آمد گفت.

«حسین حسین، شعار ماست میرحسین انتخاب ماست» و «رییس جمهور ما سید آل عباست»، «سلام بر خاتمی درود بر موسوی» از شعارهایی‌ست که مردم دماوند در حمایت از موسوی سر می دهند.

مردم دماوند، میرحسین را ستاره‌ درخشان عصر مقاومت و نخست وزیر مورد اعتماد امام راحل می‌خوانند؛ حسینیه 3 هزار نفری سرامه جمعیتی بیش از گنجایش معمولش در خود جای داده است.

جوانانی حاضر در حسینه، تصاویری از سیدمحمد خاتمی و مهندس موسوی به دست داشتند. آنها پلاکادرهای به دست داشتند که روی آن نوشته شده بود «همایش حامیان سبز» و «فردای بهتر از آن توست»، «هر مملکتی در این جهان آباد است/ آبادیش از پرتو عدل و داد است»، «فارغ از هر زنده باد و مرده باد/ سر به راه اصلاح مملکت باید نهاد» و «دوباره می‌سازمت وطن» .

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:24 |
یاری: دکتر جواد اطاعت عضو ارشد حزب اعتماد ملی میرحسین موسوی را در سفر به فارس همراهی می‌کرد.

نماینده داراب در مجلس ششم در گفتگوی کوتاهی با خبرنگاری پایگاه خبری یاری در شیراز، در خصوص علت همراهي‌اش با مهندس موسوی گفت:«ما قبل از عضویت در اعتماد ملی عضو جبهه اصلاحات هستیم.»

وی خاطر نشان کرد:«بنده با همه احترام به برادر گرانقدرم حجت الاسلام آقای کروبی، از مهندس موسوی حمایت می‌کنم البته همیشه قدردان جناب آقای کروبی بوده و هستم.»

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:24 |
سيدمحمدرضا خاتمي دبير کل سابق جبهه مشرکت اران اسلامي خطاب به مهندس میرحسین موسوی:

 امروز شما نه یک مدافع و همراه اصلاحات بلکه یک پرچمدار بزرگ اصلاحات هستید. می‌خواهند شما را بشکنند و آب را گل‌آلود کنند تا مردم ندانند تفاوت شما با دیگران چیست

نایب رییس مجلس ششم دوشنبه شب در همایش نمایندگان ادوار و دیدار جمعی از این نمایندگان با مهندس میرحسین موسوی اظهار کرد: به عنوان کسی که در حساس‌ترین روزهای اصلاحات از دور و نزدیک دستی بر آتش داشتم و امروز هم افتخار ارتباط با جوانان را دارم عرض می‌کنم که کاری دشوار در پیش داریم و دشوارتر از آن پس از پیروزی است.

وی با بیان این‌که پیروزی نزدیک است، افزود: تجربه‌ی هشت ساله در کارشکنی‌های مختلف ثابت کرده است که پس از پیروزی می‌توانند با رفتارهای مختلف ملت را از رای خود در 22 خرداد پشیمان کنند؛ پس وظیفه‌ی ماست که نه برای پیروزی یک جناح سیاسی، بلکه برای حفظ ایران، تداوم انقلاب و سربلندی این مردم از جان بکوشیم تا از این سقوط محتمل دین، اخلاق، اقتصاد، فرهنگ و در یک کلمه ایران جلوگیری کنیم.

خاتمی با بیان این‌که آن‌چنان وضع امروز کشور خراب است که جبران آن کاری بسیار سخت و طولانی ‌مدت خواهد بود، خطاب به موسوی گفت: جناب آقای موسوی ما همه امکان و توان خود را به کار می‌بندیم ولی هیچ توقعی نداریم جز تلاش همه‌جانبه‌ی شما برای اعتلای ایران، ایجاد فضای آزاداندیشی، ایجاد حقوق برابر برای همه‌ی ایرانیان، رفع سایه‌ی جنگ و تحریم از سر این کشور و ایستادگی در برابر ظلمی که از هر سو بر این ملت تحمیل شده است. ما از شما چیزی نمی‌خواهیم جز اصلاحات.

اصلاحات مرام روشن و امیدبخش همه‌ی ایرانیان است
او با تاکید بر این که اصلاحات مرام روشن و امیدبخش همه‌ی ایرانیان است، اظهار کرد: اصلاحات یعنی انقلاب اسلامی، امام (ره)، استقلال و آزادی. اصلاحات بساط اقتدارگرایی و انحصارطلبی را به هم ریخته است و خلوت خوش متحجران را آشفته کرده است و خواب ناز کسانی را که هیچ نسبتی با انقلاب ندارند و امروز متاسفانه در حساس‌ترین موقعیت‌ها فرزندان اصیل انقلاب را از خدمت محروم می‌کنند به هم زده است. اصلاحات چیزی نیست جز دفاع از حقوق همه‌ی ایرانیان در برابر همه‌ی ظلم‌ها نظیر سختی‌هایی از جمله مسکن، نان، اشتغال، ازدواج و از همه مهم‌تر آزادی و حقوق اساسی انسان‌ها و حقوق شهروندی و نیز حق تعیین سرنوشت.

اصلاحات چیزی جز اصولگرایی نیست
نماینده مردم تهران در مجلس ششم شورای اسلامی در ادامه خاطرنشان کرد: مخالفان اصلاحات هم بیکار ننشسته‌اند و از به کار گرفتن هیچ چیز حتی اصول ابایی ندارند. اصولگرایی امر بسیار مقدسی است و ما معتقدیم که اصلاحات چیزی جز اصولگرایی نیست ولی مردم به شعارها توجه نمی‌کنند، بلکه به عملکردها توجه می‌کنند. آن‌چه امروز برخی آقایان به نام اصولگرایی می‌گویند چیزی جز سرکوب آزادی‌ها، ضرب و شتم و زندانی کردن دانشجویان، روحانیون، کارگران و معلمان نیست. امروز در زبان برخی آقایان اصولگرایی اسم مستعار بی‌برنامگی، ورشکستگی اقتصادی، تشنج‌آفرینی در سطح بین‌المللی و نظارت استصوابی است. اصولگرایی که این آقایان می‌گویند یعنی دروغ، فریب و از مهم‌تر یعنی ظلم و جفا در حق انقلاب و اصول واقعی آن و امام عزیز.

خاتمی خطاب به میرحسین موسوی اظهار کرد: آقای موسوی شما در ابتدای انقلاب متهم به دفاع از نهضت ملی و متهم به طرفداری از اسلام ناب، امام عزیز و مرحوم دکتر شریعتی بودید؛ ولی بر این اصول ایستاده‌ایدو سختی‌ها را تحمل کردید. پس از آن متهم به دفاع از امام (ره) و راه روشن او بودید ولی در برابر هجوم بی‌امان مخالفان امام (ره) ایستاده‌اید و برنگشتید.

آقای موسوی اصول شما با آنچه به غلط اصولگرایی نام گرفته است متفاوت است
امروز روز تبری جستن از آن چیزی است که متاسفانه به نام انقلاب و اسلام در جریان است
نایب رییس مجلس ششم اضافه کرد: ما معتقدیم اصول شما با آنچه به غلط اصولگرایی نام گرفته است متفاوت است. شما موافق آزادی‌ها هستید و آن اصولگرایان سرکوب‌گر آزادی‌ها؛ شما مدافع حقوق ملت هستید و آنها خود را قیم ملت می‌دانند؛ شما منادی عدالت هستید اما آن‌ها به اسم عدالت ظلم جاری می‌کنند؛ شما به قانون اساسی، جمهوریت و اسلامیت پایبند هستید ولی آن‌ها به هیچ چیز پایبند نیستند. در فرصت باقیمانده مردم باید خیلی شفاف این تفاوت‌ها را درک کنند. امروز در کنار تولی، روز تبری و تبری جستن از آن چیزی است که متاسفانه به نام انقلاب و اسلام در جریان است

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:2 |

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، نخست وزیر دوران دفاع مقدس در اجتماع پرشور هزاران دانشجوی دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه کافی نیست که دولت امنیت داشته باشد بلکه مهم، امنیت مردم است افزود: من از این مساله استفاده می‌کنم و می‌گویم که مهم است دانشگاه امن باشد اما مهم تر از امنیت دانشگاه، امنیت خود دانشجوست. یکی از اولین وظایف دولت‌ها برآورده کردن نیازهای اولیه مردم جامعه است و در عین حال یکی از وظایف آنها، رهایی مردم از خوف و ترس است.

در ادامه این جلسه یکی از دانشجویان این پرسش را از مهندس موسوی مطرح کرد که به نظر شما پاشنه آشیل مشکلات کشور کجاست؟ موسوی پاسخ داد: ما امروز مشکلات پیچیده‌ای در کشور داریم؛

در کشور آمریکا که آن را دشمن خود می‌دانیم، در زمان کمتر از 10 سال، یک مدیر بانک مرکزی خود را عوض نمی‌کنند. یکی از نقاط قوت آنها ثبات در مدیریت است، در حالی که این، یکی از مشکلات کشور ماست.

موسوی عدم ثبات در سیاست‌ها و عدم احترام به مدیریت‌های کشور را از دیگر مشکلات امروز عنوان کرد و با اشاره به نمونه‌ای از برخوردهای نادرست با یکی از مدیران در استان‌ها، ‌گفت: آیا به این ترتیب می‌شود کشور را اداره کرد و آیا این نحوه برخورد درست و علنی و در سطح ملی با یک مدیر در کشور است؟ تا سه، چهار سال قبل نشنیده‌ایم که فردی در بالاترین سطوح کشور بگوید من گوش این وزیر و آن وزیر را می‌پیچانم. ادبیات ما متاسفانه عوض شده است!

وی با بیان اینکه قانون گریزی یکی دیگر از مشکلات در کشور است، افزود: مهمترین وظیفه بانک مرکزی و همه بانک‌های کشور حفظ ارزش پول ملی و مراقبت از اقتصاد کشور است و چنین نهادهایی را نباید یک فرد اداره کند بلکه باید از طریق شوراهایی نظیر شورای پول و اعتبار اداره شود. وقتی شما بر خلاف قانون، این شوراها را منحل می‌کنید و بعد مجلس، شورای نگهبان و بعد هم مجمع تشخیص مصلحت نظام تذکر می‌دهند و مصوب می‌کنند که این شوراها احیا شوند اما در مقابل این مساله می‌ایستید، غیر از این که کشور را دچار مشکل می‌کنید، سفره خانواده‌ها را نیز هر روز کوچک‌تر می‌کنید و بیشتر در معرض مشکلات اقتصادی و عدم امنیت قرارشان می‌دهید.

در این مراسم، چند تن از دانشجویان با برافراشته کردن پلاکادرهایی در مخالفت با مهندس موسوی، سعی در به تشنج کشیدن جو سالن داشتند که با اعتراض شدید دیگر دانشجویان مواجه شدند.

مهندس موسوی در این لحظه خطاب به دانشجویان گفت: وجود پلاکادرهای مختلف در اینجا فضا را زیبا‌تر است، پس از این‌ها نترسید؛ بگذارید همه این پلاکاردها باشند زیرا اینها باید نشان دهنده فضای آزاد دانشجویی باشند. چه ایرادی دارد که هر کس بتواند حرف خود را بزند؟

وی ادامه داد: دانشجو، کشور و میراث فرهنگی خود را دوست دارد و طرفدار و دلسوز کشور خود است و آینده کشور در گرو رشد و شکوفایی دانشجویان است و این فضا محقق نمی‌شود، مگر با آزادی فکر و اندیشه. من یقین دارم حرمت آزادی اندیشه و پاسداشت این آزادی، کل کشور را نگه می‌دارد؛ همان طور که یکی از شعارهای اصلی ما در انقلاب، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.

موسوی با اشاره به مناظره‌های تلویزیونی شهید بهشتی با افرادی از تفکرات مختلف، اظهار کرد: انقلاب برای این ایجاد شد که از آزادی‌ها حراست کند و این، یک پرسش اساسی است که چرا امروز در مقابل اعتراض، نظرات مختلف و انتقادات دانشجویان با برخورد تند و وهن آور رو به رو می‌شوند.

وی همچنین در پاسخ به این پرسش که بازگشت قانون چگونه ممکن است؟ اظهار کرد: هر نوع نقطه عظیمت به کرامت انسانی از مسیر اجرای قانون می‌گذرد؛ ممکن است مضمون قانون گاهی مطابق خواست عمومی نباشد اما برای تغییر آن باز هم باید از طریق قانون عمل کنیم. آنچه امروز شاهد هستیم گریز از قانون است که هم در امنیت و هم در آزادی و اقتصاد کشور مشکلاتی به وجود آورده است.

موسوی به وظیفه مهم مجلس در نظارت بر بودجه نیز اشاره کرد و گفت: درگام اول سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را منحل کردند و در قدم بعدی شوراهای تصمیم‌گیری را منحل و ادغام نمودند. در گام سوم هم ردیف بودجه‌ها را به میل خود عوض کردند که بعد هم دیوان محاسبات عمومی گزارش داد هزاران تخلف در بودجه یک سال وجود دارد و تکلیف میلیاردها دلار معلوم نیست و ریشه بسیاری از مشکلات کشور ناشی از همین روحیه قانون گریزی است و این رویه باید اصلاح شود و من این را اصلاح می‌کنم.

در ادامه جلسه یکی دیگر از دانشجویان با انتقاد از اظهارنظرهای مهندس موسوی درباره نهضت آزادی و نیز انتقاد از خود آن‌ها، این پرسش را از موسوی مطرح کرد که موضع صریح شما نسبت به نهضت آزادی چیست؟ که وی پاسخ داد: مگر در زمان درگذشت مرحوم بازرگان و مرحوم سحابی،‌ رهبر و شخصیت‌های بزرگ ما تسلیت نگفتند؟ مگر اینها انسان‌های کافر یا خائنی بودند و مگر خدمت نکرده بودند؟

وی تاکید کرد: توصیه من به دوستانی که این مسایل را مطرح می‌کنند، این است که بحث اختلاف سیاسی را به جایی نبرند که آخرت خود را به خطر بیندازند. آیا باید از این اختلافات سیاسی در جهت تکفیر، سرکوب کردن و سر زیر آب کردن استفاده کنیم؟ من اهل این کار نیستم.

در ادامه این جلسه یکی از دانشجویان این پرسش را مطرح کرد که چه تفاوتی بین شما و آقای خاتمی وجود داشت که با وجود اعلام کاندیداتوری ایشان، شما اعلام کاندیداتوری کردید؟

موسوی در پاسخ به این سوال گفت: دکتر خاتمی، برادر عزیز و گرامی ماست و نزدیک به سی سال است که با هم دوست هستیم و بسیار به هم نزدیکیم اما دوست و همکار بودن را نباید به معنی این همانی گرفت. من و آقای دکتر خاتمی در بسیاری از مسیرها و اهداف بسیار نزدیک بهم هستیم. بیانیه مفصلی که ایشان دادند و جوابی هم که من دادم به اندازه کافی این مساله را باز کرد و مطرح کردن این مسایل جز اینکه بین نیروهای انقلاب ایجاد شبهه کند، نتیجه‌ای ندارد.

وی اضافه کرد: از آقای دکتر خاتمی تشکر می‌کنم. ایشان قویا از من حمایت می‌کنند و من از این حمایت مفتخرم. من با حمایت بسیاری از نیروها نظیر آقای خاتمی و آقای هاشمی رفسنجانی و نیروهای امام (ره) در صحنه حاضر هستم.

موسوی با بیان اینکه ما نیاز به تغییر در کشور داریم وگرنه نظام با مشکلات جدی مواجه می شود، اظهار کرد:‌ من حتی مخالفان را هم به حمایت از خودم دعوت می‌کنم و از این مساله استقبال خواهم کرد.

وی با اشاره به تشویق‌های پیاپی دانشجویان، پس از شنیدن نام سیدمحمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی خطاب به دانشجویان گفت: من ابراز محبت شما به آقایان خاتمی و هاشمی را به آن عزیزان خواهم رساند.

همچنین در این جلسه یکی از دانشجویان پرسید که مگر اصلاح‌طلبان از چه اصولی عدول کرده‌اند که شما می‌خواهید به اصول برگردید؟‌ مهندس موسوی هم پاسخ داد: اصلاح‌طلبان واقعی کسانی هستند که به اصول انقلاب پایبند‌ند و ساختارشکنی نمی‌کنند. اصلاح‌طلبی واقعی را عین اصول‌گرایی و اصول‌گرایی واقعی را عین اصلاح‌طلبی می‌دانم و دلیل اساسی این مساله هم این است که امروز تمام نیروهای معتقد به تغییر وضع موجود بر محور یک موضوع و شعار جمع می‌شوند.
او تصریح کرد: ما در اول انقلاب بسیج و ارتش 20 میلیونی داشتیم، اینها کسانی بودند که طوری به جبهه‌ می‌رفتند که اگر هم شهید شدند حتی اسم آنها برده نشود و شناخته نشوند. آنها حافظان ارزش‌ها بودند که از همه اقشار به ویژه قشر مستضعف در میان آنها حضور داشتند. آنچه من دائما به آن رجوع می‌کنم این است که بسیج ویژگی‌هایی نظیر حراست از انقلاب، حراست از ناموس، فراتر از جناح‌ها حرکت کردن و عدم دخالت نظامیان در انتخابات دارد و ما این بسیجی را قبول داریم. بسیجی خوب و واقعی حتی اگر اختلاف سلیقه‌ای داشته باشد احترام برادر و دوست دانشجوی خود را نگه می‌دارد و در محدود کردن او مشارکت نمی‌کند. من خودم را چنین بسیجی می‌دانم و معتقدم که باید به عنوان یک بسیجی حامی آزادی‌های مصرح در قانون اساسی باشم. اگر امام(ره) هم امروز بودند از چنین بسیجی دفاع می‌کردند و امروز بسیجی‌های واقعی هم چنین هستند. بسیجی عزیز ما در فضای دانشگاهی، فضای امنیتی ایجاد نمی‌کند.

نخست وزیر محبوب امام (ره) در بخش دیگری از پاسخگویی به سوالات حاضرین تاکید کرد: من در بسیاری از مقاطعی که بسیاری از افراد ساکت بودند ساکت نبودم. در رابطه با تعطیلی گسترده جراید که بسیاری افراد سکوت کردند، من موضع صریح گرفتم و به اصطلاح توقیف فله‌ای مطبوعات که هنوز هم به کار می‌برند در این رابطه موضع‌گیری کردم. در طول مدت این چند سال رسانه‌هایی که حتی همین امروز هم از نشان دادن برنامه کوچکی از من طفره می‌روند حتی یک بار هم به سراغ من نیامدند. شما به من می‌گویید که در این سال‌ها سکوت کردم ولی من به هیچ وجه سکوت نکردم بلکه در معرض محرومیت از فضای رسانه‌ای بودم ولی در حد محدودی که می‌توانستم، نظریات خود را صراحتا بیان می‌کردم. طبیعی است من دانشجو نبودم که در دانشگاه به همراه دانشجویان شعار بدهم ولی به عنوان یک سیاستمدار خارج از این فضا همیشه مدافع آزادی اندیشه و عقیده آنها در دانشگاه‌ها بوده‌ام و این اندیشه دیرین من بوده است.

موسوی در پاسخ به سوالی درباره مساله اعدام‌های صورت گرفته در اواخر دهه 60 در کشور توضیح داد: پیش از آن که این پرسش را مطرح کنید باید بافت و ساختار نظام جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید و سوال را از کسی بپرسید که در آن رابطه مسئولیت دارد. می‌توانید از من راجع به مسئولیت‌های دولت که بارها مورد تایید حضرت امام، رزمندگان و ملت ما قرار گرفت سوال کنید ولی راجع به قوه قضائیه نمی‌توانم پاسخی بدهم. اگر بخواهیم برای سوال‌های خود جواب‌های درخوری داشته باشیم باید آنها را در چارچوب درست خود مطرح کنیم. من عضو شورای انقلاب فرهنگی و وزیر امور خارجه بودم و شهادت می‌دهم آزادی‌هایی که منجر شد شخصی چون شهید بهشتی در کنار دیگران نظیر آقای پیمان یا مثلا رهبر حزب توده در تلویزیون مناظره کند را کسانی تنگ کردند که بدن مطهر شهید مطهری، بهشتی و 72 تن دیگر را تکه تکه کردند. این همان چیزی است که نسل جوان ما باید مطالعه کند و ببینید از کجا به اینجا رسیده‌ایم.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین عنوان کرد: من هنوز شبی را که به حزب جمهوری اسلامی رفتم و آن سقف فروخوابیده را دیدم و 72 تن شهید را از زیر آن آوار بیرون کشیدند که همگی از دوستان نزدیک من بودند به یاد دارم. من هنوز شهادت رجایی، باهنر و یا شهادت مظلومانه آیت‌الله دستغیب را از یاد نبرده‌ام. البته هیچ کدام از این حرف‌ها به این معنا نیست که اگر کار خلافی صورت گرفته از آن دفاع می‌کنم بلکه حرف من این است که برای اینکه بتوانیم گام‌های خود را محکم برداریم باید همه جوانب را مطالعه کنیم. من در مورد سیاست‌های خود همواره شفاف و روشن بوده و هستم.

موسوی با تاکید بر این که برخوردها و فشارهای صورت گرفته نسبت به دانشجویان را محکوم می‌کند تصریح کرد: مهمترین مساله‌ای که باید در این رابطه به آن توجه کنیم این است که ما باید نگاه خود به محیط دانشگاهی را عوض کنیم. نگاه امنیتی موجب می‌شود به جای آنکه دانشگاه را به عنوان یک فرصت در کنار کشور قرار دهد، آن را در مقابل نزاع قرار بدهد و چنین نگاهی محکوم است. ما بیش از سه میلیون دانشجو در کشور داریم و این یعنی همه ملت‌ ما. اگر نظامی نتواند به سه میلیون دانشجو و فرزند خود اعتماد کند مشکلات زیادی پیدا خواهد کرد و من چنین نگاهی ندارم. من مخالف هر نوع فضای تک صدایی و معتقد به فضای چندصدایی در کل جامعه از جمله فضای دانشگاه هستم. استقلال دانشگاه‌ها غیر از اثرات مثبت برای خود دانشگاه، اثرات مثبت مدیریتی هم در کل کشور خواهد داشت و من در این راه گام خواهم برداشت و وزیر علومی را انتخاب خواهم کرد که دستاوردهای خوبی که پیشتر در این رابطه داشتیم نظیر ماده 49 یا وظایف مجامع دانشگاه‌ها را دنبال کند و من در این راه گام برخواهم داشت.

بنابراین گزارش دکتر زهرا رهنورد همسر مهندس میرحسین موسوی نیز که در این جلسه در کنار وی حضور داشت در رابطه با دغدغه دانشجویان گفت: انتظار از ریاست جمهوری دهم این است که تمام امکانات سخن گفتن و تحصیل کردن را در آزادانه‌ترین شرایط برای دانشجویان فراهم کند و تمام تعلیقی‌ها و تحریم‌ها، ستاره‌دارها و محروم‌ها را دوباره به شرایط تحصیل برگرداند.

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:16 |
دبیر کل مجمع روحانیون مبارز با بیان اینكه همه مسئولان کشور قابل نقد هستند ،تاكید كرد:«اگر قرار است مردم بدون شناخت و بدون حق انتقاد فقط روز انتخابات یک اسم را روی کاغذ بنویسند، بهتر است به یک عده ای از اصولگرایان وکالت دهند تا خودشان از طرف مردم اسم کسی را بنویسند.»

به گزارش سلام ، آیت الله موسوی خوئینی‌ها در دیدار با دانشجویان حامی موسوی در دانشگاه علامه طباطبایی در بیان تبیین مفهوم اصلاح طلبی گفت:«بعد از پیروزی انقلاب دو گروه سیاسی چپ و راست داشتیم که چپ ها امروز با نام اصلاح طلب شناخته می شوند و جریان اصولگرا هم با هر تعریفی که از اصولگرایی داشته باشیم همان جریانی است که روزگاری جناح راست نامیده می شد.»

وی افزود:«برخی از مفهوم چپ تصوری دارند که گویی جناح چپ سابق اکنون نمی تواند اصلاح طلب باشد. البته باید در نظر داشت که از زمانی که عنوان اصلاح‌طلب مطرح شد ما مفهوم اصلاح طلبی را روشن نکردیم. در آن زمان ما واژه اصلاح طلبی را به کار نمی بردیم و فقط مسائلی را که مد نظر داشتیم مطرح می کردیم. من نمی دانم چه انسان خیراندیشی اولین بار از واژه اصلاح طلبی استفاده کرد، اما هرکسی که بود کار شایسته ای را انجام داد. در ابتدا جریان مقابل هم تلاش می کرد خود را اصلاح طلب بنامد اما موفق نشدند این واژه را مصادره کنند. البته ما هم در ابتدا تلاش نمی کردیم که اصلاح طلب خوانده شویم. در هرصورت ما اصلاح طلب نامیده شدیم و طرف مقابل اصولگرا.»

مسئولین دچار خودباختگی شده‌اند

موسوی خویینی‌ها با بیان اینكه اصلاح طلبی معنایش این نیست که بحران های اقتصادی و اجتماعی را حل کنیم،اظهار داشت:«اصلاح این موارد وظیفه هر دولتی هست اما ما به خاطر این موارد اصلاح طلب نامیده نمی شویم. چون همه دولت ها به دنبال حل این مسائل هستند. دولت فعلی هم گرچه از نام اصلاح طلبی خودداری می کند اما مدعی است که در 16سال قبل از دولت فعلی همه چیز خراب شده و فساد افزایش یافته و مسئولین دچار خودباختگی شده اند و حالا قصد بهبود و اصلاح امور را دارد.»

به بهانه حفظ ارزش ها و اصول نادیده گرفته می شود

وی خواست عموم اصلاح طلبان را داشتن یک کشور اسلامی، آباد، پیشرفته و آزاد دانست و گفت:«اصلاح طلبان برای توسعه کشور هر کاری لازم باشد انجام می‌دهند و هر فداکاری که لازم باشد می کنند. برای توسعه و پیشرفت کشور حاضرند از گذشته ها عبور کنند تا به مطلوب برسند. از نظر حضرت امام (ره) واجب ترین مسئله این است که نظام حفظ شود تا کشور سرپا بماند. حفظ نظام از اوجب واجبات است، یعنی باید از برخی واجبات و محرمات (اگر لازم باشد) عبور کرد تا نظام حفظ شود اما در جناح مقابل اصلاح طلبی، نگاه متفاوتی وجود دارد و منافع نظام به بهانه حفظ ارزش ها و اصول نادیده گرفته می شود.»

نمی توان به نام اسلام کشور را عقب نگه داشت

دبیر مجمع روحانیون مبارز ادامه داد:«اصولگرایان عقایدی را برای خود به عنوان اصل در نظر گرفته اند ومی گویند به هیچ عنوان از آنها عدول نمی کنیم و برایشان هم فرق نمی کند که کشور چه وضعی پیدا خواهد کرد. اگر کسی بگوید وضع اقتصادی ما بد است آنها می گویند عیبی ندارد مهم این است که ما از اصولمان عدول نکنیم. اگر بگویید با این اصول ممکن است اوضاع سیاسی کشور به هم بریزد و مشکلی ایجاد شود می گویند عیبی ندارد. اصول آن ها یک دسته عقاید دینی است که چنان برایشان قطعی است که هرکس خلاف آن بگوید کفر است و باطل. یعنی یک دسته عقاید را با استنباط خودشان چنان اصل می گیرند که به هیچ وجه از آن عدول نمی کنند حتی اگر کشور از دست برود. بحث ما با اصولگرایان این نیست که مسلمان باشیم یا نباشیم. اصلاح طلبان هم به دنبال کشور اسلامی هستند، اما کشوری که عقب مانده وفقیر باشد را به هیچ عنوان اسلامی نمی دانند. ما می خواهیم مسلمان باشیم اما مسلمان پیشرو و توسعه یافته، نه مسلمان عقب افتاده ای که فاصله اش با دنیای امروز یک فاصله تاریخی باشد. پس ما هم می خواهیم مسلمان باشیم و هم کشورمان اسلامی باشد. دین در کشور ما ریشه دار است اما نمی توان به نام اسلام کشور را عقب نگه داشت و نباید طوری بشود که نتوانیم در دنیا سربلند کنیم.»

مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام یادآور شد:«امام خمینی در زمان حیاتشان این موضوع را پذیرفتند که درست است ما مسلمانیم اما نمی خواهیم به بهانه اسلام جلوی پیشرفت کشور گرفته شود و کشورمان عقب افتاده شود، لذا نهادی درست می کنند به نام مجمع تشخیص مصلحت نظام و می فرمایند اگر شورای نگهبان مصوبه ای را خلاف شرع دانست و مجلس هم بر آن پافشاری کرد، آن مسئله به مجمع تشخیص برود و اگر مجمع، تشخیص داد قانونی که مجلس تصویب کرده به صلاح کشور است اجرا شود. این نشان می دهد که امام قبل از هر چیزی به فکر پیشرفت کشور بود و قصد اصلاح امور را داشت و نمی خواست به هیچ بهانه ای کشور عقب بماند ولی طرف مقابل ما می گوید هیچ چیز نباید خلاف شرع باشد و از شرع تفسیری ارائه می دهد که با پیشرفت و توسعه در تعارض است.»

وی تصریح كرد:«امام خمینی (ره) حتی معتقد بودند همین که لایحه ای در کمیسیون تخصصی دولت بررسی شده و تصویب می شود و در هیات دولت هم مورد تائید قرار گرفته و سپس در کمیسیون های تخصصی مجلس هم مورد تصویب قرار گرفته و در انتها نمایندگان هم در صحن علنی با رای خود اعلام می کنند که به صلاح کشور است، برای اجرایی شدن قانون کافی است، ولو این که شورای نگهبان آن را خلاف شرع تشخیص دهد. با این حال از باب احتیاط مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل داده شد.»

چرا میرحسین می‌گوید اصلاح طلب اصولگرا؟

موسوی خویینی‌ها با بیان اینكه در اصلاح طلبی هم اصولی وجود دارد،اظهار داشت:«برخی گمان می کنند اینکه مهندس موسوی می گوید من اصلاح طلب اصولگرا هستم منظورش این است که به اردوگاه اصولگرایان تعلق دارد. این اشتباه است چون معنای حرف او این است که با در نظر گرفتن اصول، اصلاحات را پیش می برد. یکی از اصول این است که« میزان رای ملت است » و هر چیزی که در راه این اصل مانع ایجاد کند باید برداشته شود. اصل مهم برای اصلاح طلبان این است که مردم باید سرنوشت کشور را تعیین کنند و هر کاری که مانع انجام این اصل است باید برداشته شود نه این که به بهانه دیگری و هر روز هم به یک بهانه اصل بودن «میزان رای ملت است» زیر پا گذاشته شود.»

کاری کردند که دیگر میزان رای ملت نیست

وی با بیان اینكه مملکت ما اسلامی است و مجلس شورای اسلامی داریم،گفت:«در این مجلس، هر قانونی که تصویب می شود باید اسلامی باشد و کسانی باید نمایندگی مردم را در مجلس برعهده بگیرند که به قوانین شرع پایبند باشند. ولی با این تصور و با این پیش فرض برخی گفتند باید فیلتری بگذاریم تا همه آنهایی که می خواهند به مجلس بروند معتقد به اسلامی باشند که ما می فهمیم و نیز آدم هایی باشند که مطمئن باشیم وقتی به مجلس می روند قوانینی را تصویب کنند که ما آن ها را شرعی می دانیم. این تصور اصولگرایان که منجر به نظارت استصوابی شد در عمل یک نتیجه داشت و آن اینکه میزان رای ملت نیست. یعنی آنها خودشان را به چیزی پایبند کردند که نتیجه آن این شد که در سرنوشت کشور میزان رای ملت نیست. پس آن اصولگرایی که نتیجه آن زیر پا گذاشتن این اصل اساسی است ضد اصلاحات و مردود است. چرا که اساسا مردم باید نماینده خود را به مجلس بفرستند نه اینکه از بالا برایشان مصلحت سنجی شود. اما این که بعضی‌ها می گویند ما باید تشخیص دهیم چه افرادی برای حضور در مجلس صلاحیت دارند معنایش این است که میزان رای ملت نیست.»

شاه هم می گفت مردم صلاح خود را نمی دانند و من باید برای آنها تصمیم بگیرم

دبیر مجمع روحانیون مبارز به این گفته میر حسین موسوی اشاره كرد كه "اصلاح طلبی هستم که به اصول مراجعه می کنم" ،گفت:«معنایش این حرف این است که به اصل حاکمیت مردم پایبند است. مهندس موسوی اعلام کرده است که با نظارت استصوابی مخالف است. چون این نظارت، رای ملت را نادیده می گیرد. اساسا انقلاب برای این انجام شد که نظر مردم لحاظ شود. اگر قرار بود دیگران برای مردم تعیین تکلیف کنند و نظر مردم کنار گذاشته شود نیازی به انقلاب نبود. مگر مردم با شاه چه مشکلی داشتند؟ آیا مشکل فقط این بود که اعلی‌حضرت نماز نمی خواند؟ مشکل اصلی این بود که شاه هم مردم را صاحب رای نمی دانست. او هم می گفت مردم صلاح خود را نمی دانند و من باید برای آنها تصمیم بگیرم.»

وی ادامه داد:«شاه در مصاحبه ای گفته بود چون من پدر مردم ایران هستم تا زمانی که مردم به رشد سیاسی و فکری دست پیدا نکردند که صلاح خود را تشخیص دهند من به جای آن ها تصمیم می گیرم. در حالی که اگر قرار است اینگونه رفتار شود مردم هیچ گاه به رشد نمی رسند. به همین خاطر تصمیم گرفتند نظامی مردمی برپا کنند. حالا اگر قرار باشد میزان رای ملت نباشد، اصلا نیاز به آن همه رنج ها و مرارت ها و شهید دادن ها و انقلاب نبود.»

اصولگرایان اصولی را برای خودشان ساخته اند و می گویند این اصول نباید خدشه دار شود

دادستان اسبق كشور خواست اصلاح طلبان را دارا بودن کشوری اسلامی، توسعه یافته، پیشرفته و مترقی دانست واظهار داشت:«انتظار این است كه مردم کشور حداقل، یک زندگی معمولی وانسانی داشته باشند و در این راه هرچیزی که مانع ایجاد می کند باید کنار گذاشته شود. اصولگرایان اما اصولی را برای خودشان ساخته اند و می گویند این اصول نباید خدشه دار شود. »

نظر مردم فقط روی برگه های رای گیری نیست

وی با بیان اینكه تحقق عملی اصل مترقی «میزان رای ملت است» در گرو انتقاد آزاد از مسئولان است ،اظهار داشت:«اگر مردم نتوانند عملکرد مسئولان را نقد کنند چگونه می توانند نظرشان را اعلام کنند؟ نظر مردم فقط روی برگه های رای گیری نیست. آن برگه‌ها نتیجه نظر مردم است که در طول سال ها مطرح می‌شود. رای مردم در طول چندین سال بر اثر مباحثه ها و نقد ها شکل می گیرد و برای همین نباید به هیچ بهانه‌ای جلوی انتقاد را گرفت و در انتقاد کردن نباید استثنا قائل شویم. نمی شود بگوییم از دربان وزارتخانه می شود انتقاد کرد اما از خود وزیر نمی شود انتقاد کرد. نمی شود گفت از وزیر می شود انتقاد کرد اما از رئیس جمهور نمی شود انتقاد کرد. پذیرفتنی نیست عده ای بگویند از رئیس جمهور می شود انتقاد کرد اما از سایر اركان نظام نباید انتقاد کرد .»

نباید اسم نقد اهانت به مقدسات گذاشته شود

موسوی خویینی‌ها با بیان اینكه حرمت همه مسئولان باید حفظ شود چون حفظ حرمت آنان احترام به ملت است و احترام به انقلاب و کشور است،اظهار داشت:«اما این حفظ حرمت نباید آنقدر اصل گرفته شود، به طوری که جلوی نقد گرفته شده و اسم نقد اهانت به مقدسات گذاشته شود. همه مسئولان کشور قابل نقد‌اند. اگر جلوی انتقاد گرفته شود، از مردم چه انتظاری داریم که پای صندوق بیایند و رای بدهند و رای آنان بر اساس تحلیل و درک صحیح مسائل کشور و تمیز مصالح از مفاسد باشد؟ اگر قرار است مردم بدون شناخت و بدون حق انتقاد فقط روز انتخابات یک اسم را روی کاغذ بنویسند، بهتر است به یک عده ای از اصولگرایان وکالت دهند تا خودشان از طرف مردم اسم کسی را بنویسند! اگر قرار است با درک درست از شرایط کشور رای داده شود لازمه اش این است که همه نقد شوند. اگر ما تصور کنیم که فقط در این کشور بعضی ها هستند که اشتباه می کنند اما بعضی ها هرگز اشتباه نمی کنند خلاف اصلاح طلبی است. همه احتیاج به نقد دارند. همه مردم از عادی ترین فرد تا عالی ترین مقام کشور باید قبول کنند که اشتباه می کنند و نیاز دارند که اشتباهات یادآوری شود.»

وی با بیان اینكه بین امر اجتماعی و حوزه خصوصی تفاوت وجود دارد،اظهار داشت:«اشتباه مسئولان و انتقاد از عملکرد آن‌ها یک امر اجتماعی است. عملکرد مدیریتی در حوزه سیاسی مانند رابطه دو مسلمان نیست که گفته می شود اگر مسلمانی اشتباه کرد به او آهسته و در گوشی اشتباهش یادآوری شود تا آبرویش ریخته نشود. در موضوعات شخصی باید خصوصی تذکر داده شود اما در کار حکومتداری و مسائل اجتماعی، مسئولان باید بپذیرند که علنی نقد شوند. شهروندان باید حق داشته باشند تا علنی وآزاد مسئولان را نقد کنند.»

نمایده امام در سازمان حج و زیارت خاطر نشان كرد:«اگر این اصل پذیرفته شود که "میزان رای ملت است" ، باید تمام اقتضائات آنرا پذیرفت و در این راه هیچ بهانه ای پذیرفتنی نیست. اصل سوم از نظر اصلاح طلبان این است که همه چیز باید بر محور قانون باشد. برای همین اصلاح طلبان هیچ شخصی را فراتر از قانون نمی دانند و این یک تفاوت مهم میان اصلاح طلب با غیر اصلاح طلب است. ما در اداره یک کشور نمی توانیم یک اصل فراقانونی را بپذیریم. اگر ما یک اصل را فرا قانونی بدانیم کم کم این مسئله به نقاط دیگر سرایت می کند ، همچنانکه امروز می بینیم کشوری که قرار بود بر خلاف رژیم گذشته همه چیزش بر مدار قانون باشد امروز به وضعی رسیده که آقای میرحسین موسوی ناچار شده بگوید خطری که کشور را تهدید می کند قانون شکنی است . این قانون شکنی آنقدر رواج پیدا کرده است که تبدیل به هنجار شده است و گویی برخی مسئولان می توانند و حق دارند قانون شکنی کنند.»

امروز قانون شکنی عادی شده

وی ادامه داد:«ما امروز شاهدیم که مجلس هم دیگر چندان حساسیتی به قانون شکنی نشان نمی دهد. ظاهرا قانون شکی آنقدر عادی شده که نمایندگان مجلس هم بعد از یکی دو بار تذکر و بعد از مواجهه با موارد متعدد قانون شکنی کوتاه آمده و به این قانون شکنی ها عادت کرده اند و این وضع یکی از نتایج پذیرفتن امر فراقانونی و از نظر اصلاح طلبی مردود است.»

مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام در در پاسخ به سوال حاضرین که چرا اصلاح طلبان خود را نقد نکردند؟گفت:«این درست نیست که بگوئیم اصلاح طلبان خود را نقد نکرده اند. آن ها خود را نقد کرده اند و من شنیده ام در برخی احزاب اصلاح طلب در داخل خودشان نقدهای مفصلی صورت گرفته و این نقدها مکتوب هم شده است.»

موسوی خویینی‌ها به گفته برخی افراد مبنی بر اینكه بعضی‌ها می گویند اصلاح طلبان در هشت سالی که دولت را داشتند نتوانستند کاری انجام دهند ،اظهار داشت:«من بر خلاف آنان معتقدم کارهای بسیاری انجام گرفته است. اما دو مسئله باعث شد چنین تصوری ایجاد شود.از یک طرف مخالفان اصلاحات برای ضعیف نشان دادن آنها القا کردند که اصلاح طلبان کاری انجام نداده اند و چنین القا کردند که گویا اصلاح طلبان می خواستند ساختار شکنی کنند و ساختار نظام را تغییر دهند و نتوانستند! این یک تبلیغ دروغ بود و نتیجه گیری از آن هم غلط بود. از طرف دیگر برخی اصلاح طلبان هم من باب تواضع گفتند که ما کاری برای مردم انجام نداده ایم. معنای این حرف این است که لیاقت مردم بیش از این حرف ها است و ما به اندازه شایستگی مردم کاری نکردیم. اما این حرف آنقدر تکرار شد که عده ای گمان کردند منظور این است که اصلاح طلبان در طول 8 سال خوابیده بودند و واقعا هیچ کاری انجام ندادند. آمار و ارقام نشان می دهد اصلاح طلبان در دوره خود بسیار موفق بوده اند. این در حالی است که این دولت اگر یک دهم دولت اصلاحات عمل کرده اما آن را صد برابر جلوه می دهد.ولی اصلاح طلبان ده برابر این دولت کار کرده اند اما از باب اخلاق و تواضع می گویند کاری نکرده ایم.»

برخی اصولگرایان برای رسیدن اصلاح طلبان به قدرت به ترور و کشتن متوسل شدند

وی تاكید كرد:«موانعی که اصلاح طلبان برای ایجاد تحول در کشور پیش رو داشتند در حد هر نه روز یک بحران بود. اینگونه نبوده است که راه اصلاح طلبان یک اتوبان پهن آسفالت بوده باشد که آنها می توانستند با سرعت حرکت کنند اما با کندی حرکت کردند. راه اصلاح طلبی جاده ای نا هموار با موانع فراوان بود. برخی مخالفان اصلاحات با اعتقاد راسخ مقابل آن ایستاده بودند و به هر قیمت تلاش می کردند جلوی آن را بگیرند. برخی اصولگرایان از روی ایمان و اعتقاد و از عمق جانشان فکر می کنند که واقعا اصلاح طلبان دین و ایمان و انقلاب و امام را بر باد می دادند و معتقد بودند به هر قیمتی هست باید جلوی آن را گرفت و به هر قیمتی هم که هست نباید اجازه دهیم که به حکومت برگردند و برای این هدف به ترور و کشتن هم متوسل شدند.»

شگرد اصولگرایان برای زدن خاتمی

موسوی خویینی ها با بیان اینكه جریان اصلاح طلبی جریان یکدستی نبوده و در زیر چتر آن افرادی با گرایش های مختلف جمع شده بودند،اظهار داشت:«در جریان اصلاح طلبی عده ای وارد شدند که دنبال اهداف دیگری بودند. ما نباید تصور کنیم خودمان فرشته های آسمانی هستیم و رقیب ما شیطان است. در جریان اصلاح طلبی هم برخی زیر چتر اصلاح طلبی آمدند ولی مطالبات دیگری داشتند. اینها چون نمی توانند با تابلوی خود وارد شوند زیر تابلوی اصلاح طلبی جمع می شوند تا به اهداف خودشان برسند. این افراد بهانه ای دست رقیب می دهند تا شمشیر را روی سر تمام اصلاح طلبان بگیرد.»

وی ادامه داد:«در زیر چتر اصلاحات عده ای بودند که داعیه اصلاح طلبی داشتند اما اصلاح طلبی را با کنار گذاشتن دین ممکن می دانستند، عده ای می گویند لازم نیست دین را کنار گذاشت اما نباید در سیاست دخالتش داد، عده دیگری می گویند داخل شدن دین در سیاست اشکالی ندارد اما به این شکلی که امروزه اتفاق افتاده کار درستی نیست. برخی هم کاملا چارچوب ها را قبول دارند اما به روش ها ایراد دارند. امروز به لطف خدا این مسائل با نقدی که اصلاح طلبان از خود داشته اند روشن شده است. با این حال طرف مقابل همه اصلاح طلبان را به یک چوب می زند و حتی اصلاح طلبانی را که کاملا معتقد به چارچوب ها هستند را هم می زنند. در بین اصلاح طلبان هم افرادی بودند که آقای خاتمی با آنها نسبتی ندارد. ولی طرف مقابل هم آقای خاتمی وهم آن دسته از اصلاح طلبان را همزمان می زند. چرا که معتقد است برای زدن آقای خاتمی این یک بهانه خوبی است.»

دبیر كل مجمع روحانیون مبارز با تاكید بر اینكه البته این افراد باید بتوانند آزادانه در جامعه نظرات خود را مطرح کنند در بیان دلیل این سخن خود گفت:«چون به هر صورت آدم‌هایی در جامعه وجود دارند که با دین مخالف هستند. با زور که نمی توان صدای همه را خاموش کرد. منطقی که معتقد به خاموش کردن صدای مخالف است اساسا منطق غلطی است. عده ای گمان می کنند با ایجاد اختناق در کشور، معاندین با دین از میان می روند، در صورتی که اینگونه نیست، این روش نتیجه عکس می دهد، اتفاقا اگر این افراد بتوانند حرف خود را بزنند و همه حرف ها شنیده شود مردم در دین خود راسخ تر می شوند.»

جریان اصولگرا با زور سرنیزه می خواهد همه را خفه کند

وی خاطر نشان كرد:«اصلاح طلبان دیندار هستند اما معتقدند کسانی که دین ندارند هم باید حرف خود را بزنند چون در نهایت این مباحث به نفع دین تمام می شود. پس اصل چهارم در اصلاح طلبی آزادی مخالفان در اظهار عقاید است . اما مدعیان اصولگرایی می خواهند با سر نیزه همه مخالفان را ساکت کنند. ظاهرا بعضی ها از مخالفان دینداری در این کشور آنقدر هراس دارند که می ترسند تا کسی حرفی زد مردم از دینشان برگردند ولی هرگز اینگونه نیست. اگر مخالفان دین در جامعه آزادانه استدلال های خود را مطرح کنند مدافعان دین در دفاع از دین خود جدی تر می شوند تا این که چشمان خود را ببندند و فکر کنند که مخالفی وجود ندارد. هرچند اصلاح طلبان باید صف خود را از دین ستیزان جدا کنند اما این به معنای نابود کردن آنها نیست. فرق اساسی اصلاح طلبان و اصولگرایان در این زمینه این است که اگر اصلاح طلبان حاکم باشند اجازه می دهند کسانی که مخالف دین هستند آزادانه حرف خودشان را مطرح کنند و همه متوجه می شوند که گروهی نظراتی مخالف دارند و باید برایش فکری کرد ولی وقتی که جریان اصولگرا حاکم است با زور سرنیزه می خواهد همه را خفه کند و نمی فهمند که چنین تفکری هم وجود دارد و خطر این تفکر و این روش این است که همه چیز و همه کار را به دین می چسبانند و مخالف آن را مخالف دین معرفی می کنند تا مجوز برای سرکوب بتراشند و به این ترتیب همه آدم ها مقدس می شوند و همه کارها مقدس می شود و مخالفان آن ها، مخالفان مقدسات می شوند! »

دادستان اسبق كشور با تاكید بر اینكه یک کشور برای این که مقتدر باشد لازم نیست چنین نمایش دهد که تمام مردم یک نفر را قبول دارند،اظهار داشت:«این اتفاق مانند انتخابات صدام خنده دار می شود که در رفراندومی که برگزار کرد فقط یک نفر به او رای منفی داده بود. وقتی همه موافق یک مسئول باشند معلوم است که مسخره و خنده دار می شود. دنیا هم چنین چیزی را قبول نمی کند چرا که خدا هم طرفدارانش صد در صد نیست.»

اصلاح طلبان باید خودشان را وسط خیابان آتش می‌زدند تا ثابت شود به دنبال تحول هستند؟

وی خطاب به دانشجویان گفت:«به دانشجویان عزیز توصیه می کنم که برای اصلاح طلبی ابتدا مشخص کنند که دنبال چه هستند و اگر افرادی هستند که در این هدف مشترک نیستند صفشان را جدا کنند. اگر کسانی با اصل دین مخالفند حق اظهار نظر دارند اما باید صفشان را از اصلاح طلبان جدا کرد. من به کسانی که اصلاحات را متهم به کند روی می کنند می گویم در شرایطی که اصولگرایان به تمامی ابزارهای نظامی، انتظامی و قضایی مجهز بودند اصلاح طلبان باید چه می کردند تا متهم به کند روی نشوند؟ آیا باید خودشان را وسط خیابان آتش می‌زدند تا ثابت شود دنبال تحول هستند؟ اصلاح طبان در حدی که مقدور بود کار انجام دادند.»

متوجه نمی شوم با کدام معیار قانونی، حقوقی و شرعی تحصن مودبانه تعدادی نماینده در مجلس آنقدر زشت تلقی شد

موسوی خویینی‌ها با بیان اینكه اصلاحات با ایجاد بلوا، آشوب و شورش پیش نمی رود،اظهار داشت:«برای همین اصلاح طلبان تا حدی جلو می رفتند که منجر به شورش نشود، آنها تا حد امکان پیش رفتند اما کار را به جایی نرساندند که کشور با بحرانی بزرگ رو به رو شود. اصلاح طلبان در شرایطی بودند که تحصن نمایندگان مجلس را مخالفانشان بدتر از کفر ابلیس معرفی می کردند! تحصن نمایندگان مدنی ترین نوع اعتراض سیاسی بود که می شد انجام داد. اما دیدیم که چه بلوایی سر آن به راه انداختند و آن را در حد مخالفت با نظام و اسلام بالا بردند و آنقدر در مورد تحصن بد گفتند که متاسفانه برخی از اصلاح طلبان هم با آنها هم نظر شدند و قبول کردند تحصن کار غلطی بود و به متحصنین خرده گرفتند و در نهایت هم دیدیم که صلاحیت متحصنین به جرم یک تحصن آرام رد شد. این در حالی است که متحصنین با نزاکت ترین شکل اعتراض را انجام دادند. آنها نه بلوا کردند و نه مردم را به شورش دعوت کردند، فقط در مجلس متحصن شدند. اما محافظه کاران همین تحصن ساده را به معنی مخالفت با نظام و همصدایی با دشمن تعبیر کردند. البته این که تحصن چه نتیجه ای داشت و می شد چه دستاوردی داشته باشد بحث دیگری است، موضوع این است که متحصنین برای اعتراض این راه به ذهنشان رسید. من هرچه فکر می کنم متوجه نمی شوم با کدام معیار قانونی، حقوقی و شرعی تحصن مودبانه و با نزاکت تعدادی نماینده در مجلس آنقدر زشت و ناپسند تلقی شد که به متحصنین دیگر هیچگاه اجازه نمی دهند نماینده شوند و صلاحیتشان را رد کردند. »

راه انتقاد باید آزاد باشد

وی انتقاد از مسئولان و اعتراض به عملکرد آنان را حق شهروندان دانست وگفت:«نمی شود برای اعتراض از کسی اجازه گرفت. ممکن است یک اعتراض یا انتقاد غلط باشد اما چاره‌ای نیست راه انتقاد باید آزاد باشد. نمی شود که از طرف حاکمیت کمیسیونی تشکیل داد تا هر کسی انتقاد یا اعتراضی داشت از آن جا مجوز بگیرد. من معتقدم نمایندگان اصلاح طلب مجلس و دولت خاتمی در حد توان کار کردند. حتی برخی به شدت تهدید شدند اما نمی شود آن ها را به کم کاری متهم کرد. حقیقت این است که موانع بر سر راه، موانع بسیار سختی بود و این موانع هنوز هم وجود دارد.»

اگر کسی می خواهد بگوید انتخابات، درست برگزار نمی شود باید در آن شرکت کند تا عدم سلامت آنرا نشان دهد

موسوی خویینی‌ها تصریح كرد:«اکنون ما راه دیگری به جز راه اصلاح طلبی نداریم و باید اصلاحات را با حضور در عرصه انتخابات پیش ببریم. نمی شود کنار نشست و گفت در انتخبات شرکت نمی کنیم. اینکه انتخابات سالم برگزار می شود یا نمی شود دست ما نیست اما ما تا وارد عرصه انتخابات نشویم سلامت یا عدم سلامت انتخابات را نمی شود به مردم نشان داد. ما باید تمام تلاش خود را بکنیم چون با قهر کردن و رای ندادن کاری از پیش نمی رود. کسی اگر می خواهد بگوید انتخابات ، درست برگزار نمی شود باید در آن شرکت کند تا عدم سلامت آنرا نشان دهد. اگر گروه ها در عرصه حضور نداشته باشند مردم آنها را فراموش خواهند کرد.»

وی با بیان اینكه امروز راه ما روشن است،گفت:«امروز راهی داریم که هموار نیست، سنگلاخ و دست انداز دارد، مرارت و سختی دارد اما می توان در آن حرکت کرد. هر کسی که به آینده کشور فکر می کند راهی جز شرکت در انتخابات ندارد. در این زمینه هیچ عذر و بهانه ای پذیرفته نیست. عدم حضور در صحنه هیچ مشکلی را حل نمی کند . بعضی ها فکر می کنند اگر در انتخابات حاضر نشوند تمام محاسبات و معادلات مخالفان را به هم می ریزند، اما اینگونه نیست. کسی که در صحنه سیاسی کشور حاضر نشود فراموش می شود. اتفاقا اگر ما را از در هم بیرون کردند باید از پنجره وارد شویم و تا جایی که ممکن است باید حرف زد و نوشت و در صحنه های گوناگون حضور داشت.»

انتظار داریم مهندس موسوی در درجه اول روند فعلی را متوقف کند

مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام به آینده اصلاحات اشاره كرد و گفت:«در صورت پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات، اگر وضعیتی که اکنون گرفتار آن هستیم متوقف شود خودش کار بزرگی است. متاسفانه دولت نهم هر روز دارد بنیان هایی که در سال های گذشته درست شده بود را ویران می کند. ما فکر می کنیم مهندس موسوی با توجه به تجربه مدیریت کشور در زمان جنگ می تواند اوضاع را سروسامان دهد، چون ایشان توانایی جذب نیروهای متخصص و کارآمد را دارد و با تفکر تصمیم گیری می کند. اما با توجه به وضعیت بد کشور نباید توقع داشت که در چهار سال آینده حتی بتوان کشور را به شرایط قبل از چهار سال اخیر برگرداند. با این حال ما انتظار داریم مهندس موسوی در درجه اول روند فعلی را متوقف کرده و در درجه بعد با استفاده از تجربیاتش و افراد کاردانی که دورش جمع می شوند چند قدمی به سوی توسعه بردارد.»

دستگاه های تبلیغاتی اجازه ندادند به مردم گفته شود در زمان خاتمی بدون ایجاد بحران چه پیشرفت هایی حاصل آمد

وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع هسته ای اشاره كرد و گفت:«تصور عده ای بر این است که تاکید ایران بر دستیابی به انرژی هسته ای منجر به این بحران شده است اما اینگونه نیست. در زمان آقای خاتمی ایران راه خود را ادامه می داد و چنین بحرانی هم به وجود نیامد و پرونده به شورای امنیت هم نرفت. متاسفانه بعد از پایان دولت خاتمی، دستگاه های تبلیغاتی اجازه ندادند به مردم گفته شود در زمان خاتمی بدون ایجاد بحران چه پیشرفت هایی حاصل آمد.»

موسوی خویینی‌ها ادامه داد:«اکنون مشکل ما این است که در کنار پرونده هسته ای کارها و اظهارنظرهایی انجام شده که مشکلاتی برای پرونده هسته ای ایجاد کرده است. این رفتارمسئولان ایران، باعث شده تا برای جهان سوظن ایجاد شود. دولت نهم از یک طرف قسم حضرت عباس می خورد اما از طرف دیگر دم خروس هم از جیبش پیدا است. از یک طرف می گویند با دنیا جنگ و دعوا نداریم و دنبال بمب اتمی نیستیم اما از طرف دیگر حرف از تغییر مدیریت جهان و هدایت دنیا برای جنگ با دشمنان می زنند. حرف ها و شعارهای طرح شده البته مصرف داخلی دارد و مسائلی مطرح می شود تا در داخل نظر مردم جلب شود، اما آمریکائی ها گمان می کنند لابد این صحبت ها جدی است و ایران در مسیر تغییر مدیریت جهانی دنبال بمب اتم است. این آقایان سعی می کنند برای لاپوشانی اشتباهات خود تمام مسائل را به غنی سازی گره بزنند اما اینگونه نیست. بسیاری از این حساسیت های غرب به خاطر اشتباهات و حرف های نابجا در حوزه های دیگر است که به انرژی هسته ای سرایت کرده است.»

موضوع رابطه با آمریکا به عنوان یک معضل به حساب نمی آید

وی همچنین در این دیدار به رابطه ایران و آمریكا اشاره كرد و گفت:«در یک نگاه منطقی و تحلیلی موضوع رابطه با آمریکا به عنوان یک معضل به حساب نمی آید. این مسئله توسط برخی افراد به یک مسئله بزرگ تبدیل شده است. نمی دانم چرا گاهی اوقات در این کشور موضوعات به قدری پیچیده می شود که حل آن دردسر آفرین می شود. به هر صورت ما زمانی انقلاب کردیم وآمریکا با انقلاب ما مخالفت کرد وما نیز متقابلا پاسخ آن را دادیم اما نباید تا ابد با آمریکا در یک وضعیت ثابت ماند.»

دبیرکل مجمع روحانیون مبارز خاطر نشان كرد:«اگر طرف مقابل حاضر است با ما رابطه خوبی داشته باشد ما نیز باید در برابر آن اینگونه عمل کنیم اما باید دقت کرد که در این مسیر نه دست و پایمان را گم کنیم ونه سر سختی بیش از اندازه نشان دهیم. اگر به این نتیجه رسیدیم که آمریکا دیگرآمریکای 30 سال پیش نیست باید با آن کنار آمد و پیام اوباما هم تا حدودی این امر را نشان داد. وقتی آمریکایی ها می گویند ما می خواهیم با شما متفاوت از گذشته حرف بزنیم ما هم باید نوع دیگری رفتار کرده و به آن‌ها علامت می دادیم که پیامتان را دریافت کردیم. به نظرم امروز برقراری رابطه با آمریکا از چنان پیچیدگی برخوردار نیست که ما در درون نظام نتوانیم درباره اش تصمیم بگیریم. حل این مسئله فقط به یک تدبیر عاقلانه نیاز دارد.»

اساسا طوری حکم دادند که دیگر امکان انتشار سلام به مدیریت من وجود نداشته باشد

وی در پاسخ به این سوال حاظرین که چرا روزنامه سلام پس از پایان مدت محکومیت دیگر منتشر نشد؟گفت:«آن‌ها اساسا طوری حکم دادند که دیگر امکان انتشار سلام به مدیریت من وجود نداشته باشد. به این ترتیب که سه سال روزنامه را توقیف کردند و پنج سال من را از مشاغل مطبوعاتی محروم کردند. وقتی سه سال حکم توقیف روزنامه تمام شد من امکان انجام وظیفه مدیر مسئولی نداشتم و باید آن را به فرد دیگری واگذار می کردم. برخی دوستان پیشنهاد دادند کسی معرفی شود تا به حسب ظاهر مدیر مسئول باشد اما در واقع خود من روزنامه را اداره کنم. من این پیشنهاد را قبول نکردم چون درست نبود من کاری را انجام دهم و فرد دیگری مجبور شود در دادگاه پاسخگو باشد. اگر قرار بود فرد دیگری بیاید که با سلیقه خودش روزنامه را اداره کند آن روزنامه دیگر «سلام» نمی شد و می شد مجوزی با نام دیگری گرفت. بعد از پایان محرومیت مطبوعاتی من، مجوز سلام باطل شد چون دو سال از زمان رفع توقیف آن گذشته بود و منتشر نشده بود. به این ترتیب دیگر این روزنامه منتشر نشد.»

موسوی خویینی‌ها همچنین در خصوص اجماع اصلاح طلبان نیز گفت:«اگر اجماع در نهایت اتفاق بیفتد خیلی خوب است اما این ماجرا از ابتدا به گونه ای پیش رفت که از نظر من الان دور از دسترس است. البته برخی از دوستان برخلاف من فکر می کنند و معتقدند بعد از شروع تبلیغات رسمی و روشن شدن وضعیت کاندیداها اجماع امکان پذیر است.»

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:31 |

به گزارش قلم نیوز، مهندس موسوی در جمع پر شور دانشگاه آزاد اراک با اشاره به پلاکاردی که یکی از دانشجویان در دست داشت و بر روی آن از قول امام خمینی(ره) نقل شده بود «معیار حال فعلی افراد است»، گفت: آری درست است. معیار حال فعلی افراد است و باید ببینیم چه وعده‌های داده‌ایم و اکنون در کجا ایستادیم. معیار حال فعلی افراد و معیار حال فعلی دولت‌ها است.‌ باید ببینیم چه قدم‌هایی برای از بین فساد برداشتیم؟ ببینیم چه کسانی را در دولت به کار گرفتیم؟ و چه افتخاراتی در جهان آفریدیم؟ باید ببینیم آیا این اقدامات با شعارهایی که داده شده، یکسان است یا خیر؟

وی سپس گفت: فضای دانشگاه باید فضایی باز باشد و همه ی حرف‌ها بدون ترس گفته و شنیده شود. یکی از مهمترین مسائل کشور ما رهایی از ترس است و دانشجویان باید پیشتاز این مساله باشند. بنابراین همه باید بتوانند سوالات خود را در دانشگاه مطرح کنند.

میر حسین در پاسخ به پرسشی درباره ی وضعیت خانوادگی خود گفت: من در سال 1348 ازدواج کردم. همسرم در رشته‌ی هنری تحصیل می‌کرد و بعد هم در علوم سیاسی ادامه ی تحصیل داد و در ابتدا در مدارس و بعد هم به استاد در دانشگاه مشغول شد. اول انقلاب ایشان به دلیل مبارزات و همچنین کتاب‌های خود از من مشهورتر بود. ایشان به قرآن علاقه زیادی دارند و کتاب ها و مقالات زیادی نوشته است. ما همیشه به هم احترام گذاشتیم و استقلال یکدیگر را پاس داشتیم. من سه دختر و پنج نوه هم دارم که دو دختر من در حال گذارندن رساله ی دکتری خود در رشته‌های فیزیک و پژوهش هنر هستند و یک دختر دیگر من نیز در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته ی تصویرگری است.

وی درباره ی مساله ی دانشجویان ستاره‌دار و اساتید اخراج یا بازنشسته شده از دانشگاه گفت: من مخالف هر نوع ستاره دار کردن دانشجویان هستم و معتقدم که دانشگاه باید یک محیط باز و آزاد داشته باشد و ویژگی دانشگاه باید در همین مساله باشد. به عقیده ی من هر نوع نگاه امنیتی به دانشجو نه به نفع کشور است و نه به نفع نظام. بازنشسته کردن اجباری اساتید به معنای ظلم به خود آن‌ها، ظلم به دانشجویان و کل جامعه است و من اگر رییس‌جمهور شوم در دولت آینده وزارت علومی متناسب با همین ذهنیت تشکیل خواهم داد.

وی سپس درباره ی مشکلات رسانه ای موجود گفت: یکی از مشکلات من همین مساله است. من موافق کانال‌های تلویزیونی آزاد در کشور هستم و این عقیده ی امروز من نیست به طوری که در سال 68 هم که عضو مجلس بازبینی قانون اساسی بودم به این مساله رای دادم و در حال حاضر و آینده هم تا حد توان خود این مساله را دنبال خواهم کرد.

میر حسین افزود: رسانه ی ملی تاکنون یک طرفه عمل کرده است و من اتکایی به آن ندارم. اتکای من به تک تک کسانی است که به فضای آزاد معتقدند و با ابتکارات خود دامنه‌ی آزادی را به همه ملت گسترش می‌دهند و دانشجویان می‌توانند پیام‌رسان این آگاهی باشند. ما شعار هر شهروند یک ستاد را مطرح کردیم و حال عرض می‌کنم که هر شهروند باید یک رسانه در خلاء رسانه ی ملی باشد.

وی به پرچم‌ها، شال ها و ربان‌های سبز در دست دانشجویان حاضر اشاره کرد و خطاب به آن‌ها گفت:‌ امیدوارم این سبزی تمام ایران بزرگ را بپوشاند.

میرحسین درباره ی اقدامات شبه تبلیغاتی دولت در آستانه ی انتخابات اظهار کرد: در کشور ما منابع کمیابی نظیر منزلت‌های اجتماعی وجود دارد. اگر این منابع را برای اهداف درازمدت به کار گرفتیم راه درست را طی خواهیم کرد ولی اگر این منابع در خدمت اغراض کوتاه مدت سیاسی و برای جنجال، هیاهو و گول زدن مردم استفاده شود به مردم ظلم کرده‌ایم و این بزرگ‌ترین فساد است. باید وعده‌هایی بدهیم که بتوانیم به آن‌ها عمل کنیم؛ کجاست آن نفتی که قرار بود سر سفره‌ها بیاید؟

وی همچنین درباره بحث حضور نظامیان در سیاست، تصریح کرد: امام(ره) در دوره‌های مختلف به صراحت گفته بودند که نیروهای نظامی نباید وارد عرصه ی سیاسی شوند. این بدان معنا نیست که کسی نیندیشد بلکه به این معناست که سازمان‌های نظامی نمی‌توانند در حقوق مردم دخالت کنند. مردم باید در فضای آزاد فکر کنند و بیندیشند و هر نوع دخالتی در این زمینه هم به ضرر آن نیروها و هم به ضرر کل مردم و کشور است.

یکی از دانشجویان بسیجی سوال کرد؛ آقای موسوی! لطفا موضع خود را در قبال گروه‌هایی نظیر جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعلام نمایید؟ چرا که اینها متاسفانه امروز از یاران شما هستند! موسوی هم در برابر این پرسش عنوان کرد: اصلا نمی‌گویم متاسفانه! من شعاری دادم و به طور مستقل آمدم و از همکاری و حمایت احزاب مختلف از جمله همین احزاب که نام برده شد استقبال می‌کنم، ولی بارها گفته‌ام که وام‌دار هیچ‌کس نیستم؛ بلکه به شایسته‌سالاری اهمیت می‌دهم. پاسخ من به منتقدان درباره همکاری با این احزاب، عملکرد شایسته دولت بعدی خواهد بود. به عقیده من هر تشکلی که دلش برای این ملت می‌تپد از جمله بسیج، موافق این قضیه باشد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام عنوان کرد:‌ بسیج وقتی بیندیشد و مدافع منافع قشری باشد که از آنها برخاسته است با این مساله مشکلی نخواهد داشت و من یقین دارم که بسیج همین راه را خواهد رفت. من از این سوال‌ها رنجیده نمی‌شوم و پاسخ می‌دهم. امیدوارم که بسیج در نهایت در کنار مردم و دانشجویان باشد. آن کس که نام خود را بسیجی بگذارد ولی از شعارهای اصیل امام(ره) عبور کند را بسیجی نمی‌دانم و معیار حال فعلی افراد است. مقام معظم رهبری گفته‌اند من یک رای دارم و خودم از آن باخبرم و من امیدوارم بسیجی با همین روحیه وارد عرصه شود و از رای بقیه‌ قشرها مانند ناموس خود دفاع کند؛ حتی اگر خلاف نظر آنها باشد. ما چنین بسیجی را دوست داریم.

یکی دیگر از دانشجویان بسیجی درباره مساله سیاست خارجی، بحث رابطه با آمریکا و مساله فلسطین موسوی را مورد سوال قرار داد که او نیز پاسخ داد: هر موضعی که در رابطه با آمریکا داشتم بارها با صراحت و روشنی برای همه بیان کرده‌ام. من شخص خاصی نیستم که دست دوستی‌ام ارزشی برای آمریکا داشته باشد. اینک نه رییس‌جمهور هستم و نه نخست وزیر! بلکه تنها یک هنرمند داوطلب ریاست جمهوری هستم. نه نامه‌ای نوشته‌ام و نه تقاضای ملاقاتی کردم و نه پیام تبریکی فرستادم. نمی‌دانم این حرف دست دوستی دراز کردن که شما در سوال‌تان گفتید از کجا آمده است؟ به هر حال سیاست خارجی عرصه علم، دانش و آگاهی است و این طور نیست که فردی شب بخوابد و فردا موضعی اعلام کند و تصمیمی بگیرد.

مهندس موسوی یادآوری کرد:‌ در ماجرای مک‌فارلین تمام کسانی که در آن دخیل بودند از جمله خود مک‌فارلین در آمریکا محاکمه شدند.جالب اینجاست که در آنجا به ریگان رییس‌جمهور وقت آمریکا نگفتند که چرا این تصمیم را گرفتید بلکه به او اعتراض کردند که چرا در این تصمیم‌گیری نظر کارشناسانه وزارت امور خارجه را نگرفتید؟ مشکلی که در حال حاضر درباره سیاست خارجی داریم مساله دفاع از فلسطین نیست؛ بلکه مساله‌ بی‌خودی به سوئیس رفتن برای یک خواب، خیال و توهم است. چرا می‌خواهید تلاش کنید حرفی در دهان دیگران یا در دهان من بگذارید؟

او با اشاره به این که از اول انقلاب مدافع حقوق حقه‌ مردم فلسطین بوده است گفت: در ابتدای انقلاب، اجماعی در مورد مساله فلسطین در نظام صورت گرفت. به طوری که قرار شد هر کجا این بحث پیش می‌آید همه با هم بگویند که مطابق هنجارهای بین‌المللی موافقیم که سرنوشت فلسطین را همه ساکنان آن سرزمین اعم از مسلمان، یهودی و مسیحی با رای خود تعیین کنند ولی دولت جدید شعارهای احساساتی داد و از این موضع نظام عدول کرد.

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس با اشاره به مساله هولوکاست و تاکید بیش از اندازه دولت نهم بر نفی این مساله تصریح کرد: چنین رفتاری نتیجه‌ای جز دو مصوبه در سازمان ملل و مجمع عمومی در تایید هولوکاست نداشته است و نتیجه آخر آن نیز در اجلاس اخیر سوئیس حاصل شد که وقتی آن مشکل به وجود آمد و آن مطالب مطرح شد در پایان اجلاس باز هم مصوبه‌ای دسته‌جمعی در تایید هولوکاست صادر شد. البته حمایت از فلسطین مهم است ولی از راه آگاهانه. مگر دستگاه چند هزار نفری وزارت امور خارجه را مجانی درست کردیم؟ باید در تصمیمات خود از خرد جمعی استفاده کنیم. حرف ما این است که اینها حتی برای پیاده کردن افکار خود نیز از تصمیم جمعی استفاده نمی‌کنند.

او  همچنین درباره مفهوم اصلاح‌طلب اصولگرا توضیح داد: از شعاری که رهبری انقلاب داده‌اند دست برنمی‌دارم. ارزش‌های اصیل اصلاح‌طلبی بدون توجه به اقشار مستضعف امکان پیاده شدن ندارند. اصلاح‌طلب اصولگرا یک استراتژی و راهبرد است. ما باید تلاش کنیم که صفوف ملت را به هم نزدیک کنیم و به سمت وحدت حرکت نماییم. من این شعار را از امام یاد گرفته‌ام و هیچ‌گاه هم از یاد نبردم. من با همه اصلاح‌طلبان دوست هستم و در عین حال دست خود را به سمت همه گروه‌ها دراز کردم و معتقدم ملت ما می‌تواند در یک لحظه هم از جمهوریت دفاع کند و هم از اسلامیت.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد از وجود قانون‌گریزی در کشور گفت: اگر این مساله ادامه پیدا کند لطمات زیادی به کشور ما وارد خواهد کرد. اگر در اول انقلاب گفته می‌شد که مثلا 10 هزار دلار به خزانه ریخته نشده، دولت بدون استیضاح در مقابل افکار عمومی سقوط می‌کرد ولی امروز از سوی دیوان محاسبات عمومی بحث ریخته نشدن میلیاردها دلار از سوی دولت به خزانه کشور مطرح شده است ولی آب از آب تکان نمی‌خورد و این یک خطر است. نداشتن برنامه، حرکت کردن در جهت تصمیمات غیرکارشناسانه از جمله مشکلات کشور است که در نتیجه‌ آن هم در توسعه داخلی دچار مشکل هستیم و هم ایرانیان در خارج از کشور با تحقیرهای مختلف مواجه می‌شوند.

سرانجام نظر موسوی درباره بازداشت‌های سیاسی و مسئله دانشجویان زندانی پرسیده شد که او تاکید کرد: با بازداشت‌های سیاسی صریحا مخالفم. این مساله را بارها اعلام کرده‌ام. نمی‌توانیم به جامعه‌ دانشگاهی نگاه امنیتی داشته باشیم.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:25 |
به اطلاع بازدید کنندگان محترم و همه اعضا و همفکران عزیز می رساند:

سخنرانی سرکار خانم الهه کولایی ( استاد دانشگاه و نماینده مردم تهران در مجلس ششم و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت) همراه با آغاز به کار ستاد ائتلاف اصلاح طلبان آمل برگزار می گردد .

زمان : یکشنبه ۲۰/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۶

مکان : خ آیت ا... طالقانی - نبش اباذر ۲۵ - دفتر جبهه مشارکت آمل

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:26 |
قلم - مهندس میرحسین موسوی با حضور در ستاد انتخابات کشور در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی که در میان حلقه دوستدارانش با نمادهای سبز و گل و قرآن تا در ورودی وزارت کشور همراهی شد، دقایقی پیش در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

میرحسین موسوی که اواخر اسفندماه اعلام کاندیداتوری کرد، هم اکنون به عنوان یکی از رقیبان جدی دولت نهم مطرح است و انتقادات وی از نحوه عملکرد دولت نهم و احساس خطر وی از ادامه یافتن روش مدیریت کنونی دولت، مورد توجه بسیاری از دانشجویان، مردم، نخبگان و خبرنگاران رسانه ها قرار گرفته است.

خبرنگاران داخلی و خارجی که از قبل می دانستند مهندس موسوی ساعت 11 روز شنبه در ساختمان وزارت کشور حاضر خواهد شد، از ساعتی پیش از ورود وی در محل استقرار خبرنگاران حضور یافته اند.

تعداد خبرنگاران مستقر در وزارت کشور بیش از روزهای دیگر گزارش شده است و حضور خبرنگاران خارجی چشمگیر است.

جمعی از دوستداران مهندس موسوی با شال ها و نمادهای سبز در مقابل وزارت کشور در انتظار ورود مهندس موسوی به وزارت کشور برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری بودند که جمعی از مردم نیز به آنها پیوستند. حاضران گل و قرآن داخل سینی گذاشته بودند و جمعیت حاضر در مقابل وزارت کشور، عکس خاتمی و میرحسین در دستانشان گرفته بودند.

چند تن از این دانشجویان به خبرنگار قلم نیوز گفتند که برای خوش آمدگویی و بدرقه مهندس آمده اند و با نمادهای سبز رنگ می خواهند به همه مردم یادآور شوند که رنگ سبز، یکی از رنگ های پرچم ایران و نماد دوستداران میرحسین است و ان شاءالله این سبزی همیشه باقی بماند.

بیشتر افرادی که در مقابل وزارت کشور حضور دارند، از دانشجویان دانشگاه تهران هستند که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.

همزمان با ورود مهندس موسوی به خیابان فاطمی، ترافیک سنگینی در این خیابان به وجود و مردمی که به دانشجویان پیوسته بودند یکصدا شعار می داند: «صل علی محمد بوی صداقت آمد»، «صل علی محمد بوی خمینی آمد»، «یا حسین، میرحسین»، «رییس جمهور ما سید آل عبا»، «میرحسین خدانگهدار تو».

میرحسین که خودش رانندگی می کرد و با پراید همیشگی اش به وزارت کشور نزدیک می شد، در حلقه جمعیت مشتاق و علاقه مند حرکت می کرد.

زمانی که مهندس می خواست وارد وزارت کشور شود، مردم دور را گرفته بودند و حرکت برای مهندس امکان پذیر نبود. زمانی که مسوولان وزارت کشور می خواستند در را ببندند، تعداد جمعیت حاضر به گونه ای بود که امکان پذیر نشد و جمعیت به داخل حیات وزارت کشور آمدند و با صلوات و شعار و درود او را تا زمان ورود به ساختمان وزارت کشور همراهی کردند.

با وجود اینکه مهندس به ساختمان وزارت کشور وارد شده است، جمعیت زیادی از مردم و دانشجویان در مقابل وزارت کشور همچنان ایستاده اند و با سربند و بازوبند و پرچم های سبز شعار حمایتی از مهندس می دهند و سرود یار دبستانی و ای ایران را همنوایی می کنند.

حاضران شعار می دهند: درود بر خاتمی سلام بر موسوی. پلاکادرهایی در دست حاضران در مقابل وزارت کشور دیده می شود که روی یکی از آنها نوشته شده است:

«خرداد ماه ترانه سرایی ماست تا بهار یک زمستان باقیست».

عکس هایی از خاتمی و میرحسین و میرحسین و زهرا رهنورد در دست جمعیت حاضر است. پرچم ایران و پرچمهای سبز به دست دارند مچ بند و بازوبند به دست دارند.

روی بازوبندها نوشته شده است «موسوی امید سبز ایران».

پرچم های سبز به نام مقدس حضرت زهرا (ص) مزین شده و روی برخی از آنها نوشته شده است: «انسانم آرزوست...».

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:21 |
 دکتر زهرا رهنورد در گفت و گویی متفاوت با چلچراغ به بیان بخش هایی از زندگی خصوصی ودیدگاه هایش درباره مسایل مختلفی از جمله هنر و موسیقی، سیاست و تناسبش با هنر و ... پرداخته است.

متن کامل گفت و گوی رهنورد که در آخرین شماره چلچراغ منتشر شده به این شرح است:

- در گفت وگو با شما معمولا پرسش‌ها معطوف به حقوق زنان و تبعیض جنسیتی است. اما من نمی‌خواهم گفت وگو را با چنین پرسش‌هایی آغاز کنم. بلکه دوست دارم بدانم چرا شما همیشه روسری‌های گلدار به سر می‌کنید؟

*چرا به سر نکنم؟ مگر جای تعجبی دارد.

- دقیقا جای تعجب دارد. چون زنانی که در بدنه حکومت جمهوری اسلامی هستند، معمولا چنین روسری‌هایی به سر نمی کنند.

*خداوند رنگ را برای همه آفریده و به عنوان نشانه به آن اشاره نموده است. اما مساله این است که از رنگ می‌شود استفاده خوب کرد یا استفاده نادرست کرد. در رابطه با حجاب مهم حفظ حدود شرعیست که من سخت به آن پایبندم. من آدم کلیشه‌ای نیستم و از طرفی دیگر من یک آدم مدنی الطبع هستم و تنها شغلی هم که داشته‌ام، معلمی و روزنامه‌نگاری بوده است. که از نقد هنری نوشتن در مجله خوشه به سردبیری احمد شاملو شروع شده و به مجله راه زینب (اطلاعات بانوان) ادامه پیدا کرد و هنوز هم خود را یک روزنامه‌نگار می‌دانم. تنها مدیریتم هم یک مدیریت مدنی بوده، یعنی مدیریت دانشگاه الزهرا. بر همین اساس من همیشه یک آدم مدنی بوده و خواهم ماند.


- حتی در دورانی که مشاور سیاسی رییس جمهور خاتمی بودید؟

* بله، در آن دوران هم به واسطه روحیه مدنی‌ام به عنوان مشاور سیاسی انتخاب شدم، وگرنه می‌توانستم مشاور هنری آقای خاتمی باشم. به نظرم سیاستی مثبت و قابل دفاع است که فارغ از اتوریته و تزویر باشد. من به این امر به شدت معتقدم و آقای خاتمی هم با این شناخت نسبت به انتخاب من اقدام کردند.

- اتاق کار شما هم پر از گل‌های مختلف است، این نشانه علاقه خاصی است؟

* برای یک هنرمند، گل نهایت زیبایی است.

- تصور می‌کنم به واژه هنرمند بیش از عناوین دیگر علاقه دارید؛ عناوینی مثل مشاور، رییس، سیاستمدار، یا ...

* من به روشنفکری و هنرمندی افتخار می‌کنم. البته اگر روشنفکران و هنرمندان مرا به عنوان یک عضو قبول کنند.

- درباره زندگی شما تحقیق کرده‌ام و بیش از هر چیز به مجموعه‌ای از تناقضات رسیده‌ام، زندگی در خانواده‌ای که پدر نظامی بوده و مادر شاعر، رفتن به رشته تجربی و بعد گرایش به هنر، عبور از یک دوران بی‌اعتقادی و پذیرفتن شدید اعتقادات مذهبی. چطور از این مسیر عبور کرده‌اید؟

* زندگی من سرشار از تضادها، کنتراست‌ها و تنوع‌ها بوده است. من در خانواده‌ای پر جمعیت بزرگ شدم با ده جور فکر. از مذهبی سنتی بگیرید تا گرایش‌های ‌لیبرالیستی ملی گرایانه و حتی کمونیستی. در نتیجه آزادی فکر و اندیشه در خانواده ما جایگاه خاصی داشت. پدرم نظامی بود، اما یک نظامی ناسازگار با رژیم شاه. برای همین هر شش ماه یک بار ما باید در یک گوشه‌ای از این مملکت زندگی می‌کردیم. همین مساله زندگی من را سرشار از تنوع‌ها کرد. بعد برای ازدواج هم به همسرم گفتم من آدم بی‌قراری هستم و یک جانشین نیستم و او هم با شرایط من موافقت کرد. پدرم مخالف رژیم بود و طبیعتا ما هم مخالف رژیم بار آمدیم، اما بدون هیچ تئوری خاصی. موج اسلام‌گرایی که راه افتاد، ما به شدت تحت تاثیر افکار دکتر شریعتی و شهید مطهری قرار گرفتیم. در همین راستا ازدواج کردم، اما باز هم با تضادی مواجه شدم؛ من از اتوریته در زندگی بدم می‌آمد، اما سعی کردم قدرت را تبدیل به رحمت و محبت کنم و در این زمینه موسوی مصرتر از من بوده است.

- این «اتوریته» که می گویید، چه نشانه‌هایی در زندگی مشترکتان داشته؟

* من در موقعیت بالاتر قرار گرفتن و دستور دادن را دوست نداشتم. پدرم هم همین طور بود. او زیردستان زیادی داشت، اما هیچ وقت دوست نداشت با آنها از موضع قدرت رفتار کند. او با تمام افرادی که به واسطه موقعیت نظامیش زیر دست قرار می‌گرفتند دوست صمیمی بود و از بالا دست‌ها کناره جویی می‌کرد. ما هم همین‌طور بار آمدیم.

- یک پدر نظامی قدرتمند با یک مادر شاعر، با هم کنار می‌آمدند؟

* برای همین است که می‌گویم من در دل کنتراست‌ها بزرگ شده‌ام. پدر و مادرم علاوه بر علاقه به یکدیگر در یک امر، توافقی جدی داشتند و آن قسم های پدرم به مولا علی و به جده مادرم زهرای اطهر بود. البته یکی لر و دیگری تهرانی سنتی در هیاتی بسیار مدرن و امروزی.

- تصور می‌کنم در آن شرایط بسیار جوانی، آشنا شدن و ازدواج با مهندس موسوی هم بخشی از این کنتراست‌ها بود، این طور نیست؟

* من و موسوی یک اشتراک داشتیم؛ هر دوی ما برانداز رژیم شاه بودیم و به آن وضعیت نقدهایی جدی و پیگیرانه داشتیم. در واقع همه جوانان معترض دانشکده‌ها چنین دیدگاهی داشتند.

- اما از بین آن همه دانشجوی معترض، مهندس موسوی همسر شما شد؛ کسی که کنتراست بیشتری با دیدگاه‌های پیشین شما داشت.

* پیش از این اشتراکات ما یک اشتراک مهم‌تر داشتیم؛ هر دو هنرمند بودیم. بعدتر فهمیدیم که هر دو برانداز هم هستیم. موج اسلام‌خواهی که بلند شد، مرا به شدت جذب کرد، حتی بیش از آن که آقای موسوی را به خودش جذب کند، چون ذهن من خالی از هر چیز بود، اما او پایه لازم اولیه را داشت. اما در مورد من «لا اله» را گفته بودم و حالا نوبت «الاالله» بود.

- در چه فاصله‌ای از آشنایی‌تان با آقای موسوی این اتفاق افتاد؟

* فاصله زیادی نبود. چون دکتر شریعتی و شهید مطهری و آیت‌الله طالقانی مرا جذب خودشان کردند. و دیری نگذشت که امام خمینی را شناختم. پیش از آن، برای من فرقی نداشت که در چه جمعی شرکت کنم. همین که آن جمع به شرایط موجود معترض بود، کافی بود. اما حرف‌های شریعی در دانشگاه و حسینیه ارشاد، مطهری در کانون توحید چیز دیگری بود. بنابراین هرگز فرصت ابراز اختلاف با مهندس موسوی پیدا نشد. البته پارامتر علاقه در این میان نقش مهمی ایفا می‌کرد. تقریبا از همان زمان آشنایی موج اسلام‌گرایی با زبان و بیانی متفاوت مرا با خود برد.

- این اتفاق چطور افتاد؟ قبلش چطور بودید، بعدش چطور بود؟

* من در خانواده‌ای بزرگ شدم که دائما در آن حرف‌های متافیزیکی زده می‌شد. بنابراین کمونیسم نمی‌توانست جاذبه چندانی در آن داشته باشد. این اعتقاد متافیزیکی چون متنی بر خردورزی نبود، تخیل من را تقویت می‌کرد، اما تفکرم را نه.

ما به مجامع مختلف می‌رفتیم، اما مجامع مذهبی هنوز به شکل یک موج راه نیفتاده بود. این اتفاق از اواخر دهه 40 افتاد. تعلیمات اسلامی با روحیه هنری من همخوانی بیشتری داشت. اگر ملی‌گرایی از زاویه سیاسی برایم جذاب بود، اما اسلام با تمام وجود برایم باور پذیر بود. شاید اگر هنرمند نبودم، نمی‌توانستم با اسلام آن رابطه پیچیده را پیدا کنم.

- فکر می‌کنم منظور محبوبه این بود که آیا رسیدن به این دیدگاه یک لحظه طلایی هم داشت؟ یعنی مثلا شنیدن یک جمله در یک سخنرانی یا خواندن یک کتاب یا برخورد با یک آدم خاص؟
*بله،داشت.
-چی بود؟

* خواهر من در مدرسه عالی سینما و تلویزیون، سینما می‌خواند. من و او در یک اتاق زندگی می‌کردیم. یک روز که او خانه نبود، من رفتم سر گنجه‌اش تا گنجه‌اش را مرتب کنم. بین کتاب‌هایش به کتابی از بوکهارت برخوردم که سید حسین نصر ترجمه کرده بود. من چون اساسا آدم کنجکاوی بودم و عاشق مطالعه، نشستم و شروع کردم به ورق‌زدن کتاب غروب نشده بود که کتاب تمام شد. پایه‌های گرایش مذهبی من در واقع با آن کتاب معنا پیدا کرد. در آن کتاب با حرفی از اسلام آشنا شدم که به زبان هنر شبیه بود. یعنی یک استیتک اسلامی. اگر من دانشجوی هنر نبودم، این بحث اصلا برایم جذاب نبود و شاید به مذهب از این زاویه لطیف علاقه‌مند نمی‌شدم. آنجا بود که دیدم که اسلام چه قلمرو گسترده‌ای دارد و چقدر پاسخ برای هر چیز می‌شود آن را پیدا کرد. در نتیجه اگر دنبال یک لحظه طلایی برای ایمان من هستید، آن را باید در زیبابی‌شناسی هنری جستجو کنید، بعدها زیارت و دعا را هم تجربه کردم.

- خوشحالید که خودتان این رابطه را کشف کرده‌اید؟

* بسیار خوشحالم و توصیه‌ام به همه این است که مذهب را کشف کنند تا بتوانند از مذهبی بودن لذت ببرند.

- پس قاعدتا باید از آن دسته آدم‌هایی باشید که معتقدند برای رسیدن به باغ یقین باید از کوچه‌های شک عبور کرد ...

* برای من رسیدن به یقین از مسیر دوم صورت گرفت. در واقع فکر می‌کنم این یک کلید طلایی بود که خداوند به قلب من سپرد؛ ابتدا ابعاد هنری اسلام را کشف کردم و بعدتر به ابعاد سیاسی و اجتماعی آن پی بردم.

- در صحبت‌هایتان به سخنرانی دکتر شریعتی در دانشگاه در آن دوران اشاره کردید. فکر می‌کنید اگر دکتر شریعتی با همان تفکر و اندیشه الان در قید حیات بود، آیا اجازه سخنرانی در دانشگاه‌ها را پیدا می‌کرد؟

* منظورتان در دولت نهم یا در جمهوری اسلامی؟

- جمهوری اسلامی در دوره‌های مختلف نسبت به دکتر شریعتی موضع‌گیری های مختلفی داشته است؛ از موضع‌گیری دفعی تا موضع‌‌گیری جذبی. الان فکر می‌کنم اگر دانشگاه ها بخواهند جوان مسلمان را با اندیشه زیبای اسلام و با زبان و بیانی متفاوت آشنا کنند حتما دانشگاه خودش برای دکتر شریعتی دعوتنامه می‌فرستاد.

- فارغ از نتیجه انتخابات، شما یکی از پدیده‌های انتخابات دهم هستید. در تاریخ 30 ساله جمهوری اسلامی، هیچ‌گاه زنی تا این حد در کنار یک نامزد ریاست جمهوری فعال نبوده و شاید بشود گفت گاهی جلوتر از او هم حرکت کرده... خودتان این مساله را قبول دارید؟

* اول از همه باید بگویم که قبلا با نامزد شدن آقای موسوی مخالف بوده‌ام. دوست ندارم در موضع طبقه حاکم قرار بگیرم. چرا که زندگی مدنی را همیشه ترجیح داده‌ام و همیشه خود را در زمره عموم مردم دیده‌ام. همیشه کلاهم پس معرکه بوده است و از سال 67 تاکنون کتاب درسی دانشگاهی نوشته‌ام و نوشته‌های دیگرم که ماحصل عمر و پژوهش‌های طولانیم بوده است همچنان خاک می‌خورند و غصه این قصه را بگذار تا وقتی دیگر. اما این به این معنی نیست که از شرایط موجود راضی هستم، بلکه به شدت هم منتقد شرایط حال حاضرم؛ به نظرم آزادی قلم، بیان و اندیشه به حداقل سطح خود در 30 ساله گذشته رسیده،‌ تولید اقتصادی‌مان ضربه‌های بزرگی خورده، سیاسیت بین‌المللی، ما را در موضع پایینی قرار داده و مدام مضحکه دیگران می‌شویم، تولید صنعتی و کشاورزی بسیار پایین آمده، رشد نقدینگی به حداکثر رسیده و ... من منتقد این اوضاع هستم. بیشتر دوست داشته‌ام توی همین اتاق اندیشه و هنر خود را به ملت ایران به ویژه زنان و جوانان تقدیم کنم. اما زمانی که مهندس موسوی تصمیم گرفت پا به عرصه رقابت انتخاباتی بگذارد، وظیفه خودم دانستم که از او حمایت کنم.

- این وظیفه یک همسر بود؟

* نه، وظیفه یک روشنفکر بود. من در عرصه اجتماعی، هیچ وقت از زاویه همسری با آقای موسوی همکاری نکرده‌ام. شما می‌دانید که همواره مستقل بوده‌ام و مسیر رشد را بسیار زودتر و سختکوشانه شروع کرده بوده و ادامه هم می‌دهم. بنابراین اگر هر کس دیگری هم می‌آمد که آمدنش با ایده‌آل‌های من همخوان بود، به او کمک می‌کردم. از نظر من به هر کسی که بخواهد وضع فلاکت‌بار را تغییر دهد، باید کمک کرد.

- فلاکت‌بار؟ در گفت وگو همین واژه را به کار ببریم؟ نمی‌خواهید تغییرش دهید؟

* نه ... همین واژه مناسب‌تر است.

- اگر اتفاقی که منتظرش هستید، چنان که می‌خواهید بیفتد و آقای میرحسین موسوی رییس جمهور شوند، بعد از آن چه می‌کنید؟

* همین کاری که الان دارم، معلمی ... من الان از سر کلاس آمده‌ام و بعد هم باید دوباره بروم سر کلاس. من همه عمرم معلم بوده‌ام.

- اما مجموعه صحبت‌هایی که در این مدت در جمع‌های مختلف کرده‌اید، مطالباتی را به ویژه برای زنان ایجاد کرده که شاید بعدا برایتان مسوولیت آور باشد.

* من سه دهه است که در حوزه زنان فعالیت می‌کنم. به نظرم مطالبات زنان در زمان فعلی در هیچ دوره‌ای از تاریخ معاصر ما به این اندازه نبوده. حتی در دوره هشت ساله آقای خاتمی هم مطالبات زنان به این اوج نرسیده بود. چرا که آنها دارند مرتب خودشان را با زنان دیگر نقاط جهان مقایسه می‌کنند و می‌بینند اگر از زنان دیگر چیزی بیشتر نداشته باشند، چیزی هم کمتر ندارند؛ به ویژه از زاویه خردورزی و فعالیت‌های اجتماعی. الان شما بالای 70 درصد ورودی دختر دانشگاه دارید. در کلاس دکترای من فقط دو تا پسر است. در کلاس فوق لیسانسم فقط چهار تا پسر است، بقیه همه دختر هستند. البته همیشه با سهمیه بندی جنسیتی برای تحصیل و سایر زمینه‌ها مخالف بوده‌ام و با کمال فروتنی و برای دادن یک گزارش باید بگویم من تنها کسی هستم که در سال 1367 در موقعیت نماینده وزارت علوم در شورای فرهنگی اجتماعی زنان با سهمیه‌بندی جنسیتی تحصیلی مخالفت کردم در آن زمان سهم زنان در تحصیل بسیار ناچیز بود من طرحی را تهیه کردم مبنی بر ایجاد شرایط مساوی برای تحصیل خانم‌ها و آقایان و آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه کردم و حضورا آن دفاع هم کردم و مورد موافقت قرار گرفت و سهمیه‌بندی‌ها حذف شد. امروز با وجود چنین زنان شایسته‌ای،‌ می‌بینم که در وضع بسیار قابل انتقادی از نظر امور اجتماعی، قوانین خانواده و مدنی، ‌قضایی، جزایی، فرهنگی، دیات و ... هستیم. فقط از نظر علمی زنان فرصت استفاده ظرفیت‌های بالایشان را داشته‌اند. زنان الان در اوج مطالباتشان هستند و از این نظر خوشحالم که در اوج مطالبات زنان انتخابات دهم ریاست جمهوری آغاز می‌شود. به امید آن که بشود، هارمونی لازم بین شرایط و مطالبت زنان و تصمیمات سه قوه را ایجاد کرد و این مطالبات را تا حد امکان به سرانجام رساند. به نظر من این که بگوییم توی کابینه وزیر زن داشته باشیم، بسیار خوب و به جاست و باید هم وزیر زن و بالاتر از آن را هم برای زنان داشته باشیم اما تمام مطالبات زنان این نیست. مطالبات زنان، مطالبات میلیونی است، حل مشکلات زنان در دادگاه‌هایی که بخشی از قوانین آن یا علیه زنان است یا نارسایی قوانین بیداد می‌کند، تحول در حقوق مدنی که در حال حاضر نسبت به زنان مضمونی قیم مابانه دارد و هم چنین، بالا بردن مالکیت زنان و ما می‌بینیم که سهم زنان کمترین مالکیت، کمترین آزادی در سرنوشت خود و تصمیم‌گری‌های مربوط به خود، در این نظام حقوقی است. اینها همه باید مورد توجه قرار بگیرید. به عنوان مثال بیشترین کشاورزان ما زن هستند، اما چند درصد زمین‌های کشاورزی متعلق به زنان است؟ یک سوم کارگران ما زن هستند، اما چه کسی به این مساله توجه کرده؟ بخش عظیمی از زن‌های ما تولیدکنندگان خانگی و زن‌های خانه‌دار هستند، اما کار آنها در تولید ناخالص ملی حساب نمی‌شود؛ آنان از بیمه و سایر امکانات رفاهی بی‌بهره‌اند شبانه‌روز جان می‌کنند و با وجود فقر و مشکلات مالی توسط همسران خشونت گرایشان مجبور به ترک کار می‌شوند و در گروهی دیگر علی‌رغم عدم تمایل یا توانایی جسمی به کارهای مشقت‌بار یا خارج از شئونات خود وادار می‌شوند. این گونه زنان بدون هیچ حمایت و فراغتی جزو محروم‌ترین و مظلوم‌ترین اقشار زنان هستند. من فکر می‌کنم هر دولتی که سر کار بیاید، حق ندارد به صرف این که بگوید چون تفکیک قوا وجود دارد و حل بخشی از این مشکلات به عهده قوه مقننه و قضاییه است،‌ بخواهد از زیر این بار شانه خالی کند.

- همه این حرف‌ها درست. فرض کنیم همین اندیشه شما باعث شد تا بخش عمده‌ای از زنان کشور به شما رای دهند. آیا پس از انتخابات آقای میرحسین موسوی به عنوان رییس جمهور هم می‌توانند روی کمک شما حساب کنند؟

* من وظیفه همیشگی خودم دانسته‌ام که به حل مشکلات زنان کمک کنم. قبل یا بعد از ریاست جمهوری برایم فرقی نمی‌کند. همیشه در کنار آنان بوده‌ام.

- منظورم به عنوان همسر رییس جمهور است.

* به هر حال آنها نیاز به یک فضای فکری دارند که این مساله را بپذیرند. فضای فکری‌ای که حتی خود زنان ما هم گاهی آن را در نظر نمی گیرند و آن، اعتماد به یک زن از جنس خودشان است. این حرف دردمندانه‌ای است که می‌شود ساعت‌ها درباره آن صحبت کرد.

- در 30 سال گذشته ما هیچ‌گاه همسر رییس جمهور را به شکل رسمی در کنارش نداشته‌ایم. من تصور می‌کنم وقتی یک زن در همه عرصه‌های در کنار رییس جمهور باشد و این همراهی دیده شود، به ویژه برای زنان یک اطمینان خاطر به وجود می‌آورد؛ این که می‌دانند اگر در جایی به مشکل برخوردند، زن دلسوزی در کنار عالی‌ترین مقام اجرایی کشور حضور دارد که بتواند حرف آنها را سریع‌تر و بهتر به گوش رییس جمهورشان برساند. آیا از زاویه این «اطمینان خاطر» زنانی که به آقای موسوی رای می‌دهند، می‌توانند روی شما حساب کنند؟

* امیدوارم که به من اعتماد کنند. همین!

- من در این لحظه دارم به یک تصویر فکر می‌کنم. این که مثلا آقای میرحسین موسوی رییس جمهور ایران هستند و به یک کشور دیگر دعوت می‌شوند. درهای هواپیما باز می‌شود، ایشان بیرون می‌آیند و در کنارشان بانویی با روسری گلدار شانه به شانه پایین می‌آید. آیا این یک تصویر واقع‌گرایانه است؟

* من آن‌قدر در جاهای مختلف دنیا از پله‌های هواپیما پایین آمده‌ام که پایین آمدن در کنار آقای موسوی یا به تنهایی برایم کار عجیبی نیست.

- بیایید با کلمات بازی نکنیم، من دارم درباره یک مساله ملی صحبت می‌کنم. آیا آقای موسوی چنین چیزی را می‌پذیرند؟

* این را باید خودشان جواب بدهند. تاکنون رییس جمهورها و سایر مقامات بالا حاضر بوده‌اند با خانم‌های دیگر به ماموریت بروند اما از مسافرت‌های رسمی با خانم خودشان خودداری می‌کردند. نمی‌دانم چه چیزی باعث ترسشان شده است؟ به نظر من این اتفاق یک اتفاق بسیار عادی، طبیعی، شرعی و عقلی است که پیش از اینها باید موردنظر قرار می‌گرفت تا در سطح جهانی هزینه‌های آن را نمی‌پرداختیم و در سطح داخلی و ملی نیز الگویی از همدلی و همکاری بین زن و شوهر را ارائه می‌دادیم، شاید دلیل این غفلت غالب بودن فضای جاهلانه از روابط سازنده بین زن و شوهر بر لایه‌هایی از سلیقه‌ها باشد که فرصت این جرات را به مسوولین ما نمی‌داده اما امیدوارم پس از این، چنین اتفاقی بیفتد.

- برای شما و آقای مهندس بیرون آمدن از پوست یک هنرمند و لباس سیاست را پوشیدن، سخت نیست؟

* برای من ترک دنیای آزادی هنر، فرهنگی و روشنفکری سخت است و در هیچ شرایطی آن را ترک نخواهم کرد و تلاش می‌کنم و موسوی هم بر آن است که دولت فرهنگی ایجاد کند اما اگر سیاست را هنر بدانیم مساله فرق می‌کند.

- ولی سیاست را هنر نمی‌دانیم. همانطور که می‌دانید سیاست خیلی وقت‌ها با توطئه و تزویر همراه بوده است.

* سیاست چنان که گفتید، گاهی همراه با تزویر و توطئه است و این در کنتراست زیادی با هنر قرار می‌گیرد که سراسر زلالی و پاکی است. هنر نمی‌تواند توطئه را بپذیرد، در حالی که در سیاست قدم به قدم باید توطئه بچینی. به عبارتی مبتنی بر «گیم تئوری» یا تئوری بازی است. در نتیجه سیاست و هنر معمولا در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند، مگر آن سیاست هم به پاکی هنر شود.

-می‌شود؟
*اگر حضرت علی (ع) بر مسند امور باشد، می‌شود.

- فعلاً که حضرت بر مسند امور نیستند و شما هنرمندان می‌خواهید امور را در دست بگیرید پاسخ من چیست؟ می‌شود؟

* ما هم به حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) تاسی می‌کنیم و از خداوند یاری می‌طلبیم که خطر لغزش به تزویر و ریا را از ما دور کند.

- شما هنر خوانده اید و هنر تدریس می‌کنید،‌ اما عالی‌ترین مدرکتان دکترای علوم سیاسی است چگونه از یکی به دیگر رسیدید؟

* علت این که رفتم علوم سیاسی خواندم، این بود که می‌خواستم تئوری‌های فکریم در اندیشه‌های سیاسی را سر و سامان دهم. می‌خواستم خود را اصلاح کنم و بسیار هم خوشحالم،‌ چون بسیار کمکم کرد. البته مرا تبدیل به یک آدم سیاسی نکرد بلکه نورافکن نقدهای من به دنیای سیاست شد؛ به هر حال امیدوارم قدرت همیشه در خدمت حق باشد.

- شما دوران از پهلو زدن سیاست و هنر را در زمان نخست‌وزیر آقای موسوی تجربه کرده‌اید آیا تصور می‌کنیم با انتخابات احتمالی ایشان تجربه‌های مشابهی در پیش داشته باشد؟

* من فکر می‌کنم آن هشت سال اول انقلاب، خورشیدی بود که درخشید و ناپدید شد؛ آن دوران دیگر تکرار نمی‌شود، آن خورشید غروب کرد، اما در شرق‌ و امیدوارم روزی دوباره طلوع کند.
اما همه نقاط آن هشت سال هم همچنان هم که شما می‌گویید نورانی نبوده به هر حال به هر دوره‌ای نقدهایی وارد است.

بله ...آن نور یکپارچه نبود به هر حال سیاست هیچ گاه یک دست نمی‌تواند باشد و بر همین اساس به نکات مبهم یا مشکل دار آن موقع نقد داشتم.

- اما در لحنتان یک حسرت خواری غریب می‌بینم.

* این حسرت خواری نیست بلکه ابتهاج و غمی توام به واسطه یادآوری خلوص مردم در آن دوره است.
- در آن دوران که به قول خودتان از منتقدین بودید؛ آیا این انتقادها را به نخست‌وزیر وقت منتقل می‌کردید؟
* من اصلا کارم همین بود؛ من آدم منتقدی هستم.

- آیا به واسطه این انتقادها توانستید در آن دوران چیزی را تغییر دهید؟

* در مواردی که در حوزه‌ای اختیارات دولت بود حتما موثر بود.

- در دوران آقای خاتمی انتظار داشتیم شما به عنوان مشاور هنری رییس جمهور انتخاب شوید، اما زهرا رهنورد مشاور سیاسی شد. چرا؟

* نوع نگاه آقای خاتمی به سیاست یک نگاه مدنی است. چنان که نگاه من هم همین‌طور است. به نظر من سیاست باید به حداقل مدیریتی برسد؛ یعنی یک حکومت حداقلی. طبیعی است که با چنین دیدگاهی یک هنرمند می‌تواند یک سیاستمدار مدنی باشد یا برعکس. اگر نگاه ما به سیاست از زاویه جامعه مدنی باشد، آن موقع می‌بینیم که دخالت حکومت و دولت به حداقل می‌رسد و فعالیت NGOها حداکثر می‌شود طبقه متوسط بالاترین حجم خود را دارد و طبقه ضعیف و ثروتمند، کوچک و کوچک‌تر می‌شود. دموکراسی‌های ایده‌ال‌ دنیا چنین شرایطی دارند.

- اگر آقای مهندس موسوی رییس جمهور شوند، آیا وضعیت آزادی‌های مدنی بهتر از امروز خواهد شد یا باز هم این مساله به رییس قوه «مجریه» ارتباطی ندارد؟

* در شرایط فعلی،‌ 30 سال پس از استقرار جمهوری اسلامی، حالا با یک حکومت مستحکم مواجه‌ایم که به این راحتی نمی‌شود با یک حمله طبس و یک کودتا برانداختش. جمهوری اسلامی دیگر نباید نگرانی براندازی داشته باشد، چون بحمدالله آنقدر محکم هست. شرایط فعلی ما دیگر شبیه هشت سال اول انقلاب نیست. رییس قوه مجریه نباید به واسطه مساله تفکیک قوا پای خودش را از بسیاری از مسایل کنار بکشد او نه از گروه‌های فشار باید بترسد و نه به بی‌عدالتی‌ها بی‌تفاوت باشد. یک هماهنگی بین قوا، دوری از اصطکاک و کشاکش‌های همیشگی و قدرت گرفتن NGOها می‌تواند کشور را خوشبت‌تر کند یک تئوری‌ هم وجود دارد. که من به آن معتقدم و این که هزاره سوم دموکراسی‌های انجمنی‌ست یعنی قدرت انجمن‌ها و تشکل‌های غیر دولتی چنان قوی خواهد بود که به مردم سالاری واقعی خواهد انجامید.

- نگاه شما ملایم و پر از رنگ است و آدم را یاد تابلوهای «امپرسیونیستی» می‌اندازد اما آنچه در اطراف می‌بینیم، پرکنتراست، سیاه و سفید و بیشتر شبیه تابلوهای «اکسپرسیونیستی» است من از برخورد این دو تفکر نگرانم. فکر می‌کنید این اکسپرسیون می‌تواند تبدیل به امپرسیون شود؟
* امپرسیونیست‌ها در واقع پیشگام اکسپرسیونیست‌ها بوده‌اند در واقع ابتدا آنها پا به عرصه هنر گذاشته‌اند و بعد از آن بود که اکسپرسیونیسم متولد شد.

- خب، آقای مهندس موسوی هم خیلی قبل‌تر از کسانی که الان هستند، آمده‌اند ... این نمی‌تواند دلیل پیروزی باشد.

* من امیدوارم بشود؛ فوق این دوران‌ها حرکت کرد شاید بشود دستاوردهای مدرن‌تر داشت ما در عرصه پست پسامدرنیسم زندگی می‌کنیم میشل فوکو وقتی به ایران آمد، گفت این اولین انقلاب پست مدرنیستی دنیاست؛ البته بعد اتفاقاتی افتاد که حرفش را پس گرفت امیدوارم کاری نکنیم که بعداً حرفمان را پس بگیریم.

- آیا فرزندانتان هم مثل شما سنت شکن هستند؟

* فرزندان به کار علمی و هنری خود مشغول هستند اما دید اجتماعی و انتقادی قوی دارند می‌توانم با جرات تمام بگویم یکی از بهترین مشاوران من و موسوی در امور فرهنگی،‌ هنری، علمی، اجتماعی دخترانمان هستند. یکی شان دکترای فیزیک دارد، یکی شان دانشجویی دکترای هنری است و آخری هم دارد فوق‌لیسانس تصویرگری می‌گیرد.

- شما موسیقی زیر زمینی امروز را گوش می‌دهید؟

* منظورتان موسیقی رپ است؟

- بیشتر موسیقی رپ ...

* بله، و اتفاقا موسیقی رپ را دوست دارم. البته در موارد اندکی در آن بی‌اخلاقی ها یا بد اخلاقی هایی را دیده ام که آن را نمی‌پسندم، ولی به نظرم در دو عنصر وزن و ضرب، نوآوری‌های خاصی داشته است که همین مساله متمایزش کرده و آن را به گفتاری آهنگین تبدیل کرده است.
به نظر من موسیقی در هر نوع و هر گرایش و به شکل قابل شنیدن و قابل اعتناست، مشروط بر آن که از دایره اخلاق خارج نشود. این اخلاق یک مساله فرامذهبی‌ست که در همه جای دنیا قابل احترام است تا زمانی که آن نشکند، جای هیچ نگرانی نیست.

- خانم دکتر شما، اینجا با چادر و بلوز و دامن نشسته‌اید آیا فکر می‌کنید زنان ما بتوانند این طور لباس بپوشند؟

* من با چارچوب‌های شرعی برای خودم اعتقاد دارم و معتقدم اگر این چارچوب‌ها رعایت شود دیگر حرف بی‌معنی است که کسی بخواهد برای مردم تعیین تکلیف کند، این یک مساله خصوصی - اجتماعی‌ست. کسی حق ندارد برای مردم گشت امنیتی بگذارد این که آنها را تحت فشار قرار دهند که چه رنگی بپوشند، چه شکلی باشند، چه مدلی را انتخاب کند که اموری سلیقه یی هستند و به رشد و شعور اجتماعی مردم، زنان و جوانان باید اعتماد کرد.

ـ دختران شما خودشان حجاب را انتخاب کرده‌اند؟

* بله. حجاب‌ آنها انتخابی بوده و خودشان به این دیدگاه رسیده‌اند. من در سال 1355 در آمریکا کتابی نوشتم به عنوان «حجاب پیام زن مسلمان» در آن کتاب به حجاب در یک مفهوم آزاد پرداخته شده بود، در یک مفهوم سرکوبگرانه. حجاب بعد از رسیدن به یک دیدگاه است که تبدیل به یک حجاب واقعی می‌شود. در قرآن است که حجاب به عنوان «لباس تقوی» نام برده شده اما این لباس تقوی که ایده‌آلیستی‌ترین شکل حجاب زن است، در جامعه متدین است که شکل می‌گیرد. در جامعه‌ای که همه چیز دستکاری شده، چرا فقط برای زنان محدودیت ایجاد می‌شود.
یعنی تو در این جامعه همه جور دزدی و تجاوز ماجراجویی و از بین بردن منافع ملی و بی خردی داشته باشی، اما به زنان که می‌رسد بگویی خانم تو باید آن طور که من می‌گویم باشی. در واقع اگر یک نگاه ساختار گرایانه داشته باشیم، باید همه اجزای جامعه ما به هم بیاید.
من در اوج جوانی از بی حجابی به حجاب رسیدیم و این را لطف الهی می‌دانم. برای همین می‌دانم که چه چیز ارزشمند و دوست داشتنی را انتخاب کرده‌ام.

ـ بگذارید پرسش آخرم را بپرسم؛ چرا هیچ وقت کیفتان را از خودتان جدا نمی‌کنید؟

* من اگر این کیف را نداشته باشم تعادلم را از دست می‌دهم. اگر کیفم، هم همراهم نباشد، حتما باید یک کتاب دستم بگیرم که بتوانم درست راه برود. دوم اینکه نقش روی این کیف سنت‌های بومی و ملی و تصویر ما را بیان می‌کند و شاید به طور ناآگاهانه نماد علایق ملی و هنری من است... حالا مگر چه اشکالی دارد؟

- اشکالی ندارد.... فقط نگران این هستم که آرتروز نگیرید.

* «می‌خندد» نگران نباشید... تویش غیر از چند تا کاغذ و قلم و عینک و مقداری پول چیز دیگری نیست.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:20 |

خبرنگار اعزامی قلم نیوز به کرمان، گزارش می دهد: دانشجویان مشتاق کرمان از ساعت ها پیش در انتظار ورود مهندس موسوی بودند و با هم آوایی سرود یار دبستانی، رسیدن موج سبز آزادی را نوید می دادند.

با ورود مهندس موسوی به سالن آمفی تئاتر دانشگاه باهنر کرمان که سالها پیش با کمک او ساخته شده بود، موجی از شور و اشتیاق و هیجان دانشجویان را فراگرفت.

دانشجویان شعار می دادند: «موسوی موسوی حمایتت می کنیم»، «درود برخاتمی، سلام بر میرحسین»، «آزادی اندیشه با احمدی نمی شه»، «انجمن انجمن (اسلامی) حمایتت می کنیم»، «موسوی وطن دوست، حمایتت می کنیم»، «صل علی محمد بوی صداقت آمد»، «صل علی محمد یار امام خوش آمد».

موسوی به ابراز احساسات دانشجویان پاسخ می دهد اما شعارها ادامه دارد. دیگر نشانی از رخوت و رکودی که چندی پیش از فضای دانشگاه می گفتیم، خبری نیست.

بیدار شده انگار دانشگاه و دانشجو و یکصدا فریاد می زند، آزادی را و عزت را و شان دانشگاه را.

تعداد دانشجویان چنان است که گویی کلاسی برگزار نشده و دانشجو و استاد برای نجات سرزمینشان همراه شده اند و راه آن را فقط انتخاب خوب می دانند.

آنها یکصدا شده اند و آزادی اندیشه می خواهند و می خواهند که دیگر دانشگاه پادگان نباشد.

تعداد زیادی دانشجو که تا نزدیکی سن سخنرانی را هم پر کرده اند و جایی باقی نمانده برای دانشجویان پرتعداد بیرون مانده از سالن که در برآوردی سه برابر دانشجویان داخل سالن تخمین زده شد.

دانشجویان در این مراسم، عکس هایی از مصدق و سحابی و تعدادی از دانشجویان و زندانیان سیاسی در دست دارند و تعداد بسیار زیادتری از دانشجویان عکس های خاتمی و موسوی را در دست گرفته اند.

یکی از استادان دانشگاه در سخنانی به بیان برخی مطالبات دانشجویان و همچنین تمجید از دوران نخست وزیری مهندس پرداخت.

سخنان وی با استقبال و تشویق های مکرر دانشجویان مواجه شد.

نوبت به که میرحسین می رسد، دانشگاه به وجد می آید و صدای امید در دانشگاه می پیچد که روزهایی سبز خواهند آمد.

دانشجویان موجی سبز به راه انداخته اند با پرچم هایشان و لباس های سبزشان و آنها که پرچم ندارند، مچ بندی و بازوبندی و شالی سبز به نشانه این که امیدی به آمدن روزهای سبز دارند بسته اند.

میرحسین که گاه لبخند می زند و گاه دستی تکان می دهد و گاهی آرام به شور و هیجان دانشجویان نگاه می کند، در این روزها عادت کرده که دانشجویان با شعارهایشان، او را در جریان وقایعی قرار دهند که در این چند سال بر سرشان رفته. آنها از ستاره دار شدن دانشجو و زیر سوال رفتن شان دانشگاه گله دارند و نمی خواهند با آنها پادگانی برخورد شود.

موسوی پشت تریبون رفت و شور و اشتیاق دانشجویان، همراهش و هر بار که سخنانش اوج می گرفت، اشتیاق دانشجویان افزون می شد و همه صداها یکی می شد: «درود بر موسوی».

میرحسین طی سخنانی کوتاه شهر کرمان و تمدن کهن آن را مورد ستایش قرار داد که این سخنان وی با تشویق مواجه شد.

مهندس از تمدن جیرفت سخن گفت و بر بازخوانی تمدن های بزرگ بشری با توجه به تمدن جیرفت تاکید کرد.

در ادامه پرسش دانشجویان و پاسخ موسوی بود و افت و خیزهای این جلسه.

زمانی که مهندس موسوی در پاسخ به سوالی، بسیاری از مشکلات کشور را ناشی از عدم اجرای قانون دانست و گفت که دولتی که خود، قانون بگذارد و خودش بخواهد آن را اجرا کند، روشش منجر به دیکتاتوری خواهد شد، دانشجویان با تشویق های خود، او را حمایت کردند و یک صدا شعار می دادند: «مرگ بر دیکتاتور».

دانشجویان چنان میرحسین را مورد تشویق قرار دادند که گویی حرف دلشان را پس از چند سال می زندف زمانی که گفت: دولت باید پاسخ دهد که پول های نفت را کجا هزینه کرده است.

در بخشی از این جلسه نماینده بسیج دانشجویی برای طرح پرسش خود پشت تریبون قرار گرفت که به انتقادهای خود از موسوی پرداخت.

موسوی در پاسخ به سوالات این دانشجو از دولت انتقاد کرد و با اشاره به اینکه وزرایش محتشمی پور و ناطق نوری بودند که هر کدام از یک جناح هستند، تاکید کرد که باید در انتخاب وزرای کابینه از چهره هایی توانمند استفاده کنیم نه اینکه به دنبال کسانی مطیع و حرف شنو باشیم.

دانشجویان از این گفته ها به وجد آمده و آن را مورد تایید قرار می دهند.

در جایی از این مراسم، برخی حاضران، شعار می دهند «توپ، تانک، ... دیگر اثر ندارد»... به او بر می خورد زمانی که تعدادی از دانشجویان این شعار را تکرار می کنند؛ با دلخوری نگاهی به جمعیت پرشور دانشجویان که گاه بعضی چیزهای خوب را از یاد می برند، می اندازد.

نگاهش طوری بود که انگار انتظار نداشت چنین شعاری را بشنود از دانشجویانی که بزرگ می داند آنها را و امیدوار است که با تلاش آنها دوباره کشور را بسازد؛ با همان سادگی بیانش می گوید: من جزو علاقه مندان به «بسیجی» هستم؛ وقتی این شعار را می دهید به من بر می خورد.

سخنان میرحسین با تشویق دانشجویان همراه می شود و آنها ضعار می دهند: «درود بر موسوی»

مهندس ادامه می دهد: من طرفدار آن بسیجی هستم که وقتی صندوق های رای را به آن می سپاریم مانند ناموس خود از آن دفاع کند.

این سخنان موسوی با تشویق های پی در پی و مکرر دانشجویان همراه می شود.

در ادامه مراسم، یک نماینده از جنبش عدالت خواه پشت تریبون می آید و بخش هایی از پیام امام (ره) خطاب به دانشجویان اتحادیه اروپا را قرائت می کند که در آن امام (ره) در مرزبندی بین دانشجویان مسلمان و افراد غیرمسلم تاکید کرده بود و جالب اینکه این پیام امام (ره) به دانشجویان اروپایی را به عنوان توصیه به موسوی خواند و از موسوی خواست این شیوه را در داخل کشور که همه مسلمان هستند، اعمال کند.

این دانشجو از موسوی می خواهد مرزبندی خود را با احزاب مشارکت، سازمان مجاهدین و کارگزاران روشن کند که میرحسین موسوی تاکید کرد: از نیروهای توانمند تمام احزاب استفاده خواهد کرد و برای خود خط قرمزی برای استفاده از نیروهای توانمند نمی شناسد.

سخنان مهندس موسوی با شور و اشتیاق دانشجویان همراه شد.

موسوی گفت: از نیروهای توانمند تمام احزابی که در چارچوب قانون اساسی و بر اساس منافع ملی فعالیت می کنند، استفاده خواهم کرد.

دانشجویان موسوی را تشویق می کنند و حمایت.

دانشجوی عدالت خواه، موسوی را مورد انتقاد قرار می دهد که چرا مافیای نفت را خیالی خوانده است و موسوی می گوید: این چه مافیایی است که چهار سال است که تلاش می کنند اعضای آن را دستگیر کنند و حتی یک نفر هم به قوه قضاییه معرفی نشده است؟

دانشجویان با تمام وجود تشویق می کنند و پرچم های سبزشان را تکان می دهند.

موسوی در بخشی دیگر از سخنان خود در پاسخ به سوال یک دانشجوی طرفدار دولت که از موسوی می خواهد از محاسن دولت بگوید، اظهار می کند: یک نکته از دولت به عنوان محاسن گفتم که برنامه  30 :20 همان یک نکته را به صورت بریده پخش و اعلام کرد که من از دولت حمایت کردم؛ در حالی که دولت 6 کانال رسمی و 30 کانال استانی را برای تبلیغات خود در اختیار دارد.

موسوی می گوید که وقت من ارزش بیشتری دارد که بخواهم از دولت تعریف کنم. کار برنامه 20:30 باعث شد که من توبه کنم و دیگر حرفی نزنم.

دانشجویان به طور مکرر موسوی را تشویق می کنند.

زمانی که موسوی تاکید می کند که با هرگونه امنیتی کردن فضاهای دانشگاهی مخالف است ، دانشجویان با تمام توان فریاد زدند: «درود بر موسوی»

دانشجویان به تشویق های خود ادامه می دهند که به موسوی بگویند در این چند سال امنیتی شدن دانشگاه چه دردی برای آنها بوده است. آنها پلاکادرهای خود را که نسبت به این موضوع انتقاد کرده اند بالاتر می گیرند.

ازدحام جمعیت به قدری است که تعداد زیادی از دانشجویان روی سن نشسته اند و طیف های مختلف دانشجویی و مخالفان و موافقان موسوی می توانند سوالات خود را از میرحسین موسوی بپرسند.

میرحسین در حالی که هر بار سخنی می گفت دانشجویان را سر ذوق می آورد و وجد، با گرفتن نشانه ها و پیام ها از دانشجویانی که با شعارها و تشویق هایشان، اولویت هایشان را به موسوی منتقل کردند، خداحافظی کرد و زمانی که می خواست سالن را ترک کند به میان جمعیت دانشجویان آمد و آنها با شعار و درود، او را بدرود گفتند تا روزهای سبز آینده.

+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:12 |
به گزارش قلم نیوز، مهندس موسوی با صدور پیامی، مراتب سپاس و قدرشناسی خویش و همراهان را از محبت و صفای مازندرانی ها در دیدار روز دوشنبه اعلام کرده و صمیمانه از چشم انتظاران شهرهایی که فرصت دیدار با آنها در این سفر فراهم نشد پوزش خواست. متن این پیان به شرح زیر است:

که به مازندران شهر ما یاد باد / همیشه بر و بومش آباد باد

مردم شریف استان سبز مازندران
پیشگامان تشیع در تاریخ ایران کهن
صادقان عرصه ی ایثار و مهربانی
به حکم لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
بر خود وظیفه می‌دانم مراتب سپاس و قدرشناسی خویش و همراهان را از این همه محبت و صفای عزیزان آن دیار در دیدارهای اخیر اعلام کنم. بی‌تردید محبت و صفای علمای عزیز، پشتکار فعالان عاشق ستادها که رهروی از امام عزیز چاشنی محبت آنان به این رهرو امام شده است، ژرف اندیشی و محبت دانشگاهیان عزیز در بابلسر، ایمان و اخلاص مردم خوب امیر کلا، صفای ستودنی بابلیان سخت کوش، عشق و ایثار قائم شهر پر صلابت، شور و شعور و حوصله ی جمعیت پرشمار سالن سید رسول قهرمان ساری هرگز از خاطرم محو نخواهد شد و همواره به آن می‌بالم.
بدین وسیله ضمن اعلام سپاس صمیمانه از این همه عشق و صفا به ایران بزرگ و این فرزند کوچک این سرزمین فداکاری، ایثار و تمدن، از اینکه در دغدغه ی مشترک "تغییر سازنده وضع موجود" این همه مصمم هستید و این حقیر را لایق همراهی عاشقانه ی خویش کرده‌اید بر خود می‌بالم.
ای کاش و صد ای کاش شرایط زمان و مکان و محدودیت‌های فراوان پیش‌رو اجازه می‌داد از خوبان عاشق و صمیمی و فکور و احتمالا چشم به راه شهرها و توابع دیگر از جمله رامسر، تنکابن، نوشهر، چالوس، نور، محمودآباد، آمل، فریدون کنار، سواد کوه، نکاه، بهشهر، گلوگاه و دیگر دیار خوبان نیز خوشه ی عشق و محبت و صفا می‌چیدم.
با ابراز تاسف از ناکامی خویش در وصل یاران، صمیمانه از چشم انتظاران پوزش خواسته و امید است همچنان محبت و عشق دو طرفه‌مان دغدغه‌ی تغییر را پررنگ‌تر کند.
سبز و پیروز باشید.

میرحسین موسوی

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:22 |
معصومه ابتكار با صدور بيانيه‌اي دلايل عدم حضور خود در كانديداتوري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را تشريح كرد.
به گزارش خبرنگار”ايلنا“ در اين بيانيه آمده است: ايران اسلامي بار ديگر در آستانه «انتخابات» و مردم ايران زمين در معرض «انتخاب» ديگري قرار گرفته‌اند. «انتخاب» ويژگي متفاوت انسان از ساير پديده‌هاي هستي و زاييده آزادي و كرامت اوست. ملت ما در پي ده‌ها سال مبارزه با پيروزي انقلاب اسلامي توانست به آزادي انتخاب دست يابد و از آن در مسير مردم‌سالاري ديني و پيشرفت و تعالي كشور بهره گيرد. هر بار اما گويي در فراز و نشيب‌هاي سرنوشت اين ملت، «انتخاب» حساس‌تر وخطيرتر از گذشته و رسالت همگان گويي سنگين‌تر از قبل مي‌شود.
در اين عرصه هر يك از آحاد مردم نقشي را بر عهده مي‌گيرند؛ بعضي از سر مسووليت و آگاهي و بعضي از سر بي‌تفاوتي و بي‌اعتمادي جامعه زنان البته همواره با بهره‌گيري از روح مادرانه خويش براي پيشرفت كشور تلاش كرده و با فداكاري و از خودگذشتي در صحنه بوده است. با اين حال هرگز از ياد نبرده كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) او را به دخالت در مقدرات اساسي كشور تكليف كرد. از همين رو نسبت به نگرش‌هاي افراطي در ايران و جهان كه زن را مميزي كرده و ريشه در تحجر دارد حساس بوده و مي‌داند كه اين نوع نگرش دنباله همان افكاري‌ است كه روزي مانع ورود مريم بنت عمران به معبد سليمان بود و امروز با سقف‌هاي شيشه‌اي راه صعود زنان را سد مي‌كند.
با در نظر گرفتن نكات فوق و از آنجا كه اينجانب در اين دوره بارها از اقشار مختلف براي حضور به عنوان كانديداي رياست جمهوري مورد دعوت قرار گرفته‌ام، لازم مي ‌دانم موارد زير را به اطلاع برسانم:
ترديدي ندارم كه با توجه به سوابق خويش و حسن ظن عمومي، پس از ورود به عرصه انتخابات تاييد صلاحيت شده و با بهره‌مندي از نظرات و ياري همه دلسوزان مي‌توانم از عهده مديريت قوه مجريه برآيم. به علاوه معتقدم حضور زنان به عنوان كانديداي رياست جمهوري در عرصه مبارزات انتخاباتي مي‌تواند برگ افتخار ديگري در ميان دستاوردهاي سياسي و اجتماعي كشور باشد. با اين حال، نظر به ضروريات و مقتضيات شرايط كنوني،‌هيچ مصلحتي را بالاتر از مصالح ملي و نجات كشور و انقلاب نمي‌دانم و معتقدم همگان بايد براي ايجاد تغيير سازنده كه نقشه راه آن را خاتمي عزيز به ما نشان داد تلاش كنيم تا در پيشگاه خداوند و نسل‌هاي آينده روسفيد باشيم.
از اين رو با توجه به ارزيابي‌هاي صورت گرفته، از همه علاقه‌مندان به ايران عزيز براي حضور در عرصه حساس انتخابات و برپايي نمايشي از قدرت مردم‌سالاري دعوت كرده و اعلام مي‌كنم ضمن احترام به مواضع شجاعانه حجت‌الاسلام آقاي كروبي‌، مناسب‌ترين گزينه را براي اداره قوه مجريه در دوره آتي آقاي مهندس ميرحسين موسوي نخست‌وزير محبوب امام (ره) مي‌دانم.
همچنين ضمن تشكر از همه افراد و گروه‌هايي كه طي ماه‌هاي اخير خواهان حضورم در اين عرصه بوده‌اند،‌نسبت به تشتت آرا هشدار داده و بر ضرورت يكپارچگي و وحدت اصلاح‌طلبان و نيروهاي خواهان تحول از هر جريان فكري و سياسي تاكيد مي‌كنم. به اين دلايل در اين دوره كانديداي رياست جمهوري نخواهم شد.
+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:37 |
حسین شریعتمداری، مدیر مسئول کیهان در شماره امروز این روزنامه پاسخ مصطفی تاج‌زاده را داده و البته دعوت به مناظره قلمی روزنامه اعتماد ملی را هم رد کرده است.

متن کامل پاسخ شریعتمداری :

رژیم آمریکایی شاه برای مقابله با نهضت امام خمینی(ره) و پیشگیری از گسترش آن به ترفندی متوسل شده بود که بعدها رئیس اسبق سازمان سیا اعتراف کرد توسل به ترفند یاد شده پیشنهاد کارشناسان این سازمان به شاه و ساواک بوده است.

ماشین تبلیغاتی شاه از طریق رادیو و تلویزیون و مطبوعات آن زمان نهضت امام خمینی(ره) را - نستجیربالله- به شوروی سابق نسبت می داد و به اصطلاح استدلال می کرد که شوروی دشمن واقعی آمریکاست و از آنجا که امام خمینی(ره) لبه تیز حملات خود را متوجه آمریکا کرده و حکومت شاهنشاهی پهلوی را هم به خاطر روابط نزدیکش - بخوانید وابستگی محض و نوکرمآبانه- با آمریکا مورد حمله قرار می دهد! بنابراین همسو با شوروی است!!

اما، پاسخ حضرت امام(ره) در آغاز نهضت - سال 1342- این بود که «آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از آمریکا بدتر و انگلیس از هر دو بدتر است». و در دوران اوج گیری نهضت نیز با شعار «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» تمامی رشته های آمریکا و رژیم آمریکایی شاه را پنبه کرد. چرا که حتی شاگردان دبستانی هم می دانند مخالفت دو نفر با شخص دیگر به معنای موافقت آن دو با یکدیگر نیست و عکس این قضیه نیز صادق است...

اکنون، سی سال بعد از آن ماجرا، یکی از اطرافیان آقای کروبی - که ضمناً همراه با دو تن دیگر از اطرافیان ایشان به نفع آقای موسوی جلسه شبانه دارند و شیخ از همه جا بی خبر اصلاحات هنوز نمی داند!- طی مقاله ای در شماره دیروز روزنامه اعتماد ملی به همان ترفند «شاهانه»! متوسل شده و برای سرپوش نهادن بر اسناد غیر قابل انکاری که از همراهی و همصدایی برخی افراطیون اصلاحات با محافل بیگانه حکایت می کند خطاب به مدیر مسئول کیهان آورده است «آقای شریعتمداری مگر غیر از این است که رادیو آمریکا، رادیو اسرائیل و سلطنت طلبان و ضد انقلاب به طور مستمر علیه طالبان و القاعده موضع می گیرند و علیه آنها فعالیت می کنند؟ آیا ضدیت رسانه های چهارگانه فوق نشانه حقانیت، صداقت و درستی اندیشه و راهبرد طالبان، القاعده و بن لادن است»! و عکس این قضیه را نیز آورده است. در پاسخ این مدعیان اصلاحات باید گفت؛

1- آیا در ستمگری و غارتگری آمریکا شک دارید؟ آیا شوروی سابق خونریز و غارتگر نبود؟ خب! حالا بفرمائید که آیا ضدیت حضرت امام(ره) با آمریکا به معنی تبرئه شوروی از ستمگری بود و یا ضدیت آن بزرگوار با شوروی سابق به مفهوم تبرئه آمریکا بود؟! این چه استدلال کودکانه ای است؟!

علت دشمنی آمریکا و شوروی با یکدیگر با علت ضدیت حضرت امام(ره) با هر دو قدرت استکباری یاد شده نه فقط متفاوت بلکه متضاد بود. آمریکا علیه شوروی به سختی موضع می گرفت و شوروی نیز به شدت علیه آمریکا موضع داشت- دوران جنگ سرد- ولی ضدیت امام راحل(ره) با آن دو ماهیتی کاملاً متفاوت داشت بنابراین اگر کیهان علیه طالبان موضع می گیرد و در همان حال آمریکا هم با طالبان و القاعده مخالفت می ورزد-که این مخالفت ظاهری است- نمی توان نتیجه گرفت که طالبان و کیهان مواضع مشابهی دارند! همانگونه که نمی توان ضدیت حضرت امام با آمریکا یا شوروی را- نستجیر بالله- به مفهوم همراهی آن امام بزرگوار با یکی از دو قدرت استکباری مورد اشاره تلقی کرد. غیر از این است؟ ماجرا خیلی ساده است، چرا طفره می روید؟ دوستان دیگر شما- مخصوصاً آن یکی که ساکن انگلیس است- نیز در تهیه نامه شیخ اصلاحات علیه کیهان همین بلا را بر سر او آوردند و باعث عصبانیت و اعتراض ایشان شدند که قرار بود با حمله به کیهان، رأی خاکستری به صندوق بریزید ولی به آبروی او آسیب جدی زدید!

2-حمایت آمریکا و اسرائیل از افراطیون جبهه اصلاحات به خاطر مواضع همسوی آنهاست و ماجرا روشن تر و مستندتر از آن است که با اینگونه آسمان و ریسمان کردن ها قابل انکار باشد. مواضع این طیف از مدعیان اصلاحات تماماً موجود و مکتوب و مضبوط است. مگر با صراحت نمی گفتید و نمی نوشتید که «قوانین اسلام متعلق به 1400 سال قبل است و امروزه قابل اجرا نیست»! یا «فرهنگ شهادت خشونت آفرین است»! یا «انقلاب اسلامی عامل عقب افتادگی ایران است»! یا «منشاء خشونت همین احکام فقهی است»! یا «افکار امام خمینی(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! یا «حجاب و حیای زنان مظهر و نماد عقب افتادگی است»! یا «شهادت امام حسین(ع) نتیجه خشونت جدش رسول خدا(ص) در صدر اسلام بود»! یا «معصومین هم در معرض انحراف هستند»! و صدها نمونه مکتوب دیگر از این دست و اخیراً هم که شیخ اصلاحات دقیقاً همان ادعای اسرائیل علیه ایران اسلامی را مطرح کرده و بیانیه داده بود که «اعدام کودکان را متوقف کنید»!!...

حالا سوال این است که آیا این مواضع بدون کم و کاست و دقیقاً همان مواضع آمریکا و اسرائیل علیه اسلام و انقلاب و امام(ره) نیست؟! آیا می توانید این واقعیت تلخ را انکار کنید؟ معلوم است که نمی توانید، بنابراین حمایت صریح آمریکا واسرائیل از افراطیون مدعی اصلاحات به خاطر همراهی و همسویی کامل آنان با خواسته ها و اهداف رسماً اعلام شده آمریکا و برخاسته از نقشی بوده است که به عنوان ستون پنجم بیگانگان در داخل کشور برعهده داشته و دارند. و این ننگ «با هیچ رنگی» قابل پاک کردن نیست چه رسد به آسمان و ریسمان کردن کودکانه در قالب یک به اصطلاح مقاله!

3- افراطیون مدعی اصلاحات اصرار عجیبی دارند که پای آمریکا و اسرائیل را از این معرکه بیرون بکشند و ماجرای موجود را به درگیری شیخ اصلاحات با کیهان محدود کنند! و حال آن که مطابق اسناد ارائه شده- که بسیاری از آنها را نیز متعاقباً ارائه خواهیم کرد- اصل ماجرا این است که طیفی از مدعیان اصلاحات نقش ستون پنجم آمریکا و اسرائیل را در داخل کشور برعهده دارند و این آش آنقدر شور شده بود که آقای خاتمی نیز گفته بود از اردوگاه اصلاح طلبان صدای دشمن را می شنوم، یا آقای کروبی بر سر یکی از همین مدعیان فریاد کشیده بود که چرا از تریبون مجلس اتهامات واهی اسرائیل علیه ایران را مطرح می کنی؟ و...

ماجرا این است و شما مدعیان اصلاحات از آقای کروبی به عنوان «سپر» استفاده می کنید و به جای او علیه مدیر مسئول کیهان بیانیه می نویسید. در مصاحبه کروبی با خبرنگاران خارجی به جای او حرف می زنید و عجیب آن که اصرار دارید ایشان را -نستجیربالله- پشت کرده به نظام معرفی کنید! چرا؟! برای این که آمریکا اینطور می خواهد و آقای کروبی از همه جا بی خبر، هنوز متوجه نشده است که چه آشی برایش پخته اید؟! بدیهی است که کیهان سوابق آقای کروبی را فراموش نمی کند و اطمینان دارد که سرانجام پای خود را از این بازی بیرون خواهد کشید، چرا که او هرچند به غفلت در دام شما افتاده است ولی نهایتا فرزند انقلاب است. بنابراین اگر هزار بار دیگر علیه کیهان و مدیر مسئول آن بنویسید، کیهان وارد میدان فریب شما نمی شود و ماجرای همسویی شما با بیگانگان را رها نمی کند و داغ تبدیل خواست آمریکا به معرکه داخلی را بر دل افراطیون مدعی اصلاحات می گذارد.
+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:35 |
تابناک :علي دولتخواه، دانش‌آموز سال دوم رشته کامپيوتر هنرستان کار و دانش امام علي (ع) شهرستان فسا که دو سال پيش پدر جانباز ارتشي خود را از دست داده بود، به همراه چند تن از ديگر دانش‌آموزان فسا براي استقبال از محمود احمدي‌نژاد و اعضاي دولتش از فسا با اتوبوس به شيراز رهسپار شده بودند که در راه، تصادف، علي دولتخواه را از خانواده‌اش مي‌گيرد تا دو سال پس از فقدان پدر جانباز وي، علي نيز به او بپيوندد.
برخي از معلمان وي هنوز مرگ او را باور ندارند و از او به عنوان جواني برومند، مذهبي،‌ درس‌خوان و ورزشکار ياد مي‌‌کنند.
يکي از مسئولان اين هنرستان در گفت‌وگو با «تابناک» گفت: علي از هر نظر چه درس و چه اخلاق نمونه بود.

وي در پاسخ به اين پرسش که آيا مدرسه اقدام به انتقال دانش‌آموزان به شيراز کرده، با رد اين موضوع گفت: بسيج دانش‌آموزي از طريق اداره آموزش و پرورش فسا از هر مدرسه تعدادي دانش‌آموز براي شرکت در استقبال از دولت درخواست کرده بودند و ما هم تعدادي معرفي کرده بوديم.
وي تأکيد کرد: اين سفر با مجوز و مسئوليت فرمانداري فسا انجام شده است.
بسياري از مردم شهرستان فسا مي‌پرسند چرا بايد براي استقبال از رئيس‌جمهور که برای خدمت به مردم به استان‌ها سفر مي‌کند، استقبال‌كنندگان از فسا به شيراز اعزام شوند؟
+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:50 |
نماینده ولی فقیه در استان مازندران گفت:«گروه‌هایی كه امروز نگران سلامت انتخابات هستند، خود پایه گذار اینگونه كارها بودند.»

آیت الله نورالله طبرسی در گفتگو با ایلنا، با اشاره به اخلاق انتخاباتی گفت:«اخلاق انتخاباتی باید محفوظ بماند.ما كه مانند كشورهای غربی نیستیم و باید مطابق دین خود عمل كنیم.»

وی با انتقاد از تخریب شخصیت‌های نظام گفت:«نباید بی‌جهت اشخاص را متهم كرد و جنگ روزنامه‌ای راه انداخت زیرا اینگونه كارها مغایر با دستورات اسلام است.»

امام جمعه ساری در پاسخ به سئوالی مبنی بر اظهار نگرانی برخی گروه‌ها در خصوص سلامت انتخابات تصریح کرد:«این گروه‌هایی كه امروز احساس نگرانی می‌كنند خود پایه گذار این اعمال بودند و اگر آنها این كارها را نمی‌كردند به این روز مبتلا نمی‌شدیم كه دیگر نمی‌شود آن را جمع كرد.این گروه‌ها باید آن زمان به فكر آینده ‌بودند.»

وی با تاكید بر لزوم رقابت صحیح بین كاندیداها، در خصوص عملكرد دولت نهم نیز اظهار داشت:«باید برای ارزیابی كارنامه دولت، همه جهات را مد نظر قرار داد و مسلما این دولت هم دارای اشتباهات و لغزش‌هایی بوده است، ولی نباید در خصوص عملكرد دولت سیاه‌نمایی كرد و بگوییم برای كشور خرابی به بار آورده است.»

آیت‌الله طبرسی همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر نحوه عملكرد اقتصادی میر حسین موسوی در زمان نخست وزیری‌اش،گفت:«امام هم با سیاست‌های اقتصادی آقای موسوی مخالف بود و ما هم در آن زمان مقلد امام بودیم.»

وی تاكید كرد:«آن سیاست‌ها مطمئنا دیگر خریداری ندارد و متعلق به زمان جنگ است الان هم كه دیگر زمان جنگ نیست كه بخواهیم به آن شیوه عمل كنیم.»

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:36 |
مهندس موسوی در ساری اعلام کرد: نتیجه پاسخگونبودن دولت به ابهامات محاسبات بودجه این می‌شود که هزینه‌های عجیب و غریبی که برای انتخابات صرف می‌شود را شاهدیم؛ اما منشاء آن مشخص نیست.

به گزارش قلم نیوز میرحسین موسوی در ادامه دیدارش با مردم پرنشاط و مهمان‌نواز خطه شمال در میان اقشار مختلف مردم ساری در ورزشگاه شهید سیدرسول حسینی عنوان کرد: در اطلاعیه اولی که برای شرکت در انتخابات دادم گفتم که الان زمان، زمانی دیگر است. بعد از سال 67 تصمیم گرفته بودم که در پست‌های سیاسی بالا حضور نداشته باشم . چون می‌اندیشیدم قانون اساسی و رویه‌های آن چیزی را پایه‌گذاری کرده که نیاز نیست افراد به طور مکرر حضور داشته باشند بلکه یکی از پیام‌های انقلاب اسلامی این بود که افراد به طور مادام‌العمر در یک پست نباشند.
او با بیان این که « به خاطر مشکلات موجود و توانایی‌هایی که در خود دیدم احساس کردم اگر سکوت کنم خیانت کردم» تصریح کرد: با مدیریت درخشان دوران جنگ آشنا هستم و مدیران خوبی را می‌شناسم. احساس کردم که باید بیایم و تغییری در وضع امروز ایجاد کنم.
مهندس موسوی تاکید کرد که باید همه تلاش کنیم تا با روش‌های علمی و شناخته شده جهانی، طرحی نو دراندازیم و به جامعه امید ببخشیم. او در عین حال گفت: به این جامعه امیدوارم. البته اگر قواعد و قوانین را حفظ می‌کردیم تفاوت چندانی نمی‌کرد که چه کسی با چه گرایشی روی کار بیاید؛ چون اصل نظام حفظ می‌شد. اما دلیل حضور من در صحنه انتخابات این است که احساس کردم این قواعد، قوانین و رویه‌ها به خطر افتاده است.

اجرای وعده‌های شب انتخاباتی از توان دولت خارج است

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره شعارهای تبلیغاتی که دولت‌مردان در آستانه انتخابات سر می‌دهند اعلام کرد: این روزها آن هم در شب انتخابات، دادن وعده‌هایی پشت سر هم که قطعا از توان دولت خارج است را شاهدیم یا لایحه‌ تحول اقتصادی که دولت روی آن ایستاده است. اینها هدف قرار دادن عزت مردم است. بارها با افرادی در جامعه روبرو شدم که امکانات و فرزندان خود را به جبهه‌ها فرستادند چرا که از عزتی برخوردار شده بودند و امروز این مساله را دیگر شاهد نیستیم.
او با طرح این پرسش که اگر مساله اشتغال است پس چرا اشتغال ثابت ایجاد نمی‌کنید؟ افزود: این کشور ثروتمند است و این ثروت را باید در خدمت عزت نفس و کرامت مردم و برنامه‌های درازمدت به کار بگیریم نه این که شب انتخابات پول پخش کنیم.
نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس متذکر شد: یکی از مهمترین مسائلی که از مشروطه به دنبال آن بودیم عدالت و قانون‌خواهی بود. آزادی از دل همین قانون‌خواهی بیرون آمد. داشتیم کم کم عادت می‌کردیم که همه در چارچوب قانون حرکت کنیم. چرا که حتی اگر به قانونی اعتقاد نداشته باشیم، راه درست تغییر آن قانون باز هم از راه قانونی است.
موسوی ادامه داد: مجلس هم‌سوی دولت است ولی همین مجلس قانونی را تصویب می‌کند اما دولت اجرا نمی‌کند. مثلا در مورد شوراها دیدیم که بعد از مجلس کار به شورای نگهبان و بعد به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشید که مجمع با رای قاطع اکثریت رای به احیای این شوراها داد . در حالی که نزدیک به شش ماه است دولت این مصوبه را اجرا نکرده است.

لگدمال کردن کرامت انسانی و منشاء نامشخص هزینه‌های انتخاباتی

میرحسین موسوی در همین حال گزارش اخیر دیوان محاسبات عمومی درباره بودجه امسال را یادآوری و عنوان کرد: در گزارش اخیر دیوان محاسبات عمومی هزاران تخلف در بودجه مشخص و عنوان شده که تکلیف میلیاردها دلار مشخص نیست و معلوم نیست چرا به خزانه ریخته نشده است. این مسائل مطرح شد ولی دولت متاسفانه هیچ پاسخی نداد. نتیجه این می‌شود که هزینه‌های عجیب و غریبی که برای انتخابات صرف می‌شود را شاهدیم؛ ولی منشاء آن مشخص نیست. من احساس کردم اگر نظام و دولت با همین شکل پیش برود حتی اگر نیت خیر هم داشته باشد بعد از چند سال هر چیزی در کشور امکان‌پذیر خواهد بود؛ حتی لگدمال کردن کرامت انسانی و پایمال کردن آزادی.

فراتر رفتن از قانون در جهت عقلانیت‌زدایی

نخست‌وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس درباره این سوال که فراتر رفتن از قانون چه جهتی دارد؟ متذکر شد: فراتر رفتن از قانون در جهت عقلانیت‌زدایی از سیستم تصمیم‌گیری در کشور است. شوراهای تصمیم گیری نظیر شورای پول و اعتبار تاثیرگذارترین شوراها برای تدوین و نظارت سیاست‌های پولی کشور بوده‌اند ولی متاسفانه اینها را حذف کرده یا در کمیسیون‌های دولت ادغام کردند؛ یعنی بانک‌ها و سیاست‌های پولی حیاط خلوت دولت می‌شوند. این برگشت به گذشته و فرار از عقلانیت بروکراسی مدرن است. هیچ نابغه‌ای نمی‌تواند جای شوراهای تصمیم‌گیری را بگیرد ولی متاسفانه امروز همه این شوراها در ذیل یک یا چند نفر جمع شدند.
او گفت: با حذف این شوراها امکان نظارت بر هزینه‌ها از بین می‌رود و جامعه دچار ابهام می‌شود. بارها من این مساله را بیان کرده‌ام که در این سال‌ها 300 میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم. چرا ریز این هزینه‌ها را در اختیار مردم نمی‌گذارید؟ آیا اینها پول مردم نیست؟ اگر مدیریت ثبات نداشته باشد نمی‌تواند درست کار کند و کار او با سیاسی‌کاری همراه خواهد بود. برخی سازمان‌ها نظیر بانک مرکزی در دنیا مشهورند که سابقه مدیریت آنها به بیش از 10 سال می‌رسد ولی متاسفانه در کشور ما در عرض 3-4 سال سه بار در بانک مرکزی و چهار بار در بانک ملی مدیر عوض شده است. این کار در سازمان‌های دیگر هم انجام شد و مدیران در حال رفت و آمد هستند. آیا در چنین وضعیتی کشور می‌تواند سرمایه‌های خارجی را جذب کند یا اینکه آن‌ها پول خود را به دبی و کشورهای دیگر منتقل می‌کنند؟

در این چهار سال قدم به جلو گذاشتیم یا عقب؟

به گفته موسوی، « متاسفانه آزادی و عدالت در توزیع کردن صدقه خلاصه شده است نه ایجاد اشتغال». او تاکید کرد: این عدالت نیست بلکه خلاف مفهوم عدالت است. سیاست‌های کلی نظام به ویژه سند چشم‌انداز 20 ساله اهمیت دارند. اما متاسفانه دولت این برنامه‌ها را دوست ندارد و ظاهرا از لفظ برنامه هم خوشش نمی‌آید. متاسفانه در مورد پیشبرد سند چشم‌انداز 20 ساله به دلیل عدم ثبات در سیاست‌ها قدمی پیش نگذاشتیم. قرار است در طول 20 سال به کشور اول منطقه تبدیل شویم حال باید مقایسه کنیم که در این چهار سال قدمی به جلو گذاشتیم یا در مقایسه با کشورهای دیگر گامی هم به عقب برداشتیم؟

*حاشیه‌ها:
در حین سخنرانی مهندس موسوی عده‌ای از حاضران برنامه شعار دادند " ما دیگه سیب‌زمینی ؛ نمی‌خوایم نمی‌خوایم"! مهندس موسوی هم در جواب عنوان کرد: بله! سیب‌زمینی امروز تبدیل به یک نماد شده و تنها یک محصول موجود در بازار نیست. چرا که با این وسیله عزت مردم هدف قرار گرفت

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:40 |
مهندس میرحسین موسوی ساعت شش صبح روز دوشنبه برای دیدار با مردم مازندران به شهرستان ساری وارد شد.

به گزارش خبرنگار اعزامی قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در لحظه ورود به فرودگاه ساری با استقبال گرم مردم این شهر قرار گرفت و بلافاصله جهت ادای احترام به پاسداران ایران زمین و شهیدان سرافراز این شهرستان به گلزار شهدا رفت.

در مراسم استقبال از میرحسین در فرودگاه ساری، حضور اقشار مختلف به گونه ای بود که حرکت و خروج برای مهندس دشوار شده بود.

حضور خانواده معظم شهدا و جانبازان که تعدادی با ویلچر در فرودگاه حضور داشتند، قابل توجه بود.

پدر و مادر سه شهید حجازی از شهدای شهرستان گلوگاه با اهدای دسته گل و شال سبز به گردن میرحسین موسوی، به وی خوش آمد گفتند.

همزمان با حضور مهندس موسوی در گلزار شهدا، تمام خیابان های اطراف ملامجدالدین (گلزار شهدا) پر از جمعیت شد و این خیابان ها در ساعت اولیه صبح با ترافیک سنگین مواجه شدند.

مهندس موسوی در گلزار شهدای ساری از سوی خانواده های شهدا و جانبازان هشت سال دفاع مقدس مود استقبال قرار گرفتن و یکی از خانواده های شهدا با قربانی کردن یک راس گوسفند به استقبال مهندس آمدند

جمعی از نمایندگان مجلس استان اعم از یوسف نژاد نماینده ساری، محسنی نماینده نوشهر و نریمان نماینده بابل نیز در میان استقبال کنندگان به چشم می خوردند.

استقبال کنندگان پرتعداد این مراسم هنگام نثار گل مهندس بر مزار شهیدان، شعارهای «سلام بر موسوی، درود بر شهیدان» و «موسوی خط امام، حمایتت می کنیم» سر دادند.

مهندس موسوی پس از اتمام مراسم در گلزار شهدا به دیدار نماینده ولی فقیه و امام جمعه ساری رفت.

وی در ساعت 7:30 دقیقه صبح روز دوشنبه با حضور در دفتر آیت الله طبرسی، نماینده ولی فقیه در مازندران و امام جمعه ساری، دیدار و در نشستی خصوصی با وی به گفت وگو پرداخت.

پس از این دیدار مهندس موسوی، برای دیدار با آیت الله صدوقی، یکی از روحانیون برجسته مازندران، مسیر را پیاده طی کرد و مردم با شعار های "صلی علی محمد، بوی امام آمد" و "موسوی به شهر ما خوش آمدی" وی را همراهی کردند. 

پس از این دیدار نیز مهندس در بیت آیت الله نظری، یکی دیگر از علمای استان مازندران حضور یافت و با وی دیدار و گفت و گو کرد.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:45 |

 

به گزارش خبرنگار اعزامی قلم نیوز، موسوی در جمع پرشور و در میان استقبال و تشویق های دانشجویان پردیس بابلسر دانشگاه مازندران افزود: شاخص‌هایی که در سال‌های اخیر در دست داشته‌ایم موجب غرور و افتخار ما نیست و باید دگرگون شود.

وی، شاخص های موجود در سیاست، اقتصاد و فرهنگ را قابل تکیه‌ ندانست و اظهار کرد: ‌این شاخص‌ها دورنماها را تیره کرده و امیدها را کم‌فروغ کرده است. ما به فضایی پرامید نیاز داریم.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه درباره مسایل سیاست خارجی، با بیان اینکه در سیاست خارجی ماجراجویی‌ها و سر و صداهایی داشتیم که ارتباطی با تکیه بر اصول و ارزش‌ها و منافع ملی ما ندارد و موجب ایجاد خصومت در جهان علیه خودمان شده‌ایم که یک نمونه آن را اخیرا در سوییس شاهد بودیم اظهار کرد: شاید توجه نکنیم که اثرگذاری این سیاست‌ها در روحیه ملت ما تا چه حد بالاست. احساس عدم امنیت و وجود فضایی که حس می‌شود فرد ایرانی در برابر هنجارهای بین‌المللی تنهاست و سیاست‌هایی نظیر اینها به شدت به توسعه ما آسیب رسانده است و سیاست‌های اقتصادی ما نیز همین طور است.

موسوی با بیان اینکه کارهای صورت گرفته، دفعی، آنی و بدون برنامه است، افزود: نماد این برنامه‌ها منحل کردن سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی است. شوراهای تصمیم‌گیر و اثرگذار و دستگاه‌های برنامه‌ریزی نظیر شورای پول و اعتبار و شورای عالی آموزش و نزدیک به 18 شورای مهم را ظرف یک شب منحل یا در کمیسیون‌های دولت ادغام کردند؛ بنابراین اصلا غیرعادی نیست که نقدینگی به بیش از دو برابر رسیده است.

وی که در بخش های مختلف سخنان مورد تشویق و حمایت دانشجویان قرار می گرفت، ادامه داد: متاسفانه دوستان فکر می کنند افزایش نقدینگی و افزایش تورم هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و نتیجه این تفکر موجب فقر، به خاک نشستن کشاورزان و زراعت‌گران و فشار بر مردم مستضعف ما شده است. امروز کشور ما از نیروهای فهیم بهره‌مند است اما متاسفانه از این نیروهای متخصص به درستی استفاده نشده است.

موسوی بیان کرد: ظاهر این رفتارها، البته مدرن است اما در حقیقت اگر به معیارها و نحوه تصمیم‌گیری در این سال ها رجوع کنیم، خواهیم دید که به نظر می‌آید مربوط به دوران قاجار است.

میرحسین با تاکید بر اهمیت سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و نیز دیوان محاسبات عمومی گفت: سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور برای این است که دولت نتواند فقط مطابق میل خود درآمدها را هزینه کند و در عین حال برای این است که مجلس بر هزینه‌ها نظارت کند و جلوی فساد و تخلفات را بگیرد اما متاسفانه امروز با این رفتارها مجلس در محذوریت قرار گرفته است. دیوان محاسبات عمومی نیز مهم‌ترین دستگاه نظارتی کشور به ویژه در بحث بودجه است.

وی با بیان اینکه مساله بودجه یک مساله کلیدی است زیرا در کنار معانی اقتصادی، معنای فرهنگی و سیاسی هم دارد و بسیاری از فسادها در دنیا ناشی از انحرافات از همین مساله است اظهار کرد: هر نوع امکانی که بتواند به مجلس اجازه دهد که هزینه‌ها را کنترل کنیم، قابل توجه خواهد بود. در غیر این صورت مجلس فقط می‌تواند گزارش‌هایی را مطرح کند.

موسوی با تاکید بر اینکه هنوز هم برای ما روشن نیست که نزدیک به 300 میلیارد دلار درآمد نفتی ما کجا هزینه شده است؟ تصریح کرد: ما اصلا می‌گوییم همه این درآمدها درست هزینه شده است اما مردم که نامحرم نیستند پس چرا فهرست این هزینه‌ها را در اختیار مردم نمی‌گذارید؟ این فهرست را در اختیار مردم بگذارید؟

در این لحظات دانشجویان با تشویق ها و شعارهایشان، موسوی را مورد حمایت قرار دادند.

مهندس موسوی با تاکید بر شفاف بودن هزینه‌ها در کشور افزود: نه تنها بودجه عمومی دولت بلکه بودجه‌ها و هزینه‌های سازمان‌های مختلف باید شفاف باشد و مردم باید بدانند پول‌هایی که برای اقتصاد صدقه‌ای هزینه می‌شود، از کجا می‌آید؟ طبق گزارش مجلس، هزاران تخلف در یک سال اجرای بودجه و میلیاردها دلار نیز به صورت بی‌تکلیف وجود دارد که معلوم نیست چرا به خزانه ریخته نشده است.

وی ادامه داد: 25 درصد تورم امروز یعنی پایین آمدن قدرت خرید مردم به نفع عده خاصی که در کشور از آن بهره می‌گیرند.

آخرین نخست وزیر ایران و رییس فرهنگستان هنر همچنین با اشاره به برخی مسایل فرهنگی اظهار کرد: دولت باید بسترساز فعالیت‌های فرهنگی باشد و نمی‌تواند آمرانه با مسایل فرهنگی برخورد کند. دولت باید فضایی را فراهم بیاورد که انتشاراتی‌ها و کتاب ها بیشتر شوند و فیلم‌های بیشتری ساخته شود. متاسفانه امروز به سمتی حرکت می‌کنیم که بیش از این که یک دولت فرهنگی داشته باشیم، فرهنگ دولتی پیدا کرده‌ایم و این شایسته ملت و جوانان ما نیست.

در این لحظه، یکی از دانشجویان منتسب به بسیج دانشجویی خطاب به میرحسین موسوی شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر داد که با واکنش دانشجویان مواجه شد.

مهندس موسوی در واکنش به برخورد این فرد گفت: حرف ما هم همین است. ما پایبندی دولت برای اطاعت از ولی فقیه را در جدا کردن سازمان حج علی‌رغم دستور رهبری دیدیم! حرف از اطاعت از ولایت فقیه ساده است ولی اجرای آن خیلی ساده نیست.

در این لحظه دانشجویان حاضر در سالن شعار «میرحسین، میرحسین حمایتت می‌کنیم» سر دادند.

در ادامه این جلسه درباره برنامه‌های اقتصادی مهندس موسوی برای دولت احتمالی آینده خود مطرح شد که وی در پاسخ گفت:‌ در وهله اول معتقدم که مدتی باید وقت صرف کنیم تا به یک ثبات نسبی در مدیریت‌ها برسیم و دستگاه‌های مهم تصمیم‌گیری احیا شوند چرا که امروز این دستگاه‌ها ویران شده‌اند.

وی ادامه داد: در زمان جنگ گاهی به جای هفته‌ای یک بار، هفته‌ای دو بار جلسه شورای اقتصاد را تشکیل می‌دادیم اما متاسفانه امروز اسمی از شورای اقتصاد در تصمیم‌گیری‌ها مطرح نیست. احیای ساختارهایی که تصمیم‌گیری‌ها را عقلانی می‌کند و دولت را با بدنه کارشناسی کشور متصل می‌کند، یکی از اولین قدم‌هاست.

موسوی، نگاه مجدد به بودجه را یکی دیگر از گام‌های دولت بعدی دانست و افزود: آن طور که عنوان می‌شود چهل هزار میلیارد تومان کسری بودجه داریم و بدین ترتیب نگاه مجدد به بودجه و رفع این مشکل یکی دیگر از کارهایی است که باید صورت بگیرد. ایجاد نهادی که بتواند منظم کار کند و فضا را برای کسب و کار و سرمایه‌گذاری فراهم نماید یکی دیگر از اقداماتی است که باید انجام شود.

وی حمایت روشن و قطعی از تولید داخلی و داشتن مرزهایی مطمئن برای استفاده صحیح از فعالیت‌های بازرگانی را از دیگر گام‌های مهم دولت آینده عنوان کرد و گفت: تمام این کارها باید انجام شود تا به یک نقطه آغاز برسیم و از آن به بعد که سیاست‌های کلی نظام که به تصویب رسیده‌اند عمل کنیم.

موسوی اظهار کرد: یکی از اولین کارها این است که اگر برنامه پنج ساله را داده باشند، آن را پس بگیریم و اصلاح کنیم و اگر هم نداده باشند، این برنامه را تدوین کرده و به پیش ببریم.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس، داشتن انضباط مالی در شرایط بحران اقتصادی جهانی کنونی را بسیار مهم ارزیابی کرد و با اشاره به ریخت و پاش‌های زیادی که در کشور وجود دارد و پروژه‌های مقطعی که انجام می‌شود گفت: در هر استان که می‌روند از تصویب پروژه‌های فراوانی حرف می‌زنند که قطعا این از توان دولت خارج است و بیشتر ارزش تحریک ذهنی دارد و هیچ معنای توسعه‌ای ندارد.

وی همچنین بر اجرای پروژه‌های اساسی، زیربنایی و درازمدت در کشور تاکید کرد و افزود: متاسفانه امروز سرنوشت هزاران طرح کوچک و بزرگ در کشور به هم گره خورده است و اولویت‌بندی درستی وجود ندارد و متاسفانه اولویت‌ها براساس این است که کجا بیشتر هورا می‌کشند.

دانشجویان حاضر در سالن با تشویق‌های پیاپی، سخنان مهندس موسوی را تایید می کردند.

 "اگر تورم 25 درصدی امروز به 50 درصد برسد، حتی اگر تمام خیابان‌ها را پر از ماشین‌های گشت کنید باز هم نمی‌توانید جلوی بداخلاقی‌ها را بگیرید".

به گزارش قلم نیوز، در ادامه‌ی جلسه‌ی پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه مازندران، از مهندش موسوی پرسیده شد که آیا آقای خاتمی در کابینه‌ی شما جایی دارند؟ موسوی پاسخ داد: آقای خاتمی برادر عزیز ماست. ما از اول انقلاب در کنار یکدیگر کار کردیم و هیچ گاه هم از یکدیگر جدا نبودیم و خوشبختانه الان هم در کنار هم هستیم. من جرات و جسارت نمی‌کنم که چنین چیزی را مطرح کنم چرا که موقعیت، ‌شان و منزلت ایشان بسیار بیشتر از اینهاست.

دانشجویان در این لحظه با شعار درود بر خاتمی، سلام بر موسوی، وی را تشویق کردند.

میرحسین سپس گفت: آقای خاتمی چهره‌ی بسیار خوبی در صحنه‌ی بین‌المللی دارند و خدمات زیادی در این عرصه انجام داده‌اند و با وضعیتی که امروز داریم بیشتر از قبل ارزش آن خدمات روشن است. بنابراین بهترین و بیشترین خدمت را می‌توانند در این زمینه انجام دهند.

وی با تاکید بر اینکه ما باید این سرمایه‌ها را در کشور حفظ کنیم افزود: متاسفانه تخریب شخصیت‌ها منجر به خسارات عظیمی در جامعه‌ی ما شده است. ایشان (سید محمد خاتمی) به هر شکلی که خودشان صلاح بدانند کمک خواهند کرد. چون می‌توانند در مسائل بین‌المللی بسیار کمک کنند و تاثیرگذار باشند تا از وضعیت فعلی به شرایط بهتری منتقل شویم.

مهندس موسوی در ادامه در پاسخ به پرسش دیگری درباره‌ی بحث قومیت‌ها، توجه به اصل 15 قانون اساسی به شعار خود مبنی بر "ایران پیشرفته با قانون، عدالت و آزادی" اشاره کرد و گفت: اگر بخواهیم هر نوع تحولی منجر به سوءاستفاده‌گران و منجر به آشوب نشود مجبوریم از طرق قانونی عمل کنیم. قانون اساسی ما ظرفیت‌های فراموش‌شده‌ی زیادی دارد و من قطعا به اجرای آنها پایبند هستم.

وی شوراهای شهر و روستا را در زمینه ی بحث اقلیت‌ها با اهمیت خواند و گفت: اصول فراموش‌ شده‌ای در مورد شوراها در قانون اساسی داریم که اهمیت آن کمتر از اصل 15 نیست. ظرفیت این شوراها برای اینکه کار دولت را سبک کند، سطح مردم‌سالاری را افزایش دهد و سهم قومیت‌ها را در اداره‌ی کشور بیشتر کند باید بیشتر شود. یکی از کارهایی که خواهم کرد این است که وزارت کشور را موظف کنم که قانونی متناسب با آنچه در قانون اساسی آمده است برای شوراها تدوین کند.

میرحسین درباره‌ی ارتباط با گروه‌های مختلف جامعه و اینکه از وی درخواست شد به صراحت پاسخ بگوید گفت: من تصمیم گرفتم با یک فضای روشن و صادقانه وارد انتخابات شوم و با اهداف و بیانیه‌ای روشن وارد عرصه شدم و گفتم که من گفتمان خود را مطرح می‌کنم به اندازه‌ای که استقبال است پیش می‌روم و قطعا نسبت به آنچه می‌گویم متعهد هستم. من با طیف عظیمی از گروه‌های مختلف در ارتباط هستم و کسی نمی‌تواند من را محدود کند که با فلانی صحبت بکنم یا نکنم. من همیشه استقلال رای خود را داشته‌ام؛ در سال‌هایی که کار فرهنگی می‌کردم با گروه‌های مرجع میلیونی ارتباط داشتم ولی به این معنا نیست که استقلال رای خود را نداشته باشم.

وی درباره‌ی مساله‌ی فضای جامعه و دانشگاه‌ها و نیز دغدغه‌ی امنیت نیز گفت: امنیت تنها برای دولت خوب نیست و اصل این است که امنیت برای انسان‌ها باشد. هدف دولت از تمام فعالیت‌ها ایجاد امنیت برای مردم است. یکی از مهم‌ترین هدف‌های من در جهت ایجاد آزادی از ترس و رهایی از نیاز است.

میرحسین در برابر پرسش یکی از دانشجویان درباره‌ی آزادی زندانیان سیاسی و دانشجویان زندانی پاسخ داد: نمی‌شود از من طوری سوال شود که انگار زندان‌بان هستم؛ من می‌توانم شعاری را مطرح کنم که پای آن نایستم. این قضاوت دانشجویان است که به گذشته برگردند و ببینند آیا می توانم بر روی این شعار بایستم یا خیر.

بنابر این گزارش، موسوی در پاسخ به پرسش نماینده‌ی بسیج دانشجویی که سوالاتی را پیرامون مساله‌ی برنامه‌ریزی، گشت ارشاد و بحث رابطه با آمریکا مطرح کرد، گفت: شما دانشجو و تحصیل‌کرده هستید و اهمیت برنامه‌ریزی را قطعا می‌دانید. حضرت امام(ره) هم متوجه اهمیت سازمان های برنامه‌ریزی بودند و یادمان باشد که ایشان در ابتدای انقلاب محکم بر روی این مساله ایستادند. متاسفانه امروز که دستگاهی که رفتار دولت را منطبق با قانون و عقل می‌کند از بین برده اند و این یعنی عقلانیت در سیاست‌گذاری‌ها از بین رفته است. ما ناچاریم به عقل رجوع کنیم ولی متاسفانه امروز این شیوه را از بین برده‌ایم و انتظار داریم که کارها به خوبی پیش برود. تعهد اول من بازگشت به عقلانیت است.

میرحسین درباره‌ی مساله‌ی گشت‌های ارشاد نیز اظهار داشت: اگر تورم 25 درصدی امروز به 50 درصد برسد، حتی اگر تمام خیابان‌ها را پر از ماشین‌های گشت کنید باز هم نمی‌توانید جلوی بداخلاقی‌ها را بگیرید.

به گزارش قلم نیوز، در این لحظه دانشجویان حاضر در سالن میرحسین موسوی را تشویق کردند و شعار میرحسین میرحسین حمایتت می‌کنیم را سر دادند.

وی ادامه داد: حرف من این است که اگر به ریشه‌ها پرداخته شود و سیاست‌گذاری‌های درستی داشته باشیم آن موقع اگر ماشینی هم به خیابان‌ها بفرستید به دنبال اوباش می‌گردد نه اینکه بخواهد خانمی را از شوهرش جدا کند، این رفتارها به ضرر کشور و اسلام است. متاسفانه ما مشکلات را در ریشه حل نمی‌کنیم و بعد این چنین برخورد می‌کنیم. در حدی که در حیطه‌ی اختیارات من است با مساله‌ی گشت‌های ارشاد مخالف هستم و قطعا آن را پیگیری خواهم کرد و فکر می‌کنم همه‌ی نیروهای مسلح و فکور جامعه اگر ببیند طرحی وجود دارد که جرم خیزی را در جامعه پایین می‌آورد موافق آن خواهم بود و من یقین دارم که همین خواهر بسیجی که این بحث را مطرح کرد با این راه‌حل‌ها بیشتر موافق است تا با راه‌حل‌های مکانیکی و برخوردهای ماشینی.

وی در پاسخ به بخش دیگر سوال نماینده‌ی بسیج دانشجویی درباره‌ی بحث روابط با آمریکا نیز گفت: من که هنوز کاری نکرده‌ام و نامه‌ای هم به عنوان تبریک به آقای اوباما ننوشته‌ام و صحبت‌های متناقضی هم در این زمینه نکرده‌ام. من صراحت داشته‌ام همان‌طور که در زمان جنگ هم صراحت داشته‌ام. من گفتم ادبیات آقای اوباما با قدیم فرق کرده است و اگر این مساله به عمل بیانجامد مذاکره خواهیم کرد. همین الان هم این را می‌گویم و معتقدم که این مساله نیاز به نوشتن نامه ندارد.

میرحسین افزود: آمیخته کردن بحث‌های پیچید‌ی دیپلماسی با شعارها از جمله مشکلاتی است که در این سال ها با آن مواجه بوده‌ایم و قطعا این وضعیت را عوض می‌کنم. متاسفانه یک روز مساله‌ی هولوکاست را مطرح می‌کنند و نتیجه این می‌شود، در مجمع عمومی سازمان ملل باز هم بر این مساله تاکید می‌شود، اخیرا در سوییس هم مساله‌ی تاکید بر هولوکاست تکرار شد؛ از طرف دیگر یک روز بحث دوستی با اسراییل مطرح می‌شود؛ من اهل این رفتارها نیستم.

به گزارش قلم نیوز، میرحسین موسوی در ادامه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه مازندران در پاسخ به پرسش مطرح شده درباره مساله حقوق زنان تاکید کرد: من معتقد به رفع تبعیض علیه زنان و مخالف لایحه چند همسری هستم و اگر در انتخابات رای بیاورم قطعا این لایحه را از مجلس پس می‌گیرم.

وی همچنین درباره نظر خود راجع به نصب دوربین در دانشگاه‌ها گفت: با نصب دوربین در دانشگاه‌ها مخالفم و با هر نوع برخوردی که آزادی دانشجویان را کم کند و فضای امنیتی را به خصوص در دانشگاه‌ها ساکن کند مخالف هستم.

یکی از دانشجویان در این جلسه خطاب به میرحسین موسوی گفت: شنیده می‌شود پدر شما بعد از اتمام دوران نخست‌وزیری‌تان به شما گفته بودند به عرصه سیاست وارد نشوید پس چرا وارد شدید؟

موسوی در پاسخ به این سوال گفت: پدر من با بازگشت من به سیاست مخالفتی ندارد. رسیدگی به مستضعفان را از پدرم یاد گرفته‌ام و ایشان علی‌رغم سن بالای‌شان بسیار روشنفکر هستند.

در ادامه جلسه یکی دیگر از نمایندگان بسیج دانشجویی سوالاتی را درباره نظر وی راجع به بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درخصوص غیرمشروع بودن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی مطرح کرد.

میرحسین موسوی در پاسخ به این سوال اظهار کرد:‌ من با سازمان مجاهدین این‌همانی ندارم و این سازمان یک سازمان مستقل است. زمانی یکی از علما راجع به آقای سلامتی از اعضای این سازمان چیزهایی نوشت که مورد اعتراض حضرت امام(ره) قرار گرفت و آن فرد مجبور به بازگشت از آن حرف شد. جامعه مدرسین مورد احترام است ولی اطلاعیه‌های سیاسی هم می‌دهد و یکی از اطلاعیه‌های سیاسی این جامعه همین مساله بوده است. اما اینکه آیا باید این اطلاعیه را به معنای اینکه یک فقیه، جمعی را تکذیب کرده در نظر بگیریم؟ نه؛ روحیه من این طور نیست و برای ما تکلیف فقهی ایجاد نمی کند.

وی بیان کرد: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در کشور رسمیت دارد و در این انتخابات از بنده هم حمایت کرده‌اند و من ضمن حفظ استقلال خودم، از حمایت آنها استقبال کردم.

این سخنان میرحسین موسوی به شدت مورد تشویق دانشجویان قرار گرفت.

در ادامه، نماینده بسیج دانشجویی در بخشی دیگر از پرسش‌های خود این مساله را مطرح کرد که عده ای در دوران اصلاحات حرف‌هایی نظیر حاکمیت دوگانه و جمهوریت را مطرح کردند؛ نظر شما چیست؟ که میرحسین موسوی پاسخ داد: ما جمهوری اسلامی داریم و من از این مساله که امام (ره) مطرح کرده‌اند نه یک کلمه این طرف تر می‌روم و نه یک کلمه آن طرف تر. جمهوری اسلامی یعنی جمهوریت و اسلامیت؛ هرکدام از این دو که تضعیف شود به ضرر ماست.

دانشجویان با تشویق‌های خود این سخنان میرحسین موسوی را تایید کردند.

بخش دیگری از پرسش‌های نماینده بسیج دانشجویی مربوط به آرمان امام(ره) مبنی بر تشکیل حکومت جهانی اسلام بود.

وی در این رابطه اظهار کرد: حکومت جهانی اسلام در سایه اسلام ناب محمدی (ص) که ضدتحجر است، امکان‌پذیر است.

دانشجوی بسیجی در ادامه این پرسش را مطرح کرد که آقای موسوی شما انتقادات زیادی را از دولت نهم بیان کرده‌اید، آیا این دولت نقطه قوتی هم داشت؟

موسوی پاسخ داد: قطعا این دولت نقاط قوتی هم دارد اما زمانی که من تریبونی ندارم و صدا و سیما نیز عملکردی درست ندارد و فضا را نیز به سمت سرد شدن پیش می‌برد، چرا باید وقت خود را برای دفاع از این دولت صرف کنم؟

وی افزود: در طول 24 ساعت شبانه‌روز تمام شبکه‌های استانی و کانال های ملی در خدمت دولت است و از تمام خدمات آن تقدیر و تشکر می‌کنم.

میرحسین موسوی در ادامه در برابر برخی بحث‌های مطرح شده درباره مشکلات دانشجویان در طول چهار سال اخیر تاکید کرد: من فشار به دانشجویان را قبول ندارم و تایید نمی‌کنم.

در ادامه این جلسه، یکی از دانشجویان بسیجی کاغذی را به میرحسین موسوی داد که روی آن نوشته شده بود، آیا شما خود را بسیجی می‌دانید؟ موسوی پاسخ داد: من خود را یک یسیجی می‌دانم. بسیجی واقعی مدافع ناموس مردم است. یک بسیجی واقعی دید ملی دارد، ‌به ولایت فقیه معتقد و بیش از همه به قانون اساسی پایبند است و از رای مردم حراست می‌کند؛ من خاک پای چنین بسیجی هستم. اگر بسیجی این طور باشد مردم آنها را برادر و سرور خود خواهند دانست.

در این لحظه دانشجویان میرحسین موسوی را تشویق کردند.

در ادامه این جلسه یکی از دانشجویان گفت که قانون اساسی ظرفیت‌هایی را برای ایجاد دیکتاتوری دارد که نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس در برابر این حرف گفت: من به قانون اساسی معتقدم و بر همین اساس به صحنه آمده‌ام؛ من نمی‌توانم از قانون اساسی عبور کنم چرا که من خون شهدا را دیده‌ام و دیده‌ام که چه کسانی پای این قانون را امضا کرده‌اند. من موافق این حرف شما نیستم؛ البته شما حق دارید حرف و نظر خود را بیان کنید و من هم حق دارم حرفم را بزنم.
یکی از دانشجویان خطاب به موسوی این مساله را مطرح کرد که در انتخابات گذشته هم کاندیداها با بیان شعارهای کلی، رییس‌جمهور شده اند و شما نیز همین شعارها را می‌دهید.

موسوی در برابر صحبت این دانشجو اظهار کرد: شما شعور دانشجو را دست کم می‌گیرید. من حرف‌های خود را می زنم و در نهایت دانشجوها هستند و فکر می‌کنند و تصمیم با دانشجوست. کسی نمی‌تواند دانشجو را مجبور کند که رای بدهد یا رای ندهد. اگر هم دانشجویی چهار سال پیش رای داده و فکر می کند اشتباه کرده است، باید حرف‌ها را بشنود.

موسوی در برابر اظهارات مطرح شده درباره سکوت 20‌ساله خود تاکید کرد: من در این سال ها سکوت نکرده‌ام و همواره مواضع خود را بیان کرده‌ام که ممکن است با آنها موافق و مخالف باشید.

وی در پایان اظهار کرد: من مساله توهم توطئه را مطرح کردم و زمانی که نشریات به طور گسترده‌ تعطیل شدند به تعطیلی فله‌ای مطبوعات اعتراض کردم. حال سوال من این است که آیا شما بی‌انصاف نیستید؟ در جمع‌های دانشجویی عقلانیت و منطق حاکم است و نباید خدایی ناکرده در جو دانشجویی از انصاف خارج شویم./

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:6 |

مهندس میر حسین موسوی کاندیدای اکثریت اصلاح طلبان روز دوشنبه 88/2/14 وارد استان مازندران خواهد شد و پس از حضور در گلزار شهدا در چند شهر استان به ایراد سخنرانی خواهد پرداخت .

حضور در دانشگاه آزاد چالوس ، دانشگاه مازندران ( بابلسر) و نیز ملاقات عمومی در سالن سید رسول حسینی ساری در ساعت 18 از برنامه های سفر ایشان به استان مازندران می باشد.

****************************************************************

عصر دیروز ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان با حضور آقای مهندس خرم ( وزیر راه دولت اصلاحات ) رسما آغاز به کار نمود .

دراین مراسم که با حضور جمع انبوهی از اصلاح طلبان استان و فعالان سیاسی و جوانان شهر ساری و دیگر مناطق استان همراه بود علاوه بر مهندس خرم آقایان رحمان زاده (استاندار دولت اصلاحات)، کشاورزیان(استاندارسابق مازندران و رییس سابق سازمان هواپیمایی کشوری) ، یوسف نژاد(نماینده مردم ساری در مجلس) و نریمان (نماینده مردم بابل در مجلس)به ایراد سخنرانی در خصوص ضرورت حضور فراگیر مردم در انتخابات آینده و نیز تشکیل کمیته صیانت از آرا پرداختند.

آدرس ستاد فوق واقع درساری - خیابان فرهنگ روبروی بانک مسکن  می باشد

برای همه دوستان عزیزمان در این ستاد آرزوی موفقیت وبهروزی می نماییم.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:33 |
معاون وزیر خارجه دولت اصلاحات ضمن تائید تصمیم اصلاح طلبان مبنی بر راه اندازی ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان حامی میرحسین موسوی گفت: این ستاد متشکل از احزاب اصلاح طلب و شخصیتهای اصلاح طلب غیرحزبی خواهد بود.
محسن امین زاده در گفتگو با خبرنگار ایلنا، با تاکید بر اینکه خود عضو هیچ یک از احزاب اصلاح طلب نیست اظهار داشت: به دلیل تجربه ای که در ستاد انتخاباتی آقای محمد خاتمی داشته ام از من خواسته شد مسئولیت این ستاد را بر عهده بگیرم.
وی تصریح کرد: پس از تبادل نظر با نمایندگان تعیین شده از سوی احزاب و همچنین تبادل نظر با شخصیت های اصلاح طلب، درباره تصمیم نهایی خود و جزئیات فعالیت ستاد اظهار نظر خواهد کرد.
امین زاده خاطر نشان کرد: در هر حال قرار است این ستاد به عنوان یک ستاد هماهنگ با ستاد مرکزی میرحسین موسوی و در جهت کمک به فعالیتهای این ستاد شکل بگیرد.

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:28 |
به گزارش خبرنگار نوروز، دكتر ميردامادي در ابتداي اين جلسه با بيان اين كه "مهمترين اصل براي ما تغيير وضع موجود است" به بيان دلايل حمايت جبهه مشاركت از مهندس ميرحسين موسوي پرداخت.

آقاي ميردامادي در پاسخ به سوالي در مورد چرايي حمايت از ميرحسين موسوي با اشاره به مكانيزم انتخاب كانديداي حزبي بعد از كناره گيري آقاي خاتمي گفت:"انتخاب كانديداي رياست جمهوري در حزب مشاركت روالي كاملا دموكراتيك و از پايين به بالا را طي كرده است. در نشستي كه بين روساي 30گانه حزب از سراسر كشور با شوراي مركزي صورت گرفت، اكثريت مطلق اعضا با احترام به شخصيت ديگر كانديداي اصلاح طلب آقاي ميرحسين موسوي را با توجه به سابقه مديريتي شان در شرايط بحراني كشور براي كانديداتوري رياست جمهوري انتخاب كردند."

دبيركل جبهه مشاركت در پاسخ به خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران كه استقبال در سفرهاي استاني آقاي احمدي نژاد را دليل بر آراي بالاي شان دانسته بودند با اشاره به تعطيلي مدارس و هدايايي كه در سفرهاي استاني توزيع مي شود، استقبال مردمي را نشانه و پايه راي ايشان ندانست و گفت:"طبق تمام نظرسنجي ها ميزان آراي آقاي احمدي نژاد با سقف 50% فاصله بسيار زيادي دارد كه پيروزي ايشان در درو اول انتخابات را محال مي نمايد و با توجه به مجموعه وقايع و تحولات چند سال اخير ميزان راي آوري ايشان در مرحله دوم خيلي مطمئن نيست."

ميردامادي در پاسخ به سوالي مبني بر چگونگي فعاليت حزب مشاركت در ستادهاي آقاي موسوي با اشاره به پيوستن بسياري از اعضاي جبهه به ستادهاي آقاي موسوي و ايجاد ستادهاي مستقل در برخي از استان ها اعزام سخنران به سراسر كشور در ايام انتخابات و همين طور انتشار مجدد روزنامه ياس نو را كمك هاي حزب مشاركت در برطرف كردن كمبود هاي رسانه اي ساتاد انتخابات آقاي موسوي دانست."

وي حضور ناظران بين المللي را از اختيارات دولت دانسته و گفت حزب مشاركت هيچ وقت درخواستي را نداده است و معتقديم اگر موازين قانوني به درستي اجرا و نظارت مصرح در قانون اعمال گردد، سلامت انتخابات تضمين خواهد شد اما بعضي از دولت ها با توجه به اطمينان از عملكرد خود از نهادهاي بين المللي براي نظارت بر انتخابات دعوت مي كنند."

دبيركل جبهه مشاركت در پاسخ به سوالات زياد خبرنگاران در مورد تضمين سلامت انتخابات با اشاره به مسئولين نظارتي و اجرايي انتخابات مبني بر غير قانوني بودن كميته صيانت از آرا گفت:"از عجايب است كه در كشور ما كساني كه مي گويند انتخابات بايد شفاف و روشن برگزار شود و مردم بايد در جريان امور باشند، كار غير قانوني كرده اند"

رئيس كميسيون امنيت ملي در مجلس ششم با تصريح اين موضوع كه هركاري كه در قانون منع نشده است، قانوني تلقي مي شود گفت:"در تاريخ 30 ساله نظام جمهوري اسلامي اين اولين انتخاباتي است كه نظارين و مجريان يك دست هستند و بايد به مردم و ديگر كانديداها اطمينان بدهند كه انتخابات را در سلامت كامل برگزار مي كنند." وي با اشاره به شعار كليدي حضرت امام مبني ميزان بودن راي ملت گفت:" امروز افرادي به قدرت رسيده اند كه به اين شعار مبنايي انقلاب اعتقادي ندارند براي همين به نظر مي رسد بجاي عمل به اين شعار مي خواهند راي مردم را ميزان كنند."

وي همچنين ادامه داد "آنچه ما خواستار آن هستيم و در انتخابات گذشته نيز همواره بر آن تاكيد داشته ايم اين بوده است كه راي مردم مورد احترام قرار بگيرد و بر پايه آن عمل شود. ما در جامعه خودمان كساني را هم در دولتمردان و هم در جاهاي ديگر داريم كه راي مردم را تزئيني مي دانند و معتقدند اگر امام در اول انقلاب تاكيد بر راي مردم و پارلمان و جمهوري اسلامي داشته اند اين بوده است كه در صحنه بين المللي اين نظام را عقب افتاده تلقي نكنند."

ايشان به گواه صراحت و همين طور رفتار عملي ايشان در اين زمينه تصرح كردند:"امام عميقا بر اين اعتقاد بودند كه ميزان راي ملت است حتي اگر مخالف ميل خودشان باشد. در انتخابت اول رياست جمهوري چنين اتفاقي افتاد و امام راي ملت را ملاك قرار دادند."

ميردامادي در ادامه با انتقاد از شيوه ردصلاحيتها توسط شوراي نگهبان گفت:" در زمان امام ميزان بودن راي ملت ملاك بود ولي به نظر من اكنون ميزان كردن راي ملت مردم ملاك عمل قرار گرفته است. ميزان كردن راي مردم يعني اين كه در انتخابات هر كه را مي خواهند ردصلاحيت كنند، هركه را مي خواهند تاييد كنند تا آن چيزي كه مي خواهند از صندوق دربيايد. در مقابل ميزان بودن راي ملت يعني اين كه همه افرادي كه اين نظام، انقلاب و امام را قبول دارند در صحنه انتخابات باشند و مردم هر رايي كه دادند همان ميزان و ملاك عمل باشد."

وي در ادامه با نرديك خواندن ديدگاههاي مهندس موسوي با حضرت امام و اشاره به انتخابات مجلس هفتم گفت: "اين خواست اساسي ما است كه آنچه امام فرمودند عمل شود و مهندس موسوي نيز داراي همين ديدگاه در مورد راي ملت مي باشد. "

ايشان در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران خارجي حاضر در جلسه در ارتباط با بهبود روابط ايران و آمريكا در سال هاي آينده با تصريح اين موضوع كه تفاوت هاي جدي بين دولت جديد آمريكا و دولت بوش وجود دارد، روي كار آمدن اوباما را فرصتي خوب براي ايران دانست و گفت:"آقاي موسوي با توجه به سابقه خوب خود در وزارت خارجه و همكاري ديپلمات هاي برجسته وزارت خارجه مي تواند مشكلات في ما بين را حل يا حداقل كاهش دهد."

همچنين ايشان در پاسخ به سوالي در باب غني سازي در ايران با تاكيد بر اينكه ديگر در ايران غني سازي متوقف نخواهد شد اذعان داشت دولت هاي بعدي بايد سعي كنند در جهت اعتماد سازي با جهان گام بردارد.

وي اظهار داشت: ‹مهندس موسوي مدير دوران سخت جنگ در كشور ماست. فردي با سابقه بالاي خوبي كه داراي مديريت عقلاني و اهل عمل به قانون است.
دكتر ميردامادي با تاكيد بر مشي مهندس موسوي در پرهيز از ماجراجويي و شعار زدگي در داخل و خارج از كشور ادامه داد:‹آقاي مهندس موسوي مدافع انتخابات آزاد و مطبوعات آزاد است و در اين زمينه سابقه روشني دارند. همچنين ايشان درمحيط دانشگاه بر فعاليت هاي آزاد دانشجويي و حفظ شان و جايگاه استاد دانشگاه به عنوان فردي دانشگاهي تاكيد دارد.
وي با تقسيم مشكلات فعلي كشور در سه حوزه اقتصادي، بين المللي و حقوق اساسي ملت، به توجه مهندس موسوي و ديدگاه روشن ايشان در اين زمينه اشاره كرد و گفت كه با رياست جمهوري مهندس موسوي انتظار گشايش مثبتي در اين زمينه ها وجود دارد.
وي درباره مسائل قومي و قوميتي نيز گفت: بازگشت به شرايط و روند پيش از دولت نهم و ميل به شعار ‹ايران براي همه ايرانيان› را اميدورايم با رياست جمهوري مهندس موسوي مجدداً محقق شده ببينيم
دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي در عين حال تاكيد كرد:ما به مهندس موسوي گفته ايم كه هيچ سهمي از دولت ايشان نمي خواهيم.
دكتر ميردامادي همچنين درباره مسائل اقتصادي با اشاره به اينكه مهمترين شعار دولت نهم عدالت اقتصادي بوده است، گفت: كل درآمد ارزي 30 ساله در جمهوري اسلامي 4/713 ميليارد دلار بوده است. اين رقم در دهه اول و دوره جنگ برابر با 5/146 ميليارد دلار، در دوران هاشمي رفسنجاني يعني از سال 75-68 برابر با 2/126 ميليارد دلار و در دوره خاتمي از سال 83-76 برابر با 6/172 ميليارد دلار بوده است. اين درحالي است كه 8/14 ميليارد دلار هم ذخيره ارزي در دولت خاتمي فراهم شد. اما درآمد دولت نهم از سال 84 تا 87 برابر با 270 ميليارد دلار به علاوه 15 ميليارد دلار ذخيره ارزي بوده است، يعني 40% كل درآمد ارزي 30 ساله در اين 4 سال در دولت نهم محقق شده است آن هم به لطف افزايش فزاينده قيمت نفت در بازارهاي جهاني.
دبيركل جبهه مشاركت با بيان اين كه با وجود اين افزايش درآمد طبق ضريب جيني فاصله فقير و غني بيشتر شده است و متوسط از 418% به 427% رسيده است، ادامه داد: نسبت درآمدهاي دو دهك بالا به پايين در سال 84 در شهرها برابر 58/7 و در روستا برابر 91/8 بود اما اين رقم در سال 87 در شهرها برابر 23/8 و در روستا برابر37/9 بوده است.
وي همچنين درباره نرخ تورم تصريح كرد:"تورم از نرخ 1/12% در سال 84 به 25% در شرايط فعلي رسيده است. اين درحالي است كه نرخ رشد توليد عليرغم چند برابر شدن درآمد، كاهش داشته است.
وي در بخش ديگري از اين نشست خبري درباره مساله صيانت از آرا اظهار داشت:"ما نگران دخالت نظامي ها و دستگاه هاي حكومتي و عدم بي طرفي صدا و سيما در انتخابات هستيم، ضمن آنكه انتظار منطقي و طبيعي داريم كه راي مردم را امانتدارانه شمارش كنند."

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:25 |
متن زیر مقاله ایست به قلم آقای محسن نورانی (مسوول حوزه آمل جبهه مشارکت ) که به نقل ازوبلاگ شخصی ایشان نقل می شود :

نقطه مقابل گفتمان حزبی وفرهنگ تحزب  ، فرهنگ عشیره ای است.درفرهنگ عشیره ای افراد قبل از احزاب شناخته  میشوند وفرد مهم تر از سیستم است .درحالی که در یک دمکراسی توسعه یافته ، افراد درقالب احزاب وبرنامه ها تعریف می شوند. شعاردولت اصلاحات  توسعه سیاسی  بود   که ، پایه واساس توسعه سیاسی هم  بسط وگسترش نهادهای مدنی واحزاب است . دولت اصلاحات   به ریاست آقای خاتمی ،هشت سال تمام قوه مجریه جمهوری اسلامی رادر دست داشته است که، متاسفانه  به دلایل مختلف نتوانسته است شعار خود را عملی ومستقر سازد گرچه، گام های موثری دراین زمینه برداشته شده  وتقریبا به شبه پارادایم آن دوره درآمده بود .

بی تردید جدای از مخالفت ومانع تراشی اقتدارگرایان  در نهادینه شدن وریشه گرفتن  نهادهای مدنی واجزاب ، فرهنگ عمومی جامعه  نیز، که بر پایه تک روی های سیاسی واجتماعی ،فرار از کار جمعی وتشکیلاتی ، مسولییت گریزی وفرد محوری بنا شده است ،نقش به سزایی دارد.

نه تنها اقتدارگرایان  باگسترش احزاب ونهادهای مدنی مخالفند ، بلکه عده کثیری از مدعیان اصلاح طلبی   که مدیریت اغلب پستهای   دولت اصلاحات را در رده های مختلف  ارشد ومیانی دولت اصلاحات را به عهده داشتند نیز، عملا با هرگونه تحزبی مخالفند  ، جرا که آنان نیز به مانند اقتدارگرایان منافع خود رادر بی سازمانی جامعه می بینند  تا بتوانند در یک فضای پوپولیستی وتوده ای وگله وار  ازفرصت استفاده نمایند وبراریکه قدرت سوارشوند  وبه هیچ حزبی وتشکیلاتی هم پاسخگو نباشند .

 نمونه های فراوانی ازاین دست را ما دراستان خودمان، مازندران ،زیاد می بینیم.از استانداران گرفته تا مدیران کل وفرمانداران وروسای ادارات  که دراین چند سال فترت اصلاح طلبی ،چنان گوشه عافیت پیشه  کردند و سر در جیب مصلت اندیشی فرو بردند که  به قول سعد ی:« که یاران فراموش کردند عشق» وبه قول جناب حافظ :«صد هزاران گل شکفت وبانگ مرغی برنخاست» .

در این فضای بی سازمانی وتشکیلاتی است که  ،با آمدن دوباره آقای خاتمی ،باز همان فرصت طلبان فرصت سوز سربلند کرده اند وخود را داعیه داران اصلاح طلبی میدانند وفعالان سیاسی اصلاح طلب ونیروهای حزبی را  که دربدترین شرایط سیاسی ،پرچم اصلاح طلبی  رابرزمین نگذاشتند با انگ ( تندرور بودن) کنار میزنند، که نمونه بارز آن در جلسه دیدار با آقای خاتمی در تهران وهم جنین جلسه اخیر اصلاح طلبان استان برای انتخاب ریس ستاد استان ،  کاملا آشکار بود.البته همین مساله درسطح شهرستان ها نیز جاری وساری است.

مطمئنا تازمانی که اصلاح طلبان برای سازماندهی نیروهای خود همت نکنند و هم چنان بخواهند به صورت هیاتی وباندی وعشیره ای به کارخود ادامه دهند  ،روزگار اصلاح طلبی همین خواهد بود ودر بر همین پاشنه خواهد چرخید.باید بیاموزیم  که به جای  اتحاد وائتلاف افراد ، احزاب باید با هم ائتلاف کنند وپاسخگوی رفتار وعملکرد خود نیز باشند.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:34 |
حسین فدایی گفت:«معتقدم ترسیم ماجرای قدرت‌طلبان و افشای كانون فتنه برای جلوگیری از ثبت ناصحیح وقایع و تبیین مسائل پشت پرده و عبرت‌آموزی ضروری است.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، نماینده تهران در مجلس در نطق امروز خود با قرائت فرازهایی از بیانات امام خمینی (ره) در جلد یك صحیفه امام (ره) و با تبریك سالروز تاسیس سپاه پاسداران، گفت: «وا... قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم. وا... قسم با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم. وا... قسم رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بستم كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنان در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از بزرگانش به اسلام. سعی كنند تحت تاثیر گروه‌های دیكته شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌كنند، نگردند.»

نماینده‌ مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست. جنگ ما جنگ فقر و غنا بود. جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.» «تا من زنده هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست لیبرال‌ها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بی‌پناه را از بین ببرد و اطمینان كامل دارم كه تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبانی نظام و انقلاب اسلامی خود هستند.»

این عضو اصولگرای مجلس هشتم، خاطرنشان كرد:«معتقدم ترسیم ماجرای قدرت‌طلبان و افشای كانون فتنه برای جلوگیری از ثبت ناصحیح وقایع و تبیین مسائل پشت پرده و عبرت‌آموزی ضرورتی است كه اجمالا به آن می‌پردازم.»

وی افزود:«ترسیم آرایش سیاسی كشور از ابتدای انقلاب به دو جناح چپ و راست، بر اساس اصول و منطق صحیحی نبوده و مبتنی بر ادبیات سیاسی قبل از انقلاب بود، چنانچه نه حضرت امام (ره) و نه مقام معظم رهبری هیچگاه این دسته‌بندی را قبول نداشتند. این تقسیم‌بندی با هدف صف‌آرایی كاذب و رو در رو قرار دادن نیروهای انقلاب برنامه‌ریزی شده است. افرادی كه بر آن پای فشاری می‌كنند، در پی هدر دادن فرصت‌های ملی و مستهلك كردن ظرفیت‌های عظیم نیروهای انقلاب اسلامی هستند.»

فدایی اظهار داشت:«پشت پرده این خط‌كشی‌ها همواره جریانی انحرافی و افراطی به عنوان كانون اصلی فتنه وجود داشته كه با پنهان‌سازی ماهیت اصلی خود فضای بدبینی و بی‌اعتمادی و اختلاف در بین نیروهای انقلاب را دامن زده است. نگاهی به تاریخ عبرت‌آموز انقلاب اسلامی نشان می‌دهد كه این كانون قدرت برای حفظ موقعیت خود از هیچ كوششی فروگذار نبوده و در مقاطع مختلف وقتی فضا را مساعد می‌دید با صدای هدف، وسیله را توجیه می‌كند وارد صحنه شده و از طریق ایجاد تنش در جامعه، اختلاف‌افكنی و توطئه میان مردم و مسوولان برای رسیدن به قدرت تلاش كرده و می‌كنند. آنان موج‌سواران ماهری هستند كه همیشه بر سر سفره قدرت و جریان تامین‌كننده آن حاضر و ناظر بودند و تنها در مقاطعی ناكام بودند كه جریان اصیل انقلاب چون سد مستحكمی در برابر آنان ایستادگی كرده است.»

نماینده مردم تهران در مجلس، ادامه داد:«این جریان قدرت‌طلب از لایه‌های مختلفی شكل گرفته است كه شاید در نگاه اول متضاد و در برخی اوقات ناهمگون به نظر برسد، اما چون مهمترین هدف آنها قدرت‌طلبی و نفوذ در جریانات مختلف نظام و نفی دیگران است، متشكل شده‌اند. موضع ما نسبت به آنان به عنوان یك جریان مستمری است كه خط انحرافی واحدی را دنبال می‌كنند وگرنه عناصری كه از روی اتفاق یا اشتباه و یا غفلت به صورت نقطه‌ای با این جریان تلاقی داشته‌اند مشمول این تحلیل نیستند.»

این عضو كمیسیون اصل 90 مجلس، متذكر شد:«البته ما عملكرد شخصیت‌ها و جریانات هر چند محبوبی كه با ماهیت انحرافی و افراطی این جریان آشنایی داشته، اما با وجود مستقل‌نمایی خود از این جریان برای فشار آوردن و فضاسازی انتخاباتی بهره می‌گیرند را نیز صحیح نمی‌دانیم. در این جریان انحرافی فتنه‌گر تعدادی از مهره‌های اصلی و مساله‌دار باند مخوف مهدی هاشمی معدوم، حلقه كیان، افراطیان جبهه مشاركت و سازمان مجاهدین، سردمداران و سرمایه‌گذاران روزنامه‌های زنجیره‌ای، ملی مذهبی‌ها، سكولارها و لائیك‌ها، غائله‌افكنان قتل‌های زنجیره‌ای، سابقه‌داران از منافقین و لیبرال‌ها و نهضتی‌ها و افراطیون مدعی انقلابی‌گری كه طراحان اصلی ایده كنار گذاشتن نیروهای ارزشی و استحاله نظام در دوران دوم خرداد بودند، مشاهده می‌شود.»

این نماینده حامی دولت افزود:«طراحی پروژه‌ی عالیجناب سرخ‌پوش و خاكستری از آستین همین جریان بیرون آمد و كار را به جایی رساند كه منجر به كناره‌گیری آقای هاشمی از مجلس ششم شد. حمایت از اقدمات براندازانه نظیر كنفرانس برلین، ماجرای كوی دانشگاه در سال 78 و هدایت كودتاچیان از داخل وزارت كشور و نهاد مدیریتی اجرایی كشور با پشتیبانی همین جریان صورت گرفت. اینان همواره چون پیاده‌نظام استكبار جهانی به سركردگی آمریكا و انگلیس و رژیم صهیونیستی دائما با تئوری‌پردازی و ایجاد بلندگوهای داخلی اراده آنان را در قالب الفاظ و ادبیاتی به ظاهر زیبا و روشنفكرمابانه و البته مرعوبانه تبیین، تبلیغ و زمینه‌سازی كرده و می‌كنند.»

رییس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، تاكید كرد:«در شرایطی كه استكبار جهانی با حداكثر ظرفیت تهدیدات خود را علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی اشاره رفته است، این جریان با علامت‌هایی كه می‌فرستد و چراغ سبزهایی كه می‌زند با القای فضای ناامن داخلی اختلافات فرقه‌ای و قومی، متزلزل نشان دادن دولت، بحرانی و اضطراری معرفی كردن شرایط داخل كشور تلاش می‌كند كه بیشترین زمینه و خدمت را برای دشمنان ایران فراهم آورد.»

وی ادامه داد:«طراحی مدل‌های نرم برای فروپاشی نظام مانند حاكمیت دوگانه، نهادهای انتخابی و انتصابی و تاسل‌های دسته‌جمعی، فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا، فتح سنگر به سنگر، اعتصاب و تحصن‌های دسته‌جمعی مسوولان، فشار از بیرون و فروپاشی از درون، استعفای گروهی و تهدید به خروج از حاكمیت، علامت دادن به بیگانگان و سیاه‌نمایی شرایط اقتصادی و سیاسی كشور از شگردهای این جریان انحرافی و افراطی است.»

فدایی ادعای تقابل گفتمان اصولگرایی با اصلاحات یا آزادی را از دیگر القائات جریان مورد ادعای خود دانست و خاطرنشان كرد:«مهندسی پمپاژ تنش و ناامنی، منحرف كردن ذهن مسوولان از مشكلات اصلی كشور و مردم، پیاده‌سازی عملیات روانی و حرمت‌شكنی نسبت به اصول و مقدسات این ملت از جمله عصری پنداشتن دین، تاریخی انگاشتن وحی، كینه‌جویانه خواندن واقعه‌ عاشورا، به موزه سپردن افكار امام (ره) و شهداء، زیر سوال بردن عصمت ائمه، شبهه در حدود اختیارات رهبری، تقسیم‌بندی نهادها به انتخابی و انتصابی برای ایجاد صف‌آرایی، تخریب شورای نگهبان و نظارت استصوابی، تخریب سپاه و بسیج و تبلیغ جدایی دین از سیاست از دستاوردهای این جریان است.»

این عضو اصولگرای مجلس هشتم، افزود:«اینان بازیگران زبردستی هستند كه نقاط ضعف برخی موثران را شناخته و با نفوذی كه در مراكز حساس داشته‌اند، برای هر كدام پرونده‌ای تشكیل داده تا در مواقع لزوم از آن برای مجبور كردن آنان به همراهی خود استفاده كنند. جذب عناصری كه روحیه‌ گوشه‌گیری دارند یا به اصطلاح مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند با وسوسه‌های خناسانه و دمیدن نفس مسموم قدرت‌طلبی در آنان از دیگر شیوه‌های این جریان انحرافی است. این جریان برای تامین روحیه‌ انحصارگرایانه و تمامیت‌خواه خود سه كانون قدرت، ثروت و رسانه را گردهم آورده تا طرح جدید خود برای القاء ناكارآمدی مدیریت اجرایی و ترسیم شرایط اضطراری و بحرانی كشور از طریق سیاه‌نمایی و ترسیم فضای یاس‌آلود به اجرا بگذارد تا بر اساس آن القاء شود كه تنها راه نجات تشكیل دولت وحدت ملی برای نفی احمدی‌نژاد است.»

حسین فدایی در ادامه نطق امروز خود با بیان این كه این شبكه اختاپوسی در بازی جدید خود و با ماسك جدیدی كه به صورت نهاده به دنبال یارگیری از جبهه رقیب است،‌ گفت:«بی‌حساب نیست كه شبكه‌ی عملیات روانی آن‌ها به صورت گسترده و لحظه‌ای عمل می‌كند.»

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان این كه هر حادثه‌ای كه در گوشه‌ای اتفاق بیافتد به بهانه عام،‌ طنز و تمسخری علیه دولت و احمدی‌نژاد ساخته می‌شود تا طوفانی سهمگین و تخریب علیه ایشان تدارك دیده شود، تصریح كرد:«آن‌ها غافل از این هستند كه مكرشان به خودشان باز خواهد گشت و عزت و ذلت از خداست.»

نماینده مردم تهران در خانه ملت، با تاكید بر این كه تدبیر رهبری،‌ بصیرت و وحدت و تبعیت ملت و تلاش و كوشش دولت خدمت‌گزار و مسوولان همچون گذشته تمامی ‌دسیسه‌چینی‌ها و فتنه‌افكنی آن‌ها را نقش بر آن كرده و می‌كند، خاطرنشان كرد:«امروز ملت بزرگ ایران،‌ مقتدرتر از همیشه در صحنه بوده و با كرامت و بزرگ‌منشی خود از كنار این توطئه‌ها با سرافرازی عبور كرده و می‌كند.»

وی با بیان این كه در ذات گفتمان اصولگرایی و هر عنصر اصولگرا، روحیه اصلاح‌طلبی نهفته است، گفت:«اصولگرایی گفتمان آحاد ملت ایران است و نه شعار یك حزب.»

فدایی با تاكید بر این كه اصلاحات را در تسهیل و تفسیر خدمت‌رسانی به مردم می‌دانیم و نه خودباختگی در برابر فرهنگ غربی و سازش با دشمنان ملت، افزود:«اصلاحات را در هموار نمودن پیشرفت و عدالت می‌دانیم، نه تخریب اركان نظام،‌ و ساختارشكنی؛ اصلاحات را در تحقق سیره و روش حضرت امام(ره) و رهنمودهای رهبری می‌دانیم نه سازش با دشمنان امام(ره) و شهدا و شادی جبهه استكبار.»

وی با بیان این كه اصلاحات را در رفاه ‌و آسایش و امنیت آحاد ملت می‌دانیم نه تزریق ناامنی و یاس و اختلاف افكنی در میان مردم، ‌اظهار داشت:«اصلاحات واقعی را در پیمودن راه امام حسین (ع) و شهدای كربلا می‌دانیم نه در ضعف و زبونی و دریوزگی.»

عضو كمیسیون اصل نود مجلس با اشاره به گوشه‌ای از دستاوردها و تلاش‌های اصولگرایان گفت:«برا‌ی نشان دادن گوشه‌ای از این دستاوردها، ذهن هر انسان منصفی را متوجه دو شرایط و دو زمان كاملا متمایز جلب می‌كنم.»

وی با بیان این كه سال‌های نه چندان دور مانند 8-7 سال گذشته و امروزرا تصور كنید، افزود:«تیترهای روزنامه‌ها و اخبار جاری كشور، مباحث مجلس و دولت، روابط بین‌الملل، وضعیت اقتصادی و این كه در آن زمان چه چالش‌هایی پیش روی ملت بوده و چالش‌های امروز كشور چیست؟ را مدنظر قرار دهید؛ آن روز برای دستیابی به حق مسلم ملت ایران دشمنان شرط می‌گذاشتند و تهدید می‌كردند و عده‌ای در داخل كشور و حتی در مجلس با ارایه طرحی سه فوریتی در زمانی كه نماینده كشورمان در پاریس در حالت مذاكره بود، به دنبال تمكین ذلت بار بودند و امروز ملت بزرگ ایران با اقتدار در صحنه ایستاده است و نقشی تعیین كننده در معادلات منطقه‌ای و جهانی دارد.»

نماینده مردم تهران در خانه‌ی ملت با تاكید بر این كه آن روز حرف زدن از اسلام و امام و شهدا،‌ ارتجاع و شرمندگی بود اما امروز افتخار و سربلندی است، یادآور شد:«آن روز مقاومت مساوی با خشونت انگاشته می‌شد،‌ و امروز مقاومت ره‌آورد انقلاب اسلامی‌ ایران برای آزادیخواهان جهان است.»

دبیركل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی‌ ایران با بیان این كه آن روز پذیرفتن نظام تك قطبی اجتناب‌ناپذیر القاء می‌شد و امروز برچیدن آن، شعار همگان است، گفت:«آن روز لیبرال دموكراسی غرب تنها راه نجات و قبله آمال برخی بود و امروز رهایی از آن آرمان همه است.»

وی با اشاره به این كه آن روز در كتاب مبانی نظری برنامه چهارم نوشتند كه حذف در هنجارهای ظالمانه قدرت‌های جهانی موجب رشد و شكوفایی است و امروز خودباوری و مجاهدت علمی ‌و توانستن، فرهنگی است برای توسعه و پیشرفت و تحقق عدالت و سرمشقی است برای كشورهای مستقل و ملت‌های آزاده،‌ افزود:«آن روز اگر فضایی ساختند تا هنرمندانی دل خوش از بیگانگان، ارزش‌های این ملت را تخریب كنند، امروز فضایی ساخته شده تا با همت هنرمندان متعهد، فرهنگ اصیل این مرز و بوم توسعه یابد.»

به گفته این نماینده اصولگرای مجلس، اگر دیروز روحیه اقتصاد بسته و دولتی و كوپنی فضای فكری این جریان بود و روز دیگر با 180 درجه چرخش اقتصاد و سرمایه‌داری الگوی نجات‌بخش خود می‌دانستند، اما امروز فضای اقتصاد كشور،‌توسعه عدالت‌محور است كه رویكرد اصلی دولت می‌باشد.

وی یادآور شد:«آن روز اگر فضایی تعقیب می‌شد كه سرمایه‌گذار و تولیدگری بدون خروج سرمایه و رانت‌خواری بود امروز با ابلاغ سیاست‌های اصل 44 زمینه‌سازی شده تا در جهت شكوفایی و سازندگی این كشور تلاش گردد.»

فدایی با بیان این كه آن روز اگر در فضای ساخته شده دانشجوی سرگردان از زندگی به دنبال مناسبات ناصحیح رفتاری بود امروز در فضایی هستیم كه دانشجو در مسائل و خلاقیت و ابتكار و تولید علم و فن‌آوری می‌تواند با افتخار به مجاهدت علمی ‌بپردازد، تصریح كرد:«آن روز اگر دائما القاء و گسست نسل‌ها، و گسست حاكمیت و بی‌اعتمادی مردم نسبت به مسوولان را تبلیغ و تهدید می‌نمودند،‌ امروز بازسازی اعتماد عمومی‌ نسبت به دولت و ساختارهای نظام یك فرصت و دستاورد گرانسنگ است.»

وی افزود:«آن روز اگر مردم با مسوولانی طرف بودند كه از تفریح و مسافرت خود و خانواده‌شان به كشورهای اروپایی و یا جزایر قناری تعریف می‌كردند امروز خدمتگزاران آن‌ها شبانه‌روز بدون آن كه تعطیلی و تفریح داشته باشند، خود را بدهكار مردم و در خدمت آن‌ها می‌بینند.»

عضو كمیسیون اصل نود مجلس با بیان این كه آن روز اگر قاچاقچیان و اراذل و اوباش برهم زنندگان انضباط اجتماعی احساس امنیت كرده و جولان می‌دانند امروز برقراری قانون نظم اجتماعی یك ارزش بوده و متخلفان در گوشه‌ای خزیده و یا در حال مجازات به سر می‌برند، اظهار داشت:«آن روز اگر برخی دولتمردان برج عاج‌نشین از فراز ابرها مردم را ناچیز می‌دیدند امروز حضور بالاترین مقام اجرایی در دورترین نقاط كشور و ارتباط رو در رو با آحاد ملت و دمیدن روح امید و نشاط در آن‌ها سرمایه بزرگی شده است كه قابل اندازه‌گیری نیست.»

وی افزود:«اگر آن روز مفسدین اقتصادی و رانت‌خواران، با برخورداری از حمایت كانون‌های قدرت در حیف و میل اموال عمومی‌، ید طولائی داشتند و رجزخوانی می‌كردند، امروز فضای كشور و دولت و مجلس برای آن‌ها تنگ و ناامن است.»

نماینده مردم تهران در خانه ملت معتقد است كه اگر آن روز تلاش می‌شد و مواضع ساختارشكنانه و عبور از گفتمان انقلاب اسلامی‌ در فضای رقابت‌های انتخاباتی یك خط و گفتمان انحرافی را در ملت بزرگ ایران تحمیل كنند، امروز مفتخریم كه شعارهای انتخاباتی حتی رقبا، در چارچوب نظام، انقلاب، خط امام(ره) و رهبری و خدمت به مردم رقم می‌خورد، و تازه ترین دستاورد، ایستادگی شجاعانه شخص احمدی نژاد در مقابل دجالان بی‌آبروی صهیونیست در نشست بین‌المللی ضدنژادپرستی در ژنو می‌باشد كه درود و سپاس همه آزادیخواهان را برانگیخت.

وی با طرح این پرسش كه به راستی كدام وجدان بیدار و منصفی منكر این همه دستاورد است، افزود:« آیا این همه، جز به همت و پایداری ملت بصیر و تلاش و كوشش اصولگرایان، خدمتگزاران دولت نهم و شخص احمدی‌نژاد حاصل شده است؟»

فدایی همه چنین با اشاره به این بیت كه می‌گوید شكرنعمت‌، نعمتت افزون كند كفر نعمت، از كفت بیرون كند، خاطرنشان كرد:«مبادا اشكالات موجود و دمیدن وسوسه‌های شیطانی خناسان موجب شود كه نسبت به این همه دستاورد عظیم اصولگرایان، غفلت نموده در انجام وظیفه و تكلیف و رسالت تاریخی خود دچار شك و تردید شویم.»

حاشیه‌های نطق فدایی؛ از توهین به کواکبیان تا امتناع حداد از روبوسی با فدایی

 نطق میان دستور حسین فدایی كه بیش از 20 دقیقه به طول انجامید حاشیه‌هایی را به همراه داشت.

نطق حسین فدایی دبیر كل جمعیت ایثارگران در حمایت از محمود احمدی‌نژاد و انتقاد شدید از دوران اصلاحات و نخست‌وزیری میرحسین موسوی فضای مجلس را برای دقایقی تحت تاثیر قرار داد.

حسین فدایی نماینده تهران امروز در یك نطق بین دستور كه بیش از 20 دقیقه به طول انجامید به دفاع از دوران چهار ساله ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد پرداخت و به شدت اصلاح‌طلبان و دوران نخست‌وزیری میرحسین موسوی را مورد انتقاد قرار داد.

نطق فدایی كه با فریادهای احسنت احسنت نمایندگان مواجه بود با تكبیر و قرائت این بیت شعر از او كه شكر نعمت نعمتت افزون كند، كفر نعمت از كفت بیرون كند به پایان رسید.
پس از پایان نطق فدایی اكثر نمایندگان طیف حامی دولت از جمله روح‌الله حسینیان، ولی اسماعیلی، فریدون حسن‌وند، سودانی، حسین نجابت، فاطمه آلیا، فاطمه آجرلو، ملك‌محمدی نماینده دامغان، محمدی نماینده اردبیل، محمدی نماینده سلسله و سلفان با دبیر كل جمعیت ایثارگران روبوسی كردند.

در این میان فدائی با عبور از بین نمایندگان خود را به غلامعلی حدادعادل رسانده و با او دست داد.

حدادعادل كه متوجه حضور خبرنگاران در جایگاه شده بود از روبوسی امتناع كرد و فقط با فدائی دست داد.

لازم به ذكر است برخی رابطان دولت در مجلس همچون علی ریاض با فدائی روبوسی و از او تشكر كردند. از آن‌جا كه نطق فدایی بیش از زمان قانونی به طول انجامید، مصطفی كواكبیان عضو فراكسیون اقلیت نسبت به این موضوع اعتراض كرد اعتراض كواكبیان موجب شد تا یكی از نمایندگان حامی دولت شعار «مرگ بر منافق جدید» سر دهد.

موسی قربانی عضو هیات‌رئیسه مجلس در پاسخ به اعتراض برخی از نمایندگان نسبت به زمان نطق فدایی گفت:«آقای فدایی علاوه بر هفت دقیقه فرصت خودشان، هفت دقیقه فرصت یكی دیگر از نمایندگان را نیز گرفتند و اسم ایشان برای نطق پنج دقیقه‌ای نیز در قرعه‌كشی درآمده بود بنابراین ایشان 20 دقیقه فرصت نطق داشتند.»

پس از پایان نطق فدایی، خبرنگاران مجلس از او متن اظهاراتش را خواستند که دبیر کل جمعیت ایثارگران گفت:«علاوه بر متن نطق سی دی آن نیز تهیه شده است. »

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:19 |
نادر فریادشیران مربی همراه محمد مایلی‏کهن و نزدیک ترین شخص به سرمربی تیم ملی، به نقل از وی، هرگونه استعفاء یا کناره‏گیری از تیم ملی را رسماً تکذیب کرد تا پروژه‏ای که به نظر می رسید توسط عده‏ای با هدف حذف بی سر و صدای وی از سیستم در نظر گرفته شده بود، با شکست روبرو شود.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، در حالی که انتشار بیانیه شماره دو سرمربی تیم ملی که با ادبیاتی خاص همراه بود اما در هیچ کجای آن صحبتی از استعفاء یا کناره‏گیری نبود، به زعم اهالی فدراسیون فوتبال استعفاء تلقی شد و علی کفاشیان در اقدامی شتاب‏زده این استعفاء را پذیرفت و خبر از مذاکره با گزینه‏هایی برای جانشینی مایلی‏کهن داد، نادر فریادشیران مربی تیم سایپا و همراه و نزدیک‏ ترین شخص به سرمربی تیم ملی خبر استعفاء را قویاً تکذیب کرد.

فریادشیران در گفت و گو با تابناک در خصوص خبر درج شده تحت عنوان استعفاء در رسانه‏ها که از صبح امروز منتشر شده و به سرعت از سوی رسانه‏ها پوشش داده شد، اظهار داشت: امیدوارم آقای کفاشیان زیر برگه استعفاءنامه نوشته باشند، موافقت شد، چرا که از ایشان می‏خواهم استعفانامه آقای مایلی‏کهن را در اختیار رسانه‏ها قرار دهند و مشخص نماید، وی چه زمانی استعفاء داده است.

مربی تیم سایپا تصریح نمود: اصولاً هیچ استعفایی توسط آقای مایلی‏کهن صورت نپذیرفته و آقا مایلی‏کهن همچون بیانیه اول خود، این بار نیز بیانیه‏ای صادر کرده و ضمن شماتت خود، غیرمستقیم بر مواضع‏شان تاکید کرده است و در هیچ کجا از این بیانیه کلامی در خصوص استعفاء وجود ندارد و حتی ایشان خبر استعفاء را در گفت و گو با هیچ رسانه‏ای تایید نکرده‏ است و به نظر می‏رسد برنامه‏هایی در پس پرده بوده که به محض انتشار این بیانیه، عده‏ای بی‏جهت آن را به حساب استعفاء گذاشته‏اند که این مسئله کذب محض است.
+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:18 |
عضو جامعه روحانيت مبارز گفت: آراي موافق اعضاي جامعه روحانيت در حمايت از محمود احمدي‌نژاد به حدي نبود كه به نصاب قابل اعلام برسد.

غلامرضا مصباحي‌مقدم، نماينده تهران و رييس كميسيون اقتصادي مجلس هشتم در گفت‌وگو با «ايلنا» درباره جلسه جامعه روحانيت مبارز براي تصميم‌گيري در مورد حمايت از كانديداتوري محمود احمدي‌نژاد در انتخابات آينده گفت: جامعه روحانيت مبارز به نتيجه‌اي كه بتواند آن را اعلام كند،‌ نرسيده است. وي در پاسخ به اين سوال كه علت به اجماع نرسيدن اعضاي جامعه روحانيت در حمايت از احمدي‌نژاد چيست، گفت: اين موضوع به دليل انتقاداتي است كه جامعه روحانيت به ايشان دارد. وي تصريح كرد: هر چند اكثريت اعضاي جامعه در جلسه به حمايت از احمدي‌نژاد راي موافق داده‌اند و اقليت راي به سكوت، اما آراي موافق به نصاب قابل اعلام نرسيد. مصباحي مقدم در ادامه افزود: اينكه جامعه روحانيت به جمع‌بندي نرسيده است به دليل بحث مقايسه بين دو كانديدا است كه هر كدام نكات مثبت و منفي دارند.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا منظور شما از دو كانديدا ميرحسين موسوي و احمدي‌نژاد است، گفت: ‌بله، هر كدام از اين دو بزرگوار نكات مثبت و منفي‌اي دارند. وي در پاسخ به اين سوال كه آيا حمايت از موسوي هم در جامعه روحانيت مبارز مورد بررسي قرار گرفته است، گفت: ‌در ميان اين دو كانديدا بايد دست به انتخاب زد؛ البته ممكن است يك انتخاب هم اين باشد كه نه اين نه آن از هيچكدام حمايت نكنيم.
+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:16 |
علي كفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال گفت: با توجه به شرايط حال حاضر با استعفاي مايلي كهن موافقت شد.

به گزارش فارس، علي كفاشيان در گفت و گو با يكي از شبكه هاي تلويزيوني اظهار داشت: سه ساعت قبل از طريق رسانه ها متوجه شدم كه مايلي كهن استعفا كرده است و با ايشان به صورت تلفني حرف زدم. بيانيه مايلي كهن براي من فرستاد شده و آن را مطالعه كردم.

وي ادامه داد: مي‌دانم اين مشكلات به خاطرات مسائل چند روز اخير است كه به وجود آمده و ما بايد از الان به فكر سرمربي جديد باشيم. رسانه ها چند روزي به ما اجازه بدهند تا با فكر كردن به جمع بندي خوبي برسيم.

كفاشيان در خصوص كانديداهاي سرمربيگري تيم ملي تاكيد كرد: همان گزينه هاي قبلي در اولويت قرار دارند. هدف ما اين است مربي به تيم ملي بيايد كه شناخت كافي داشته باشد و قاعدتا ايراني باشد. سعي مي‌كنيم ظرف چند روز آينده با همفكري نام سرمربي جديد را اعلام كنيم.

وي در خصوص شانس افشين قطبي گفت: قطبي هم مي تواند مانند كانديداهاي قبلي جزء گزينه ها باشد.

كفاشيان در جواب اين سئوال كه آيا با استعفاي مايلي كهن موافقت كرديد يا خير گفت: با استعفاي مايلي كهن موافقت شده است. اميدوار هستم با فراموشي مسائل حاشيه اي فقط به فكر حضور تيم ملي در جام جهاني 2008 باشيم.

******************************************************************

محمد مايلي كهن که پانزده روز پیش حکم سرمربیگری تیم ملی فوتبال را به عنوان جانشین علی دایی دریافت کرد، دقایقی پیش با انتشار بيانيه‌اي، از هدايت اين تيم فوتبال ایران کناره‏گیری كرد.

در متن بیانیه محمد مایلی‏کهن که بدین مناسب صادر شده، آمده است:

"بسمه تعالي
بيانيه شماره 2
مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است

نمي‌دانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است.

بله؛ محمد مايلي كهن. اين مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر مي‌دهد اي مردك (مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي، كوتوله و ... تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بين ببري.

شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بي‌بهره نمي‌مانند.(داور، بازيكن، مربي ...).

اي خائن(مايلي كهن) آدم بي‌منطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار مي‌دادند توپ، ‌تانك، فشفشه، مايلي كهن و... توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي. اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر مي‌شد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بي‌مانند را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه ...

پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار مي‌دهند. پسرم هيچ مي‌داني كه پدرت در تمامي دوران قهرماني‌اش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند.

اي مردك عقب‌مانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوري؟ چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نمي‌بيني؟

اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقب‌افتادگي‌ات به خاطر اين است كه نمي‌خواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتي گل مي‌زنند مي‌روند و در بغل آنها قرار مي‌گيرند.

اگر تماشاگرنماها نبودند كه مي‌بايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او مي‌شد. بيچاره در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نمي‌رفت و مي بايستي بين آنها خندقي كنده مي‌شد. بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست مي‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي ندارند. مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌شان بازي را واگذار كند و او براي تيم خود و رقيبش دست بزند.

مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌اش در پايان مسابقه بازي را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نمي‌ديدي كه اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه او و تو مي‌باشد. پس بايد بر اساس اصول حرفه‌اي گري از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود.

اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب، مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون خوب، راديوي خوب و خيلي خوب‌هاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبي‌ها‌ را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم.

عجيب است كه روده‌درازي مي‌كنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوه‌ام) اين شعر را مي‌خواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، مي‌زنم زمين هوا مي‌ره، نمي‌دوني تا كجا مي‌ره. من اين توپو نداشتم ،‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد.

بابا، عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم مي‌آيم و مي‌گويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش مي‌كنم و مي‌گويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو.

محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد."
+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:14 |
یاری: دبیرکل حزب اعتماد ملی با بیان این‌كه «روحانیت سرمایه‌ای هزار ساله‌اند که همواره خدمتگزار مردم و اسلام بوده‌اند» گفت:«سال‌ها مبارزه، فداکاری و شهادت از سوی روحانیت برای دفاع از حقوق مردم بوده است.»

به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی كروبی در جمع طلاب و علمای حوزه علمیه امام خمینی شهر اراک عامل پیروزی و عبور نظام از گردنه‌های سخت را وحدت مردم و هوشیاری امام (ره) دانست و اظهار داشت:«پس از امام(ره) یکی از شاگردان فاضل ایشان رهبری نظام را بر عهده گرفتند و امروز شما نسل جوان باید خود را آماده حفظ و حراست این نظام کنید.»

وی تاکید کرد: «از درون همین مدرسه‌ها فیلسوف‌ها، مجاهدین، علما و اندیشمندانی درخشیدند و از درون این حجره‌ها امام(ره) حرکتی را آغاز کردند که آن را تحت تاثیر قرار داد.»

وی در ادامه به انتخابات ریاست جمهوری آینده اشاره کرد و با بیان این‌که " امام(ره) همواره به حضور جدی مردم در پای صندوق‌های رای تاکید داشتند" افزود:« تا هنگامی که این دو واژه جمهوری اسلامی در کنار هم باقی بمانند این نظام زنده و پویاست، اما اگر روزی یکی از این دو نباشد روز افول ماست و ما باید همواره برای حاکمیت اسلام و اهمیت جایگاه انتخابات تلاش کنیم. »

دبیرکل حزب اعتماد ملی همچنین به روحانیون توصیه کرد:«نقش پدری را در جامعه داشته باشید و برخوردهای‌تان به گونه‌ای نباشد که موجب سوء برداشت در جامعه باشد. مسوولان روحانی از برکت همین اسلام به چنین جایگاهی رسیدند اما چقدر توانسته‌ایم به اهداف اسلام عمل کنیم؟» 

در ادامه این جلسه یکی از طلبه‌ها درباره با اشاره به تاكید مسوولان بر سلامت انتخابات درباره چرایی طرح حضور ناظران بین‌المللی پرسید و هم‌چنین گفت:«در حالی که امنیت و شرف ما از شهداست، شما در خصوص تدفین شهدا گفته‌اید که شهرها را نباید گورستان کرد.»

كروبی پاسخ داد:«در انتخابات اتفاقاتی می‌افتد که سوالاتی را برای مردم پیش آورده است. ما کلیت انتخابات و حضور در آن را همیشه مورد تاکید قرار داده‌ایم. من فکر می‌کنم که شما نیز در کوچه و بازار از مردم شنیده‌اید که در مورد انتخابات برخی حرف‌ها را می‌زنند، البته من نگفته‌ام که ناظر بین‌المللی باید نظارت کند اما می‌گویم چرا پس از برگزاری 30 انتخابات به گونه‌ای عمل کنیم که چنین برداشت‌هایی در جامعه وجود داشته باشد. ماهم پاسخ کسانی که می گویند رای مردم تشریفاتی و مشورتی است را داده‌ایم و هم کسانی که می‌گویند انتخابات در کشور سمبلیک شده است.»

وی در پاسخ به بخش دوم این سوال نیز اظهار داشت:«فکر نکنم پس از رهبری هیچ‌کس به اندازه من علاقه‌مند و وفادار به شهدا باشد، هنوز پس از 18 سال که دیگر در بنیاد شهید نیستم خانواده‌های شهدا مرا به خوبی می‌شناسند و به خاطر دارند. وقتی متوجه شدم که شهرداری تهران قصد دارد در 70 میدان شهر شهدا را تدفین کند با آن مخالفت کردم، همان‌گونه که سال‌ها پیش در قضیه برگزاری نماز در خیابان‌ها مخالفت کردم که اتفاقا‍ً بعدها هم مساله نماز خواندن در خیابان‌ها جمع شد. »

وی در پاسخ به سوال دیگری درباره تلاش‌هایش در زمینه اقتصادی در صورت عهده‌دار شدن سمت ریاست جمهوری گفت:«باید تلاش کنیم تا محیطی فراهم آوریم که در آن سرمایه‌گذاران میل و رغبت به فعالیت پیدا کنند. همچنین حمایت از بخش خصوصی یکی از مهم‌ترین برنامه‌های من در صورت انتخاب در ریاست‌جمهوری است.»

دبیركل حزب اعتماد ملی درباره ارتباط با آمریکا و سیاست خارجی نیز اظهار داشت:«به جز اسرائیل تلاش می‌کنیم با همه کشورهای دنیا بر اساس عزت و منافع ملی ارتباط برقرار کنیم. همچنین تلاش می‌کنیم تا با مذاکره و گفت‌وگو تنش در سیاست خارجی را کاهش دهیم. یکی از اقدامات خوب دولت نهم این بود که تابوی ارتباط با آمریکا را شکست. با آمریکا نیز باید به صورت گام به گام و حفظ حیثیت و منافع ملی ارتباط داشت؛ گرچه باید توجه داشته باشیم که سیاست‌های کلی نظام زیر نظر رهبری است. »

یکی از طلبه‌ها از کروبی خواست تا او قول دهد که تا روز پایان انتخابات در صحنه باقی بماند، کروبی نیز این‌گونه سخنان را جنگ‌های روانی دانست و در عین حال گفت:«هم من و هم میرحسین موسوی بر چند صدایی تاکید داریم و حتماً تا روز آخر انتخابات در صحنه باقی خواهیم ماند.»

رابطه کروبی با مقام معظم رهبری موضوع سوال یکی دیگر از حاضران این نشست بود که دبیرکل حزب اعتماد ملی در پاسخ این روابط را بسیار خوب توصیف كرد.

انتقاد از طرح 50 هزار تومانی در دوره قبل انتخابات سخن دیگر حاضرین در این نشست بود که به نوعی عوامفریبی خوانده شد و کروبی در پاسخ گفت:«بحث 50 هزار تومانی را به صورت کارشناسی شده اعلام کردم اما آن‌چه که مورد آبروریزی است این است که سیب‌زمینی رایگان توزیع می‌کنند آن هم به شیوه‌ای که حتی کمیته امداد و بهزیستی انجام نمی‌دهد.اما طبیعی است که هر طرحی مثل طرح 50 هزار تومان مخالف و موافقانی دارد.»

در ادامه یکی از طلبه‌ها پرسید:«چرا در ماجرای حسینیه‌ دراویش جانب دراویش را گرفتید و نامه‌ای هم به روسای خانقاه‌ها فرستاده و از دراویش معذرت خواهی کردید؟ این اقدام شما تنها برای انتخابات ریاست جمهوری است؟ »

كروبی گفت: شما حرف‌ها و عمل من را از 20 سال پیش تاکنون ببینید؛ اگر متوجه شدید که من تنها در زمان انتخابات چنین حرف‌هایی می‌زنم آن موقع سخن شما درست است. من همواره گفته‌ام که مردمانی که در این کشور زندگی می‌کنند دارای یک حقوق شهروندی هستند. من اعتراض کردم که چرا حسینیه‌ها، املاک وقفی و املاک شخصی را خراب می‌کنند. من هیچ نامه‌ای به روسای خانقاه‌ها ننوشته‌ام بلکه یکبار به مراجع و بار دیگر به وزیر اطلاعات نامه نوشتم و شما نیز بدانید که حکومت‌ها زیر ذره‌بین هستند و اگر من اعتراض انجام دادم برای این بود که تاریخ بداند جمهوری اسلامی و امام(ره) و ما که پیروان امام بزرگ هستیم با این اقدامات مخالفیم.

یکی از حاضران در جمع ادعا کرد كه کروبی به دنبال راضی کردن بازیگر نقش یوزارسیف برای همراهیش در سفرهای استانی است كه این در شان روحانی همچون او نیست.

دبیركل حزب اعتماد ملی نیز گفت:«اتهاماتی وارد نکنید که اطلاعی از آن ندارید، من از این موضوع اطلاعی ندارم. نه من دنبال یوزارسیف بودم و نه او به دنبال من.»

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:12 |