تبليغاتX
جوانان جبهه مشارکت آمل
فلسطين، اسرائيل و اين همه ماجرا

 

كارتر در كتاب مشهور خود(1) مي‌گويد كه اسرائيل صلح‌ نمي‌خواهد، مذاكرات صلح را به قصد اختلاف ميان ‏اعراب و گرفتن زمان انجام مي‌دهد. اين سخنان كارتر كه سابقه رياست جمهوري امريكا را دارد و بنياد كارتر در ‏گفتگوهاي صلح خاورميانه بسيار فعال است، بسيار قابل تأمل است.‏

اسرائيل مورد حمايت قدرتمندان جهان است، حق ويژه براي خود قائل است، حق ويژه باعث شده كه حاكمان اين ‏كشور به طفل شيرين دولت‌هاي غرب تبديل شوند برخي از رسانه‌هاي غربي در عمل همانند قدرتمندان غربي با ‏سياست‌هاي اسرائيلي همراهي دارند و از تخلف‌هاي آن، چشم‌پوشي مي‌كنند.‏

اسرائيل صلح ‌نمي‌خواهد، چرا كه صلح به نفع اسرائيل نيست. در اين ميان سرنوشت مردم فلسطين چيست؟ ملتي ‏كه در شرف ملت شدن هستند و علت فلسطيني شدن اين اعراب فلسطيني، شكل‌گيري دولت اسرائيل است. چون قبل ‏از تشكيل كشور اسرائيل، ايشان اعراب فلسطيني بودند، اما در حال حاضر فلسطيني عرب هستند.‏

اما اين ملتِ در حال شكل‌گيري نمايندگاني دارد كه فتح، حماس و... در زمره مهمترين اين نمايندگان هستند.‏‎ ‎پذيرفتن قاعده بازي از سوي اين دو جريان نشان مي‌دهد كه جريانات مزبور درك سياسي از شرايط دارند اما با ‏حكومتي قدرتمند و زورگو مواجه‌اند كه خواهان صلح نيست و زمان مي‌كشد تا روزگار بگذارند، چون حاميان ‏قدرتمند در امريكا دارد.‏

از همين روي نمي‌توان فتح و حماس را تروريست خواند، حماس در انتخاباتي پيروز شده كه مورد تأييد معيارهاي ‏بين‌المللي بوده است. حماس حتي خواستار حكومت اسلامي نيست بلكه حكومت غير ديني را باور دارد ولي داراي ‏برخي از باورهاي بنيادگرايانه .......... است. اما رفتارحماس عكس‌العمل رفتار ‏اسرائيل است، مگر باورهاي بنيادگرايانه در دولت اسرائيل و احزاب آن وجود ندارد؟ يا دولت اسرائيل رفتار ‏تروريستي خطر ناك‌تري ندارد؟ تروريست خواندن حماس مباني حقوقي‌ ندارد، حماس حتي خواستار نابودي ‏اسرائيل نيست.‏

به رسميت شناختن يا نشناختن با خواستار نابودي شدن متفاوت است، حماس مي‌ترسد اسرائيل را به رسميت ‏بشناسد، اما اسرائيل مقابله به مثل نكند، كاري كه بارها انجام داده است. اسرائيل در قرارداد كمپ ديويد و عده ‏تشكيل دولت مستقل فلسطيني را داد، اما كارتر تصريح مي‌كند كه اين اقدام را انجام نداد. اگر دولت فلسطيني بعد از ‏قرارداد كمپ ديويد بوجود مي‌آمد، بي‌گمان جريان بنيادگرايي در منطقه رشد نمي‌كرد و اسرائيل با تحقير ‏حكومت‌هاي عربي، به رشد بنيادگرايي در اين جوامع دامن مي‌زند. ‏

البته اين تحقير پيچيده است. زيرا اسرائيل آنان را ناكام مي‌گذارد و بدون دستآورد. حقيقت اين است كه اسرائيل در ‏صورت صلح در خاورميانه تبديل به كشور كم اهميتي مي‌شود. اين كشور نه سرزمين، نه قدرت، نه جمعيت قابل ‏ملاحظه‌اي دارد. صلح در خاورميانه اسرائيل را بي‌اهميت مي‌كند و در عوض ايران، تركيه، مصر اهميت بيشتري ‏مي‌يابند. اسرائيل در خاورميانه صلح‌آميز حتي مزيت تكنولوژي و دانش فني خود را بعد از مدت زماني از دست ‏خواهد داد كه اين موضوع بسيار مهمي است و مفصل مي‌توان به آن پرداخت.‏

با اين وصف تا مسأله فلسطين به‌نحو انساني حل نشود، حكومت‌هاي خاورميانه توجيه رفتار غير دموكراتيك دارند. ‏مردم عراق، عربستان و حتي ايران و روسيه زماني مي‌توانند بهتر به دموكراسي دست‌يابند كه مسأله فلسطين حل ‏شده باشد. اگر منافع ملي ايران از مسأله اعراب و اسرائيل دور است اما ويژگي منطقه‌اي و محاصره شدن در ميان ‏اعراب و همچنين دين مشترك ايرانيان با مردم فلسطين و همچنين تعلق جامعه روشنفكري ايران به مردم فلسطين ‏از عواملي هستند كه تحقق دموكراسي در ايران را تا حدي به صلح خاورميانه مربوط و منوط مي‌كند. در واقعه ‏اخير در غزه، دولت ايران به بهانه غزه، به برخي از نهادهاي مدني و حقوق‌بشري فشار آورد.‏

مجموعه اين عوامل نشان مي‌دهد كه دموكراسي در خاورميانه به صلح اعراب و اسرائيل با محوريت تشكيل دولت ‏فلسطين بستگي دارد. اما صلح به نفع اسرائيل، بنيادگرايي اسلامي و برخي حكومت‌هاي منطقه و جناحي قدرتمند ‏در حاكميت ايران نيست.‏

رفتار اسرائيل در غزه رفتاري مخالف همه قراردادهاي بين‌المللي است. اسرائيل شهروندان خود را كشتار مي‌كند ‏چرا كه مردم غزه شهروندان اسرائيلي محسوب مي‌شوند. اسرائيل نسبت ميان جرم و مجازات را رعايت نمي‌كند و ‏حتي پرتاب راكت از سوي حماس به‌سوي شهرهاي ديگر اسرائيل، تناسبي با كشتار در غزه ندارد. اگر چه پرتاب ‏اين راكت‌ها به سوي غير نظاميان و عمليات انتحاري حماس امور درستي نيستند اما نشان تلافي‌جويي رفتار خشن ‏در برابر اسرائيل است. حماس حكومت قانوني در غزه است، اين جريان حق داشتن سلاح‌هاي نظامي مخصوصي ‏را داراست. اين سلاح‌ها حق يك حكومت خودگردان است. به بهانه نابودي راكت‌هاي حماس نمي‌توان به مركز ‏پليس، دانشگاه غزه،... حمله كرد.‏

پس مي‌توان گفت كه صلح به نفع اسرائيل در منطقه نيست و اسرائيل به تصريح كارتر زمان مي‌كشد و با مذاكره، ‏ميان كشورهاي عرب اختلاف مي‌اندازد.‏

اما بسياري از حكومت‌هاي عربي و حتي جناحي قدرتمند در حكومت ايران از جنگ‌طلبي اسرائيل سود مي‌برند و ‏در نتيجه رفتار و بقاي خود را توجيه مي‌كنند.‏

از سوي ديگر صلح پايدار در خاورميانه با تشكيل دولت فلسطيني پيوند خورده است. اين معضل خاورميانه را ‏نهادهاي مدني و جامعه جهاني بايد با صداي بلند مرتباً در گوش قدرتمندان جهان فرياد بزنند. تا شايد امكان صلح ‏پديدار شود. كه البته اين صلح به زودي برقرار نخواهد شد.‏

آزاديخواهان فلسطيني و ديگر آزاديخواهان منطقه چاره‌اي جزء مقاومت در برابر زورگويي حكومت‌هاي خود ‏ندارند، حكومت‌هايي كه با هم دشمن هستند و دموكراسي را باور ندارند. حتي تركيب رفتار حكومتي در اسرائيل به ‏سمتي مي‌رود كه حكومت اسرائيل را وادار به اعمال دموكراسي براي خوديها مي‌كند چون جمعيت فلسطيني ‏بين‌المقدس را ناديده مي‌گيرد.‏

‎وقايع غزه، وقايع احتمالي‎

رفتار اسرائيل به‌گونه‌اي است كه حماس و برخي حكومت‌هاي منطقه توان خواندن دست آن را دارند. حماس در ‏محاصره‌اي عجيب گرفتار آمده بود با پايان يافتن آتش‌بس 6 ماهه حماس براي بيرون آمدن از تنگنا و محاصره ‏غير انساني اسرائيل، دست به اقدام حساب شده‌اي زد. زدن راكت به معني پايان آتش‌بس بود و اين آتش‌بس قرار ‏بود كه حماس را در غزه به زانو در آورد، اما اين چنين نشد.‏

حماس به خوبي مي‌دانست كه اسرئيل پاسخ تندي مي‌دهد، در نتيجه محاصره بدون هجوم نظامي نمي‌توانست، افكار ‏عمومي جهان عرب و جهان را برانگيزاند. اما حمله هوايي و بعد هجوم زميني اسرائيل در عمل مسأله غزه را به ‏سمت تعيين تكليف خواهد برد.‏

حماس احتمال مي دهد كه اسرائيل توان نابودي كامل اعضاي آن را ندارد، 12 هزار نيروي نظامي حماس با ‏همين تعداد نيروي ذخيره. اما مسأله مهم اين است كه مردم غزه و فلسطين به اسرائيل كينه دارند و اگر حماس ‏بتواند در مقابل اين يورش مقاومت كند كه خواهد كرد، سركوب غزه طولاني نخواهد بود.‏

حماس يك جريان مردمي است و دركنار مردم مي‌جنگد و مردم غزه مرتباً به حماس مي‌پيوندند. سازمان حماس ‏پيچيده و چريكي و جدا از مردم نيست و مبارزه حماس هم پيچيده نيست، بنابراين نابودي آن امكان ندارد. ‏موشك‌هاي قسام هم به هيچ‌وجه ساختار پيچيده‌اي ندارد، مواد اوليه اين موشك‌ها به راحتي به‌دست مي‌آيند. برد اين ‏موشك‌ها و خسارت آنان چندان زياد نيست اما ايجاد رعب و وحشت مي‌كند.‏

اما چرا حماس قهرمان و پيروز خواهد شد؟ هرگونه عملياتي كه منجر به نابودي حماس نشود، به پيروزي، آن ‏منجر مي‌شود. اسرائيل بايد با دولت فلسطيني مذاكره كند و پارلمان اين دولت در دست حماس است. مذاكره با ‏حضور عنصر ثالث ميان اسرائيل و حماس، پيروزي براي حماس قلمداد مي‌شود. در صورت شرايط براي ‏برگزاري انتخابات در فلسطين، فتح از حماس شكست سختي خواهد خورد. امروز حماس همان فتح 1968 است و ‏فتح همان كشورهاي عربي محافظه كارند كه از فتح فاصله مي‌گرفتند.‏

از آن‌جايي‎ ‎كه اسرائيل صلح‌پايدار نمي‌خواهد، جنگ‌طلبان در اسرائيل از ايجاد چنين حالتي براي جنگ‌هاي آينده ‏استقبال مي‌كنند. اما در صورت عدم نابودي حماس، فتح ضعيف مي‌شود و حماس قهرمان جهان عرب خواهد شد. ‏دولت‌هاي عربي از حماس هراسان هستند اسرائيل از تضاد ميان دولت‌هاي عربي با حماس، حماس با فتح، سود ‏ميان مدت مي‌برد و تنور جنگ براي آينده گرم مي‌ماند. اين خواسته‌ي دراز مدت جناح قدرتمند در اسرائيل است و ‏با اين حال اگر اسرائيل در نابودي حماس موفق نشود اين دومين شكست يك ارتش پيروز خواهد بود. پيروزي ‏حماس در منطقه به نوعي راديكاليزم غير اصولي ياري مي‌رساند كه در نتيجه، امكان دستيابي به دموكراسي را ‏تهديد خواهد كرد.‏

‎شرايط جهاني‎

حمله اسرائيل به غزه با مخالفت اتحاديه اروپا روبه‌رو شد، اما دولت بوش با آزادي عمل دادن به اسرائيل، در عمل ‏اوباما را با مشكل روبه‌رو كرد. دولت اوباما براي اعتماد سازي در جهان عرب و اسلام نياز به مانور صلح‌آميز ‏دارد. اسرائيل با اين مداخله، آمريكا را در موقعيت نامناسب قرار داد. اوباما براي حركت صلح‌آميز با مشكل ‏مواجه خواهد شد. چون قدرت حماس، يهوديان طرفدار اسرائيل در آمريكا را به سوي حمايت از اسرائيل مي‌كشاند. ‏در نتيجه دولت اوباما تحت فشار يهوديان قدرت مانور زيادي به نفع فلسطيني‌ها ندارد.‏

اتحاديه اروپا و انگليس كه مخالف اين حمله اسرائيل بودند، به رفتار اوباما نگاه خواهند كرد. عدم جديت دولت ‏اوباما براي صلح در خاورميانه ترمز اتحاديه اروپا و انگليس را خواهد كشيد. در چنين وضعيتي، صلح در ‏خاورميانه دورتر خواهد رفت.‏

مسأله فلسطين باعث مي‌شود كه براي تحت شعاع قرار گرفتن آن بر اختلاف ميان دولت‌هاي عربي با ايران ‏سرمايه‌گذاري شود. اين اختلافات بر بحران‌هاي منطقه‌اي خواهد افزود و باعث مي‌شود مسأله افغانستان و عراق و ‏كردهاي تركيه و عراق حاد باقي بماند. به عبارتي بازي ناگوار 50 ساله‌اي كه از زمان تشكيل دولت اسرائيل در ‏منطقه شروع شده ادامه خواهد يافت. بازي شومي كه فقط در صورت تشكيل دولت واقعي فلسطين پايان مي‌يابد. ‏اما اسرائيل‌خواهان صلح نيست و همچنين جريان‌هاي غير دموكراتيك با اين جنگ‌طلبي اسرائيل، امكان بقا خواهند ‏يافت. به‌نظر مي‌رسد تا اقدامي بزرگ و دموكراتيك در چند كشور خاورميانه، همانند تجربه تركيه شكل نگيرد تا ‏حكومت‌هاي غربي ناچار شوند كه به صلح خاورميانه خارج از اراده اسرائيل تن دهند، مشكل خاورميانه لاينحل ‏مي‌ماند.‏

در خاتمه بايد گفت حماس برنده كوتاه مدت اين حمله‌ي اسرائيل است. و فتح را جا گذاشته است اسرائيل به خواسته ‏خود كه همان عقب انداختن صلح است رسيده اما به لحاظ نظامي صدمه مي‌بيند. ‏

حكومت‌هاي منطقه در مجموع توجيه ماندگاري پيدا مي‌كنند، البته با اعتراضاتي روبه‌رو مي‌شوند و در نتيجه به ‏اسرائيل باج مي‌دهند تا به دموكراسي داخلي تن ندهند و اسرائيل از عدم مشروعيت داخلي اين حكومتها سود ‏مي‌برد، چون اين حكومتها ناچار هستند كه به غرب و اسرائيل امتياز بدهند. همچنين احتمالاً جناح تندرو در ‏حكومت ايران به بهانه رفتار اسرائيل، هم در داخل سياست مهار و كنترل و سركوب در پيش مي‌گيرد و هم به ‏واسطه حمايت از فلسطيني‌ها، در منطقه خاورميانه در تقابل با سياست دولت‌هاي عربي قرار مي‌گيرد، كه نتيجه آن ‏خريد تسليحاتي از كشورهاي غربي است. در نتيجه احتمالاً منطقه خاورميانه، گرم، خشن و نظامي‌تر خواهد ‌شد.‏

‎پانوشت‎

‏1- صلح در خاورميانه / نويسنده: جيمي كارتر / انتشارات صمديه 1387‏


تقي رحماني - سه شنبه 24 دی

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 20:1 |
اخبار ويژه روزنامه هاي 24 دي ماه 87 به اين شرح است:
لغو امتياز روژهه لات
اعتماد ملي: دو هفته‌ نامه كردي – فارسي روژهه لات كه در 11 آبان 87 از سوي ديوان عالي كشور رفع توقيف شد و در مناطق كردنشين مجدداً امكان انتشار يافته بود براي بار دوم توقيف و اين بار لغو امتياز شد.
در دور جديد تنها پنج شماره از اين دو هفته‌نامه به سردبيري محمدعلي توفيقي منتشر شد. جلال جلالي‌زاده، صلاح‌الدين خديو، محمدعلي توفيقي و عبدالله سهرابي اعضاي شوراي سياستگذاري اين نشريه را تشكيل مي‌دادند.

التزام آمريكايي
خراسان: پروفسور حميد مولانا كه انتخاب او به عنوان مشاور رئيس‌جمهور ايران طي ماه‌هاي اخير با حاشيه‌هايي مواجه شده است، در گفت‌وگويي با يكي از دانشجويان ايراني ضمن تاييد تابعيت دوگانه خود، صريحاً بر التزام عملي به قانون اساسي ايالات متحده آمريكا تاكيد كرد.

تحريم همراهي با احمدي‌نژاد
اعتماد: دبير مجمع نمايندگان استان کرمانشاه تاکيد کرد به دليل بي توجهي مسوولان رياست جمهوري به مشکلات نمايندگان اين استان احمدي نژاد را در سفر هيات دولت به کرمانشاه همراهي نمي کنند. حشمت الله فلاحت پيشه نماينده اسلام آباد، درخصوص علت عدم همراهي نمايندگان استان کرمانشاه در سفر رئيس جمهور به اين استان اظهار داشت؛ بعد از سفر اول دولت به استان کرمانشاه هيچ ملاقاتي بين معاونت اجرايي رياست جمهوري و مسوولان سفر استاني با نمايندگان به رغم درخواست هاي مکرر نمايندگان استان انجام نشده است.

محكوميت يك فعال سياسي به 20 سال حبس
اعتماد ملي: يك فعال سياسي به 20 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان بندرعباس محكوم شد. به گزارش فعالان حقوق بشر، جبرئيل خسروي فعال سياسي اهل سنندج به اتهام عضويت در يكي از احزاب غيرقانوني در اوايل سال جاري بازداشت و توسط شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به دليل عضويت در گروه مذكور طبق ماده 168 قانون مجازات اسلامي به محاربه متهم و نهايتا به اين اتهام محكوم شد.

پژاك اسلحه را زمين گذاشت
قدس: گروهك تروريستي پژاك ديروز اعلام كرد: به فعاليت‌هاي تجزيه‌طلبانه پايان داده است و ديگر ادعاي جدايي از حكومت‌هاي مركزي ايران، عراق، تركيه و سوريه را مطرح نمي‌كند. روزنامه اكشام چاپ تركيه در شماره ديروز خود نوشت: ايران گروهك پژاك را شكست داد.

دكترا براي مديران پرواز!
اعتماد ملي: چند نفر از مديران يكي از شركت‌هاي هواپيمايي از مدت‌ها پيش رايزني‌هايي را براي تحصيل در مقطع دكترا در كشورهاي شمالي ايران آغاز كرده‌اند كه وضعيت برخي از آنها نيز تاكنون قطعي شده است. قرار است اين مديران هم‌زمان با خدمات‌رساني به تحصيل نيز بپردازند و بدون حضور كامل در كشور محل تحصيل، موفقت به دريافت دكترا از دانشگاه‌هاي خارج از كشور شوند
+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 19:52 |
عرب سرخی: اگر کسانی‌ در‌ مدیریت‌نظام،مانع از حضور خاتمی‌ شوند‌ تکلیف از او ساقط است Print This Page!!!

یاری:عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت:«خاتمی به دنبال اطمینان از این نکته نیست که اگر بیاید برایش بحران درست نمی کنند، بلکه می خواهد مطمئن شود که مانع رسمی برای حضور وی در انتخابات وجود ندارد.»

فیض الله عرب سرخی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با بیان اینکه خاتمی در حال حاضر در حال بررسی دو نکته اساسی است، گفت:«خاتمی هم اکنون هم شرایط را بررسی می کند که آیا می توان با طرح و برنامه مناسب راهکاری برای خروج از وضعیت بحران زده فعلی پیدا کرد و هم این موضوع را بررسی می کند که اساسا آیا اجازه اجرایی شدن برنامه ها به وی داده می شود.»

وی به این نکته اشاره کرد که خاتمی در فکر افزایش یا کاهش محبوبیت خود نیست و ادامه داد:«حضور یا عدم حضور خاتمی در انتخابات آنقدر اهمیت دارد که کمی صبر کنیم و پس از اعلام نظر نهایی خاتمی راجع به آن اظهار نظر کنیم.»

عرب سرخی با تاکید بر اینکه احتمال حضور خاتمی کاهش نیافته است، گفت:«خاتمی در پی کسب موافقت نهادی نیست اما اگر کسانی در مدیریت نظام تصمیم بگیرند که مانع از حضورش شوند تکلیف از وی ساقط است.»

وی افزود:«خاتمی به دنبال این نیست که اطمینان یابد اگر بیاید کسی به وی نمی گوید بالای چشمت ابروست بلکه می خواهد مطمئن شود که مانع رسمی بر سر راه حضور وی در انتخابات وجود ندارد.»

عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با اشاره به تخریب ها و بحران‌سازی‌ها برای خاتمی و دولت اصلاحات، گفت:«شرایط کشور آنقدر آشفته و به هم ریخته است که هر کس به فکر مصلحت ملی باشد با حضور کسانی که به اعتلای ملی می اندیشند مخالفت نمی کند.»

وی شرایط دولت خاتمی را با شرایط دولت فعلی مقایسه کرد و با تاکید بر اینکه دولت نهم همه اختیارات و امکانات را در دست دارد، خاطرنشان کرد:«خاتمی باید اطمینان یابد که اجازه اجرای برنامه های خود را دارد وگرنه اگر احساس کند که اگر بیاید نمی گذارند کاری انجام دهد از حضور در انتخابات صرف نظر می کند.»

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 23:2 |
منصوري: موج استقبال جوانان از خاتمي بي‌‏پاسخ نخواهد ماند Print This Page!!!

معاون سياسي جبهه مشارکت ايران اسلامي تصريح کرد: انتخابات رياست جمهوري آينده به حضور خاتمي گره خورده است.

آذر منصوري در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينکه ضرورت حضور خاتمي تنها از سوي احزاب طرفدار اصلاحات احساس نمي‌‏شود بلکه برخي گروه‌‏هاي مرجع نيز اين ضرورت را دريافته‌‏اند، خاطر نشان کرد: موج دعوت از خاتمي مويد اين مساله است. جوانان کشورمان بدون خواست و پشتيباني احزاب و گروه‌‏ها، به فعاليت پرشور مي‌‏پردازند تا خاتمي را حاضر به حضور در عرصه انتخابات کنند و اين نشان مي‌‏دهد که جوانان اين مرز و بوم، آينده روشن براي ايران را در گرو حضور خاتمي مي‌‏بينند.
وي جوانان را به سينه‌‏ سرخاني تشبيه کرد که هر روز بر گستره آنها براي دعوت از خاتمي افزوده مي‌‏شود و ادامه داد: اين جوانان اميدوارند که با آمدن خاتمي، آينده بهتري براي کشور رقم بخورد.
منصوري تاکيد کرد: اين موج استقبال جوانان از خاتمي بي‌‏پاسخ نخواهد ماند زيرا اگر قرار بود خاتمي پاسخ منفي به اين درخواست‌‏ها بدهد، بسيار زودتر اين موضوع را اعلام مي‌‏کرد.
معاون سياسي جبهه مشارکت ايران اسلامي درباره علل تاخير خاتمي در اعلام تصميمش اظهار داشت: با شناختي که از خاتمي داريم، مي‌‏دانيم که اوهيچ‌‏گاه در صدد کسب قدرت نبوده است بنابراين مي‌‏خواهد مطمئن شود که حضورش در اصلاح روند حاکم بر کشور تاثير دارد، اگر پاسخ اين ترديدها مثبت باشد، خاتمي مي‌‏آيد.
منصوري با بيان اينکه اگر خاتمي لازم بداند، جانش را هم فداي کشور مي‌‏کند، اظهار داشت: با توجه به اجماع گسترده‌‏اي که براي حضور خاتمي شکل گرفته است، او بايد هر چه زودتر تصميم خود را اعلام کند. اقبال گسترده مردم به خاتمي از همين مقطع، احساس مي‌‏شود.
معاون سياسي جبهه مشارکت ايران اسلامي با اشاره به اينکه انتخابات دهم رياست جمهوري به صورت دو قطبي ميان خاتمي و احمدي‌‏نژاد برگزار مي‌‏شود، تصريح کرد: خاتمي پيروز قاطع اين انتخابات دو قطبي خواهد بود.
وي با اشاره به نگراني برخي طرفداران اصلاح‌‏طلبان مبني بر عدم تشکيل ستادهاي انتخاباتي اين طيف، خاطر نشان کرد: جاي هيچ‌‏ گونه نگراني وجود ندارد زيرا به محض اعلام نظر مثبت خاتمي براي ورود به عرصه انتخابات، ستادهاي خودجوش مردمي شکل خواهد گرفت و به تلاش براي پيروزي خاتمي مي‌‏پردازند.
منصوري همچنين گفت: دفتر انتخابات حزب مشارکت فعال است و اين حزب در کل کشور دفاتري دارد که اکنون در حال فراهم کردن تدارکات لازم براي انتخابات هستند و قطعاً با اعلام حضور خاتمي، امور اجرايي حزب شکل جدي‌‏تري به خود مي‌‏گيرد.

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 23:2 |
اخبار ويژه روزنامه هاي 21 دي ماه 87 به اين شرح است:

عدم پخش سخنراني‌هاي ايام تاسوعا و عاشورا
اعتماد ملي: صدا و سيما براي نخستين بار پس از ارتحال امام راحل از پخش سخنراني‌هاي شب‌هاي تاسوعا و عاشورا در حرم مطهر امام خميني خودداري كرد. مراسم ويژه سوگوار اباعبدالله الحسين از شب هشتم تا شب دوازدهم محرم با حضور امت خداجو و عاشقان مكتب سيدالشهدا و شخصيت‌هاي مذهبي و سياسي كشور همراه با بيت معزز امام راحل با مرثيه‌سرايي ذاكرين اهل بيت و سخنراني شخصيت‌هاي مملكتي در حرم مطهر حضرت امام خميني برگزار شد. در اين شب حجج‌اسلام روحاني، كروبي، ابوترابي، علوي، ميرباقري و سيدمحمد هاشمي سخنراني كردند. گفته مي‌شود يكي از علل عدم پخش اين سخنراني‌ها، سخنراني مهدي كروبي است. اين در حالي است كه در هنگام سخنراني مهدي كروبي، عزت‌الله ضرغامي نيز حضور داشت.

يك خبرسازي كهنه
جام‌جم: موسوي خوئيني‌ها، نسبت به حذف ولايت و امامت از مرامنامه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به شدت به بهزاد نبوي اعتراض كرده است. براساس اين گزارش، موسوي خوئيني‌ها در واكنش به تكذيب اين مساله از سوي بهزاد نبوي افزوده است: خبر حذف امامت و ولايت از مرامنامه سازمان مجاهدين را كه در كنگره اخير اين حزب صورت گرفته است از نيروهاي درون سازمان شنيده است. موسوي خوئيني‌ها در ادامه اعتراض خود مي‌افزايد: اگر مي‌خواهيد براي اين كشور كار كنيد، بايد دغدغه دين را داشته باشيد و اصلاحات را از داخل حاكميت شروع كنيد، اما مواضع شما و حزب مشاركت،‌مثل مواضع نهضت آزادي شده و در حال تبديل شدن به اپوزيسيون داخل نظام هستيد و اين خطرناك است. موسوي خوئيني‌ها افزوده است: چرا حزب مشاركت شب عاشورا جلسه مي‌گذارد و سعيد حجاريان در سخنراني، علنا حكومت ديني را تخطئه مي‌كند؟ اگر مي‌خواستيد اين طور حرف بزنيد چرا من و خاتمي را دعوت كرديد و در حضور ما اين حرف‌ها را زديد؟ [اين خبر حدود يك ماه پيش نيز در برخي روزنامه‌هاي جناح راست منعكس شده بود.]

رايحه خوش خدمت در الوند
اعتماد: هواداران احمدي‌نژاد به گزارش تغيير در دو منطقه سعادت‌آباد و خيابان الوند ميان آرژانتين، فعاليت‌هاي خود را تحت نام رايحه خوش خدمت آغاز كرده‌اند. اين در حالي است كه برخي از مشاوران احمدي‌نژاد تاكيد دارند او نيازي به تبليغات ندارد.

ممانعت از سخنراني تقي رحماني
اعتماد ملي: سخنراني تقي رحماني از فعالان ملي مذهبي در حسينيه ارشاد برگزار نشده است. طبق برنامه اعلام شده حسينيه ارشاد در ايام عزاداري محرم قرار بود تقي رحماني در اين حسينيه به سخنراني بپردازد كه با تماسي كه برخي نهادها با رئيس حسينيه ارشاد مي‌گيرند از سخنراني رحماني ممانعت به‌عمل مي‌آيد.

احتمال تمديد حكم هاشمي شاهرودي
صداي عدالت: در حالي كه حدود 7 ماه به پايان دوره دوم زمان رياست آيت‌الله شاهرودي بر دستگاه قضائي باقي مانده است، برخي اخبار غيررسمي از احتمال تمديد حكم ايشان براي 5 ساله سوم در دستگاه قضايي حكايت دارد. بنابراين اخبار، پيرو اظهار برخي تمايلات در مراجع و علماي قم، نسبت به وجود يك فقيه برجسته بر مبناي رويكرد فقهي در راس دستگاه قضايي و همچنين با توجه به سرعت روند اصلاحات سيستماتيك و ساختاري دستگاه قضايي در چند سال اخير، بررسي‌هاي صورت گرفته، ابقاي حكم رياست آيت‌الله شاهرودي بر دستگاه قضايي را نسبت به ساير گزينه‌هاي موجود مناسب‌تر نشان مي‌دهد. گفته مي‌شود، ‌ديدارهاي اخير معاون قوه قضائيه با مراجع عظام و علماي قم نيز در جهت استفاده از نظرات مراجع براي تصميم‌گيري راجع به اين موضوع بوده است.

تعطيلي يك امامزاده به دلايل امنيتي
اعتماد ملي: زيارتگاه عينعلي زينعلي در شمال غرب تهران (پونك) به دليل امنيتي در شب شام غريبان تعطيل شد. نيروهاي يگان ضربت و فرماندهي پليس تهران بزرگ با استقرار در صحن اين زيارتگاه مردم را به بيرون از صحن هدايت كردند.

علي‌اكبر ولايتي در راه كانديداتوري
جام‌جم: در حالي كه اصلاح‌طلبان هم‌چنان در انتظار اعلام تصميم خاتمي و ميرحسين موسوي براي حضور يا عدم حضور در انتخابات رياست‌جمهوري هستند، در اردوگاه اصولگرايان نيز تحركات تازه‌اي آغاز شده است.
علي‌اكبر ولايتي اخيرا بحث نامزدي در انتخابات رياست‌جمهوري آتي را مورد مشورت نزديكان و معتمدين خود قرار داده است، بنابراين گزارش، وي برخي از روساي ستادهاي انتخاباتي‌اش در نهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري (سال 84) را براي رايزني و مشورت فراخوانده است.

انتقاد نوري‌زاد از روحانيت
سرمايه: در ادامه نوشته های جنجال برانگیز محمد نوری زاد، کارگردان نزدیک به دولت و از نویسندگان کیهان، وی طی نوشته ای دیگر در سایت خود تصریح کرده است: «با این تصورغلط که روحانیت می تواند در هر کجا و در هر شرایط برمقدرات کلی و جزئی کشور پای بگذارد، آنچنان هیمنه ای به طلاب و روحانیان و امامان جمعه بخشیده ایم که خودمان از سامان دادن به این همه آشفتگی درمانده ایم. یعنی روحانیت را به جایگاهی نشانده ایم که اکنون به کمتر از آن راضی نیست. به اسم انفکاک ناپذیری دین از سیاست، به هر طلبه ای اجازه داده ایم که از تریبون مسجد محل و دستگاهی که متولی آن است و تریبون نماز جمعه، بی ملاحظه، هر چه به دهانش آمد به مسوولان و کارکردهای آنان بگویند. درعین حال که این خود فرصتی برای آزادی و آزادگی است، اما نه که محدود به روحانیت است وبس، به جای نشاط، نفرت می پراکند. ما یک روز باید این رودربایستی را کنار بگذاریم و روحانیت را به کارکرد راستینش اشاره دهیم و تا مادامی که این خجالت بزرگ از ما آویخته، راه به جایی نمی بریم. به خدا قسم این سخنان را کسی می گوید که خود از همه بیش به قدرومنزلت روحانیت ایمان و اعتماد دارد. اما روحانیتی که برجایگاه مالوف خود قرارگرفته باشد... مظلومیت حسین عزیز درتشنگی او و تنهایی او نیست. درغربت اندیشه اوست که خاک می خورد وگرنه یکی از مراجع و روحانیان ما می آمد و جلوی صداوسیما خودش را برای این همه بیکاری و اعتیاد و فسادی که گریبانگیر جوان های ما شده آتش می زد. به فتوای اینجانب محمد نوری زاد. من خودم جوابگوی این خودسوزی در پیشگاه خدای متعال خواهم بود و اصلاً هم خجالت نکشیم از اینکه دریک انقلاب ساختاری، مثلاً نماز ادارات را برداریم و به تکریم ارباب رجوع بپردازیم. کارمندی که حقوقش را از ارباب رجوع می گیرد، چرا دراتاقش نیست؟ راز نفرت های تلنبار درهمین ظرافت ها و غفلت های مغفول است.»

رسول‌اف رفت!
صداي عدالت: اخبار موثق از استعفاي جلال رسول‌اف، مدير عامل بانك خصوصي اقتصاد نوين خبر مي‌دهند. اين استعفا در پي ماه‌ها اختلاف‌نظر دامنه‌دار ميان اعضاي هيات مديره و نمايندگان سهامداران بويژه صدر هاشمي با وي صورت مي‌پذيرد. رسول‌اف تا پيش از اين چند مرتبه ديگر نيز اقدام به استعفا كرده بود، ‌اما به جهت عدم تاييد صلاحيت جانشين وي توسط بانك مركزي، هر بار عملي شدن آن به تعويق مي‌افتاده است.

خبرسازي كيهان درباره سخنان بهزاد نبوي عليه گنجي
كيهان: انتقاد علیرضا علوی تبار از موضع کج دار و مریز اخیر بهزاد نبوی نسبت به کفرگویی آشکار اکبر گنجی، با موضع مجدداً متناقض نبوی مواجه شد.
بهزاد نبوی در واکنش به دفاع علوی تبار از گنجی و انتقاد از نقد سخنان ضد دینی گنجی نوشت: بنده و سازمان مجاهدین انقلاب در قبال مواضع غیرقابل قبول آقای گنجی بنا به ملاحظاتی]!؟[ همواره سکوت کرده و متقابلا در قبال مظالمی که برایشان رفته همواره حمایت کرده ایم.
عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب توضیح نداد کدام مصلحت و ملاحظه بالاتر از اسلام و باورهای اسلامی باعث شده سازمان با وجود ادعای پسوند اسلامی، در قبال اظهارات ضد دینی و ضد انقلابی گنجی سکوت کند. نبوی در عین حال پس از سکوتی 12 ساله مدعی شد «اصلاح طلبان با دفاع از مظلومیت آقای گنجی و سکوت در قبال مواضع ایشان متحمل هزینه های سنگینی از سوی اقتدارگرایان شده اند. خصوصیات فردی افراد نمی تواند توجیه مناسبی برای فرو ریختن مرزها و اصول اصلاحات در ایران باشد... ما نمی توانیم در قبال امور بحث انگیز که با توجه به زمینه تبلیغات سوء اقتدارگرایان می تواند موجب بروز ابهام و تردید نسبت به دیدگاه های سازمان شود، بنا به پاره ای ملاحظات شخصی سکوت پیشه کنیم»!

يك كشته و بازداشت 50 قمه‌زن در خميني شهر
صداي عدالت: بيش از 50 نفر در خميني‌شهر به دليل برپايي مراسم قمه‌زني در روز عاشورا دستگير شدند. برخي از منابع خبري محلي با انتشار اخبار ضد و نقيض از تجمع عده‌اي از مختلفين كه مراسم قمه‌زني آنها توسط نيروهاي پليس در روزهاي گذشته ملغي شده بود از درگيري ميان اين جماعت فرصت‌طلب و نيروهاي انتظامي خبر داده‌اند. براساس گزارش‌هاي تاييد نشده اين عده پس از شكستن شيشه‌هاي فرمانداري خميني‌شهر وارد ساختمان آن شدند. و با ماموران نيروي انتظامي درگير شدند كه اين درگيري با دخالت يگان ويژه پايان يافت. اين گزارش‌ها از كشته شدن يك نفر در اين درگيري‌ها به دليل شدت خونريزي در بيمارستان الزهرا اين شهرستان خبر مي‌دهند. جانشين فرمانده نيروي انتظامي كشور درباره اين حادثه گفت: درگيري كه بين اين افراد و پليس به وجود آمد تعدادي از ماموران نيروي انتظامي زخمي و يك نفر از مردم كشته شد و در تحقيقات پليس مشخص شد فرد كشته شده بر اثر شليك گلوله از تفنگ شكاري به قتل رسيده است و احتمال دارد فرد يا افرادي براي تحريك احساسات مردم و سوء‌استفاده دست به چنين اقدامي زده باشند كه البته تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.

بركناري اژه‌اي
جمهوري اسلامي: جريان حذف نيروهاي با تجربه و مديران كارآمد حتي اين روزها كه نيمه دوم سال آخر دولت نهم مي باشد نيز ادامه دارد. حجت الاسلام دكتر جواد اژه اي رئيس سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان (سمپاد) هفته گذشته در آستانه تعطيلات تاسوعا و عاشورا بركنار شد! دكتر اژه اي مدت 20 سال به اين سازمان خدمت كرده و از نظر كمي و كيفي آنرا ارتقا داده است .

اقدام كور يك تروريست عليه عزاداران حسيني در تربت جام
حزب‌الله: يك مزدور بيگانه با اقدام كور تروريستي به جمعي از عزاداران حسيني در شهرستان تربت جام حمله كرد و موجب شهادت يكي از هم‌وطنان شد. تروريست مذكور چهارشنبه شب هفته گذشته و در مراسم شام غريبان به سوي عزاداران حسيني در تربت جام يك شي انفجاري پرتاب و بلافاصله از صحنه گريخت. در اين حادثه يك نفر از هموطنان عزادار به شهادت رسيده و عده‌اي نيز مجروح شدند كه حال چهار نفر از اين افراد نسبتاً وخيم گزارش شده است.

ادامه ناآرامي در دانشگاه شيراز
سرمايه: با ادامه بازداشت چهار دانشجوی شیرازی و احضار تعداد دیگری از دانشجویان، اوضاع در دانشگاه شیراز همچنان ناآرام است. دانشجویان تهدید کرده اند در اعتراض به ادامه بازداشت هم کلاسی‌هایشان دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهند زد.

لخت شويد!
جمهوري اسلامي: يك مداح كه در دهه عاشورا در يكي از حسينيه هاي شميران به نوحه خواني مي‌پردازد در اظهارنظري عجيب خواستار خروج افرادي از حسينيه كه حاضر به لخت شدن براي سينه زني نيستند شد. وي پس از روضه خواني در مراسم شب عاشورا خطاب به حاضران در اين مجلس گفت : تمام حاضران براي سينه زني بايد لخت شوند تعارف نداريم كسي هم كه لخت نمي شود گمشه بيرون ! وي در واكنش به يكي از افراد كه لباس خود را براي سينه زني در نياورده بود گفته است : چرا لباست را در نمي‌آوري مي ترسي خالكوبي هايت معلوم شود يا لباست را در بيار و يا بيرون برو! اين خبر مي افزايد : پس از اين اظهارنظر بسياري از حاضران مجلس نوحه خوني امام حسين (ع ) را ترك گفتند.

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 23:1 |

احياي طرح وحدت ملي

احتمال حضور ميرحسين موسوي شدت مي گيرد
دو هفته بعد از واکنش تند گروه هاي هوادار دولت به پيشنهاد دولت وحدت ملي که به زبان هاي مختلف از سوي ‏علي اکبر ناطق نوري، محسن رضائي و علي لاريجاني بيان شده بود، اين شايعه شدت گرفته که برخي مديران ‏قديمي کشور، از هر دو جناح سياسي، در پي دستيابي به توافقاتي حداقلي بر سر انتخابات آينده رياست جمهوري ‏هستند.‏

در همين ارتباط، علي اکبر ناطق نوري اخيرا در مصاحبه اي با مجله هفتگي ضميمه روزنامه اعتمادملي، تاکيد ‏کرد لازم است نيروهاي معتدل دو طرف جمع بشوند و يک نفر را براي رياست‏جمهوري انتخاب کنند که اولا ‏مقبول رهبري باشد و ثانيا جريان‏هاي سياسي او را تحمل کنند.‏

اين گفته در شرايطي بيان شده که احتمال نامزدي محمد خاتمي به شدت کاهش يافته و وي با آخرين اظهار نظرش ‏مبني بر اينکه "اگر نمي‌گذارند کار کرد، نبايد آمد"، امکان کانديداتوري گزينه هاي ديگر اصلاح طلبان از جمله ‏‏"ميرحسين موسوي" را قوت بخشيده است. همزمان، موسوي لاري وزير کشور دولت خاتمي، با تاکيد بر اين که ‏خاتمي از ميرحسين پشتيباني خواهد کرد، چنانکه در صورت قطعيت يافتن کانديداتوري آقاي خاتمي ميرحسين ‏موسوي هم از وي حمايت خواهد نمود، نقطه شايعات مربوط به افزون شدن احتمال نامزدي ميرحسين موسوي را ‏تقويت کرد، کسي که علاوه بر تمامي جناح هاي اصلاح طلب، کساني مانند ناطق نوري و حسن غفوري هم که ‏سابقه همکاري دولت وي را دارند، پنهان نکرده اند که با نسبت به وي احترام قائلند.‏

در واکنشي مرتبط، هفته گذشته روزنامه جمهوري اسلامي که ميرحسين موسوي اولين سردبير و از بنيان گذاران ‏آن است، خبر داده بود که آخرين نخست وزير کشور طي هفته هاي آينده درباره مسائل انقلاب سخن خواهد گفت. ‏

‎تحرکات هواداران ميرحسين ‏‎

وقتي خبرگزاري ها خبر دادند "جمعيت توحيد و تعاون" که اعضاي آن از نزديکان فکري ميرحسين موسوي ‏هستند، قصد دارد اواخر همين ماه نشستي با حضور سران فکري و سياسي جريان‌‏هاي مختلف کشور برگزار کند، ‏بسياري از ناظران سياسي به اين نتيجه گرفتند که احتمال حضور نخست وزير دوران جنگ در عرصه انتخابات، ‏از هر زمان ديگر بيشتر شده است.‏

اين تشکل پيش از اين اعلام کرده بود که طي سالهاي گذشته مشغول تهيه و ارائه متني آسيب شناسانه پيرامون ‏تجربه سي ساله انقلاب بوده است. به همين دليل گفته مي شود نشست مذکور به منظور ارايه اين متن که " الگوي ‏زيست مسلماني " نام دارد به بزرگان نظام ترتيب خواهد يافت. ‏

در همين راستا خبرگزاري ايلنا گزارش داد که نشست "الگوي زيست مسلماني" با حضور سران فکري و سياسي ‏جريان‌‏هاي مختلف کشور برگزار مي شود و به نقل از يک منبع موثق خبر داد که در اين نشست ميرحسين ‏موسوي، سيد محمد خاتمي، علي اکبرناطق نوري و ديگر چهره هاي نظام حضور خواهند داشت و قرار است سيد ‏حسن خميني هم سخنران افتتاحيه آن باشد. ‏

‏"سايت کلمه"، حامي ميرحسين موسوي، با انتشار گزارشي با عنوان "ميرحسين موسوي دولت وحدت ملي را ‏تشکيل مي‌‏دهد؟" به اين موضوع پرداخته و آورده است: "استقبال و خواست جريانات و طيف‌‏هاي مختلف و متنوع ‏کشور براي ورود ميرحسين موسوي به عرصه انتخابات سال آينده حاکي از پتانسيل بالاي ميرحسين براي ايجاد ‏وفاق و ياد آور روزهاي خوب «حزب جمهوري» است". ‏

اين سايت در بخش ديگري از اين گزارش مي نويسد: "با توجه به وضع موجود جريانات و جناح‌‏ها اين اميد را ‏دارند و اين ضرورت ناشي از دلسوزي انقلاب را حس مي‌‏کنند که دوره رياست جمهوري جناب آقاي احمدي نژاد ‏مي‌‏تواند و بايد يک دوره‌‏اي باشد" و ادامه مي دهد: "در اين ميان پيشنهاداتي نيز براي «تشکيل دولت وحدت ملي» ‏از سوي عقلا و دلسوزان طرح شد که البته اين پيشنهاد درحد تئوري و نظريه باقي ماند. البته اين پيشنهاد سوالي را ‏در درون خود مستتر داشت که«چه کسي مي‌‏تواند و اين قابليت را دارد که کانديداي دولت وحدت ملي باشد؟» پاسخ ‏به اين سوال از آن رو اهميت دارد که طيف‌‏هاي متنوع و با اختلافات فکري فراواني خود را براي انتخابات آينده ‏آماده مي‌‏کنند. در واقع شايد گزينه‌‏اي که هم مورد قبول طيفي گسترده از جريان اصولگرا باشد و نيز مورد تاييد ‏طيفي گسترده از جريان اصلاح طلب باشد، عامل اصلي مخالفت با طرح دولت وحدت ملي شد". ‏

اين نوشته سپس به استقبال گسترده از حضور مجدد ميرحسين موسوي پرداخته و خبر داده است که ‏‏"شخصيت‌‏هايي از حزب موتلفه اسلامي، جامعه روحانيت مبارز، جامعه اسلامي مهندسان، جمعيت ايثارگران ‏انقلاب اسلامي و حزب توسعه و عدالت گرفته تا چهره‌‏هايي ازمجمع روحانيون مبارز، نيروهاي خط امام، حزب ‏کارگزاران سازندگي، جبهه مشارکت ايران اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و... در دو طيف جريان‌‏ها ‏و جناح‌‏هاي نظام موزاييکي از سلايق مختلف را شکل مي دهند که در هفته هاي گذشته از کانديداتوري ميرحسين ‏موسوي استقبال نموده‌‏اند". ‏

در اين شرايط استقبال اصلاح طلبان از کانديداتوري ميرحسين موسوي نيز ادامه دارد، در همين ارتباط محمد ‏رضا عارف، معاون اول محمد خاتمي در زمان رياست جمهوري اش در خصوص حضور ميرحسين موسوي در ‏انتخابات روز گذشته گفت: "ما از حضور مير حسين موسوي استقبال مي‌كنيم به دليل اينكه وي از شخصيت‌هاي ‏برجسته انقلاب است و هشت سال تجربه موفق در اداره كشور را دارد". ‏

‎مصاحبه ناطق ‏‎

در چنين فضايي، مصاحبه مجله هفتگي اعتماد ملي که به سردبيري محمد قوچاني دومين شماره خود را شنبه ‏منتشر کرد با سومين رييس مجلس شوراي اسلامي معناي خاصي داشت. بهانه مصاحبه حزب جمهوري اسلامي ‏بود، اما سخناني که ناطق نوري بر زبان آورده محدود به زمان خاصي نيست.‏
‏ ‏
رئيس بازرسي دفتر رهبري در اين مصاحبه تاکيد کرده: " من يک نگاهي داشتم و الان هم قائل به همان نگاه هستم ‏که يک جناح نمي‏تواند به تنهايي کشور را اداره کند. احزاب و گروه‌هاي سياسي ما قاعده بازي را بلد نيستند. حزب ‏به آن معنايي که در دنيا وجود دارد و هست، ما نداريم؛ لذا به تعبير مقام معظم رهبري اينها حزب نيستند، قبيله ‏هستند‎.‎‏"‏

رئيس اسبق مجلس شوراي اسلامي با اشاره به ايده خود مبني بر دولت وحدت ملي که با واکنش دو جناح روبه‌رو ‏شد، بيان داشت: "من هميشه نگاهم اين بود که هر دو جناح بايد در اداره کشور حاکم باشند. در مجلس پنجم من ‏رئيس بودم، اکثريت از جناح ما بود، اما اقليت مجلس، بسيار قدرتمند بودند‎.‎‏"‏

ناطق نوري درباره طرح دولت وحدت ملي خود گفت: "ببينيد من اين جمله را روزي به يکي از بزرگان به شوخي ‏گفتم و بعد ديدم که اتفاقا جدي است‏‎. ‎گفتم: من فرزند زمان خود نيستم. يا زودتر به دنيا آمدم يا ديرتر. هشت ماه پيش ‏من اين بحث دولت وحد ملي را مطرح کردم. دو طرف متوجه نشدند چه مي‏گويم. «دوزاري» آنها نيفتاد. ‏اصلاح‏طلبان با يک تفسير آن را کنار گذاشتند، بخشي از اصولگرايان نيز تفسير ديگري کردند و آن را کنار ‏گذاشتند‎.‎‏"‏

وي تاکيد کرد: "من گفتم، نيروهاي معتدل دو طرف جمع بشوند و يک نفر را براي رياست‏جمهوري انتخاب کنند ‏که اولا مقبول رهبري باشد و ثانيا جريان‏هاي سياسي او را تحمل کنند. به عبارت ديگر، يک اصولگراي معتدل ‏رئيس‏جمهور شود که هم مقام معظم رهبري او را قبول داشته باشد و هم براي جريان‏هاي ديگر قابل تحمل باشد. ‏اين فرد مي‏تواند کشور را اداره و جمع کند‎.‎‏ اينها فکر کردند که من مي‏خواهم براي حضور يک نفر ديگر در ‏انتخابات رياست‏جمهوري زمينه‏سازي کنم. من ديدم خودم که تصميم ندارم وارد انتخابات شوم، در حزب و گروهي ‏هم نيستم که بخواهم فردي را حمايت کنم پس بايد براي چه دست و پا بزنم و به اين و آن بگويم که منظورم اين ‏نبود‎.‎‏"‏‎

ناطق در ادامه مصاحبه خود اظها داشت: "مدتي که گذشت ديدند خيلي طرح خوبي است. برخي از اصلاح طلبان ‏گفتند خب حالا چرا ما اين ايده خوب را مصادره نکنيم؟ آنها حمايت کردند. حمايت آنها باعث شد طرح رنگ ‏سياسي به خود بگيرد. نتيجه آن شد که آن طرف مقابل موضع گرفت. اين وسط هم ما مانديم و تيرهايي که از دو ‏طرف مي آيد‎.‎‏"‏‎

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 22:57 |
سيد محمد( علينقي) جهرمي کيست؟

به گزارش وب سايت هاي نزديک به جناح محافظه کار، ستاد انتخاباتي محمد جهرمي وزير کار دولت محمود احمدي ‏نژاد آغاز‎ ‎به کار کرده است‎.‎

علينقي [سيدمحمد] جهرمي که از او به عنوان شيخ الوزراي کابينه نهم ياد مي شود، از جمله وزراي پرحاشيه دولت نهم ‏است. وي که به دليل آرام و شمرده سخن گفتن و تسبيحي که در دست مي چرخاند، در محافل سياسي- خبري دولتي ‏معروف است، گرچه اهل جار و جنجال به نظر نمي رسد، اما نظرات‏‎ ‎نامتعارفش در خصوص مسائل گوناگون معمولا ‏تيتر يک رسانه هاي خبري است. ‏

وزير کار که از همان ابتداي حضوردر اين پست با پذيرفتن حل موضوع اشتغال و با شعار "کاهش بيکاري"‏‎ ‎نگاه ها را ‏به خود جلب کرد، اين روزها با جديت بيشتري به دنبال اجراي سياست ها و برنامه هاي مربوط به اشتغال با توسل به ‏تمامي راه هاي موجود از جمله بانک مرکزي، صندوق ذخيره ارزي، آمار و...است. جهرمي اعتقاد دارد که چون ‏وزارت كار، يک وزارت فرابخشي است و مسائل مربوط به آن در حوزه هاي ديگر تاثير دارد، پس بايد همواره در تيم ‏اقتصادي دولت نقش پررنگي داشته باشد‏‎.‎‏ وي غير از دولت نهم در مجلس هفتم و هشتم نيز از پشتوانه سياسي خوبي ‏برخوردار است، گرچه به واسطه اظهار نظرهاي اقتصادي اش، چالش هاي زيادي را با برخي از اقتصاددانان درون و ‏بيرون دولت، از جمله فرهاد رهبر رئيس سابق سازمان‎ ‎مديريت و‎ ‎برنامه‎ ‎ريزي کشور، شيباني و مظاهري رؤساي ‏سابق بانک مرکزي و دانش جعفري وزير سابق اقتصاد پشت سر گذاشته است‎.‎

اوايل دي ماه سال جاري، وزير کار در نشستي خبري، در مورد احتمال کانديدا شدن خود براي رياست جمهوري گفت: ‏‏"کانديدا شدن من به شرايط و مصلحت کشور بستگي خواهد داشت"‏‎.‎‏ وي در پاسخ به اين سئوال که اين شرايط چيست، ‏افزود: "يکي از اين شرايط مردم و علاقه مندي آنها نسبت به نامزد شدن من خواهد بود‏‎.‎‏" گرچه جهرمي حضور خود ‏را احتمالي اعلام کرد، اما طي مدت کوتاهي سايت شخصي وي، هواداران او و همچنين حاميانش براي حضور وي در ‏انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري راه اندازي شد. اوايل دي ماه غلامحسين اميري، قائم مقام جامعه اسلامي ‏مهندسين با اشاره به بررسي شاخص‌هاي 5 نامزد احتمالي اصولگرا در اين تشكل، گفت: "احمدي‌نژاد، قاليباف، ‏پورمحمدي، جهرمي و ولايتي افرادي هستند كه شاخص‌هاي آنان مورد بررسي قرار مي‌گيرد‎.‎‏"‏

‎علينقي "سيد محمد" جهرمي کيست؟‎

علينقي يا "سيد محمد" جهرمي سال 1337 در تهران متولد شد.‏‎ ‎او متولد آبان است و اعتقاد دارد متولدين آبان ماه، ‏افرادي خوش بين، آينده نگر و خوش اخلاق هستند. اصليت اش جهرمي است اما در تهران متولد شده‌ و كودكي‌اش را ‏در خيابان "هفده شهريور" و جنوب شهر تهران گذرانيده است. در چهارده - پانزده سالگي فعاليت سياسي اش را عليه ‏رژيم آغاز کرد و در هجده سالگي به فعاليت جدي سياسي روي آورد. در سال 1356 همزمان با فعاليت هاي سياسي ‏اش ديپلم گرفت. جهرمي در ابتداي انقلاب به مدت شش ماه مسئوليت بنياد مستضعفان و جانبازان استان گيلان را ‏برعهده داشت و پس از مراجعت به تهران، مسئوليت بنياد مستضعفان و جانبازان استان‌هاي زنجان، آذربايجان غربي و ‏شرقي و گيلان و مازندران را به صورت سرپرستي در تهران به عهده گرفت و بنياد مستضعفان استان‌هاي مذکور را ‏به صورت ستادي از تهران هدايت مي‌كرد. وي در اواخر سال 1358، ازدواج كرد. او داماد علي اکبر ناطق نوري ‏است. ثمره ازدواج جهرمي دو پسر و يک دختر است. ‏

شش ماهه آخر سال 58 و شش ماهه نخست سال 59 نقطه عطف زندگي خصوصي و کاري جهرمي محسوب مي شود. ‏مدت كوتاهي پس از ازدواج، حكم فرمانداري شهرستان آمل به نام وي امضا شد. كمتر از يك ماه بعد، حكم سرپرستي ‏فرمانداري نور هم به نام جهرمي صادر شد. اواخر سال 1359، به سمت معاونت سياسي استانداري استان مركزي ‏منصوب شد که آن زمان قم نيز در حوزه مسئوليت وي قرار داشت. وي تا شهريور سال 60 معاون سياسي استان ‏مركزي بود. همان زمان به تهران مراجعت کرد و مدير حوزه وزارتي و مشاور وزير كشور شد. چندي پس از آن و در ‏فروردين سال 1361 به عنوان جوانترين استاندار به استانداري استان زنجان [در آن زمان قزوين و زنجان جزو يك ‏استان بودند.] منصوب شد. جهرمي از آن تاريخ تا خرداد 63 استاندار زنجان بود. به دليل مشكلات جنگ و بمباران‌ها ‏که به اوج رسيده بود، وي از طرف وزارت كشور مامور شد كه به استان لرستان برود. خرداد 63 به لرستان رفت و ‏تا پايان جنگ، استاندار اين منطقه بود. مدتي كه سمت استانداري لرستان را بر عهده داشت، از طرف مهندس ميرحسين ‏موسوي و ستاد كل نيروهاي مسلح، مسئول ستاد جنگ استان ايلام نيز بود. در مهرماه 67 خدمت وي در استان لرستان ‏به پايان رسيد و جهرمي به استانداري سمنان منصوب شد. پس از روي کار آمدن دولت نخست آيت الله هاشمي ‏رفسنجاني، در دي ماه سال 68 پس از 15 ماه که استاندار سمنان بود، بنا به درخواست وزارت کشور به همدان اعزام ‏شد و سمت استانداري در آن سامان را برعهده گرفت.‏

‎مردي که "سيد" شد‎

‏ در طول رياست جمهوري‌هاشمي رفسنجاني کم کم معلوم شد که جهرمي "سيد" است، و نامش هم "محمدعلينقي" بوده ‏است. طي اين سال ها هم مشخص شد که نام ايشان از ابتدا "سيد محمد جهرمي" بوده است. جهرمي تا خرداد سال 71 ‏استاندار همدان بود، بعد از آن تاريخ به استانداري فارس منصوب شد و شهريور 1376 پس از جايگزيني نيروهاي تازه ‏نفس دولت هفتم، به خدمت اش در فارس خاتمه داده شد. جهرمي از ناطق نوري حمايت مي کرد، و قرار بود در كابينه ‏رويائي علي اكبر ناطق نوري وزير كشور شود، همچنان كه محمد رضا باهنر قرار بود وزير نفت شود. پس از ‏برکناري وي از استانداري فارس، وي سمت رياست دانشكده مديريت دانشگاه تهران جنوب را پذيرفت و همزمان، ‏مسئوليت امور كميسيون‌هاي مجمع تشخيص را برعهده داشت. کمتر از يک سال بعد، با رها كردن مسئوليت اش در ‏دانشگاه، تمام وقت خود را صرف فعاليت در مجمع تشخيص مصلحت نظام کرد. پس از حدود سه سال و در سال 81-‏‏82، همزمان، سمت معاونت اجرايي شوراي نگهبان را عهده دار بود، كه بعد از مدتي معاونت امور كميسيون‌هاي ‏مجمع تشخيص مصلحت نظام را ترك كرد و بطور كامل در خدمت شوراي نگهبان قرار گرفت. با حضور جهرمي و ‏هدايت او، مجله "ناظر امين" که اغلب ديدگاه سياسي اعضاي شوراي نگهبان و اصولگرايان را منعکس مي کرد، با ‏صاحب امتيازي شوراي نگهبان روي پيشخوان روزنامه فروشي ها رفت. از آن تاريخ تا 23 مردادماه معاونت اجرايي ‏و امور انتخابات شوراي نگهبان را برعهده داشت، تا اينکه وي به عنوان وزير پيشنهادي کار و امور اجتماعي به ‏مجلس هفتم معرفي شد.‏‎ ‎وي ليسانس [سال 72] و فوق ليسانس [سال 76] خود را در رشته مديريت دولتي و ضمن ‏خدمت اخذ کرده است. همچنين از [دانشگاهي نامعلوم] داراي مدرک دکتراي مديريت استراتژيك [پايان دوره نظري و ‏جامع] است. آنطور که دوستانش از وي تعريف مي کنند، جهرمي‌ در کار خيلي جدي است و آنطور که جهرمي درباره ‏خود مي گويد، "فردي است آينده نگر". به قول خودش "آينده پژوه است و به 10 سال بعد فكر مي‌كند كه چه بايد كرد." ‏

او سعي مي‌كند 10 سال بعد را ببيند و در مديريت سعي مي‌كند همين الگو را پياده كند. جهرمي با اشاره به ترتيب ‏اولويت آينده پژوهي و سپس برنامه ريزي مي گويد:"معتقدم آينده را مي‌شود به دلخواه و در مسير خواسته‌هاي خود ‏تغيير داد. به جاي اينكه اسير جريان آن شد. مثل ديگر آدم‌ها!" به شنا علاقه زيادي دارد و تا چند سال پيش، فوتبال هم ‏بازي مي‌كرد. اما رباط‌ هاي پايش آسيب ديد و مجبور شد فوتبال را كنار بگذارد. آنطور که خودش مي گويد، در آن ‏روزها، در پست دفاع بازي مي‌كرده، اما خيلي وقت‌ ها پست دفاع را ترك مي‌ گفته تا گل بزند، چون خيلي دوست داشت ‏که گل بزند. با جرأت مي گويد که خيلي اهل مطالعه است، چيزي را از قلم نمي اندازد و همه جور کتابي مي خواند. از ‏کتاب هاي مديريت و مسائل اجتماعي گرفته تا موضوعات اقتصادي و سياسي. اما زمينه حرفه‌ اي مطالعات اش به ‏حوزه مديريت برمي‌گردد، هرچند که كتاب‌هاي سياسي را نيز مطالعه مي‌كند. جهرمي در پنج شهريور ماه سال 84 با ‏کسب ‪197‬ رأي موافق، 59 رأي مخالف و 20 رأي ممتنع توانست به کابينه احمدي نژاد به عنوان وزير کار و امور ‏اجتماعي راه يابد. پيش از معرفي او به مجلس، خيلي ها تصور مي کردند احمدي نژاد مسئوليت وزارتخانه هاي همچون ‏‏"کشور" يا "اطلاعات" را به او واگذار کند. اما جهرمي به عنوان وزير کار و امور اجتماعي به مجلس معرفي شد و ‏راي اعتماد نمايندگان را هم کسب کرد‎.‎‏ جهرمي در جلسه رأي اعتماد گفته بود: "متولي اشتغال را وزارت کار و امور ‏اجتماعي مي دانم. اگرچه برخي دوستان پيشنهاد کردند با توجه به مشکلات موجود اين مسووليت را نپذيرم و اعتبار و ‏تجربه گذشته ام را به مسلخ نبرم ولي به آنها مي گفتم که اگر بتوانم آبرويم را در طبق اخلاص گذاشته و مشکلات را به ‏گونه اي حل کنم که کارگر احساس آرامش کند و کارفرما دلگرم به کار باشد، راضي خواهم بود‏‎.‎‏ مسئله اختلاف ميان ‏کارگر و کارفرما طبيعي است. البته اگر به مديريت منابع انساني برسيم کارفرمايان خواهند فهميد کارگر ماشين و ابزار ‏نيست، بلکه انسان است و بايد با او رفيق شد."‏

‎صبحانه؛ يک ليوان شير و چند خرما‎

طي نزديک به چهار سال دوران فعاليت سيد محمد جهرمي به عنوان وزير کار و امور اجتماعي، نه اختلافات "طبيعي" ‏کارگر و کارفرما حل شد و نه کارفرمايان با کارگران "رفيق" شده اند. معضل قراردادهاي موقت کار همچنان ‏پابرجاست و سرعت ايجاد اشتغال در کشور هم آنقدر تفاوتي نداشته که بتوان آن را موفقيتي براي وزير کار و امور ‏اجتماعي محسوب کرد. خود وي معتقد است که "چالش هاي پيش روي وي، همان چالش هايي است که "حسين کمالي" ‏آن را به دکتر سيد صفدر حسيني تحويل داد و خالقي پس از مدت کوتاهي رويارويي با چالش هاي عرصه کار و امور ‏اجتماعي، آن را به وي سپرد‏‎.‎‏" ‏

جهرمي قرار بود که سالي 900 هزار تا يک ميليون و دويست هزار شغل ايجاد کند، اما آذر ماه امسال وي اعتراف کرد ‏که توانسته سالي نزديک به 450 هزار شغل براي کارجويان فراهم کند. به ايران علاقه فراواني دارد و در اتاق اش سه ‏نقشه؛ ايران، جهان و يك نقشه قديمي از جهان وجود دارد، كه در آن سند محكمي مبني بر درست بودن نام "خليج ‏فارس" ذكر شده است. موضوعي که وي روي آن تاکيد دارد و چندي پيش در اجلاس رسمي سازمان بين‌المللي كار ‏نسبت به اشتباه وزير کار قطر در استفاده از نام جعلي خليج فارس، رسما اعتراض کرد. آنطور که خودش مي گويد، ‏پس از اذان صبح اندکي پيش از طلوع آفتاب از خواب بر مي خيزد و به صبحانه مختصر يک ليوان شير و چند عدد ‏خرما اکتفا مي کند‎.‎‏ پس از آن که کفشهاي نه چندان آهنين شماره 43 خود را پوشيد آماده خدمت به دولتي است که يکي ‏از مهمترين چالش هاي پيش رويش را در روابط کار موجود مي دانست و مي داند، هرچند وي امروز نسبت به گذشته ‏واقع بين تر به نظر مي رسد و دست يافتن به چنين هدفي را ساده نمي پندارد. طرح هاي بسياري را تدوين کرده، اما ‏تاکنون تعدادي از آنها به اجرا در آمده اند، از جمله؛ بنگاه هاي اقتصادي زودبازده، انحلال سازمان مديريت و برنامه ‏ريزي، ادغام صندوق هاي تعاون و مهر رضا که به اجرا درآمده اند و طرح جابجايي پايتخت در تيرماه 87 که با ‏واکنش شديد قاليباف روبرو شد. ‏

‎رابطه جهرمي با احمدي نژاد‏‎‎‏

سرآغاز آشنايي اين وزير و آن رئيس جمهور از آنجاست که احمدي‌نژاد در وزارت كشور حضور داشت و در كردستان ‏هم فرماندار بوده و هم مشاور استاندار. جهرمي احمدي نژاد را از آن زمان مي شناخت. وقتي كه احمدي نژاد به عنوان ‏اولين استاندار استان اردبيل انتخاب شد، آنها با يکديگر رفت و آمد نيز داشتند. آنچنان که جهرمي مي گويد، يك بارهم ‏احمدي نژاد با تيم مديريتي استان اردبيل، به استان فارس آمدند، تا بتوانند از تجربيات استانداري فارس استفاده كنند. ‏
بعد از دوم خرداد، جهرمي مانند احمدي نژاد از بدنه دولت حذف شد. احمدي نژاد طي همين زمان که مشغول به کار ‏دانشگاهي بود، نظارت انتخابات تهران و سپس آذربايجان غربي در انتخابات خوي و اروميه را برعهده داشت. در ‏همين زمان جهرمي معاونت اجرايي آيت الله جنتي دبير شوراي نگهبان را عهده دار بود. ارتباط آن ها در آن زمان ‏همچنان ادامه داشت. تا آنکه احمدي نژاد در انتخابات 84 به رياست جمهوري رسيد. جهرمي درباره حضورش در ‏دولت و پذيرفتن وزارت کار مي گويد: "كسي كه تجربه استانداري دارد، قطعا مي‌تواند آمادگي پذيرفتن وزارتخانه‌هاي ‏بزرگ را هم داشته باشد. من شانزده سال سابقه كار مديريت سياسي و اقتصادي در هفت استان دارم. طبيعي است كه ‏مي‌توانستم در وزارتخانه‌هاي مختلف مسووليت داشته باشم، در وزارتخانه‌هايي مثل جهاد كشاورزي. چون تحصيلات ‏من در رشته مديريت است. رشته مديريت، تخصصي عمومي ‌است. و اتفاقا در سطح كلان، بيشتر به مديريت نياز داريم ‏تا فن و تخصص. به ويژه زماني كه وزارتخانه‌هاي ما چندوجهي هستند. مثل وزارت راه كه همزمان، كشتي‌سازي، ‏راهسازي، هواپيمايي و هواشناسي را در خود دارد. در وزارت جهاد كشاورزي هم چند وجه وجود دارد. هم عمران ‏روستايي دارد و هم فعاليت‌هاي كشاورزي. در اينكه من مسئوليت وزارت كار را پذيرفتم، واقعا فكر نمي‌كردم كه اين ‏مسئوليت را بپذيرم. ولي آقاي دكتر احمدي‌نژاد اصرار داشتند كه مشكل اصلي كشور، مساله اشتغال است و من ‏مي‌خواهم در اين وزارتخانه كسي را داشته باشم كه اين بار سنگين را بتواند به مقصد برساند.‏‎ ‎به همين دليل من، يك ‏روز مانده به تكميل فهرست كابينه، آخرين فردي بودم كه مسئوليت را در دولت آقاي احمدي‌نژاد پذيرفتم‎.‎‏"‏
‏ احمدي نژاد از اقدامات جهرمي به شدت حمايت کرده و مي کند، تا آنجا که سه مقام مهم دولتي به دليل اختلاف با ‏جهرمي در خصوص موضوع تامين اعتبار بنگاه هاي زودبازده از کار برکنار شده اند. احمدي نژاد گفته است که ‏آرزويش رفع معضل بيکاري جوانان است، به همين علت تمام توان خود را براي همراهي با وزيري که قول حل اين ‏بحران را به وي داده بود، به کار بست. جهرمي عضو دائم شوراي عالي اقتصاد است و در کميسيون هاي اين شورا ‏نقش موثري ايفا مي کند.‏

‎حلقه "کرج" و مدارک تحصيلي نامعلوم!‏‎

کرج مخفف، سه نام؛ کُردان، رحيمي و جهرمي است. آنچنان که در محافل سياسي گفته مي شود، ارتباط علي کُردان ‏وزير سابق کشور، محمدرضا رحيمي معاونت حقوقي رئيس جمهور و محمد جهرمي وزير فعلي کار ريشه دار است. ‏اين سه از زمان دولت هاشمي رفسنجاني با يکديگر رفاقت ديرينه دارند. زماني که محمد جهرمي استاندار فارس بود، ‏محمدرضا رحيمي استاندار کردستان و علي کردان فرماندار گنبد کاووس بود. روابط اين سه نفر به گونه اي بود، که ‏هرگاه يکي از ايشان به منصبي مي رسيد، دو نفر ديگر را نيز تحت حمايت خويش قرار مي داد. اينچنين بود که در ‏دولت احمدي نژاد، جهرمي وزير کار شد، جهرمي رياست ديوان محاسبات را برعهده گرفت [معاونت فعلي حقوقي ‏رئيس جمهوري] و علي کردان ابتدا معاون جهرمي در سازمان فني و حرفه اي شد، سپس قائم مقام وزارت نفت، و در ‏آخر با حمايت جهرمي و رحيمي، وزير کشور شد. هرچند ماجراي مدارک تحصيلي کردان و دروغگويي وي سبب شد ‏که توسط مجلس استيضاح شود و ظاهرا از بدنه دولت کنار رود. ‏

در زماني که جهرمي از سياست هاي بانک مرکزي و جهرمي انتقاد مي کرد، ناگهان کردان، تمام قامت در حمايت از ‏وي ظاهر شد و از قفل بودن خزانه بانک مرکزي انتقاد کرد. همچنين زماني که سايت "الف" موضوع مدرک دکتراي ‏کردان از آکسفورد را از طريق همان دانشگاه پيگيري کرد، تا دروغ بودن آن را افشا کند، رحيمي خبر از شکايت دولت ‏عليه اين پايگاه خبري و مسئول آن داد. چندي پس از اين اقدام مشخص شد که حق با اين سايت بود و مدارک تحصيلي ‏کردان جعلي است. شکايت رحيمي نيز پس گرفته شد. به موازات استيضاح کردان، عليرضا زاکاني در مجلس مطرح ‏کرد که مدرک دکتراي رحيمي نيز قُل ديگر مدرک کردان است و مدرک او نيز جعلي است. رحيمي اما ادامه ماجرا را ‏در سکوت دنبال کرد، تا ترکش هاي جريان کردان او را به طور ناگهاني هدف قرار ندهد. چندي نگذشت که يکي از ‏چهره هاي شاخص اصلاح طلب از جعلي بودن مدارک تحصيلي جهرمي خبر داد.‏

‎بمبي که تاج زاده بر سر جهرمي و دولت نهم ترکاند‏‎

اوايل پاييز امسال، تاج زاده در سلسله نشست‌‏هاي نقد دولت كه از سوي انجمن اسلامي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه ‏تهران برگزار شد نه تنها مدارک تحصيلي جهرمي را مسئله دار عنوان کرد، بلکه در سيادت وي نيز تشکيک کرد. اين ‏چهارمين مقام بلندپايه دولت نهم بود که مدرک تحصيلي او پس از علي کردان، محمد رضا رحيمي و منوچهر متکي با ‏ترديد مواجه شده بود. تاج زاده از جهرمي خواست نه تنها توضيح دهد که مدارک ليسانس،‌ فوق‌ ليسانس و دکتراي خود ‏را در چه سال‌هايي و چگونه اخذ کرده است، بلکه توضيح دهد که چرا حکم استانداري وي در فارس به نام "علينقي ‏جهرمي" صادر شده اما امروز به نام "دکتر سيد محمد جهرمي" در جايگاه وزير کار مشغول فعاليت است؟

تاج زاده نقبي هم به خاطرات انتخابات سال 78 مجلس ششم زد و گفت: "در آن دوره آقاي جهرمي كه امروز وزير كار ‏است، معاون آقاي جنتي بود و آقاي احمدي نژاد نيز از ديگر معاونان ايشان بود كه در آذربايجان غربي در انتخابات ‏خوي و اروميه دست برد. يكي ديگر از همكاران آقاي جهرمي، آقاي محمد زاده نام داشت كه در انتخابات دوم خرداد، ‏استاندار لرستان بود و طبق گزارش وي در آن استان 180 درصد واجدين شرايط شركت كرده و 130 درصد آنان به ‏رقيب آقاي خاتمي راي داده بودند. بعد هم كه به ايشان اعتراض كردند چرا اينكار را انجام دادي؟ اين پاسخ را داد كه ‏ساير استانداران نامردي كردند، قرار همه‌ ما اين بود. امروز ايشان استاندار خراسان جنوبي شده اند، آقاي احمدي نژاد ‏رييس جمهور شده اند و آقاي جهرمي نيز وزير كار شده اند و البته بايد ياد آوري كنم كه مشاور اين تيم آقاي كردان بود، ‏و مي توان گفت آنچه خوبان همه دارند ايشان به تنهايي داشت!"‏

‎دولت نهم تنها جاي جهرمي است!‏‎ ‎‏

فرهاد رهبر، دانش جعفري، شيباني و مظاهري شايد فکر نمي کردند در برابر وزارت کار که بعد از تشکيل وزارت ‏رفاه جزو وزارتخانه هاي تشريفاتي کابينه ها محسوب مي گرديد، بتواند آنقدر قدرتمند وارد عرصه کارزار مردان ‏اقتصادي دولت گردد که سازمان مديرت و برنامه ريزي را با سابقه اي بيش از نيم قرن و ابهتي باور نکردني و با ‏رئيسي با سوابق امنيتي و استراتژيکي در اقتصاد آنچنان از هم بپاشد که گويي وجود خارجي نداشته است؛‎ ‎وزير اقتصاد ‏را عاجز و ستون پولي کشور يعني بانک مرکزي با روساي مسبوق به دو دهه سابقه مديريت عالي مالي و پولي را با ‏استيصال کامل مواجه کند.

جهرمي طرحي به نام "بنگاه هاي زود بازده" تدوين و اجرا کرد؛ اين طرح با هدايت جهرمي و دولت در سال 84 براي ‏مقابله با بحران بيکاري در دستور کار قرار گرفت. بر اساس اين طرح، بانک هاي دولتي موظف شدند مبالغي از منابع ‏خود را به طرح هايي اختصاص دهند که از سوي متقاضيان ارائه مي شود‏‎.‎‏ گسترش بنگاه هاي کوچک اقتصادي البته ‏يکي از راه حل هاي کوتاه مدت براي مقابله با بيکاري فزاينده است، اما ايجاد شغل هاي پايدار نيازمند برطرف کردن ‏مسائل مهم تري است که منجر به کاهش سرمايه گذاري شده است‏‎.‎‏ از جمله اهداف تشكيل بنگاه هاي كوچک زودبازده، ‏به "توزيع عادلانه در مناطق به ويژه مناطق محروم، توزيع عادلانه درآمد بين اقشار مردم به ويژه مردم مناطق ‏محروم، افزايش توليد و صادرات آن، افزايش تسهيلات بانکي، تقويت کارآفريني اشتغالزايي و افزايش فرصتهاي ‏شغلي" و "واحدهاي کمتر از 50 نفر كه در هر كدام از بخشهاي کشاورزي، صنعت، معادن، خدمات، فرهنگ و ‏آموزش مشغول به توليد يا ارائه خدمات باشند، در دايره بنگاه هاي كوچك زودبازده" قرار مي گيرند‎.‎‏ کارشناسان اين ‏طرح را بي ثمر دانسته و گفتند که اين طرح منابع بانک ها را به هدر خواهد داد‏‎.‎‏ مخالفان اوليه طرح از جمله رهبر و ‏شيباني هريک به نحوي با دولت خداحافظي کردند. اما کار براي حذف موانعي چون داوود دانش جعفري و مظاهري ‏سخت تر بود.

مظاهري که با قول بي چون و چراي همکاري احمدي نژاد رياست بانک مرکزي را پذيرفته بود، بهمن 86، پس از ‏تحقيق و بررسي در مورد طرح بنگاه هاي زودبازده در استان قم، به احمدي نژاد گزارش داد: " نسبت ‏اشتغال ايجاد ‏شده به اشتغال پيش‌بيني شده در طرح‌ها 8.2 درصد است؛ 6.8‏‎ ‎درصد طرح‌ها، حداكثر 20 درصد پيشرفت ‏داشته اند و ‏‏15 درصد طرح‌ها، بيش از 80 درصد پيشرفت داشته‌اند و حدود 46 درصد طرح‌ها وجود خارجي ندارند.‏‎ ‎مبلغ ‏سرانه ‏وام پرداختي جهت ايجاد اشتغال يك شغل 133 ميليون ريال در فرم متقاضي ثبت شده است، اما در عمل هزينة ايجاد ‏هر ‏شغل 6.4 ميليارد ريال بوده است." در نامه مظاهري آمده بود: "بر اساس گزارش مندرج در نشريه وزارت اطلاعات ‏‏‏[مورخ 20/8/1386]، 190 طرح با تسهيلات دريافتي 536 ميليارد ريال بازديد شده، تعداد اشتغال پيش‌بيني شده از ‏اجراي ‏اين طرح‌ها، 3799 نفر و تعداد اشتغال تعهد شده در قراردادها 2615 نفر بوده كه در عمل تنها 270 فرصت ‏شغلي حاصل ‏اعطاي تسهيلات مذكور بوده است. علت آن هم ذكر شده كه تسهيلات اعطايي براي طرح مورد نظر ‏مصرف نشده و در ‏برخي موارد تسهيلات اعطايي صرف مكانيزه كردن بنگاه‌هاي توليدي و در نتيجه عدم استخدام ‏نيروي جديد و حتي اخراج ‏نيروي كار قديم شده است."‏

پس از انتشار اين نامه، جهرمي موضع شديدي عليه مظاهري گرفت و گفت آمار ارائه شده جعلي است! در همان زمان ‏مرکز پژوهش هاي مجلس اعلام کرد 46 درصد تسهيلات بنگاه هاي زودبازده انحراف داشته، جهرمي دوباره اين آمار ‏را جعلي خواند و تاکيد کرد که همه نيمه خالي ليوان را مي بينند. طهماسب مظاهري گفت که ديگر تسهيلاتي ارائه نمي ‏کند تا جلوي افزايش پايه پولي و رشد تورم را بگيرد. وي تاکيد کرده بود که خزانه بانک مرکزي سه قفله شده است. ‏داوود دانش جعفري نيز از سخنان وي حمايت کرده بود. درست زماني که مظاهري و دانش جعفري با طرح مذکور به ‏مبارزه برخاسته بود، حلقه "کرج" در حمايت از جهرمي وارد کارزار شد. محمدرضا رحيمي که آن زمان رئيس ديوان ‏محاسبات بود خواستار بررسي انحلال سازمان حسابرسي شد، سپس فهرست چندصد نفره اي از بدهکاران بانکي را ‏منتشر کرد و از نهادهاي امنيتي و قضايي درخواست کرد تا جلوي خروج آنها را از کشور بگيرند. يک گزارش نيز ‏عليه مديران بيمه نوشت که احمدي نژاد دستور برکناري تمامي آنها را بدون مشورت با دانش جعفري وزير وقت ‏اقتصاد و دارايي صادر کرد. کردان نيز که قائم مقام وزارت نفت بود از بي انصافي مظاهري و خزانه سه قفله بانک ‏مرکزي سخن گفت و از اينکه برخي جلوي اشتغال زايي را مي گيرند، ناليد. اين اتفاقات سرانجام سبب شد که دانش ‏جعفري به ستوه آيد. در بهار سال 87 وي از سوي احمدي نژاد برکنار شد. ‏

‎بسته اي که دست وزير را مي بست‏‎‎‏

از نظر سياسي اما پوست مظاهري کلفت تر بود، وي در تابستان 87 بسته سياستي- نظارتي بانک مرکزي را به دولت ‏ارائه داد. اين بسته دست جهرمي را بيش از پيش مي بست. جهرمي که مفاد اين بسته از جمله عدم پرداخت تسهيلات به ‏بنگاه هاي زودبازده را ديده بود در 19 شهريور سال جاري اعلام کرد که در نامه اي به احمدي نژاد خواستار آن شده ‏که هم مظاهري و هم وي را از کار برکنار کند، تا اين مشکل حل شود. وي کمي بعد پا را از اين فراتر گذاشت و گفت ‏در اين دولت يا جاي من است يا مظاهري! جهرمي مي گفت ارائه تسهيلات يعني اشتغال زايي، مظاهري آن را هدر ‏دادن منابع بانکي، خيانت در امانت و تورم مي دانست. جهرمي به آمارسازي دست يازيد و معتقد بود که هرکس اين وام ‏را دريافت کرده يعني آنکه از شغل بي نياز شده است. يک کارشناس اقتصادي در اين باره گفته بود: "معتقدم دادن وام ‏هاي زودبازده به منزله اشتغال زائي نيست، زيرا دولت نهم همان رويه اي را در پيش گرفته كه آقاي خاتمي در سالهاي ‏آخر دولت، وام هاي سه‏‎ ‎ميليوني تحت عنوان خود اشتغالي را اعطا مي كرد. ولي آنچه مسلم است نمي توان به اين بهانه ‏كه هر كس وام زود بازده دريافت كرد بگوييم يك فرصت شغلي ايجاد شده است."

مظاهري مخالف پايين آوردن نرخ بهره بانکي بود و مي گفت بايد تناسبي ميان تورم و نرخ بهره وجود داشته باشد، اما ‏جهرمي معتقد بود اين ها به يکديگر ارتباط ندارند، اگر تسهيلاتي با نرخ بهره بالا ارائه دهيم توليد کننده ما چگونه ‏خواهد توانست با توليد کننده خارجي که از تسهيلاتي با نرخ بهره 1 يک تا دو درصد استفاده مي کند، رقابت کند؟ ‏سرانجام زور جهرمي بر مظاهري چربيد و وي 30 شهريور سالجاري از کار برکنار شد تا صندلي خود را در اختيار ‏بهمني قرار دهد. احمدي نژاد که با دانش جعفري روابط نزديکي داشت و به مظاهري نيز قول همکاري تا پايان راه داده ‏بود، سرانجام در زمان انتخاب جهرمي را به هر دو ترجيح داد، تا نشان دهد در اين دولت تنها جاي امثال جهرمي است.‏

‎گناه از کيست؟‎

هشتم دي ماه سال جاري جهرمي با بيان اينكه توسط مسئولين بانك مركزي كشور ناخواسته به سمت ركود اقتصادي ‏رفته است، گفت: "با شوكي كه سال گذشته اتفاق افتاد و ادامه دارد، متاسفانه با بعضي از تصميمات غلط بانك مركزي ‏اين اتفاق رخ داد كه بايد تلاش كنيم مشكل واحدهاي موجود به نحوي حل شود‎.‎‏" اين درحالي است که مظاهري چون ‏گذشته نسبت به سخنان منتقدان، صبورانه برخورد کرد و پاسخي به وي نداد. جهرمي در گردهمايي معاونين ‏برنامه‌ريزي استانداريهاي سراسر كشور، پس از آنکه عدم موفقيت هايش را به زمين و زمان از جمله خشکسالي، ‏سياست غربي ها در قبال ايران، اشتباهات بانک مرکزي و وزارت اقتصاد و... نسبت داد، تاکيد کرد: "ما به دنبال ‏رسميت بخشي به مشاغل خانگي هستيم تا كسانيكه داراي مشاغل خانگي هستند توليدات خود را به فروش برسانند و ما ‏با تعريف، شناسايي و مجوز حمايت‌هاي لازم را مبذول خواهيم داشت‎.‎‏"‏

‎پچ پچ هاي پشت سر جهرمي‎‎‏

هميشه افراد معروف و جنجالي، حاشيه هاي نيز دارند. اين موارد همگي شايعه هايي است که توان اثبات آنها تاکنون ‏وجود نداشته است.‏

گفته مي شود علينقي جهرمي در شركت عمران فارس و سازمان‌هاي وابسته به آن در شيخ نشين دوبي سهامدار است. ‏سهام اصلي اين شركت متعلق به آيت الله جنتي است.‏

گفته مي شود سازمان بازرسي كل كشور در دهه 60 علينقي جهرمي را به علت اقداماتش در اوايل دهه شصت از جمله ‏عدم اجراي مقررات، خيانت در امانت، و.. مجرم شناخته که وي به همين علت نام خود را تغيير داده و يک "سيد" بدان ‏افزوده است.‏

گفته مي شود به علت انعقاد قراردادهاي صوري و مداخله در ترخيص غيرقانوني كالاي يكي از تجار معروف، دريافت ‏مبالغي پول از وي، و همچنين استفاده غيرمجاز از وجوه نقدي و مطالبات، از سوي بازرسي كل كشور به هيأت ‏رسيدگي به تخلفات اداري وزارت كشور معرفي شده است.‏

گفته مي شود او به همراه نزديکانش و به دليل نفوذ در شوراي نگهبان در بي اعتبار کردن آراء مجلس ششمي ها تلاش ‏فراواني داشته است.‏

‎سوابق مديريتي و اجرايي‎‎‏

عضو گروه موسس جهاد و سپاه گيلان و مازندران(در سن 19 سالگي) : سال 58 ‏‎
مسوول استان هاي گيلان،‌ مازندران، زنجان (قزوين) در ستاد مركزي بنياد مستضعفان: سال 59 ‏‎
فرماندار شهرستان نور و سرپرست فرمانداري آمل: 60 – 59 ‏‎
معاونت سياسي استانداري استان مركزي: سال 61 – 60 ‏‎
استاندار استان زنجان(سن 23 سالگي): 63 – 61 ‏‎
مسئول بازسازي مهران همزمان با استانداري زنجان: سال 63 - 62 ‏‎
استاندار استان لرستان: سال 67- 63 ‏‎
استاندار استان سمنان: سال 68 – 67 ‏‎
معاونت امور كميسيون هاي دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت: سال 82 – 77 ‏‎
دبير كميسيون تدوين چشم انداز بيست ساله كشور در مجمع تشخيص مصلحت: 82 – 81 ‏‎
معاونت اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان: از سال 82 تاكنون ‏‎

مازيار رادمنش

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 22:56 |

آچمز

شايد اين سخن گزاف نباشد اگر گفته شود كه صفحه ي شطرنج سياسي ايران در دوران پس از انقلاب هيچگاه ‏چنين پيچيده و در شرايط "آچمز" بودن طرفين قرار نداشته است و بازيكنان عمده نيزبه جاي توجه به كار ‏اصلي خويش، يعني دست به مهره بردن جهت ايجاد گشايش بازي به بن بست رسيده و در نهايت كسب ‏پيروزي، هيچگاه چنين فكر خود را بر روي وقت تلف كردن متمركز نكرده بودند و نقشه شان اين نبود كه از ‏طريق خسته ساختن و كلافه كردن ديگري بتوانند احتمال سنگين كردن سبد مهره هاي كشته ي حريف و ‏افزايش امتيازهاي خويش را تقويت كنند.‏

‏ شايد اين سخن نيز گزاف نباشد اگر گفته شود كه دو طرف ماجرا، اگر اختيار دست خودشان بود، بازي بي ‏تحرك و خسته كننده را به گونه اي تا انتها پيش مي بردند كه شرايط "پات" رقم بخورد تا خود بيش از اين ‏خطر نكرده و احتمال شنيدن آواي پيروزي را با امكان مواجهه با شماتت هاي محتمل فرداي روز 22 خرداد ‏‏88 مبادله و معاوضه نكنند.‏

‏ شايد اين سخن نيز گزاف نباشد اگر بيان شود كه اگر تا ديروز گذر زمان به نفع سيد محمد خاتمي پيش مي ‏رفت تا نه تنها نامزدهاي جبهه ي اقتدارگرا را در وضعيت آچمز كلافه كننده قرار دهد، بلكه نامزدهاي اصلي ‏اصلاح طلب را نيز خواسته و ناخواسته در حالت بلاتكليفي و بي تحركي نگاه دارد، امروز روي ديگر سكه ‏كم كم دارد خودش را نشان مي دهد و اين تعلل هاي بي دليل فضا را به نفع احمدي نژاد، رقيب اصلي بالقوه ي ‏او، رقم مي زند.‏

‏ چون، اگر تا چندي پيش اين آيت الله خامنه اي بود كه به عنوان بازيگر اصلي ............ ‏با اصلاح طلبان، گاه حتي بدون ملاحظه كاري و رودربايستي، از نتايج تفكر و تصميم گيري خاتمي سوال مي ‏كرد، اكنون اين اوست كه به بهانه هاي مختلف در به روي نامزد اصلي اصلاح طبان بسته و وقت ملاقات ‏خصوصي نمي دهد تا خاتمي فرصت كند و به اطلاع رهبر كشور برساند كه چه نقشه اي در سر دارد و به چه ‏دليل و منطق و با كدام نقشه و برنامه قصد شركت در دهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري ايران دارد.‏

‏ اگر چه عبدالواحد موسوي لاري در گفت و گو با خبرگزاري راست گراي مهر تاكيد كرده است كه " از روز ‏اول قرار نبود خاتمي تا قبل از دهه فجر حضور يا عدم حضور خود را اعلام کند و اين مسائل و صحبتها فقط ‏يک جنگ رواني محسوب شده که از طرف منتقدان عنوان مي شود و به طور يقين اعلام حضور يا عدم ‏حضور خاتمي در ايام دهه فجر صورت خواهد گرفت"، اما وزير كشور دوران اصلاحات خود نيز بهتر از ‏هر كسي مي داند كه آخرين بار كه بحث زمان نامزدي خاتمي مطرح شد، در ديدارعيدانه ي بچه هاي چلچراغ ‏با رئيس جمهور پيشين بود كه يك ضرب الاجل ده دوازده روزه براي اعلام عمومي مطرح شد- البته پيش از ‏آن نيز زمان هاي زودهنگام ديگر. درنتيجه، مطرح كردن بحث "جنگ رواني حريف" فايده اي جز مسئله دار ‏ساختن بيشتر حاميان خاتمي نخواهد داشت و حتي مي تواند ناخواسته يك امتياز منفي ديگر در سبد اصلاح ‏طلبان نيز بريزد!‏

‏ واقعيت اين است كه اگر اوضاع چون گذشته بر وفق مراد خاتمي پيش مي رفت و آيت الله خامنه اي به بهانه ‏ي بيماري در به روي او نمي بست و همان يك دو هفته پيش وقت "ملاقات خصوصي" مي داد ، به احتمال ‏زياد تكليف آمدن يا نيامدن خاتمي نيز پيش از رسيدن ايام سوگواري تاسوعا و عاشورا و حضور خاتمي در ‏حسينيه ي امام خميني براي "ملاقات عمومي" در مراسم عزاداري سيد الشهدا، روشن شده بود.‏

‏ اكنون كمتر تحليلگر سياسي را مي توان يافت كه نداند و نگويد كه از دو شرط اوليه ي مطرح شده توسط سيد ‏محمد خاتمي تكليف هر دو تقريبا تا كنون روشن شده است، يكي مثبت و ديگري منفي. چون، اكنون به مدد ‏نظرسنجي هاي انجام شده كاملا روشن است كه اقبال عمومي به اصلي ترين نامزد رياست جمهوري اصلاح ‏طلبان و بخشي از جريان هاي تحول خواه آن ميزاني هست كه حاشيه ي امني براي پيروزي قاطع بر اصلي ‏ترين نامزد جريان اقتدارگرا فراهم كند و در نتيجه موردي براي نگراني از احتمال تقلب و امكان دست بردن ‏اثر گذار در آراي احمدي نژاد وجود نداشته باشد. همچنين جريان هاي مختلف اصلاح طلب- به ويژه نخبگان، ‏سران احزاب سياسي و تا حدود قابل توجهي كنشگران جامعه مدني، گفته و تاكيد كرده اند كه اگر خاتمي بيايد، ‏در اين دور بر خلاف دو دوره ي چهار ساله ي گذشته، اين تجربه و آمادگي را دارند كه اصلاحات را در ‏تعريف ها، شاخص ها و اندازه هاي مورد اشاره و تاكيد او دنبال كنند و چون گذشته نخواهد بود كه دائم زبان ‏به انتقاد رئيس جمهور بگشايند و هر كس در نيمه ي راه و ميانه ي كار، راه خويش گيرد و به سمتي خاص ‏برود؛ پس شرط اول در عمل بيش از ميزان انتظار نيز تحقق يافته است.‏

‏ همان گونه كه در زمان طرح اين دو شرط توسط اين قلم بيان شد، علت اصلي ترديد و دغدغه هاي خاتمي ‏عمدتا نه مربوط به پيش يا در كوران برگزاري انتخابات است، بلكه ترديدهاي او متمركز به دوران پس از ‏پيروزي و ايام زمامداري جديد است. در واقع، از ابتدا هم روشن بوده است كه نگراني هاي خاتمي بيشتر ‏ناشي از امكان پذير بودن تحقق شرط دوم اوست؛ يعني فراهم بودن آمادگي بالاترين سطوح نظام كه بپذيرند ‏اگر خاتمي آمد و در انتخابات پيروز شد، خود و زيرمجموعه هاي تحت امرشان براي نجات كشور از اين ‏اوضاع بحراني هم كه شده، اگر كمكي نمي كنند دست كم چوب لاي چرخ كارها و و برنامه هاي دولت او ‏نگذارند. ‏

‏ اين پيش شرط براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دوره ي دهم است كه نه تنها تا كنون تحقق نيافته، ‏بلكه هر روز كه مي گذرد بيشتر روشن مي شود كه گويا قرار است در بر روي همان پاشنه ي پيشين بچرخد. ‏درنتيجه، حرف آخر نه برآمده از "خرد جمعي" كه مبتني بر "تصميم فردي" و نه مبتني بر منافع و مصالح ‏ملي، كه بر پايه ي تمايل هاي شخصي است.‏

‏ گويا با ديدن اين نشانه ها و قرائن- به ويژه حمايت هاي اغراق آميز از احمدي نژاد در سخنراني هاي اخير- ‏است كه خاتمي مصمم شده است حتما پيش از اعلام "آمدن" يا "نيامدن" خود، در ملاقاتي خصوصي عقده ي ‏دل بگشايد و حرف هاي انباشده شده در دل بدون رودربايستي بگويد. بر اين اساس، مي توان حدس زد كه نيت ‏او از اين ملاقات بيش از آنكه دريافت مجوزبراي حضور يا عدم حضور در انتخابات باشد، گفتن "شرط بلاغ" ‏است و بيان اين نكته ي مهم كه اگر روند امور در ايران چنين ادامه يابد و نارضايتي عمومي با چنين شدت و ‏حدتي افزايش يابد، در آينده اي نه چندان دور نه از كشور، نه از اسلام، و نه حتي از ولايت فقيه اثر و خبري ‏خواهد بود. طبيعي است كه بيان شرايط داخلي و خارجي كشور و اوضاع نابسامان سياسي و اقتصادي و ‏اجتماعي، فرهنگي كه پيامد حضور احمدي نژاد طي سه چهار سال گذشته بوده است، در اين ديدار مغفول ‏نخواهد ماند، بلكه اساس و پايه ي اصلي استدلال ها براي تغيير دولت را تشكيل خواهد داد.‏

‏ هر چند كه دوستان بسياري هستند كه هنوز - چون دو سه هفته پيش من- به آمدن خاتمي خوش بين هستند و ‏استدلال مي كنند كه اندك دغدغه ها و ترديدهاي او هم با توجه به ميزان فزاينده ي استقبال عمومي و افزايش ‏درخواست هاي ملي و منطقه اي براي آمدن در حال از بين رفتن است، اما نمي دانم كه چرا گمان مي كنم كه ‏روند اوضاع در حال تغيير و بد شدن است. دليل اصلي آن هم چيزي نمي تواند باشد جز تاخير در انجام اين ‏‏"ملاقات خصوصي" كه مسلما با هدف "آچمز" خاتمي صورت گرفته است. البته تاكيد خاتمي بر انجام حتمي ‏اين ديدار و بعد اعلام نظرنهايي اين گمانه را دارد بيشتر تقويت مي كند كه او مي خواهد نيايد، اما در پي يافتن ‏بهانه اي است و انداختن تقصير گردن ديگري، تا فردا روزي در برابر آيندگان حرف و استدلالي براي گفتن ‏داشته باشد و لابد در برابر وجدان خويش نيز!‏

‏ شايد هم سركنگبين صفرا فزوده باشد و مطرح شدن هر چه بيشتر نگراني هاي ميرحسين موسوي در جامعه ‏در خصوص آمادگي براي به ميدان آمدن - كه گفته مي شود بيشتر در جهت تشويق خاتمي به آمدن است تا ‏نامزدي مشروط او- براي برحل اوضاع خراب حاكم بر كشور و بيان دغدغه هايي در ديدارهاي خصوصي از ‏‏"موشك هوا كردن هاي بيهوده" و "برنامه هاي اقتصادي بي مايه و بي پايه"، اكنون مايه ي دلگرمي رئيس ‏جمهور پيشين شده است كه در خلوت با خود بگويد: "من اگر نيايم، در جبهه ي اصلاحات ميرحسين كه هست؛ ‏من اگر نيايم، امكان پيش بردن طرح وحدت ملي، آن هم در شرايط رياست جمهوري يك چپ- نه راست- ‏بيشتر مي شود؛ من اگر ييايم، جلوي ورود همه ي نامزدهاي محافظه كار را خواهند گرفت و بخت نامزدي ‏انحصاري احمدي نژاد بيشتر مي شود؛ من اگر نيايم، احتمال..." ‏

‏ اما به نظر من خاتمي اكنون كه درست پنج ماه به زمان برگزاري انتخابات 22 خرداد 88 مانده است- نه تنها ‏با بيشتر روشن شدن تكليف آمدن ميرحسين موسوي- حتي با بيان صريح آيت الله خامنه اي كه "صلاح نيست ‏شما بيايد"، ديگر حتي فرصت نه گفتن و بيان دلايل خويش به مردم براي نيامدن را ندارد. او ديگر حتي نمي ‏تواند در برابر افكار عمومي داخلي و خارجي بگويد كه نمي آيم به اين دليل كه شرط دوم حضورم در انتخابات ‏محقق نشده است. چون، آن گاه باز اتهام "فرصت سوزي" هر چه بيشتر و جدي تر- حتي از سوي ياران ‏نزديكش- مطرح خواهد شد و اين حرف هم عالم گير كه "تو كه نمي خواستي بيايي چرا اين قدر دست به دست ‏كردي و فرصت كار را از ديگران هم گرفتي؟" انتقادهايي كه زمزمه هاي آن در كنار اتهام هايي چون "عدم ‏تبعيت از خرد جمعي" و "پيروي از ميل و اراده ي فردي" از هم اكنون نيز گوشه و كنار در حال شنيده شدن ‏است.‏

‏ به نظر من خاتمي اكنون كه به اين نقطه ي تاريخي و سرنوشت ساز رسيده است، نه تنها بايد به توصيه هاي ‏دوستان و مشاوراني چون موسوي لاري براي دست دست كردن هر چه بيشترعمل نكند و اعلام تصميم نهايي ‏را تا زمان رسيدن دهه ي انقلاب به تعويق نيندازد، بلكه ضرورت دارد كه ديگر از خير "ملاقات خصوصي" ‏هم بگذرد و پيش از آنكه مسئول دفترش به او خبر دهد كه براي فلان روز "وقت ملاقات" تعيين شده است، ‏پيشدستي كرده و شرايط "آچمز"‌ كنوني حاكم بر صفحه ي شطرنج سياسي ايران را برهم زند. او بايد هر چه ‏سريع تر با بردن دست به سمت مهره اي كارساز و حركت دادن آن با نيت فراهم كردن شرايط "كيش و ‏مات"- نه كسب موقعيت "پات"- فضاي سياسي كشور را دگرگون ساخته و هر چه زودتر اعلام كند كه "من ‏باز مرد ميدان اين كارزارم و اين بار اگرچه با همان عبا و ردا، اما در كسوت سياسي جديد و برنامه هاي ‏اقتصادي نو وارد عرصه ي انتخابات شده ام".‏

‏ به نظر من در اين شرايط نه تنها اكثر فعالان سياسي و كنشگران اجتماعي كه براي حمايت خاتمي جانانه ‏وارد كارزار انتخاباتي خواهند شد، بلكه سياستمداران خانه و دفترنشيني چون ميرحسين موسوي و عبدالله ‏نوري و... هم براي نجات كشور لخت شده و به ميدان خواهند آمد. آن ها حتي اگر فضا را آماده ببينند و خاتمي ‏را مصمم در تصميم خود براي "نجات كشور" و ايستادگي لازم براي اجراي دست كم يك يا دو برنامه ي ‏كليدي ، حتما آماده خواهند بود كه در تبليغات انتخاباتي نيز تمام قد در كنار او قرار گيرند و عضوي از ‏دولتش، حتي در سطح معاونت اول باشند.‏

‏ اين ميداني است كه در ميانه ي آن علاوه بر فعالان سياسي و كنشگران اجتماعي، نه تنها مدرسين و طلاب ‏جوان حامي خاتمي حضور خواهند يافت، بلكه اساتيد حوزه و آيت الله هاي صاحب نفوذي چون حسينعلي ‏منتظري، يوسف صانعي و... نيز به وظيفه ي ديني و ميهني خود براي رهايي كشور از بحراني كه گرفتارش ‏شده و استبدادي كه حاكم گرديده است، عمل خواهند كرد و اقشار و اصناف بسيار بيشتري را تشويق خواهند ‏كرد كه نه تنها خود به پاي صندوق هاي راي بروند، كه درجهت "تغيير اوضاع"، مشوق ديگر آحاد ملت ‏براي حضور پررنگ در انتخابات خرداد 88 باشند.‏

‏ باور نمي كنيد، اين گوي و اين ميدان! ‏

عيسي سحرخيز Aftab_iran@yahoo.com - یکشنبه 22 دی 1387
‏ ‏

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 22:54 |

پرفسور مولانا!

حميد مولانا نزديك 17 سال است كه ستوني ثابت در كيهان دارد. بدون اينكه قصد توهين به وي را داشته باشم، ‏واقعا پيش از اين فكر مي‌كردم كه او احتمالا به دلايل مالي، مطالبي را به خورد كيهاني‌ها مي‌دهد كه خود بر ‏بي‌اعتباري آنها واقف است، اما چون كيهان فقط همين نوع مطالب را مي‌پسندد او هم آنها را در مضيقه ‏نمي‌گذارد!‏

مصاحبه اخير كيوان مهرگان با آقاي مولانا اما جلوه ديگري از وي به نمايش گذاشت. ستون نويس محترم ‏كيهان، در اين مصاحبه، سطحي از تحمل و دانش را از خود بروز داده بود كه به فكرم رسيد، نبايد بي تفاوت ‏از كنار آن عبور كرد، بخصوص اينكه آقاي مولانا در مقام مشاورت امور بين الملل آقاي احمدي نژاد هم ‏مشغول به كار شده است.‏

آقاي مولانا با قدري عصبانيت از خبرنگار مذكور خواسته بود كه در باره موضوعات «شخصي» چيزي ‏نپرسد، اما توضيح نداده بود كه اين همه حساسيت در باره پرسش‌هاي شخصي بر چه مبنايي استوار است؟
تا آنجا كه حافظه‌ام ياري مي‌كند، من يك بار، زندگي‌نامه‌اي از آقاي مولانا به نقل از خود وي در مجله‌اي ‏خوانده‌ام اما تاريخ و مشخصات آن مجله را به ياد نمي‌آورم.‏

طبق آنچه در ذهن دارم، آقاي مولانا گفته بود كه يك روحاني زاده اهل اردبيل است. پس از اخذ ديپلم در يك ‏رشته پيراپزشكي در دانشگاه تهران پذيرفته مي‌شود. در همان سال نخست تحصيل، سناتور مصباح زاده مدير ‏روزنامه كيهان از وي دعوت به كار مي‌كند و او را به سردبيري كيهان بچه‌ها مي‌گمارد. پس از دو سال، آقاي ‏مصباح زاده، يك بورس تحصيلي براي آقاي مولانا در آمريكا جور مي‌كند و آقاي مولانا براي تحصيل در ‏رشته ارتباطات راهي ايالات متحده مي‌شود.‏

از نظر من، نه در دعوت آقاي مصباح زاده از آقاي مولانا اشكالي ديده مي‌شود و نه طي سريع مدارج ترقي ‏از سوي آقاي مولانا در موسسه كيهان سلطنتي آن روز، ايرادي دارد.‏

اما چنين سوابقي دو پرسش را پيش روي ما مي‌گذارد. پرسش نخست از روزنامه كيهان جمهوري اسلامي ‏امروز است، روزنامه‌اي كه همچون سلطان محمود غزنوي انگشت در سوراخ جهان كرده و قرمطي ‏مي‌جويد!‏

در واقع كيهان كه هر ورق پاره‌اي را مي‌جويد تا نشاني از رد و بدل شدن سلامي احتمالي بين يكي از ‏روشنفكران، نويسندگان و يا فعالا سياسي و اجتماعي ايران را با يكي از وابستگان و يا هواداران دربار پهلوي ‏كشف و آن را به عنوان سند جنايت و خيانت آن فرد افشا كند، چگونه است كه همكاري نزديك آقاي مولانا با ‏سناتور مصباح زاده را ناديده گرفته و نه فقط از گذاشتن ستوني دائمي در اختيار وي در روزنامه دريغ نكرده، ‏بلكه جا به جا در تجليل و تمجيد از آقاي مولانا چيزي فروگذار نمي‌كند؟

پرسش دوم اما از شخص آقاي مولاناست. حال كه ايشان بركشيده سناتور مصباح زاده در عالم ارتباطات و ‏روزنامه نگاري‌اند، در چه زماني چه انقلاب روحي يا فكري در ايشان پديد آمده است، كه دوستان سابق خود ‏را يكسره در راه باطل يافته و به همكاري با تندترين طيف حاكم بر جمهوري اسلامي رو آورده‌اند؟

در اين ميان اما انتخاب آقاي مولانا كه گويا تابعيت آمريكا را نيز دارد، به عنوان مشاور رئيس جمهور، ‏موضوع جذاب تري است.‏

آيا آقاي مولانا در مشورت به آقاي احمدي نژاد نيز همان دانشي را در باره آمريكا مطرح مي‌كند كه در ‏مصاحبه با خبرنگار اعتماد مطرح كرده بود و همان ميزان تحمل و صبوري را به وي توصيه مي‌كند كه خود ‏در آن مصاحبه به نمايش گذاشته بود؟

اگر چنين باشد، آقاي احمدي نژاد را به دليل اظهار نظرهاي معركه‌اش در باره نظام بين‌الملل نبايد سرزنش ‏كرد، چرا كه هر فرد ديگري هم اگر مشاوراني از قبيل آقاي مولانا داشته باشد، بهتر از اين سخن نخواهد ‏گفت!‏

احمد زيدآبادي

+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 18:13 |
 نيمه پنهان مشاور آمريکايي احمدي نژاد

حميد مولانا، از جمله پديده هايي است که احمدي نژاد را به عنوان "معجزه" کشف کرده، البته بالعکس آن نيز ‏صادق است. مولاناي 72 ساله تا پيش از دولت احمدي نژاد، آنچنان در ميان عموم ايرانيان و محافل سياسي مشهور ‏نبود، اما با آغاز فعاليت هاي دولت نهم و پس از انتصاب به عنوان "مشاور رئيس جمهور" در 29 مرداد ماه سالجاري، ‏ديگر اکثريت ايرانيان او را شناختند. البته بيشتر به دليل نظرات عجيب و غريب و حمايت بدون چون و چرايش از ‏احمدي نژاد.‏

حميد مولانا انقلاب اسلامي و فروپاشي شوروي را بزرگترين اتفاق هاي موثر تاريخ معاصر جهان مي داند و بيان تازه ‏اي از دموکراسي دارد؛ "ما امروز چيزي به نام دموكراسي نداريم. به عقيده من دموكراسي به زشت ترين شكل عنوان ‏شده است.‏‎ ‎ما حكومت يك گروه را به دست نخبگان محدود، به نام دموكراسي شاهديم. شما اين فكر انحصاري و غلط ‏بودن و استراتژي حقوقي آنها را مي توانيد در روزنامه ها و كتابها و همايشهايي كه تشكيل مي دهند، نشان دهيد. براي ‏آن كه آنها در همايشها و تريبونهايي كه در دست دارند، تنها از خودشان دعوت مي كنند و جرأت ندارند انديشمندان و ‏تئوري پردازاني را كه نقدشان مي كنند، دعوت كنند. بنابراين، داستان آنها داستان گفتگوي دو فرد ناشنواست. صحبت ‏مي كنند، اما نمي شنوند وقتي هم مي شنوند، حرفها يكي است. ما مخالف اين نوع تفكريم‎.‎‏" او حکومت جمهوري ‏اسلامي و انقلاب آيت الله خميني را ادامه حکومت حضرت علي امام اول شيعيان مي داند و اين دو فرد را تئوري ‏پردازان عدالت اجتماعي بشمار مي آورد. آنچنان که خود مي گويد اولين کسي است که اتفاق انقلاب در ايران را به ‏‏"شيلر" خبر داده و حدوث آن را در ميان قشر دانشگاهي پيش بيني کرده است. وي همچنين خود را مبدع ترکيب ‏‏"امپرياليزم آمريکا" مي داند.

مولانا سوم دي ماه سالجاري در مراسم رونمايي از كتاب "سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دولت احمدي ‏نژاد" با بيان اينكه اين كتاب زماني منتشر مي‌شود كه در يك تقاطع تاريخي قرار داريم، افزوده بود: "در شرايط كنوني ‏دومين ابرقدرت دنيا در حال افول است و نخستين انقلاب كننده قرن بيست در حوزه فرهنگ و دين در اوج اقتدار ‏است....احمدي‌نژاد نخستين كسي بود كه مفهوم عدالت‌خواهي در روابط بين‌الملل را در سازمان ملل مطرح كرد چرا كه ‏كشورهاي بزرگ دنيا روي قدرت، امنيت و... تكيه كرده بودند و نه روي عدالت‎.‎‏" آخرين اظهار نظر دکتر مولانا نهم ‏دي ماه به عنوان مشاور رئيس جمهور در جمع مشاوران جوان استان تهران است، که گفته: "مشكل امروزه جوانان ما ‏فرهنگي و اقتصادي است و مشكلات فرهنگي بيشتر از مشكلات اقتصادي زمينه رنجش جوانان را فراهم كرده است‎.‎‏... ‏عرفان، معنويت و هويت را به عنوان عامل اصلي ارتقاي جوامع و مديريت‌ها در برنامه داشته باشيد‎.‎‏... بايد درك كنيم ‏چه كسي هستيم و از كجا آمده‌ايم و هويت ايراني اسلامي خود را بشناسيم‎.‎‏"‏

‎حميد مولانا کيست؟‎

حميد مولانا در ششم اسفند ‏‎1315‎‏ در تبريز در خانواده‌اي روحاني و علمي متولد شد.‏‎ ‎سيد بودند؛ هم‎ ‎‏ از سوي پدر و هم ‏مادر. آنچنان که خود مي گويد نسبش با بيست واسطه به امام هفتم‎ ‎شيعيان مي رسد. خاندان مولانا در تبريز به فقاهت ‏معروف بودند و پدر بزرگش "آيت الله سيد محمد مولانا" نام داشت. او با آن سابقه فاميلي به جاي حوزه علميه به دبستان ‏و دبيرستان رفت، مولانا در اين باره مي گويد: "كسب علوم حوزوي و تحقيق و مطالعه در اين رشته، يك نوع آسودگي ‏خاطر و آرامش دل و يك نوع ثبات و محيط به خصوصي احتياج دارد كه متأسفانه براي بسياري از ما كه در طوفان ‏تغييرات سياسي و اقتصادي قرار گرفته بوديم، امكان نداشت." ده سال نخست زندگي اش را در تبريز گذرانيد. اين ايام ‏مصادف بود با جنگ جهاني دوم، ورود متفقين و ارتش سرخ به ايران، يعني همان دلايلي که وي را به جاي حوزه به ‏راه مدرسه کشانيد. وي در اين باره مي گويد: "زماني كه اول و دوم ابتدايي را در دبستان سعدي مي گذراندم، حكومت ‏به دست پيشه وري افتاد. پدرم را آن موقع توقيف كردند و به زندان بردند. سالهاي سختي بود، به ياد دارم در آن سالها ‏غذاي پدر را براي او به زندان مي بردم. چندي بعد او آزاد شد، ولي واقعه معروف دموكراتها باعث شد به تهران ‏مهاجرت كنيم‎.‎‏" چهارم و پنجم ابتدايي را در دبستان "تعليمات اسلامي رضوي" که نزديک خيابان شاپور قديم- کوچه ‏قوام السلطنه بود، گذراند و دوره متوسطه را ابتدا در دبيرستان "تعليمات جعفري" و از کلاس دهم تا دوازدهم که ديپلم ‏گرفت، در دبيرستان "مروي" تحصيل کرد. مولانا فعاليت مطبوعاتي اش را در نشريه "دانش‌آموز" آغاز کرد و پس از ‏پايان تحصيلات متوسطه به دانشگاه تهران براي تحصيل در رشته اقتصاد راه يافت. سال 1334 نقطه عطفي در زندگي ‏حميد مولانا بود. او پس از مدتي نويسندگي در روزنامه دانش آموزان که براي دبيرستاني هاي آن ايام منتشر مي شد، ‏سردبير نشرية جديدالتأسيس كيهان فرهنگي شد. اتفاقي شوم نيز در روزشمار اين سال براي وي ثبت شده است. در ‏همين سال وي، مادر و پدرش را در تصادف رانندگي از دست داد. يك سال بعد "1335"، در كيهان روزانه، مسئوليت ‏صفحه اقتصادي را پذيرفت. آغاز فعاليت خبرنگاري او در روزنامه كيهان، مصادف با زماني بود كه دكتر مصباح زاده ‏مدير روزنامه مي خواست موسسه "روابط عمومي کيهان" را راه بيندازد. مصباح زاده تصميم گرفت عده اي از ‏همكاران مستعد و جوانش در روزنامه كيهان را با بورس موسسه، براي تحصيل به خارج از كشور بفرستد. از قضا، ‏قرعه فال به نام دو نفر؛ حميد مولانا و کاظم معتمد نژاد افتاد.

مصباح زاده در نشريه ايران نامه ويژه "تاريخ مطبوعات ايران" نقل مي‌کند: "در اواخر دهه 1330 موسسه کيهان از ‏سفر تحصيلي دو نفر از همکاران خود؛ آقاي کاظم معتمد نژاد به فرانسه و آقاي حميد مولانا به ‌آمريکا حمايت کرد. اولي ‏به کشور بازگشت و بنيانگذار رشته روزنامه ‌نگاري و ارتباطات در ايران شد و دومي در ‌آمريکا ماند و بنيانگذار رشته ‏ارتباطات بين‌المللي در دانشکده خدمات بين‌المللي دانشگاه‌ آمريکن شد." در هفته‌ نامه دانشگاه‌ آمريکن اين ‌امر مورد ‏تأکيد قرار گرفته که مولانا در سن 20 سالگي توسط وزارت خارجه براي يک برنامه معتبر دولتي که به او اجازه ‏تحصيل در ‌آمريکا را مي‌داد، برگزيده شد.‏‎ ‎مولانا در سال 1337 از دانشگاه "نورت وسترن" شيکاگو، بورس تحصيلي ‏دريافت کرد و به ‌آمريکا رفت و تا سال 1342 که در آنجا بود، ليسانس در اقتصاد، فوق‌ليسانس در "ارتباطات ‏بين‌الملل" و دکترا را در "علوم سياسي و روابط بين‌الملل" اخذ کرد. وي پس از پايان دوره دکترا بلافاصله به ايران ‏بازگشت. آنچنان که خود مي گويد: "بازگشت ام با اتفاقات خوشايندي همراه نبود. شش ماه بعد از 15 خرداد 42 در ‏حالي به ايران بازگشتم كه فضاي سياسي خوبي براي همكاري وجود نداشت. به تبيعد امام اعتراض کردم و به ساواک ‏احضار شدم. به همين خاطر بود كه مدت كوتاهي بعد از پذيرش سردبيري كيهان، از سمت خود استعفا داده و خاك ‏ايران را ترك كردم." در آرشيو کيهان آمده است: "پس از بازگشت مولانا به ايران، دکتر مصباح ‌زاده که آن زمان مدير ‏مسئول کيهان بود، از وي خواست سردبير کيهان شود. اين سردبيري بيش از سه تا چهار ماه طول نکشيد و وي سال ‏‏1343 دوباره به ‌آمريکا رفت. مولانا در اين باره مي گويد: "... به ياد دارم وقتي با دكتر مصباح زاده صحبت كردم، ‏ايشان گفت: ما مي گوييم به شما ويزا بدهند، ولي به عنوان فرصت مطالعاتي برويد. اين طور شد كه ارديبهشت ‏سال 1343 دوباره به آمريكا رفتم و تا پيروزي انقلاب اسلامي در آنجا بودم‎.‎‏..." پايگاه خبري رئيس جمهوري نيز ‏درباره اين دوران نوشته است: " چاپ مقالات مولانا در مطبوعات آن روز پيش از رفتن به آمريكا، موجب شد كه ‏چندين بار توسط دادستان نظامي وقت مورد تفتيش و بازرسي قرار گيرد. سال 1343 پس از بازگشت از آمريكا و ‏فعاليت در پست سردبيري كيهان، در اعتراض به ادامه بازداشت امام خميني(ره) استعفا داد‎.‎‏" اين ادعاها تنها توسط خود ‏وي مطرح و تاکنون اثبات نشده است.

وي پس از بازگشت به آمريکا، با تأسيس و اداره رشته ارتباطات بين‌الملل در دانشگاه‌ امريکن واشنگتن سهم مهمي در ‏ارتقاي اين دانش داشت. مولانا همچنين بنيانگذار و مؤسس اولين و قديمي ترين برنامه آموزشي و پژوهشي ارتباطات ‏جهاني "در سال 1968" در دانشگاه هاي آمريكاست. مولانا درباره اين دوران مي گويد "در مدت چهل سال اقامت در ‏‏‌آمريکا ضمن کار تحقيقي و پژوهشي همواره هويت بومي خود را حفظ و نخستين کسي است که وقوع انقلاب اسلامي را ‏در ايران پيش‌بيني کرده است‎.‎‏" وي ‏‎ ‎بعد از وقوع انقلاب اسلامي در سال 1365 به ايران آمد و آنچنان که خود مي گويد ‏‏"از آن پس همواره از خط اصيل انقلاب دفاع کرده است"‏‎.‎‏ پايگاه رئيس جمهوري درباره او مي نويسد: "پروفسور حميد ‏مولانا از پيشكسوتان دانش روابط بين الملل و ارتباطات در سطح جهان است كه به مدت پنجاه سال در آمريكا، اروپا و ‏بسياري از دانشگاه هاي مهم دنيا به تدريس و تحقيق مشغول بوده است. مولانا مشاور چندين سازمان بين المللي از جمله ‏سازمان ملل و يونسكو بوده است. او همچنين به مدت چندين سال رئيس انجمن بين المللي پژوهش در علوم ارتباطات ‏بوده و اكنون نيز سمت افتخاري اين آكادمي علمي را كه متشكل از استادان و محققان اين رشته در سطح بين المللي ‏است، داراست." آنچنان که خود مي گويد در تأسيس و توسعه برنامه هاي ارتباطات جهاني بسياري از دانشگاههاي ‏جهان سهيم بوده و بسياري از كشورها از جمله چين، استراليا، انگلستان، اسپانيا، هند، مصر و مالزي از الگويي كه ‏او 37 سال قبل در دانشگاه امريكن پايه گذاري كرد، اقتباس كرده اند‎.‎‏ در فروردين 1381، انجمن مطالعات بين المللي ‏كه اتحاديه علمي و حرفه اي استادان روابط بين الملل است در كنفرانس ساليانه خود كه در نيواورلئان آمريكا تشكيل شد، ‏از وي تجليل كرده و جايزه و عنوان "دانشمند ارشد ممتاز" انجمن را به وي اهدا کرد.

پروفسور "گرترود رابينوس" عضو سابق هيأت مديره انجمن بين المللي پژوهش در علوم ارتباطات و رسانه ها، در ‏مورد وي مي گويد: "رياست پروفسور مولانا به مدت چهار سال در رأس انجمن بين الملل پژوهش در علوم ارتباطات ‏و رسانه ها كه بيش از دو هزار عضو حقوقي و سازماني در سراسر جهان دارد، اصلاحات و دگرگونيهاي اساسي را ‏در اين رشته همراه داشت و در حقيقت يك جنبش جديد فكري و پژوهشي و آموزشي به وجود آورد كه آثار آن امروز به ‏خوبي درك مي شود‎.‎‏" پروفسور "كريستين چين" استاد روابط بين الملل در دانشگاه امريكن و يكي از دانشجويان سابق ‏مولانا، مي گويد: "بيش از 150 دانشمند امروزي رشته هاي روابط بين الملل و ارتباطات در دنيا دوره دكتراي خود را ‏زير نظر و راهنمايي پروفسور مولانا تمام كرده و هزاران دانشجو از گوشه و كنار دنيا در مقاطع كارشناسي و ‏كارشناسي ارشد از درسهاي او بهره مند شده اند‎.‎‏" حميد مولانا در آبان ماه سال 82 به عنوان چهره ماندگار ايران در ‏رشته ارتباطات برگزيده شد. او 17 سال است که در کيهان قلم مي زند. وي در اين باره مي گويد: "من 17 سال است، ‏ستون چشم انداز را مي نويسم.‏‎ ‎در تاريخ مطبوعات ايران سابقه نداشته است که 17 سال به طور مرتب، هر پنجشنبه ‏کسي اينها را بنويسد، بنابراين تداوم داشته است.... شبهايي بوده كه ساعت 4 يا 5 صبح يادداشت اين ستون را نمابر ‏مي كردم. بايد كسي تعهدي داشته باشد و مقصود من منفعت مالي نيست‎.‎‏"

از مولانا در ارديبهشت ماه سال 87 به خاطر حضور علمي اش در سطح جهاني و ايران تقدير به عمل آمد و در ‏مردادماه رئيس جمهوري وي را "با توجه به تعهد، سوابق و تجارب ارزشمندش، به موجب حكمي، به سمت "مشاور ‏رئيس جمهور" برگزيد. فکر بازگشت به ايران [به‌ رغم مخالفت‌هاي پيش از آن] از سال 83 و پس از بازنشستگي اش ‏در آمريکا مطرح شد و با حمايت رئيس‌جمهور، رئيس مجلس، وزير ارشاد و سازمان صدا و سيما و البته پيگيريهاي ‏مستمر ايشان بنياد فرهنگي مولانا به ثبت رسيد، منزل مسکوني و مکان مناسبي در ونک براي بنياد فراهم شد. حقوق ‏ثابت و پروژه‌‌هاي پژوهشي دستمايه اوليه اقامت در ايران نيز فراهم شد. مولانا همکاري نزديکي را با نهادهايي چون ‏دانشگاه ‌امام صادق، وزارت خارجه، مجمع اهل بيت، روزنامه کيهان، خبرگزاري جمهوري اسلامي، وزارت ارشاد، ‏مرکز پژوهش‌هاي مجلس و از همه بيشتر صدا و سيما داشته است. ارتباطات شخصي دکتر مولانا نيز به ويژه با ‏گروه‌هاي سياسي و رسانه اي منتسب به جناح راست و اصولگرا بسيار وسيع و عميق است.

مولانا در دو کتاب "سفير صداقت، زندگي، افکار و‌ انديشه‌‌هاي پروفسور سيد حميد مولانا" و "پروفسور مولانا طنين ‏تعهد" هر دو اثر طلبه ‌اي به نام آقاي "کريم فيضي تبريزي" و ويژه نامه "کيهان فرهنگي"، بيست سال اوليه زندگي ‏خود را با جزييات روايت کرده، ‌اما سخن چنداني درباره پيوستن به انجمن ايران و ‌آمريکا، علاقه‌مندي به تحصيل در ‏‏‌آمريکا، چگونگي و منشأ دريافت بورس وزارت خارجه ‌آمريکا و کيفيت تحصيل، اشتغالات، مفهوم و کاربرد تأسيس ‏رشته ارتباطات بين‌المللي در دانشکده خدمات بين‌المللي و دوران بسيار طولاني رياست خود بر آن نمي‌گويد‎.‎‏ در زندگي ‏نامه مولانا موارد متعددي وجود دارد که تنها ادعا است و شاهد خارجي و قابل استنادي براي آن ارائه نمي شود. حادثه ‏‏30 تير سال 1331 [او تعريف مي کند که در ميان جمعيت بوده که فرد کناري اش به در خيابان بهارستان به ضرب ‏گلوله کشته شده.] خانه کاشاني [او مي گويد حضور مستمري در آن زمان در خانه کاشاني داشته و در نقش يكي از ‏محافظان منزل آية الله كاشاني در سرچشمه ظاهر شده ] درس مطهري [مي گويد در زمان دبيرستان در کلاس هاي ‏استاد مطهري شرکت کرده ] ديدار جلال آل احمد [اين مورد را تنها در کتاب به آن اشاره کرده که به ايشان گفته، شما ‏روزي ممكن است از اين سو به سوي ديگر بياييد ] ديدار امام خميني و آيت الله بروجردي و استفاده از محضر ايشان ‏‏[هيچ يک از شاگردان زنده هر دو نفر وي را به ياد نمي آورند ] ترک ايران به خاطر مخالفت با تبعيد امام [آنچنان که ‏بارها خود گفته ولي سندي براي آن ارائه نکرده.] از جمله اين موارد است.‏

‎انديشه مولانا‎

حسام الدين آشنا درباره انديشه حميد مولانابه عنوان استاد ارتباطات مي نويسد: "جوهر ‌انديشه بومي مولانا در مقاله ‏اخلاق و تبليغ اسلامي "1366" منعکس شده و بيست سال است که مدام آن را در مقالات و سخنراني‌هاي خود تکرار ‏مي‌کند؛ مدل آرماني و جايگزين او از رويکرد اسلامي به ارتباطات شامل عناصر توحيد، ‌امت، تقوي، امر به معروف ‏و نهي از منکر و ‌امانت است. او صاحب نظريه همگرا در ارتباطات بين‌المللي است. براي همين، توحيد را به عنوان ‏يک تئوري وحدت‌گرايي اطلاعاتي و ارتباطي ارزيابي مي‌کند. او مهمترين مشکل دنياي ‌امروز را سيطره مفهوم دولت ‏‏- ملت مي‌داند." مولانا نظريه موعود گرايي را در روابط بين الملل وارد کرده و معتقد است که با پايان جنگ سرد و ‏فرسايش دولت- ملت، نظريه انتقادي، ملزم به گشودن مرزهاي خود به روي حوزه اخلاقي است که تحت هيچ عنوان به ‏منافع و ارزش هاي "طبقه کارگر" محدود نشده است. فضاي نمادين و تصوري آرزو همراه با بعد برتر اصول اخلاقي ‏ارتباطي، به توطئه هاي اقتصادي- سياسي طبقه کارگر و ارزشهاي کار محدود نيست، بلکه به جرئت مي گويم آن، ‏حرکت معادشناسي و موعودگرايي را در برمي گيرد که از طريق آن "موضوع تاريخ" در گرايش ديني اش منعکس ‏شده و محدوديت خود را تشخيص مي دهد و خودش را بر روي بعد برترش باز مي کند‏‎.‎‏ در عرصه سياسي مولانا ‏اساسا متفکري متعلق به ديدگاه انتقادي و مکتب اقتصاد سياسي در ارتباطات بين المللي بوده است. اين مکتب و رويکرد ‏طيفي از متفکران چپ آمريکايي و اروپايي چون جورج گربنر، هربرت شيلر‎ ‎و آرمان ماتلار، ادوارد سعيد و نوآم ‏چامسکي را در بر مي گيرد. آنچنان که مولانا مي گويد: " من به همراه شيلر و برگنر به "سه تفنگدار ارتباطات جهاني" ‏معروف شده بوديم و هر سه در زمينه ارتباطات بين المللي كار مي كرديم و كتابهاي مختلفي را نيز با هم نوشتيم. كتاب ‏‏"پيروزي رسانه ها" در جنگ اول خليج فارس يكي از آنهاست‎.‎‏" مطالعات انتقادي اش با نقدهاي بنيان براندازي مواجه ‏است؛ که مهمترين آن خيال پردازي، فقدان روايي در تحقيقات رسانه اي و ناکارآمدي در سياستگذاري است. بطور کلي ‏او يک منفي باف در امور سياسي و روابط بين الملل است. اسلام مولانا بيشتر متاثر از آثار ترجمه شده دکتر شريعتي ‏به انگليسي بود با همان شور و پر از شعار‏‎.‎

‎معرفي مولانا به جامعه‏‎

آشنايي دانشگاهيان با حميد مولانا از طريق ترجمه کتاب گذر از نوگرايي و جريان بين‌المللي اطلاعات توسط يونس ‏شکرخواه دبير سرويس خارجي روزنامه کيهان و آشنايي روزنامه خوانان از طريق ستون چشم‌انداز کيهان آغاز شد و ‏با شرکت مستمر وي در همايش‌هاي بين‌المللي تبليغاتي رسمي کشور مانند کنفرانس‌ انديشه اسلامي، وحدت اسلامي، ‏دفاع از فلسطين، سالگرد ‌درگذشت آيت الله خميني، سالگرد انقلاب، سالگرد درگذشت مرتضي مطهري و... ادامه يافت. ‏‏‌اما پس از کسب جايزه چهره ماندگار در سال 82، در دور دوم انتخابات نهم عموم مردم با چهره او در برنامه‌‌هاي ‏تبليغي تلويزيون بيشتر آشنا شدند که اقشار مختلف جامعه را به شرکت در انتخابات دعوت مي کرد. حضور دکتر مولانا ‏در محافل ايرانيان خارج از کشور که معمولا در سالگرد انقلاب اسلامي و به دعوت سفارتخانه ها و موسسات ايراني ‏انجام گرفته همواره با تمجيد از نظام اسلامي همراه بوده است. او در داخل کشور‎ ‎در فاصله سالهاي 1365 تا 1375 ‏همواره از آيت الله خميني و کليت انقلاب اسلامي دفاع کرده و از سال 1376 تا 1383 در ستون چشم انداز کيهان ‏صريحا و يکسره به دولت خاتمي و اصلاح طلبان تاخته و از سال 83 تا کنون به دفاع از مواضع دولت پرداخته است‏‎.‎‏ ‏دکتر حسام الدين آشنا درباره نخستين حضور مولانا در ايران مي نويسد: "مولانا 23 سال پيش با اولين دعوت از سوي ‏دولت با اين تصور به ايران پا گذاشت که در علوم انساني کشور نيز تحولات بنيادين بوجود آمده است ولي با مشاهده ‏رخوت علمي در دانشگاهها و روزمرگي در ارگانهاي ارتباطي کشور بشدت سرخورده شد. من در اولين سخنراني ‏تخصصي او در سال 66 در مرکز تحقيقات صدا و سيما حاضر بودم. موضوع سخن تحقيقات جديد در حوزه مخاطب ‏شناسي بود. او بشدت از کمي گرايي در تاثير سنجي رسانه ها و تجاري شدن نظر سنجي ها انتقاد مي کرد و کارشناسان ‏نخبه مرکز سنجش هم از روشهاي مرسوم خود دفاع مي کردند. کار در پرسش و پاسخ چنان بالا گرفت که موجب ‏تعجب مولانا، حضار و دعوت کنندگان شد. از همان ابتدا مولانا نتوانست ميان هم رشته اي هاي خود هم زباني پيدا کند. ‏مولانا در موضع اوليه خود در باره رشته ايستاد و کسي را به چيزي نگرفت. چرا که خود را بيشتر از ديگران صاحب ‏نظر مي دانست. در نتيجه طرد شد. آنچه در سالهاي بعد از مولانا شنيده شده کمتر در حوزه ارتباطات و بيشتر در حوزه ‏روابط بين الملل، آمريکا شناسي، غرب شناسي و مفهوم پردازي در چهارچوب برداشت از اسلام بوده است‏‎.‎‏"‏

‎ارتباط دولت ها و مولانا؛ فعاليت هاي سياسي‎

مولانا قرار بود پيش از انقلاب، موسسه روابط عمومي کيهان را راه بياندازد. اما خودش مي گويد به دليل زاويه سياسي ‏که با حکومت وقت داشت، ايران را ترک گفته است. وي درباره دوران پيش از انقلاب مي نويسد: " رژيم به منصور ‏دستور داده بود گروهي را تشكيل دهد و از من هم دعوت كرده بودند، ولي نرفتم. وعده هايي را هم مي دادند. به خاطر ‏دارم، مي گفتند همين جا بمان، بعدها سناتور مي شوي، وزير مي شوي، اصلاً مملكت الان به شما نياز دارد. به خاطر ‏دارم در جلسات مختلف تلاش مي كردند مرا به ماندن متقاعد كنند، اما وقتي ديدند مخالفت مي كنم، حتي به من توهين ‏كردند. يكي از آنها به من گفت: آقاي مولانا! شما بمانيد اگر روزي خواستيد برگرديد با هم برمي گرديم. به ايشان گفتم ‏شما هر وقت هر كجا خواستيد، مي توانيد برويد‎.‎‏ هر كاري در ايران انجام مي شد، غربي و موافق سياستهاي آمريكا و ‏غرب بود. نه اينها به كارهاي من علاقه داشتند و نه من به كارهاي آنها. زماني كه شاه، پروفسور رضا را به بازگشت ‏دعوت كرد، از طريق هوشنگ انصاري و ديگران به من هم تلگراف زدند تا برگردم، اما قبول نكردم. دو سه بار ‏پيشنهاد وزارت را به من دادند و قبول نكردم و گفتم استادي دانشگاه را به آمدن به آن جا ترجيح مي دهم. اين مدت به ‏من فرصت داد تا به كارهاي آموزشي بپردازم‎.‎‏" وي از سال 46 و 47 منتقد جدي حکومت مي شود، البته آنطور که ‏خود وي تعريف کرده است!

حميد مولانا پس از انقلاب بارها به ايران آمد، اما در دولت احمدي نژاد جايي براي خود پيدا کرد. مولانا درباره دولت ‏هاي پيشين و روابطش با آنها مي گويد: "در دوره اصلاحات و پيش از آن، همواره قدر علمي و ديدگاه اسلامي او مورد ‏غفلت و انکار مسئولان غربزده واقع شده و تنها در دوره دولت نهم است که ارزش خدمات او به نظام به درستي فهم ‏شده است‎.‎‏" وي در تابستان سال 87 به عنوان مشاور رئيس جمهور منصوب شد، بنيادي به نام وي ثبت شد و ويلاي ‏بزرگي در ونک به همراه بودجه و تني چند از پژوهشگران براي تحقيقات به وي سپرده شد. چندي نگذشت که بيش از ‏پيش روشن شد، بسياري از سخنان احمدي نژاد تحت تاثير مولانا ست. مولانا در سومين نشست از سلسله نشستهاي ‏‏"ابعاد چالشها و فرصتهاي دولت نهم" كه با موضوع جايگاه ديپلماسي دانشگاه كلمبيا در صدور انقلاب اسلامي كه در ‏محل مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري روز 21 مردادماه سالجاري برگزار شد، گفته بود: "هنگامي كه ‏احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور ايران انتخاب شد و شهريور و مهر همان سال براي اولين بار در دوران رياست ‏جمهوري خود، به آمريكا آمد از من خواست به نيويورك بيايم و در نشستي كه در اين شهر برگزار شد، به بنده اظهار ‏داشت كه علت اصلي آمدنشان به نيويورك، نه تنها شركت در اجلاس سازمان ملل متحد بلكه تماس با افكار عمومي ‏آمريكا و ارتباط با مردم آنجا است تا كانالهايي براي رساندن پيام مردم ايران به گوش آمريكاييها پيدا كند‎.‎‏ در آن جلسه به ‏رئيس جمهور پيشنهاد كردم، دانشگاه كلمبيا مكاني است كه مي تواند براي سخنراني رئيس جمهور در نظر گرفته شود، ‏ولي چون در اين سفر وقت كافي وجود نداشت. اين سخنراني انجام نشد و به جاي آن، در سفر سال گذشته رئيس جمهور ‏به آمريكا اين سخنراني انجام شد. سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا اوج ديپلماسي رئيس جمهور بود[!]." اين ‏همان سخنراني کذايي [در دانشگاه کلمبيا] است که استمرار حضور احمدي نژاد در آن، صداي اعتراض تمام ايرانيان ‏را در آورد. مستند سخنراني رئيس جمهوري در دانشگاه کلمبيا و کتابي به همين عنوان از جمله طرح هايي بودند که به ‏ابتکار مولانا کليد زده شدند، حال آنکه ماجراي سخنراني در دانشگاه کلمبيا به اعتقاد اکثر کارشناسان علوم روابط بين ‏الملل يک اشتباه مسلم ديپلماتيک بود. چنان که مولانا گفته است، دعوت احمدي نژاد به کلمبيا با برنامه او بوده است، ‏البته خود احمدي نژاد معتقد است " قضيه دانشگاه کلمبيا چيزي جز مديريت امام زمان نبود."‏

برخي بر اين باورند که طرح مباحثي نظير فروپاشي امپراتوري آمريکا و ذكر اخبار به نقل از منابع موثق در آمريكا از ‏سوي دولتي ها مخصوصا احمدي نژاد، بعضا ناشي از مشاوره‌هاي مولانا به رئيس‌جمهوري است‏‎.‎‏ همچنين گفته مي ‏شود که با مشاورت وي، نظرات احمدي نژاد نسبت به اسرائيل تعديل شد. حرف هايي که پيش تر احمدي نژاد تحت ‏تاثير محمدعلي رامين مشاور يهودستيزش مي زد، کم کم به دست فراموشي سپرده شد و در مرداد آنچه را که مي ‏خواست با مشاورت مولانا از زبان مشائي بيان کرد. [يعني دوستي با مردم اسرائيل و برگزاري رفراندوم در ‏سرزمينهاي فلسطيني] يکي از نويسندگان عرصه خبر در اين باره مي گويد: "در آخرين مصاحبه ‌ام با پروفسور حميد ‏مولانا [پيش از ابراز دوستي رحيم‌مشايي به صهيونيست‌ها]، مولانا به نكاتي در مورد اسراييل و شهروندان آن گفت كه ‏البته براي چاپ حذفشان كردم.‏‎ ‎اظهارات مشاور رييس جمهور خيلي شبيه سخنان معاون او و رييس سازمان ميراث ‏فرهنگي بود‎.‎‏"‏

‎مولانا و دانشگاه؛ فعاليت هاي علمي‎

عليرغم آن که دانشگاه آمريکن در رتبه 83 دانشگاههاي آمريکا قرار دارد و چندان محل اعتنا نيست‎ ‎اما مدرسه ‏‏"خدمات بين المللي" دانشگاه آمريکن پيشينه و کارکرد خاص خود را به عنوان جايگاهي ويژه در تربيت کادرهاي بين ‏المللي به ويژه براي ايالات متحده آمريکا دارد و از جمله موسسات ‏‎ ‎تخصصي براي تربيت کادرهاي سيا، وزارت ‏خارجه، کاخ سفيد، وزارت دفاع و رسانه هاي غالب در سطح داخلي آمريکا و سازمانهاي بين المللي و متناظر ان آنها ‏در ديگر کشورها است. اين مدرسه محصول ابتکار آيزنهاور در سال 1957-58 در جريان جنگ سرد براي ايجاد يک ‏ائتلاف دانشگاهي براي تربيت کارگزاران حرفه اي در عرصه بين المللي و جايگزين دانشکده روابط بين الملل است.‏‎ ‎ده ‏سال بعد از تاسيس، رشته ارتباطات بين الملل به اين مدرسه اضافه شد. لازم به ذکر است که حميد مولانا بنيانگذار ‏رشته اول محسوب مي شود‏‎.‎‏ آنطور که مولانا درباره اين دوران مي نويسد: "تحصيلات دوره ليسانس و فوق ليسانس و ‏دكتراي من با زمان پيشرفت آمريكا مقارن است و من در يكي از دانشگاههايي هستم كه در اين زمينه پيشقدم است‎.‎‏ آنجا ‏دانشگاهي بود كه مي كوشيد نشان دهد چگونه مي توان از فرمولهاي جبر و رياضي در سياست، جغرافيا و ‏جامعه شناسي استفاده كرد. آنها مي خواستند جامعه شناسي را مثل فيزيك و شيمي علمي كنند و از طرفي هماهنگي ‏زيادي بين كارهايي كه دانشگاهها انجام مي دادند، با سياست جهاني آمريكا وجود داشت‎.‎‏"‏

آنچنان که پروفسور "شاليني ونتورلي" رئيس فعلي دپارتمان خدمات بين الملل در معرفي اين دانشگاه مي نويسد: "اکثر ‏کساني که توسط وزارت خارجه آمريکا تحت عناوين مختلف از جمله بورسهاي روزنامه نگاران، حل تعارض يا مستند ‏سازي به آمريکا برده مي شوند، ميهمان همين رشته هستند و در اين رشته تحصيل مي کنند، همچنين برنامه روزنامه ‏نگاري بين المللي و روابط بين المللي تحت قرارداد وزارت خارجه در اين رشته اجرا مي شود‏‎.‎‏" ايرانيان نيز از جمله ‏مدعوين مهم مدرسه خدمات بين الملل محسوب مي شوند. ‏

عمده فارغ التحصيلان اين دانشکده، در مناصب عالي به خدمت دولت يا شرکت هاي معتبر خارجي در آمده اند. آنچنان ‏که آمار اين دانشکده نشان مي دهد، 34 درصد فارغ التحصيلان سال 2006-07 در نهادهايي نظير بي بي سي، بنياد ‏هريتج، شارپ، اينترنشنال فاينانس، ژورنال گازت، مرکز اقتصادي جرج تون، فکر انباره هاي وابسته به محافظه ‏کاران و دموکرات و... اشتغال دارند. 31 درصد آنها در نهادهاي دولتي همچون سيا، نيروي هوايي، کارخانجات اسلحه ‏سازي، وزارت دفاع، دادگستري، اداره ماليات، سناي امريکا، سفارت ها، کاخ سفيد و 34 درصد نيز در کارهاي عام ‏المنعفه نظير مجمع کليساها، بنيادهاي حقوق بشري، احزاب سياسي، مراکز نگهداري کودکان بي سرپرست، انستيتو ‏اروپا و آمريکا و با دانشگاه هاي نظير جرج واشنگتن و... همکاري دارند.‏

مولانا بار اول پس از پايان تحصيلاتش در سال 43 به ايران بازگشته است، وي درباره اينکه چرا در ايران دانشکده ‏علوم ارتباطات را تاسيس نکرده، مي گويد: "من اولين دكتراي اين رشته بودم و بقيه افراد مثل آقاي دكتر معتمدنژاد ‏هنوز در فرانسه بودند. ايشان بعد از آن كه من درسم را تمام كردم و سردبير شدم، به ايران بازگشتند.‏‎ ‎بنابراين، كسي ‏نبود كه با وي درباره اين موارد صحبت كنم. بعد از ايشان دكتر منصفي به خارج رفتند. اما بازگشت ايشان به ايران ‏زماني بود كه من به آمريكا برگشته بودم." اما او مي گويد که پيشنهاد دانشکده روزنامه نگاري را او به مصباح زاده ‏داده است. وي در اين باره مي گويد: "من به ايشان نوشتم به جاي اينكه مؤسسه روابط عمومي درست كنيد، كارمهمتر ‏تأسيس دانشكده روزنامه نگاري است. به ايشان نوشتم، شما كساني را كه برگشتند دعوت كنيد و اين مؤسسه را به يك ‏دانشكده ارتباطات اجتماعي تبديل كنيد و اتفاقاً اين كار را هم كردند و آقاي دكتر اردلان رئيس دانشكده شد و دكتر ‏معتمدنژاد، منصفي و ديگران هم عهده دار پستهاي معاونت و استادي شدند‎.‎‏"‏

مولانا پس از انقلاب در سال 65 به ايران بازگشت، تا اگر فضا مطلوب بود جذب دانشگاه هاي ايران شود. اما فضاي ‏آن روز ايران وي را به نحوي سرخورده کرد و او ترجيح داد مجددا به آمريکا باز گردد. يکي از اساتيد علوم روابط ‏بين الملل درباره او مي نويسد: "در فضاي دانشگاهي ايران جز دانشگاه امام صادق هيچگاه‎ ‎جايگاه برجسته اي براي ‏وي در نظر گرفته نشد. شايد يکي از مهمترين عوامل بايکوت دکتر مولانا در دانشکده هاي اصلي ارتباطات و روابط ‏بين الملل در ايران، خود محور بيني و تلاش بي وقفه او در نفي تقريبا تمامي استادان ايراني و پيش کسوت ها و متهم ‏کردن آنان به بي سوادي يا غرب زدگي يا هر دو‎ ‎باشد. تحقير سرمايه هاي انساني دانش ارتباطات در ايران بي پاسخ ‏نماند؛ استاداني که خود روزي باني دعوت او به ايران بودند، به تدريج از او فاصله گرفتند و عليرغم استفاده از آثار او ‏و ديگران در درسهاي ارتباطات بين الملل و ارتباطات و توسعه، خود او را بايکوت کردند‎.‎‏ آنچه در چند سال اخير از ‏دکتر مولانا بيشتر ديده شده شرکت در بزرگداشت هاي خود و انجام سخنرانيهاي افتتاحيه و تشريفاتي بوده است. وي ‏کمتر در محافل علمي رشته خود به ارائه مقاله علمي پرداخته است.‏‎ ‎اگر چه گاه در يک روز سه جلسه سخنراني دارد و ‏در يک هفته به دعوتهاي مختلفي در چند شهر پاسخ مي دهد اما در سالهاي اخير هرگز حاضر به تدريس در يک برنامه ‏درسي منظم نشده و مباحثات دانشجويان را تاب نمي آورد و برعکس به شدت به القاي يک سويه نظرات خود تمايل ‏دارد‎.‎‏ مشکل اصلي دکتر مولانا در بخش توصيه هاي او است. مولانا به سبک سيد جمال از ضرورت تشکيل امت ‏اسلامي سخن مي گويد، اما پس از بيست سال از اين سخنان هنوز فرصت نکرده راه کاري ولو ناقص براي اين آرزوي ‏مقدس طرح کند. او بسياري از ديدگاههاي ناب امام را تکرار و نه تحليل و تدبير مي کند. در اين ديدگاه مولانا مفهوم ‏پردازي منتقد است که در ميان هم قطاران خود جايگاهي مناسب دارد. اما براي چه بايد کردها سخن چنداني براي گفتن ‏ندارد چرا که مانند ديگر همکاران خود هرگز با واقعيت سياستگذاري هاي ملي و تبعات آن درگير نبوده است."‏

‎جور شدن در و تخته‏‎‎‏

مولانا درست آنچه را مي گويد که احمدي نژاد مي پسندد و احمدي نژاد نيز همان هايي را مي گويد که مولانا بدان ها ‏راغب است. در و تخته با هم جور آمده است. مولانا با قدر شناسي از دولت به بخشي از خواسته هاي خود براي اقامت ‏در ايران و خدمت مستقيم به کشور دست يافته و احمدي نژاد هم مشاوري يافته است که با اتکاي به او مي تواند ‏رفتارهاي خود در عرصه سياست خارجي را علمي بخواند و از سوي ديگر با احترام و تمجيد از مشاورش ياد کرده و ‏همه ستايش اش را يکجا نصيب او کند. پس از سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا [که باعث اعتراض گسترده ‏جريان هاي سياسي چپ و راست شد و بسياري آن را علاوه بر اهانت به رئيس جمهور، توهين به ايرانيان دانستند] ‏مولانا، احمدي نژاد را به تنهايي يک رسانه ناميد و تاکيد کرد که امپراطوري آمريکا در حال افول است. خود وي در ‏اين باره مي گويد: "از جنبه علمي، رسانه وسيله ارتباط يک شخص با شخص ديگر، يک جامعه با جامعه ديگر، يک ‏ملت با ملت ديگر است. فکر نکنيد رسانه بايد هميشه راديو، تلويزيون و مطبوعات باشد. از جنبه علمي، اين تفکر اشتباه ‏است. رسانه مي تواند فرد، فرهنگ، زبان، نهاد و مسجد باشد. نماز جمعه هم مي تواند رسانه باشد....آقاي احمدي نژاد ‏روزنامه نيستند ولي رسانه به اين معني است که آقاي احمدي نژاد در طول رياست جمهوري و به ويژه در صحنه بين ‏المللي و در اين چهار سال که به نيويورک تشريف بردند و در سازمان ملل متحد در صحنه بين المللي حاضر شدند، ‏ايشان اين توانايي را داشت که فراسوي رسانه هاي الکترونيکي امروز با مردم رابطه پيدا کند؛...من 50 سال امريکا ‏بودم و 45 سال استاد بودم و هزاران دانشجو تربيت کردم. زماني که ستون [چشم انداز] را در ارديبهشت 1371 آغاز ‏کرديم، ستون با اين جمله آغاز شد "امپراتوري امريکا ترک خورده است". علت آن فقط شعار دادن نبود، ملاحظات ‏اقتصادي، سياسي و جامعه شناسي بود. امپراتوري ها سکته نمي کنند، ابتدا سرما مي خورند، سپس بيمار مي شوند و به ‏بيمارستان مي روند و بعد خونريزي مي کنند و به اورژانس انتقال داده مي شوند و گاهي کار آنها انجام نمي شود. 17 ‏سال پيش هم من تنها نبودم، البته ما در اقليت بوديم. زماني که مي گفتيم قدرت امريکا در حال افول است، از روي ‏ملاحظات بود ولي بر مبناي حدس نبود، زيرا اگر حدس مي زديم، استيضاح مي شديم. ما در مراجع علمي دانشگاه ها ‏بوديم‎.‎‏... اين قدرت در حال افول است، اين امپراتوري و نظام اقتصادي امريکا تنزل پيدا مي کند. به اين معنا نيست که ‏فردا همه چيز فرو پاشيده مي شود و آمريکا از بين مي رود و در نيويورک چيزي نخواهد بود، بلکه به اين معنا است که ‏ديگر ابرقدرت باقي نمي ماند. الگوي اقتصادي دنيا را اداره مي کند که به مدت چند دهه پس از جنگ دوم بين المللي، ‏الگوي اقتصادي امريکا بوده است، اين الگوي اقتصادي در حال تزلزل است‎.‎‏"

دکتر حسام الدين آشنا در باره علت نزديکي روابط احمدي نژاد و مولانا مي نويسد: "او و دکتر احمدي نژاد عميقا ‏يکديگر را باور کردند و به کشف دغدغه هاي مشترک پرداختند. او در جريان مبارزات انتخاباتي سخنان خود را از ‏زبان احمدي نژاد مي شنيد و او را تنها اميد بازگشت به اصالت انقلاب و جبران کننده کج رويهاي دوران اصلاحات ‏تلقي مي کرد. ازطرف ديگر دکتر احمدي نژاد هم از جهتي ديگر به دکتر مولانا شباهت دارد. دانشگاهيان چندان او را ‏جدي نگرفته اند و سياست خارجي او منتقداني در درون حاکميت دارد. آنچه رئيس جمهور مي خواست يک مشاور و ‏تاييدکننده قوي و آنچه مولانا مي خواست يک مسلمان پاک باخته و اهل عمل بود. مولانا با جديت و نه از روي ريا ‏کاري معتقد است فهم احمدي نژاد از شرايط ايران و جهان از تمام دانشمندان علوم سياسي و اجتماعي ايران برتر است ‏چرا که عقايد او با مولانا منطبق است و رفتارش صريح و قاطع است‎.‎‏"‏

مازيار رادمنش

+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 18:9 |
تلاش شبکه های ماهواره ای برای تخریب خاتمی Print This Page!!!

همزمان با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری و در حالی که سید محمد خاتمی نامزد بالقوه اصلاح طلبان و رییس جمهور پیشین ، هنوز موضع خود را درباره حضور یا عدم حضور در عرصه انتخابات آتی ریاست جمهوری اعلام نکرده است، تلاش شبکه های تلویزیونی ماهواره ای خارج از کشور برای تخریب چهره خاتمی و دلسرد کردن مردم از حضور در انتخابات آتی ریاست جمهوری افزایش یافته است.

به گزارش عصر ایران این تخریب ها در حالی است که حتی برخی از این شبکه ها با نواختن خاتمی با عناوین توهین آمیزی چون " خائن " و " ترسو " تلاش دارند تا رای دادن به خاتمی را بی نتیجه جلوه دهند.
حتی برخی از این شبکه ها پا را فراتر گذاشته و در برنامه های مختلف خود به طور تلویحی و القایی و برای ایجاد اختلافات داخلی در حکومت، اعلام می کنند که حضور احمدی نژاد بر منصب ریاست جمهوری را بر حضور خاتمی در صحنه ترجیح می دهند.

در یکی از این شبکه ها هنگامی که مجری برنامه که خود را رهبر یک جنبش مردمی(!) می خواند در مقام پاسخ به تلفن بیننده ای درباره رای دادن به خاتمی قرار گرفت،آنچنان برافروخته شد که اعلام کرد که "هر کس به خاتمی رای دهد به ایران و ایرانی خیانت کرده است".این در حالی است که همین مجری تلویزیونی هیچ گاه در سخنان و برنامه های خود چنین تعابیری را علیه هیچ یک از نامزدهای بالقوه و بالفعل به کار نبرده است.

این شبکه ها با طرح این حمایت ها یا تخریب ها تلاش دارند تا مردم را از حضور در انتخابات آتی ریاست جمهوری دلسرد کنند. از این رو نه تخریب خاتمی از سوی این شبکه ها را می توان چندان واقع بینانه ارزیابی کرد و نه سکوت و عدم تخریب دیگر کاندیداها و نامزد های بالقوه را می توان در حکم حمایت دانست. به نظر می رسد این شبکه های ماهواره ای با احساس احتمال حضور گسترده مردم در عرصه انتخابات آتی ریاست جمهوری که می تواند یک حماسه دیگر همچون دوم خرداد 1376 بیافریند،تلاش خود را برای مانع شدن از تحقق این امر به وسیله تبلیغات جهت دار و دلسرد کننده،به شدت افزایش داده اند.

اما نکته مهم این است که با نزدیک تر شدن به زمان برگزاری انتخابات آتی ریاست جمهوری تلاش این شبکه ها برای تخریب خاتمی بیش از دیگر نامزد های بالقوه و بالفعل به چشم می خورد.گو اینکه آنها احساس کرده اند که رییس جمهور پیشین از پرده تردید به در آمده و احتمالا اعلام کاندیداتوری خواهند کرد.

+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 18:7 |
اخبار ويژه روزنامه هاي 16 ديماه 87 

 
فلاحيان: شايد از قاليباف حمايت كنم
سرمايه: فلاحیان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه شنیده شده است شما از کاندیداتوری قالیباف حمایت می کنید، گفت: قالیباف با من صحبتی نکرده است ولی احتمال حمایت از ایشان وجود دارد.

نامه كانديداي ردصلاحيت شده رشت به جنتي
اعتماد ملي: احمد رمضانپور نماينده سابق رشت و كانديداي رد صلاحيت‌شده دوره‌هاي هفتم و هشتم و رئيس بنياد باران گيلان اخيرا با نگارش نامه‌اي به آيت‌الله جنتي دبير شوراي نگهبان، نسبت به رد صلاحيتش اعتراض كرده و خواستار رسيدگي به نحوه بررسي صلاحيتش شده است. او در اين نامه تاكيد كرده كه سرپرست سابق دفتر نظارت و بازرسي بر انتخابات گيلان در يك دوره از انتخابات رقيبش بوده و به همين جهت بدون دليل و مدرك نسبت به رد صلاحيتش اقدام كرده است. ‌

اظهارات محسن هاشمي
خراسان: محسن هاشمي مدير عامل مترو در واكنش به سخنان الهام گفت: آمارهاي ارائه شده از طرف غلامحسين الهام نه كمك دولت به مترو كه ايده‌آل‌هاي مصوب مجلس است و پرداخت آنها تكليف دولت. ارقامي كه الهام آن را افزايش صد درصدي پرداخت به مترو مي‌خواند، مبالغي است كه مترو هيچ‌گاه آنها را دريافت نكرده است.
انتقاد پروين احمدي‌نژاد از شهرداري
سرمايه: پروین احمدی نژاد با بیان اینکه «در بحث کمک های دولت نهم به مترو تهران نیز مانند خیلی از موضوعات دیگر برخورد سیاسی می شود»، تاکید کرد: «برخورد با کمک های دولت به مترو تهران همچون مباحثی که در بحث آلودگی هوا و ترافیک مطرح می شود، کاملاً سیاسی است.» وی در خصوص اینکه رقم دقیق افزایش کمک های دولت به مترو تهران چقدر است، گفت: «رقم دقیق را در ذهن ندارم اما در نامه ای از تبصره 13 آمار دقیق را خواستیم که بیانگر حقایقی از کمک های دولت به مترو تهران است.» وی با بیان اینکه «مسوولان شهرداری برخی اوقات گفته اند که اصلاً چیزی به ما داده نشده، خاطرنشان کرد: «هرگز اینطور نبوده و دولت کاملاً به اجرای قوانین پایبند است.»

طرح نو مجلس براي معاون رئيس‌جمهور
اعتماد: تعدادي از نمايندگان مجلس در حال تهيه طرحي هستند تا بتوانند بر معاون اول رئيس جمهور نظارت کنند. به گزارش عصر ايران بنا به اين طرح رئيس جمهور موظف است معاون اول خود را هنگام راي اعتماد به مجلس معرفي کند. در صورت تصويب اين طرح نمايندگان مي توانند معاون اول رئيس جمهور را مورد سوال و استيضاح قرار دهند. گفته مي شود مجلس در همين راستا درصدد است زمينه نظارت رئيس مجلس بر معاونان رئيس دولت را فراهم کنند.

بيانيه وزارت علوم عليه تحكيم وحدت
خورشيد: روابط عمومي وزارت علوم با صدور اطلاعيه‌اي ضمن غيرقانوني خواندن طيف علامه دفتر تحكيم وحدت، بيانيه اخير اين طيف درباره غزه را محكوم كرد. در اين اطلاعيه آمده است: روابط عمومي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در پاسخ به اعتراضات صورت گرفته توسط اساتيد، آحاد دانشجويان و تشكل‌هاي مختلف دانشجويي كشور درباره اطلاعيه طيف علامه دفتر تحكيم وحدت پيرامون فاجعه خونبار غزه اعلام مي‌كند كه حركت اخير اين طيف غيرقانوني و محكوم است و به هيچ عنوان قابل توجيه نيست.

تجمع تاكسي‌داران مقابل فرمانداري اردبيل
اعتماد ملي: رانندگان تاكسي‌هاي ون در اردبيل، ديروز با خودداري از ارائه خدمات و متوقف كردن خودرو خود در مقابل فرمانداري اردبيل تجمع كرده و خواستار حل مشكلات صنفي‌شان شده‌اند.

نامه همسر خاتمي به همسر پادشاه قطر
سرمايه: در پی ارسال پیام تبریک عید قربان از سوی همسر پادشاه قطر به همسر سید محمد خاتمی، وی به این پیام پاسخ داد. زهره صادقی، در این نامه تاکید کرد ه است: «امروز همه باید علیه جنایات غزه فریاد بزنیم و مظلومیت این ملت را به گوش جهانیان برسانیم.»

فيلم مديران بانكي هم درآمدند
اعتماد: يک خبرگزاري منتسب به اصولگرايان از حاشيه هاي سفر کاري چند تن از مديران ارشد يکي از بانک ها خبر داد. حضور در مجالس و صرف غذاهاي مفصل با هزينه دولتي از سختي هاي اين سفر کاري بوده است. اين خبر مي افزايد؛ فيلم حضور اين افراد در محافل آنچناني و دور از شأن اسلام نيز موجود است که در اختيار مسوولان قرار مي گيرد.

سفر خانوادگي يكي از مديران ايرنا به هند
اعتماد ملي: يكي از مديران خبرگزاري وابسته به دولت به همراه خانواده خود سفري به كشور هند داشته كه اين سفر براي او ماموريت محسوب شده است. همچنين شنيده شد كه اين فرد در سفر به هند، نحوه تحصيل در اين كشور را بررسي كرده تا به هنگام معرفي به‌عنوان رئيس دفتر خبرگزاري همزمان به ادامه تحصيل بپردازد.

+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 18:5 |
اخبار ويژه روزنامه هاي 14 دي ماه 87 به اين شرح است:
رئيس ستاد انتخاباتي احمدي‌نژاد مشخص شد؟
صداي عدالت: مجتبي هاشمي ثمره مشاور عالي رئيس‌جمهور، سكان هدايت ستاد انتخاباتي دكتر احمدي‌نژاد را در دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري بدست خواهد گرفت. گفته مي‌شود هاشمي ثمره به دليل عدم اشتغال در سمت اجرايي به عنوان گزينه اول براي رياست ستاد انتخاباتي دكتر احمدي‌نژاد مطرح است، پيش از اين مسعود زريبافان و اسفنديار رحيم مشايي به‌عنوان گزينه‌هاي رياست ستاد انتخاباتي دكتر احمدي‌نژاد در دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري نام برده مي‌شد.


انتقاد كرباسچي از تعطيلي كارگزاران
اعتماد: دبير کل حزب کارگزاران سازندگي از تعطيلي روزنامه کارگزاران ابراز تاسف کرد. کرباسچي طي مصاحبه‌اي با راديو گفت و گو اظهار داشت؛ تعطيل کردن روزنامه ها به اين شکل جز تبليغات عليه نظام و صادر کردن نيروهاي فرهنگي به خارج از کشور هيچ نتيجه‌اي ندارد.

داماد ولايتي از ايسنا رفت
اعتماد ملي: محمدرضا جعفرآقايي، داماد علي‌اكبر ولايتي كه بيش از دو ماه پيش با حكم مدير عامل ايسنا به عنوان سرپرست اداره اخبار فرهنگي – هنري خبرگزاري دانشجويان ايران منصوب شده بود، يك ماهي است بدون اطلاع در محل کار حاضر نمي شود. يکي از مهم ترين علل قطع همکاري آقايي با خبرگزاري ايسنا اين شرط کمال رحيميان، مديرعامل ايسنا بوده است که او عدم نياز خود را به خبرنگاران فعلي فرهنگي و هنري که اکثر آنها اصلاح طلب يا مستقل هستند اعلام کند تا خبرنگاران اصولگرا و حامي دولت جايگزين آنها شوند، که جعفر آقايي چنين شرطي را قبول نکرده است.

اعلام ورشكستگي قريب‌الوقوع تاليا؟
صداي عدالت: شركت تاليا به زودي ورشكستگي خود را رسما اعلام مي‌كند و سرويس‌ گيرندگان خود را به يكي از شركت‌هاي بزرگ ارتباطي، واگذار مي‌كند. كمبود شديد كارت‌هاي شارژ تاليا و عدم ارائه سرويس‌دهي مناسب از سوي اين شركت به دليل عدم توان رقابت با همراه اول و ساير سرويس‌دهندگان تلفن همراه از جمله دلايل ورشكستگي تاليا عنوان شده است.

كمك مالي به غزه با اس‌ام‌اس
اعتماد: سامانه ارسال اس ام اس براي مردم غزه راه اندازي شد. مشترکان دائمي سيم کارت هاي همراه اول براي مشارکت در کمک به مردم غزه، رقم مورد نظر خود را به تومان به شماره اعلام شده ارسال مي کنند. شرکت ارتباطات نيز اين مبلغ را جمع و براي مردم غزه ارسال مي کند و مبلغ مورد نظر در نخستين قبض ارسالي براي مشترک براي دريافت درج مي شود.

اعتراض به پلمپ كانون مدافعان حقوق بشر
اعتماد ملي: بيش از 500 تن از فعالان جامعه مدني و جنبش زنان با صدور بيانيه‌اي به پلمپ دفتر كانون مدافعان حقوق بشر اعتراض كردند. آنها خواستار لغو هرچه سريعتر پلمب اين دفتر و ادامه فعاليت‌هاي اين كانون شدند.

محكوميت يك فعال سياسي به يك سال حبس
اعتماد ملي: احمد دانش‌پذير، فعال سياسي كه در بهمن ماه سال گذشته در منزلش بازداشت شده بود، از سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران، به اتهام تبليغ عليه نظام و با استناد به ماده 500 قانون مجازات اسلامي به تحمل يك سال حبس تعزيري محكوم شد.

تهران امروز دوباره منتشر مي‌شود
صداي عدالت: دادگاه عمومي تهران و دادگاه تجديدنظر استان تهران، حكم هيات نظارت بر مطبوعات مبني بر لغو روزنامه تهران امروز را باطل كرده‌اند. در پي تصميم فوق‌العاده هيات نظارت بر مطبوعات مبني بر لغو امتياز روزنامه تهران امروز، شعبه 27 دادگاه عمومي تهران به موضوع رسيدگي و پس از استماع دفاعيات طرفين، تصميم هيات نظارت بر مطبوعات را باطل و غيرقانوني اعلام كرد... با عنايت به قطعي بودن احكام دادگاه‌هاي تجديدنظر، روزنامه تهران امروز مشكل قانوني براي انتشار نخواهد داشت.
+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 18:5 |
اخبار ويژه روزنامه هاي اول دي ماه 87

 اخبار ويژه روزنامه هاي اول دي ماه 87 به اين شرح است:
ادعاي ارسال پيامك‌ها توسط مخالفان دولت
كارگزاران: یكی از سایت‌های خبری اصولگرا از شناسایی «یك تیم ارسال‌كننده پیامك‌های تخریبی علیه برخی مسوولان به‌خصوص مدیران دولت نهم» خبر داده است. مراحل برخورد قضایی با این تیم در حال طی شدن است. این سایت خبری ادعا كرده كه «این تیم، از طرف یك گروه سیاسی مخالف دولت حمایت می‌شود».


اختلاف احمدي‌نژاد با دومين وزير اقتصاد
اعتماد ملي: اختلا‌ف ميان احمدي‌نژاد و وزير اقتصاد بر سر اجراي طرح تحول اقتصادي بالا‌ گرفت. اخيرا وزير اقتصاد نسبت به نحوه اجراي طرح تحول اقتصادي منتقد شده و به همين دليل هم تاكنون لا‌يحه طرح تحول اقتصادي به مجلس ارائه نشده است. وي افزود حسيني اين انتقاد خود را از نحوه اجراي طرح تحول اقتصادي به رئيس‌جمهور هم منتقل كرده كه با واكنش احمدي‌نژاد روبه‌رو شده است. ‌

جمع‌آوري اسناد عليه خودي‌ها
اعتماد: در حالي که خبرهاي بسياري از چند دستگي ميان نزديکان و بزرگان هيات دولت حکايت دارد، برخي شنيده ها از اتفاقات تازه‌اي در اين باره حکايت دارد. اين اختلافات که پس از اظهارات يکي از معاونان رئيس جمهور و نيز ماجراي کردان به اوج رسيده است، برخي از نزديکان و مديران دولتي را بر آن داشته تا نسبت به تعدادي از مديران پر حاشيه اقدام به جمع آوري اسناد و مدارک براي ارائه به رئيس جمهور کنند. اين اقدام پس از آن صورت مي گيرد که اين دولتمردان ترس از آن پيدا کرده اند که چنين مواضعي از سوي برخي مديران دولتي شخصيت رئيس جمهور و دولت نهم را تحت الشعاع قرار دهد بنابراين براي جلوگيري از چنين موضوعي، نگراني هاي خود را به مقامات دولتي منتقل کرده و درصدد مستند کردن گفته ها و مواضع خود هستند.

توقيف فعاليت سايت حاميان ميرحسين
كارگزاران: سایت خبری تحلیلی «كلمه‌» كه منتسب به جریان فكری نزدیك به میرحسین موسوی است، به‌فاصله كمتر از یك هفته از آغاز فعالیت خود، از دسترس كاربران فضای مجازی خارج شد. این اتفاق درحالی رخ داد كه حامیان میرحسین موسوی امید داشتند با فعال شدن این سایت، احتمال نامزدی وی را اندكی پررنگ نشان دهند. گردانندگان این سایت، تاكنون توضیحی از دلایل سیاسی یا فنی احتمالی این اتفاق ارائه نكرده‌اند.

پورمحمدي: فرم اطلاعات اقتصادي را پر نكردم چون موافق منطقش نبودم
سرمايه: رئیس سازمان بازرسی کشور در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا جنابعالی فرم اطلاعات اقتصادی را پر کرده اید یا خیر، اظهار داشت: « خیر. بنده این فرم اطلاعات اقتصادی را پر نکردم شاید به قول دوستان فرصت نکرده ام اما در حقیقت چون نسبت به این طرح توجیه نبودم و با منطق طرح موافقت نداشتم آن را پر نکردم.»

طرح گزارش منفي
وطن امروز: برنامه برخي گروه‌هاي اصلاح‌طلب، به نام گزارش منفي با تخريب عملكرد دولت نهم تا اطلاع ثانوي اجرا نمي‌شود.
اين برنامه براساس تصميم چندماه پيش كميته انتخابات اصلاح‌طلبان تدوين شده بود كه در آن قرار شد، گزارشي از آمار و ارقام مربوط به عملكرد و اقدامات دولت احمدي‌نژاد به صورت تطبيقي با احكام برنامه چهارم و اهداف چشم‌انداز 20 ساله تهيه و به مقامات عالي‌رتبه سياسي و مذهبي كشور ارائه شود تا آنها نتيجه بگيرند در دولت نهم از برنامه‌هاي پيش‌بيني شده و مصوب فاصله گرفته شده است. اما پس از آنكه كارشناسان اقتصادي كميته انتخابات به مستندات و محاسبات عددي «گزارش منفي» ايرادات اساسي وارد كردند، پروژه مذكور تا اطلاع ثانوي متوقف شده است.

جاسبي شخصاً دستور اخراج فرزندم را صادر كرد
قدس: عباس سليمي نمين، مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ معاصر ايران مدعي شد: آقاي جاسبي فرزند بنده را كه هيچ ربطي به انتقادات من از مديريت دانشگاه آزاد ندارد، از دانشگاه اخراج كرده است و حتي مدرك ليسانس وي را هم مفقود كرده و برخي از عناصر دلسوز كه پيگير موضوع شده‌اند، اعلام كردند كه آقاي جاسبي شخصاً دستور اخراج فرزند من را صادر كرده است.

سخنان تازه امام جمعه شيراز
اعتماد: امام جمعه شيراز با تاکيد بر لزوم مقابله با فرهنگ غرب گفت؛ دليل دفاع از رئيس جمهور شجاعت، حرف ها و موضوع گيري هاي تند و فلفلي رئيس جمهور است. محي الدين حائري شيرازي با بيان اين مطلب در چهارمين جلسه از سلسله نشست هاي «بايسته هاي خانواده از ديدگاه قرآن کريم»، افزود؛ مسلمان بايد با حرف هاي جگرسوز خود فرهنگ غرب را مثله کند و از اين رو آخوند نيز بايد مانند اهل بيت زبان گزنده و قدرت تشر داشته باشد... در فرهنگ اسلامي و قرآني بر لزوم توجه به عفت زن تاکيد شده است... وقتي خانمي چادر به سر مي کند، يعني مي خواهد به مردان نامحرم بگويد من نيازي به اينکه شما به من نگاه کنيد و با اين نگاه لذت ببريد، ندارم. [با اشاره به پوشش نامناسب برخي زنان] اين کار اين زنان نيز يعني اي مردان نامحرم من محتاج هستم که به من نگاه کنيد و به همين خاطر لباس تنگ مي پوشم... زنان جامعه اسلامي بايد شأن خود را حفظ کنند و بدانند که حجاب يعني اقتدار و بي حجابي يعني اينکه فرد داراي ضعف‌هايي است و به ناچار التماس مي کند ايها الناس يک نگاه...


بازداشت رئيس بنياد علوي در نيويورك
اعتماد ملي: پليس فدرال آمريكا فرشيد جاهدي رئيس بنياد علوي در نيويورك را به ظن نابود كردن اسنادي در ارتباط با روابط بنياد علوي با بانك ملي ايران و مالكيت يك مجتمع اداري در منطقه منهتن نيويورك بازداشت كرده است. مقامات آمريكايي مي‌گويند كه بخشي از هزينه‌هاي ساخت بناي شركت آسا در نيويورك با وام بانك ملي ايران تامين شده و به طريقه شراكتي، توسط بنياد علوي در نيويورك تاسيس شده است.

برگزاري همايش مچ‌اندازي
اعتماد: نخستين همايش مچ اندازي استان مازندران با حضور مسوولان کشوري و استاني در رامسر برگزار شد. نايب رئيس هيات بدنسازي و پرورش اندام شهرستان در اين همايش به اهميت اين ورزش اشاره کرد و گفت؛ اين ورزش يکي از ورزش هاي پر شور و هيجان و پيچيده است که متاسفانه در اذهان عمومي ورزش ساده‌اي به حساب مي آيد در صورتي که ريشه‌اي سنتي داشته و براي ابراز قدرت از گذشته ها به يادگار مانده است.

جنگ قدرت در روزنامه ميلياردي
كارگزاران: اخباری از جنگ قدرت و اختلاف در روزنامه دولتی «خورشید» كه با هزینه میلیاردی و استفاده از منابع مالی سازمان تامین اجتماعی راه‌اندازی شده، در سایت‌های اینترنتی منتشر شده است. در این زمینه، یك سایت همسو با دولت از «ضرب‌وشتم دو خبرنگار این روزنامه توسط یكی از دبیران» خبر داده و نوشته كه وی حین ضرب و شتم این دو خبرنگار گفته: «اصلاح‌طلبان کثیف! آمده‌اید اینجا تا اخبار ما را بیرون ببرید!». این سایت خبری همچنین نوشته كه محسن احمدی، رئیس شورای سیاستگذاری خورشید، با ورود محمد جعفر بهداد و کاوه اشتهاردی به روزنامه برخی از مسوولیت‌ها و اختیارات خود را از دست داده است و لذا تصمیم گرفته از سمت خود استعفا دهد.

كمبود شديد گاز در خوزستان
سرمايه: به دنبال کمبود شدید سیلندر گاز در خرمشهر در دو روز گذشته، قیمت گاز و سیلندر گاز به ویژه شرکت «ایران گاز» به هر کپسول، سه هزار تومان رسید. از نخستین ساعت بامداد دیروز (شش صبح) صفوف طولانی مردم در مقابل جایگاه های سبدی گاز، در حالی که سرمای شدیدی در منطقه حاکم است، تشکیل شده است.مردم با انتقاد از وضع پدید آمده، می گویند، چرا باید ابتدایی ترین مسائل گریبانگیر آنها شود. آنها همچنین با مخاطب قرار دادن رئیس جمهوری از حضور نیافتن او در خرمشهر به خاطر تحقق نیافتن وعده هایش به شدت انتقاد کردند.

بازداشت يك روزنامه‌نگار در كرمانشاه
اعتماد ملي: ‌يك روزنامه‌نگار كرمانشاهي به اتهام انتشار كاريكاتوري از محمود احمدي‌نژاد 24 ساعت را در زندان گذراند. مديرمسوول هفته‌‌نامه غرب در اين رابطه گفته به دنبال عدم اولويت دادن رئيس‌جمهور براي سفر به كرمانشاه، كاريكاتوري چاپ شده است كه در آن احمدي‌‌نژاد دست خود را داخل جعبه‌‌اي كرده كه اسامي تمامي استان‌‌ها در آن نوشته شده است. به گفته وي، به دنبال چاپ اين طرح، وي با شكايت مدعي‌‌العموم به دادسراي عمومي و انقلا‌ب كرمانشاه احضارشده و بازپرس قرار بازداشت او را صادر كرده و وي 24 ساعت را در بازداشت به سر برده است. ‌

مقايسه رايس با معاويه
كارگزاران: آیت‌اللله یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سفر اخیر وزیر امور خارجه آمریكا به منطقه خاورمیانه با هدف به رسمیت شناساندن اسرائیل را به سفر معاویه به مدینه تشبیه كرد. وی كه دیروز در جمع مبلغان حوزه علمیه ‏قم سخن می‌گفت، با اشاره به سفر خاورمیانه‌ای رایس توضیح داد: معاویه هم با عوام‌فریبی در طول 40 سال بسیاری از افراد را از میدان بیرون كرد و پس از انعقاد ‏صلح با امام حسن(ع) این تفاهمنامه را زیر پا گذاشت و یزید را به عنوان جانشین خود معرفی كرد.‏

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 0:31 |

پيامي نو براي گنجشکک

عيسي سحرخيز Aftab_iran@yahoo.com ‎ ‎ - یکشنبه 1 دی 1387 [2008.12.21]

 

درست ده ماه پيش در چنين روزي، در زمان صدور حکم قطعي مرگ روزنامه ي "جمهوريت" به اين موضوع اشاره ‏کردم که نظام تا اطلاع ثانوي اجازه ي کار روزنامه نگاري و فعاليت مطبوعاتي به "عماد الدين باقي" نخواهد داد. ‏

اکنون بايد چنين مرثيه اي را براي داماد خوش فکر و خوش قلمش محمد قوچاني خواند تا بداند تا زمان تغيير شرايط ‏سياسي کشور بايد فکر روزنامه نگاري به سبک گذشته را از مخيله اش بيرون کند، يا اگر به اين حرفه معتاد شده است ‏و بر تداوم اين کار پابرجا است، با ياري محمد عطريانفر، تيم شان شيوه اي نو و بديع برگزيند.‏

اکنون اگر اوضاع سياسي پيچيده تر از پارسال نباشد و اقتدارگرايان در مخمصه اي بدتر گير نکرده باشند، آن ها شرايط ‏شان از منظر داخلي يا اوضاع خارجي بهتر از روزهاي پاياني بهمن 86 نيست که داس تيز مرگ را بر گردن روزنامه ‏ي جمهوريت فرود آوردند تا تيمي ديگر از روزنامه نگاران را از صحنه خارج کنند.‏

‏ اين بار نيز بهانه ي لغو امتياز، پافشاري بر اجراي ماده ي 16 قانون مطبوعات توسط هيات نظارت است. تنها نام ‏نشريه از جمهوريت تغيير يافته است به "نيمروز" و تيم مطبوعاتي از ياران باقي تبديل شده اند به همکاران محمد ‏قوچاني، داماد جوانش. روزنامه نگاري که ماه پيش وقتي پيامي جديد، اما جدي تر را پس از سلسله توقيف هاي گذشته ‏پيش روي خود ديد، چندان که بايد به آن توجه نکرد و از "آينده نو" به سمت "نيمروز" خيز برداشت تا چون گذشته در ‏کنار محمد عطريانفر در صحنه ي مطبوعات باقي بماند و بمانند. اگر اين بار روزي يک شماره "شرق" راهي دکه ‏هاي مطبوعات نمي کنند، به همان اوضاع اخير بسنده کنند و باز جايگزيني هفتگي بيابند براي "شهروند امروز".‏
‏ ‏
اما آنچه که اکنون نبايد ناديده گرفته شود اين است که حال پيام روشن است و کاملا شفاف، هر چند غيرقانوني و در ‏تضاد آشکار با قانون اساسي: "تيم عطريانفر- قوچاني ديگر حق فعاليت مطبوعاتي ندارند". ‏

پيامي که اولين بار به جرم دگرانديشي و تبديل شدن به حلقه ي اصلي وصل تمام ايرانيان و اصلاح طلبان براي تيم ‏معروف به "جامعه" فرستاده شد که با توس، عصرآزادگان، نشاط و در کنارش اخبار اقتصاد و دانستني ها و گوناگون ‏هم تا مدتي به حيات خود ادامه دادند و حتي تا راه انداختن موسسه ي انتشاراتي "جامعه ايرانيان" نيز پيش رفتند که پس ‏از لاک و مهر دفتر "جامعه" نيمه شبي "دزدهاي خانگي" به دفترش زدند تا مدارک و اسناد لازم را جمع آوري کنند و ‏در بازجويي ها از آن ها عليه محمود شمس الواعظين، باقر ولي بيک و ... بهره بگيرند!‏

پيامي که با فاصله ي اندک براي تيم معروف به "صبح امروز" که اسرار هويدا مي کرد نيز فرستاده شد. تيمي که به ‏نوعي به دولت خاتمي منتسب بود و عصرها "آفتاب امروز" را هم در دکه هاي مطبوعاتي داشت و بعدها به نوعي ‏بهار و بنيان، دوران امروز و آئينه جنوب و نوسازي و ... را. اين بار آدم ربائي نيز به ماجراي توقيف هاي مکرر و ‏مداوم افزوده شد تا شايد اطلاعاتي بيشتر و کاراتر براي برخوردهاي شديدتر با دست اندرکاران اين نشريات به دست ‏آيد!‏

پيام بعد براي تيم "سلام" بود که اکنون در هويت "جبهه مشارکت ايران اسلامي" و روزنامه ي "مشارکت" جلوه اي ‏ديگر يافته بود و در کنار خود ماجراي کوي دانشگاه را داشت ومسائل مجلس ششم و حکم حکومتي را نيز. و بعدتر با ‏‏"نوروز"، "ياس نو"، "وقايع اتفاقيه" و ... حضوري ديگر در فضاي مطبوعاتي کشور.‏

در اين ميان نبايد تيم روزنامه ي "خرداد" را فراموش کرد که وزير استيضاح شده ي خاتمي را در جايگاه مدير مسئول ‏در کنار خود داشتند و سپس فتح را راهي دکه هاي مطبوعاتي کردند. مکاني که با بالا گرفتن داستان توقيف هاي فله اي ‏بعد ها دفترش جايگاه و محل اميد آن گروه از روزنامه نگاران نشريات تعطيل شده اي شد که هنوز دل به ماندن و ادامه ‏ي کار در اين حرفه بر اساس تئوري "بقا" داشتند، در هر شکل و شمايل و تحت هر شرايط و فشاري؛ ويژه نامه ‏همشهري، جمهوريت، شرق، اعتماد، هم ميهن و... جمعي که بعد محدودتر و محدودتر شدند و ماندند در کنار "محمد ‏عطريانفر" به عنوان رئيس شوراي سياستگزاري و "محمد قوچاني" در هويت سردبير و يادداشت نويس.‏

اما اکنون اين دو فرد سخت کوش و پرتلاش با شرايطي جديد و پيامي جدي مواجهند. اين بار پيام مستقيم است و کاملا ‏شفاف، آن هم در آستانه ي انتخابات رياست جمهوري خرداد 88 : "تيم بي تيم"؛ يا خانه نشين شويد و از خير کار ‏روزنامه نگاري به شيوه ي مرسوم بگذريد، يا چون بسياري براي ادامه ي کار راهي ديار فرنگ شويد، يا نه به کار ‏در همين سايت هاي خبري و وب ولاگ هاي تحت فشار دل خوش کنيد. همان هايي که مشغول تدارک سازوکارهاي ‏لازم براي زدن و نابود کردن شان هستيم!‏

شيوه ي بكارگرفته شده عليه تيم جديد هدف قرار گرفته شده همان است که در مورد ديگر تيم ها بود و با همان پيام ‏مشخص: از اين به بعد دست روي هر نشريه اي که بگذاريد يا در همان نطفه خفه شان مي کنيم يا در همان شماره هاي ‏اول توقيفشان مي سازيم؛ پيش از انتشار يا در روزهاي اول کار! چون "نوسازي"، "آريا"، "جمهوريت"، "هم ميهن"، ‏‏"آينده نو" و... ‏

تنها تفاوت بارز در اين ماجرا، در تبديل "حاکميت دوگانه " است به "حاکميت يک پارچه و يک دست" و در کنارش ‏محوريت يافتن وزارت ارشاد و هيات نظارت بر مطبوعات به عنوان عامل و مجري تا اطلاع ثانوي، به جاي نقشي ‏محوري که پيش از اين قوه ي قضائيه و دادستاني ايفا مي کردند.‏

اين در شرايطي است كه روال هيات نظارت در دوران اصلاحات بيشتر اين بود كه نشرياتي كه به حكم دادگاه توقيف ‏موقت يا به توصيه ي مقام قضايي منتشر نمي شده اند، تا روشن شدن وضعيت و بيرون آمدن از شرايط بلاتكليفي از ‏شمول ماده 16 قانون مطبوعات مستثني باشند، اکنون اوضاع به کلي دگرگون شده و اين نهاد خود شخصا حکم مرگ ‏قطعي را صادر مي کند. کافي است که مدير مسئول به سمت و سوي تيمي به اصطلاح "مسئله دار"- از آن دست که ‏شرحش رفت- نزديک شود تا طناب دار را زودتر بر گردن روزنامه يا مجله ي خود ببيند. آن هم به اين صورت که در ‏ابتدا باب مذاکره را با او باز مي کنند و حتي از دادن وعده و وعيد نيز ابايي ندارند تا هر چقدر که مي توانند از برنامه، ‏نيت و تيم همکارش آگاه شوند. در واقع، مذاكرات اداري و قانوني دامي مي شود بر سر راه مدير مسئول بي نوا تا در ‏زمان مناسب صيدي دست و پا بسته شود در تله ي اين ماده ي به اصطلاح قانوني، در خصوص عدم انتشار به موقع و ‏مستمر.‏

نكته ي درخور تعمق در اينجا نقش "نماينده مديران مسئول" در هيات نظارت بر مطبوعات است كه به تبع بايد چون ‏اسلاف خويش، در عمل نقش "وكيل مدافع مطبوعات" را بازي كند، نه مدعي العموم، دادستان و حتي گاه مجري حكم ‏اعدام. اما متاسفانه با نقشي كه جريان مسلط در نهادهاي مطبوعاتي بازي كرده اند، آقاي حسين انتظامي را در جريان ‏انتخاباتي استصوابي بر اين پست برگماشتند تا در عمده موارد به ويژه نشريات مستقل، دگرانديش و اصلاح طلب به ‏زيان مديران اين مطبوعات راي دهد، در جهت منافع حاكميت عمل كند و خود جا پايش را در پله هاي نردبان ترقي ‏محكم سازد.‏

فردي كه سابقه و نحوه ي عملكردش در موارد گوناگون براي بسياري از مديران مطبوعات و روزنامه نگاران كشور ‏روشن بود؛ در پست مديركل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد در دوران پيش از اصلاحات، مامور رسمي سانسور و ‏تعطيلي غيرقانوني روزنامه ها و مجلات. نقشي که در دوران حکومت احمدي نژاد، در جايگاه مسئول رسانه اي و ‏سخنگوي شوراي امنيت ملي نيز ايفا شد. مقامي كه وظيفه ي اصلي اش صدور بخشنامه هاي خاص، حاوي مطالب و ‏دستورالعمل هايي دائر بر ممنوعيت مديران نشريات و روزنامه نگاران از انتشار اخبار و گزارش هاي مورد نياز ‏افكار عمومي بود، در شکل و شمايل فرمايشي در حهت تحكيم و تشديد سانسور و خودسانسوري كه اهالي رسانه را از ‏انجام كامل رسالت مطبوعاتي و وظيفه ي خطير ملي شان منع مي کرد و از اطلاع رساني درست، شفاف و روشن ‏برحذر مي داشت.‏

فردي که اينک با اتکا به راي نسبتا بالايي که چند ماه پيش با وعده و وعيد به دست آورد، اکنون حتي ابايي ندارد که در ‏مصاحبه ي مطبوعاتي بگويد که اهل "مذاکره است و معامله" و "حکم توقيف مطبوعات" و "لغو امتياز نشريات" را با ‏سازوکارهاي خلاف اصل 168 قانون مطبوعات- در اتاق هاي دربسته و جلسات"غيرعلني" و در شرايط نبود هيات ‏منصفه حتي از نوع انتصابي آن و در وضعيت عدم حضور مديرمسئول يا وکيل او- قانوني مي داند و عادلانه مي ‏انگارد!‏

حال در تله اي كه فرا راه مديران مطبوعات و روزنامه نگاران تعبيه شده است، علاوه بر نقشي كه مقام هاي قضايي ‏فراتر از اراده ي آيت الله هاشمي شاهرودي ايفا مي كنند، حلقه و باند مطبوعاتي باقي مانده از دوران اقتدار سعيد امامي ‏در وزارت ارشاد و اطلاعات، نشسته پشت ميزهاي پرونده سازي كيهان، بر مسند وزارت و در جايگاه هيات نظارت، و ‏به ويژه در جايگاه نماينده مديران مسئول مطبوعات در اين نهاد، همگي يك سناريوي چندجانبه را در چند پرده مو به مو ‏اجرا مي كنند؛ بستن و توقيف مطبوعات مستقل و بيكار كردن روزنامه نگاران آزاديخواه. ندادن پروانه ي انتشار به ‏اقشار مختلف جامعه و هم زمان جلوگيري از انتشار نشريات داراي مجوز، اما دچار وقفه در انتشار. ‏

برنامه همان برنامه ي گذشته ي دوران اصلاحات است- حتي اگر روز به روز بر سانسور و خودسانسوري بيشتر گردن ‏نهاده شده باشد - و همه ي اين افراد در خدمت يك تفكر، يك برنامه و اجراي منويات يك فرد خاص.‏

پارسال در زمان توقيف "جمهوريت " و "آريا " و "زنان" و... گفتم و اکنون نيز مجبور به تکرار آن هستم که اجزاي ‏اين حلقه، چون دانه هاي زنجير تو در تو، ماموريتي جز اين ندارند كه سرنوشتي محتوم را براي اهالي مطبوعات ايران ‏‏- چون آن پرنده ي بي نواي اشعار و ترانه هاي فارسي- رقم بزنند.‏

در ميان برف و بوران آخرين روزهاي پائيز، و در شب يلدا و در استقبال فصل زمستان ، باز صداي محزون آن خواننده ‏واضح و شفاف به گوش مي رسد و نکته اي را در برابر ما مي نهد. كسي به يادش مانده است که او از چه مي ناليد و ‏از چه شرايطي فغان سر مي داد، وقتي چنين مي خواند؟‏

گنجيشكك اشي مشي ‏
روي بوم ما مشين
‏ بارون مي آد، خيس مي شي
برف مي آد، گوله مي شي
مي افتي تو حوض نقاشي

كي مي گيره، فراش باشي
كي مي كشه، قصاب باشي
كي مي پزه، آشپزباشي
كي مي خوره، حكيم باشي
‏ حكيم باشي، حكيم باشي.‏
گنجيشكك اشي مشي

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 0:30 |
گرانترین شب یلدا در ایران

با وجودي که معمولا "جوجه‌ها را آخر پاييز مي‌شمارند"، مروري بر وعده‌هاي اقتصادي دولت احمدي‌نژاد كه ‏موعد آنها "پاييز" يا " حداكثر آخر آذر ماه" تعيين شده بود، نشان مي‌دهد كه نه تنها هيچ‌يك از اين وعده هامحقق ‏نشده‌اند، بلكه نشانه‌اي از اجراي قريب‌الوقوع آنها نيز به چشم نمي‌خورد.‏

مسئولان دولت احمدي‌نژاد تاكنون وعده‌هاي اقتصادي بسياري داده‌اند كه برخي از آنها كمي بعد از اساس انكار و ‏برخي به آينده حواله داده شده‌اند. براي برخي نيز موعد مشخصي تعيين شده كه در اكثر موارد بين يك تا چند بار ‏به تعويق افتاده است. بخصوص در برخي موارد، مقامات دولتي به موعد "پايان آذر ماه" براي عمل به قول خود ‏اشاره كرده‌اند كه اكنون با آغاز فصل زمستان، عملي کردن اين وعده ها عملا منتفي شده است.‏

وعده‌هايي همچون ارائه طرح تحول اقتصادي تا آبان ماه، ارائه لايحه بودجه تا نيمه آذر، پرداخت سود سهام عدالت ‏در آبان ماه، مهار قيمت‌ها تا نيمه سال و حتي از سرگيري پرداخت تسهيلات به بنگاههاي زودبازده؛ كه همه آنها - ‏حتي مورد آخر كه به شدت مورد تاكيد احمدي‌نژاد است – تاكنون سرانجامي جز ناكامي به خود نديده‌اند.‏

البته شايد در نگاه اول به نظر برسد كه وضع به‌ويژه در خصوص موردي همچون كاهش سود سهام عدالت ‏بحراني است، چرا كه پس از چند تعويق بي‌توجيه، اكنون يكباره مسئولان دولتي متوجه شده‌اند كه اعتبارات كافي ‏براي پرداخت سود سهام عدالت ندارند و از اين رو ناگهان اعلام مي‌كنند كه: "پرداخت سود سهام عدالت در انتظار ‏تصميم دولت است و احتمال دارد ميزان پرداخت آن نيز كاهش يابد!"‏

اما در واقع چنين نيست، در بقيه موارد هم وضع همين طوراست، هم در خصوص لوايحي همچون تحول اقتصادي ‏كه قرار بود به زودي گره از كار اقتصاد مردم بگشايد، هم در زمينه بودجه سال آينده كه قرار بود زودتر به مجلس ‏ارائه شود تا دست‌كم حقوق فروردين و ارديبهشت كارمندان دولت معطل تصويب‌نامه‌ها و تخصيص اعتبارها نماند ‏و هم در حوزه به حال خود رها شده‌ي قيمت‌ها كه هنوز مسئولان دولتي وعده مهار آن را مي‌دهند.‏

‎تعويق مكرر در طرح تحول و لايحه بودجه‎

طرح تحول اقتصادي كه ابتدا قرار بود از آبان ماه اجرا شود و سپس ارائه لايحه مربوط به آن به آذر ماه موكول ‏شد، نه تنها در جلسه روز 13 آذر ماه مجلس هشتم نيز به دست نمايندگان نرسيد، بلكه هنوز هم خبري از آن نيست. ‏تنها خبري كه از اين طرح رسيده، چيزي است كه محمدرضا فرزين، سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي، ‏روز جمعه به ايسنا گفته است: "قرار بود پس از اين جلسه‌ مشترك كارگروه تحول اقتصادي روز سه‌شنبه طي ‏نشستي آخرين بررسي‌ها در مورد لايحه‌ هدفمندكردن يارانه‌ها انجام شود تا اين لايحه در آذرماه به مجلس ارائه ‏شود كه به‌علت سفر استاني رئيس‌‌جمهوري اين جلسه تشكيل نشد. مجلس نيز اين هفته‌ تعطيل است و به همين علت ‏ارائه‌ لايحه‌ هدفمند كردن يارانه‌ها به اوايل دي ماه موكول مي‌شود."‏

اين مقام دولت احمدي‌نژاد در حالي ارائه طرح را به دي ماه موكول كرده است كه غلامحسين الهام، سخنگوي ‏دولت نهم، پيش از اين وعده داده بود كه ارائه اين طرح ديگر به تاخير نمي‌افتد و قطعا تا آخر آذر ماه ارائه مي ‏شود.‏

دولت احمدي‌نژاد در شرايطي ارائه اين طرح را به تاخير انداخته كه به گفته دولتيان اين طرح قرارست به شكلي ‏معجزه‌آسا اقتصاد كشور را دگرگون كند و وضع معيشتي مردم را بهبود بخشد. به همين دليل است که مسئولان ‏دولتي همواره در مذاكرات خود با نمايندگان مجلس تاكيد كرده‌اند كه اين طرح بايد با قيد "فوريت" در مجلس ‏تصويب شود تا "مردم ضرر نكنند!"‏

اما اين طرح فوريتي معوقه، نه تنها مردم را معطل داشته، بلكه لايحه بودجه را هم در بلاتكليفي رها كرده است؛ ‏چرا كه مسئولان دولتي ابتدا گفته بودند پس از تصويب لايحه تحول اقتصادي، لايحه بودجه 88 را به مجلس تقديم ‏مي‌كنند و كمي بعد هم كه از طرح تحول خبري نشد، منظور كردن مفاد آن در لايحه بودجه را بهانه كردند.‏
اكنون اين يك واقعيت است كه هيچكس از اصحاب رسانه‌ها، كارشناسان و فعالان اقتصادي و حتي شايد خود ‏مقامات دولتي نمي‌دانند بالاخره كدام‌يك از اين دو لايحه (تحول اقتصادي و بودجه سالانه) ابتدا به مجلس ارائه ‏خواهد شد، و زمان اين كار چه وقتي است و جزئيات اين دو لايحه تا چه حد با هم هماهنگ هستند؛ البته اگر ‏جزئياتي در كار باشد!‏

‎شب يلدا، با انار افغاني و آجيل 14 هزار توماني!‏‎

تا پيش از اين معروف بود كه شب يلدا به عنوان طولاني‌ترين شب سال شناخته مي‌شود. اما از امسال به لطف ‏عملكرد دولت ، از وصف ديگري نيز براي اين شب مي‌توان استفاده كرد: گران‌ترين شب سال!‏

بر اساس گزارش‌هاي متعدد رسانه‌اي، قيمت كالاهاي مختلف اساسي و اقلام مصرفي خانوارها در آستانه اولين ‏شب زمستان (شب يلدا) شاهد افزايشي بي‌سابقه است. روند رو به رشد قيمت‌ها تا شب گذشته، به جايي رسيده كه ‏به گفته‌ي كارشناسان، نرخ تورم نقطه‌اي در شب يلدا به بالاترين حد در كل سال، و بلكه در واقع در يك دهه‌ي ‏اخير رسيده است.‏

اين وضعيت انفجاري قيمت‌ها در حالي رخ مي‌دهد كه دولت احمدي‌نژاد در تداوم سياست قبلي خود مبني بر ‏واردات انبوه ميوه‌هايي همچون سيب، انگور، موز و پرتقال از كشورهايي نظير مصر، شيلي و آفريقاي جنوبي، ‏اين بار در آستانه شب يلدا دست به واردات "انار افغاني" نيز زده و معاون وزير بازرگاني نيز اين خبر را به ‏صراحت اعلام كرده است.‏

البته در همين حال، روزنامه كارگزاران هم به نقل از منابع مطلع فاش كرده كه: "مجوز اين واردات هفته گذشته ‏صادر شده و نگراني‌ در مورد رشد بهاي انار در شب يلدا نيز دليل اصلي «واردات ضربتي» انار افغاني بوده ‏است."‏

جالب اينجاست كه موج گراني بي‌سابقه در شرايطي گريبانگير مردم شده كه وزير اقتصاد تنها دو هفته قبل، از به ‏اجرا گذاشتن طرح ويژه دولت براي مهار قيمت‌ها خبر داده بود و ديگر مقامات دولتي هم در اين دو هفته به طور ‏مداوم تاكيد كرده بودند كه قيمت هيچ كالايي در شب يلدا افزايش نخواهد يافت.‏

جالب‌تر هم اينجاست كه به گزارش منابع رسانه‌اي، علاوه بر انار كه جايگاه ويژه‌اي در آداب شب يلدا دارد، قيمت ‏آجيل هم كه نقش بي‌بديل و مكملي را در اين خصوص ايفا مي‌كند، تا رقم حيرت‌انگيز كيلويي 12 تا 14 هزار ‏تومان بالا رفته است؛ به طوري كه برخي مطبوعات قيمت آجيل شب يلداي سال 87 را "بالاترين قيمت آجيل در ‏تاريخ شب‌هاي يلدا" توصيف كرده‌اند!‏

در اين حال سايت خبري آفتاب به انتشار فهرستي از هزينه‌هاي مصرفي مردم و تغييرات بهاي آنها در سه سال ‏اخير پرداخته كه افزايشي بين 80 تا 240 درصد را نشان مي‌دهد. اين گزارش حاكي است: "از آخرين شب يلداي ‏پيش از دولت نهم و در آخرين سال رياست‌جمهوري خاتمي تا به حال، قيمت گوشت از هر کيلو 4200 تومان به ‏‏8500 تومان رسيده و ميانگين قيمت انواع ماهي از 2000 تومان به 4500 تومان، برنج ايراني از 1000 به ‏‏3000 تومان، پنير محلي از 2500 به 5500 تومان، سيب درختي از 500 به 1500 تومان، هندوانه از 150 به ‏‏450 تومان، چاي از 4000 به 9000 تومان، نوشابه از 250 به 800 تومان، ميانگين انواع شيرني از 2000 به ‏‏4000 تومان، تخم مرغ از دانه‌هاي 35 به 130 تومان، پودر لباسشويي از 300 به 700 تومان، مايع ظرفشويي ‏از 400 به 1200 تومان، ويزيت پزشک متخصص از 5000 به 9000 تومان و بالاخره ميانگين قيمت مسکن از ‏‏40 ميليون به 100 ميليون تومان افزايش يافته است!"‏

سايت شهاب‌نيوز نيز در گزارشي با اشاره به وعده‌هاي مكرر مقامات اقتصادي دولت نهم براي مهار قيمت‌ها در ‏شب يلدا و با تاكيد بر اينكه "جلسه عالي‌رتبه و 8 نفره «كارگروه تنظيم بازار» که به رياست معاون اجرايي ‏رئيس‌‌جمهور تشكيل مي‌شود،‌ در آخرين جلسه خود در آستانه شب يلدا «تصويب» کرده است روند افزايش قيمت‌ها ‏بايد متوقف شود"، اذعان مي‌كند كه: "وضعيت عيني بازار و حتي نرخ رسمي تورم تاييد مي‌کند که پروژه کنترل ‏قيمت‌ها امسال هم به نتيجه نرسيده است. با اين وصف و به رغم وعده و وعيدهاي مردان اقتصادي کابينه؛ ظاهراً ‏چهارمين «شب يلداي با احمدي‌نژاد» نيز بر مدار سه سال قبل سپري خواهد شد."‏

جواد ملك‌زاده

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 0:29 |
اخبار ويژه روزنامه هاي 30 آذرماه 87 Print This Page!!!

 اخبار ويژه روزنامه هاي 30 آذرماه 87 به اين شرح است:
دعوت افروغ از ميرحسين موسوي
كارگزاران: عماد افروغ، از فعالان سیاسی اصولگرا كه در ابتدا جزء حامیان احمدی‌نژاد بود و سپس به صف منتقدانش پیوست، خواستار ورود میرحسین موسوی به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری شد. وی در این‌باره گفت: شخصا از میرحسین موسوی برای حضور در انتخابات ریاست‌‏جمهوری دعوت می‌‏کنم و به سهم خود می‌‏کوشم تا زمینه حضور ایشان را فراهم کنم. به گفته وی، حضور میرحسین موسوی می‌تواند فضای انتخابات را نزدیک به گفتمان انقلاب نماید.

شايعه پناهندگي يك معاون استاندار
صداي عدالت: معاون سابق يكي از استانداري‌هاي كشور كه به دليل نارضايتي از عدم حضورش در پست‌هاي كليدي كشور به آقاي مخالف شهرت پيدا كرده، در پي سفر اخيرش به يكي از كشورهاي اروپايي هنوز به كشور بازنگشته است. وي كه چندي پيش به بهانه حضور خواهر و برادرش به هلند رفته است تاكنون از بازگشت به ايران خودداري و طولاني شدن سفر موجب شده تا شايعه پناهندگي وي به سر زبان‌ها بيفتاد. براساس اين گزارش اين فرد كه بدليل عدم كارايي مناسب مورد انتقاد در جايگاه قبلي‌اش بوده و به همين علت كنار گذاشته مي‌شود، بارها از روابط نزديكش با رئيس‌جمهور در محافل مختلف سخن به ميان آورده و به دليل عدم استفاده از وي در پست‌هاي كليدي موضع انتقادي گرفته است.

سايت جديد آينده
اعتماد ملي: تعدادي از اعضاي تيم گرداننده بازتاب درصدد راه‌اندازي سايت جديدي براي خود هستند. سايت جديد كه توسط تيم گرداننده بازتاب راه‌اندازي مي‌شود، آينده نام دارد و در آن مسوولا‌ن سايت بازتاب ازجمله فواد صادقي‌، سيدعمار كلا‌نتري و اعضاي تحريريه اين سايت فعاليت خواهند كرد.

هشدار جدي سپاه به اصولگرايان
كارگزاران: رئیس اداره سیاسی سپاه در مقاله‌ای در تازه‌ترین شماره نشریه صبح صادق، به شكلی جدی به اصولگرایان در قبال طرح دولت وحدت ملی هشدار داده است. یدالله جوانی در مقاله مفصل خود با اشاره به خاستگاه‌های دو شعار «وحدت ملی» و «نجات ملی»، هرگونه اقدام در جهت برآمدن رئیس‌جمهوری جز احمدی‌نژاد را اقدامی در جهت خواست غرب معرفی كرده است.

قطار رايگان براي استقبال‌كنندگان احمدي‌نژاد
اعتماد: خبرگزاري رسمي دولت (ايرنا) خبر داد برخي استقبال کنندگان از احمدي نژاد در اهواز با قطارهاي رايگان از ساير شهرهاي استان خوزستان به مرکز اين شهر انتقال داده شده اند. مديرکل راه آهن ناحيه جنوب گفت؛ با هدف رفاه حال شهروندان و استقبال کنندگان از هيات دولت و رئيس جمهور دو قطار به صورت ويژه مسافران مسيرهاي انديمشک به اهواز و ماهشهر به اهواز را امروز به طور رايگان جابه جا مي کنند. عليرضا احتشامي افزود؛ قطار انديمشک به اهواز ساعت شش صبح و قطار ماهشهر به اهواز نيز ساعت 30/6 مسافران را به ايستگاه اهواز جابه جا مي کنند. وي افزود؛ با قطار انديمشک به اهواز مسافران شهرهاي شمالي شوش، انديمشک و دزفول براي شرکت در آيين استقبال از رئيس جمهور به اهواز انتقال مي يابند.

نقل‌قول از خاتمي
خراسان: سيد محمد خاتمي درباره كانديداتوري خود گفته است: برخي تندروي‌ها، باعث شده در ميان برخي مقامات ارشد درباره آمدن مجدد من، نگراني‌هاي جدي وجود داشته باشد؛ آن‌ها به من مي‌گويند ما با تو مشكلي نداريم ولي اين تندروهايي كه بعضا در اطرافت هستند، ما را نگران مي‌كنند.
اگر من رئيس‌جمهور شوم و بخواهم اصلاحات سياسي را با سرعت مطمئنه پيش ببرم تا افراط و تفريط‌ها به حداقل برسد، برخي از همين گروه‌ها كه دور و برم هستند، پشتم را خالي مي‌كنند و مي‌گويند ما مي‌دانستيم فلاني ترسوست.

حذف عكس‌هاي خاتمي از ايسنا
سرمايه: ایسنا در اقدامی عجیب اقدام به حذف عکس های سخنرانی سید محمد خاتمی در دانشگاه تهران کرد. در گزارش کامل ایسنا از سخنرانی سید محمد خاتمی در دانشگاه تهران که با حضور هزاران دانشجوی حامی او، امکان هرگونه مانور خبری گسترده علیه خاتمی را از مخالفان اصلاحات سلب کرد در حالی که در ساعت اول انتشار، هفت عکس از خاتمی و جمعیت انبوهی که به استقبال او آمده بودند نیز ضمیمه شده بود به صورت ناگهانی تنها دو عکس از خاتمی آن هم بدون نشان دادن جمعیت در خبر ماند. براساس گزارش های رسیده به دلیل دو روز تعطیلی پیش رو و تعطیلی خبرگزاری ها و اینکه این خبر در صفحه اصلی ایسنا نیز کار شده بود، عکس های استقبال از سید محمد خاتمی حذف شده است.

ادامه خبرسازي عليه سازمان مجاهدين انقلاب
وطن امروز: محسن آرمين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين در جلسه‌اي در پاسخ به سوالي درباره نامه به هفته‌نامه شهروند و چرايي ارسال نامه به اين هفته‌ نامه گفت: بچه‌هاي شهروند كشته مرده كروبي هستند و قدرت‌طلبي را دنبال مي‌كنند، الان نگاه كنيد با همان‌ ها دارند كار مي‌كنند. آقاي قوچاني قرار است هفته‌نامه نيمروز آقاي حق‌شناس (مدير مسئول روزنامه اعتماد ملي) را منتشر كند. وي افزود: اينها مخالفان اصلاح‌طلب خاتمي هستند كه طي ماه‌ها به طور گستره و پرحجم به نقد عملكرد خاتمي پرداختند و با اين اقدام خوانندگان خود را با سوالاتي چند مواجه ساختند. از جمله اينكه چرا در سه سال و نيم گذشته از بيان اين نقدهاي پرشور خودداري كرده‌اند. وي اضافه كرد: اگر علت طرح نقدهاي مذكور حضور خاتمي در انتخابات رياست‌جمهوري آينده است كه وي هنوز براي حضور در انتخابات اعلام آمادگي نكرده و در چنين تصميمي درگير ترديدهاي جدي است. اگر خاتمي كانديداتوري خود را براي رياست جمهوري آينده اعلام مي‌كرد طبعاً چنين سوالي متوجه اين دست از دوستان نبود و مي‌توانستيم بپذيريم آنان حق خود مي‌دانند از خاتمي بخواهند حال كه بار ديگر عزم تصاحب كرسي رياست‌جمهوري را دارد پاسخگوي برخي انتقادات و سوالات درباره عملكرد گذشته خود باشد. وي افزود: تنها پاسخ متصوري كه مي‌توان به اين سوال‌ها داد اين است كه هدف اصلي از طرح نقدهاي مذكور آن هم در اين مقطع و پيش از اعلام هرگونه تصميمي از سوي خاتمي، تلاش براي منصرف‌كردن او از حضور در انتخابات به نفع كروبي است.

صد رحمت به احمدي‌نژاد
كيهان: اعتراف آقای خاتمی به این واقعیت که حل مشکلات اقتصادی یک شبه ممکن نیست و بهبود آن به «زمان» نیاز دارد، در حالی است که دوستان و حامیان ایشان در جبهه اصلاحات، ضمن نادیده گرفتن تلاش پیگیر دولت نهم برای حل مشکلات اقتصادی مردم و بدون اشاره به ساده زیستی و پرکاری کابینه کنونی و کارنامه موفق آن در توزیع عادلانه ثروت، یکسره دولت نهم را به ناتوانی در حل مشکلات اقتصادی متهم کرده و علیه آن دست به سیاه نمایی گسترده ای زده و می زنند و متاسفانه آقای خاتمی در سخنان روز دوشنبه خود در دانشگاه تهران تو ضیح نداد که اگر حل مشکلات اقتصادی یک شبه ممکن نیست و به زمان نیاز دارد، چرا همین استدلال را درباره دولت نهم به کار نمی گیرند و مخصوصا از کنار موفقیت های اقتصادی فراوان و بعضا بی نظیر دولت، از جمله در عمران و آبادانی شهرها، توزیع امکانات در سراسر کشور و مخصوصا نقاط محروم و کارنامه اقتصادی سالم و نجیبانه احمدی نژاد با بی توجهی معنی داری عبور می‌کنند؟!

توقيف آسمان‌خراش شاه سابق ايران در آمريكا
اعتماد ملي: دولت آمريكا در پي توقيف يك آسمان‌خراش در محله منهتن نيويورك به نام ساختمان پياژه است كه توسط يكي از بنياد‌هاي تحت مالكيت محمدرضا پهلوي بنا شده است. به گزارش روزنامه وال‌استريت ژورنال آمريكا، دادستان فدرال آمريكا مدعي است كه مالكيت 40 درصد اين آسمان‌خراش كه در شمال مركز راكفلر در نيويورك واقع است، در اختيار يك شركت ايراني است كه با بانك ملي ايران ارتباط دارد. از اين رو دادستان فدرال آمريكا با توجه به قانون تحريم اموال و دارايي‌هاي بانك ملي ايران در پي توقيف مالكيت 40 درصد اين آسمان‌خراش برآمده است.

مطالب غيراخلاقي در نشريه بسيج دانشجويي
كارگزاران: در شرایطی كه نشریات مستقل یا وابسته به تشكل‌های منتقد دانشجویی با فشارهای زیادی به دلیل درج مطالب انتقادی مواجه هستند، بسیج دانشجویی دانشگاه کاشان مطالب غیراخلاقی یک سایت غیراخلاقی را در نشریه خود به چاپ رسانید. بسیج دانشگاه کاشان در مطلبی تحت عنوان
« The venomous snake» به چاپ مطالبی وقیحانه پرداخت و البته مدعی شده كه این اقدام «از سوی نیروهای نفوذی» انجام شده است.

نشت بنزين از موتور هواپيماي وزير نفت
اعتماد: پرواز وزير نفت ايران براي شرکت در نشست اضطراري اوپک در الجزاير، به دليل نقص فني در موتور هواپيما با تاخير انجام شد. هواپيمايي که قرار بود غلامحسين نوذري و هيات همراه براي شرکت در يکصد و پنجاهمين کنفرانس اوپک در شهر «اوران» الجزاير از آن استفاده کنند، از نوع فوکر 50 بود. اما به دليل نشت بنزين از موتور، اين سفر با حدود 2 ساعت و نيم تاخير انجام شد.

طرح اقتصادي كروبي
خراسان: مهدي كروبي گروهي را مامور كرده است كه طرحي فراي طرح تحول اقتصادي تدوين كنند. در پي اين موضوع نخبگان اقتصادي حزب اعتماد ملي در حال تدوين برنامه‌اي هستند كه مدعي‌اند اگر طرح مدون شده آنان نتواند از طرح تحول اقتصادي پيشي بگيرد قابل رقابت با آن هست.

ادامه حملات انصار حزب‌الله به لاريجاني
جمهوري اسلامي: نشريه انصار حزب الله در روزهاي اخير حملات خود به علي لاريجاني را تندتر كرده و نوشته است شيطان بزرگ از رياست او بر مجلس شوراي اسلامي خوشحال است . حمله به علي لاريجاني توسط اين نشريه و ساير رسانه هاي همسو از هنگامي آغاز شد كه وي همايش 30 سال قانونگذاري و نظارت را در روز 12 آذر ماه جاري برگزار كرد و علاوه بر سخنراني روساي مجالس بعد از انقلاب در اين همايش نمايندگان دوره هاي مختلف نيز در آن شركت كردند. مخالفان مي گويند چرا ملي گراها اجازه يافته اند در اين همايش حضور يابند.

   پايان خبر
+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 0:27 |