تبليغاتX
جوانان جبهه مشارکت آمل

نوروز: سفر 3 روزه رييس جمهور سابق كشورمان كه به دعوت مجمع روحانيون مبارز خراسان انجام گرديدهَ، از بامداد امروز آغاز شد.

حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي بامداد چهارشنبه با تاخيري 2 ساعته وارد فرودگاه شهيد هاشمي‌نژاد مشهد شد و مورد استقبال تعدادي از مردم قرار گرفت.

استقبال كنندگان كه جمعيتي بالغ بر 700 نفر بوده و به دعوت ائتلاف اصلاح‌طلبان خراسان از ساعتها قبل در فرودگاه انتظار خاتمي را مي كشيدند با سردادن شعارهايي از جمله «خاتمي پاينده - رئيس جمهور آينده» «خاتمي صف شكن - سكوت شب رو بشكن» «خاتمي دوستت داريم» و ذرود بر خاتمي و خواندن سرود « يار دبستاني من» و «اي ايران» از وي با گل استقبال كردند.

رئيس جمهور سابق كشورمان همچنين ظهر امروز با حضور در بارگاه ملكوتي ثامن الحجج ضمن زيارت بارگاه شريف امام هشتم شيعيان و اقامه نماز ظهر و عصر، ناهار را به ميزباني توليت آستان قدس رضوي در دفتر واعظ طبسي در تالار آينه حرم رضوي صرف كرد.

سيد محمد خاتمي به مدت سه روز در مشهد خواهد بود و در اين مدت با قشرهاي مختلف مردم ديدار خواهد كرد.

آيت الله عباس واعظ طبسي توليت آستان قدس رضوي امروز صبح با حضور در محل اقامت سيدمحمد خاتمي با وي ديدار و گفتگو كرد.در اين ديدار واعظ طبسي و خاتمي در خصوص مسائل مختلف به بحث و گفتگو پرداختند.

خاتمي قرار است عصر امروز در جمع اقشار مختلف مردم مشهد كه به دعوت ائتلاف اصلاح طلبان استان خراسان رضوي در تالار شهيد بهشتي مشهد برگزار مي‌شود، سخنراني كند

رئيس موسسه بين المللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها را در اين سفر، آيت الله توسلي ،آيت الله بجنوردي ، ابطحي و سيد علي خاتمي همراهي مي‌كنند.

*************************************************************

پاسخ حسن‌روحانی به حملات احمدی‌نژاد به تیم سابق هسته‌ای

نوروز: در حالیکه هفته گذشته محمود احمدی‌نژاد طی سخنانی در دانشگاه علم و صنعت اتهامات تندی را علیه طیف هاشمی و حسن روحانی مطرح کرد و حتی از فشار آنان بر قاضی پرونده «سید حسین موسویان»( معاون روحانی و سخنگوی تیم هسته‌ای در دوران وی) خبر داده بود، روحانی روز چهارشنبه با دفاع از عملکرد هسته‌ای ایران در دوران مسؤولیت خود، بدون نام بردن از احمدی‌نژاد خطاب به وی گفت: «برادر! باید با رقیب تعامل کرد نمی‌شود رقیب را دشمن خواند».

روحانی ادامه داد: سوابق و گذشته اینان گویای همه چیز است. انقلاب و جنگ برروی دوش چه کسانی بود. به فکر حذف رقیب نباشیم. دایره مشورت را باز کنیم. با سه نفر و ده نفر نمی‌شود کشور را اداره کرد.

به گزارش خبرگزاری آفتاب، مسؤول پیشین تیم هسته‌ای ایران که صبح روز چهارشنبه در اولین جشنواره ملی تولیدکنندگان جوان می‌گفت، همچنین با اشاره به عملکرد تیم هسته‌ای دولت قبل گفت: درست است که ما تعلیق را پذیرفتیم اما تعلیق نه برای تعطیل بلکه تعلیق برای تکمیل.

وی افزود: ما در مدتی که تعلیق کردیم در سایه‌ آن سانتریفیوژها را ساختیم. نیروگاه اراک را ساختیم و در کل هر چه ناقص بود در سایه تعلیق، تکمیل کردیم. غرب می‌خواست ما تعلیق کنیم تا تعطیل شویم اما ما تعلیق کردیم تا فناوری‌ها را تکمیل کنیم. بنابراین، هم توانستیم از خطر عبور کنیم و هم توانستیم نیروی خود را تکمیل کنیم.

روحانی تاکید کرد: در شرایط فعلی باید تدبیر کرد. باید با تدبیر از شرایط تنش‌زا فاصله بگیریم. تنش بین‌المللی به نفع اقتصاد نیست. بنابراین نباید بهانه به دست دشمن دهیم و با سخنان غیردقیق دشمن را تحریک کنیم. بلکه باید با تدبیر بین آنها شکاف بیندازیم و از آن شکاف استفاده کنیم.

نماینده مقام رهبری در شورایعالی امنیت ملی افزود: ما به وحدت ملی و انسجام نیاز داریم که بدون پذیرش رای مردم، بدون باور به اینکه قدرت در مسیر جابجایی است، امکان‌پذیر نیست. نباید دشمن فرضی در داخل کشور درست کنیم. تاریخ می‌گوید بزرگترین اشتباه را کشورهایی کردند که در داخل برای خود دشمن فرضی درست می‌کنند چرا که این باعث تفرقه و شکاف می‌شود و قدرت ملی را تضعیف می‌کند.

حسن روحانی در بخشی دیگر از سخنانش با بیان اینکه «در دو سال گذشته معادل هفت سال دولت قبل درآمد نفتی داشتیم»، افزود: کشور ما در رتبه‌بندی از نظر سهولت کسب و کار در سال 2005 دارای رتبه 108 در دنیا بود. در سال 2006 این رتبه به 113 رسید و امسال رتبه ما 119 شده است.

وی در خصوص جذب سرمایه و بازرگانی در کشور گفت: آمار نشان می‌دهد که از بین 82 کشور، ایران دارای رتبه 80 است و حتی کشورهای پاکستان، بنگلادش، کنیا و نیجریه در رتبه‌های بالاتر از ما قرار دارند. بنابراین اگر برنامه‌ریزی درست نباشد حتی نفت گران هم نمی‌تواند منجی ما باشد و حتی مشکل‌ بیشتری درست می‌کند.

روحانی نبود فضای آرام بین‌المللی را یکی از موانع رسیدن به توسعه دانست و گفت: نمی‌توان در فضای پرتنش به توسعه رسید یا سرمایه‌ها را جذب کرد. نمی‌توان در این فضا کسی را تشویق به کار و فعالیت کرد. ما یک دشمن به نام آمریکا داریم و این کشور ماجراجو است و برنامه آن با منافع ملت‌ها و انسان‌ها سازگاری ندارد.

احمدی‌نژاد لیست جاسوسان را منتشر کند
روحانی همچنین در جمع خبرنگاران درباره سخنان وزیر اطلاعات مبنی بر مجرم‌بودن «موسویان»، سخنگوی تیم سابق مذاكره‌كننده هسته‌‌ای گفت: تنها دادگاه صالح است كه می‌تواند بگوید فردی مجرم است یا خیر. ‌مجرم‌خواندن افراد پیش از اثبات در دادگاه، خود تخلف است؛ زیرا طبق قانون اساسی تمام افراد از تمام اتهامات مبرا هستند، مگر این كه دادگاه صالحه، آن‌ها را به آن اتهام محكوم كند.

وی گفت: ما هم اكنون منتظریم ببینیم قوه قضاییه درباره آقای موسویان چه می‌گوید.

دبیر اسبق شورایعالی امنیت ملی ادامه داد: ‌وزارت اطلاعات مانند پلیس و كلانتری است. آیا كلانتری می تواند بگوید جرم فلان فرد محرز است؟ یك مرجع در كشور ماست كه می‌تواند بگوید جرم محرز است و آن قوه قضاییه است و مخصوصا قوه مجریه نمی‌تواند در این امر وارد شود.

وی با بیان اینكه «ما قائل به تفكیك قوا هستیم»، تصریح كرد: قوه مجریه نباید در امور قوه قضاییه دخالت كند و تنها قوه قضاییه است كه می‌تواند در این زمینه نظر دهد.

دبیر اسبق شورایعالی امنیت ملی درباره گزارش اخیر البرادعی نیز گفت: گزارش البرادعی گزارش خوبی است ولی می‌توانست از این هم بهتر باشد. نكاتی در گزارش هست كه با توجه به این كه ایران حداكثر همكاری را با آژانس داشته، آژانس هم اعتراف كرده كه به همه سوالات پاسخ داده شده و ....آن نكات می‌توانست مطرح نشود.

روحانی خاطرنشان كرد:‌ حتی هاینونن گفته همكاری ایران بالاتر از حد پروتكل الحاقی بوده. وقتی كشوری تا این حد با آژانس همكاری می‌كند دیگر نباید گزارش دوپهلو داده شود.

وی در پاسخ به این پرسش كه «آیا گزارش البرادعی به معنی مختومه شدن و بازگشت پرونده ایران به آژانس است؟»، نیز خاطرنشان كرد: بازگشت پرونده در اختیار شورای امنیت است و شورای امنیت می‌تواند با ارائه قطعنامه پرونده را به آژانس بازگرداند.

رییس مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصحلت نظام ادامه داد:‌ به نظر نمی‌رسد پرونده مختومه شده باشد؛ چون البرادعی گفته گزارش‌های بعدی را در فرصت‌های بعدی ارائه می‌كند؛ حتی در بند آخر گزارش اعلام كرده موضوع هم‌چنان در دستور باقی می‌ماند كه این امر به صراحت اعلام می‌كند پرونده بسته نشده است.

وی تصریح كرد: اگر آژانس می‌خواست منصفانه برخورد كند؛ چون كار ایران شفاف و صلح‌آمیز است باید پرونده قبل از این‌ها بسته می‌شد؛ ولی طبق همین گزارش بسته نشده است.

از روحانی پرسیده شد:گفته شده اسامی كسانی كه سنگ‌اندازی و جاسوسی كرده‌اند اعلام می‌شود، آیا این امر به نفع كشور است؟. وی پاسخ داد: لیست را اعلام كنند؛ چرا اعلام نمی‌كنند؟ اشكال این است كه ما حرف‌های كلی می‌زنیم. هركس هر نظر و مشكلی دارد باید بگوید.

روحانی افزود:‌ اگر كسی در كشور سنگ‌اندازی می‌كند مرجع رسیدگی آن كیست؟ باید پرونده را به دستگاه قضایی بدهند كه بررسی كند و سپس اعلام كنند. دستگاه مجری حق ندارد كسی را متهم كند. اگر مدركی دارند باید به قوه قضاییه بدهند تا پس از بررسی اعلام كنند؛ ولی ما سر را می‌بریم، بعد محاكمه می‌كنیم.

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 19:42 |

نوروز: با گذشت چندین ماه از اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین، ناكارآمدی و اشكالات این طرح به‌ویژه در حوزه اجرایی خودنمایی كرده است. این كار تا آنجا بالا گرفته كه این هفته چهارتن از چهره‌های شاخص اقتصادی فراكسیون اكثریت مجلس دراین زمینه به احمدی‌نژاد تذكر دادند و ایرادات این طرح را برشمردند. در این میان، مهندس «محمد آقایی» از مدیران عالی وزارت نفت در دولت خاتمی و عضو كمیسیون برنامه جبهه‌مشاركت در مقاله‌ای با عنوان « انرژی و بنزین و سیر آن» واقعیت‌هایی را درباره وضعیت بنزین و طرح سهمیه‌بندی و عملكرد اصلاح‌طلبان در این زمینه را تشریح كرده است كه متن كامل آن را «نوروز» منتشر می‌كند.

انرژی و بنزین و سیر آن
محمد آقايی: در این روزها و در دورانی كه در آن به سر می بریم، گرد و غبارهای فراوانی روی بعضی از حقایق و واقعیت ها ایجاد می شود تا آن ها یا دیده نشوند و یا تحت گرد و غبار نمود دیگری از آن ها به نمایش گذاشته شود. یكی از این عرصه ها بحث مدیریت انرژی و حقایق و واقعیت‌های كنونی و گذشته بر آن حداقل در یك دهه گذشته در كشور است كه آن را در محورهای:
1. قمیت گذاری حامل های انرژی و بنزین و مدیریت بهینه مصرف
2. ساخت و توسعه و اصلاحات پالایشگاهی
3. سهمیه بندی بنزین،‌
بازشناسی و ارزیابی می نماییم، در این ارزیابی ضروری است به هر دو زمینه قانونمندی ها و قوانین و سیر‌آن و نیز نتایج اجرایی این قانونمندی ها و قوانین مرتبط پرداخته شود.

در ابتدا لازم است اشاره گردد كه وضع مصرف انرژی در كشور ما به ویژه در مورد چهار حامل انرژی بنزین، گازوییل، گاز و برق از نمون های نادر بین جوامع بشری بوده و بسیار بی رویه است و اگر در این نوشتار به بحث بنزین بیشتر پرداخته می شود، به دلیل حساسیت های بیش از حد و مطرح شده و ویژه در مورد آن است و گرونه اگر به عمق مطلب نگریسته شود وضع مصرف در بقیه حامل های فوق الذكر اگر نگران كننده تر از بنزین نباشد كه هست، حداقل كمتر از بنزین نیست.

1. قمیت گذاری حامل‌های انرژی و بنزین و مدیریت بهینه مصرف
در مورد سیر قوانین مربوط با این امر شایسته است به دو سابقه مهم این موضوع در متن یك دهه گذشت بپردازیم. سابقه اول به سال های پایانی برنامه دوم توسعه یعنی سال های 1377 و 1378 بر می گردد. در آن سال ها حدود 5/1 سال، و به صورت كار كارشناسی گسترده در سازمان مدیریت و برنامه ریزی و با كمك كارشناسی دستگاه های ذیربط، روی تنظیم لایحه برنامه سوم توسعه ( 1383-1379) و ابعاد مختلف آن و بویژه روی بحث مدیریت انرژی و مصرف و قمیت گذاری آن بررسی و كار شد و بر اساس:
1. ارزیابی وضع تولید و مصرف واردات و صادرات فراورده ها.
2. پیش بینی های نگران كننده آینده در مورد اقتصاد انرژی به ویژه در مورد استمرار مصرف بی رویه
3. تكیه به نتایج حاصل از تبصره (19) قانون برنامه دوم توسعه كه نشان می داد نایده گرفتن بحث قیمت و مدیریت مصرف حامل‌های انرژی و تاثیرات متقابل این دو روی مصرف بهینه باعث می گردد كه مصرف خارج از برنامه،‌از شاخص های برنامه بیش تر گردیده و فاصله بگیرد.
4. وضعیت بسیار نگران كننده و غیر عادلانه توزیع یارانه های انرژی و بنزین در كشور.
در لایحه پیشنهادی برنامه سوم توسعه به مجلس شورای اسلامی در مورد بنزین و دیگر فرآورده های اصلی دو محور اساسی مدنظر قرار گرفته بود.
1. هدفمند كردن یارانه ها و مدیریت مصرف بهینه بنزین و دیگر فرآورده ها
2. ساخت و توسعه پالایشگاهی به وسیله بخش خصوصی.

در محور اول كه در متن ماده 5 لایحه پیشنهادی مصوب دولت وقت متبلور گردیده بود بحث هدفمند كردن یارانه ها با این صورت‌بندی سامان داده شده بود كه به تدریج به نسبت مساوی هر ساله در طول برنامه قیمت ها تعدیل گردد به طوری كه در پایان برنامه، هیچ گونه یارانه ای روی فرآورده ها و بنزین تعلق نگیرد و به تدریج و همزمان وضع حمل ونقل عمومی اصلاح گردیده و گسترش یابد، ماشین های فرسوده از رده خارج گردند، استانداری و كیفیف خودروهای تولید داخلی بهبود یابد تا مصرف آن ها كاهش یافته و از آلودگی بكاهند، و بر این اساس در لایحه پیشنهادی به عنوان نمونه رشد حداكثر 4/5 درصد سالیانه برای بنزین در نظر گرفته شده بود. سرنوشت این ماده بسیار مهم در متن لایحه پیشنهادی در ماه‌های پایانی مجلس پنجم كه فضا و تركیبی مشابه مجلس هفتم داشت، سرنوشت نگران كننده ای بود چرا كه از اساس ماده 5 لایحه حذف گردید و جایگزین آن ماده 5 قانون برنامه سوم توسعه قرار گرفت كه مقرر می كرد سالیانه حداكثر 10% به قیمت فرآورده ها و بنزین اضافه شود، میزان افزایشی كه از همان ابتدا قابل پیش بینی بود كه از درصد رشد تورم سالیانه كمتر است و به تعبیری قیمت ها را در ماهیت امر كاهش می دهد.

در محور دوم با تاكید بر خصوصس سازی وتوسعه بخش خصوصی در صنایع پایین دستی نفت و پالایشگاه ها، در لایحه برنامه سوم توسعه، ساخت و توسعه پالایشگاه ها صرفاً توسط بخش خصوصی دیده شده بود و چون ساخت و توسعه هر پالایشگاه جدید، حدوداً 4 الی 5 سال طول می كشد، چنین در نظر گرفته شده بود كه با توجه به غیر یارانه ای شدن فرآورده ها و بنزین در پایان برنامه سوم، پالایشگاهی كه در ظرف زمانی برنامه سوم ساخت آن به پایان می رسد محصولات خود را بدون یارانه خواهد فروخت، و این یكی از عوامل مهم انگیزه مند نمودن ساخت پالایشگاه توسط بخش خصوصی در لایحه به حساب آمده بود كه با حذف ماده 5 هدفمند نمودن یارانه ها، عملاً یكی از ستون های اصلی ایجاد انگیزه سرمایه گذاری در این مورد فرو ریخت، به این بحث به صورت گسترده تر در جای دیگر در دنباله موضوع خواهم پرداخت.

البته حذف ماده 5 لایحه برنامه سوم توسعه عواقب ناگوار و بزرگ تری را نیز در عمل به وجود آورد، كه از میان آنها می توان به بیش از دو برابر شدن رشد مصرف بنزین نسبت به برنامه مصوب مجلس پنجم در طول برنامه به ویژه در سال های پایانی برنامه سوم، و افزایش بیش از برنامه تولید خودروهای داخلی و وارد شدن آنها به چرخه حمل و نقل اشاره كرد. به طوری كه از 7 میلیون خودروی بنزین سوز در ابتدای سال 1384 حدود نیمی از آن در طول برنامه سوم و به ویژه در سال های پایانی برنامه به چرخه حمل و نقل اضافه شد خودروهایی نوعاً با فن آوری قدیمی كه تحت چرخه انحصار و تعرفه بسیار بالای خودروهای وارداتی و سیاست خودروگران و سوخت ارزان در داخل تولید می شدند (سیاست موجود در خودروسازان كشورهای صنعتی، تولید خودرو كیفی و ارزان، با سوخت گران است). همچنین نبودن قانونمندی تكلیفی و موثر برای از رده خارج كردن خودروهای فرسوده و گسترش حمل و نقل عمومی و وضعیت بسیار ناهنجار ترافیكی و آلودگی های زیست محیطی ناشی از آن بویژه در شهرهای بزرگ وافزایش بی رویه مصرف و هم به دلیل افزایش شدید قیمت بنزین های وارداتی مخصوصاً با شروع افزایش قیمت نفت خام از نیمه دوم سال های اجرایی برنامه سوم از آثار آن است.

سابقه دو در بحث قیمت گذاری حامل های انرژی و بنزین به سال 1382 بر می گردد. در این سال سازمان مدیریت و برنامه ریزی لایحه برنامه چهارم توسعه را تنظیم نمود و از تصویب دولت گذراند، به طوری كه با توجه به:
1. وضعیت موجود در مصرف بی رویه بنزین و فرآورده ها و آینده آن.
2. یارانه های سنگین روی نفت خام مصرفی كه سرمایه و دارایی بین نسلی است.
3. بی عدالتی گسترده موجود در توزیع آن بین دهك های درآمدی.
4. هزینه های سنگین روی واردات بنزین ودیگر فرآورده های وارداتی.
5. ضرورت رشد انگیزه در استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی.
6. ضرورت ایجاد انگیزه در خودروسازان برای اصلاح وضعیت خودروهای تولید داخلی.
7. تكیه به تجربه موفق سال 1381 در حذف یارانه فرآورده های ویژه كه باعث افزایش درآمد دولت جهت سرمایه گذاری‌های توسعه ای و حذف قاچاق گسترده این فرآورده ها گردید و ناشی از اجرای ماده (71) قانون تنظیم روابطمالی مصوب بهمن 1380 مجلس شورای اسلامی بود.

پیشنهاد اصلاح قیمتها برای بنزین و تعدادی دیگر از حامل های انرژی در متن ماده (4) لایحه پیشنهادی برنامه چهارم توسعه دیده شد. در این ماده چنین در نظر گرفته شده بود كه از ابتدای سال 1384 و شروع برنامه چهارم، بنزین و تعدادی دیگر از فرآورده ها بدون یارانه عرضه گردد. لایحه برنامه چهارم و ماده (4) آن از تصویب مجلس ششم هم گذشت و دولت وقت مصمم به اجرای آن از ابتدای سال 1384 ودر زمان حضور خود بود. با شروع كار مجلس هفتم و در همان ماه های اول آغاز كار آن یكی از اقدامات مجلس هفتم حذف ماده (4) فوق الذكر از قانون برنامه چهارم توسعه و تصویب قانون موسوم به قانون تثبیت قیمت ها به جای آن می باشد كه از آثار وخیم آن می توان به رشد سرسام آور مصرف فرآورده ها و بنزین در سال های 1384 و 1385 و باز هم تكیه به راه حل نادرست واردات برای جبران مصرف داخلی در این سال ها و نیز ایجاد تفاوت قیمت مجدد و شدید بین قیمت داخلی و منطقه ای فرآورده های نفتی و رانت های به وجود آمده در این مورد اشاره كرد.

همزمان با بحث تصویب قانون تثبیت قیمت ها، كار در مجلس هفتم تا به این جا پیش رفت كه بعضی از نمایندگان محترم بحث قیمت تمام شده بنزین در حدود 35 تومان را مطرح كردند ودر جامعه انعكاس وسیعی داشت و مدتی گذشت تا گرد و غبارها زدوده شد و در جامعه تقریباً همه متوجه شدند كه این عدد اشتباه است و در تولید و محاسبه قیمت تمام شده بنزین، قیمت نفت خام ورودی پالایشگاه ها صفر در نظر گرفته شده است كه با احتساب قیمت واقعی برای آن، قیمت تمام شده در آن زمان بیش از ده برابر نسبت به 35 تومان بالاتر می بود كه البته دلایل طرح چنین مباحثی در آن زمان واضح و روشن بود.

اگر به تجربیات موجود در كشورهای مختلف جهان در مورد مدیریت مصرف بنگریم وتجربیاتی كه در دهه اخیر به ویژه در طول برنامه سوم و دو سال اول برنامه چهارم در مورد مصرف بی رویه انرژی و بنزین در كشور ما گذشت، دلسوزانه و منصفانه و عدالت خواهانه و با تكیه به منافع ملی بنگریم هیچ انسان منصفی نمی تواند تلخی تاثیر حذف ماده (5) قانون برنامه سوم در مجلس پنجم و حذف ماده (4) قانون برنامه چهارم و جایگزینی قانون موسوم به تثبیت نرخ ها در مجلس هفتم را در مصرف سرسام آور و بی رویه انرژی و بنزین در كشور نادیده بگیرد و شیرینی حفظ منافع ملی و جلوگیری از رانت خواری گسترده در عمل را كه پس از تصویب ماده (71) قانون تنظیم روابط مالی در سال 1380 و حذف یارانه فرآورده های ویژهنظیر قیر و روغن موتور و جلوگیری ا ز قاچاق فراگیر آن كه با حمایت دولت و مجلس اصلاح طلی اتفاق افتاد و صدها میلیارد تومان ثروت كشور به جای درآمد رانت خواران به خزانه كشور بازگردانده شد را فراموش كند. شیرینی جلوگیری از رانت خواری كه به تحسین رسمی و تقدیر گسترده سازمان بازرسی كل كشور در عملكرد ماده (7) قانون تنظیم روابط مالی، از دست اندركاران اجرایی آن منجر گردید.

2. ساخت و توسعه و اصلاحات پالایشگاهی
برای باز شدن و ارزیابی حقایق در این زمینه نیز به تاریخچه موضوع، نگاهی اجمالی می اندازیم. در سال 1358 ظرفیت پالایشگاه های كشور حدود 800 هزار بشكه در روز ومیزان تولید در 7 پالایشگاه در حال كار روزانه حدود 110 میلیون لیتر در روز بود. در سال 1362 كار طراحی پالایشگاه اراك در شركت ملی نفت ایران آغاز گردید و شروع كار اجرایی و طراحی تفضیلی آن دچار وقفه شد تا اینكه در سال 1367 تكمیل طراحی و عملیات اجرایی آن توسط شركت پیمانكار خارجی مجدداً آغاز و در سال 1371 با ظرفیت 150 هزار بشكه در روز به بهره برداری رسید.

همچنین در سال 1368 كار طراحی و تداركات پالایشگاه بندرعباس با كار مشترك پیمانكاران خارجی و داخلی آغاز و عملیات اجرایی آن نیز در سال 1371 آغاز گردید كه مرحله اول آن ( با نیمی از ظرفیت تولید و حدود یك صد هزار بشكه در روز) در سال 1376 به بهره برداری رسید و بقیه مراحل شامل 16 واحد از جمله دیگر واحدهای تقطیر و واحدهای بنزین سازی، آیزوماكس، تولید هیدروژه و غیره به تدریج ظرف 3 سال به تولید رسد و نهایتا در سال 1379 و در شروع برنامه سوم توسعه در بهره برداری كامل قرار گرفت. همچنین از سال 1358 به تدریج ظرفیت پالایشگاه های 7 گانه قبلی اصلاح و افزایش یافت به طوری كه در سال 1376 میزان ظرفیت پالایشگاه ها با احتساب ظرفیت های جدید تا آن زمان به میزان حدود 1450 هزار بشكه در روز با تولید روزانه حدود 200 میلیون لیتر فرآورده بالغ گردید، همان طور كه قلا عنوان شد در قانون برنامه سوم توسعه، ساخت و توسعه پالایشگاه توسط بخش خصوصی در نظر گرفته شده بود و وزارت نفت ظرف 3 سال اول برنامه سوم حدود 20 موافقت اصولی ساخت پالایشگاه توسط بخش خصوصی صادر كرد لیكن هیچكدام به مرحله عمل نرسید كه یكی از دلایل بارز آن در كشور ما حذف اده (5) لایحه برنامه توسعه و یارانه ای ماندن فرآورده های تولیدی آن ها بود البته یك دلیل عمده دیگر آن پایین بودن قیمت نفت خام در آن سال ها بود كه باعث می شد نرخ بازگشت سرمایه گذاری احداث پالایشگاه توسط بخش خصوصی را كم و حداكثر در حد سود سپرده گذاری بانكی قرار دهد و برای سرمایه گذاران بخش خصوصی صرف نداشت كه در این كار سرمایه گذاری كنند اتفاق مشابهی كه در اكثر نقاط جهان اتفاق افتاد وعملاً 8-7 سال و تقریبا تا سال 1382 سرمایه گذاری قابل ملاحظه ای در افزایش ظرفیت پالایشگاهی در نقاط مختلف جهان صورت نگرفت و در آن سال ها افزایش ظرفیت و سرمایه گذاری احداث پالایشگاهی در دنیا به ركود در آمده بود.

همان طور كه گفته شد به دلیل قیمت پایین فرآورده ها و بنزین در سال های برنامه سوم و مهیا نبودن امكاتات سرویس دهی مناسب وسایل حمل ونق عمومی و مصرف بالای خودروهای تولیدی داخل كشور و سیل گسترده و خارج از برنامه ورود خودروهای جدید تولید داخلی به چرخه حمل و نقل و خارج نشدن خودروهای فرسوده از این چرخه، رشد وحشتناك و استثنایی مصرف فرآورده ها و بنزین در طول برنامه سوم و بعد از آن را شاهد بودیم، در همان سال های اول برنامه سوم با هویدا شدن رشد شدید مصرف، در استمرار فعالیت های اصلاح ظرفیت و كیفیت تولید پالایشگاه های موجود و در حد بودجه های محدود تخصیصی و مصوب داخلی از ناحیه شركت ملی نفت ایران،‌ این فعالیت ها شتاب بیشتری گرفت كه یكی از مهمترین ثمرات آن در همان سال اول برنامه سوم ظهور یافت و منجر به ارتقاء كیفیت بنزین تولیدی و حذف آلاینده سرب از بنزین گردید وعملاً‌ به طور گسترده بنزین با دو اكتان متفاوت عرضه گردید. این حركت زمینه اصلی و مناسب را برای اصلاح كیفیت و كم كردن مصرف خودروهای جدید تولید داخلی فراهم میكرد كه از این اقدام،‌ خودروسازان استفاده مناسب و به موقع ننمودند.

گام های بعدی در نوسازی و اصلاح ظرفیت در بخش گسترده ای از پالایشگاه آبادان و احداث و بهره برداری از واحد جدید تولید بنزین در پالایشگاه لاوان، و فاز 1 اصلاح كیفیت در پالایشگاه های تهران و تبریز (در قالب طرح سوآپ) و اصلاحاتی در پالایشگاه های اصفهان و بندرعباس بود كه همگی در طول برنامه سوم اجرا و به بهره برداری رسیدند، حاصل این اقدامات در آن سال ها كاهش روزانه 15 میلیون لیتر از نفت كوره تولیدی و متناسباً‌ افزایش 6 میلیون لیتر تولید روزانه بنزین و 9 میلیون لیتر تولید روزانه نفت و گاز و یك میلیون لیتر گاز مایع بود.

گام دیگری كه در برنامه سوم برداشته شد كار طراحی اصلاحات بعدی در پالایشگاه های آبادان، تهران، تبریز، اراك، اصفهان، شیراز، بندرعباس، لاوان و كرمانشاه بود كه برای این كار قریب به 30 شركت برجسته مشاور خارجی و داخلی به خدمت گرفته شدند و این كاری حساس و وقت گیر و سنگین بود كه انجام گرفت و در مورد پالایشگاه های اراك، اصفهان، تبریز، تهران، آبادان، بندرعباس و لاوان به پایان رفت و با كسب مجوز قانونی از مجلس ششم در قوانین بودجه سال های 1383 و 1384 مرحله بعدی یعنی برقراری مناقصه اجرایی آغاز گردید كه نتایج این مناقصه ها در سال های 1384 و 1385 منجر به عقد قراردادهای اجرایی گردید. گام بعدی كه از سال 1381 آغاز شد كار طراحی افزایش ظرفیت پالایشگاه بندرعباس و مناقصه و قرارداد اجرایی و اقدامات اجرایی آن بود كه تا سال 1384 حدود 50% پیشرفت اجرایی داشت و در آینده نزدیكی به بهره برداری می رسد.

گام دیگری كه در برنامه سوم برداشته شد طراحی احداث پالایشگاه میعانات گازی بود كه توسط وزارت نفت به بخش خصوصی واگذار شد و به دلیل عدم اقدام بخش خصوصی، در اواخر سال 1383 بر اساس مجوز اخذ شده از مجلس ششم در قانون بودجه 1384، توسط شركت و پخش دنبال گردید و پس از طراحی پایه در سال 1385 كار طراحی تفصیلی و شروع كار اجرایی آن نیز آغاز شد.

گام دیگر در برنامه سوم شروع طراحی پالایشگاه های نفت خیلی سنگین در آبادان و بندرعباس بود. حاصل این حركت ها منجر به تثبیت برنامه برای سرمایه گذاری افزایش ظرفیت پالایشگاهی از 6/1 میلیون بشكه به 7/2 میلیون بشكه در روز و تولید فرآورده های اصلی از 220 میلیون لیتر در روز به 375 میلیون لیتر در روز و در مورد بنزین در حد 34% آن به میزان 130 میلیون لیتر در روز می گردد.

پشتوانه این حركت ماده (4) لایحه برنامه چهارم توسعه بود كه قیمت بعضی فرآورده ها و بنزین را از سال 1384 بدون یارانه می كرد و این سرمایه گذاری ها را منطقی می نمود. چرا كه نفت خام دارایی بین نسلی است و باید وقتی تولید و فرآورش می شود تولید ارزش افزوده نموده و درآمد آن صرف توسعه زیر بناهای كشور گردد نه آن كه در هوا با مصرف بی رویه و قیمت فوق العاده ارزان بسوزد، كه راجع به سرنوشت ماده (4) نیز در بحث قیمتها سخن رفت و اصلاح مجدد آن یك نیاز بسیار مهم و ضروری به ویژه با توجه به لزوم نتیجه بخش شدن سرمایه گذاری های فوق الذكر است.

نكته ای كه معمولاً در بعضی بحث ها از آن غفلت میگردد این است كه احداث هر پالایشگاه جدید از میزان صادرات نفت خام می كاهد، هر پالایشگاه نفت خام با ظرفیت روزانه 200 هزار بشكه ای با فن آوری روز حدود 10 میلیون لیتر در روز بنزین تولید می كند و بقیه فرآورده های آن عمدتاً نفت گاز و نفت سفید و نفت كوره است كه از این فرآورده ها فقط بنزین و گازوییل قیمت بالاتر از نفت خام دارند قیمت نفت خام ورودی به چنین پالایشگاهی با قمیت هر بشكه حدود 60 دلار، سالیانه به میزان 5/4 میلیارد دلار می باشد و به همین میزان سالیانه از درآمد صادرات نفت خام كشور كسر می نماید.

بنابراین اگر مصرف بنزین قبل از سهمیه بندی را طبق برنامه حدود روزانه 82 میلیون لیتر در روز در سال 1386 در نظر بگیریم، حدود 40 میلیون لیتر در روز كسری نسبت به میزان تولید كنونی به وجود می آورد كه از چهار پالایشگاه 200 هزار بشكه ای با سرمایه گذاری 12 میلیارد دلاری به دست می آید و سالیانه نیز با كم شدن 800 هزار بشكه از صادرات روزانه نفت خام،‌حدود 18 میلیارد دلار از درآمد سالیانه صادرات نفت خام كشور می كاهد. این امر نشان می دهد چقدر در كشور ما مدیریت مصرف بهینه بنزین و دیگر فرآورده ها و اصلاح قیمت آن ضرورت اساسی دارد تا نهایتاً از مصرف بی رویه جلوگیری گردد.

ساخت پالایشگاه و مراحل بعدی توسعه كمی و كیفی آن ها در دنباله اقدامات گذشته انشاءالله به موقع به نتیجه رسد ولی مصرف و قیمت را باید اصلاح كرد. بدون حل مساله مصرف و قیمت و صرفاً‌ تاكید بر تولید بیش تر و عرضه بیش تر درد مدیریت بیمار انرژی كشور چاره نمی گردد. كما این كه یكی از اقدامات بزرگ و مهم در برنامه دوم و برنامه سوم كه در تمام طول سال های برنامه پیگیری شد بحث جایگزینی گاز مصرفی در كشور به جای فرآورده هایی نظیر گازوئیل و نفت سفید و نفت كوره بود كه حتی كشور را در سال های آخر برنام دوم و سال های ابتدایی برنامه سوم به صادركننده مهم این سه فرآورده تبدیل كرد. لیكن مصرف بی رویه كار را به جایی رسانده است كه با وجود افزایش تولید گازوئیل در برنام سوم، مجدداً در سال های 1384 و 1385 با وجود صادرات گازوئیل در سال های قبل از آن واردات گازوئیل صورت گیرد.

3. سهیمه بندی بنزین
بحث مهم دیگری كه لازم است مسئولانه و به طور منصفانه از آن غبار زدایی گردد بحث سهمیه بندی بنزین است. این امر ایجاب می نماید تاریخچه شروع و ابعاد و عمق آن بازخوانی و ارزیابی گردد.

در حین مذاكرات تدوین قانون بودجه سال 1383 در مجلس كه در آخرین روزهای سال 1382 از تصویب مجلس ششم گذشت، اولین بار در متن پیشنهادات مطروحه نمایندگان محترم در صحن علنی بحث كنترل عرضه و مصرف بنزین به وسیله كارت هوشمند سوخت مطرح و به تصویب رسید و در متن قانون بودجه 1383 آمد و دولت و وزارت نفت و شركت ملی و پالایش و پخش با نظر تایید و مثبت از ابتدای سال 1383، مقدمات مربوط به اجرایی شدن آن را آغاز كردند.

گرچه ایجاد محدودیت های ناشی از آن ضعف و تهدید و زمینه فساد تلقی میگردد و ایجاد محدودیت جز برای شرایط اضطرار و در دوران محدود قابل گذر معنا نداشت و ندارد لیكن عمده دلایل مثبت در این مورد د رآن زمان به شرح زیر بود تا بر این اساس به توان در دوره محدود و به دلیل اضطرار آن را اجرا و این دوره محدود را با كفایت مدیریت كرد و آن را به یك فرصت تبدیل نمود:

1. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای كنترل مصرف و اصلاح و تعدیل قیمت و حذف تدریجی یارانه ها در یك دوره گذرا و محدود زمانی استفاده كرد. میزان یارانه های انرژی در سال جاری حدود 67 میلیارد دلار تخمین زده می شود كه حدود 15 میلیارد آن یارانه بنزین و 18 میلیارد دلار یارانه گازوئیل است. مطابق آمار ترازنامه انرژی سهم دهك دهم از یارانه بنزین 7/32 درصد و سهم دهك یكم 3/1 درصد است و سهم بقیه دهك ها بین این دو قرار دارند و بیش ترین سهم مربوط به دهك های هشتم به بالاست به طوری كه روی هم بالغ بر 50% از كل یارانه فوق الذكر بنزین نصب دهك های نهم و دهم می گردد.

همچنین سهم دهك هم از یاراه گازوئیل 7/34 درصد و سهم دهك یكم 5% درصد است و عین وضعیت بنزین در مورد گازوئیل می‌باشد به طوری كه بر روی هم بالغ بر 60% از كل یارانه فوق الذكر گازوئیل نیز نصیب دهك های نهم و دهم می شود. و در مجموع توزیع یارانه های انرژی تلخ ترین و بدترین عرصه و نمود بی عدالتی اقتصادی و اجتماعی در جامعه است.

ضمن اینكه فوق العاده ارزان بودن حامل های مختلف انرژی انگیزه های لازم برای بهینه سازی مصرف و جلوگیری از مصرف بی رویه و رشد سرسام آور مصرف انرژی و زمینه اصلاح و جایگزینی سیستم های مصرف كننده انرژی را بسیار كند می كند و این تهدید بسیار عظیمی برای اقتصاد كشور ما است،‌ و باعث تلف دارایی های ملی و بین نسلی می گردد كه ما به هیچ وجه حق چنین كاری را نداریم. تحلیل نادرستی است اگر گفته شود صرف سهمیه بندی ایجاد عدالت نموده است،‌ چون اصل بی عدالتی در توزیع یارانه ها بین دهك های درآمدی است كه سهمیه بندی ناقص چاره این بیماری بزرگ اقتصاد كشور نیست و همچنان در عمل به دارندگان امكانات بیش تر مصرف كننده انرژی سهم سنگین تر یارانه ها تعلق می گیرد. حذف تدریجی یارانه ها همواره با مقاومت های شدیدی در سطح تصمیم گیری مواجه بوده است كه نمونه های آن قبلاً اشاره شد.

2. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای گسترش كمی و كیفی ناوگان حمل و نقل عمومی و توسعه رفاه اجتماعی از این طریق بهره گرفت.

3. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای اصلاح جدی كیفیت خودروهای تولید داخلی و كاهش شدید مصرف سوخت در آن ها بهره برداری كرد. موضوعی كه خودروسازی كشور در پرتو انحصار و تعرفه های سنگین وارداتی و سوخت ارازن و نیاز شدید بخش های قابل ملاحظه ا ی از جامعه به خودرو به دلیل ضعف شدید ناوگان حمل و نقل عمومی، مطلقاً به طور جدی به آن نپرداخته و تحت شرایط محكم به وجود آمده برای خودروسازان، تولیدات خود را در حجم بسیار و قیمت گران به بازار عرضه و به فروش می رسانند. ضمناً به دلیل شرایط مناسب مذكور برای خودروسازان، تمركز اصلی را بر تولید به موقع و انبوه وسایل حمل ونقل عمومی متمركز ننمودند.

4. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای اصلاح شتاب كند گاز سوز شدن (CNG) خودروها استفاده كرد.

5. از سهمیه بندی می توان و باید به عنوان فرصتی برای جلوگیری از قاچاق بنزین كه توسط مسئولین انتظامی و امنیتی حدود یك تا یك و نیم میلیون لیتر در روز تخمین زده شد استفاده كرد.

البته فرصت ها و دلایل مثبت دیگری را هم می توان بر شمرد و در نظر گرفت كه ابلاغ سند چشم انداز ضرورت های اصلاح ساختار اقتصاد كشور،‌ دلایل فوق الذكر را شدیداً ارتقا داد چون شرایط بیمار كنونی قابل اتكاء و دوام از منظر سند چشم انداز و سیاست های ابلاغی اصل 44 نیست.

با این دلایل كار تهیه مقدمات و شروع اقدامات برای برقراری كارت هوشمند سوخت به طور جدی از ابتدای سال 83 آغاز شد. ظرف حداكثر سه ماه طراحی اولیه مدل اجرا انجام شد و سپس این مدل به مناقصه گذاشته شد و ظرف حداكثر سه ماه پس از شروع برگزاری مناقصه و اجرای ضوابط آن، شركت برنده و پیمانكار اجرایی كه یكی از شركت های تحت پوشش وزارت فن آوری اطلاعات بوده انتخاب شد و چون در متن قانون، میزان بودجه آن پیش بینی نشده بود، در زمان محدودی بودجه آن نیز با مشكلات ویژه خود تعیین تكلیف شد و از اواخر سه ماهه سوم سال 1383 پیمانكار اجرایی كار طراحی تفصیلی و سپس خرید حجم گسترده كامپیوترها و سخت افزارهای آن را آغاز نمود. ق

رارداد یكساله بود و نهایتاً به دلیل مشكلاتی كه درعمل به وجود آمده است به 5/2 سال كشید و در خرداد 1386 به بهره برداری رسید و هنوز بخش هایی از آن در حال رفع عیب و مشكلات است بنابراین دوره محدودی از كار پیمانكار در دولت قبلی انجام و بقیه در دولت فعلی انجام شد. در طراحی اولیه مدل اجرا و تنظیم ظرفیت های نرم افزاری و سخت افزاری این سیستم چنین در نظر گرفته شده بود كه از كارت استفاده های زیر در عمل صورت گیرد:
1. كنترل مصرف و اعمال روش های پلكانی و تصاعدی و مشابه در قیمت هر یك از حدهای مصرف
2. گردآوری اطلاعات مصرف به صورت ریز و در اجزاء
3. همچنین بكارگیری كارت به عنوان كارت اعتباری بانك برای پرداخت از طریق كارت به جای پول نقد كه درحال حاضر پرداخت نقدی مشكلات عدیده ای دارد.

متاسفانه بعضی در دولت نهم تا مدت های طولانی به كارت هوشمند سوخت با دیده منفی نگاه میكردند و اگر تاكید صحیح قانون بودجه سال 1386 و پافشاری در مجلس هفتم نبود شاید به این زودی عملی نمی شد و یا پروژه به كناری گذاشته می شد. حتی شاهد بودیم دولت در انتهای فروردین سال جاری در پایان مهلت قانونی نه سهیمه ها را اعلام كرد و نه نرخ آزاد را و این ریشه در تردیدها تا قبل از خرداد ماه داشت و همچنان دارد، و نحوه اقدام و اجرا را هم در عمل شاهد هستیم. در صورتی كه اگر به دلایل و انگیزه های اولیه تكیه می شد می بایستی با قاطعیت و در یك دوره محدود و اضطرار سهمیه بندی با استفاده از كارت هوشمند سوخت را به مورد اجرا گذاشت و آن را در خدمت تحقق اندیشه های اولیه قرار داد كه از مهمترین آن ها كنترل مصرف و اصلاح قیمت و اصلاح كیفیت خودروها و اصلاح حمل ونقل عمومی است.

در مورد تعیین قیمت تصاعدی و پلكانی براساس حد مصرف، در شرایط كنونی حتماً‌ باید در تعیین سقف نهایی به قیمت مشابه آنچه در كشورهای همسایه و منطقه میگذرد اندیشید و به هیچ وجه نباید برای مصرف اضافه تر از تولید داخلی، اضافه بر امكانات قانونی، مطلقاً هزینه دیگری به دولت تحمیل گردد. و این شیوه را به تدریج و هدفمند ارتقاء داد.

استمرار روش ناقص كنونی در سهمیه بندی و افزایش سهمیه های بخشی و موردی، قطعاً ‌و مطمئتاً اثرات مثبت سهمیه بندی روی ترافیك را در فقدان حمل ونقل عمومی قابل اتكاء از بین می برد. البته برای كم كردن نارضایتی عمومی و جا افتادن و فعال شدن امر سهمیه بندی كار خوب و درستی كه دولت انجام داد اعلام سهمیه 4 ماهه و بعد 6 ماهه بود لیكن به دلیل محدودیت بودجه وارادات و اتمام سهمیه های چند ماهه ابلاغی در میانه راه،‌ ادامه این وضعیت به شكل كنونی قابل دوام نیست و حتماً می بایستی طبق قانون، قیمت تصاعدی و پلكانی آزاد را به شرحی كه گذشت و طبق قول اولیه مسئولین دولت و مجلس در زمان شروع سهمیه بندی به مورد اجرا گذاشت.

شیرینی همراهی نهایی دولت و مجلس در سهمیه بندی موقعی موثر است كه همه مفروضات به درستی به كار گرفته شود و گرنه مجلس مجبور می شود پس از آن كه یك بار به دلیل واقعیات ها اجباراً در مورد قیمت بنزین از قانون تثبیت نرخ ها كه خود گذرانده بود عدول كرد، مجدداً برای بار دیگر تن به افزایش بودجه واردات بیش تر بنزین دهد كه این تصمیم قطعاً‌ نیز خلاص به این شیرینی و تبدیل آن به شرنگی تلخ است كه در آن صورت معلوم نیست با چه دلایل وتوضیح به مردم آن را فروكش خواهند نمود.

بد نیست در این جا به نكته ای عبرت آموز اشاره شود كه یادآوری آن خالی از نتیجه گیری مناسب نیست. در سال 1383 و تقریبا هم زمان با تصویب و ابلاغ قانون بودجه سال 1383 و سهمیه بندی بنزین توسط كارت هوشمند،‌ امكان موازی آن بر اساس مجوز و صلاحدید زمانی و به دلیل زمان بر بودن پروژه برقراری كارت هوشتمد و تا آماده شدن آن فراهم گردید و آن چاپ تعداد مورد نیاز كاربرگ (كوپن) برای مصرف در دوره محدود سهمیه بندی كوپن بود.

این موضوع لازم است از نظر فنی و عملیاتی تاكید شود كه نظام فنی برقراری كارت هوشمند كه خود یك كوپن شیك دیجیتالی است قابلیت های گسترده و بسیار قابل اعتمادتر از كاربرگ (كوپن) دارد و لی مواقع نیاز می توان از آن به عنوان یك ابزار و امكان استفاده كرد كما اینكه در توزیع خیلی از ارزاق در كشور از این امكان استفاده می شد. در زمانی كه كار چاپ آن در چاپخانه بانك ملی روزهای پایانی خود را می گذارند حسب اتفاق تعدادی از رسانه ه ای كشور بازدیدی از عملكرد چاپ اسكناس در چاپ خانه مذكور داشتند كه با چاپ كوپن بنزین نیز مواجه شدند و از فردای آن روز تعدادی از جرایدی كه امروز به شدت از سهمیه بندی به شكل كنونی و با همین وضع موجود حمایت و دفاع می كنند،‌ به علنی كردن چاپ كوپن در این چاپ خانه و مقابله با تز سهمیه بندی پرداختند و استدلال آن ها این بود كه این امر محدودیت برای مردم ایجاد میكند و مطلقاً صحیح نیست و اینكه چرا اصلاً این كار انجام شده است و چرا سهمیه بندی، و آن را به عنوان ابزاری تبلیغاتی بر علیه دول خاتمی و وزارت نفت قرار دادند كه مقایسه آن رفتار با مواضع امروزشان بسی عبرت آموز است.

در هر صورت با ذكر آن چه بر سه مقوله تشریحی این مجموعه گذشت انتظار بر این است كه همه دلسوزان و علاقه مندان به نظام و منافع ملی و تمام جریانات سیاسی و نهادهای اجرایی و مردمی و دولت و مجلس با تعمق بیشتری روی بحث مدیریت انرژی و مدیریت مصرف و ضرورت های تاریخی آن بیادیشند و به سهمیه بندی بنزین با ابعاد همه جانبه و فلسفه اولیه آن، آن هم برای دوره ای محدود و گذرا و اضطرار به عنوان یك فرصت بنگرند.

و از دولت نیز انتظار می رود از به كار گیری فقط یك جزء آن و معطل گداشتن دیگر ابعاد پیوسته قانونی آن و عملكرد ناقص كه باعث شكست این طرح خواهد شد جداً بپرهیزد و این را قطعاً ‌بدانیم كه ناقص اجرا كردن و شكست آن باعث تاخیر بیش از بیش در مدیریت مصرف و فرصت سوزی بزرگ تاریخی خواهد شد. البته مجلس و دولت می بایستی به این امر ا ساسی واقف باشند كه راه حل های مدیریت مصرف، گسترده و اساسی و همه جانبه است و از درون اقتصاد توسعه گرا و عدالت محور میگذرد و برای جامعه ای آگاه،‌ آزادی خواه و عدالت طلب با اطلاع رسانی و مدیریت و حكمرانی خوب و راه گشا برقراری آن بسی سهل و آسان است. البته عمده ترین مشكل در متن اقتصاد بیمار ما مدیریت مصرف انرژی است كه راه حل های بنیادی آن اساساً نرم افزاری و در تدبیر اصلاح صحیح اقتصاد كشور بوده و صرفاً سخت افزاری نیست.

كشوری مثل آلمان 90 میلیون لیتر مصرف بنزین دارد و تعداد خودروهای بنزین سوز آن حدود 8 برابر كشور ماست و مردم آن شاهد ترافیك و غیره مساله آفرین در آن كشور نیستند و مردم كمتر از خودروهای شخصی خود برای تردد استفاده میكنند و رضایت و رفاه در حمل ونقل عمومی جای استفاده از خودروهای شخصی در بسیاری از موارد را بدین منظور گرفته است. مدیریت مصرف در بنزین، گازوئیل، گاز و برق راه حل های اقتصاد عامه پسند ندارد و سهمیه بندی ناقص و قیمت پایین فرآورده ها و استمرار یارانه، بحران انرژی و بیماری های اقتصاد را مرتباً تشدید می كند.

حكمرانی معتقدانه و خوب منوط به تامین منافع عموم و ملی و تاریخی و ایجاد اعتماد از این طریف در افزایش سرمایه های اجتماعی است نه رضایت محدود و مقطعی و زودگذر و ظاهر پسند وعامیانه كه مرتباً سرمایه های اجتماعی را كاهش داده و از دست می دهد.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 19:51 |

 

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از رسیدن نرخ تورم به 2/16 درصد در پایان مهرماه سال جاری خبر داد.

به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی، خلاصه نتایج بدست آمده از شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران بر اساس سال پایه 100= 1383 ( 359 قلم کالا و خدمت) در مهر ماه 1386 نشان می‌دهد: شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در مهر ماه 1386 نسبت به ماه قبل 5/1 درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل 1/18 درصد افزایش یافت.

میزان تورم در دوازده ماه منتهی به مهر ماه سال 1386 نسبت به دوازده ماه منتهی به مهر ماه سال 1385 معادل 2/16 درصد است.نرخ تورم در فروردین ‌ماه امسال 12.8 درصد، در اردیبهشت ‌ماه 13.6 درصد، در خردادماه 2/14درصد، در تیرماه 8/14درصد، در مردادماه سال جاری به 4/15درصد و در پایان شهریورماه به 4/15 درصد بود.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 19:43 |

براي جبران ضربه‌اي که در اين دوسال به خاطر تزريق پول نفت به اقتصاد کشور وارد شده حداقل20سال زمان نياز است.

به گزارش خبرنگار اقتصادي ايسنا دکتر محمد ستاري‌فر ـ رييس سابق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ـ با اشاره به مدل‌هاي اقتصادي موجود در دنيا آنها را به چهار نوع سياست اقتصادي تقسيم كرد و گفت: اين چهار مدل شامل؛ بازار ـ بازار که اقتصاد کاملا آزاد است، بازار ـ دولت که در اين مدل اقتصاد بازار بالا دست است و دولت پايين دست، مانند کشورهاي پيشرفته اروپايي، مدل دولت ـ بازار به اندازه‌اي که اقتصاد يک کشورعقب افتاده باشد و مدل چهارم دولت ـ دولت که اقتصاد کاملا کمونيستي است و فقط در کتاب‌ها و نظريات موجود است حتي اقتصاد کره شمالي هم90 درصد دولت و10 درصد بازار است.

وي توضيح داد: ما به گونه‌اي برنامه ريزي کرده بوديم که در برنامه چهارم توسعه اقتصادي کشور ما از مدل دولت ـ بازار به مدل بازار ـ دولت ارتقا يابد.

رييس سابق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي افزود: ايران و مالزي برنامه اقتصادي خود را همزمان از1950 تا 1980 ميلادي اجرا کردند در حالي که اواخر دهه 80 مالزي زيرساخت هاي لازم را بدست آورد و اقتصاد خود را مدل بازار دولت پيدا کرد ولي کشور ما به دليل وجود دولت نفتي به صورت دولت ـ بازارباقي ماند.

وي تصريح کرد: اينکه گفته مي‌شود 80 درصد دارايي ها متعلق به دولت است؛ درست نيست چرا که دولت با احتساب نهادهايي مانند بنياد مستضعفان و بهزيستي چيزي در حدود40 درصد دارايي هاي کشور را در اختيار دارد ولي بانک ملي که دارايي هاي مردم در آن است در اختيار دولت است و براي آن تعيين رويه مي کند؛ يعني در واقع نرم افزارهاي اقتصادي کشور در اختيار دولت هستند.

وي با اشاره به دهه 50 گفت: اين يک اصل ثابت است که در هر جاي دنيا انقلاب شود دولت بزرگ مي‌شود جنگ نيز يکي ديگر از عوامل بزرگ شدن دولت‌هاست لذا ما بايد خود را در دهه 50 اصلاح مي کرديم ولي علاوه بر اينکه اصلاح انجام نشد يک انقلاب و يک جنگ راهم پشت سرگذاشتيم که هرکدام به بزرگترشدن دولت کمک کرد، نفت نيز به بزرگترشدن آن کمک کرد، به علاوه بخاطر وجود نفت دولت به مردم نيازمند نيست هر زمان هم نفت بيشترشده وضع بدترشده است.

ستاري فر اظهار كرد: قرار شد در برنامه چهارم توسعه بازار و جامعه مدني تقويت شوند و دولت نيز کوچک شود؛ سند چشم انداز ايران نيز اين‌گونه طرح ريزي شد و به تاييد مقامات عاليه كشور هم رسيد در واقع اين دو برنامه حاصل کار پنج هزار نفر متخصص بود.

وي اضافه کرد: مهم قدم به جلو برداشتن است نه اينکه دائم ايراد بگيريم که اين قسمت‌اش آمريکايي‌ست اين قسمت‌اش انگليسي!

او شرط اول براي توسعه در کشورهاي جهان سوم را اصلاح دولت معرفي کرد و ادامه داد: منظور از دولت کل نظام است که منجر به پديده حضور مردم مي‌شود که ماحصل آن نيز تشکيل بخش خصوصي است. اگر دولت به بخش خصوصي بگويد مثل من فکرکن و يا برعکس يک فاجعه به وقوع مي پيوندد، در حالي که مجلس هفتم و دولت نهم علنا اعلام کردند که اعتقادي به بخش خصوصي ندارند.

رييس سابق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي درباره وضعيت فعلي اقتصاد کشور اظهار کرد: در حال حاضر برخي مسوولان گيج شده‌اند و مي‌پرسند چرا رشد برخي شاخص‌ها پايين است؛ سال 82 با بودجه 5/15ميليارد رشد 5/7 درصد داشتيم الان بودجه50-60 ميلياردي داريم ولي اوضاع درست نيست چرا که آن زمان قاعد بازي رعايت مي شد دولت و مجلس به يک تفاهم کلي رسيده بودند و احساس رعايت قوائد بازي وجود داشت اما در حال حاضر اعلام مي کنند؛ قبلي ها را قبول نداريم و فاسد بوده‌اند.

وي با بيان اينکه برنامه چهارم از همه برنامه‌هاي قبلي حساب شده‌تر و آماردارتر بود در زمينه سياست‌هاي اجرايي اصل 44 قانون اساسي گفت: در حالي كه دولت سالي10 کيلو چاق مي‌شد با اين تدبير سعي در لاغر كردن آن بود.

او با تاکيد بر ارتباط نزديک بين توسعه و دموکراسي تصريح کرد: دموکراسي يعني اينکه افراد کشور خود راهبر باشند و لذا ارمغان دموکراسي در منطقه براي توسعه حقوق بشر است؛ در حال حاضر منشا ثروت از زمين و پول به دانش تغيير پيدا کرده است. امروزه معيار و ملاک افتخار بخش خصوصي اين است که ببيند چند نخبه در مجموعه خود گردآورده‌اند، در حالي که بخش خصوصي هم نياز به بازسازي و نوسازي دارد حتي خيلي بيشتر از دولت.

وي تاکيد کرد: مردم ما زاتا امکان ايجادبخش خصوصي کارآمد دارند به شرطي که دولت دائما در كار آنها دخالت نکند.

ستاري فر با بيان اينکه از جهات مختلف ايران قلب دنياست گفت: 10 کشور از جمله ايران، مصر، ترکيه و... از جمله کشورهايي هستند که پارامترهاي پيشرفت لازم را دارند اما ايران از هر منظري پيشروتر است؛ حدود70 -80 درصد عناصر موجود در جدول مندليوف را در خاک کشور خودمان داريم؛ سالي 140 ميليارد نفت و گاز استخراج مي‌کنيم. چين اگر بخواهد به چنين مبلغي برسد بايد 1400 ميليارد صادرات کند اين يعني هفت هزار ميليارد سرمايه گذاري در حالي که ما اين عدد 140 ميليارد داريم و مي‌توانيم آن رامهندسي معکوس کنيم.

وي در قسمت ديگري از سخنانش با انتقاد از بي‌ثبات مديريت و تصميم گيري در سطح کشور تاکيد کرد: افراد که عوض مي شوند نبايد قانون‌ها عوض شوند دولت‌ها که عوض مي‌شوند نبايد راه‌ها عوض شوند. در دنياي امروز دولت‌ها سعي مي‌کنند تا مي‌توانند ديوار ايجاد نکنند اگر هم نياز به ايجاد ديوار هست ديوار شيشه‌اي ايجاد کنند تا مردمشان افق ديد باز؛ داشته باشند.

ستاري‌فر اضافه کرد: اعتقاد به مشارکت بخش خصوصي باعث بالندگي آن مي‌شود؛ بخش خصوصي ما در حال حاضر از توان لازم برخوردار نيست؛ بخش خصوصي همانند ماهي در آب مي‌ماند، الان عده‌اي بخش خصوصي را انکار مي‌کنند صداي اعتراض هيچ کس هم بلند نمي شود. در اصل 44 هم ذکر شده کارهايي که منجر به توليد مي شود بايد به بخش خصوصي واگذار شود بخش خصوصي نيز بايستي کارآفريني کند و توليد آن داراي مولفه هاي نظير؛ دائم کالاي جديد توليد کند نه اينکه به زور حاضر شود پيکان مدل 44 را کنار بگذارد؛ از متدهاي نو استفاده کند؛ از مواد خام جديد استفاده کند ؛ به دنبال سامان و سازمان نو باشد و همچنين به دنبال بازارهاي نو بگردد.

وي با انتقاد از خط مشي اقتصادي دولت نهم گفت: همه متفق القول هستند که نفت انفال است، ثروتي همگاني و متعلق به همه نسل هاست بايد درست از آن استفاده کرد و آن‌را به نسل‌هاي بعد تحويل داد.

اين اقتصاددان با انتقاد از مدل استفاده فعلي از پول نفت و گاز گفت: نفت و گاز بايد به دارايي هاي ثابت ما تبديل شوند قرار بود تا سال 88 بودجه جاري را از نفت برداريم؛ اگر همين روند را حفظ مي‌کرديم بيست سال ديگر از ترکيه و عربستان هم جلو مي زديم در حالي که ترکيه 9درصد هند 9 درصد و چين 13 درصد رشد اقتصادي دارند ما بايد با وجود اين منابع سالي 20 درصد رشد اقتصادي داشته باشيم ولي مي بينيم داشتن رشد اقتصادي هشت درصدي را امري خيالي اعلام مي‌کنند چنانچه همه چيز به حالت اول برگردد، براي جبران ضربه اي که در اين دو سال بخاطر تزريق پول نفت به اقتصاد کشور وارد شده حداقل20 سال زمان نياز است وا گر کسي بگويد مي توان اثرات اين ضربه را ظرف يکي دو سال برطرف كرد قطعا حرف او شعاري بيش نيست.

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 18:47 |
اولين گردهمايي روساي استاني ستاد مركزي ائتلاف اصلاح طلبان با حضور سيدمحمد خاتمي در محل دفتر مركزي مجمع روحانيون مبارز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ايسنا، در اين نشست سيد صفدر حسيني عضو ستاد ائتلاف و رييس كميته‌ي امور استان‌هاي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان به شرح برنامه‌هاي اين ستاد پرداخت و گفت: در طي مراجعات فردي، گروهي و حزبي افراد به آقاي خاتمي و با توجه به تجربه‌اي كه در انتهاي سال 85 در انتخابات شوراها داشتيم از ايشان خواستم تا نقش فعال‌تري در انتخابات مجلس هشتم داشته باشند و اين تجربه را به انتخابات مجلس نيز منتقل كنند. بنابراين آقاي خاتمي نيز از جمع كثيري از نيروهاي اصلاح طلب دعوت كردند كه پروژه‌ي انتخابات مجلس را هماهنگ كنند.

وي افزود: بنا بر دعوت آقاي خاتمي در ارديبهشت ماه سال جاري ائتلاف اصلاح طلبان با نام مجمع مشورتي كار خود را آغاز كرد اما براي آنكه هماهنگي بيشتري وجود داشته باشد بخشي از شوراي هماهنگي جبهه‌ي اصلاحات نيز به مجمع مشورتي اضافه شد. در پي اين شكل‌گيري ائتلاف اصلاح‌طلبان فعاليت‌هاي خود را آغاز كرد.

حسيني در ادامه گفت: شورايي به نام شوراي سياستگذاري ائتلاف اصلاح‌طلبان شكل گرفت و كارش اين بود كه شرح وظايف خود و چگونگي نقشه‌ي طرح‌ريزي برنامه براي انتخابات مجلس هشتم را طراحي كنند.ماموريت شوراي سياستگذاري در چند بند مورد بحث و بررسي قرار گرفت. از جمله تعيين اصول و مباني اصلاح طلبان به عنوان منشور مشترك، تصويب رووس برنامه‌ها براي حضور در مجلس هشتم، انتخاب شعارهاي اصلي انتخاباتي اصلاح طلبان، انتخاب رييس و اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، تصويب معيارها و ويژگي‌هاي كانديداها، رايزني با احزاب و گروه‌ها، ارتباط و تماس با شخصيت‌هاي برجسته‌ي اصلاح طلب و ارتباط و تماس با مقامات مسوول و تاثيرگذار در تامين سلامت انتخابات.

وي در ادامه به شرح مصوبات شوراي سياستگذاري پرداخت و گفت: تعيين مباني و اصول مشترك تحت عنوان راهبردهاي اصلاح‌طلبي، تعيين اهداف ائتلاف اصلاح طلبان به عنوان يك جريان سياسي و متعهد به آموزه‌هاي ديني و سياسي امام(ره) با سابقه‌ي خدمتگزاري موثر و به عنوان جرياني خردورز، آزادي‌خواه و عدالت‌گرا، به شرح زير است:

تقويت نظام جمهوري اسلامي از طريق اجراي قانون اساسي و با تاكيد بر مشاركت سياسي و اجتماعي و نقش مردم در اداره‌ي كشور، پيروزي در انتخابات به منظور پيشبرد اصلاحات اقتصادي، سياسي، اجتماعي و ...، افزايش كارآيي مجلس با توجه به فرموده‌ي حضرت امام (ره)‌ كه مجلس در راس امور است،‌ جلوگيري از افراط‌گرايي جاري و بازگرداندن اعتدال، ارتقاي موقعيت و منزلت بين‌المللي از طريق اتخاذ مواضع عاقلانه در راستاي منافع ملي.

رييس كميته‌ي امور استان‌هاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان همچنين به موضوع راهبردهاي اين ستاد اشاره كرد و اظهار داشت: از جمله راهبردهاي ستاد اصلاح طلبان تقويت همگرايي اصلاح‌طلبان به منظور دستيابي به ائتلافي گسترده‌تر، تلاش در جهت جلب مشاركت مردمي در انتخابات، فراهم كردن زمينه‌هاي مناسب و جلب افكار عمومي، برقراري ارتباط با مراجع فكري و اجتماعي و ايجاد تعامل با كليه‌ي صنوف و گروه‌هاي اجتماعي موثر، ارتباط با اركان نظام به منظور تامين سلامت انتخابات و نيز اهتمام به افزايش حضور زنان واجد شرايط در مجلس هشتم.

حسيني در ادامه گفته‌هاي خود ويژگي‌هاي نامزدهاي ائتلاف را اين چنين عنوان كرد: متدين و داراي حسن شهرت، التزام به ارزش‌هاي اسلامي و دارا بودن سابقه‌ي مديريتي در امور مختلف، مدافع حقوق شهروندي، برخورداري از دانش و بينش، كلان‌ نگري و دورانديشي، ترجيح دادن منافع ملي و عمومي در زمان نمايندگي، اعتقاد به كار جمعي و برنامه‌هاي اصلاح طلبي،‌ مردمداري و محبوبيت عمومي، اولويت داشتن زمينه‌ي راي، متعهد به جايگاه مجلس و سابقه‌ي فعاليت اصلاح طلبي با ترجيح عضويت در يكي از احزاب اصلاح طلب (برخورداري از سوابق انقلابي و ايثارگري از ملاك‌هاي ارجحيت)

وي ادامه داد: طراحي و تصويب ستاد مركزي ائتلاف اصلاح طلبان از ديگر فعاليت‌هاي انجام شده بود كه تصويب ساختار تشكيلاتي ستاد، تدوين برنامه‌هاي اصلاح طلبان و ارائه‌ به شوراي سياستگذاري، انتخاب شعارهاي انتخاباتي، تقسيم كار بين احزاب عضو، تصويب شرح وظايف ستاد انتخابات و پيگيري تشكيل ستادهاي استاني، كمك به احزاب و ستادهاي استاني در ايجاد وحدت نظر و نهايي كردن فهرست اطلاعات، تحليل روزآمد شرايط سياسي كشور، ايجاد هماهنگي بين احزاب و تشكل‌ها، نظارت بر فعاليت‌هاي ستادهاي استاني، آموزش و توجيه ستادهاي استاني،‌ برنامه‌ريزي و اقدام لازم براي صيانت از آراء مردم و اطلاع‌رساني مناسب از مهمترين فعاليت‌هاي ستاد مركزي عنوان شد.

حسيني همچنين گفت: كميته‌ي امور استان‌هاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان براي 30 استان كشور 30 رابط در نظر گرفته است و ظرف مدت كوتاهي اين ستادها شكل گرفته‌اند.
+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 18:12 |
امروز: در پی انتشار مطالبی در روزنامه کیهان که حاوی ایراد برخی اتهامات به جبهه مشارکت بود. این تشکل با ارسال نامه ای به کیهان به این اتهامات پاسخ داد.
متن کامل این بیانیه در ادامه می آید: که مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان در یادداشت روزیکشنبه(6/8/86) آن روزنامه به بهانه نقد سخنرانی افتتاحیه دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در دهمین کنگره آن حزب، چونان گذشته با تندترین واژه ها به دوران اصلاحات و سیاست خارجی دولت خاتمی و ایده ها و نظریات شخص ایشان تاخته است.

محتوای این یادداشت در حقیقت تلاشی نافرجام است برای مقایسه سیاست خارجی کشور در دو دولت اخیر. صورت مسأله آنقدر واضح است که هر صاحب نظری با اندکی انصاف می تواند قضاوت کند و جانب حقیقت را بگیرد اما هنگامی که بنا باشد چشم بسته از یک مجموعه با همه ضعف ها و کاستی ها و با همه هزینه هایی که بر ملت و کشور و نظام تحمیل کرده است دفاع شود و از یک مجموعه علیرغم همه آثار و خدماتی که برای کشور به جا گذاشته اند، بی محابا با بدترین و توهین امیزترین تعابیر یاد شود تنها از نویسنده یادداشت مذکور برمی اید.

از این نکته هم باید عبور کنیم که پیداست سایر بخش های سخنرانی دبیرکل جبهه مشارکت که به ضعف ها، ناکارآمدی ها، بی تدبیری ها و بی کفایتی های جریان حاکم در حوزه مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاست داخلی پرداخته است لابد از نگاه سرمقاله نویس محترم کیهان پاسخ موجهی نداشته است که تنها به بخش سیاست خارجی این سخنرانی پرداخته است که مسأله کیهانیان شخص خاتمی و اندیشه اصلاحی اوست نه مواضع یکی از احزاب اصلاح طلب که به هر بهانه ای انگشت اشاره را به سمت خاتمی می گیرد و دیدگاه های ایشان را خفت بار و خیانت آمیز می خواند و در کشفی جدید ایشان را مجری برنامه های دفتر فرح پهلوی می نامد.

به هر روی در پاسخ به نکات مطرح شده در یادداشت روز کیهان یادآوری پاره ای از نکات مفید است.

در سال 75 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد شرایط کشور به سمتی سوق یافته بود که نیروهای نظامی آمریکا درصدد حمله محدود نظامی به ایران بودند، وضعیتی که اخیرا مقام رهبری از آن به عنوان تهدید سال 75 یادکردند. اما با برگزاری انتخابات دوم خرداد، حضور شگفت آور مردم و پیروزی خیره کننده نامزدی که سخنش دموکراسی در داخل و صلح در جهان بود این تهدید با کمترین هزینه برطرف شد. آقای خاتمی بر اساس نظریات و راهبردهایی که وعده آن را به ملت داده بود. در برابر ایده جنگ تمدن های هانتینگتون راهبرد گفتگوی تمدنها را مطرح کردند که به سرعت با اقبال جهانیان مواجه شد و در آغاز هزاره سوم قطعنامه آن در سازمان ملل به تصویب رسید و نخستیی سال از هزاره جدید میلادی به نام گفتگوی تمدنها نامیده شد. فارغ از اعتبار و منزلت جهانی که از این رهگذار نصیب ایران شد، همه کشورهای جهان بر صلح طلبی ایران اذعان نمودند.فضایی که اندیشه و منش آقای خاتمی در عرصه بین المللی ایجاد کرد موجب شد که کلینتون در صدد گفتگو با ایران برآید و خانم آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا از مداخلات آمریکا در کودتای 28 مرداد ابراز تأسف کند.

با روی کارآمدن نومحافظه کاران در آمریکا و پس از حادثه تروریستی 11 سپتامبربهانه و امکان مناسبی برای جنگطلبان فراهم شد تا فضای جهان را میلیتاریزه کنند .با پیروزی آمریکا در جنگ با طالبان در افغانستان بوش ایران را محور شرارت خواند. اما نکته مهم این است که آقای خاتمی با پافشاری بر راهبرد خود این اجازه را به آمریکا نداد که اجماعی از قدرت های جهانی را علیه ایران شکل و ماجراجویی نظامی علیه کشورمان را سامان دهد.

از جمله اقدامات ابتکاری خاتمی پس از 11 سپتامبر پیشنهاد ائتلاف جهانی برای صلح بود که آن را در سازمان ملل مطرح کرد. البته این راهبرد مانند پیشنهاد گفتگوی تمدنها توسط کیهانیان مورد انتقاد شدید واقع شد.

به هر حال در آن شرایط حساس امنیت کشور تأمین شد و خطر جدی کشور را تهدید نکرد. با کمال تاسف باید گفت:تنها دو سال پس از روی کارآمدن دولت نهم پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد رفته و رسما ایران تهدید کننده صلح جهانی اعلام شده است، دو قطعنامه تحرم علیه ایران صادر شده و قطعنامه سختگیرانه تری نیز در حال تهیه است و شرایط به گونه ای است که از عالیترین مقامان سیاسی و نظامی کشور تا حتی احزاب به اصطلاح اصولگرا هم معترفند که احتمال ماجراجویی نظامی علیه ایران منتفی نیست این در حالیست که برخی از چهره های شاخص جریان محافظه کار اعتراف می کنند ما می توانستیم به گونه ای رفتار کینم که اجماع جهانی علیه ما شکل نگیرد و قطعنامه ای تحریم علیه کشور صادر نشود. افزون بر آن کافی است سری به کوچه و خیابان بزنید و ببینید که توده های مردم چگونه سایه جنگ و تحریم را بر سر خود حس می کنند و از این بابت سخت نگرانند.

به این بخش از سخنرانی دبیر کل جبهه مشارکت توجه کنید که آقای شریعتمداری صدر آن را گرفته و ذیل آن را فراموش کرده است که در یادداشت روز خود بیاورد:

موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی نیز عیان‌تر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصت‌ها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی می‌تواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟

«بسته شدن دروازه‌های کشور به روی دانش و فن‌آوری، سرمایه، تجربه و مدیریت، و از همه مهم‌تر تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس تقابل و رو در رویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصت‌ها آیا مجالی برای جبران این همه ضررو زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی كشور را با بهانه‌های مختلف قرباني اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی مانبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نا بجا و نسنجیده‌ای که البته می‌تواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهره‌ای خشن و وحشت آفرین و ماجرا جو و دشمن‌ساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما می توانیم با خود ستائي هاي غیر منطقی و غیر واقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟

تردیدی در سلطه‌گری و خوی تجاوز‌گرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیر مشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمان‌های سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسان‌ها و ملت های آزادی‌خواه و عدالت طلب قرار گیرد.»

امروز البته دولت نهم بعد از دو سال در مواضع خود تجدید نظرهای ظاهری صورت داده است و در رئیس دولت در نیویورک بر ضرورت گفتگو تأکید می کند و پیشنهاد جبهه همبستگی برای صلح جهانی ارائه می کند و ظاهرا در عمل به این نتیجه رسیده اند که با گفتمان حول محور ضرورت محو اسرائیل از نقشه جهان و انکار هولوکاست و تهوع از نام دموکراسی نمی توان منافع کشور را تأمین کرد.

اما عجیب است که که در چنین شرایطی فیل آقای شریعتمداری باز یاد هندوستانکرده است با خفت بار و خیانت امیز خواندن دوران خاتمی به تمجید از وضع کنونی پرداخته است.

امروز بر ملت ایران است که قضاوت کند تأمین امنیت ملی، امکان توسعه و پیشرفت اقتصادی و رفاه مردم با سیاست های خاتمی بیشتر بود یا اکنون که علیرغم رسیدن قیمت جهانی نفت به مرزهای 90 دلار تورم و گرانی و بیکاری روز به روز بیشتر و بیشتر بر گرده مردم فشار می آورد.

خوب است کیهان در اقدامی منصفانه و بر اساس آمار واقعی و مستند شاخص های اقتصادی کشور را که در ارتباط مستقیم با سیاست خارجی و امنیت ملی کشور است نظیر، نرخ ریسک، نرخ بیمه، نرخ سرمایه گذاری خارجی، میزان خروج سرمایه از کشور، میزان خروج نیروی متخصص و نیروی کار از کشور و .... در دو دوره خاتمی و احمدی نژاد با هم مقایسه کند و تحریم ها و تهدید ها را با یکدیگر بسنجد تا معلوم شود نتیجه ما جراجویی در سیاست خارجی چیست
+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 18:6 |
شاخه جوانان جبهه مشارکت آمل در گذشت تاثر بار قیصر امین پور شاعربلند آوازه ایران را به همه فرهنگدوستان تسلیت عرض می نماید.

روحش شاد!

*************************************************************

این شاعربزرگ در دوم ارديبهشت ماه سال ‪ ۱۳۳۸‬در دزفول به دنيا آمد. وي تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پايان برد سپس به تهران آمد و در سال ‪ ۱۳۶۸‬دكتراي خود را در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران اخذ كرد.

وي فعاليت هنري خود را از حوزه انديشه و هنر اسلامي در سال ‪ ۱۳۵۸‬آغاز كرد.

در سال ‪ ۱۳۶۷‬سردبير مجله سروش نوجوان شد و از همان سال تا پايان عمر در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدريس اشتغال داشته است.

مرحوم امين پور در سال ‪ ۱۳۸۲‬نيز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسي انتخاب شد.

مجموعه شعر،"گزيده اشعار مرواريد"، " تنفس صبح" ، منظومه ظهر روز دهم" ، " آينه‌هاي ناگهان" از جمله آثار امين پور است.
************************************************************

این قطعه شعر مرحوم امین پوررا به همه دوستداران ایشان تقدیم می نماییم :

اين ترانه بوى نان نمى دهد
بوى حرف ديگران نمى دهد
سفره دلم دوباره باز شد
سفره اى كه بوى نان نمى دهد
نامه اى كه ساده و صميمى است
بوى شعر و داستان نمى دهد:
... با سلام و آرزوى طول عمر
كه زمانه اين زمان را نمى دهد
كاش اين زمانه زير و رو شود
روى خوش به ما نشان نمى دهد
يك وجب زمين براى باغچه
يك دريچه آسمان نمى دهد
وسعتى به قدر جاى ما دو تن
گر زمين دهد، زمان نمى دهد
فرصتى براى دوست داشتن
نوبتى به عاشقان نمى دهد
هيچ كس برايت از صميم دل
دست دوستى تكان نمى دهد
هيچ كس به غير ناسزا تو را
هديه اى به رايگان نمى دهد
كس ز فرط  هاى و هوى گرگ و ميش
دل به هى هى شبان نمى دهد
جز دلت كه قطره اى است بيكران
كس نشان زبيكران نمى دهد
عشق نام بى نشانه است و كس
نام ديگرى بدان نمى دهد
جز تو هيچ ميزبان مهربان
نان و گل به ميهمان نمى دهد
نااميدم از زمين و از زمان
پاسخ نه اين، نه آن... نمى دهد
پاره هاى اين دل شكسته را
گريه هم دوباره جان نمى دهد
خواستم كه با تو درددل كنم
گريه ام ولى امان نمى دهد...

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 18:42 |

امروز:رييس جمهور سابق كشورمان در پيامي درگذشت دكتر قيصر امين پور شاعر نامدار كشورمان را تسليت گفت.

متن كامل اين پيام بدين شرح است:

"فضيلت و هنر داغدار خاموشي مهر تاباني است كه درآسمان آگاهي و دين داري و ادب و هنر روزگار ما مي درخشيد و جانهاي مومن و زيبايي طلب و خيرخواه و والانگر را روشني مي بخشيد.

قيصر امين پور گوهر تاباني بود كه خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود ؛ او از وفاداران به انقلاب اسلامي و خواستار سربلندي ايران عزيز بود و اينك در جوار رحمت حق آرميده است؛ اما ياد و نام او همواره زنده و انگيزاننده به سوي خوبي و معرفت و حقيقت خواهد بود.

با دلي داغدار اين مصيبت بزرگ را به همه خوبان و نيك انديشان و ملت سرفراز ايران و اصحاب فرهنگ و هنر به وي‍ژه خانواده و بستگان معزز و شكيباي اين بزرگوار تسليت مي گويم و از درگاه خداوند منان براي روان پاك او آمرزش و والايي جايگاه طلب مي كنم.

سيد محمد خاتمي

08/08/1386

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 18:31 |
شاخه جوانان جبهه مشارکت آمل آزادی جناب آقای هادی قابل را به وی وخانواده محترم ایشان تبریک عرض می نماید

به امید آزادی همه زندانیانی که به خاطر قلم و اندیشه و بیانشان در بند به سر میبرند!

************************************************************

نوروز:حجت‌الاسلام والمسلمین «هادی قابل» عضو و دبیر شورای مرکزی جبهه مشارکت پیش از ظهر روز دوشنبه هفتم آبان‌ماه پس از 56 روز بازداشت از سوی دادگاه ویژه روحانیت آزاد شد.

به گزارش خبرنگار نوروز، به دنبال پیگیری‌های انجام‌شده در نهایت روز شنبه دادگاه ویِژه روحانیت برای آقای قابل وثیقه‌ این 50 میلیون تومانی تعیین کرد که با تودیع این وثیقه در روز دوشنبه، وی آزاد شد.

«روح‌الله قابل» فرزند قابل با تائید این خبر به خبرنگار نوروز اعلام کرد که وی در حال حاضر در قم و در سلامت کامل به سر می‌برد و احتمالا تا عصر امروز به منزل خود در تهران بازمی‌گردد.

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 18:18 |

 

شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشاركت ايران اسلامي نشستي با عنوان " حقوق بشر ايراني" در روز سه شنبه 8 آبان ماه در دفتر اين جبهه برگزار مي‌كند.

محموديان،نايب رييس شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشاركت ايران اسلامي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران با بيان اين كه اين مراسم به بهانه سالروز صدور منشور حقوق بشر و تجليل ازحجت الاسلام و المسلمين هادي قابل و عمادالدين باقي برگزار مي‌شود، گفت: در اين مراسم دكتر مصطفي معين، حجت الاسلام و المسلمين كديور، درايتي ، دكتر هاشم آقاجري و فريده غيرت و نماينده‌اي از كميسيون حقوق بشر اسلامي به ايراد سخن خواهند پرداخت.

وي در پايان تصريح كرد: در اين مراسم خانواده‌هاي عماد الدين باقي و هادي قابل نيز حضور خواهند داشت

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 18:6 |

 

نوروز: در دومین نشست کنگره دهم جبهه مشارکت ایران اسلامی پس از انتخاب هیات رییسه ،گزارش عملکرد شورای مرکزی، دفتر سیاسی وهیات اجرایی طی یک سال گذشته از سوی دکتر «محسن میردامادی» دبیرکل حزب ارائه شد.

به گزارش خبرنگار نوروز، دکتر میردامادی با اشاره به برگزاری 26 جلسه شورای مرکزی از زمان برگزاری کنگره نهم تا کنون، گفت:طی این مدت بحثهای مربوط به تجدید سازمان وتشکیلات انجام شد، معاونان دبیرکل واعضای دفتر سیاسی وهیات اجرایی تعیین وشاخه جوانان و دانشجویان از هم تفکیک شدند، همچنین 26جلسه هیات داوری و 54جلسه دفتر سیاسی برگزار شد.

وی در ادامه اقدامات برجسته انجام شده از سوی جبهه مشارکت ایران اسلامی طی یک سال گذشته را برشمرد وتوضیح داد: در یکسال گذشته مجله «آیین» به مدیرمسئولی دکتر خاتمی وسردبیری دکتر خانیکی به تدریج به عنوان مجله ای تئوریک و فکری راه خود را باز کرده است،همچنین سایت خبری نوروز بر اساس مصوبه کنگره گذشته راه اندازی شد و امروز از سایت های پربیننده کشور است. سایت تشکیلات جبهه مشارکت نیز در آستانه راه اندازی شده است که مسائل مربوط به تشکیلات را منعکس می کند.

میردامادی از برگزاری اولین دوره آموزشی حزب از سوی کمیته آموزش وتشکیل شاخه جوانان به عنوان دیگر اقدامات انجام شده در این مدت نام برد.

دکتر میردامادی پس از ارائه گزارش کلی از عملکرد یکساله حزب از مسئولان هیات اجرایی، معاونت سیاسی و مجله آیین درخواست کرد تا گزارش کاملتری از عملکرد این ارکان را به اعضای کنگره دهم حزب ارائه دهند.

به این ترتیب، «آذر منصوری» معاون سیاسی دبیرکل به ارائه گزارش عملکرد یکساله این معاونت پرداخت که عبارتند از تعیین چارچوبی برای سامان دادن به برنامه های عمومی و دستور جلسات دفتر سیاسی حزب، تعیین روسای و اعضای کمیسیون های دفتر سیاسی حزب، تشکیل کمیسیون داخلی و حقوق بشر حزب، راه اندازی سایت خبری نوروز و برگزاری جلسات سیاستگذاری این سایت، انتشار منظم خبرنامه داخلی حزب، موضع گیری نسبت به مسائل آموزش و پرورش، برگزاری جلسات نقد حزب، موضع گیری در خصوص طرح امنیت اجتماعی، کمک رسانی به مردم آسیب دیده از سیل در استان سیستان و بلوچستان، بررسی انتخابات مجلس هشتم و بررسی سند اهداف و راهبردهای اصلاح طلبان، بررسی مسئله بنزین، اعتراض به پخش برنامه «تا دمکراسی» از صداوسیما، موضع گیری حزب در مورد طرح بحث تندروی در بین اصلاح طلبان، صدور بیانیه در خصوص اهانت به مراجع و همچنین وضعیت هادی قابل عضو دستگیر شده شورای مرکزی حزب و تشکیل کمیته ای به منظور رسیدگی به وضعیت وی.

وی همچنین از تشکیل کمیسیون حقوق بشر دفتر سیاسی جبهه مشارکت خبر داد که به منظور بررسی مسائل مربوط به حقوق بشر و اقلیتها از شهریور ماه سال جاری کار خود را آغاز نموده است.

در ادامه این نشست، دکتر «هادی خانیکی» گزارشی از روند انتشار مجله آیین ارائه کردند، مجله آیین با هدف ایجاد حلقه ای به منظور گفتگو بین صاحب نظران در حوزه فرهنگ، دانشگاه و سیاست منتشر شد که حرکتی روبه جلو داشته است. در مجله آیین همچنین هدف استفاده از نیروهای جوان دنبال کرده ایم که در این مورد نیز موفق بوده است.

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 18:44 |

 

نوروز: حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به اظهارات اخیر «محمود احمدی‌نژاد» مبنی بر اینکه « به محض اینکه سالهای قبلی،کسی از دولت انتقاد می کرد متهم به کودتا می شد!»، رییس جمهور سابق کشورمان به این اظهارات پاسخ داد.

وی با اشاره به اینکه امروز گفته می شود « به محض اینکه سالهای قبلی،کسی از دولت انتقاد می کرد متهم به کودتا می شد!»، گفت: یک مورد پیدا کنید که دولت و مجلس قبلی مدعی شده باشد که کسی علیه آنان حرف زده باشد و آنها برخورد کرده باشند؛ اینها حرفهایی است که مردم هم می دانند درست نیست.

براساس گزارش روابط عمومی بنیاد باران، «سید محمد خاتمی» در دیدار با جمعی ازاعضای شورای مرکزی حزب همبستگی، ضمن اظهار خوشوقتی از این دیدار گفت: در حالی که همین حرفهایی که آن روز گروههای فشار در مورد ما می‌زدند و امروز هم مورد تائید قرارمی‌گیرد در دوران ما هم بود ولی آنهاامنیت داشتند و هر چه می‌خواستند نسبت می‌دادند آن وقت علنی و آزاد علیه دولت اصلاحات گفته می‌شد با فراغت بال هر چه تهمت و اتهام می‌خواستند بزنند، کسی هم کاری به آنها نداشت. در آن زمان، وزارت ارشاد با یک روزنامه‌ای که خیلی تند بود طبق موازین به حق برخورد کرد، ولی بنده یادداشتی خطاب به وزیر ارشاد نوشتم و به شدت به آن اعتراض کردم.

بی مهابا حمله‌های بی جا و تهمت‌ه‌ای زیادی به دولت اصلاحات و دولت‌های پیشین زده می شود ولی اگر این ادعا و اتهامها طوری باشد که مردم هم باور نکنند؛اعتبار کسانیکه این حرف را می زنند از بین برود.متاسفانه وقتی به آنهاجواب داده می‌شود،حرفها در مقابل امواج میلیونی تاثیرگذار در افکار عمومی شنیده نمی‌شود؛ ما گزارش‌های زیادی راجع به عملکرد دولت قبلی به مردم داده‌ایم ولی کمتر به مردم در سطح وسیع رسیده است.

خاتمی تصریح کرد:هر دولتی بگوید هیچ عیبی ندارد و همه کارها را درست انجام می‌دهد ومطلق است از همین حرفی که می‌زند معلوم است که درست نمی‌گوید؛ ما هم مطمئنا کاستی‌هائی داشتیم ولی کارهای بزرگی نیز انجام دادیم.

رییس بنیاد باران افزود:از افتخارات دوران ریاست جمهوری‌ام این است که فضای کشور باز شد، البته این امرهزینه‌هایی را هم به همراه داشت؛ مثل یک مزرعه که وقتی آبیاری می‌شود ممکن است علف هرزه نیز در آن رشدکند ولی به خاطر رشد چند علف هرزه نمی‌توان مزرعه مؤثر و مفیدوهمه درختها را از بین برد.

خاتمی افزود:مگر ما می‌گفتیم اگر یک روزنامه، جناح و جریان سیاسی حرفی را بزند که امنیت ملی را از بین ببرد ، با آن برخورد نشود؟ ما می‌گفتیم طبق قانون اساسی و ضابطه اتهام ابلاغ شود؛ او بتواند وکیل بگیرد ، در دادگاه صالحه بررسی شود، هیات منصفه حضور داشته باشد و روی روال معمولی بررسی شود.

سید محمد خاتمی تاکید کرد: در دوران اصلاحات فضایی بود که بیشتر می شد حرف زد و این امر به نفع حاکمیت هم بود چون با این کار می توانست خود را اصلاح کند و متوجه عیب هایش شود و از خودکامگی پرهیز کند.

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 18:42 |

نوروز: «سیدصفدر حسینی» عضو شورای مرکزی جبهه‌مشارکت و رییس کمیته استان‌های ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گزارشی از اقدامات این ائتلاف برای انتخابات مجلس هشتم به اعضای کنگره دهم جبهه‌مشارکت ارائه داد.

به گزارش خبرنگار نوروز، دکتر حسینی در گزارش خود درباره چگونگی آغاز فعالیت‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس هشتم گفت: پس از توفیق نسبی ائتلاف اصلاح‌طلبان در انتخابات دوره سوم شوراهای شهر و روستا، آقای خاتمی در اوایل سال جاری 300 نفر از چهره‌ها و شخصیت‌های اصلاح‌طلب را به جلسه‌ای دعوت کردند و تاکید داشتند که اصلاح‌طلبان باید در عرصه اجتماعی فعال باشند و عملکردی منسجم داشته باشند.

به گفته دکتر حسینی، خاتمی در این جلسه از حاضران خواست تا از این میان خود، گروهی را به عنوان جمع مشورتی به ایشان معرفی کنند که این کار انجام گرفت و پس از جمع‌بندی آقای خاتمی، در اوایل فروردین‌ماه سال جاری جمع 22نفره‌ای مسئول پروژه انتخابات مجلس هشتم شد.

رییس کمیته استان‌های ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در ادامه گزارش خود افزود: این جمع مشورتی ابتدا سازمان کاری درون خود تعریف کرد و کمیته‌هایی تشکیل داد که یکی از آنها کمیته رایزنی با احزاب و شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی انجام بود که این کمیته نظر احزاب و گروه‌ها را درباره سه موضوع اساسی یعنی «اصل ائتلاف»، «ستاد ائتلاف» و «اهداف و راهبردهای اصلاح‌طلبان به عنوان میثاق مشترک» را جویا شد و با جمع‌بندی این نظرات، اقدامات خود را برنامه‌ریزی کرد.

دکتر حسینی همچنین با اشاره به هماهنگی‌های انجام‌شده میان مجمع‌مشورتی آقای خاتمی با شورای هماهنگی جبهه‌اصلاحات گفت: به دنبال همین هماهنگی بود که شش عضو جبهه اصلاحات به مجمع 22 نفره اضافه شدند و تعداد اعضای این مجمع از اوایل تیرماه به 28 افزایش پیدا کرد و پس از آن هم، مجمع مشورتی به «شورای سیاستگذاری ائتلاف اصلاح‌طلبان» تغییر نام داد.

رییس کمیته استان‌های ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان وظایف تعیین‌شده برای این شورا را «تصویب اهداف و راهبرها با نظر احزاب و گروه‌های عضو ائتلاف اصلاح‌طلبان»، « تعیین ویژگی‌های نامزدهای اصلاح‌طلب» و «تشکیل ستاد ائتلاف» ذکر کرد و گفت که تاکنون دو وظیفه تشکیل ستاد و تصویب اهداف و راهبردها انجام شده و ائتلاف اصلاح‌طلبان در مرحله تعیین ویژگی‌ها و مصادیق نامزدهای انتخابات مجلس هشتم است.

گفتنی است اعضای ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان شامل عبدالواحد موسوی لاری (رییس)، حسین مرعشی(قائم‌مقام و مسؤول کمیته پشتیبانی)، محمد سلامتی (مسؤول کمیته احزاب و تشکل‌های صنفی و سیاسی)، عبدالله ناصری (مسؤول کمیته تبلیغات و سخنگو)،‌ مجید انصاری (مسؤول کمیته حقوقی و سلامت انتخابات)، اشرف بروجردی (مسؤول کمیته بانوان و جوانان)،‌ سید صفدرحسینی (مسؤول کمیته استانها)، حبیب‌الله بیطرف(مسؤول کمیته تنظیم برنامه ائتلاف) به همراه علی‌اصغر ‌احمدی و حسین کمالی هستند و ریاست ستاد اصلاح‌طلبان در تهران را نیز «مرتضی حاجی» برعهده گرفته است.

رییس کمیته استان‌های ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان درباره اقدامات این کمیته نیز گفت: ستاد برای هر استان یک رابط تعیین کرده که آنها به استان‌ها مراجعه کرده‌‌اند و تاکنون ستادها در 16 استان تشکیل و رییس آنها مشخص شده است که امیدواریم تا ماه آینده، ستادهای اصلاح‌طلبان در همه استانها تشکیل شود.

حسینی یکی از تصمیمات مهم ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس هشتم را «تفویض اختیار تهیه لیست به استان‌ها» ذکر کرد و گفت: بنابر تصمیم ستاد، اختیار بستن لیست به ستادهای هر استان داده شد، مگر آنکه به اختلاف برسند که در اینجا فصل‌الخطاب اختلاف ستاد مرکزی خواهد بود.

عضو شورای مرکزی جبهه‌مشارکت در پایان گزارش خود گفت که جلسات ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان از یکماه قبل به شکل هفتگی با حضور آقای خاتمی تشکیل می‌شود و انگیزه و پیگیری خاتمی در این انتخابات به همه نیروها برای فعالیت و انشاءالله پیروزی در انتخابات، انگیزه داده است.

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 18:41 |
بسم الله الرحمن الرحیم
ولتکن منکم امت یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون
سلام وصلوات خداوند بر پیامبر نور و رحمت، بر خاندان گرامی و یاران پاک او و درود ما بر مصلحان بزرگ به ویژه امام عزیز راحل و بر شهیدان گرانقدری باد که افتخار امروز ما قدم نهادن در راهی است که آن‌ها گشودند و با مشعل جان خود راه هدایت را بر ما نمایاندند.

آغاز بکار دهمين کنگره جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی را در طلیعه دهمین سال فعالیت این حزب با حضور ، شخصیت‌های والای سیاسی و اجتماعی، استادان مبرز دانشگاه و حوزه، صاحب‌نظران و فعالان ارجمند عرصه فرهنگ و هنر و اقتصاد، نمایندگان محترم احزاب و گروه‌های مدنی و صنفی، شخصیت‌های فعال جامعه زنان و اعضای جبهه مشارکت از سراسر کشور به فال نیک گرفته و آن را مقدمه‌ای برای تلاش گسترده‌تر و پرحاصل‌تر در اهتمام به تحزب در کشور می‌دانیم. این حضور پرمیمنت را گرامی داشته و صمیمانه سپاسگزار عنایت همه بزرگواران هستیم.

گویا تقدیر سیاسی بر آن است که سالی بر ما نگذرد و کنگره‌ای برگزار نشود مگر اینکه یکی از عزیزترین وفعال‌ترین اعضای ما در بند اسارت باشد، امسال نیز به رسم این سنت معهود برخود لازم می‌دانم یاد روحانی اندیشمند و پرتلاش حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی قابل عضو شورای مرکزی حزب را که گرفتار ستم انتقام‌گیری‌های جناحی و سیاسی شده است گرامی بدارم. براستی جای خالی او در این نشست و در عرصه سیاسی کشور برای همه ما مشهود است. از خداوند بزرگ می‌خواهم که همو و هم سایر زندانیان بی‌گناه ما از دانشجویان عزیز، فعالان سیاسی و تلاشگران عرصه مدنی و اعضای گروه‌های صنفی را هر چه زودتر به آغوش جامعه و خانواده‌های خود بازگرداند.

ده سال فعالیت مستمر و فراگیر حزب در شرایط پرفراز و نشیب سیاسی ایران، از زمانی که اکثریت پارلمان را در اختیار داشت تا امروز که در اوج حاکمیت اندیشه حزب سوز قرار داریم و حزب از داشتن رسانه و تریبون ارتباط با افکار جمعی محروم است و حتی برای برگزاری کنگره سالانه خود تحت بیشترین فشارهای اطلاعاتی و امنیتی است و همه راه‌های تأمین منابع مالی آن مسدود می‌شود، امید به رویش و رشد نهادهای مدنی و سازمان‌‌یابی فرزندان انقلاب اسلامی و اصلاح‌طلبان مسلمان را در کشور عینیت می‌بخشد.

برغم خواست و تلاش عامه‌گرایان پوپولیست و ضدیت آن‌ها با تحزب و تشکل، به برکت 8 سال حاکمیت نسبی اصلاحات در این مرز و بوم جامعه مدنی آنچنان زمینه و عمقی یافته است که قادر است در برابر این تند بادهای شدید اما موسمی و گذرا مقاومت کند. بهر حال بیش از صد سال تجربه مستمر ملت ایران در جستجوی آزادی، استقلال و پیشرفت به وضوح نشان می‌دهد که برای نیل به این هدف راهی نزدیک‌تر و کم هزینه‌تر از اعمال حق حاکمیت مردم و پیشبرد دموکراسی در همه شؤون زندگی فردی و اجتماعی وجود ندارد و طی این مسیر نیز جز با تقویت جامعه مدنی و قوام و دوام احزاب میسر نیست. صلاح دین و ملک و ملت به واقع در همت گذاشتن همه نخبگان کشور و آحاد مردم و حتی صاحبان قدرت بر رشد و توسعه احزاب سیاسی است.

ما مفتخر هستیم به عنوان مولود دوم خرداد اینک پاسدار حریم اصلاح‌طلبی، آزاد اندیشی، مردم‌سالاری، قانون‌گرایی و دفاع از اصول انقلاب اسلامی هستیم. انقلابی که سی سال پیش در چنین ایامی با تکیه بر دو خواست پر جاذبه استقلال و آزادی مطرح کننده خواسته سوم و نوید بخش تأسیس نوع جدیدی از حمکرانی بود که اساس آن عدل، اخلاق، مدارا، انصاف، مروت، آزادگی، توسعه و پیشرفت بود.

«جمهوری اسلامی» در اندیشه امام، حاکمیت اسلامی بود که جز با رأی آزاد مردم امکان تحقق و اعتبار نداشت، اسلامی که پرده‌های جهل و جور و تحجر را پاره کرد و مطابق با نیازها و ضرورت های زمانی و مکانی در هر نسل و هر سرزمینی پاسخ مناسب به این خواسته‌ها می داد، اسلامی که به برکت تلاش روشنفکران آزاد اندیش و روحانیان روشن ضمیر، مبشر اخلاق محمدی، عدالت علوی، نقش آفرینی فاطمی و حریت حسینی بود و انتظار آخر الزمانی خود را در تلاش برای صلح و پیشگامی در رعایت حقوق انسان می‌دید. پس از قریب سی سال از آن انقلاب پر امید و آرمان‌های والا متأسفانه نباید، نگرانی عمیق خود را از قلب مفاهیم مقدس آن انقلاب پنهان داریم و نگوییم که شاهد فروکاستن «عدالت» این نیاز همیشگی و اولیه همه انسان‌ها به مصادیقی بسیار جزیی و گاه طنز آمیز و «آزادی » به ابزاری برای تأمین مصارف تبلیغات خارجی شده‌ایم، که اگر این جفاها در حق آن آرمان‌ها و مفاهیم را خوب بازشکافی کنیم چیزی جز ظلم در حق دین و ملیت و انقلاب نیست.

اکنون جریان سیاسی خاص و یکپارچه‌ای بر مقدرات کشورحاکم است، دو سال و نیم حاکمیت این نگرش بر قوه مجریه که برخوردار از پشتیبانی تمام عیار سایر قوا نیز هست، رویکردهای اساسی و روندهای حرکت سیاسی، اقتصادی، علمی، اجتماعی و فرهنگی را به وضوح تغییر داده است. موقعيت و جايگاه‌ کشور و بسیاری از فرصت‌ها و دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی، با غلبه رادیکالیسم،جزم اندیشی، توهم، خودمداری و تنگ شدن دایره آزادی‌های مشروع و قانونی دچار تزلزل شده است. در عین حال این مدت فرصت مغتنمی برای سنجش دو اندیشه متضاد ولی همسوئي است که هر دو حاکمیت یکپارچه و اقتدارگرا را آرزو می کردند. اندیشه‌ای که به دنبال آنچه آن را حاکمیت انقلابیون ناب پنجاه و هفتی می نامید از لزوم تصفیه همه جانبه و گسترده نظام سیاسی و اجرایی از همه نیروهایی که به زعم آن‌ها غیر خودی بودند دم می‌زد، و اندیشه‌ای دیگر که انقلاب اسلامی را در بن بست می‌خواست و برای بربام انداختن طشت آن تنها راهکار را حاکمیت متحجر‌ترین، رادیکال‌ترین و آزادی ستیز‌ترین بخش‌ها از نیروهای سیاسی موجود در جامعه ایران می‌دانست.

متأسفانه آنچه در این مدت ما شاهد آن بوده‌ایم، تحقق بخش‌هایی از این آرزوهاست. ما امروز در شرایطی هستیم كه از نظر یکدستی جريان حاكم بر تمامي امور كشور در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌نظیر است، به نحوی که حتی افراد و گروه‌های همسو و خودی های جریان غالب نیز درجه‌بندی شده‌اند و میزان نزدیکی آن‌ها به قدرت بر اساس میزان حل آن‌ها در این کانون انحصار تنظیم شده است.

آنچه امروز کشور ما با آن روبرواست، با کمال تأسف زوال جامعه اخلاقی، رواج دروغ و ظاهر سازی و بی‌انصافی، اضمحلال سرمایه‌های اجتماعی، تخریب بنیان‌های اقتصادی، انزوای ایران در جامعه جهانی با شکل‌گیری تصویری ماجرا جو از آن و به طور خلاصه چشم اندازی نگران کننده و به دور از شاخص‌های امید به آینده است.

اگر فکری برای این بحران‌ها نشود شاهد سوختن خشک و تر، اصلاح‌طلب و محافظه‌کار، راست و چپ، اسلام گرا و ملي گرا، مذهبی و سکولار و نخبه و عامه خواهیم بود. روند اوضاع کنونی کشور به وضوح نشان می دهد که روش‌های سیاسی غیردموکراتیک فارغ از اینکه از چه اندیشه‌ای پیروی ‌کند و به چه جناحی وابسته باشد‌، گره‌ای از مشکلات روز افزون جامعه باز نمی‌کند و تنها قفلي بر قفل ها اضافه می‌كند. مشی غیردموکراتیک نمی تواند توسعه اقتصادی و اجتماعی در برداشته باشد حتی اگر نفت به عنوان منبع اصلی ثروت به قیمت اعجاب آور بیش از 80 یا 90 دلار برسد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی در پرتو بینش‌ها و منش‌های غیردموکراتیک حاصل نمی‌شود حتی اگر سطوح مختلف سیاسی و اجرایی را از هر نیروی دگر اندیش پاکسازی کند و به ضرب تبلیغات پرسر و صدا و هماهنگی همه نیروهای عمل کننده بخواهد وضعیت ملی و بین‌المللی کشور را چون بهشت برین ترسیم کند. حاکمیت غیر دموکراتیک اساساً نمی تواند انسجام و نظم درونی خود را برقرار کند حتی اگر چند روز یکبار با دستوری مدیری عزل شود و وزیری کنار گذاشته شود و تصمیمات به ظاهر انقلابی یک شبه گرفته شود، یا امنیت اجتماعی و سیاسی با اعمال قدرت‌های امنیتی و پلیسی و با ضرب و زور پیگیری شود.

باید پذیرفت که حاکمیت غیردموکراتیک نمی تواند صلح و امنیت بین‌المللی کشور را تأمین کند حتی اگر به مدرن‌ترین امکانات دفاع از کشورهم مجهز شود و برای جذب دوست در سطح جهان از برخی ابعاد منافع ملی کشور نیز چشم‌پوشی کند.
از دل رادیکالیسم و تنگ نظری در عرصه بین‌الملل به جای ابتکار عمل انفعال بوجود می‌آید و به جای استفاده از فرصت‌های جدید‌ بین‌المللی، فرصت سوزی شکل می گیرد و «کمونیسم» که به تعبیر امام راحل به موزه‌های تاریخ سپرده شده بود، محور جدیدی از توجهات جدید بین‌المللی کشور ما می‌شود و معدود دولتهاي كمونيستي براي انعقاد عقد اخوت محوریت می‌یابند.
دفاع از حق و عدالت در جهان وجهی از وجوه دینی و ملی ماست اما متأسفانه سیر به قهقرا و تنزل منزلت بین‌المللی کشور وجهی از واقعیت سیاسی امروز ما شده است.

نگاهی به دستاورد‌های دولت نهم و مجلس هفتم كه مظاهر ملموس این نحوه تفکر است بخوبی نشان می‌دهد که نه آن‌ها که به هر قیمتی حاکمیت یگانه غیر دموکراتیک را بر کشور تحمیل می کنند و نه آنها که به بهانه های مختلف خانه‌نشینی و انزاوا را به امید تحول پس از ناکامی بزرگ و خیزش‌های اجتماعی اختیار می کنند، گامی در جهت منافع و مصالح ملی بر نمی‌دارند و حاصل کار این دو گونه تلاش متضاد عقب‌گرد کشور در همه عرصه‌ها خواهد بود، عقب گردی که جبران آن به آسانی و از عهده هیچ نیروی دیگر بر نخواهد آمد.

مروری بر عملکرد حاکمیت افراطي ترین و رادیکال‌ترین بخش جناح اقتدار گرا بر مقدرات کشور نشان دهنده این مدعاست.
آنچه امروز در ورای تبلیغات گسترده و پردامنه‌ای که با تسلط بر تمامی رسانه‌های رسمی و غیررسمی بر موفقیت‌های بی‌نظیر دولت در همه زمینه‌ها اصرار دارد مردم ما در عالم واقع می‌بینند، گرانی‌ فزاينده، تورم مهار ناشدني، رشد اقتصادی کاهش یابنده، تهی شدن سفره‌ها و از دست رفتن امید به آینده است.

جامعه ما از یاد نمی‌برد که دولت اصلاحات به رغم آنکه ادعای ویژه‌ اقتصادی نداشت، توانست در این وادی موفق‌ترین گام‌های خویش را بر دارد و در سایه سیاست‌ها وجهت‌گیری‌های مبنایی و درست تحولی در حوزه معیشت عمومی به وجود آورد و به رغم همه انتقادها و مقابله‌ها امید به بهبود شاخص‌های اقتصادی و امید به آینده را افزایش داد. مردم ما در آن دوران این امید را داشتند که حداقل با کنترل نقدینگی، مهار تورم، رشد اقتصادی و تسهیلات ارائه شده، امکانی برای این‌که صاحب مسکن شوند، شغلی برای جوانشان ايجاد شود، و زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشند به وجود آید. طبق سند چشم‌ انداز 20 ساله کشورمان می توانست به یکی از قطب‌های مهم اقتصادی منطقه تبدیل شود، به شرط آنکه برنامه‌های توسعه و اراده ملت، محور و بنای چرخش امور باشد، نه اقدام‌های مقطعی غیرکارشناسانه و تبلیغات فردی.

امروز مردم ما در برابر خود سرابی می بینند که نه در آن مسکن، نه فرصت و امنیت شغلی و نه توشه اي متناسب با رشد تورم وجود دارد و چه بسا در سایه این گسترش فقر، ایمان خود را هم ببازند.

آمارهای اقتصادی منتشر شده بخوبی این اضمحلال را نشان می دهد. علیرغم هزینه و تزریق حدود 120 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد کشور و بهره‌مندی از سرمایه‌گذاری‌های پیشین، نرخ رشد اقتصادی کشور در این دو سال ارقام 5.4 و 5.3 درصد گزارش شده است که در مقایسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصل از اجرای برنامه سوم یعنی 5.55 درصد، کاهش نشان می‌دهد و این در حالیست که درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در تمام مدت 5 سال برنامه سوم معادل 120 میلیارد دلار بوده است.

شاخص نسبت سرمایه‌گذاری به تولید در سال های 1384 و 1385 تفاوت معناداری با سال‌های اجرای برنامه سوم نشان نمی دهد و به عبارتی روشن با وجود بهره‌مندی کشور از این درآمد افسانه‌ای و هزینه آن، اقتصاد ایران همچنان از معضل کمبود سرمایه‌گذاری در پاسخگویی به نیاز اشتغال و انباشت سه میلیون نفر بیکار و افزایش فقر رنج می‌برد. افزایش نقدینگی صد درصدی ظرف 2 سال در حالیکه جناح حاکم با تکیه بر سیاست تثبیت قیمت‌ها از هنگام در اختیار گرفتن مجلس هفتم مدعی کنترل و مهار نرخ تورم شده است، نرخ تورم را از 15.2 درصد در سال 1383 پس از یک دوره کوتاه سیر نزولی مجدداً در سال 1386 با افزایش مواجه کرده و تا پایان شهریور ماه طبق گزارش بانک مرکزی به 15.8 درصد رسیده است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال حداقل به 20 درصد برسد. هزینه مسکن که در سبد هزینه‌ خانوارهای ایرانی بیشترین سهم را دارد در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزایش داشته بگونه‌ای که خانه‌دار شدن برای زوج‌های جوان به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است.

در کنار این سوء سیاست‌های اقتصادی باید بحران مدیریت را نیز افزود. حذف تقریباً همه مدیران با تجربه و کار آزموده و یا به کار گرفتن کسانی که اصولاً با بینش‌ها و سیاست‌های رسمی همخوانی ندارند اما بهر دلیل بدون کوچک‌ترين باور و اعتقادی به سلامت و صحت این سیاست‌ها حاضر به همکاری شده‌اند وضعیت استثنایی و اسفناکی را در کشور رقم زده است. نتیجه این سیاست نه تنها تغییر پی در پی و گسترده مدیران ارشد کشور، بلکه اعمال آن در سطوح میانی و پایین و حتی سطوح کارشناسی و شکل گیری مدیریت‌های بسته و باندی در گلوگاه‌های سیاسی، اقتصادی و علمی کشور و غلبه مدیریت‌های نظامی و شبه نظامی در سطوح مختلف مدیریت سیاسی و اقتصادی و صنعتی شده و طبیعی است در سایه چنین مدیریتی، رابطه بین مدیران و جامعه مدنی، رابطه‌ای آمرانه، اطلاعاتی و امنیتی ‌خواهد بود.

در عرصه اجتماعی و فرهنگی هم وضعیتی مشابه حاکم است. امروز دانشگاه‌های ما برغم فشارهای بسیار شدید بر تشکل های غیرحکومتی علمی، صنفی، سیاسی و دانشجویی و یکپارچه شدن مدیریت و ایجاد و گسترش تشکل های دولت ساخته و شبه نظامی شاهد بروز تنش‌هایی است که هم مخرب محیط علم آموزی است و هم بهترین و کارآمدترین جوانان کشور را در معرض خطر و آسیب قرار می‌دهد.

نادیده گرفتن استقلال دانشگاه‌ها و حذف نقش اعضای هیأت‌های علمی، غیر تخصصی و غیر علمی شدن مدیریت بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور، امنیتی کردن جو دانشگاه‌ها و استفاده از حربه تهدید، اخراج، زندان، تعلیق، ستاره‌دار کردن وامثال آن همه نشانه‌ این است که حاکمیت یکپارچه علی‌رغم تبلیغات و شعارهای زیبا، نهاد دانشگاه را تنها به صورتی می‌پذیرد که ابزار و آلت بی اراده مقاصد سیاسی قدرت باشد. و طبیعی است که این وضعیت قابل دوام نخواهد بود و همانگونه که شاهد بوده‌ایم علاوه بر افت علمی، تنش‌ها و بحران‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در پی خواهد داشت.

تصفیه استادان برجسته‌ای که دانش و فضل آن‌ها بر هر جوینده علمی آشکار است آنچنان بی پروا و با بهانه‌های اندک صورت می‌گیرد که تردیدی در تصمیم عاملان این گونه اقدام‌ها در منحصر کردن علم و دانش به پیشبرد خواسته‌های آنان باقی نمی‌گذارد.
تداوم این روند در اجتماع به خصوص فشار بر جامعه مدنی وضعیت مشابهی را در جامعه شکل داده است.

علی‌رغم شعارها و وعده های فراوان و برخورداری دولت نهم از امکان همسویی رسانه ملی و انبوه رسانه‌های همراه دیگر، گروه‌های ذی‌نفوذ و گروه‌های فشار و متهم ساختن پیاپی دولت‌های پیشین، امروز جامعه ما با بحران‌های فرهنگی و اجتماعی فراوان روبه روست و سیر روزافزون اعتیاد، قتل و جنایت، فحشا و فساد و حتی فسادهای اداری و دولتی و سوء استفاده‌های اقتصادی و مالی با شدت و حدت ادامه دارد و حتی اقدامات کور تروریستی پس از سال‌های طولانی توقف مجدداً امکان ظهور و بروز یافته‌اند. متأسفانه به جای ریشه‌یابی و تلاش برای حل بنیادی این مسایل فشار بر فعالان اجتماعی و نهادهای مدنی،که می‌توانند در مسیر کاهش این گونه مسائل مؤثر باشند، رو به افزایش است.

بهانه انقلاب مخملین و بر اندازی نرم کافی است تا بدون هیچ دلیل قابل قبول و محکمه پسند، چهره‌های فعال و در عین حال منتقد سیاست‌های جاری هدف اتهام و افترا و بازداشت قرار گیرند، هر چند آن‌ها که سرنخ های اصلی و خارجی معرفی می‌شوند، با قرار گرفتن در شبکه‌ای از تبلیغات سیاسی آزاد می‌شوند و پس از آن فعالان ‌این آب و خاک اعم از مرد و زن در معرض شدید‌ترین فشارها قرار می‌گیرند.

طبعا این سیاست در راستای تشکل ستیزی تفکرات حاکم قابل فهم‌تر است. آن‌ها که نهادهای مدنی را دشمن خود می پندارند، آگاهی سازمان یافته و پایدار مردم را آغازی بر بی اعتباری برنامه‌های پوپولیستی خود می دانند و در این راه برای آن‌ها تفاوتی نمی کند که با يك حزب سیاسی، یک نهاد صنفی، یک حرکت مدنی و یا یک تلاش جنسیتی برخورد کنند. آنچه نتیجه این سیاست‌هاست همان شکست وحدت ملی و انسجام ایرانیان است که بخصوص در عرصه‌های مذهبی، قومیتی، زنان و جوانان و نهادهای مدنی نشانه‌های آن آشکارا قابل مشاهده است.

طبیعی است در چنین شرائطي اعمال عدالت در همه زمینه‌ها، رعایت حقوق بشر و حقوق اساسی انسان‌ها و حقوق قانونی شهروندان مصرح در قانون اساسی با موانع اساسی رو به رو می‌شود. اگر چه رئیس دولت در داخل به گونه‌ای غیر قابل باور دموکراسی را به سخره می گیرد، در خارج از کشور بزرگ‌ترین مدافع دموکراسی برای ملت آمریکا می‌شود، اما جای خالی عدالت و انصاف همچنان بر سر همه سفره‌ها باقی می‌ماند. در حالیکه آزاد اندیشان داخلی بی‌سابقه‌ترین فشارها را تحمل می کنند و حتی بدون هیچ دلیل قانونی از رفتن آن‌ها به خارج از کشور جلوگیری می‌شود رئیس جمهور مبشر آزاد اندیشی برای همه ملت‌های در بند استعمار و استحمار بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکا می‌شود.

جریان سیاسی که بزرگ‌ترین عیب دوره اصلاحات را اولویت مسائل سیاسی و منازعات پیرامون آن می دانست ‌خود در سه سال گذشته بیشترین شعارهای سیاسی تشنج‌زا را در عرصه داخلی و خارجی سر داده است و بیشترین فعالیت‌ خود را معطوف کنترل و محدود كردن فعالین سیاسی داخلی کرده و سانسور گسترده و همه جانبه‌ای را در عرصه اطلاع‌رسانی، مطبوعات، کتاب، فیلم و موسیقی حاکم کرده است. به حق باید اعتراف کرد اگر در تحقق شعارهای اقتصادی خود توفیق ناچیزی داشته است در این زمینه ها به بیشترین اهداف خود رسیده است و جای تأسف است که پشت کردن بی سر و صدا به همه شعارهای اقتصادی پرطمطراق و رأی آور زمان انتخابات ریاست جمهوری مانند تثبیت قیمت‌ها، مهارگرانی، مبارزه با مفاسد اقتصادی، برخورد با گردن کلفت‌ها، امروز خود را در قالب ادعاهای جدید و شعارهای پیاپی برای نجات جهان پنهان می‌کند.

موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی نیز عیان‌تر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصت‌ها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی می‌تواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟

بسته شدن دروازه‌های کشور به روی دانش و فن‌آوری، سرمایه، تجربه و مدیریت، و از همه مهم‌تر تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس تقابل و رو در رویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصت‌ها آیا مجالی برای جبران این همه ضررو زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی كشور را با بهانه‌های مختلف قرباني اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی مانبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نا بجا و نسنجیده‌ای که البته می‌تواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهره‌ای خشن و وحشت آفرین و ماجرا جو و دشمن‌ساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما می توانیم با خود ستائي هاي غیر منطقی و غیر واقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟

تردیدی در سلطه‌گری و خوی تجاوز‌گرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیر مشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمان‌های سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسان‌ها و ملت های آزادی‌خواه و عدالت طلب قرار گیرد.

ترکیه با درایت و روشن بینی و ژرف اندیشی پس از سال‌ها حاکمیت نظامیان لائیک و ضد دموکراسی، امروز توانسته‌اند به نوعی از حکومت دست یابند که هم نمایش دهنده چهره رحمانی از اسلام است، هم دموکراتیک است و هم بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی و رفاه را برای مردم خود به ارمغان آورده است. اگر از دل حاکمیت لائیک ضد دموکراسی در ترکیه حکومت مسلمانان دموکرات و توسعه‌گرا بیرون می‌آید آیا ما نباید نگران این باشیم که به خاطر رفتارهای نسنجیده و غیر قابل قبول عده ای معدود، از دل بزرگ ترين انقلاب رهایی بخش نیمه دوم قرن بیستم که به نام مقدس اسلام محمدی و اسلام علوی رقم خورده است، عدم پيشرفت، محدودیت‌های روزافزون، آزادی ستیزی و بسط و گسترش فقرسر بر آورد؟

ایران عزیز اسلامی هم سرمایه‌های تاریخی و هم سرمایه های مادی و معنوی برای محوریت در جهان اسلام و همه کشورهای در حال توسعه را دارد و می تواند برای بشریت سرگشته امروز الگوی سیاسی، فرهنگی و تمدنی جدید باشد. الگویی که با پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران اصلاحات طليعه هاي آن نمودار شد و توجه كشورها و ملت هاي اسلامي و حتی فراتر از آن‌ها را به ايران جلب كرد. جای تأسف است که به دليل تنگ نظري ها و موقعیت ناشناسی‌هاي داخلي این سرمایه از دست رفت و امروز اين نگاهها بجاي كشور ما به سوي كشور تركيه جهت گرفته است.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی بر این اعتقاد است که فارغ از اینکه چه کسی یا چه جریانی در مصدر امر باشد راه پیش روي ملت راهی طولانی و سخت بوده و هست. واقعیت این است که مردم ما بخوبی درک می‌کنند كه کشور جز با بینش و مشی دموکراتیک، سیاست و برنامه واقع‌گرا و مستمر، و مشارکت و ارده عموم ساخته نمی‌شود.

برای رفاه و سربلندي نسل های آینده نسل ما باید با کار مستمر و خستگی ناپذیر در سطوح مختلف به محو عقب ماندگی‌ها همت گمارد و کار وکار و کار حتی بیش از سهم خویش شعار یکایک شهروندان ما باشد. اما مسؤولیت اصلی تحقق این مهم بر عهده دولتمردان است. در کشور ما متأسفانه هیچ کاری بدون ارده و خواست دولت امکان تحقق ندارد. انتظار ما و مردم از دولتمردان این است که انصاف، مردم‌سالاری و واقع گرایی را پیشه کنند، ایران را از آن همه ایرانیان بدانند، حقوق اساسی ملت را رعایت کنند، به جای شعار و بزرگنمایی خود و سیاه‌نمایی کار دیگران، به ارزیابی و نقد عملکردهای خود بپردازند. اداره امور کشور را به دست کارشناسان بسپارند، از ماجراجویی و قهرمان بازی دست بردارند و به واقع خدمتگزار مردم باشند و قبل از اینکه به فکر توصیه و ارائه رهنمود به سایر ملت‌ها و رهبران جهان‌ باشند در سیاست‌های نادرست در قبال مردم کشور خود تجدید نظر کنند.

این مهم تحقق نمی پذیرد جز با اصلاح رابطه حکومت و ملت، توانمندسازی مردم و حکمرانی خوب. وظیفه ای که بار پیشبرد آن امروز بر دوش اصلاح‌طلبان قرار دارد. راه ما در این سو دشوار و پیچیده است. ما در عین داشتن انتقادهای جدی به سیاست‌های موجود لحظه‌ای در دفاع از استقلال کشور، تمامیت ارضی و احقاق حقوق ملی ایرانیان غفلت نخواهیم کرد؛ چنانکه پیگیری آرمان‌های انقلاب، تداوم اصلاحات و اعمال حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را ضرورتی ملی می‌دانیم.

در سالی که وحدت ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است، ما شاهد برگزاری انتخاباتی مهم خواهیم بود. این انتخابات آزمونی برای دولت و ارکان برگزاری انتخابات در میزان پایبندی آن‌ها به این دو شعار مهم خواهد بود . بی تردید اعتماد حکومت به ملت، سبب اعتماد متقابل خواهد شد و چه اعتمادی به ملت از این بیشتر که آن‌ها را صاحب صلاحیت در تشخيص سره از ناسره، خدمتگزار از منفعت‌طلب و کاردان و کارشناس از نا اهل و نابخرد بدانیم. بزرگ‌ترین ضربه به اعتماد مردم هنگامی است که كساني بخواهند قیم آن‌ها باشند و بیشترین اعتماد به مردم هنگامی است که رأی آزاد آن‌ها را ارج گذاریم وبه آن گردن نهیم.

در شرایطی که بحران‌های داخلی و خارجی بطور جدي نگران کننده است، برگزاری انتخابات آزاد می تواند نقطه عطفی باشد تا آب رفته به جوی باز گردد و به همت این مردم، بحران‌ها پشت سر گذاشته شود و مشکلات همه جاگیر کاهش یابد.

در چنین شرایطی، تنها خواست جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی از دولت و شورای نگهبان برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم است، و در چنین انتخاباتی در چارچوب برنامه‌ها و سیاست‌های ائتلاف اصلاح‌طلبان با تمام توان شرکت خواهد کرد و نتیجه هر چه باشد منشا خیر و برکت برای ملت و مورد احترام ما خواهد بود.

نقطه مقابل چنین انتظاری، میل و تلاش برای بستن فضای سیاسی و تکصدایی شدن عرصه حکومت است. چنین روندی همانگونه که طی دو سال گذشته به وضوح نمایان شده است نتیجه ای جز تشدید بحران‌های اقتصادی، ناهنجاری‌های اجتماعی و فشارهای بین‌المللی و نتیجتاً زوال سرمایه اجتماعی و از دست رفتن فرصت‌های کوتاه تحرک و توسعه کشور در بر نخواهد داشت.

ما از همه کسانی که ایران برای آن‌ها در درجه اول اهمیت قرار دارد درخواست می‌کنیم با درک شرایط تاریخی و حساس کشور، تمام تلاش خود را برای وحدت ملی، رفع تهدیدات داخلی و خارجی و نجات کشور از بحران‌های پیش‌رو به کار گیرند. ما دست دوستی و برادری را به سوی همه کسانی که حاضر به فعالیت در چارچوب قانون اساسی باشند دراز می‌کنیم و اعلام می‌کنیم بدون هرگونه چشمداشت حزبی و گروهی در این راه در کنار آن‌ها خواهیم بود.

از خداوند رحمان و رحیم می خواهیم که اخلاص، دانایی و شعور و نشاط به همه ما عطا فرماید و ما را در پیمودن این راه دشوار، اما خوش فرجام موفق بدارد.

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 18:39 |