تبليغاتX
جوانان جبهه مشارکت آمل

 

نوروز: جبهه مشاركت ايران اسلامي به عنوان يك حزب با رصد كردن وضعيت كشور در همه جنبه‌هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي نسبت به موضعگيري در خصوص آنها در فاصله‌هاي زماني اقدام مي‌كند، پس از گذشت دو سال از روي كار آمدن دولت نهم جبهه مشاركت در بيانيه‌اي تحليلي در خصوص عملكرد اقتصادي اين دولت ابراز نظر كرده است:

متن كامل بيانيه جبهه مشاركت به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحیم


با گذشت دو سال از استقرار دولت نهم و ظهور تدریجی نتایج و پیامدهای عملکرد سیاست‌های متخذه و اجرایی توسط این دولت در عرصه داخلی و خارجی اکنون بهتر می‌توان نسبت به ارزیابی عملکرد دولت احمدی‌نژاد به داوری نشست و نتایج حاصله را با شعارها و وعده‌های داده شده وي در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نهم و ابتدای روی کار آمدن دولتش مقایسه و ارزیابی کرد. شعارها و وعده هایی همچون: «عواید و پول حاصل از توسعه صنعت نفت باید سر سفره‌های مردم قابل مشاهده باشد.»،« معتقد به شفاف‌سازی معاملات نفت کشور و نحوه هزینه کردن پول حاصل از آن هستیم»، «سطح رفاه مردم را به حداکثر می‌رسانیم»، « اگر قرار باشد دولتی تشکیل بدهم ناگزیر به استفاده از نیروهای توانمند و مدیران با تجربه هستم و حذف آن‌ها از بدنه اداره کشور را جسارتی بزرگ می‌دانم »، « حفظ کرامت انسان‌ها، جلوگیری از توسعه فقر و فساد و تبعیض و از بین بردن بی عدالتی از محورهای مورد تأکید است»، « به زودی ایران به لحاظ فرهنگی، سازندگی، نحوه اداره کشور، نوع برقراری عدالت و توزیع ثروت و رفاه، به عنوان یک کشور الگو در جهان معرفی خواهد شد.»،«دولت سعی می کند در همه زمینه ها بخصوص مسکن و اشتغال مردم به دنبال راه‌حل‌های اساسی برود و در کوتاه‌ترین زمان و با حداکثر توان در جهت رفع مشکلات گام بردارد»، « این دولت با همه توان در جهت بسط عدالت در توزیع فرصت‌ها و امکانات، تخصیص منابع برای مناطق مختلف به نسبت محرومیت‌ها و استعدادها و ظرفیت‌ها، رفع فقر و مبارزه با تبعیض و فساد در سازمان‌ اداری قدم برخواهد داشت و سرلوحه اقدامات دولت خواهد بود.»، « بسترسازی دستیابی هر خانواده ایرانی به مسکن»، «سنجش مستمر رضایتمندی و نارضایتی جامعه»، «قطعاً پول نفت را سر سفره مردم می‌بریم»،..... و البته دولت نهم پس از استقرار دربیانیه‌ای کسب رضای الهی از طریق عدالت گستری، مهرورزی، خدمت به بندگان خدا و پیشرفت و تعالی مادی و معنوی کشور را ارزش‌های راهبردی و توسعه عدالت محور، اقامه قسط توأم با مهرورزی، خدمت به بندگان خدا پیشرفت و تعالی مادی و معنوی کشور را ارزش‌های راهبردی و توسعه عدالت محور، اقامه قسط توأم با مهرورزی، خدمت و تعالی و پیشرفت را هدف بنیادین خود اعلام کرد.

یادآور می‌شود که به رغم شعارها و وعده‌های بسیار که آقای احمدی‌نژاد در دوران تبلیغات ریاست جمهوری مطرح کرد تنها نامزدی بود که برنامه‌ای مکتوب و عملیاتی برای تحقق این شعارها و وعده‌ها نداد، و پس از استقراردولت نهم، وبه رغم تداوم شعارها و وعده های بسیار، وسپری شدن دو سال از عمر دولتش نیز هنوز برنامه‌ای ارائه نداده است. هر چند به لحاظ ساختار حقوقی، دولت نهم می‌بایست سیاست‌های اجرایی خود برای تحقق شعارها و وعده‌هایش را در قالب اسناد قانونی سند چشم انداز توسعه بیست ساله کشور و سیاست های کلی نظام مصوب مجمع تشخیص مصلحت ابلاغ شده توسط رهبری و قانون برنامه چهارم توسعه سامان و سازمان می‌داد اما آنچه جالب توجه می‌نماید اینکه به رغم فقدان ارائه هرگونه برنامه توسط دولت نهم، عملکرد اجرایی این دولت در انطباق با این اسناد نیز نبوده و به ویژه در رابطه با اجرای قانون برنامه چهارم توسعه پایبندی چندانی نداشته و با به زیر سئوال بردن محتوا و غیر قابل تحقق اعلام کردن اهداف کمی پیش‌بینی شده در آن عملاً راه خود را می‌رود و حتی از ارائه گزارش عملکرد اجرایی سال اول و دوم این برنامه به مجلس و ملت استنکاف کرده و به واقع امکان ارزیابی و داوری نسبت به نتایج عملکرد دولت را به روی خود بسته است.

هر چند شهروندان ایرانی در گذر زمان و در مقایسه میان شعارها و وعده‌ها و آنچه گفته شده و می‌شود، و آنچه بدست می‌آورند، و با نگاه به سفره های خود بهترین قضاوت و داوری را داشته و خواهند داشت اما در مقام مقایسه بین زمان روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد در مردادماه سال 1384 با دیگر دولت‌های پس از انقلاب به قطع و یقین می‌توان گفت که ایشان در بهترین شرایط سیاسی و اقتصادی کشور مسئولیت قوه مجریه را به عهده گرفت. رقم ذخایر ارزی ایران به بیش از 50 میلیارد دلار بالغ شده بود و رقمی حدود 15 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی تحویل دولت نهم شد، و رقم بدهی خارجی کشور نیز در مقایسه با زمان روی کار آمدن دولت خاتمی کاهش نشان می داد، و این در حالی بود که قیمت هر بشکه نفت در بازار جهانی روبه افزایش بود به گونه‌ای که در سال 1384 در آمد ایران از صادرات نفت و گاز به 8/48 میلیارد دلار و در سال 1385 به 8/61 میلیارد دلار بالغ شد، و درآمدی افسانه‌ای معادل 6/110 میلیارد دلار را در اختیار دولت نهم قرار داد که این چنین امکانی برای رشد و توسعه کشور در تاریخ معاصر اقتصاد ایران منحصر و یگانه به شمار می‌رود، ضمن آنکه دولت نهم علاوه بر این از امکان بی‌نظیرحمایت و پشتیبانی و همسویی کامل همه قوا و نهادهای حکومتی برای عمل به تحقق شعارها و وعده‌های خود برخوردار بوده است، و بر خلاف دوران دولت خاتمی با هیچگونه کارشکنی ها و بحران آفرینی ها توسط برخی نهادها و نیروها مواجه و درگیر نبوده است. به واقع شرایط و امکانی را که دولت نهم در اختیار داشته و دارد، و بر پایه تحلیلی که سند چشم انداز توسعه بیست ساله بر آن استوار است، می‌بایست ایران را در مرحله جهش اقتصادی و دستیابی به هدف قدرت برتر منطقه‌ای شدن تصور کرد، اما آیا نتایج حاصله از عملکرد دولت احمدی‌نژاد نیز این‌را تصدیق می‌کند؟

به رغم هزینه وتزریق حدود 120 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد ایران ، و بهره‌مندی از سرمایه‌گذاری‌های پیشین، نرخ رشد اقتصادی کشور در این دو سال ارقام 4/5 و3/5 درصد گزارش شده است که در مقایسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصله از اجرای قانون برنامه سوم توسعه طی سال‌های 1379 الی 1383 یعنی 55/5 درصد کاهش نشان می دهد، و این در حالی است که هزینه ارزی کشور از ناحیه فروش نفت و گاز در این پنج سال حدود 120 میلیارد دلار بوده است! و به رغم مدعای دولت نهم که بخشی از افزایش هزینه های دولت را متوجه سرمایه گذاری فراوان در جهت محرومیت زدایی استان‌ها و مناطق و توزیع عادلانه امکانات در کشور می‌کند شاخص نسبت سرمایه‌گذاری به تولید در این دو سال تفاوت معناداری را با سال‌های اجرای برنامه سوم نشان نمی‌دهد و به عبارتی روشن با وجود بهره‌مندی کشور از این درآمد افسانه‌ای و هزینه آن، اقتصاد ایران همچنان از معضل کمبود سرمایه‌گذاری در پاسخگویی به نیاز اشتغال جمعیت ورودی به بازار کار و انباشت سه میلیون نفر بیکار و کاهش فقر رنج می برد، و این در حالی است که بیکاری عامل اصلی فقر و فساد و تبعیض و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی در ایران به شمار می‌رود و گسترش آن می تواند بنیان‌های اخلاقی و معنوی جامعه را ویران سازد.

از آنجا که دولت نهم «توسعه عدالت محور» را هدف بنیادین خود اعلام کرده است و در هر فرصت و امکانی بر بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی اقشار محروم و متوسط جامعه تأکید کرده و رنگین کردن سفره‌های آنان را در سایه عواید و پول حاصل از فروش نفت وعده داده است ، و به رغم اینکه تاکنون هیچگونه معیار و شاخص کمی قابل مقایسه و اندازه‌گیری نیز برای تحقق این هدف اعلام نکرده است، و نگاه دولت برای تحقق این هدف عمدتاً معطوف به سیاست‌های «توزیع درآمد» به جای «تولید ثروت» همراه با توزیع درآمد در قالب هدفمند کردن یارانه‌ها بوده است، متأسفانه باید گفت در سایه قرائن و شواهد موجود وضعیت اقتصادی و معیشتی اقشار محروم و متوسط جامعه نه تنها هیچگونه بهبودی نسبت به گذشته پیدا نکرده است بلکه وضعیت شاخص «توزیع درآمد» و شکاف طبقاتی بدتر هم شده است. تزریق بیش از ظرفیت ارز به اقتصاد ایران، با برداشت از حساب ذخیره ارزی در سایه 7 لایحه متمم و اصلاحیه بودجه در دو سال گذشته، آنهم از طریق چرخه هزینه‌های جاری و واردات کالاهای مصرفی توسط دولت نهم، سر جمع موجبات افزایش نقدینگی نزدیک به صد در صد را طی دو سال 1384 و 1385 فراهم آورده است، و در حالیکه جناح حاکم با تکیه بر اجرای سیاست تثبیت قیمت‌ها از هنگام در اختیار گرفتن مجلس هفتم در مورد کالاها و خدمات دولتی مدعي کنترل و مهار نرخ تورم برای تثبیت قدرت خرید اقشار محروم و متوسط بوده است، و کاهش نرخ تورم از 2/15 درصد در سال 1383 به 1/12 درصد در سال 1384 را دلیل مؤفقیت خود بر شمرده و بر روی آن مانور تبلیغاتی می داد ، حال آنكه این رشد بی‌سابقه نقدینگی به افزایش نرخ تورم در سال 1385 دامن زد و آنرا به 6/13درصد افزایش داد و این روند افزایشی در سال جاری نیز ادامه دارد. حاصل چنین رخدادی بي اثر كردن هر میزان درآمدی بوده است که دولت نهم مدعی توزیع آن در بین اقشار محروم و متوسط می باشد و اینرا با یک «سنجش مستمر از میزان رضایتمندی و نارضایتی جامعه» وعده داده شده می‌توان اندازه گرفت. فقط به عنوان یک نشانه ناشی از عملکرد مجموعه سیاست‌های دولت به ویژه در عرصه اقتصاد می‌توان به تغییر هزینه مسکن ظرف دو سال گذشته در سبد هزینه خانوارهای ایرانی اشاره کرد . هزینه مسکن که در سبد هزینه خانوارهای ایرانی بیشترین سهم را دارد ( بطور متوسط نزدیک به 30 درصد و برای خانوارهای کم درآمد حدود 45 درصد ) در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزایش داشته است به گونه ای که خانه‌دار شدن برای خانوارهای فاقد مسکن و زوج‌های جوان به آرزویی دست نیافتنی تبدیل شده است. در عین حال افزایش سرسام آور قیمت زمین و مسکن، بدلیل عدم جذب نقدینگی افزایش یافته در بازار سرمایه و تولید ، خود موجبات ثروتمندی بیشتر دو دهک درآمدی بالا و بدتر شدن توزیع درآمد و شکاف طبقاتی را در جامعه درست بر خلاف شعار «عدالت محوری» دولت نهم دامن‌زده است، و حاصل آنکه ثروتمندان، ثروتمندتر و فقرا فقیرتر شده‌اند و دولتی که قرار بود این چرخه معیوب در اقتصاد ایران را بشکند خود موجبات تثبیت آنرا فراهم آورده است.

جبهه مشاركت ايران اسلامي در بيانيه ها و مواضع قبلي خود به شرايط اقتصادي كشور كه به طور تاريخي از مشكلات ساختاري از قبیل اقتصاد دولتی وگستردگي تصديهاي دولت بدلیل وابستگي زياد مخارج دولت و کشور به درآمدهاي حاصل از صادرات نفت خام و وضعیت انحصاري و حمايت شده توليد و رقم بالای یارانه های غیر هدفمند حاملهای انرژی و... رنج مي برد اشاره كرده است. همانگونه که در دوران دولت اصلاح طلب خاتمی بارها بیان و تاکید شد اقتصاد ایران بیمار است و نیاز شدید به درمان واصلاحات ساختاری در سایه یک نگرش علمی و کارشناسی و واقعبینانه دارد و تلاش دولتهاي گذشته در قالب برنامه هاي پنجساله توسعه حركت در جهت حل اين مشكلات ساختاري و تاريخي بوده است. اساساً سند چشم انداز بيست ساله و برنامه چهارم توسعه مسير تلاش براي دستيابي به شرايط مطلوب را ترسيم كرده است که اين حركت با روي كار آمدن دولت نهم بايد استمرار مي يافت و در جهت رسيدن به نقطه مطلوب هدایت مي شد، ليكن متاسفانه دولت نهم با بي اعتنايي کامل به دستاوردها و تجربه هاي گذشته ،كه با هزينه بسيار براي نسل مديران جوان و كم تجربه انقلاب بدست آمده است ، به آزمودن دوباره راههايي روی آورده كه بطلان آن بر بدنه وسيع مديريتي و كارشناسي برآمده از انقلاب به اثبات رسيده است ، و قطار اقتصاد ایران را که در سایه تلاشهای بسیار بر روی ریل و مسیر اصلاح قرار گرفته بود از ریل خارج کرده است . در همین جا براین نکته تصریح و تاکید می نمائیم که از نظرما اجرای کامل برنامه چهارم توسعه مصوب مجلس ششم راهگشای اقتصاد ایران بسوی رشد و توسعه و برون رفت از وضعیت دشوار و بغرنج کنونی و درمان اقتصاد بیمار است ، ودر صورتی که دولت نهم به این برنامه و اجرای کامل آن باور و پایبندی ندارد باید برنامه خود را ارائه نماید تا امکان ارزیابی و داوری نسبت به عملکردش در عرصه عمومی فراهم آید .
اگر سرريز درآمد نفتي دو سال اخير نبود آنگاه پيامدهاي تلخ بن بستي را كه با اين ابتكارات و نوآوري هاي خلق الساعه در آن گرفتار آمده ايم بسيار زودتر مشاهده مي كرديم، كما اينكه اقداماتي كه بصورت دستوري براي تطبيق آمارها و شاخص ها بر موفقيت هاي خيالي در گوشه و كنار مشاهده مي شود حكايت از ناکامی سريع اجرای اين سياستها دارد و به جد می توان گفت که واقعيت ها و حقايق فرصت چندان دیگری براي سعي و خطا باقي نگذاشته اند و قطعا در سایه ادامه وضعیت حادث تحقق اهداف برنامه چهارم توسعه وسند چشم انداز بیست ساله ممتنع است.

در مورد تحقق وعده‌های دولت نهم در «رفع فقر و مبارزه با تبعیض و فسا» نیز دولت نهم تاکنون گزارش مکتوب و مستندی ارائه نداده است اما در سایه تحلیل اطلاعات و اخبار موجود به جد می توان گفت که هیچگونه پیشرفتی در این باره حاصل نشده است. بررسی تحلیلی این موضوع را به فرصت دیگری وامی‌گذاریم اما یادآور می‌شویم که جز با انجام اصلاحات ساختاری در اداره اقتصاد ایران و گذر از «اقتصاد دولتی - نفتی» به «اقتصاد بازار - ملی» و باز کردن در اقتصاد ایران به روی بخش خصوصی تحقق اهداف رفع فقر و مبارزه با تبعیض و فساد ممتنع می‌نماید، و البته انجام این اصلاحات ساختاری نیز جز در سایه دیدی همه جانبه و توسعه‌نگر در همه عرصه‌های حیات اجتماعی و پایبندی تام و تمام به حاکمیت قانون، مردمسالاری، آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و پاسداشت حقوق شهروندی و... ممکن نیست، و تجربه بشری و دیگر کشورهای توسعه یافته نیز راهی جز اینرا نشان نمی‌دهد. راهی که با اجرای قانون برنامه سوم توسعه گشوده شد و با اجرای قانون برنامه چهارم توسعه و در مسیر تحقق اهداف سند چشم انداز توسعه بیست ساله کشور می‌توانست پی گرفته شود و فردایی بهتر را برای جمهوری اسلامی ایران رقم زند.
در یک جمع بندی خلاصه و با تکیه بر نتایج حاصله از عملکرد اقتصادی دولت احمدی‌نژاد در دو سال گذشته می‌توان گفت که دولت نهم به رغم برخورداری از درآمد افسانه ای نفت و هزینه آن نه تنها در تحقق شعارها و وعده های خود ناتوان و ناموفق بوده است بلکه در تحقق اهداف کمی پیش‌بینی شده در قانون برنامه چهارم توسعه برای این دو سال و همچنین در مقایسه با دو سال قبل از آن یعنی 1382 و 1383 نیز عملکردی ناموفق داشته است، و این در حالی اتفاق افتاده است که دولت احمدی‌نژاد در شرایطی کاملاً ممتاز نسبت به دولت‌های گذشته مسؤولیت قوه مجریه را به عهده گرفته و از حمایت و پشتیبانی و همسویی همه قوا و نهادهای حکومتی نیز برای تحقق شعارها و وعده‌های خود برخوردار بوده است و قطعاً دو سال آتی فرصت بهتری را برای ارزیابی عملکرد دولت و جناح حاکم همسو و یکدست برای همگان فراهم می‌آورد . در مورد ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت نهم در بخش های صنعت نفت ، صنایع و معادن ،کشاورزی ، مسکن و...نیز جبهه مشارکت در هفته های آتی طی بیانیه های جداگانه نظر خود را اعلام خواهد کرد .

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 11:24 |

به نوشته اعتماد ملي، حسن بيادي عضو شوراي شهر تهران پس از بازگشت از شركت در يك مراسم عزاداري اعلام كرده كه به او الهام شده تا در انتخابات رياست فدارسيون فوتبال شركت كند. بيادي به روزنامه ورزشي گل گفته: «اربابم امام حسين (ع) به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيات برگشتم انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم. حالا هم به درخواست اربابم كانديدا مي‌شود.» همچنين بيادي گفته كه كار و اولويت اصلي او در فدراسيون فوتبال پرداختن به مسائل فرهنگي و ديني است و قرار است فوتبال ايران را به سمت معنويت پيش ببرد.

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 14:41 |

 

نوروز: دفتر سیاسی جبهه مشارکت ایران اسلامی شب گذشته تشکیل جلسه داد. به گزارش روابط عمومی جبهه مشارکت در این جلسه پس از تبادل آخرین اخبار داخلی و خارجی، موضوع بازداشت حجت الاسلام والمسلمین هادی قابل مورد بررسی قرار گرفت.

اعضای دفتر سیاسی ضمن اعتراض شدید نسبت به بازداشت این عضو برجسته خود در آستانه ماه مبارک رمضان، این مساله را نشانه ای از رویکرد جریان حاکم جهت تحت تاثیر قرار دادن و به انحراف کشاندن برنامه های اصلاح طلبان در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی دانستند.

بر این اساس اعضای دفتر سیاسی کمیته ویژه ای را به مسوولیت آقای دکتر علی شکوری راد جهت پی گیری پرونده بازداشت آقای هادی قابل تشکیل دادند تا بهانه بازداشت ایشان را جویا شده و زمینه آزادی هرچه سریع تر این عضو خود را فراهم نماید.

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 14:38 |
حجت‌الاسلام‌والمسلمين هادي قابل، دبير شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت صبح روز چهارشنبه، بازداشت و به دادسراي ويژه‌ي روحانيت قم تحويل شد.

يك مقام مسوول در دادگاه ويژه‌ي روحانيت تهران با بيان اين خبر به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: دادسراي ويژه‌ي روحانيت قم از ما خواسته بود، ايشان را به دادسرا بفرستيم كه صبح امروز به همراه وسايل، اسناد و مدارك، وي را به دادسراي ويژه‌ي روحانيت قم منتقل كرديم

براساس گفته‌هاي خانواده قابل پنج نفر از ماموران به همراه قابل وارد خانه شدند و اقدام به تفتيش همه وسايل خانه و جمع‌آوری برگه‌ها و كاغذها نمودند و همچنين كيس كاميپوتر را نيز به همراه خود بردند.

فرزند قابل در گفت‌وگو با نوروز اعلام كرد كه پدرش در ابتداي ورود به همراه ماموران به منزل اعلام كرده بود كه به همراه آنان خواهد رفت و خواسته بود تا وسايل شخصي وی را آماده كنند.

به گفته فرزند قابل تفتيش منزل حدود يك ساعت به طول انجاميد و تنها از اين نكته متوجه شديم كه ماموران از دادسراي دادگاه ويژه هستند كه صورتجلسه را در برگه‌هايی با آرم دادسرای ويژه دادگاه ويژه روحانيت يادداشت می‌كردند.

در پايان خانواده هادی قابل با توجه به اينكه وی روزه بوده و به تازگي عمل قلب باز نموده بود از وی خواستند كه روزه‌اش را بشكند اما وی از انجام اين كار امتناع كرده بود.

+ نوشته شده توسط سردبیر در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 11:9 |

 

نوروز: شورای مركزی جبهه مشاركت ایران اسلامی دوشنبه‌شب تشكیل جلسه داد و به بررسی دستور كار كنگره دهم ، سومین نشست عمومی شاخه جوانان و اولین دوره برنامه آموزشی حزب پرداخت.

«هادی قابل» دبیر شورای مرکزی جبهه مشارکت، در گفتگو با خبرنگار نوروز در مورد مسائل مطرح شده در این جلسه گفت: عمده بحث جلسه روز گذشته در مورد دستور كار كنگره دهم حزب بود.

,وی افزود: در این جلسه مقرر شد چهار مورد در دستور كار كنگره قرار بگیرد از جمله گزارش عملكرد یك ساله حزب و برنامه ریزی برای آینده ،گسترش تشكیلات ، انتخابات و راهكارهای عملی برای برگزاری یك انتخابات آزاد و سالم .طبق اساسنامه دستور كار كنگره یك ماه قبل از برگزاری آن باید برای همه اركان ارسال شود بنابراین هفته آینده دستور كار نهایی را به همه اركان ابلاغ می كنیم .

وی افزود: در جلسه روز گذشته گزارشی توسط رییس كمیته آموزش در مورد اولین دوره آموزشی حزب كه با موفقیت برگزار شده است ارائه شد. اعضای شورای مركزی معتقد بودند كه حضور در این دوره ها باید در ارتقای اعضا به اركان بالاتر موثر باشد و در پرونده شناسایی اعضا قرار بگیرد.

به گفته قابل، در جلسه روز گذشته شورای مركزی جبهه مشاركت گزارشی از سومین نشست عمومی شاخه جوانان ارائه شد كه مورد استقبال اعضا قرار گرفت.

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 17:29 |
امروز: شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي در بيانيه‌اي بيست و هشتمين سالگرد تاسيس دفتر تحكيم وحدت را گرامي داشته است.

متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:

تاسيس دانشگاه به عنوان يك نهاد آموزشي مدرن، در طول هشت دهه اخير به مهمترين آوردگاه سنت و مدرنيته بدل شده است. حضور دانشجويان به عنوان جوانان آرمان‌گرا، تحول‌طلب و ترقي‌خواه و استادان به عنوان منابع مولد علم و سامان دهنده آموزش و پژوهش نوين نقشي بي‌بديل به دانشگاه بخشيده است و دانشگاه درصورت برنامه‌ريزي صحيح مي‌تواند نقش محوري را در توسعه و پيشرفت همه جانبه داشته باشد. اما متاسفانه به دليل ضعف مديريتهاي مستقل و علمي و دخالتهاي نابجاي صاحبان قدرت، دانشگاه نتوانسته آنطور كه شايسته است در تصميم‌سازيها و سياستهاي كلي كشور نقش‌آفرين باشد. جالب است دانشگاهي كه بايد «مبداء همه تحولات» و كانون مولد انديشه باشد امروز عملا به جاي گفتگو تعامل با ديگر نهادهاي فكري نظير حوزه‌هاي علميه در مسير ادغام و اداره شوندگي توسط آنها و به جاي راهبري و هدايت نهادهاي اجرايي و سياسي حتي تحت سيطره برخي نهادهاي نظامي و شبه نظامي قرار گرفته و دانشگاهيان كمترين نقش را نيز در برنامه‌ريزي و هدايت امور علمي و دانشگاهي خود دارند و البته نتيجه غفلت تاسف بار آن هم عدم حضور حتي يك دانشگاه ايراني در 2000 دانشگاه برتر دنياست.
علاوه بر لطمه ديدن نهاد دانشگاه و تنزل نقش علمي آن در مسير ديدگاههاي تنگ‌نظرانه و اقتدارگرايانه، چالش نهادهاي دانشجويي با ارباب قدرت، نحوه مواجهه احزاب و دانشجويان با يكديگر در سالهاي اخير نيز به مساله‌اي مهم در فضاي سياسي بدل شده و گاهي برخي گلايه‌ها يا حركتهاي نادرست منجر به بروز سوء‌تفاهم و جدالهاي بعدي شده است. در اين ميان نقش اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان (دفتر تحكيم وحدت) را به عنوان با سابقه‌ترين و با پشتوانه‌ترين نهاد دانشجويي بايد بي‌بديل دانست. به نظر مي‌رسد بررسي رويكرد انجمنهاي اسلامي دانشجويان كه در شرايط حاضر تنها تشكلهاي رسمي غيرحكومتي در دانشگاها هستند به مقوله سياست و فراز و نشيبهاي دهه‌هاي گذشته از يكسو و تحليل برخوردها و محدوديتهاي ايجاد شده در دانشگاهها از ديگر سو، مي‌تواند ما را تعريف درستي از شرايط آينده ياري رساند.

مروري بر روند شكل‌گيري انجمنهاي اسلامي دانشجويان:
ايده تاسيس انجمنهاي اسلامي دانشجويان براي بار نخست در ابتداي دهه 1320 در دانشكده پزشكي دانشگاه تهران شكل گرفت. در فضاي بعد از شهريور 1320 كه كشور در اشغال متفقين بود، با تاسيس سازمان دانشجويان هوادار حزب توده در دانشگاه تهران، گفتمان غيرمذهبي و تا حدودي ضد مذهبي حزب نفوذ قابل توجهي در بدنه دانشجويي يافت. در چنين شرايطي گروهي از دانشجويان مسلمان با كمك تعدادي از استادان برجسته نظير مرحوم مهندس بازرگان و دكتر يداله سحابي تصميم به تبليغ انديشه ديني در فضاي دانشگاه گرفتند و انجمن اسلامي دانشجويان با محوريت انديشه‌اي كه بعدها «روشنفكري ديني» ناميده شد به مرور در دانشكده‌هاي مختلف دانشگاه تهران شكل گرفت. با تاسيس دانشگاههاي ديگر در دهه‌هاي بعد انجمنهاي اسلامي در دانشگاههاي ديگري از جمله اصفهان، شيراز و تبريز نيز تاسيس شد و حتي انجمنهاي اسلامي معلمان و مهندسان نيز با فارغ‌التحصيل شدن برخي از دانشجويان انجمنهاي اسلامي پديد آمد.

در اوايل دهه 30 و با رشد گرايشهاي ملي‌گرايانه، فعاليت انجمنهاي اسلامي بيشتر رنگ سياسي گرفت و اعضاي انجمنها بزرگترين پشتوانه واقعه ملي شدن نفت در دانشگاهها بودند. با كودتاي 28 مرداد فعاليت انجمنهاي اسلامي در قالب نهضت مقاومت ملي ادامه يافت. واقعه 16 آذر 32 و شهادت سه آذر اهورايي، جرقه‌اي حياتي براي دانشجويان فعال ازجمله اعضاي انجمنهاي اسلامي بود و اينگونه دانشجويان نه تنها در انجمنها بلكه در عرصه‌هاي اصلي فعاليت سياسي از احزاب و گروههاي سياسي تا عرصه‌هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي حضور داشتند. جبهه ملي، نهضت آزادي و احزاب و گروههاي مختلف ملي و مذهبي عرصه چنين فعاليتهايي بود. در اين روند انجمنهاي اسلامي تلاش داشتند در دو جبهه، هم با جريانهاي ماركسيستي و هم جريانهاي مدافع رژيم سلطنتي مرزبندي داشته‌باشند. در عين حال كه روش مبارزاتي آنها چندان راديكال نبود.

با سركوب نهضت 15 خرداد و راديكالتر شدن فضاي سياسي مذهبي جامعه و ورود بيشتر دانشجويان كم‌بضاعت به دانشگاهها، بافت طبقاتي و سياسي دانشجويان از يكسو و خشن‌تر شدن حكومت ازسوي ديگر، به مرور خصوصيت مبارزات قانوني به سوي حركتهاي راديكال و انقلابي تغيير يافت. در اواسط دهه 40، تعدادي از فعالان انجمنهاي اسلامي به تاسيس سازمان چريكي مجاهدين خلق مبادرت ورزيدند كه متناسب با فضاي راديكال سالهاي منتهي به انقلاب و با شيوه مسلحانه به مبارزه با حكومت پرداختند. گرچه كانونهاي ديگري نيز با رشد انديشه‌هاي اسلامي و خصوصاً غلبه گفتماني مرحوم دكتر شريعتي فعاليتهاي اسلامي را در دانشگاهها تداوم بخشيدند.

با پيروزي انقلاب اسلامي و برتري سازماني و گفتماني نيروهاي مسلمان مدافع انديشه امام خميني (ره) در كشور و از جمله دانشگاهها، انجمنهاي اسلامي دانشجويان و سازمانهاي دانشجويان مسلمان به عنوان پايگاه دانشجويان هوادار خط امام (ره) در تقابل با جريان هاي ماركسيستي و انجمنهاي دانشجويان مسلمان وابسته به سازمان مجاهدين خلق‌ تقريبا در اكثر دانشگاههاي كشور شكل گرفت كه البته با حزب سراسري تازه تاسيس‌ جمهوري اسلامي كه خودرا نزديك به امام ميدانست مرزبندي جدي داشت. در شهريورماه 1358 بعد از ديدار برخي از نمايندگان انجمنهاي اسلامي با امام (ره) و با نامي كه از گفته ايشان گرفته شد، دفتر تحكيم وحدت كه اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاهها بود تاسيس شد. بخش قابل توجهي از اعضاي دفتر با نام دانشجويان پيرو خط امام در آبانماه 1358 اقدام به تسخير سفارت آمريكا كردند كه منجر به پذيرش استعفا و سقوط دولت مرحوم مهندس بازرگان شد. در اوايل سال 1359 پروژه انقلاب فرهنگي توسط بخشي از دانشجويان كه عمدتا هوادار حزب جمهوري اسلامي در انجمنها بودند و در قضيه اشغال سفارت ‌حضور نداشتند به منظور تحول اساسي در شيوه‌هاي آموزشي و مطالب درسي از دانشگاههاي علم و صنعت و تربيت معلم آغاز شد كه به تعطيلي دوساله دانشگاهها و حذف كامل گروههاي ديگر از دانشگاه انجاميد.

در دهه 1360 با وقوع جنگ، انجمنهاي اسلامي وظيفه پشتيباني از ‌جبهه وجنگ را بر عهده گرفتند. با پايان جنگ، ارتحال مرحوم امام (ره) و شروع به كار دولت سازندگي، انجمنهاي اسلامي به انتقاد از سياست تعديل اقتصادي از زاويه عدالت طلبانه پرداختند كه تا حدودي منجر به تغيير موقعيت آنها از متحد حاكميت به منتقد حاكميت شد و در ادامه به حمايت از سيد محمد خاتمي در خرداد ماه 1376 منجر شد. بعد از دوم خرداد انجمنهاي اسلامي به پايگاه اصلي گفتمان اصلاح‌طلبي در دانشگاه تبديل شدند و درنتيجه به دليل حضور انحصاري، ناگاه با استقبال وسيع دانشجويان مواجه گرديدند. حضور طيفهاي مختلف فكري در انجمنها و تنشهاي حاصله، واقعه 18 تير 78 و دخالت نهادهاي قضايي و امنيتي به تدريج منجر به ضربه‌پذيري و بروز انشعاب در انجمنهاي اسلامي شد كه طيف اكثريت با نام علامه و طيف اقليت با نام شيراز فعاليت خود را تداوم بخشبيدند. متاسفانه طيف شيراز عملا به يكي از نهادهاي نه چندان دانشجويي هوادار حاكميت تبديل شد و طيف علامه نيز با نااميدي از اصلاحات و اقداماتي مانند اعلام عبور از خاتمي، تحريم انتخابات، طرح رفراندوم و بيانيه موسوم به بهار بغداد به نيرويي راديكال و مخالف حاكميت بدل شد كه باعث گرديد علاوه بر رويگرداني بدنه دانشجويي (كه بر خلاف دهه‌هاي 40 تا 60 به دليل توسعه طبقه متوسط، راديكال نبودند) و از دست رفتن انسجام اين مجموعه هزينه فعاليت سياسي نيز افزايش يابد. البته در فضاي دو سال اخير برخي فعالان دانشجويي با نقد گذشته تلاش دارند با ايجاد افقهاي تازه و از جمله نقد حكومت به جاي تقابل با حاكميت در فضاي سياسي اثر بخش باشند كه جاي تقدير دارد.

هويت انجمنهاي اسلامي دانشجويان:
با توجه به فراز و نشيب اشاره شده در تاريخچه انجمنهاي اسلامي، شايد تعريف يك هويت مشخص براي انجمنها مشكل به نظر برسد. با اين حال در اين بخش تلاش خواهد شد تا به برخي از ويژگيهاي اصلي انجمنهاي اسلامي پرداخته شود.

نام «انجمن اسلامي دانشجويان» شامل 3 بخش انجمن، اسلامي و دانشجويان است. لذا به نظر مي‌رسد 3 اصل تشكيلات، اسلام و دانشگاه مهمترين اجزاء تفكيك ناپذير هويتي انجمنها باشند. «انجمن» به فعاليت سازمان يافته گروهي مبتني بر اصول و اهداف مشخص اشاره دارد لذا فعاليت شورايي، احترام به حقوق ديگران و پرهيز از خودمحوري و نفي ديگران از ضروريات فعاليت در قالب انجمنهاي اسلامي است. «اسلامي» يعني فعاليت گروهي بايد رنگ و بوي ديني داشته باشد و ترويج دينداري البته با قرائت روشنفكرانه و با مرزبندي نسبت به دينداري واپس گرايانه و‌ بنيادگرايانه يكي از وظايف انجمنهاي اسلامي است. واژه «دانشجويان» نيز بيانگر دانشجويي بودن فعاليتهاست و اينكه همه امور از تصويب تا اجرا بايد توسط دانشجوها انجام شود. ويژگي دانشجويي فعاليتها از زواياي ديگري نيز مي‌تواند مهم باشد. تغيير موازنه اختلافات دانشجويي با استفاده از پتانسيلهاي غيردانشجويي و نهادهاي حكومتي و مديريتي، موضوعي خلاف اخلاق و مشي دانشجويي است.

فعاليتهاي دانشجويي نبايد حرفه‌اي و با نگرش منفعت طلبانه همراه شود درنتيجه زاويه ورود دانشجويان به سياست با زاويه احزاب متفاوت است. البته تجربه انجمنهاي اسلامي در دهه 30 و 40 عضويت اعضاي انجمنها در احزاب را منتفي نمي‌سازد و دانشجويان در شرايطي كه در خارج از دانشگاه عضو احزاب بودند، فعاليتهاي دانشگاهي خود را در سازمانها و كانونهاي دانشجويي پي مي‌گرفتند.

به نظر مي‌رسد اختلافات سالهاي اخير در انجمنها، بيشتر ناشي از مهم دانستن يكي از ويژگيها در تقابل با ويژگيهاي ديگر بوده است. براي مثال طيف شيراز با تاكيد صرف بر برخي مسائل ارزشي و غفلت از ريشه هاي اصلي برخي ناهنجاريها، منجر به تضعيف پايگاه دانشجويي تحكيم و نهايتا قرار گرفتن در كنار برخي نهادهاي غير دانشجويي شد. همينطور تاكيد طيف علامه بر دانشجويي بودن انجمنها، باعث شد از تاكيد بر تشكيلات و ويژگي اسلامي تا حدودي غافل شوند. البته شايد رسميت و اجازه فعاليت در دانشگاه نيز امكاني شد تا طيفهاي مختلف با گرايشات متنوع، حضور در انجمن را حق خود بدانند كه شايسته نقد است. در تمامي سالهاي منتهي به انقلاب 57، سابقه حضور ماركسيستها در انجمنهاي اسلامي وجود ندارد اما در سالهاي اخير برخي اعضاي انجمنها از طيف گروههاي چپ يا لائيك بودند كه به نظر مي‌رسد لااقل غيراخلاقي است.

با توجه به سه اصل گفته شده، شايد بتوان معيارهاي هويتي انجمنها را تاكيد بر تحول خواهي مبتني بر روشنفكري ديني دانست البته به گونه‌اي كه نه شاخصه دانشجويي باعث تضعيف ماهيت ديني شود، نه تاكيد بر ماهيت ديني، دانشجويي بودن انجمنها را با چالش مواجه سازد و نه دانشجويي يا ديني بودن منجر به رفتارهاي خلاف تشكيلات مانند تخريب شخصيت، اخراج اعضا از انجمن و ... شود كه البته الزام به هر سه اصل كار آساني نخواهد بود. به علاوه تمامي تاكيدها بايد صادقانه و با لحاظ موقعيت افراد و شرايط فعلي فضاي سياسي فرهنگي دانشگاهها صورت پذيرد و بديهي است طرح موضوع نبايد شكل اتهام به خود گرفته و باعث سوءاستفاده جريانهاي اقتدارگرا در پرونده‌سازي براي دانشجويان شود. در اينصورت است كه انجمنهاي اسلامي مي‌توانند تاريخ پرافتخار تحول‌خواهي در دانشگاهها را تداوم بخشند.

در پايان شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي با تبريك بيست و هشتمين سالگرد تاسيس دفتر تحكيم وحدت به تمامي اعضاي انجمنهاي اسلامي و شوراي مركزي اتحاديه، توفيق آنها را در پيگيري مطالبات و حقوق اساسي مردم، نقد قدرت و توسعه حوزه عمومي خواستار است و اعتقاد دارد در شرايط فعلي كه محدوديتها هر روز بيشتر مي‌شود و جریان هدایت شده و جهت داری نیز تلاش دارد با ایجاد و دامن زدن به اختلافات صوری و تقسیم بندی‌های مصنوعی میان فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی، علمی، صنفی و نیز مدعی تراشی برای فعالیت‌ها و تشکل‌های مستقل دانشجویی، ضمن فتح این گونه فعالیت‌ها و تشکل‌های غیر وابسته، با عناوین متنوع و ساختگی همه فضای دانشگاه را اشغال کرده و علاوه بر در اختیار گرفتن کامل فضا و راه‌اندازی بازی‌های زرگری و جریان‌های انتقادی صوری صدای انتقادی دانشگاه‌ها را مصادره کرده و کنترل نماید و یا حداقل بروز آن را تحت‌الشعاع جریان‌های وابسته قراردهد، زمينه مناسبي براي گفتگوي همه فعالان دانشجويي با ارزيابي تجربيات گذشته، پذيرش تكثر و حق فعاليت همه دانشجويان با سلائق متفاوت در جهت شعار "دانشگاه براي همه دانشگاهيان" به وجود آمده كه مي‌تواند منجر به بهبود نحوه تعامل تمامي نيروهاي تحول‌خواه در آينده شود.

شاخه دانشجويان جبهه مشاركت ايران اسلامي
19 شهريورماه 1386
+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 17:23 |
عباس عبدی(سایت آینده)

حدود سال 1355-1354 در اوج حركت‌هاي انقلابي بود كه چند تن از دوستان به مناسبتي نزد مرحوم مهندس بازرگان رفته بودند. آن مرحوم هم طبق معمول از هر دري سخني گفته بود. از جمله كار را به تفاوت ديدگاه‌هاي داخل خانواده كشانده و بيان داشته بود كه ما مدت‌هاست با خانم‌هاي خانواده كلنجار مي‌رويم كه براي مهماني‌ها بيش از دو نوع خورش درست نكنند، اما بانوان خانواده زير بار نمي‌روند (قريب به اين كلمات ولي مضمون همين است) و معمولاً چهار خورش را درست مي‌كنند. دوستاني كه از آن جلسه آمده بودند، طبعاً از اين ويژگي با نگاه منفي ياد مي‌كردند، بويژه كه اگر توجه كنيم در آن زمان جوانان مبارز و انقلابي با حداقل خوراك و امكانات زندگي مي‌كردند.البته آن جوانان دیروز،امروز یا همان اختلاف را درون خانه دارند و یا اصولا در چهار نوع خورشت درست کردن با عیال محترمه اختلافی ندارند.
خوب! گذشت و انقلاب شد با روحيه‌اي مملو از ساده‌زيستي ،و چنان شد كه بسياري از افراد از فرط خجالت رويشان نمي‌شد اتومبيل‌هاي شيك خود را به خيابان بياورند و لوازم تزئینی بسته بندی و به پستو های خانه منتقل شد، زيرا كه از چشم غره‌هاي مردم در امان نبودند. ابتدا مردم را گروه‌گروه به كاخ‌هاي سعدآباد و نياوران مي‌بردند تا بدانند خاندان شاه در چه كاخ‌هايي زندگي مي‌كردند و چه تجملاتي داشته‌اند کاخهائی که امروز در برابر تجمل خانه های عده ای محلی از اعراب ندارند . در برخي از دانشگاه‌ها غذاخوري استادان برچيده و تبعيض و تجمل از ميان رفت تا آنان هم در غذاخوري دانشجويان غذا صرف كنند! برخي با رغبت و اختيار ساده‌زيست بودند يا شدند، برخي هم از روي ريا و دورويي با جماعت هم‌رنگ شدند و در نهایت ارضاي تجملات یا سرکوب شد یا به پشت پرده رفت.
خوب همين جا خاطره‌اي را بگويم تا قضيه روشن‌تر شود. يكي از افرادي كه در دولت قبل در سطح وزير و معاون رييس جمهور بود در همان سال‌ها ازدواج كرد. با اينكه دختر و پسر از خانواده مرفهي بودند، اما عروسي را در منزل يكي از دوستان برگزار كردند (البته آن موقع رسم بود كه عروسي‌ها در مسجد برگزار مي‏شد) شب قبل از عروسي يكي از دوستان دیگر كه بعداً هم وزير شد، با دوست ديگري تماس مي‌گيرد كه شنيده‌ام فلاني مي‌خواهد در عروسي خود چلوكباب (البته از نوع كوبيده و نه برگ!!) بدهد، آيا راست است؟ وي هم اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند و قرار مي‌شود موضوع را پیگیری کند. به داماد زنگ مي‌زند كه شنيده‌ام مي‌خواهي چلوكباب بدهي، آبروريزي مي‌شود، بهتر است خورشت بدهي. فردا شب كه عروسي بود، همه منتظر شام بوديم كه يك كاسه لوبيا و يك قاشق سهم هر كس براي شام بود!! داماد بیچاره از ترس این که آبروریزی نشود لوبیا را ترجیح داده بود! البته اخيراً كه پسر آن خانم و آقا عروسي داشت به رسم يادبود عروسي پدر و مادرش يك مقدار لوبيا هم در كنار ده‌ها قلم غذاي ديگر به ميهمانان خود كه در بهترين باغ الهيه بود تقديم كرد تا جبران بخشي از مافات شود!!
خوب به خاطر دارم كه اوايل انقلاب با هيأتي ديپلماتيك به سوريه رفته بوديم. آنجا در مجلس شامي شركت كرديم. در اين مجالس معمولاً چندين بار و انواع مختلف غذا مي‌آورند و ميهمانان بايد از هر كدام اندكي بردارند تا پايان غذا، وعده آنان كامل شود، اما هيأت ايراني كه با اين امور بيگانه بود هر كدام در اولين بار كه پيش‌خدمت‌ها آمدند به اندازه خوراكشان برداشتند و آنان تعجب كرده بودند كه چرا اينها اين قدر پرخور هستند، غافل از اينكه فرصت خوردن غذاهاي بعدي را از دست دادند. همان موقع عكس اين قضيه هم رخ داده و يك بار كه هيأت سوري به ايران آمده بود در ضيافت شامي شركت مي‌كنند و در اولين تعارف غذاي كمي برمي‌دارند با اين اميد كه غذاهاي بعدي هم هست، غافل از آنكه همان يك نوع غذا سرو می شد و آنان گرسنه ماندند!!
اینها را گفتم تا با فضای آن زمان آشنا شوید.اين روحيه حدوداً تا سال‌هاي 1362 و 1363 وجود داشت و پس از آن راه افول را پيش گرفت، تا اينكه پس از جنگ و روي كار آمدن آقاي هاشمي، شعار مانور تجمل داده شد. تمام تمايلات سركوب شده چون غده‌هاي چركين سر باز كرد و جامعه اين بار از اين طرف بام فرو افتاد. آن روزها سخنان آتشين آقاي رييس جمهور در محاسن بهره مندی از نعمات خدا و تجمل، بويژه در نمازهاي جمعه كمتر از سخنان آتشين امروزي در منقبت ساده زیستی نبود، چنان القا شد كه همه تصور كردند، عجب فرصتي را از دست داديم و نعمت‌هاي زندگي در دو قدمي ما بود و از آن استفاده نمي‌كرديم، در حالي كه خواست خداوند بوده كه ما از اين نعمت‌ها متنعم شويم. فضاي حماسي سازندگي و كامجويي از دنيا به وفور بود، مخالفان آن سياست‌ها، متهم به اين شدند كه مي‌خواهند مردم در فقر و نكبت (اين كلمه را توجه كنيد زياد تكرار مي‌شد) زندگي كنند. ايران و همه نقاطش به گونه ديگري ديده شد. وقتي كه به بلندي‌هاي موجود در چهارمحال بختياري رفتند، ياد سلسله جبال آلپ و اسكي زمستاني دوستان و نزديكان محترم در سوييس و در دل اين سلسله جبال افتادند و معلوم شد كه سلسله جبال ايران هم چيزي كمتر از آنجا ندارد، برف آنهم كه بيشتر است، پس چه بهتر كه اينجا سوييس شود و مقداري صرفه‌جويي ارزي در سفرهاي سياحتي به سوييس نصيب دولت و كشور شود!البته مدتی بعد روستای این منطقه در رانش زمین به زیر خاک رفت اما اثری از پیست اسکی نشد.
اين فرايند به مرور موجب شكل‌گيري فضايي شد كه حداقل در اخلاق انقلابي مذموم بود. خبرها مي‌آمد كه ميهماني‌هاي زنانه بانوان محترمه مقامات، محل ارايه آخرین مد لباس پاریس و جواهرات ایتالیائی و جراحي‌هاي زيبايي و ساكشن شكم و پلاستيك و... شده و به سرعت خانه‌هاي اعياني مصادره‌اي و يا زمين‌هاي موات و بایر واگذاري به ثمن بخس با وام‌هاي ارزان قيمت تقديم آقایان شد و خانه‌هاي آقايان بزرگ و بزرگ‌تر شد و از جنوب و وسط شهر به دامنه كوه‌هاي شميرانات نزديك و نزديك‌تر شد و طبقه‌اي جديد شكل گرفت كه تا پوست و گوشت و استخوانش در منابع مالي رانتي فرو رفته بود. ‌البته اگر فيش حقوقي آنان را ملاحظه مي‌كرديد بر حسب آن درآمدها تا قرن‌ها نمي‌توانستند اين راهي را كه طي چند روز پيمودند، بپيمايند.
اين وضعيت چند اشكال داشت. اشكال اول آن اين بود كه عموم اين سرمايه‌ها ناشي از رانت حكومتي و فساد اداري بود، فسادي كه صريحاً به عنوان صلاح معرفي مي‏شد. اشكال دوم اين بود كه در علن كماكان شعارهاي دفاع از محرومين و فقرا و... ساده‌زيستي داده مي‏شد، اما به قول مرحوم حافظ چون به خانه مي‌رفتند آن كار ديگر مي‌كردند، و بالاخره اشكال سوم هم اين بود كه مي‌خواستند نان اين وضع و نان انقلاب و شعارهای آن را همزمان بخورند و در عین حال از خوردن چوب آنها در امان باشند و اين شدني نبود.
مجموعه اين حوادث موجب شد كه دستي روي دست بلند شود، و با همان ابزار به مقابله كساني برخيزد كه سهم چنداني از اين خوان يغما را براي ديگران منظور نمي‌داشتند. خوب اگر قرار است كه منتقدين را با ضرورت استفاده از نعمات خدادادي خفه كرد چرا نمي‌توان با انگ تجمل‌گرايي چنين نمود؟ در هر حال مردم اين وسط شدند مرغ عروسي و عزا كه هم در مراسم تجمل‌گرايي و هم در مراسم ساده‌زيستي سرشان بريده شد. دعوت مردم با مانور تجمل همان قدر فريبكارانه بود كه نشان دادن كفش‌هاي كهنه فريبكارانه است. و در هر دو مورد سر جامعه بي‌كلاه مانده است.
فارغ از اين كلاه مانور تجمل و ساده‌زيستي كه دو بار بر سر ملت گذاشته شده است و البته جامعه قابليت اين كلاه‌گزاري را هم داشته است، بايد گفت كه در واقعيت امر ، ساده‌زيستي امري كاملاً نسبي است و بستگي به شرايط اقتصادي و اجتماعي دارد. البته وقتي كه صاحبان قدرت براي قدرت خود مبنايي مردمي قايل نباشند، به ناچار بايد به تجملات و زرق و برق روي آورند كه قدرت اندك خود را با آن جلا دهند، اما فراموش نكنيم، كه در اين معنا، تجملات، فقط ماشين و خانه لوكس و گران‌قيمت و غذاهاي متنوع نيست، اينها نمونه‌هاي ساده ای از تجملات در خدمت قدرت هستند، و چه بسا افراد زيرك از اين نوع تجملاتي كه به چشم افراد كوته‌بين مهم مي‌آيد، پرهيز مي‌كنند، اما قدرت را با تمام توان به زرق و برق تجملات ديگر مي‌آرايند تا برق آن چشم ديگران را خيره كند. قدرت انواع تجملات سياسي، فرهنگي، اجتماعي و نظامي دارد. كه قدرت‌هاي ضعيف می کوشند، با پوشيدن اين تجملات، خود را خيره‌كننده به نمايش گذارند.
فضاي گفتاري و كلمات و مفاهيم در جامعه ايران امروز چنان شناور و سيال است كه كمتر اصطلاحي را مي‌توان واجد معناي دقيق بين‌الاذهاني دانست، تا درباره آن به نحو موثر و مطلوبي بحث و گفتگو كرد، ساده‌زيستي نيز مصداق ديگري در تأييد اين ادعاست و قبل از تحديد معنايي آن سخن گفتن درباره چرايي و علل بروز آن امري زايد و ناشدني مي‌نمايد. و اميد آن داريم كه هر چه زودتر از فضاي سيال كنوني خارج شويم.

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 17:11 |

نوروز:سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در محکومیت اظهارات و اقدامات صورت گرفته اخیر به منظور بسترسازی برای تحدید انتخابات آزاد بیانیه ای صادر کرد.به گزارش خبرنگار نوروز، در این بیانیه اقدامات اخیر جناح حاکم جهت تخریب نیروهای اصلاح‌طلب، تحدید آزادی انتخابات و سرپوش گذاردن بر ناکامی دولت نهم بررسی شده است.متن کامل بیانیه در پی می آید:

قریب 6 ماه به برگزاری هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده است و رفته رفته، بحث انتخابات نزد جناح ها و گروه های مختلف سیاسی کشور به موضوعی جدی بدل می‌شود. انتظار طبیعی و معقول، آن است که جهت گیری های عمومی حاکمیت به گونه ای تنظیم شود تا با فراهم سازی مقدمات برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم، آرامش، دلگرمی و شور و نشاط را در فضای سیاسی کشور ایجاد کرده و زمینه ساز شکل گیری مشارکتی وسیع، آگاهانه، پرشور و واقعی باشد. واقعه ای که در صورت تحقق، برطرف کننده بسیاری از نگرانی های دلسوزان نظام، انقلاب، کشور و مردم از بابت تهدیدات کنونی است.

اما با کمال تأسف هر چقدر به موعد انتخابات نزدیک تر می شویم، نشانه ها و پیام های ارسالی به جامعه که از زبان برخی دست اندرکاران امر صادر می شود یا اقدام هایی صورت می گیرد که نگرانی ها را نسبت به وجود اراده ای برای برگزاری انتخاباتی فاقد کمترین مشخصه های انتخابات آزاد و سالم افزایش می دهد.

در این ارتباط، همچنانكه طی سال های اخیر یكی از موانع جدی تحقق انتخابات آزاد در كشور ما، نحوه رسیدگی به صلاحیت داوطلبان انتخاباتی بوده است، مجموعه اظهارنظرهای صورت گرفته اخیر در این خصوص، نشان دهنده آن است که این موضوع در انتخابات آتی نیز یکی از مسائل بحث برانگیز و محل توجه خواهد بود.

پس از آنکه چند ماه قبل، دبیر شورای نگهبان خبر از آن داد که آن شورا در خصوص بررسی صلاحیت داوطلبان نمایندگی ‌دوره هشتم مجلس‌ شورای ‌اسلامی همچون گذشته عمل خواهد كرد، یک ماه پیش، یکی از حقوقدانان شورای نگهبان از کسانی که پیش از این و در انتخابات مختلف ردصلاحیت شده اند درخواست كرد كه از گذشته خود توبه کنند، شاید در آینده دیگر ردصلاحیت نشوند. چندی بعد، همین عضو شواری نگهبان، به صراحت از رد صلاحیت داوطلبانی سخن به میان آورد که در ادوار گذشته، رد صلاحیت شده اند. وی همچنین بدون هیچگونه توجیه قانونی، بر استمرار رویه گذشته شورای نگهبان دائر بر احراز صلاحیت داوطلبان در انتخابات آینده مجلس تأكید و اعلام کرد ممکن است داوطلبانی به علت عدم احراز صلاحیت رد شوند، نه احراز عدم صلاحیت.

از سوی دیگر تحركات اخیر در حوزه های اجرایی مرتبط با برگزاری انتخابات نیز علائم خوشآیندی را ارسال نمی نمایند. درحالیكه همچنان خاطره برگزاری انتخابات پرابهام سومین دوره شوراها كه صرف نظر از میزان سلامت آن، مجریان نیز از عهده انجام صحیح مراحل مختلف انتخابات به لحاظ شکلی و اداری عاجز ماندند در اذهان باقی مانده است، اعلام مبهم تعیین سازوكارهایی جدید برای اخذ رأی بر مبنای شماره و کارت ملی به جای شناسنامه و همچنین برگزاری مكانیزه انتخابات در حالی كه هیچ توضیح روشنگری در خصوص چگونگی فراهم بودن زیرساخت های فنی و انسانی لازم و همچنین جزئیات امر داده نشده و امكان نظارت و بازبینی مراكز مستقل نسبت به جزئیات نرم افزارها، سخت افزارها و شیوه های مذكور بوجود نیامده است، نسبت به وجود اغراض احتمالی در این زمینه، نگرانی جدی به وجود می آورد.

زمانی كه به قرینه وقایع چند انتخابات اخیر، به خصوص انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، دخالت غیرقانونی احزاب پادگانی را می توان یكی از عوامل اصلی مخدوش کننده انتخابات و برهم زننده اطمینان و اعتماد نه تنها عموم مردم، بلکه برخی بزرگان نظام نسبت به برگزاری سالم انتخابات دانست، اکنون در پی انتصاب تعداد فراوانی از نیروهای نظامی و امنیتی در پست های مدیریت سیاسی وزارت كشور، از استاندار گرفته تا فرماندار و مدیران ستادی، که طی دو سال اخیر انجام شده است، انتشار سخنان بی پرده سردار ذوالقدر، قائم مقام وزیر كشور مبنی بر اینكه " از بالاترین تا پایین‌ترین سطوح اداری در وزارت كشور و استانداریها باید از بسیج استفاده شود"، محافل سیاسی کشور را از دخالت سازمان یافته احتمالی نیروهای نظامی در انتخابات نگران می کند. در همین حال خبر انتصاب سردار افشار به عنوان معاون سیاسی وزارت كشور كه مسئولیت برگزاری انتخابات را عهده دار است بر نگرانی های پیش گفته می افزاید.

این نگرانی ها زمانی افزایش یافت كه در روزهای گذشته، اظهارنظرهای آشكار و بی پروایی نیز از ناحیه برخی فرماندهان نیروهای نظامی در زمینه انتخابات انجام گرفت و انتشار یافت. چندی پیش برخی جراید سخنان نماینده ولی فقیه در نیروی مقاومت بسیج را منتشر كردند مبنی بر اینكه " در مقابل ائتلاف حداكثری دوم خردادی‌ها، بسیجیان و حزب‌الهی‌ها هم باید ائتلاف كرده و همدل باشند". چنین اخباری، عملاً می تواند شایعه امکان دخالت برخی نیروهای نظامی در حمایت از لیست و جناحی خاص را تقویت کند. از سویی دیگر اخیراً رییس ستاد كل نیروهای مسلح نیز به این میدان وارد شده و ضمن متهم نمودن جناح‌های سیاسی داخلی كه از آنان به عنوان " كارگزاران " انقلاب اسلامی نام برد و همچنین دست اندركاران برخی وسایل ارتباط جمعی به تشكیل جریان سایه در مقابل دولت و همراهی با دشمن، به آنان شدیداً هشدار داد.

حملات بی سابقه ای است که طی ماههای گذشته علیه اصلاح طلبان و نیروهای مستقل سیاسی سازمان دهی شده است این تهاجم تبلیغاتی که با بهره گیری از برخی رسانه های متعلق به عموم جامعه و همچنین رسانه های حامی دولت شکل گرفته است، در هدف گذاری خود، کلیت جریان اصلاحات و اتحاد و همدلی بوجود آمده در آن و به خصوص شخص خاتمی را به عنوان محور جریان مذکور مورد هجوم قرار داده است. دایره شمول این جریان تخریبی به گونه ای وسیع است که تا بلندپایه ترین مسئولان فعلی نظام و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز پیش رفته است.

برای تحلیل چرایی وقوع موضع گیری ها و رخدادهایی که به مواردی از آن اشاره شد و همگی طی 3 ماه اخیر و در سال منتهی به برگزاری انتخابات مجلس هشتم رخ داده است، شاید بتوان توجه خود را به این واقعیت معطوف کرد كه اکنون دو سال پس از استقرار دولت نهم، این دولت و حامیان سیاسی و نظامی آن، خود را در برآورده ساختن وعده های داده شده به ملت ناتوان ارزیابی می كنند. مهمتر آنکه دورنمای اقبال افكار عمومی را نسبت به خود مثبت ارزیابی نمی كنند.

اینک جریان یكه‌سالار حاكم که با هدایت‌های نامرئی فراقانونی ودخالت های حزب پادگانی در جریان انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، عملاً طی دو سال گذشته اختیار همه ارکان حكومت را به طور كامل به دست گرفته است، بدون داشتن دست آورد روشن و ملموسی برای جامعه، در ابعاد گوناگون اقتصادی، فرهنگی و سیاسی داخلی و خارجی، خود را مواجه با قضاوت افكار عمومی می بیند. این جریان، پیشتر و در جریان انتخابات سومین دوره شوراها در پاییز سال گذشته، علی رغم آنکه مجموعه شرایط ، امکان حضور كامل و همه جانبه ای را به اصلاح طلبان نداده بود، طعم تلخ ناکامی در جلب آرای عمومی را چشید و این در حالی بود که آثار سوء اتخاذ برخی سیاست های نادرست، هنوز کاملاً هویدا نشده بود.

به نظر می رسد اینک به دنبال بروز غیر قابل اجتناب نتایج سیاست های نادرست اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بین المللی و سیاسی که علاوه بر به مخاطره انداختن کلیت کشور و نظام، زندگی روزمره مردم را نیز متأثر از خود کرده است، جناح حاکم، رویگردانی افكار عمومی را نسبت به خود، جدی تر و با وضوح بیشتری احساس می كند. این واقعیتی است که نظرسنجی های رسمی انجام شده در ماه های اخیر نیز موید آن است، براین اساس جناح مذکور اطمینان دارد چنانچه انتخاباتی حتی نیمه آزاد و نیمه سالم در كشور انجام شود، این انتخابات محلی برای بروز و اثبات رویگردانی مردم نسبت به برنامه های دو سال اخیر و طراحان ومجریان آن خواهد شد. همچنین برگزاری انتخاباتی برخوردار از حداقل آزادی و سلامتی، می تواند مبین اقبال دوباره جامعه به سمت رقبای سیاسی اقتدارگرایان، یعنی اصلاح طلبان باشد.

در چنین شرایطی است كه به نظر می رسد حاكمان كنونی، از آنجا كه به هیچ وجه تداول قدرت و بازگشت احتمالی رقبای سیاسی به حاكمیت را كه به مفهوم از دست رفتن قدرت مطلقه كنونی است، برنمی تابد و مصمم است تا حد امكان، " اشتباهات گذشته " خود را در میدان دادن به اصلاح طلبان برای حضور در عرصه انتخاباتی كه گذشته منجر به دوم خرداد شد، دیگر تكرار نكنند، ظاهراً برای برگزاری هدایت شده انتخابات مجلس هشتم با نتایج از قبل تضمین شده، تصمیمات خطرناكی گرفته اند و در مسیر اجرایی كردن آن، رعایت مصالح نظام و حفظ چارچوب ها و صغور آن نیز نمی تواند مانعی در برابر آنان باشد تا با اراده خود، قدمی در برابر قانون و خواست ملت عقب نشینی كنند.

بر این پایه، همانگونه كه گفته شد به نظر می رسد تدارك رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و حتی نیروهای غیرهماهنگ غیراصلاح طلب، حضور و آرایش یافتن بی سابقه نیروهای نظامی در مناصب سیاسی- اجرایی مربوط به برگزاری انتخابات، دخالت غیرقانونی و بی پروای فرماندهان نظامی در جریان انتخابات و تخریب گسترده احزاب و چهره های متنفذ و تأثیرگذار مستقل و اصلاح طلب، از اهم سیاست ها و برنامه های اتخاذی جریان یكه سالار برای ممانعت از شكل گیری جابجایی قدرت برمبنای رأی واقعی مردم باشد كه این جریان در صدد كسب مجوز اجرای كامل آن بوده و تمامی منابع خود را برای عملیاتی ساختن این برنامه ها تجهیز می كند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با احساس خطر جدی نسبت به شكل گیری این جریان خطرناك كه با مخالفت آشكار با روح جمهوریت و اسلامیت نظام و مغایریت بین با قانون، برای حفظ قدرت مطلقه خود كمر به هدم مبانی و اصول اصلی انقلاب اسلامی بسته اند، به دست اندر كاران و مباشران این سیاست ها هشدار می دهد كه ثمره فداكاری ها و از خودگذشتگی های ملت را پاس دارند و آن را قربانی زیاده خواهی های غیرقانونی خود نكنند.

همچنین به تمامی دلسوزان و حامیان واقعی نظام و دست آوردهای انقلاب در جناح ها، احزاب، حوزه های علمیه و دانشگاه ها و تمامی آحاد مردم نیز یادآور می شود كه با حضور پیگیرانه و مسئولانه خود در صحنه، عرصه را بر اقتدارگرایان تنگ کنند و وظیفه پاسداری از ودیعه گران سنگ آرمان ها و دست آوردهای انقلاب اسلامی و امام خمینی را بر خود فرض دانسته، در قبال این جریانات مخرب و زیاده خواه، از خود واكنش شایسته، به موقع و در عین حال قانونی نشان دهند.

در شأن ملت ایران نیست که در همسایگی ما انتخابات آزاد برگزار شود و ایرانیان، سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نتوانند در این شرایط حساس شاهد انتخابات آزاد و سالم باشند.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 17:2 |


اميدواريم مجلس خبرگان رهبري بيش از گذشته بر اركان تحت نظر خود نظارت و اصلاح داشته باشد

نوروز: جبهه مشاركت ايران اسلامي بعنوان اولين حزب سياسي كشور در پيامي انتخاب آيت‌الله هاشمي رفسنجاني را به رياست مجلس خبرگان رهبري تبريك گفت.

در اين پيام جبهه مشاركت به اشاره به وظايف اين نهاد تاثيرگذار ملي خواستار اصلاح امور و نظارت هرچه بيشتر اين بر اركان قانوني تحت نظرش شده است.

متن كامل پيام جبهه مشاركت ايران اسلامي به شرح زير است:

به نام خدا

حضرت آيت آلله جناب آقاي علي‌اكبر هاشمي رفسنجاني
رياست محترم مجلس خبرگان رهبري

با سلام و احترام،

مجلس خبرگان رهبري عالي‌ترين نهاد در نظام جمهوري اسلامي است و اگر چه تا كنون نقش و جايگاه اين مجلس براي عموم ملت چنانكه بايد تبيين نشده است و شايد پاره‌اي از ملاحظات اين نهاد ارجمند را از ايفاي وظايف اصلي و اثرگذار خود محروم داشته است، اما به هيچ عنوان نمي‌توان از اهميت اين نهاد درگذشت و كارايي و كارآمدي آن را به مثابه كارآمدي ديگر اجزا و اركان نظام جمهوري اسلامي ندانست.

انتخاب شايسته شما به سمت رياست اين مجلس در كنار ديگر اعضاي محترم هيأت رئيسه، اين اميد را ايجاد كرده است كه مجلس خبرگان رهبري بيش از پيش در جايگاه شايسته خود قرار گرفته و با نظارت عاليه و مؤثر بر اركان تحت نظر خود و پيگيري مطالبات موكلان در آن سطح و مقام و اصلاح اموري كه ذيل اختيارات بالقوه وسيع مجلس خبرگان رهبري مي‌گنجد شأن و اقتدار اين مجلس را نمايان‌تر سازد.

به نظر مي‌رسد آن چه كه امروز اهميت فوق‌العاده دارد ايفاي نقش بزرگان مجلس خبرگان رهبري در حفظ و حراست از گوهر اصلي آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و انديشه سياسي حضرت امام (ره) يعني حق حاكميت مردم بر سرنوشت خود و آزادي‌خواهي و عدالت‌جويي آحاد مردم ايران عزيز و انچه كه به عنوان حقوق شهروندان در قانون اساسي و ميثاق ملي مورد تأكيد قرار گرفته است، مي‌باشد. انديشه و آرماني كه به نظر مي‌رسد مخالفان سرسختي دارد كه متأسفانه در صف‌بندي‌هاي اخير تلاش براي قدرت‌گيري خود را در سطوح عالي نظام نيز به نمايش گذراده‌اند. هدايت مجلس خبرگان رهبري به سمت دفاع مستمر از گوهر آرمان‌هاي انقلاب اسلامي از شخصيت مبارز و پرسابقه‌اي چون جنابعالي انتظاري سزاوار است.

جبهه مشاركت ايران اسلامي انتخاب شايسته حضرتعالي را به عنوان رييس مجلس خبرگان رهبري تبريك مي‌گويد و از خداوند متعال براي همه نمايندگان محترم آن مجلس آرزوي سلامتي و طول عمر با عزت در خدمتگزاري به اسلام و ايران و نظام جمهوري اسلامي مي نمايد.
جبهه مشاركت ايران اسلامي

************************************************************

پشت پرده انتخاب هاشمي به رياست خبرگان رهبري؛ رقابت عرفي در مجلس قدسي

 

نويسنده : محمد قوچانى

اعتمادملی:سرانجام مجلس خبرگان رهبري- قدسي‌ترين جمع سياسي در جمهوري اسلا‌مي- هم عرفي شد. سال‌ها پس از اجماع روحانيان عالي‌مقام ايالا‌ت و ولا‌يات بر سر رياست يك معلم <اخلا‌ق> حوزه علميه قم (آيت‌‌ا... مشكيني) شيوه انتخاب رياست مجلس خبرگان دگرگون شد و رئيس جديد نه براساس اجماع كه بر مبناي رقابت سياسي ميان دو جناح سياسي انتخاب شد و جناح‌بندي به عنوان ركن اصلي توسعه سياسي به مجلس خبرگان رهبري هم راه يافت، آن هم نه از ناحيه جناحي كه اصلا‌ح‌طلب خوانده مي‌شود كه از سوي كساني كه خويش را اصولگرا مي‌خوانند.
آنان كه در چند ماه گذشته به رايزني‌هاي گسترده براي كاهش شانس رياست هاشمي‌رفسنجاني بر خبرگان رهبري پرداختند و سعي كردند با القاي تحليل‌هايي چون <لزوم غلبه فقاهت رئيس مجلس خبرگان بر سياست‌ورزي او> يا <ضرورت هماهنگي رئيس خبرگان با مصالح عالي نظام> قطعيت رياست هاشمي را خدشه‌دار كنند و در حاشيه مصاحبه يكي از سخنگويان مجلس خبرگان- كه ظاهرا از اصولگرايان است- چنين القا كنند كه شانس آيت‌‌ا... يزدي از همه فزون‌تر است و اين‌گونه بود كه صبح روز سه‌شنبه 13 شهريور 1386 سه آيت‌‌ا... از هيات‌رئيسه مجلس خبرگان اجازه نطق گرفتند. اولين آنها- كه محترم‌ترين ايشان هم بود- گفت كه با وجود احترامي كه براي آقاي هاشمي‌رفسنجاني قائل هستم اما چون فقاهت بر سياست در اين رياست ارجحيت دارد اعلا‌م مي‌كنم كه نظر حوزه علميه قم ناظر به رياست آيت‌‌ا... جنتي است. دومين ناطق قبل از دستور همچنين گفت كه جانشين آيت‌‌ا... مشكيني بايد همچون آن مرحوم فقيه باشد و نه سياستمدار و سومين نفر اما از در نقد هاشمي درآمد كه چرا اخيرا از برابري ديه زن و مرد دفاع كرده و اگر دفاع نكرده چرا در مطبوعات نقل اين خبر را تكذيب نكرده و اين است نشانه <نافقيه> بودن هاشمي و ضرورت انتخاب جنتي. در اينجا بود كه هاشمي وقت دفاع گرفت و گفت آنچه او گفته بحثي در باب اجرت‌المثل در ديه زنان بود و نه تجديدنظر در اصول فقهي. ادامه جلسه به معرفي نامزدان گذشت. همچون مجالس سياسي سران اين مجلس ديني هم خويش را در معرض نامزدي قرار دادند. گروهي نام آيت‌‌ا... جنتي را بردند و گروهي آيت‌‌ا... يزدي و سيدكاظم نورمفيدي، نماينده ولي‌فقيه در استان گلستان و از معدود نمايندگان اصلا‌ح‌طلب خبرگان گفت كه آيت‌‌ا... هاشمي‌رفسنجاني را نامزد اين مقام مي‌كند. در اين ميان محمد يزدي گفت كه اگر احمد جنتي نامزد باشد او ديگر نيازي به نامزدي نمي‌بيند و اين انصراف در عمل به سود جنتي تمام شد كه گفت بر سر نامزدي هست. او پيش از اين هم به عزيزي گفته بود قصد نامزدي دارد و از رقابت با هاشمي پرهيز ندارد چه <اكنون روزگار دگري است.> القصه، هاشمي هم گفت كه گرچه نمي‌خواسته كار بدينجا برسد كه رسيد (شايد گمان مي‌كرده كسي درباره رياست او ترديد ندارد) اما چون رقابت لا‌زمه انتخاب است و نمي‌توان براي يك مقام يك نامزد داشت در رقابت شركت مي‌كند. اين‌گونه شد كه پس از شمارش آرا اكبر هاشمي41 راي و احمد جنتي 34 راي به دست آورد گرچه يكي از فقيهان در اثر اشتباهي اداري دو راي داد و برگزاركنندگان انتخابات براي جبران اين اشتباه دو راي از مجموع آرا (يكي از هاشمي و يكي از جنتي) را براي رعايت عدالت حذف كردند. پس از تعيين رئيس و پيروزي هاشمي بر جنتي، زماني كه رسما دو فراكسيون سياسي در مجلس خبرگان رهبري اعلا‌م موجوديت كردند براي نواب رئيس راي‌گيري شد. نامزد اول آيت‌‌ا... مومن بود كه 37 راي آورد و نامزد ديگر (كه هاشمي‌رفسنجاني او را به جمع پيشنهاد كرد) آيت‌‌ا... هاشمي شاهرودي بود كه 33 راي آورد. اين‌گونه شد كه خبرگان هم‌اكنون رئيسي از يك جناح (هاشمي‌رفسنجاني) و نوابي از جناح ديگر (يزدي و مومن) دارد و اين عصر جديد مجلس خبرگان رهبري است؛ مجلسي كه سعي بسيار شد از رقابت‌هاي سياسي دور ماند و اكنون در مركز رقابت‌هاي سياسي قرار دارد. مجلسي كه سعي بسيار شد فراكسيوني در آن شكل نگيرد و اكنون حداقل دو فراكسيون دارد. مجلسي كه اكثريت آن به يك سليقه سياسي راي داد و اقليت آن به سليقه‌اي ديگر و آن سليقه سياسي كه راي نياورد همان سليقه‌اي است كه در اعمال نظارت استصوابي براي انتخاب اين مجلس نقش اساسي داشته است. انتخابات سيزدهم شهريورماه خبرگان رهبري بيش از آنكه آزموني براي جناح‌هاي سياسي موجود باشد آزموني براي عملكرد شوراي نگهبان بود كه دو تن از سران آن در معرض داوري معتبرترين فقيهان و عالمان ديني قرار گرفتند. همان كساني كه شوراي نگهبان بر اجتهاد فقهي و اعتبار سياسي آنها مهر تاييد گذاشته بود و از اين رو داوري و راي آنها معتبرترين داوري و راي براي شوراي نگهبان است. از سوي ديگر هاشمي‌رفسنجاني نيز ديروز پيامي صريح دريافت كرد. اگر هاشمي در انتخابي اجماعي شركت كرده بود و رئيس مجلس خبرگان شده بود گويي هيچ اتفاقي در خبرگان روي نداده بود.


اين اتفاقي بود كه سه دوره در خبرگان رخ داده است. اگر هاشمي‌رفسنجاني در انتخاباتي شركت كرده بود كه فردي ديگر (همچون احمد جنتي) براساس اجماع اصولگرايان به پيروزي رسيده بود اتفاق بزرگي در جمهوري اسلا‌مي رخ داده بود و آن پيروزي پروژه حذف هاشمي بود.


وداع او با نظامي كه خود از موسسان آن بود اما اكنون نه آن شده و نه اين بلكه در رقابتي شفاف و علني يكي از آخرين نهادهاي سنت‌گرا نيز در معرض توسعه سياسي قرار گرفته و براي اولين‌بار در طول تاريخ جمهوري اسلا‌مي آيت‌‌ا... احمد جنتي (اين رجل هميشه منصوبي كه بر انتخاب ديگران نظارت مي‌كند) خود در معرض انتخاب قرار گرفته است؛ در دهه 80 زندگي و در برابر هاشمي‌رفسنجاني. آيت‌‌ا... جنتي به عنوان پرشورترين مدافع محمود احمدي‌نژاد اين ظرفيت را در خود ايجاد كرد كه خود را در معرض انتخاب قرار دهد و اين پيروزي بزرگي براي دموكراسي‌خواهي در ايران است فارغ از آنكه چه كسي پيروز ميدان باشد. اكنون اما هاشمي‌رفسنجاني بايد درك كند كه در كجاي جغرافياي سياسي ايران قرار دارد. او ديگر در ميانه جناح‌هاي سياسي زندگي نمي‌كند. اگر هاشمي قصد ندارد خود را اصلا‌ح‌طلب يا اصولگرا بداند اگر نمي‌خواهد خود را چپ يا راست بخواند اگر اين جناح‌بندي‌هاي موجود را قبول ندارد اگر دوست دارد خود را معتدل بداند بايد اذعان كند كه در برابر اين خط اعتدال خط افراط هم وجود دارد و اين خود يك جناح بندي سياسي است چه هاشمي بپسندد و چه نپذيرد.


سيزدهم شهريورماه 1386 روزي بود كه ديگران انتخاب نهايي خود را درباره هاشمي انجام دادند. او ديروز نمي‌خواست رئيس‌جمهور شود تا اصولگرايان بگويند كه به جوانان اعتماد بيشتري دارند كه ديروز رقيب هاشمي از او پيرتر بود. او ديروز نمي‌خواست مرجع تقليد شود كه اصولگرايان بگويند كه رقيب او از هاشمي فقيه‌تر بود. 34 راي <نه> به هاشمي بيش از 41 راي <آري> به او معنادارتر بود و معناي آن چيزي نبود جز انتخاب نهايي ديگران درباره هاشمي، آنان قصد داشتند اين پيام را به هاشمي ابلا‌غ كنند كه اگرچه به رياست مجلس خبرگان رهبري رسيد اما همواره در كنار او نوابي حضور دارند كه مي‌توانند آراي شكننده رياست را به سود خود جلب كنند.


رقيباني كه دوستانشان در صحن خبرگان در فقاهت هاشمي ترديد كردند و اين نكته را به رخ او كشيدند كه مدرسين حوزه علميه قم چه ديدگاهي درباره هاشمي‌رفسنجاني دارد و جنس رياست او چه تفاوتي با رياست آيت‌‌ا... مشكيني دارد. آنان اين پيام را به هاشمي ابلا‌غ كردند كه مبادا رياست خود بر خبرگان طبيعي و بديهي قلمداد كند و به آن غره شود. ‌پاسخ هاشمي اما در عمل روشن خواهد شد جايي كه او هم انتخاب نهايي خود را انجام دهد. همچنان كه ديروز در اولين نطق خود به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبري گفت: اين مجلس بايد وظايف مهم و عملي را در دست گيرد.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 18:38 |
مصاحبه منتشر نشده ای از عباس عبدی

(به نقل از وب سایت شخصی)

 اصلاح طلبان برای بازگشت مجدد به قدرت باید به چه منابع مغفول اقتصادی و برنامه ریزی های انجام نشده اقتصادی، تاکید کنند و یا آنها را در اختیار گیرند؟

*بازگشت به قدرت، اصطلاح و معادل صحيحي نيست، چرا كه اين امر را به ذهن متبادر مي‌كند كه قبلاً در قدرت بوده‌اند. آنان قبلاً عهده‌دار مسئوليت بدون قدرت بودند و كوششي درخور براي كسب قدرت نكردند و اگر قرار باشد كه مجدداً بار مسئوليت را بر دوش كشند و صندلي قدرت را در اختيار ديگران قرار دهند، همان بِه كه براي اين هدف كوششي نكنند و اگر هم كوشش نمودند، همان بهتر كه مردم به آنان رأي ندهند.
اما براي كسب قدرت و نه بازگشت به آن، در كنار اعتقاد و التزام نسبي به برنامه چهارم توسعه و اصول كلي آن، بايد درباره نفت و درآمد آن نيز چاره‌اي را پيشنهاد كنند كه به نظر من بهترين ايده، توزيع مستقيم درآمدهاي نفتي در ميان مردم است تا با اجرای این طرح اين ساختار مخرب و فاسد اقتصادي بر روي ريل اصلاح قرار گيرد.
-شرایط اقتصادی حاضر تا چه حد برای بازگشت مجدد اصلاح طلبان به قدرت مهیا می باشد و ایشان در صورت بازگشت به قدرت با چه مشکلات اقتصادی درگیر خواهند شد؟

*با توجه به پاسخ قبلي مي‌توانم بگويم با پذيرش ساختار اقتصادي كنوني و قرار داشتن پول نفت در اختيار حكومت، بازگشت به ساخت سياسي، مترادف بازگشت به قدرت نيست و هر كس هم كه بيايد، جز اين‌كه سياست‌هاي كنوني را ،حتي به صورت بدتري ادامه دهد، چاره‌اي ندارد. اما در حال حاضر بهترين شرايط براي ورود به قدرت باید با شعار توزيع درآمدهاي نفتي همراه باشد، چرا كه وضعیت اين درآمدها به نحوي است كه زمينه را براي اين شعار و اجراي آن فراهم كرده است.
- عملکرد اقتصادی اصلاح طلبان را تا چه اندازه در شکل گیری و ثبات دولت نهم، تاثیرگذار می دانید؟

*اگر فكر كنيم كه دولت حاضر، از دل «تخم‌مرغ شانسي» درآمده، در اين صورت بايد بحث را تعطيل و سياست را به شانس تقليل دهيم و با سياست و فعاليت فكري خداحافظي كنيم. اما اگر عللي براي شكل‌گيري دولت جديد وجود دارد، به ناچار بخش مهمي از آن در دل دولت قبل بوده است و البته به نظر من با آن رفتار دولت قبل (نه فقط رفتار اقتصادي، بلكه مهم‌تر از آن رفتار سياسي)، شكل‌گيري دولت جديد بسيار منطقي است. در اين باره در تحليل «سرنوشت محترم» (موجود در وب‌سايت آينده) توضيح مفصل داده‌ام.
- شما اخیرا و در دغدغه های متاخر خود چه در مصاحبه ها و چه در مقالات، ایده « توزیع درآمد مستقیم نفت درجیب مردم» را مطرح کرده اید. آیا این ایده را به عنوان راه حلی برای بازگشت اصلاح طلبان به قدرت، ارایه داده اید؟

*نه صرفا براي بازگشت يا ورود اصلاح‌طلبان به قدرت، بلكه براي اصلاح وضع كنوني مملكت، حتي اگر افراد كنوني هم حاكم باشند فرقي نمي‌كند. مشكلات بيش از اين‌كه به اشخاص اصلاح‌طلب يا محافظه‌كار مربوط باشد، به ساختار اقتصادي مربوط است و اين طرح هم براي اصلاح ساختار اقتصادي است. البته اگر اصلاح‌طلبان خواستند از اين طريق و بصورت واقعی وارد قدرت حقیقی شوند، بايد به آنها تبريك گفت.
- چگونه می توان اعتماد توده های مردم را در برخورداری از درآمد نفت به صورت مستقیم، جلب کرد؟

*اين شعار ابتدا بايد در سطح نخبگان جامعه تحليل و پذيرفته شود و راهكار اجرايي آن هم مطرح شود. پس از اين مرحله، مردم به راحتي آن‌را خواهند پذيرفت.

- احزاب و شخصیت های اصلاح طلب در ارتباط با این ایده، واکنش شفاف و مشخصی بروز نداده اند. این موضوع دلیل بر مخالفت با ایده شماست یا امکان عمل نیافتن آن ؟

*دلايل آن ممكن است متعدد باشد، البته اگر مخالف باشند، طبيعي است كه مخالفت خواهند كرد و تحليل خودشان را هم خواهند گفت، اما كمتر افرادي مخالف این ایده هستند. به‌ويژه در گفتگوهاي حضوری و محدود اصل قضيه را قبول دارند و در تحليل‌هاي جاري هم شما مي‌توانيد ردپاي اين ادعای مرا ملاحظه كنيد. درباره غيرعملي دانستن آن نيز برخي فكر مي‌كنند حرف اين مسأله را هم نمي‌توان زد، زيرا ساخت قدرت اجازه نمي‌دهد. ولي بيان علني اين ديدگاه براي آنان موجب هزينه مي‌شود، زيرا مردم خواهند پرسيد كه پس شما به عنوان يك نيروي سياسي چه‌كاره‌ايد كه چيزي را لازم مي‌دانيد ولي بيان نمي‌كنيد، صرفا به این دلیل که حكومت آنرا نمي‌پذيرد در حالي كه مردم آنرا مي‌پذيرند؟
علت ديگري هم هست. برخي از دوستان علاقه‌اي به حضور در حكومتي كه در آن اختيار نفت در دست دولت نباشد، ندارند. در واقع شيريني حكومت ايران به نفت است و اگر اين شيريني از آن حذف شود، مزه ديگري دارد كه معلوم نيست با ذائقه برخي افراد سازگاري داشته باشد.
- آیا برای عملی کردن این ایده راهکارهای مشخصی دارید و اقدام خاصی انجام داید؟

*موقعيت من فقط اين حد از كار را ايجاب مي‌كند كه مسأله را طرح و ديگران را با آن موافق سازم يا موضوع به بحث عمومي گذاشته شود و مشاركتي فكري در اين باره شكل گيرد و طبعاً در اين ميان راهكارهاي جزيي‌تر از آنچه كه تاكنون گفته‌ام نيز مطرح خواهد شد. مسأله مهم در اين طرح، مشاركت عمومي نخبگان سياسي، اقتصادي، مطبوعات و... است.
- امکان مصوب کردن و قانونی نمودن چنین ایده هایی را تا چه حد مورد توجه قرار داده اید؟


*امكان آن قطعاً بيش از امكان مصوب و قانوني و اجرايي نمودن حقوق شهروندي و رعايت مردم‌سالاري و آزادي است. اگر كساني معتقدند كه براي موارد اخير مي‌توانند فعاليت كرده و دستاوردي داشته باشند (در حالي كه اين موارد براي همه مردم چنان چه بايد و شايد ملموس نيست) به طريق اولي بايد بتوانند اين طرح را قانوني، مصوب و اجرا كنند.

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 18:33 |

 

نوروز: «سیدمحمد خاتمی» در دیدار جمعی از اعضای شورای مرکزی و اعضای فعال انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیرازتاکید کرد: در مورد انتخابات ما با نظام قهر نکرده‌ایم؛ بلكه انتظاراتی داریم كه امیدوارم برآورده شود. ما در انتخابات شرکت می‌کنیم و حق ما هم هست که شرکت کنیم؛ باید زمینه انتخاب آزاد فراهم و هرچه مردم گفتند پذیرفته شود.

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، خاتمی با اشاره به انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: جوری نباشد که ته دل مردم و پیروزشدگان و شکست خوردگان این باشد که آنچه به وجود آمد طبق قانون و نتیجه خواست مردم نبود.باید مصلحت کشور را بگوییم که کشور ما در معرض تهدید است و اگر یک اقلیتی بیاید و همه را حذف کند و به نام اکثریت اعتماد متقابل مردم و نظام را از بین ببرد، امنیت نظام به مخاطره می‌افتد.البته باید نقد کنیم و هر نقدی را هم براندازی ندانیم.

خاتمی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه «تجربه تاریخی ما مبنی بر اجماع بر نخواستن است»، تاکید کرد: ما بر روی خواسته‌ها اجماع نمی‌کنیم و اصلا خواسته‌هایمان را معین نکرده‌ایم و بعد از آن تلاش نکرده‌ایم تا حول محور آن خواسته اجماع کنیم و حرکت خود را شکل دهیم ؛ این مشکل بزرگ تاریخی ماست.

وی تاکید کرد: در مورد ائتلاف متاسفانه هم در مباحث تئوریک و هم در مباحث عملی این آشفتگی‌ها وجود دارد. این مشکل در اصول‌گرایان، اصلاح‌طلبان و حتی روشنفکران ما هم وجود دارد و این رسالت اندیشمندان و تشكل های اصیل است که چنین موضوعاتی را مورد بررسی قرار دهد و از دل آن گفتمان وحدت را پدید آورند. یکی از رسالتهای ما تبیین اصول اصلاح‌طلبی است.

رییس‌جمهور پیشین ایران همچنین با تبریک نیمه شعبان گفت: در سال 56 که درگیریها و کشتارها و چهلم ها اوج گرفته بود امام(ره) اعلام کردند که امسال جشن نیمه شعبان نداریم؛ چون قطعا وضع آن زمان مرضی حضرت بقیه الله نبود و ما باید اعلام می‌کردیم که از این وضعیت ناراضی هستیم و عزاداریم .همانجا یک عده ای در برابر امام ایستادند و بعضی از کسانی که امروز خیلی ادعای دفاع از اسلام و تلاش برای دفع مفسدین و نزدیک دانستن اندیشه خود با اندیشه اصلی امام را دارند، آن زمان امام را تخطئه کردند ودر قم جشن مفصلی را در دهن‌کجی به امام برگزار کردند؛ البته باید دید کدام یک از این جریانها در مسیر امام زمان هستند.

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 18:4 |

 

هفتمین جلد از کتاب خاطرات و روزنوشت های آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال 63 که با نام "به سوی سرنوشت" به چاپ رسیده است؛ توسط وزارت ارشاد توقیف شده است.

به گزارش" فردا" و به نقل از یک منبع آگاه، این کتاب توسط وزارت ارشاد "توقیف " و " جمع آوری" شده است.
کتاب 688 صفحه ای "به سوی سرنوشت " توسط محسن هاشمی تدوین یافته و در بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب عرضه شده بود.

علت توقیف این کتاب ؛ نقل قول هاشمی رفسنجانی در صفحه 173 و در نقل خاطرات خود از روز پنج شنبه 14تیرماه 1363 ذکر شده است که می نویسد؛«... نماینده شوشتر هم آمد و پیشنهاد قطع شعار مرگ بر آمریكا و مرگ بر شوروی را می داد. گفتم به طور اصولی تصمیم گرفته ایم، امام هم موافقت كرده اند ولی منتظر فرصت هستیم.»

گفتنی است خبر توقیف کتاب "به سوی سرنوشت" در برخی از منابع خارجی نیز انعکاس یافته است.

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 18:1 |
 

 جبهه مشاركت ايران اسلامي در پيامي پيروزي نوجوانان تيم ملي واليبال ايران را در مسابقات جهاني مكزيك را به آنان تبريك گفت.

متن پيام جبهه مشاركت به شرح زير است:
قهرمانان عزيز تيم ملي واليبال نوجوانان ايران با اقتدار با پيروزي بر حريفان بلندآوازه خود توانستند براي نخستين بار در تاريخ ورزش كشور به عنوان قهرماني جهان در ورزش‌هاي گروهي دست پيدا كنند.
كار بزرگي كه اين عزيزان صورت بخشيدند در خاطره ملت ايران ثبت و ضبط خواهد شد به ويژه آنكه در روزگار فقر شادي و لبخند توانسته‌اند با بلند همتي و تلاش پيگير خود و كسب اين افتخار دل‌هاي يكايك ايرانيان را در ميهن عزيزمان و در سراسر جهان شاد نمايند.
جبهه مشاركت ايران اسلامي با تبريك اين پيروزي به قهرمانان سرافراز تيم ملي واليبال نوجوانان، مربيان و اعضاي تيم سرپرستي كسب اين افتخار ستودني را به ملت ايران شادباش مي‌گويد.

جبهه مشاركت ايران اسلامي

 

+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 10:58 |