نوروز: شورای سیاستگذاری سازمان دانشاموختگان ایران اسلامی( ادوار تحکیم وحدت) در خصوص بازداشت سخنگو و اعضای این سازمان سیاسی و نیز بازداشت اعضای شورای مرکزی دفترتحکیم وحدت در 18 تیر ماه بیانیهای صادر كرد. متن بیانیه از این قرار است:
روند برخورد با فعالان دانشجویی و تشکلهای قانونی منتقد و رسانههای مستقل ، ابعاد تازهای یافته است . بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و تهاجم بیسابقه به دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ( ادوار تحکیم وحدت ) و بازداشت سخنگووبرخی دیگر از اعضا و همکاران و مراجعه کنندگان به این سازمان و مهر و موم دفتر تشکلی قانونی و رسمی بدون حکم قانونی وبا شلیک گلوله و ایجاد رعب و وحشت و ضرب وشتم وتازیانه به بهانههایی که در هیچ مرجع صالح قانونی ثابت نشده است ، نشانههایی بس هشداردهنده به همه کسانی است که سرانجام انقلاب ملت ایران و سرنوشت نظام برآمده از آن را چنین بیپروا به حقوق ملت و بیتوجه به آزادیهای انسانی مردم و بیانگیزه در دفاع از مظلوم در مقابل ظالم ، نمیخواستهاند.
بهنام اسلام ، بهنام انقلاب ، بهنام شهدا ، بهنام مردم ، بهنام محرومین و مستضعفین ، بهنام پیشرفت ، بهنام عدالت ، بهنام عطوفت و مهر و بهنام هرآنچه در این آب و خاک اعتبارو منزلتی داشته است ، و به خاطر عقده و کینه ناشی از انتقادات و اعتراضات صریحی که از سوی دانشگاهیان و گروهها واحزاب و مطبوعات مستقل نسبت به عملکرد آفت زا و بحران ساز و مشوش دولت نشینان و رئیس آن صورت گرفته است ،نجیبترین جوانان و دانشجویان منتقد را به بند و حبس کشیده و در چشم روز روشن و به بی قانونیترین شکل دفتر سازمانی قانونی و رسمی را با شلیک گلوله مهر و موم کرده، سخنگو و سایر افراد حاضر در دفتر سازمان را بازداشت نموده ، به مضحکترین دلیل (نقص دادرسی در حکمی که 6 ماه از آن گذشته) روزنامهها و رسانههای منتقد را تعطیل و توقیف مینمایند.و فعالین بی دفاع کارگری را که هر زمان خواستهاند احضار و بازداشت کردهاند، این بار به سبک دستگیری دزدان در خیابان اسیرمیکنند.
آیا این از نشانههای عملیاتی شدن تئوری «نصر بالرعب» و تحقق الگوی استیلای «خلافت اسلامی» نیست؟ آیا فقیهان و متفکران شیعی مدافع حقوق انسانی که به اتکای آموزههای امام اول شیعیان ، کندن خلخال از پای زنی یهودی را شایسته مرگ میدانند ، در تمام این سالیان ، به قدر کندن خلخالی، جفاو بیعدالتی بر خلق خدا و کتمان حقیقت و بدعت در دین خدا ندیدهاند ؟ آیا پاسخ نظام به جوانانی که از مسالمتآمیزترین روشها ، برای بیان نظرات خود استفاده کردهاند ،ضرب و شتم و زندان است ؟ آیا مطالبه حاکمیت قانون و رعایت حقوق شهروندی از سوی حاکمان ، اقدام علیه امنیت ملی است ؟ آیا درخواست اجرای عدالت از نظام قضایی کشور و رعایت حقوق متهمین سیاسی و مطبوعاتی براساس قانون اساسی ، توطئه است؟ وآیا تقاضای عمل به وعدههای مردم فریب سرداده شده در هنگام انتخابات از رئیس دولت و اعتراض به کاستیها و انتقاد از ناکارآمدیهایی که امنیت کشور و منافع ملی را به مخاطره افکنده است ، تشویش اذهان عمومی است؟ آیا اعتراض دانشجویان پلی تکنیک به رئیس دولت به خاطر ستارهدارشدن وتحدید فعالیتها آنقدر بر ایشان و دولتیان سخت آمده که دانشجویان و دانشگاهیان را به دستور پدرخوانده معنوی اشان اینگونه مستوجب زندان و ضرب وشتم و برخورد میدانند؟ آیا نشستن در دفتر یک سازمان قانونی که دارای مجوز رسمی فعالیت از وازرت کشور همین حاکمیت است جرم است که باید به خاطر آن با شلاق و تازیانه نواخته شد وبا دستبند و تحقیر و توهین بازداشت گردید؟
میتوان به سؤالات فوق ، نکات بسیار دیگری را که نشانگر شکاف عمیق میان ایده و عمل حاکمیت است افزود. حوادث اخیر در شرایطی است ، که روند تحولات داخلی به موازات ادامه بحران سیاست خارجی ، شرایط دشواری را پیش رو قرارداده است . بررسی نحوه رفتار با منتقدان داخلی طی سالیان گذشته نشان از ربط وثیق میزان کارامدی دولتها در حل مسائل مردم با گشایش سیاسی در داخل دارد. همچنانکه به میزان توفیق دولتها در حل مسائل اینجهانی مردم، از شدت مواضع ایدئولوژیک حکومت در داخل و خارج کاسته شده است.
بررسی شرایط دولتهای پس از انقلاب و بررسی مواضع و اقدامات آنان با شرایط عمومی کشور ، نشان میدهد فجایع بزرگ برای ملت، آن هنگام حادث شده است که دولتها بجای پرداختن به مسائل اصلی کشور و ارائه برنامههای مشخص به شعارهای بحران سازو منحرف کننده افکار عمومی پرداخته وبه جای زمین حواله به آسمان ، به جای دنیا از آبادی آخرت و به جای امروز به روز موعود ، وعده میدهند.
روند تشدید مواضع ایدئولوژیک حکومت و گسترش خشونت در داخل و تنشزدایی در خارج ، سه روند مبهم پیوستهای هستند که امروز میتوان به اتکا تشکیل دولت اصولگرای به ظاهر آخرتگرا ، در انتظار تشدید روند ارعاب و برخورد با منتقدین و ترویج خشونت و نابودی بنیانهای جامعه مدنی بود.
مخالفت گسترده نوحاکمان با نهادها و تشکلهای مستقل و نشان دادن داغ و درفش به کسانی که الگوهای مطلوب حکومت را نپسندیده و به آن انتقاد دارند، تلاشی مجدد برای استقرار نظام یکهسالار و جامعهای تکصدایی است که در آن جز صدای حاکمان شنیده نشود .طرفه آنکه اینهمه یک دست شدن حاکمیت برای اجرای منویاتشان کفایت ننموده و تاب شنیدن کوچکترین نوای منتقدی را از ایشان ستانده است.
درحالیکه شرایط عمومی کشور در وضعیت نگرانکنندهای است و تصویب قطعنامههای جدید تحریم ایران ، قریبالوقوع است ، به نظر میرسد جنگطلبان داخلی که طی سالیان اخیر ، انبوه بهانهها و نشانههای لازم برای درگیر کردن ملت ایران در جنگی دیگر را فراهم کردهاند . با تشدید روند نقص حقوق بشر و بستن همه مجاری تغییر مسالمتآمیز سیاستها ، برنامهها و روشهای اداره کشور از داخل، زمینههای بروز جنگی خانمانسوز و نابودکننده را تمهید میکنند . براین اساس پیشگیری از تداوم روند تخریب بنیانهای جامعه مدنی ایران در داخل و جلوگیری از مخاطرات ناشی از تنشزدایی دولتمردان در سیاست خارجی ، از اولویتهای اصلی دلسوزان و فعالان مستقل سیاسی و اجتماعی است.
از اینرو، ضمن هشدار به نهادها و مقامات مسئول در خصوص تداوم این روند موارد زیر را متذکر میگردد:
ا- سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) خواهان آزادی هرچه سریعترسخنگو و دبیر تشکیلات این سازمان جناب آقای عبدالله مومنی میباشد که سابقه درخشان بیش از ده سال مبارزه مسالمتآمیز و قانونی وی در جهت استقرار دموکراسی وتحقق آزادی وپیگیری حقوق شهروندی ودفاع از حق تضییع شده همه افراد و گروههای مظلوم جامعه در طول سه دوره عضویت وی در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سالهای گذشته و قریب دو سال مسوولیت سخنگویی سازمان بر کسی پوشیده نبوده و نیست.
2- همچنین این سازمان آزادی فوری اعضای خود ونیزسایرافراد بازداشت شده در دفتر این سازمان که بی هیچ بهانه و دلیلی و تنها به جرم حضور در دفتر یک سازمان قانونی ورسمی بازداشت شدهاند را خواستار بوده و با توجه به پلمپ غیر قانونی و بی دلیل دفتر این سازمان فک این پلمپ و بازگشایی فوری آن را از مسوولین قضایی مجدانه مطالبه مینماید.
3- ضمن ابراز تاسف از برخورد بیتدبیرانه وغیر قانونی صورت گرفته با تحصن محدود و نمادین اعضای شجاع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت آزادی فوری ایشان را تقاضا داشته و انتظار دارد که حق برگزاری تجمعات مسالمت آمیز همه شهروندان طبق اصل 27 قانون اساسی و براساس حقوق مسلم شهروندی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشراز سوی حاکمیت به رسمیت شناخته شود .
4- سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی ( ادوار تحکیم وحدت ) با توجه به روند خطرناک در پیش گرفته شده از سوی دولت نهم وکارگزارانش در برخورد با منتقدین در احزاب و گروهها و مطبوعات مستقل و دانشجویان از همه دلسوزان سربلندی ایرانیان وعزت ومنافع ایران زمین و فعالین گروهها و احزاب انتظار دارد که در قبال این روند کوتاهی ننموده وبه طور جددر مقابل تداوم چنین روندی ایستادگی نموده واز گسترش خودکامگی و ترکتازی نوحاکمان ممانعت به عمل آورند که در صورت کوتاهی، خود در نوبت بعدی هجمه و حمله ایشان قرارخواهند گرفت. و به متولیان امر نیز توصیه مینماید که با حمایتهای نابجا از سیاستهای خانمانسوز اتخاذ شده از سوی دولت نشینان موجبات اضمحلال و نابودی زیر ساختهایاندک سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی توسعه و پیشرفت ایران و خسران خود را بیش از این فراهم ننمایند.
جامعهاي را در نظر بگيريد كه دروغگويي در آن قاعده و نه استثناء باشد. زندگي در چنين جامعهاي بسيار پرهزينه است. اعتماد متقابل وجود نخواهد داشت، روابط افراد كاملاً غير اخلاقي خواهد شد، فساد و تباهي در همه سطوح رخنه خواهد كرد و نيز چنين جامعهاي كمترين نزديكي را با يك جامعه ديني و اخلاقمدار خواهد داشت. اولين گام براي رواج دروغگويي، شكسته شدن قبح دروغ است. در جامعهاي كه دروغگويي نوعي زرنگي تلقي شود و مردم با شنيدن سخن دروغ لبخندي حاكي از سرور و شعف بر لبان خود ظاهر سازند، طبعاً دروغگويي رواج مييابد.
عدهاي فكر ميكنند صداقت و راستگويي صرفاً يك مسأله اخلاقي است، و از اين رو ناخودآگاه ميخواهند آن را در بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی به حاشيه برانند، اما بايد گفت كه صداقت و دروغگويي موضوعي كليدي در فهم و نقد كليه حوزههاي اجتماعي است. نقش آن در اقتصاد كمتر از سرمايه و نيروي انساني و... ديگر عوامل نيست. اما طبيعي است كه در گذشته بر اهميت آنها از منظر اخلاقي تأكيد ميشده است. اگر امروز جامعه ما با فساد خانمانبراندازي مواجه است كه فرياد همه را درآورده، يكي از دلايل و علل اصلي بروز آن دروغ و از دروغ بدتر، تطهير دروغ در ذيل عنوان مصلحت و تقیه است. از اين رو بدون مبارزه عليه دروغ و حساسيت داشتن نسبت به آن نميتوان كوچكترين گام موثري را عليه كاهش فساد برداشت. و به طريق اولي بيان هر نوع دروغي ولو با هدف به ظاهر خير، جز به گسترش فساد كمكي نميكند.
در تمامي اديان از جمله اسلام بر قبح دروغ تأكيد شده است و قرار گرفتن دروغ در ذيل عنوان گناهان كبيره معرف اين اهميت است. براي اينكه بدانيم جامعه كنوني ما با ارزشهاي موردنظر اسلامي تا چه حد فاصله دارد، كافيست كه به ميزان رواج اين گناه كبيره در سطح وسيعي از جامعه توجه كنيم.
قبل از بيان توضيحات و تحليل خودم، ابتدا بهتر است كه چند گزاره محدود از پيامبر (ص) و ائمه (ع) درباره دروغ را با هم مرور كنيم. گرچه در اين زمينه احاديث فراوان است.
پيامبر (ص):
ـ دروغگو، دروغ نميگويد مگر به سبب حقارتي كه در نفس خود دارد.
ـ از دروغگويي بپرهيزيد، زيرا دروغگويي باعث روسياهي است.
ـ از دروغگويي بپرهيزيد، در موردي كه گمان ميكنيد نجات شما در دروغ گفتن است، بدانيد كه اشتباه كردهايد و هلاك شما در دروغ است.
ـ از پيامبر پرسيدند: ممكن است مومن ترسو باشد؟ فرمود: بلي. ممكن است بخيل باشد؟ فرمود: بلي. ممكن است كذاب باشد؟ فرمود: نه.
امام علي (ع):
ـ هيچ عمل قبيحي به قبح دروغگويي نيست.
امام باقر (ع):
ـ كمنصيبترين فرد از سجاياي مردانگي و فضايل انساني، دروغگويان هستند.
اين تأكيدات را كه قطرهاي از دريا هستند، با وضعيت كنوني جامعه خود مقايسه كنيم تا به عمق فاجعه پي ببريم.
دروغ مراتبي دارد. فرض كنيد كه پولي گم شده است و آن را فرد «الف» سرقت كرده است. اما هيچكس جز آن فرد و خدا اطلاعي از اين ماجرا ندارد. انكار سرقت از جانب اين فرد «دروغگويي» و عملي رذيلانه است. و بيترديد اين «دروغگويي» بدتر از آن عمل سرقت است. اما در هر حال هيچكس نميتواند با اطمينان وي را سارق و در نتيجه دروغگو بداند، تنها خداست كه از حقيقت امر آگاه است. چنين دروغي از حيث اينكه ميان فرد و جامعه پرده دروغگوئی را ندريده است، در مراتب پايين دروغگويي است.
حال فرض كنيد كه فرد مالباخته خودش ديده است كه فرد «الف» اموال او را سرقت كرده و سارق هم ميداند كه مالباخته از حقيقت ماجرا آگاه است. اما باز هم دروغ ميگويد. اين مرتبه رذيلانهتري از فعل دروغ است. حال اگر فيلم فعل فرد ثبت و ضبط شده باشد و اموال مسروقه هم نزد سارق كشف شود و افراد متعددي هم به اين سرقت شهادت دهند و اثر انگشت فرد هم باقي مانده باشد، و هر شاهد ديگري كه به ذهن آيد وجود داشته باشد، با اين حال فرد انكار كند، در اين صورت دروغگويي به شديدترين مرتبهاش رسيده است و چنين فرد در حضيض اخلاقي قرار گرفته و جامعهاي هم كه فاعل اين فعل (دروغگويي)به اين فضاحت با تمام توان محكوم نكند، در همان سراشيبي اخلاقي قرار دارد، بدتر از اين نوع دروغگويي، توجيه اخلاقي آن برحسب مصلحت است و بدتر از بيتفاوتي جامعه در برابر چنين دروغي، دفاع از دروغگو با لطايفالحيل است.
از هنگامي كه داريوش در كتيبه بيستون نفر بعد خود را به پرهيز از دروغگويي و ضرورت تشديد مجازات دروغگو توصيه كرد و از خداوند خواست كه سه بلا از جمله دروغ را از ايران دور بدارد، معلوم ميشود كه دروغ در جامعه ايران رواج داشته است؟ چرا كه اگر دروغ نبود چنين توصيههاي موكدی هم نميشد.
امروز هم جامعه ما با آسيب دروغگويي مواجه است. و آن هم با بدترين نوع و مرتبه دروغ. مدتي پيش به ادارهاي مراجعه كردم، به راحتي از من خواسته ميشد كه براي مشكل پيدا نشدن در اجراي كارم، دروغ بنويسم!! اگر صفحات حوادث روزنامهها را بخوانيد متوجه ميشوید كه متهمين چگونه بديهيات را انكار ميكنند، گويي كه اين دروغها هيچ قبحي ندارد. پليس راهنمايي كه كسي را ميخواهد جريمه كند، انواع دروغها را براي گريز از جريمه ميشنود، دروغهاي آماري به وفور و از چپ و راست توليد و ارايه ميشود. و از همه بدتر وقتي است كه دروغ از جانب كساني بيان شود كه پاسداران "اخلاق" و یا "قدرت" جامعهاند. وقتي كه متوليان اين دو ركن حرمت امامزادههاي خود را پاس ندارند، از ديگران چه انتظاري ميرود؟
يكي از بدترين دروغها، دروغهايي است كه در مقام مشاوره به اصحاب قدرت داده ميشود. گويي گوشهاي آنان علاقهاي به شنيدن سخن و خبر صدق ندارد. در ايران و جهان نام ماكياول با اخلاقي نبودن قرين شده است، اما برخلاف اين پندار اوست كه مينويسد، شهريار بايد شكيباترين شنونده حقيقت درباره اموري باشد كه درباره آنها پرسيده است و اگر ملاحظه كرد كه كسي در ابراز حقيقت به او تعلل ميورزد بايد به خشم آيد. اگر همين يك توصيه ماكياول در تاريخ و امروز ايران رعايت ميشد، وضع ديگر گونهاي نسبت به حال داشتيم.
در جامعه ما حساسيت نسبت به داشتن ثروت زياد است، فرد اگر ثروتي داشته باشد آن را از ترس نگاه ديگران پنهان و به دروغ انكار ميكند، اما جامعه در برابر دروغ حساسيتي ندارد و دروغگوترین افراد از امنیت روانی برخوردارند، و به همين دليل است كه رذايل اخلاقي هم ميتواند رواج پيدا كند، و سرمايه اجتماعي جامعه ما را به حدود صفر و حتي منفي برساند، و به عنوان مانع جدي در راه توسعه همهجانبه عمل كند.
از كودكي كه درس چوپان دروغگو را ميخوانديم، قابل فهم بود كه عواقب دروغ چگونه گريبان دروغگو را ميگيرد، اما ساختار اجتماعي و پيشينه فرهنگي در اين زمينه چنان متصلب است كه به سرعت آن آموزه به فراموشي سپرده ميشود. برخي از اصحاب قدرت هميشه از اين مينالند كه چرا حرفهاي راست آنان باور نميشود و مردم و مطبوعات گرايش به موارد نقض آن دارند، آنان متوجه نيستند كه «خود كرده را تدبير نيست.» وقتي كه به سهولت بتوان واقعيت مسلم را تكذيب كرد، اعتماد متقابل به طور مطلق از ميان ميرود، حتي اگر گرگ واقعي هم به گله بزند، كسي براي ياري چوپان نميشتابد.
حداقل بخشي از منشا و زمينه دروغ، ساختار استبدادي مزمن در تاريخ ايران است، وقتي كه قانون حاكم نباشد و زور و چپاول رايج شود، از طرف مردم هم تملق و چاپلوسي سكه رايج خواهد شد. وقتي نظارتي بر امور نباشد، حكومتها براي بقاي خود ميكوشند كه حقيقت مسلم را قلب كنند. گويااولين كتاب چاپ شده در ايران در زمان قاجاريه «فتحنامه» است كه كل موضوع به پيروزيهاي!!! قاجار در جنگهاي ايران و روس و قراردادهاي تركمنچاي و گلستان مربوط ميشود!! و اين ورود اولين رسانه (چاپ و كتاب) بود و وقتي كه مطبوعات و راديو تلويزيون هم وارد شد، حكومتها بيش از پيش آنها را به چشم بوق براي بيان صادق معرفي كردن دروغهايشان ميديدند، و اين چنين شد كه دروغ، عمق و گستره بيشتري يافت. و چنين است كه جامعه ما (هر بخش آن به نسبتي) در گرداب اين ويژگي فرو رفته است و ساختارهاي متعدد هم آن را تشديد و تقويت ميكند.حتی كساني كه در پي در انداختن طرحي نو براي جامعه، و خواهان تقويت و رواج اخلاق محمدي (ص) كه از مهمترين اركانش صداقت و پرهيز از دروغگويي است، بودند. اكنون راهي را ميروند كه مخالفان چنين اخلاقي جاده آن را بيش از پيش صاف كردهاند، جادهاي كه جز به قلب آتش راهي ندارد
سالن اجتماعات جبهه مشارکت روز گذشته باز هم محلي بود براي نشان دادن همبستگي جريانات بازمانده از اصلاحات که اين بار براي اعتراض به بازداشت دانشجويان عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و اعضاي ادوار تحکيم در چند روز گذشته، گردهم آمده بودند، نشستي که از سوي شاخه دانشجويي جبهه مشارکت با عنوان «دانشگاه و چشم انداز آينده» برگزار شد و بسياري از گروه هاي فعال اصلاح طلب سال هاي اخير در آن حضور يافتند. از اعضاي ادوار تحکيم وحدت و دانشجويان عضو تحکيم وحدت گرفته تا اعضاي جبهه مشارکت و فعالان جنبش زنان تا نشان دهند اگر هم اختلاف نظري بين آنها وجود دارد، در اينگونه موارد در کنار هم قرار خواهند گرفت. از اين رو بود که در نشست ديروز بابک احمدي، غلامعباس توسلي، علي اکبر موسوي خوئيني، هدي صابر، سعيد حجاريان، علي شکوري راد، تاج زاده، رمضان زاده، مسعود حيدري، نمايندگان دانشجويان و... همه از ضرورت ايستادگي در برابر تحديد آزادي و فشار به جريانات دموکراسي خواه گفتند و با خانواده هاي دانشجويان بازداشت شده ابراز همدردي کردند.مصطفي تاج زاده عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت در اين نشست از برخوردهاي اخير با رسانه ها و دانشجويان سخن گفت. دکتر غلامعباس توسلي هم با انتقاد از اينکه آزادي هاي مصرح در قانون اساسي تحديد شده است به بازداشت دانشجويان معترض به واقعه کوي دانشگاه اعتراض کرد و گفت که اگر دانشجويان نتوانند در روزي مثل 18 تير گردهم آيند پس چه روزي مي توانند اظهار وجود کنند.بابک احمدي از اساتيد نزديک به دانشجويان فعال در تحکيم وحدت نيز در نشست روز گذشته از اينکه جبهه مشارکت چنين نشستي را در دفاع از دانشجويان برگزار کرده است، تشکر کرد و گفت؛ «به رغم انتقاداتي که به جبهه مشارکت دارم، نسبت به اين حزب که با بي آزاري، دموکراسي و حقوق بشر ايستاده احساس نزديکي مي کنم.» او اظهار اميدواري کرد که همبستگي گروه ها تنها در زمان بازداشت ها اتفاق نيفتد و در شرايط ديگر هم امکان گفت وگو و حرکت مشترک وجود داشته باشد. اما سعيد حجاريان و رمضان زاده نيز در اين جلسه نسبت به برخوردهاي صورت گرفته معترض بودند.مسعود حيدري مديرعامل مستعفي خبرگزاري ايلنا ديگر سخنران اين مراسم بود. او که برخورد با ايلنا را به دليل مشي مستقل و رويکرد منتقدانه اين رسانه مي دانست گفت که جرياني مي خواهد مانع فعاليت رسانه هاي مستقل شود.حيدري هويت کارگري خبرگزاري کار ايران (ايلنا) را يادآور شد.علي شکوري راد عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت و عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت نيز در اين نشست از وظيفه همگان در دفاع از دانشجويان بازداشت شده سخن گفت و تصريح کرد به رغم انتقادي که به خط مشي دانشجويان بازداشت شده دارد خود را موظف مي داند نسبت به دستگيري آنها اعتراض و بر اين اعتراض ايستادگي کند. عباس عبدي از فعالان سياسي نيز در اين نشست از برخورد با حرکت دانشجويان سخن گفت و از اينکه دستگيري اين افراد به نام امنيت ملي تناقض ايجاد مي کند.علي اکبر موسوي خوئيني دبيرکل سازمان ادوار تحکيم، حزبي قانوني که هفته گذشته پلمب شد، در نشست روز گذشته از دانشجويان خواست که مطالبات خود را از طريق قانوني پيگيري کنند و اجازه ندهند عده اي اجازه برخورد با آنها را پيدا کنند.سوق دادن دانشجويان به سمت راديکاليسم که امکان برخورد با آنها را فراهم مي کند خطري است که هدي صابر نيز ترجيح داد در سخنان خود نسبت به آن هشدار دهد. او گفت که در شرايط حاضر که دانشگاه دل خسته ترين دوران خود را مي گذراند همه گروه ها بايد تلاش کنند تا تعادل به دانشگاه ها بازگردد.هدي صابر همچنين به تحليل برخوردهايي که از سال 76 با دانشگاه ها شده است، پرداخت و گفت که اين برخوردها هرگز باعث به محبس رفتن دانشگاه ها نمي شود.در اين نشست همچنين نمايندگان انجمن هاي اسلامي، دفتر تحکيم وحدت و جنبش زنان به بيان ديدگاه هاي خود در مورد برخوردهاي اخير با دانشجويان و زنان پرداختند.
نوروز: كميسيون زنان و شاخه زنان جبهه مشاركت ايران اسلامي در جلسات و بيانيه مشتركشان با محكوم كردن رفتارهاي خشن صورت گرفته با زنان در هفتههاي اخير نسبت به تشديد اين روند اعتراض كرده و همچنين نسبت به دستگيري فعالين دانشجويي شديدا اعتراض كردند.
به گزارش نوروز در جلسه هفتگي كميسيون زنان با بررسي رويدادهاي مهم هفته بر موارد زير تاكيد شده است:
الف – ضرورت توجه به مناطق جبهه در سراسر كشور به شناسايي زنان توانمند و داوطلب كانديداتوري در مجلس هشتم و ضرورت پيگيري اين امر از طريق معاونتهاي سه گانه دبيركل حزب.
ب- تاكيد بر نقش و جايگاه كميته امور زنان خانه احزاب در افزايش مشاركت سياسي زنان و پشتيباني از افزايش كمي حضور زنان در پارلمان و اعلام آمادگي جهت همكاري با آن كميته و استفاده از ظرفيت آن كميته جهت شكل دهي گفتوگو و تبادل نظر ميان زنان فعال در احزاب و احزاب زنان به منظور پيشبرد اهداف مربوط به سهيم شدن زنان در قدرت و تصميمگيري در اين جلسه همچنين برخوردهاي خشن و افراطي با زنان و صدور احكام صادر عليه آنان، حمله به دفتر تحكيم وحدت و بازداشت غيرقانوني دانشجويان و نيز اجراي حكم سنگسار عليرغم مخالفت برخي مراجع و رئيس قوه
قضائيه و مسئولين قضايي كشور شديدا محكوم شد.
همچنين كميته زنان و كميسيون زنان جبهه مشاركت در بيانيه مشتركي نسبت به برخوردهاي اخير امنيتي با فعالين حوزه دانشگاهها به ويژه دانشجويان بازداشت شده دفتر تحكيم وحدت و مجمع ادوار دفتر تحكيم اعتراض كردند.
متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:
بسمه تعالي
برخوردهاي امنيتي و نظامي با نيروهاي فعال سياسي و اجتماعي طي روزهاي اخير موجبات نگراني تمام دلسوزان كشور را فراهم كرده، به ويژه برخوردهايي كه اخيرا با زنان و دانشجويان صورت گرفته است.
تنها نتيجه دستگيري بيرويه دانشجويان با بهانهاي واهي و احكام صادره جهت مجازات آنان، غيرسياسي شدن دانشگاهها و تنها پيام آن پرهزينهتر شدن فعاليت سياسي در كشور است. ظاهرا قرار بر اين است كه دستگيريهاي دانشجويان شوراي تحكيم و مجمع ادوار نيز بر فضاي رعب و وحشت بيفزايد.
به واقع از نظامي كه بايد مداراي اسلامي را سرلوحه كارش قرار دهد چنين رفتارهايي بسيار ناروا و رفتاري كاملا غيردمكراتيك است؛ حتي اگر بپذيرم جرمي صورت گرفته است احكام صادره هيچگونه تناسبي با جرم صورت گرفته ندارد، به ويژه مجازات شلاق، براي جامعه ما كاركرد خاصي دارد، كه در اين مورد بسيار ناپسند و نارواست.
كميسيون زنان و شاخه زنان جبهه مشاركت ايران اسلامي با محكوم كردن روند دستگيري و مجازاتها خواهان آزادي هرچه سريعتر فرزندان ملت است، همچنين ايجاد فضايي آزاد را جهت تعامل و تعاطي افكار و انديشهها خواست همه آزاديخواهان ميداند.
كميسيون زنان و شاخه زنان جبهه مشاركت ايران اسلامي
24/4/86
نوروز: دفتر ارتباطات دکتر مصطفي معين درباره برخي مطالب منتشر شده در روزهاي اخيرعلیه نامزدی ایشان در انتخابات ریاست جمهوری نهم توضيحاتي را منتشر كرد.
درمتن اين توضيح آمده است: با گذشت دو سال از انتخابات دوره نهم رياست جمهوري و درآستانه انتخابات مجلس هشتم، متاسفانه شاهد گسترش شايعه پراكني و برخوردهاي غيراخلاقي و غيراسلامي در فضاي سياسي كشور و انتشار هماهنگ آنها از رسانه ملي و برخي مطبوعات هستيم. اكنون حسب نظر ايشان يادآوري نكاتي در اين زمينه به منظور آگاهي ملت شريف ايران ضروري است.
1- حضور يا عدم حضور آقاي دكتر معين در عرصههاي سياسي و اجتماعي همواره با توجه به آمادگي و احساس مسووليت خود ايشان براي خدمات صادقانه به مردم و آرمانهايي چون آزادي، عدالت و مردمسالاري و با توجه به خواست افكار عمومي و خرد جمعي بوده است و هيچگاه منتظر توصيه و يا تكليف مقام و مرجعي نبودهاند واز اين پس هم با همان معيار قبلي عمل خواهند نمود.
2- رعايت اخلاق سياسي و قدرشناسي از شخصيتهاي مردمي اصيل و باسابقه روشن، وظيفهاي در جهت تقويت منافع ملي است و هرگونه تفرقه افكني و سلب اعتماد در ميان آنان نشان از اقتدارگرايي، محدودنگري و ناآگاهي دارد. تاكيد بر به كارگيري شيوههاي اخلاقي و پرهيز از رفتارهاي مبتني بر عوام فريبي و ايجاد سوتفاهم، همواره از اصول مورد نظر آقاي دكتر معين بوده است.
3- ارزيابي و تحليل علمي و دقيق عملكرد گذشته و برپايه آن ائتلاف گسترده نيروهاي پايبند به اصلاحات عميق اجتماعي، گامي به پيش و ضرورتي فراتر از مصالح فردي، گروهي و حزبي است.
4- معيار اصلي ائتلاف اصلاحطلبان بايد دفاع از حقوق اساسي شهروندان ودر راس آن حق تعيين سرنوشت و ايجاد تضمين براي برگزاري انتخاباتي آزاد، سالم و همراه بارقابتي عادلانه در جهت توسعه همه جانبه و پيشرفت كشور باشد.
در اين مقطع حساس و خطير تاريخي، همدلي و تفاهم، بهروزي و شادكامي همه ايرانيان و سربلندي ايران عزيز را از خداي بزرگ خواستاريم.
نوروز: جلسه شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی دوشنبهشب برگزار شد.
به گزارش خبرنگار نوروز، در این جلسه اعضای شورای مرکزی پس از تبادل اخبار به بحث پیرامون اوجگیری برخوردهای قهرآمیز دولت با منتقدان و فعالان اجتماعی و سیاسی پرداختند.
اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت با محکوم کردن بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و تعدادی از اعضای سازمان دانشآموختگان ایران در سالروز 18 تیر و صدور احکام سنگین برای تعدادی از فعالان حقوق زنان این نوع اقدامات تحریک آمیز را نشانهای از وجود ارادهای برای تحمیل تنش در جامعه و مسلط شدن فضای امنیتی و پلیسی دانسته و ضمن تقبیح وجود این اراده در جریان حاکم خواستار تجدید نظر و افزایش تحمل دولتمردان در نحوه مواجهه با جریانات منتقد شدند.
اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت با تأیید بر مفاد اطلاعیه صادر شده حزب، توقیف روزنامه «هممیهن»، اعمال فشار و محدودیت برای خبرگزاری کار ایران (ایلنا) و لغو امتیاز روزنامه «مشارکت» را پرده دیگر از سناریو اعمال سانسور و حاکم شدن تک صدایی برشمردند و این گونه برخوردها را حاکی از تشویش خاطر جریان دولتی حاکم از بابت علنی شدن ناکارآمدیها و ناتوانیهای دولت در اداره امور کشور دانستند.
گزارش معاونت مناطق و دفتر دائمي انتخابات
در جلسه شورای مرکزی همچنین گزارش معاونت امور مناطق و فعالیت شوراهای منطقه چهار استان غربی کشور (ایلام، کردستان، لرستان و کرمانشاه) و روند رو به رشد فعالیتهای حزب در این 4 استان ارائه شد.
در ادامه رئیس دفتر دائمی انتخابات حزب نيز در خصوص تشکیل میزهای مشورتی حزب برای بررسی وضعیت کاندیداهای هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در سراسر کشور و تدوین راهبردهای تبلیغاتی در انتخابات ،گزارشي ارائه داد.
نوروز: در پی بازداشت دستهجمعی اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت، اعضای سازمان ادوار تحكیم نیز بازداشت شدند.
به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از شاهدان عینی، صبح روز دوشنبه 18 تیرماه ماموران امنیتی با هجوم به ساختمان دفتر سازمان دانش آموختگان(ادوار تحکیم) چندین تن از اعضای این سازمان را بازداشت كردند.
گفته میشود بازداشتها در پی آن انجام گرفته كه خانوادههای اعضای بازداشتشده شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت با حضور در دفتر سازمان دانشآموختگان جلسهای غیررسمی برای بررسی موضوع را تشكیل داده بودند. شاهدان عینی از حضور پرتعداد ماموران و تیراندازی هوایی و شكستن درها در جریان بازداشت این دسته از فعالان سیاسی خبر دادهاند.
عبدالله مومنی، بهرام فیاضی، مرتضی اصلاحچی، حبیب حاج حیدری، عزت الله قلندری و مجتبی بیات از جمله بازداشتشدگان هستند اما مشخص نیست كه افراد دیگری هم بازداشت شدهاند یا نه.
حمله ماموران و تیراندازی انجام شده، وحشت همسایگان و حضور آنها در محل را درپی داشت كه در پی آن ماموران، مردم را با گفتن این جمله متفرق کردهاند:«عملیات بازداشت معتادان موادمخدر است، متفرق شوید».
نیروهای انتظامی و لباس شخصی صبح دوشنبه (18تیرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند.
به گزارش سايت ادوارنیوز، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت 6 صبح روز 18 تيرماه در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد.
محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم وحدت هستند.
بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه زیر از صبح روز دوشنبه در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن شده بودند. در بیانیه این اتحادیه دانشجویی آمده است:
به نام خدا
برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم
در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.
هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.
نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.
امروز هیجدهم تیرماه ، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
18 تیرماه 1386
نوروز: جبهه مشارکت ایران اسلامی یکشنبه شب 17 تیرماه با صدور اطلاعیه ای در واکنش به لغو پروانه روزنامه «مشارکت»، توقیف روزنامه «هم میهن» و محدودسازی خبرگزاری کار ایران (ایلنا) نسبت به « زمینه سازی دولتمردان برای محدودیت های بیشتر رسانه ای» هشدار داد.
متن اطلاعیه از این قرار است: با لغو امتیاز روزنامه مشارکت، توقیف مجدد روزنامه هم میهن و تهدید های پرطمطراق متولیان امر رسانه در روزهای اخیر به نظر می رسد موج جدید برخورد با مطبوعات به راه افتاده است. برخی از دولتمردان در روزهای گذشته با طرح پاره ای توهمات -که می تواند زمینه ساز محدودیت های بیشتر علیه رسانه ها باشد -آشکارا این پیام را منتقل می کنند که دولت جدید تاب همین سطح ناچیز از انتقادات را نیز ندارد و بدین ترتیب نشانه های این عدم تحمل را آشکار می سازد این در حالی است که مطبوعاتی که تهدید شده اند هم اکنون با بی سابقه ترین نوع فشارهای پیدا و پنهان و در نتیجه اعمال سانسورها و خودسانسوری های ناگزیر و ناخواسته و غیرقانونی و فراقانونی روبه رو هستند.
با لغو امتیاز روزنامه مشارکت، حزب مشارکت به عنوان فراگیرترین تشکل اصلاح طلب که در مجلس پیشین اکثریت کرسی ها را دراختیار داشته و برخی از اعضای آن در دولت نیز حضور داشتند؛ از داشتن یک تریبون رسمی محروم مانده است.
صدور حکم لغو امتیاز برای روزنامه مشارکت با مستندات روشن اتهامی –که شدیدترین مجازات ممکن علیه یک رسانه است- با جرایم فرضی به هیچ وجه تناسبی ندارد و مجددا شائبه غلبه سلیقه های سیاسی خاص در روند صدور احکام قضایی را تشدید می کند که موجب تاسف بوده و اعتبار و استقلال دستگاه قضایی که نیاز اولیه کشور و امنیت حقوق شهروندان است را مخدوش می سازد. شبهه دخالت دست های سیاسی خاص در صدور این نوع احکام وقتی بیشتر تقویت می شود که خاطرنشان سازیم دولت نهم برخلاف وعده های آشکار رییس جمهور و مسوولین فرهنگی اش در ارائه مجوز روزنامه به احزاب رسمی، آشکارا از این وعده و احقاق حق مسلم عدول کرده و با بهانه های واهی سعی در سرپوش گذاردن بر آن دارند.
دلایلی نیز که دادستان محترم در توجیه توقیف مجدد هم میهن اقامه کرده بیش از آنکه وجاهت حقوقی و اقناعی داشته باشد نشانگر تصمیم و اراده یک محفل خاص در تحدید هرچه بیشتر رسانه هاست. چیزی که سابق بر این هم وجود داشته و توقیف مجدد این روزنامه نشان داد با وجودی که همه ارکان قدرت از حیث اصلاح طلبان خالی شده است ولی تحدید کنندگان مطبوعات همچنان و بی وقفه روند گذشته را دنبال می کنند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن هشدار نسبت به روند تضییع حقوق رسانه ها و مخاطبان آنها که طیف وسیعی از مردم را تشکیل می دهد؛ زعما و عقلای قوم را به بازاندیشی در این روند نادرست –که همه تهدید کننده منافع و امنیت ملی و هم مغایر با شعار اتحاد ملی است - دعوت می کند و امید دارد اتهامات واهی اخیر پاره ای دولتمردان علیه رسانه ها به معنای ظهور و بروز قلع و قمع های بیشتر مطبوعات نباشد.
مسوولان دولتی باید بدانند خاموشی مطبوعات منتقد، به هیچ وجه پوشاننده اشکالات و ناتوانی های آنها در اداره کشور نیست بلکه پیش از هر چیز نشان گر عدم ظرفیت آنها برای دراختیار داشتن مسوولیت های بزرگ است که به صورت اعمال ادبیات و رفتار خشونت آمیز به جای کلام و کردار متین و دوراندیشانه بروز می یابد.
جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن اعتراض شدید به لغو امتیاز ارگان خود مجدانه پیگیر احیای آن خواهد بود و در این مسیر روند اطلاع رسانی خود را نیز از طرق ممکن رسانه ای دنبال خواهد کرد. در همین زمینه یک بار دیگر مسوولان را به سعه صدر بیشتر و توقف روند تضییع حقوق منتقدان فرا خوانده و امید آن داریم که این روند نوعی زمینه سازی برای بازتولید روند ناشایسته انتخابات مجلس هفتم نباشد.
فرارسیدن میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن را به همه بازدید کنندگان تبریک عرض می نماییم
این یادداشت نسبتا طولانی حاصل گفتگو با خبرنگاری از بخش زنان ایسنا است،که برخلاف وعده داده شده،به دلایل کاملا نامعلوم امکان انتشار نیافته است :
در سه دهه اخیر ضرورت حضور زنان در عرصههاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي روشن تر شده است. در این مدت در بسياري از کشورهای جهان، زنان پا به پاي مردان وارد اين عرصهها شده اند.پيشرفت های علمی و شناسايي استعداد و توانايي های زنان نیز انان را به عنوان عناصري تأثيرگذار در جوامع بشری مطرح کرده است. این تلاش ها در حوزه سیاسی هم گسترش یافته است. در ايران براي نخستين بار، حق انتخاب كردن و حق انتخاب شدن در سال 1341 به زنان داده شد. درانقلاب اسلامی و پس از ان اهمیت نقش زنان بیش از گذشته برجسته شد.انان در انقلاب اسلامی ودفاع از جمهوری اسلامی حضور موثر خود را به نمایش گذاشتند . زنان در شوراها و نهادهاي سیاسی و مدني هم حضوری فعال پيدا كردند.
ولی اینک ديدگاه هايي از پس قرون سر برآورده که، زن را موجودي خانگي می داند و ميخواهد او را بار ديگر به داخل خانه باز گرداند و نقش اجتماعي و سازنده زنان را انكار می كند. حضور گسترده، مؤثر و همه جانبه زنان در حوزه عمومي از دستاوردهای هاي انقلاب اسلامي است. امام خميني (ره) درباره نقش سازنده زنان داشتند.هر چند در ابتدا زنان با برخي محدوديت هاي ناشي از تفكر قديمي و سنتي نسبت به خود مواجه شدند ،اما نفوذ بلامنازع رهبري انقلاب اجازه پيشروي به انديشههاي وابس گرا و متحجرانه در خصوص زنان را نداد.ايشان مخالفان حضور اجتماعي زنان را پس زدند و اجازه عرضه اندام به آنهاندادند.
باتوجه به افزايش حضور اثرگذار زنان برخلاف محدوديت هاي بسیار، برخی از همین محدوديت هاي اجتماعی-فرهنگی در راه زنان، اين مجال را فراهم كرد تا دختران ايراني بتوانند تحصيلات خود را در رشتههای مختلف در اقصي نقاط كشور ادامه دهند .همین امر جامعه ما را با فرايند ارتقاي آگاهي زنان نسبت به استعدادها و تواناييهاي انان همراه با خواستهها و تقاضاهاي بسیار روبرو كرده است. با توجه به نقش تعيين كننده زنان پس از انقلاب اسلامي در هر دوره از انتخابات،زنان همواره حضور خود را به عنوان رأي دهندگاني نقش آفرين و مسؤوليت پذير به نمايش گذاشتهاند. همین امر زنان را به عناصري فعال در عرصه اجتماع و سياست در ایران نیز تبديل كرده است. در حالي كه در عرصه سياست زنان همواره در ايجاد قدرت برای مران فعال بوده اند و باعث به قدرت رسيدن مردان شده اند، ارتقاي آگاهيها و انتظارات انان در سال هاي اخير منجر به آن شده كه آنها نيز خواستار سهمي از قدرت سیاسی باشند.
به این ترتیب امروز با موج رو به گسترشي از انتظارات زنان مواجهه هستيم ، موضوعات زنان به يكي از مسایل مهم در سطح جهاني تبديل شده است.بحث های مربوط به حقوق بشر، رشد اقتصادي، عدالت اجتماعی، و مباحث مربوط به توسعه نيافتگي و ... مسئله حقوق انساني زنان را به مقوله ای مهم تبديل كرده است؛ چرا كه در تمام جهان، زنان شهروندانی کم و بیش محروم از تمام مزايايي هستند كه مردان در اختیار دارند. به عبارت ديگر جامعه بشري همواره با محروميت هاي تاريخي زنان به اشكال مختلف با شدت و ضعف گوناگون روبرو بوده است. امروزه زنان در بسياري از كشورها ستم مضاعفي را تحمل ميكنند، به گونهاي كه فقر به عنوان يك پديده زنانه شناخته شده و محروميت ها در كشورهاي كمتر توسعه يافته بيشتر نصيب زنان ميشود. همین محروميت ها يك اراده جهاني و به تبع آن جنبش جهاني زنان را ايجاد كرده كه در تمام كشورها تاثيرهای گوناگون داشته است.
بی تردیدرشد سريع تكنولوژي هاي ارتباطي از عوامل آگاهي زنان از دستاوردهاي زنان ساير جوامع و در نتيجه افزايش انتظارات آنها است . تغيير و تحول همه جوامع بشری ارتباط مستقيم با زنان دارد، زنان ايراني هم می دانند كه الگوهاي اصیل اسلامي ظرفیت ایفای نقش فعال در حيات سیاسی-اجتماعي را برای انان ارائه کرده است. از سوي ديگر ليست بلند بالاي بايدها و نبایدها ، تمجیدها و تکریم ها در سخنان مسوولان هر دوره نیز اين انتظارات را افزايش داده است. همزمان با اين تحولات مقاومت جدي نسبت به تغيير در این روابط نیز وجود دارد. اكثر جوامع جهان همچنان مردسالار هستند و عرصههاي قدرت در همه جوامع مردانه است. سهم نهايي زنان از حضور در این عرصهها ناچيز است.
محتوای قانون مدنی يكي از مشكلات مبرم زنان ایرانی است،این قانون پاسخگوي نيازهاي زنان امروز نيست. قانون مدني ايران كه70 سال پيش تنطیم شده با نیازهای امروزی زنان ایرانی بیگانه وبا نوعی از روابط اجتماعي ارتباط دارد كه با دگرگونی های جامعه امروز سازگاری ندارد. براي بهبود وضعيت زنان و اجرايي شدن مفاهيم موکد در قانون اساسي ،به دلیل موانع فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي عزم راسخي شكل نگرفته است.برخلاف دستاوردهاي سال هاي گذشته، امروز با نگرشی مواجه هستيم كه تلاش بی ثمر ولی بر هزینه ای را دنبال کرده، ميخواهد زن را به داخل خانه برگرداند ، نقش اجتماعي و سازنده زن را انكار می كند ، تأثير سازنده زنان را در جامعهاي كه براي تحصيل انان بسیار هزينه شده ناديده می گیرد.
با توجه به اهمیت حفظ تعادل و سلامت خانواده ،اين نهاد بايد با استفاده از روش هاي عقلاني، كارشناسي و تخصصي تحکیم شود.تلاش براي بازگرداندن زنان به خانه تلاشي است براي ناديده گرفتن خواستههاي بر حق زنان که می خواهند در اعتلای شرایط مادی و معنوی خود و دیگران(درابعاد خرد و کلان) فعالیت کنند .تامين و درك صحيح حقوق انساني زنان منجر به پاسخگويي به اين نيازها ميشود.در ديدگاه امام خميني (ره) مساله زمان و مكان در امر اجتهاد براي پاسخ به نيازهای جامعه مورد تاكيد قرار داشت. بنابراين اگر با تغيير در قوانين، در نظر گرفتن خواستههاي برحق زنان ايراني برخوردي منطقي وجود داشته باشد، ميتوان انتظار داشت كه شرايط براي زنان ايراني هم بهبود یابد.
وجود تبعيض در قوانين مربوط به زنان و مردان منجر به طرح نظرات گوناگون از سوی طيف هاي مختلف شده، چنانکه برخي از فعالان زنان مواد قانون اساسی را تبعيضي آشكار براي ناديده گرفتن حقوق زنان دانسته اند. برخي ديگر با رد وجود هرگونه تبعيض آن را امري كاملا طبيعي و برخواسته از تفاوت هاي ميان زنان و مردان برشمردهاند. اما در اين ميان برخي زنان در اعتراض به اين تبعيضها، جمعآوري يك ميليون امضا براي اثبات ضرورت تغيير در اين قوانين را هدف قرار داده ند. جمعآوري يك ميليون امضا از سوي برخي از فعالان جنبش زنان به منظور تغيير قوانين و مقررات تبعیض آمیز مربوط به زنان و در مقابل وجود ديدگاهی كه این مسایل را بر اساس تئوری توطئه تحليل ميكند، باید توجه کرداين زنان رفع تبعیض های قانوني علیه زنان را دنبال می کنند. اعتراض به اینكه ديه يك زن پزشك متخصص نصف ديه يك كارگر ساده مرد است، ربطي به مداخلات و توطئه عوامل خارجي ندارد. اين تقاضاها در متن جامعه داخلي مورد توجه قرار دارد . باید به مطالبات زنان براساس این مسایل توجه كرد.
بر اساس موازین اسلامی و فقه شيعه مورد نظر رهبری انقلاب اسلامی که زنان ان را دنبال کردند، حقوق نساني زن و مرد برابر است ،هرچند نقش های انها تفاوت داردو این تفاوت نپقش در طول تاریخ دگرگون می شود ،باسخ این تحول را اجتهاد میدهد.ولی نارسايي های قانونی بر دوش زناني گذاشته می شود ،كه خواهان دگرگوني اين قوانين هستند؛ در حالي كه بايد به جاي برخورد با آنها به مطالبات توجه شود. اگر نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و ساير نهادها وظايف خود در اجراي موازين قانون اساسي و برنامه چهارم توسعه را به درستي انجام دهند، بسياري از اين مشكلات كمرنگ ميشود. اگر به اين مطالبات زنان پاسخ مناسبي داده نشود،انان راه های دیگری جست وجو خواهند كرد.مردم براي حل مشكلات خود به انتظار حکومت نمينشينند، زماني كه كمپين در چند كشور مشابه به نتايج مثبتي ميرسد، طبيعي است كه زنان ايراني نیز از اين شيوه براي بيان خواستههاي خود استفاده كنند؛ لذا به جاي برخوردهای نامناسب با اين مطالبات، توجه به سرشت اين تقاضاها كارسازتر خواهد بود.
انقلاب اسلامی ایران غلیان مجموعه ای از خواستهها و مطالبات سركوب شده بود و با توجه به رابطه ميان رهبري و توده مردم ،به گونه ای خواستههاي مردم از سوي رهبر ابراز می شد،دليل نفوذ و ماندگاري شعارهای انقلاب هم آن است كه مطالبات انقلابی در توده مردم شكل گرفت. لذا ديدگاه هاي امام بيان خواستههاي زنان ايراني هم بود، كه ميخواستند هويت انسانيشان مورد توجه قرار گيرد و تنها به عنوان شي مطرح نشوند. با توجه به ديدگاه شاه نسبت به زنان در دوره قبل از انقلاب مبني بر اين كه «زن بايد فریبا باشد» ،زن ايراني نميخواست به عنوان يك شي در جامعه مطرح باشد. الگوهاي صدر اسلام اين اميد را به زن ايراني ميداد كه ميتواند هم حيات اجتماعي مناسبی داشته باشد و هم تعالي خانواده حفظ شود. اين انتظار به سادگی قابل حصول نیست. جامعهاي كه قرن ها ها تحت سیطره فرهنگ مردسالار بوده، به سادگي تغییر رفتار نميدهد.
اين خواسته هارا در دوران انقلاب، امام از زبان زنان ايراني عنوان کرد و زنان را پيشگامان نهضت نامید. اما اين به معناي قابليت اجرايي شدن این آرمان ها نبوده، زیرا براي اجرايي شدن آنها تلاش بسیار موردنیاز است كه تا امروز ادامه داشته ، از این پس نیز ادامه خواهد داشت. زن ايراني در اين مسير از مشكلات نترسيده، عقب نرفته ، بلکه متناسب با واقعيعت ها بر سعی خود افزوده است.زنان ايراني براي بهبود وضعيت خود تلاش های بسیاری از مسيرهاي مختلف پيگيري كرده اند. بايد به متن اين مطالبات بيشتر توجه کرد و با سناریوهاي سياسي با مطالبات زنان برخورد نكرد. مقابله کارساز نيست، بلكه بايد اين مطالبات را در مجاري قانوني پيگيري کرد. اين مشكلات در جامعه ما ریشه داربوده است.
زنان فعال در جنبش زنان هم به دنبال يافتن مسير مناسبي براي دفاع از حقوق زنانی هستند كه شايد بسياري از آنها توان بيان خواستههاي خود را نداشته باشند .انها که گزينهاي جز ادامه زندگي ندارند و مجبورند با هر وضعيتي بسازند. برخي گزارش هاي تكان دهنده از وضعیت زندگی برخی زنان ایرانی، اعتراض همه انسان های عدالت خواه را بر ميانگيزد تا حمايت هاي قانوني لازم از اين گروه از زنان ايجاد شود.زني كه شاهد سوءاستفاده همسرش از فرزندانش است و نهاد قانونی نيز از اودفاع نميكند تا در نهایت خودش مرد را نابود ميكند، چرا بايد محكوم به اعدام شود؟ این موردها از جمله مسایلی است كه باید با رويكردی حقوقي و اجتماعي مورد آسيب شناسی قرار گيرد و به آنها پاسخ داده شود.اگر با مطالبات زنان برخورد انساني صورت بگيرد، بسياري از تنش ها کاهش می یابد.
البته موانع بسياري در برابر زن ايراني قرار دارد كه در طول تاريخ شكل گرفته است.اين موانع قطعا به سادگي تغيير نميكند، اما مهم اين است كه زنان ايراني نشان داده اند در سختترين شرايط اعتماد به خود را حفظ كرده اند، حتي اگر حكومت ها اعتناي لازم به آنها و مطالبتشان نشان نداده اند، با تلاش بیشتر به اهداف خود دسترسي پيدا كرده اند. اين فراز و نشيب ها البته در تاريخ جنبش زنان در كشورهای دیگر هم وجود داشته است.
در حال حاضر نهادهاي اجتماعی مدافع حقوق زنان كميت و كيفيت لازم را ندارند ، نهادهاي رسمی موجود نيز كاركرد مناسبی ندارند، لذااين همت بايد ميان خود زنان شكل بگيرد و خواستههاي خود را به درستي بيان كنند. در كشور در حال توسعهاي چون ايران،نمی توان مساله زنان راخارج از چارچوب توسعه دموكراسي مطرح کرد.با افزايش آگاهيها زنان راه هاي بهتري براي دفاع از حقوق خود خواهند يافت . اين بحث صرفا جنبه حقوقي نخواهد داشت، بلكه شامل تغيير نگرشها، الگوها و مسايلي است كه نيازمند كار مستمر زنان است. با افزايش خودباوري زنان ايرانی وضعيت موجود هم بهبود خواهد یافت.
***
زنان ايراني هم طي سه دهه اخير تجربياتي در زمینه حضور در مجامع بينالمللي داشته اند.نهادهاي بينالمللي نشستها و همايشهاي متعددي را براي پرداختن به مسائل زنان و بررسي وضعيت اجتماعي و سياسي زنان برگزار کرده اند که كشور ايران حضوري کمرنگ در اين نشستها داشته است. در دوران اصلاحات زنان ايراني در اين نشستها فعالانه حضور می یافتند وبعد از ان به اين ضرورت توجه شايسته نشده است. توجه جهاني به زنان به دلیل محروميت ها و مشكلات آنها وتلاش نهادهاي مدني در نقاط مختلف جهان ،در كنفرانس هاي متعددي که سازمان های بین المللی تشكيل داده اند ، براي تبادل تجربيات زنان با يكديگر و استفاده از دستاوردها و تجربيات هم براي رفع چالش ها و مشكلات بازتاب یافته است. با توجه به عدم حضورفعال زنان ايرانی در اين نشست ها ، تصوير مناسبي از واقعيت هاي داخلي به جهانيان عرضه نشده است. با غيبت در اين كنفرانس ها يا عدم حضور فعال ايران، تبليغات منفي در مورد ايران هم شدت گرفته است. مشكلات زيادي که زنان ايران دارند، از مشکلات زنان ساير كشورها چندان متمايز نیست. زنان در خاورميانه و حتي كشورهاي در حال توسعه با اين مشكلات مواجه هستند و اين مشكلات تنها منحصر به ايران نيست.
اين تصور نيز وجود دارد كه اگر همكاري بهتري با كشورهاي ديگر اعم از اسلامي و غيراسلامي داشته باشيم، امكان دسترسي به موفقيت هاي آنها را براي خود فراهم خواهيم كرد. متاسفانه در حال حاضر حضور فعالي در اين نشست ها وجود ندارد. باتوجه به رويكرد مثبت دولت اصلاحات تعامل بهتري در گذشته وجود داشت. اما در سال هاي اخير با فضاي ركودي مواجه هستيم كه به دليل سياست هايي است كه در قبال زنان اجرا ميشود،که متاسفانه قابل دفاع نيست.البته سياست هاي خصمانه عليه ايران در اين زمينه نیز غير قابل انكار است و سعي ميشود نقاط منفي بزرگ شود. تبليغات منفي ديگران هم نبايد ما را به موضع انفعالي بيندازد ، فكر كنيم كه اوضاع خوب است. چون دشمنان وضعيت بدي از ما ارائه ميكنند، ما هیچ مشکلی نداریم. واقعیت این است که جامعه ای وجود ندارد که زنان در آن مشکلی نداشته باشند.
ظرفيت هاي قانونی لازم براي حمايت از زنان وجود دارد. اين حمايتها وظيفه دولت، مجلس و حكومت است تا ظلم به زنان کاهش یابد.ما از نظر تاريخي، فرهنگي، اقتصادي در زمينه زنان داراي مشكلاتي هستيم كه سريع حل نميشود، اما حكومت ميتواند تا زمانتحقق آن تغييرات، سپر حمایتی برای زنان ايجاد كند . متاسفانه شاهد هيچ حمايتي در اين زمينه نبوده ایم، گویی عزمي نيز در اين زمينه وجود ندارد.برخلاف مواد مختلف برای حمايت از زنان در قانون برنامه چهارم توسعه، اين مواد همچون ديگربخش های اين قانون به فراموشي سپرده شده است؛ چرا كه اين قوانين دولت را موظف ميكند اقداماتی را انجام دهد كه به كاهش محروميت هاي زنان منجر می شود.اما متاسفانه شاهد اين گرايش نيستيم.گویادولت ميخواهد زنان را به ایفای نقش خانگي و داخل خانهها برگرداند؛ در حالي كه يكي از بزرگ ترين دستاوردهای انقلاب اسلامي ايجاد فرصت هاي اجتماعي و سياسي براي زنان بوده است. دولت طبق قانون اساسی باید نقش حمايتي فعال در دفاع از زنان ايفا كند.امابه نام اجرای قانونبرنامه مهد کودک ها تعطیل می شود،تا زنان ناچار از رها کردن شغل خود شوند.به این ترتیب سیطره مردان بر نهاد خانواده با ایفای تقش نان اوری تضمین می گردد. دولت بر آمده از مردم، افراد و تفكر موجود در جامعه است و زنان بایدفعال باشند. براي دفاع از حقوق خود، برگزيدگانشان را به گونهاي انتخاب كنند كه در اين خصوص از فعاليت لازم براي پيگيري مسایل آنها کوتاهی نکنند.
طرح درست مسأله، نيمي از حل اناست. بيان صحيح مشكلات جامعه زنان و ارجاع آن به دستگاه ها، نهادها و مراجع مربوطه گامي اساسي در جهت حل مسائل زنان است. با توجه به ريشههاي تاريخي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي مقاومت ها در برابر تغييرات به سود زنان بايد دید چه افرادي از اين مزيت ها بهرهمند ميشوند. امام خميني (ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی بر نقش زمان و مكان تاكيد داشتند. نقش زمان و مكان در صدور احكام مربوط به زنان بسیار اهمیت دارد.
مراجع ماچه اندازه از مشكلات زنان ایرانی آگاهي دارند؟ نهادهاي زنان چه اندازه با علماي دين در رابطه با طرح اين مشكلات ارتباط برقرار ميكنند؟ چقدر ظلم ها و تبعیض ها به نام دين به انان منتقل ميشود؟اين سوالات ضعف هايي است كه به ساختارهاي توسعه نيافته جامعه ما ارتباط دارد. زماني كه اين واقعيت ها به درستي منتقل نميشود، اين رفتارها به نام دين صورت ميگيرد . به عنوان مثال برخي مردان به خاطر بوالهوسي زن دوم ميگيرند ،در حالي كه زن اول هيچ مشكلي نداشته است؛اين نوع احكام فقط تجويزهاي خاص براي موارد خاص است .بسياري از علما ازدواج موقت را گامي براي رسیدن به ازدواج دائمي دانستهاند، نه اين كه مردان بوالهوس بتوانند با استفاده از اين مجوز زنان متعدد داشته باشند.
طبيعي است كه این مزايا به اسانی از دست داده نميشود. ما نيازمند تلاش مداوم و استفاده از روش هاي عقلاني و قانوني براي رسيدن به اين حقوق هستيم ،همان گونه كه زنان ايراني عمل ميكنند...
بی تردیدعدم آگاهي و منفعت طلبی موجب بروز برخی از این رفتارها است .فجايعي كه امروزه در جامعه و به خصوص به بخشي از زنان اعمال مي شود چقدر منتشر ميشود؟ راه برخورد با چنین فجایعی نيازمند تخصص است.اما تا چه اندازه نگاه كارشناسي به مسايل زنان وجود دارد.بایدافراد متخصص و اهل تحقیق به كار در حوزه زنان گمارده شوند.شواهد نشان ميدهد مسايل زنان چندان جدي نگرفته شده، هنوز اعتقادي در اين زمينه شکل نگرفته است.
وجود نهادهاي امور زنان ضروری است و نميتوان آنها را منحل كرد؛در اين صورت پاسخ جامعه چگونه داده خواهد شد؟ادعاهايي وجود دارد كه دولت نميخواهد خود رادر مسیر بازگشت نشان بدهد،حتی می کوشد نشان دهد دو گام نيز جلوتر است. در اين زمينه گاه پيشنهاداتي نيز مطرح شده كه در گذشته قابل گرح نبود.دولت نميخواهد نشان بدهد كه از دستاورد های اصلاحات عقب مانده و لذاتلاش دارد موضع حمایتی را حفظ كند. برخلاف اين ظاهرسازيها، در نهايت نگرش اصلی هر جریانی آشکار می شود.اين نگرش زن را موجودي متعلق خانه ميداند .با اين تفكرهم ميخواهد برنامههاي خود را اجرا كند. نتيجهاش هم اين است كه ميگويند زن جز در چارچوب خانواده قابل اعتنا نيست .يا اينكه زنان بايد در رشتههايي تحصيل كنند كه به درد خانهداري بخورد. اين افراد همان هایی هستند كه امام با ارایشان در مورد منع حضور زنان در مجلس به سختی برخورد کرد. اين تفكر هنوز هم وجود دارد.ساوگی است که تصور كنیم با وقوع انقلاب اسلامی افکار وابس گرایانه از بين رفته است.
بايد دید كه اين رفتارها چه نسبتي با سخنان امام دارد؟ مشخص است كه مساله زنان از ساير مسايل جدا نيست. در انقلاب شعارمی داديم «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي ». امام فرموند: «ميزان رأي ملت است»، اما امروز ببینید مجلس چقدر اثرگذار است؟ دولت با آن چگونه برخورد ميكند؟ از اين رو بايد مساله زنان را ذيل كل مسايل سياسي، اجتماعي جامعه قرار داد.
الحاق ايران به كنوانسيون رفع هرگونه تبعیض عليه زنان (سيدا) از جمله مسائلی بوده كهدر مورد آن بحثهاي جدیشکل گرفت. قبلا الحاق ايران به آن با قرار دادن شرط هایی مطرح بود و امروزه مخالفت جدي براي الحاق به آن وجود دارد به گونهاي كه دكتر طبيبزاده نوری، رييس مركز امور زنان و خانواده الحاق به ان را در جهت غربيسازي فرهنگ جوامع اسلامي خوانده است. اماالحاق ايران به اين كنوانسيون ضرورتا شرايط زنان كشور ما را به سرعت تغيير نخواهد داد.امروزه مجموعهاي از قراردادها در ميان كشورها وجود دارد كه ان ها را به عنوان بازيگران هنجارمند جامعه جهاني به رعايت مجموعهاي از ضوابط ملزم ميكند.
ما پيش از اين به كنوانسيون حقوق مدني، اجتماعي، سياسي و اقتصادي، منشور سازمان ملل و كنوانسيون حقوق كودك پيوستيم. در مورد كنوانسيون رفع هر گونه تبعیض عليه زنان نيز در دولت گذشته با دو شرط :رد مواد مخالف با شرع و عدم ارجاع دعاوي خود به دادگاه هاي بينالمللي قصد پيوستن داشتيم. احترام به انسان و كرامت انساني در ديدگاه اسلامی مارا موظف می کند به ديگران بياموزيم حرمت انسان را پاس بدارند. گویابرخي افراد تصور می کننداسلام طرفدار بيعدالتي، تبعيض و تفاوت هاي نارواست.اساس اين كنوانسيون رفع تبعيض است. قانون اساسي هم دولت را موظف كرده كه تبعيض عليه همه شهروندان را رفع كند. ما در اين زمينه داراي مبناي داخلي هستيم، اما از آنجا كه برخي در كشور نگاه بدبينانهاي به روابط بينالمللي دارند، فكر ميكنند پيوستن به كنوانسيون يعني پذيرش هنجارها و ارزش هاي كشورهاي ديگر، لذا با آن به شدت مخالفت كرده اند.
الحاق به كنوانسيون ميتوانست به ما در بهبود روابط بينالملل كمك كند، تا با حضور در جلسات مربوط به كنوانسيون، واقعيت هاي جامعه ايراني و پيشرفت زنان آن را بيان كنيم. الحاق به اين كنوانسيون فرصتي بود تا تبليغات منفي عليه خود را كاهش دهيم. در حالي كه اگر ما نباشيم مخالفان حاضر بوده و گزارش خواهند داد. اگر ما نيز در اين جلسات باشيم، نقاط مثبت را هم ارائه ميكنيم. بنابراين كنوانسيون ميتوانست كاركردمثبت بينالمللي داشته باشد. صرف الحاق به كنوانسيون تغيير رفتار نميآورد. همانطور که ما به كنوانسيون حقوق كودك پيوستيم اما چه بلاهايي که بر سر كودكان معصوم در برخي از خانهها نميآيد،بدون انکه قانون مناسب برای مجازات ان تنظیم واجرا شود. لذا پيوستن به اين كنوانسيون به معناي آن نيست كه يك باره معجزهاي رخ خواهد داد. با الحاق به اين كنوانسيون ميتوانستيم از تجربيات ساير كشورها استفاده كنيم.عدم الحاق ما به كنوانسيون باعث ميشود تا تصویریک نطام ضد زن و طرفدار تبعيض عليه زنان ،انگونه که مخالفان می خواهند از ما ارائه شود. اين رويكردي نبوده كه كشوري كه بخواهد با جامعه جهاني ارتباط سازندهاي داشته باشد، دستاورد مثبتي به همراه داشته باشد.
الهه کولایی - سایت نوروز
استفاده از واژه پوپوليسم (مردمانگيزي) براي توصيف دولت كنوني (قوه مجريه و اكثريت قوه مقننه) موجب جلب توجه به اين مفهوم و تلاش براي تعريف دقيق آن و بحث از چگونگي برآمدن و قدرت گرفتن آن شده است.
واقعيت آن است كه ارائه تعريفي از پوپوليسم كه همه مصاديق آن را پوشش دهد كار دشواري است.
اينكار بهويژه هنگامي كه درصدد فهم بهتر مصاديق ايراني آن باشيد باز هم دشوارتر ميشود! اما به اجمال شايد بتوان با برشمردن چند ويژگي حدود مفهومي اين واژه را روشنتر ساخت.يكم. پوپوليسم ميتواند ابزاري باشد كه در خدمت جريانهايي با ايدئولوژيهاي متضاد قرار گيرد.
هم چپگرايان، هم راستگرايان، هم دموكراتها و هم اقتدارگرايان ممكن است در مقاطعي از ابزار پوپوليسم براي پيشبرد مقاصد خويش بهره گيرند. ايدئولوژيهاي مختلف هر كدام پيرامون يك «ارزش بنيادي» سامان مييابد، ارزشهايي چون برابري اجتماعي، آزادي فردي و همبستگي اجتماعي. اما پوپوليسم بيشتر يك شيوه برخورد و روش حركت است تا ايدئولوژي بامحتواي مشخص.
دوم. پوپوليسم فعلا نهادهاي سازنده حكومتهاي مبتني بر «نمايندگي» را مورد حمله قرار داده و بيارزش تلقي ميكند، نهادهايي چون احزاب و رقابتهاي حزبي، مجالس قانونگذاري و رويهها و شيوههاي زمانبر آنها، ديوانسالاريها و فرآيندهاي تصميمگيري در آنها و نقش فنسالاران در تصميمگيريهاي عمومي از جمله نهادهايي هستند كه از نظر پوپوليستها مانع ايفاي نقش «مردم» ميشوند و از اينرو محكومند.
سوم. پوپوليسم با چندگونگي و تنوع سر ناسازگاري دارد. از نوعي يكپارچگي و يكدستي و يگانگي عمومي دفاع ميكند و به انكار تمايزها و تفاوتها تمايل دارد. پوپوليسم با تنوع نهفته در جامعه مدني مخالف است.
چهارم. پوپوليسم معمولا نخبهستيز است. هر فرد يا گروهي كه به دليلي از توده مردم متمايز شده و از نظر اجتماعي سرآمد و نخبه تلقي شود مورد بيمهري پوپوليستها قرار ميگيرد.
روشنفكران، كارآفرينهاي موفق اقتصادي، سياستورزان حزبي و حرفهاي، فنسالاران (تكنوكراتهاي) شناخته شده از جمله نخبگاني هستند كه تيغ تيز پوپوليستها به سوي آنهاست.
پنجم. پوپوليسم گرايش دارد كه فرآيند تصميم گيري در امور عمومي را ساده كند و آن را متناسب با درك عرفي عوام كند. فرآيندهاي پيچيده فنسالارانه و توسل مداوم به نظريهها براي راهبري تصميمگيري در امور عمومي با خشم پوپوليستها مواجه ميشود.
درك و داوري عامه مردم براي آنها معيار و ملاك بسيار خوبي است كه مبناي تصميمگيريها و خطمشيهاي عمومي قرار گيرد. از نظر پوپوليستها آنها كه مشكلات را احساس ميكنند بهترين تحليل و راهحل را نيز براي آن ارائه ميكنند.
ششم. پوپوليسم استفاه از «نظريه توطئه» را براي ريشهيابي مشكلات تشويق ميكند. هميشه گروهي يا ائتلافي از گروههاي مختلف وجود دارند كه مشكلات را بهوجود آورده و در حال طرحريزي براي ايجاد مشكلات تازه هستند.
اگر مشخصات كلي فوق را براي تعيين حدود مفهومي واژه پوپوليسم (مردمانگيزي) كافي بدانيم، ميتوانيم به بحث از پوپوليسم پس از انقلاب بپردازيم. به نظر ميرسد كه پس از انقلاب ميتوان از وجود دو جريان يا گرايش پوپوليستي سخن گفت؛ يكي «مردمانگيزي چپ سنتي» و ديگري «مردمانگيزي راستافراطي». مردمانگيزي چپ سنتي اگرچه در دهه 60 پرقدرت و بانفوذ بود، اما هيچگاه نتوانست قدرت را بهطور كامل در اختيار بگيرد و ناگزير هميشه در كنار «راست سنتي و محافظهكار» و «فنسالاران و عملگرايان» به اداره امور ميپرداخت.
به علاوه مجموعههايي از روشنفكران فعال نيز وجود داشتند كه اينجا و آنجا در مقابل روشها و شيوههايش ميايستادند و مقبوليت را از آنها ميگرفتند. چپسنتي مردمانگيز هيچگاه نخواست يا نتوانست به طور كامل به حذف روشنفكران يا فنسالاران اقدام كند و از اينرو هيچگاه مردمانگيزي خالص را به نمياش نگذاشت.
ضعف نهادهاي مدني (احزاب سياسي، انجمنهاي صنفي و...) و شرايط جنگ سالهاي دهه 60 موجب تناسب نسبي مردمانگيزي چپسنتي با جامعه در كل ميشد و كم و بيش اينگونه از مردمانگيزي جدي تلقي ميشد و ناظران آنرا خندهآور يا رياكارانه ارزيابي نميكردند.
اما مردمانگيزي راست راديكال كه با انتخابات دوم شوراهاي شهر به تدريج قدرت سياسي را به طور كامل در اختيار گرفت در بستر متفاوتي شكل گرفته و رشد كرده است.
قبل از توضيح ويژگيهاي اين بستر بد نيست به اين نكته اشاره كنم كه گرايش راست راديكال در جوامع ديگر در درون خود دو جهتگيري متفاوت را تجربه كرده است؛ گاه جريان راست افراطي گرايش اشرافسالارانه داشته و به دنبال محوريت اقشار و گروههايي با خصايص ذاتي مطلوب بوده است، مانند راستافراطي ايتاليا به رهبري موسوليني. اما گاه جريان راست افراطي با رويكردي مردمانگيزانه به سياست پرداخته و نوع پوپوليستي را به نمايش گذاشته است، مانند راستافراطي آلمان به رهبري هيتلر. بنابراين نبايد راست افراطي را در همه جهان پوپوليست تحليل كرد. راست افراطي فرانسه (بهرهبري لوپوئن) نيز رويكرد پوپوليستي به مسائل دارد.
مردمانگيزي راست راديكال كه در ايران با حذف ساير گرايشها و به تبعيت واداشتن راست محافظهكار و سنتي بر قدرت مسلط شده است در شرايط خاصي به قدرت رسيده كه وضعيت متفاوتي را از شرايط دهه 60 نشان ميدهد.
جامعه كنوني ما به شدت به چندگونگي و تنوع رسيده است و از يكدستي و سادگي سالهاي دهه 60 در آن خبري نيست. جامعه كنوني ما نزديك به دو دهه از شرايط جنگي فاصله گرفته است و نسل جديدي در آن برآمده كه تصور و احساسي از شرايط جنگي ندارد.
فناوري جديد امكان انحصار رسانهاي را از ميان برده است و تجربه نزديك آزادي نسبي مطبوعات (در يك دوره از دوران اصلاحات) تصور عمومي را نسبت به ارزيابي ادعاهاي رسانههاي رسمي دگرگون ساخته است. به علاوه جامعه با امكان ايفاي نقش انتقادي و مهاركننده بخشهايي از قدرت در مقابل بخشهاي ديگر آشنا شده است.
تجربه مجلس ششم كم و بيش نشان از امكان كنترل و توازنبخشي در ميان نهادهاي مختلف قدرت دارد. مجموعه اين شرايط باعث ميشود كه تكرار مردمانگيزي در اين دوران بيشتر صورتي كميك به خود گيرد و از جانب ناظران، جدي تلقي نشود.
اما اين وضعيت كميك (تكرار تراژدي به صورت كمدي) مانع از طرح اين پرسش كه چرا دوباره پوپوليسم به قدرت بازگشته است، نميشود. به نظر ميرسد پاسخ به اين پرسش با توجه به چند واقعيت ممكن باشد.
گسترش بياعتمادي نسبت به سياست و زوال حرفهاي كشور را بايستي جدي تلقي كرد. چالش دروني ميان سياستورزان، حملات مداوم روشنفكران به سياستورزان حاضر در صحنه، تبليغ مداوم رسانههاي فراگير حكومتي در مورد يكي بودن همه درگيريهاي حاضر در صحنه، ذهنيت بدبين بهطور تاريخي شكلگرفته عامه مردم ما و خطاهاي اساسي سياستورزان مطرح و شناختهشده كشور، همگي زمينه را براي آنكه مردم اعتماد خود را به سياستورزان شناختهشده از دست بدهند فراهم ساخت.
بهويژه در مورد دولت اصلاحات مردم به تدريج به اين نتيجه رسيدند كه تنها مشكل دولت اين نيست كه «نميگذارند»، بلكه اين دولت «نميتواند» و شايد هم «نميخواهد». گرايش به سوي چهرههاي ناشناخته توام با نوعي قهر از چهرههاي شناختهشده بود.
نقش حمايتي يك حزب شبه نظامي سراسري را از اين جريان پوپوليستي در قدرت گرفتن آن نبايد از ياد برد. حمايت نيرويي با امكانات سراسري، سلسله مراتب و قدرت بالا براي تهديد و تطميع. به علاوه ميتوان نشانههاي يك تصميمگيري اساسي در ساختار قدرت را نيز در ميان ملاحظه كرد.
تصميمي كه امكان بهرهگيري از همه نهادهاي قانوني بيرون از نظارت دموكراتيك را براي پوپوليستها فراهم ميآورد.تركيب نامتجانس و متشتت اصلاحطلبان را كه قدرت عمل و كارايي را از آن ميگرفت نيز بايد بر اين مجموعه افزود.
اصلاحطلباني كه برخي براي «كسب قدرت»، برخي براي «حفظ قدرت» و برخي براي «اصلاح قدرت» آمده بودند، نميتوانستند از يك استراتژي و مشي واحد تبعيت كنند. همين تركيب نامتجانس امكان «اعمال قدرت» و «اظهار قدرت» را از آنها ميگرفت و اينگونه بود كه شد آنچه شد!
نوروز: سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور پيشين كشورمان كه در سفر استاني به شيراز سفر كرده است صبح امروز در گفتوگويي تلفني با تعدادي از اعضاي تحريريه روزنامه هم ميهن ضمن ابراز ناخرسندي از توقيف مجدد ايران روزنامه به آنها خود داده است تا مراتب اين توقيف را از طريق رهبري و رئيس قوه قضائيه پيگيري كند.
به گزارش نوروز خاتمي در اين گفت و گوي تلفني ضمن ابراز همدردي با كاركنان بي كار شده اين روزنامه آرزو كرده است كه مسئله پيش آمده براي اين روزنامه به زودي حل و فصل شود
به گزارش هفته نامه «عصر ظهور» چاپ کرمان، وي كه در مراسم راه اندازي بنياد مهدويت در اين شهر سخنراني ميكرد، گفت: من يك خبري را از يك آقايي كه در اين مملكت خيلي ادعا ميكند از اخبار برايتان نقل كنم. ببينيد چقدر زشت است، او ميگويد «اگر بسيج و سپاه به صورت تشكيلاتي در جريان انتخابات دخالت نكنند، اصلاح طلبان پيروز همه انتخابات خواهند شد»، ببخشيد بفرماييد سپاهيان را بگذارند كنار تا اصلاح طلبهايي كه وابسته به آمريكا هستند، پيروز بشوند؟!
آقا تهراني افزود: «چي شده كه ما اينطوري شديم؟ شكمهامون از حرام خوري پرشده ... وقتي آدم اين جوري ميشه بعد ميگه بهترين راهش اين است كه اينها بروند كنار تا ما هم بخوريم. خدا را شكر كه مردم شناختهاند شما را و به شما راي ندادند و ديگر هم راي نميدهند. هيچ وقت به اينها راي ندهيد، به اينها اصلاً راي ندهيد».
این شاگرد مصباح یزدی در ادامه و در بي سابقهترين مواعظ اخلاقي خود گفت: «شهيد بهشتي ميگفت ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. چند روز پيش يك آقايي از همينها مصاحبه كرده و گفته ما فقط قدرت ميخواهيم و ديگر هيچ نميخواهيم. اينها اسمشان هم مسلمان است. اين نكبتها را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچهها را تميز ميكنند و مياندازند اون ور، بياندازيد اون ور. خودتان هم آنور نرويد».
سعيد شريعتي عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با توجه به انتشار حكم لغو امتياز روزنامه مشاركت با اعلام اين مطلب افزود: قانون اساسي جمهوري اسلامي بر حق آزادي مطبوعات و حقوق احزاب سياسي تأكيدات صريح دارد و جاي تعجب آن جاست كه تنها چند روز پس از اعلام موضع رياست محترم قضائيه در بازديد از صدا و سيما در مورد اينكه رسانهها از اركان نظاماند و تأكيد ايشان كه قوه قضائيه پاسدار حقوق بشر است چگونه اصليترين فرازهاي منشور حقوق بشر و نيز تأكيدات قانون اساسي ناديده گرفته ميشود و زير مجموعهاي از دستگاه قضايي در حكم به صراحت سياسي و ناعادلانه پس از اجحافي 7 ساله در حقوق جبهه مشاركت ايران اسلامي،ناشي از توقيف غيرقانوني روزنامه اين حزب، روزنامه مشاركت را لغو امتياز ميكند.
وي افزود: شاخص رعايت حقوق بشر در همهجاي دنيا اين است كه دولتها تا چه حد صداي منتقدان و مخالفان خود را بر ميتابند، اين هنر نيست كه دهان مخالف و منتقد را ببندند و اجازه انتشار صداهاي متفاوت را ندهند و با ابزار و رسانههاي دولتي مدعي شوند كه كارآمدي و توانمندي دولت و رعايت قانون و عدل و انصاف در منتهاي درجه خود قرار دارد.
شريعتي با اشاره به فرارسيدن موعد انتخابات مجلس هشتم اظهار داشت: در سالي كه همه جريانهاي سياسي كشور خود را براي برگزاري هر چه بهتر انتخابات آماده ميكنند ايجاد مضيقه براي اصليترين جريان رقيب به معناي مداخله از پيش در نتايج انتخابات نيز ميتواند تلقي شود و عادلانه بودن فضاي رقابت انتخاباتي را با چالشهاي جدي مواجه نمايد.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت تأكيد كرد: ما در جبهه مشاركت با اعتراض به صدور حكم لغو امتياز روزنامه مشاركت آن را نه حكمي از سر عدالت و انصاف بلكه حكمي ناشي از گرايشات سياسي حاكم بر بخشهايي از قوه قضائيه ميدانيم و تأخير سه ماهه در صدور اين حكم را نيز نشانهاي از وجود محاسبات و ملاحظات سياسي براي دادگاه قلمداد كرده و هشدار ميدهيم كه اين نوع احكام تمام تلاشهاي مسئولان عالي دستگاه قضائي را در اعاده اعتبار و جايگاه قوه قضائيه زير سؤال ميبرد و پاي مقام رفيع دستگاه قضا را به مجادلات و منازعات سياسي ميكشاند كه حداقل تجربه سالهاي گذشته نشان داده است كه اين امر خطرناك تا چه حد موجب خسران دستگاه قضايي كشور خواهد شد.
وي افزود: روزنامه مشاركت كه در زمان انتشار با كمتر از 100 شماره به يكي از ماندگارترين روزنامههاي تاريخ مطبوعات كشور و پرتيراژترين روزنامههاي تاريخ ايران تبديل شده بود زبان حقخواهي مردم بود و اينكه مديرمسئول محترم اين روزنامه در زمان انتشار آن بالاترين رأيي را كه يك منتخب تا كنون از مردم تهران براي مجلس شوراي اسلامي گرفته است بيارتباط به مواضع حقجويانه و مردمسالارانه روزنامه نبوده است.
وي با انتقاد شديد از حكم صادره گفت: فارغ از اشكالات عديده حقوقي كه در روند رسيدگي به پرونده و برگزاري دادگاه وجود داشت، استنادات حقوقي قاضي براي صدور حكم لغو امتياز غيرقانوني و ناكافي بوده است و نوع شكايات در اين پرونده كه 7 سال پيش با طراحيهاي خاصي تنظيم و ارائه شده بود هيچ يك طبق قانون نميتواند مستند لغو امتياز باشد، طبيعي است كه اين حق براي مدير مسئول محترم نشريه و وكيل محترم ايشان در در ارائه اعتراضات حقوقي به دستگاه قضائي در موعد مقرر محفوظ خواهد بود.
وي عنوان داشت : يكي از نشانههاي عدم بي طرفي دستگاه قضائي در اين پرونده رسيدگي نكردن به شكايت مدير مسئول روزنامه مشاركت عليه قاضي صادر كننده دستور توقيف موقت 7 ساله روزنامه بوده است كه عليرغم صدور كيفرخواست هيچگاه در دادسراي انتظامي قضات مورد رسيدگي قرار نگرفت.
عضو كميته اطلاعرساني جبهه مشاركت افزود: جبهه مشاركت همان گونه كه در 7 سال گذشته عليرغم سلب روشنترين حقوق خود توسط دستگاه قضايي توانسته به بهترين سطح ارتباط با مردم و افكار عمومي دست پيدا كند و تبديل به بزرگترين حزب سياسي اصلاحطلب كشور شود در آينده نيز راهكارهاي نو و مؤثر خود را براي اطلاعرساني و ارتباط با افكار عمومي به كار خواهد بست و تلاش اين حزب براي روشنگري و پيگيري مطالبات اصلاحطلبانه مردم ايران با اين گونه احكام متوقف نخواهد شد.
سهميه بندي بنزين با اشکال شروع شد: چه از روزي که کارت هاي هوشمند سوخت ميان مالکين خودروها توزيع شد و به دست عده بسيار زيادي از آنها نرسيد؛ چه روزي که درجايگاه هاي عرضه سوخت، به دليل ناآشنائي متصديان عرضه سوخت با سيستم هوشمند سراسري، ارتباط سوخت رساني با کارت قطع مي شد و مردم بدون بنزين مي ماندند. هم از آن وقتي که خانه هاي مردم بر اثر احتکار بنزين به انفجار کشيده شد و کشته ها و زخمي ها بر جاي ماندند.
سهميه بندي با اشکال شروع شد. از روزي که دولت و مجلس بر سر فلسفه سهميه بندي با هم مشکل پيدا کردند؛ دولت زير بار مصوبه مجلس نمي رفت و مجلس معتقد بود مي بايست بر اساس مفاد برنامه چهارم و تبصره 13 لايحه بودجه گام بردارد و گريزي از سهميه بندي ندارد. در حاليکه احمدي نژاد تمايل داشت بدون توجه به حواشي و جوانب امر قيمت بنزين را همچنان ثابت نگاه دارد تا همه بگويند رئيس جمهور به فکر محرومان و مستضعفان و در يک کلام به فکر مردم است.
و سهميه بندي با اشکال حضور خود را اعلام کرد: بدون کمترين آمادگي قبلي و بر خلاف گفته هاي مسئولين تنها 3 ساعت مانده به ساعت 12 شب سه شنبه 5 تير ماه 1386 ناگهان اعلام شد بنزين به صورت سهميه اي توزيع مي شود. کاري که باعث شد تا آنهائي که مسايل سياسي را دنبال و تحولات جهاني را رصد مي کنند، در تصميم شتاب زده دولت اصولگراي محمود احمدي نژاد نشانه هايي از تهديدات آمريکا را در تحريم سوم عليه ايران ببينند. برخي ديگر هم به زبان طنز گفتند دولت چون روزها به سختي کار مي کند، شب ها اخذ تصميمات مهم مملکتي را در دستور کار خود قرار مي دهد.
بر اساس اخبار مندرج در مطبوعات و ساير رسانه هاي همگاني، اين دومين باري بود که دولت در اطلاعيه اي شبانگاهي مصرف کنندگان بنزين در کشور را غافلگير مي کرد. شامگاه دوشنبه ۳۱ ارديبهشت نيز وزارتخانه هاي نفت و کشور اطلاعيه مشترکي را ۳ ساعت قبل از افزايش ۲۰ توماني قيمت بنزين در هر ليتر انتشار دادند که براساس آن " قيمت عرضه بنزين مطابق قيمت مندرج در قانون بودجه به ازاي هر ليتر ۱۰۰ تومان " افزايش مي يافت.
آتش بازي
سهميه بندي بنزين با دعوا و درگيري ميان مردم و متصديان جايگاه ها، به آتش کشيده شدن پمپ بنزين ها، صف هاي طولاني اتومبيل و راه بندان هاي شديد، حضور گسترده نيروهاي نظامي و انتظامي و ماموران اطلاعات و از همه مهمتر، حضور فعالانه نيروهاي لباس شخصي که مسلح به اسلحه گرم بودند و ... آغاز شد.
بر اساس گزارشات رسمي خسارت هاي فراواني به جايگاه هاي عرضه فرآورده هاي سوختي وارد آمد، به طوري که اين مساله مورد اعتراض رييسيفر، دبير انجمن جايگاهداران تهران قرار گرفت. وي در گفت و گو با خبرگزاري ايلنا روش برخورد مسوولان با مردم درباره نحوه اعمال سهميهبندي بنزين را درست ندانست و آن را علت اصلي حوادث آتشسوزي تعدادي از مراکز پمپ بنزين کشور ذکر کرد.
وي گفت: "مسوولان دولتي براي اعمال سهميهبندي بنزين بايد زيرساختهاي لازم براي انجام اين امر را فراهم ميکردند و از سوي ديگر با اطلاع رساني درست به مردم از بروز جو رواني شديد در جامعه جلوگيري ميکردند؛ اما متاسفانه اينگونه عمل نشد و باعث بروز آتشسوزي در مراکز پمپ بنزين کشور شد."
سهميه بندي شبانه و بدون اطلاع قبلي در حالي آغاز شد که شوک ناشي از آن حتي نيروهاي انتظامي را نيز فرا گرفت. به همين علت در رفتار آنها که بدون هيچ گونه اطلاع قبلي در خصوص سهميه بندي با حجم بسيار زياد خودروهاي سواري در شهرها روبرو بودند، بي تدبيري و دستپاچگي فراواني به چشم مي خورد.
اين موضوع حتي اعتراض فرمانده نيروي انتظامي را نيز برانگيخت. مهر به نقل از احمدي مقدم از عدم اطلاع نيروي انتظامي از آغاز سهميه بندي خبر داد. امري که نا هماهنگي هاي ميان دستگاههاي دولتي را در اجراي اين طرح بيش از پيش نمايان مي سازد.
فرمانده نيروي انتظامي گفت: "متاسفانه ما نيز همزمان با مردم و از طريق پخش خبري سيما در شامگاه سه شنبه از موضوع زمان سهميه بندي بنزين آگاه شديم".
گراني هاي بي سابقه
سهميه بندي بنزين آغاز شد. وزير کشور 10 ساعت پس از شروع سهميه بندي و پس از خروج از جلسه غير علني مجلس، در حالي که طرح سه فوريتي مجلسيان براي توقف طرح در مجلس گم شده بود، اعلام کرد "انشاءالله مردم مشکلي ندارند و مي توانند با خيال راحت بنزين بزنند و هيچگونه ناراحتي نخواهند داشت".
اين سخنان در حالي از شبکه اول تلويزيون دولتي ايران پخش شد که از همان صبح چهارشنبه که خبر آغاز سهميه بندي بنزين به تمامي شهرها و روستاها رسيد، مردم با گراني بي سابقه اي در طول چند ده سال گذشته مواجه شدند. به طور مثال کرايه حمل و نقل ميان مسيرهاي مختلف بين 300-400 درصد افزايش يافت. اين در حالي بود که هنوز رانندگان مسافربر شخصي بنزين روزهاي گذشته را ذخيره داشتند. بر اين اساس برخي از مردم معتقدند با پايان يافتن بنزين قبلي مبلغ کرايه حمل و نقل بيش از اين نيز افزايش خواهد يافت.
دامنه اين گراني هاي بي سابقه، حتي به اقلام ضروري مردم نيز رسيده و سبب شده است که در جاي جاي شهرها درگيري هاي خونيني ميان مسافران و رانندگان و خريداران و فروشندگان به وجود بيايد و مردم هم از دور و نزديک نظاره گر گلاويز شدن همشهريان خود باشند و تنها سري به تاسف تکان دهند.
تجمع رانندگان تاکسي
سهميه بندي بنزين در حالي آغاز شد که دولت هنوز به صورت کامل جايگاه هاي عرضه کننده گاز را نيز تجهيز نکرده و به دليل عدم خريداري پمپ هاي تزريق گاز از سوي دولت، در بسياري از شهر هاي کشور اين پمپ ها امکان عرضه گاز متناسب با تقاضاي موجود را ندارند که اين موضوع نيز اعتراض مردم را بر انگيخته است. در همين ارتباط در برخي از شهرهاي بزرگ، رانندگان تاکسي به نشانه اعتراض نسبت به تعطيل بودن پمپ هاي گاز از جابجائي مسافر خودداري و در جلوي استانداري استان هاي خود تجمع کرده و خواستار رسيدگي به اين وضعيت شده اند.
رانندگان تاکسي معتقدند ميزان سهميه تعيين شده براي آنها [ 2 ليتر در روز] با توجه به تعطيلي پمپ هاي CNG بسيار کمتر از ميزان متعارف استفاده بنزين آنهاست و با ادامه اين وضعيت آنها نخواهند توانست به کار خود ادامه دهند
به گزارش «ايلنا» مهدي كروبي با اشاره به اظهارات خطيب موقت نماز جمعه تهران به نقل از يكي از دوستانش مبني بر اينكه «در زمان انتخابات در تاكسي از راننده پرسيدم به چه كسي راي ميدهي، او گفت نميدانم اما مادرم كه چند سال پيش فوت كرده ديشب به خوابم آمده و گفت به احمدينژاد راي بده. از اين نمونهها بسيار است»، گفت: اگر يك روحاني سادهانديش و درس نخواندهاي در روستايي يا حسينيهاي و مسجدي اينگونه سخن ميگفت، يك امر طبيعي بود ولي از اينكه آقاي جنتي به عنوان يك مجتهد، آدم باسواد و تحصيلكرده كه عضو شوراي نگهبان است آنهم در خطبههاي نماز جمعه تهران كه در سراسر دنيا منعكس ميشود، اين حرفها را ميزند، من بسيار تعجب ميكنم.
وي با بيان اينكه «چنين اظهاراتي موجب تزلزل جايگاه روحانيت است»، گفت: همواره علما، روحانيون و شخصيتهاي سياسي مراقب هستند كه براي گفتار و اعمال خود در مسائل ديني و اخلاقي، سياسي و اجتماعي استدلال و برهاني منطقي بر پايه دانش و علم داشته باشند و هموراه علما و روحانيون در حوزههاي علميه كه كانون تنوير افكار و تعليم و تربيت همه بزرگان بوده به برخورد با اين طرز تفكر ميپرداختند.
كروبي با بيان خاطراتي از دوران انتخابات خرداد 76 تاكيد كرد: ما از همه بزرگان با گرايشهاي مختلف سياسي ميخواهيم كه مسائل خرافي و غيرعادي را در مسائل حكومتي دخالت ندهند زيرا اين باعث ميشود كه چنين امري به فرهنگ تبديل شود كه ناچاريم با آن برخورد كنيم كه البته در مواردي برخورد هم كردهايم. در مواردي خود ما در ايجاد چنين فرهنگي مقصر بودهايم.
دبيركل حزب اعتماد ملي ادامه داد: البته اگر ما ميخواستيم از اين حرفها بزنيم مواردي وجود داشت مانند اين موضوع كه در زمان انتخابات اول رياستجمهوري خاتمي، همسر يكي از شهداي مشهور نقل ميكرد در هنگامي كه متحير از اين بوده كه به چه كسي راي دهد، آن شهيد به خوابش آمده و به او گفته كه به خاتمي راي دهند. پس از اينگونه موارد وجود دارد ولي تا به حال حتي در جلسات خصوصي آن را نقل نكردهايم.
كروبي با اشاره به انديشههاي امام(ره) در برخورد با چنين اظهاراتي، گفت: حضرت امام(ره ) همواره بر اين نكته تاكيد ميكردند كه نميتوان حكومت را با خواب و معجزه اداره كرد و حتي اگر زماني به بزرگان، علما و شخصيتهاي سياسي به ديدن امام(ره) ميرفتند و از خواب و يا ارتباط با امام زمان(عج) برايش تعريف ميكردند، ايشان هميشه به شوخي ميگفت كه من كور باطن هستم و حتي در مقابل چنين اظهاراتي در مواردي برخوردهاي تندي ميكردند و ميگفتند كه اصلا از اين حرفها نزنيد مگر ميشود با خواب كشور را اداره كرد.
وي تصريح كرد: امام(ره) همواره با اين طرز تفكر مبارزه ميكرد و حتي داستانهاي زيادي از ايشان، شيخ انصاري و آيتالله بروجردي وجود دارد كه حتي در برابر مسائلي كه درباره اهل شهود و مدعيان سير و سلوك مطرح ميشد ايستادگي ميكرد كه اگر لازم باشد اين داستانها را كه بسياري از بزرگان در جريان اين داستا نها هستند را نقل ميكنم.
دبيركل حزب اعتمادملي در عين حال افزود: البته اصل علم شهود و سير و سلوك و كشف كرامت واقعيت دارد و من هيچگاه آن را انكار نميكنم و حتي در نامههاي عرفاني و اجتماعي كه از حضرت امام(ره) پس از رحلتش به دست آمده ميخوانيم كه ايشان به مرحوم حاج احمدآقا توصيه ميكند اگر به نقطهاي از سير و سلوك نرسيديد، هيچ وقت اصل آن موضوع را انكار نكنيد چراكه بسياري به آن رسيدهاند.
وي با اشاره به برخوردهاي حضرت امام(ره) با اين طرز تفكر، يادآور شد: زماني برخي از بزرگان و علما نزد امام(ره) آمدند و درباره فردي صحبت كردند كه از ارتباط با امام زمان(عج) صحبت ميكند ولي حضرت امام(ره ) حرفهاي آن را نميپذيرفت تا اينكه با اصرار آن بزرگان مجبور به پذيرش اين موضوع و ديدار با آن افراد مدعي شد، ولي حضرت امام(ره) سوال و جوابهايش را بهگونهاي تنظيم كرده بود كه افراد مدعي ارتباط با امام زمان(عج ) از پاسخگويي بازماندند و حتي نامههاي تند و توهينآميزي را عليه ايشان نوشتند.
كروبي گفت: بنابراين اصل وجود كشف و شهود به جاي خود محفوظ است ولي امام خميني(ره) هرگز در مسائل حكومتي به اينگونه مسائل اتكا نكرد، جز در مواردي كه براي جلوگيري از مغرور شدن اطرافيان و براي تعليم و تربيت و آن هم با بيان اينكه خداوند لطفي در حق بندهاش كرده است، اينگونه مسائل را مورد توجه قرار ميداد، مانند ماجراي آزادسازي خرمشهر كه در كنار تقدير از سربازهاي جبهه اعلام كرد كه خرمشهر را خدا آزاد كرد تا آنها گرفتار غرور نشوند.
وي گفت: حضرت امام(ره) همواره هنگام تصميمگيريهاي حساس و سرنوشتساز بر اين موضوع تاكيد ميكرد كه خداوند اين راهكارها را به ذهن من رسانده است تا از ايجاد شائبههايي جلوگيري كند.
دبيركل حزب اعتمادملي در عين حال خطاب به احمد جنتي گفت: شما به عنوان دبير محترم شوراي نگهبان بايد در آستانه انتخابات كاملا بيطرفي خود را حفظ كنيد و البته من از اعضاي شوراي نگهبان اعم از حقوقدان و فقها بهويژه از آيتالله يزدي و آيتالله مومن خواهش ميكنم كه به ايشان توصيه كنند تا در آستانه انتخابات از چنين موضعگيريهايي پرهيز كنند زيرا كشف كرامت براي يك جريان در اذهان مردم تاثيرگذار است.
كروبي همچنين با اشاره به سخنان اخير احمد جنتي مبني بر ذكر داستاني از خواب و نذر و نياز براي راي دادن مردم روند انتخابات نهمين دوره رياستجمهوري را يادآور شد و در اينباره گفت: هرچند كه من نميخواستم قضاياي گذشته را يادآوري كنم ولي اظهارات اخير آقاي جنتي من را بر آن داشت كه بگويم اگر قرار است خوابي نقل شود بايد خواب يك ساعته من نقل شود كه در طول آن اتفاقات بسياري افتاد.
وي توضيح داد: صبح روز انتخابات زماني كه پس از خواندن نماز صبح خوابيدم، پسر بزرگ من حسين به همراه تعدادي از دوستان به وزارت كشور رفتند و در آن زمان بيش از 14ميليون راي در سايت وزارت كشور شمارش شده بود و من نفر اول بودم و بزرگواري كه آقاي جنتي از ايشان تعريف ميكنند نفر سوم و آقاي هاشمي نفر دوم بودند ولي در همان ساعت يكي از معاون وقت وزارت كشور ناظران كانديداها از جمله پسر من را از اتاق سايت بيرون كرد كه به دنبال آن همه چيز دگرگون شد. پس از اين كه ناظران را بيرون كردند در فاصله كمي سخنگوي وقت شوراي نگهبان شتابزده به اعلام آرا پرداخت كه البته نتايجي كه او اعلام كرد برخلاف نتايجي بود كه از آراي شمارششده در سايت وزارت كشور به دست آمده بود و بنابراين وقتي من بيدار شدم، نفر سوم بودم. اين ماجرا از تدبير شوراي نگهبان و نظارت و اجراي دقيق و از بركت دولت اصلاحات بود كه چنين انتخاباتي برگزار شد و بعد از آن هم رييس دولت اصلاحات فرمود كه تاكنون چنين انتخاباتي به اين خوبي برگزار نشده است.
وي خاطرنشان كرد كه در همان ايام ملاقاتي با مقام معظم رهبري داشته و در مورد آرا با ايشان صحبت كرده است.
كروبي با اشاره به مباحثي كه در آن مقطع در مورد بازشماري آرا مطرح شده بود نيز گفت: آقايان پافشاري ميكردند كه انتخابات به خوبي برگزار شده است.
وي در پايان ابراز اميدواري كرد كه دولت نهم با موفقيت به مسير خود ادامه دهد.
خبري که منبع جعلي آن آشکار شده، دو روز بعد از انتشار نامه 57 استاد دانشگاه از دفتر رسانه اي رييس جمهور براي خبرگزاري فارس فرستاده شد و بلافاصله تيتراول روزنامه هاي کيهان، رسالت، حزب الله، سياست روز و ديگر نشريات هوادار دولت شد. اين خبر ادعا مي کرد که هجده کارشناس صندوق بين المللي پول در پانزده فصل، از موفقيت هاي دولت احمدي نژاد خبر داده اند.
متن خبر که روزهاي 23 خرداد از روزنامه ها گذشت و به بخش هاي خبري صدا و سيما هم منتقل شد. از اين قرار بود:
"هشت اقتصاددان صندوق بينالمللي پول، رشد اقتصادي بالا، افزايش ذخاير ارزي و صادرات غير نفتي، كاهش بدهي خارجي،آغاز اجراي اصل 44، سياست كاهش تبعيض، كاهش بيكاري و نرخ سود، افزايش اعتبارات بخش خصوصي و ارزش سهام بورس، خصوصي سازي، توسعه بنگاههاي كوچك، تلاش براي حذف يارانه سوخت، ثبات نرخ ريسك سرمايه و مبارزه با پولشويي را 15 عملكرد مثبت دولت نهم ارزيابي كردند.
صندوق بين المللي پول، اخيرا در گزارشي كارشناسي و علمي به تحليل عملكرد و ارزيابي خود از اقتصاد ايران در دولت نهم پرداخت و ضمن نقد كارشناسي عملكرد اقتصادي دولت و اشاره به موفقيتهاي دولت نهم در حوزه اقتصاد به ارائه راه حلهاي خود براي حل مشكلات ساختاري اقتصاد ايران پرداخت." [خبرگزاري فارس و روزنامه هاي 23 خرداد]
بر اساس اين خبر تا سه روز بعد نه مقاله و دو سرمقاله هم در روزنامه هاي هوادار دولت نوشته شد که در يکي از آن ها خطاب به استاددان دانشگاه نوشته شده بود "وقتي کارشناسان بي طرف صندوق بين الملي پول چنين گزارشي را داده اند، اين مدعيان استادي چقدر بايد وطن فروش و سياست زده باشند که همه چيز را سياه نمائي کنند."
کشف حقيقت
يک دانشجوي کارشناسي ارشد اقتصاد به نوشته بازتاب تحريف و گزارش ساختگي دفتر رسانه هاي رييس جمهور را کشف کرده و روزنامه دنياي اقتصاد با احتياط آن را انعکاس داده است. گفتني است که در چند روز گذشته خبر رسيده بود که سخت گيري هائي در مورد استادان دانشگاه علامه طباطبائي معمول گشته و بازرسان اعزامي از وزارت علوم مشغول بررسي دوباره سوابق و مدارک عده اي از آنان شده اند، امري که در نامه آن دانشجوي کارشناسي ارشد [که نامش محفوظ مانده است] آشکار مي شود. به نوشته وي استادان دانشگاه علامه طباطبائي هسته اصلي نامه به رييس جمهور را تشکيل مي دادند که در چهارده بخش خطاهاي سياست هاي اقتصادي دولت احمدي نژاد را به وي تذکر مي دادند.
آن چه کارشناسان اقتصادي را به صرافت پيگيري منبع گزارش منسوب به کارشناسان صندوق بين المللي پول انداخت اين نکته بود که صندوق در گزارش 29 مي 2007 که مصادف با اول خردادست رشد اقتصادي ايران را در جايگاه نوزدهم از ميان بيست و سه کشور منطقه خاورميانه و آسياي مرکزي گزارش کرده بود چطور ممکن مي شود که به فاصله بيست و دو روز چنين گزارش بي سابقه اي درباره نقاط روشن اقتصاد ايران ارائه دهد که قبلا دستگاه تبليغاتي دولت هم موفق به پرداخت آن نشده است. اگر استادان ايراني دانشگاه ها در چهارده فصل اشتباهات دولت را توضيح داده اند، اين گزارش جعلي نشان مي داد که کارشناسان صندوق بين الملي پول در پانزده فصل نقاط تابناک سياست هاي دولت احمدي نژاد را بيان کرده اند.
ولي از آن جا که در سايت صندوق بينالمللي پول چنين گزارشي وجود ندارد، منقدان نتوانستند به سرعت نشان دهند که اين گزارش جعلي است.
اما سرانجام اشاره اي در روزنامه دنياي اقتصاد جست و جو کنندگان را به مقصود رساند و معلوم شد که گزارش يادشده مربوط است به اسفند سال گذشته و زماني است که رييس بانک مرکزي [ابراهيم شيباني] و وزير اقتصاد و دارائي [دانش جعفري] با نمايندگان صندوق بين المللي پول به گفتگو نشسته اند. و کارشناسان حاضر گزارشي از آن جلسه بر اساس ادعاهاي اين دو مقام و دستيارانشان تهيه کرده اند تا بخش هاي مختلف صندوق به نقادي آن بپردازند. و از جمله نشان دهند چطور دولتي که چنين سياست هاي موفقي دارد در مقام نوزده از بيست و سه کشور منطقه درآمده است. اين گزارش شش ماه قبل يعني چهارده نوامبر تهيه شده و طبيعي است که صندوق بين المللي پول که سه ماه بعد از آن وضعيت اقتصاد ايران را در ميان کشورهاي منطقه مشخص کرده، ادعاهاي مقامات دولتي را نپذيرفته است.
افشاي اين موضوع در روزهائي که به بهانه سالگرد سوم تير بزرگ ترين نمايش تبليغاتي در کشور جريان دارد مي توانست به يک ضد تبليغ بدل شود، از همين رو ظاهرا دفتر رسانه هاي رييس جمهور با ارسال خبر ديدار رييس جمهور با استادان نويسنده نامه کوشيده تا مانع از انعکاس و اثر آن شود.
به گفته کارشناسان آن چه در چند روز گذشته در رسانه هاي کشور جريان يافته يک جنگ رواني بي سابقه است که نحوه تبليغات کشورهاي کمونيستي سابق را به ياد مي آورد، و دولت براي آماده شدن براي انتخابات اسنفد ماه تدارک ديده و قرارست همچنان به کار خود تا برگزاري انتخابات ادامه دهد. يورشي همزمان در روزنامه هاي هوادار دولت و نشرياتي که با هزينه هاي دولتي در وزارت خانه ها چاپ مي شود، و خبرگزاري هائي که از محل بودجه دولت ارتزاق مي کنند. خوراک اين رسانه ها را علاوه بر مرکز توليد وزارت ارشاد، دفتر رسانه اي رياست جمهوري به عهده دارد که به تازگي چند تن از نويسندگان و مبلغان روزنامه کيهان هم به آن پيوسته اند. جعفربهداد و مرتضي قمري وفا از نويسندگان ثابت کيهان و دو تن از سرمقاله نويسان همين روزنامه از جمله کساني هستند که در اين دفتر با بودجه اي کلان به توليد گزارش هائي مشغولند که در نهايت براي رسانه هاي متعدد هوادار دولت فرستاده مي شود.
پیشتر پس از انتشار این فیلم در یکی از سایتهای دانلود فیلم در اینترنت، دفتر سید محمد خاتمی رییس فعلی بنیاد باران و رییس جمهوری پیشین ایران این فیلم را جعلی خوانده بود. پس از آن، برخی رسانههای خاص با حمله به خاتمی وی را به دلیل عدم شجاعت در بیان اشتباه خود شماتت کردند و حتی کار را به آنجا کشاندند که یک نویسنده جنجالی خواستار خلع لباس خاتمی شد و در پی آن برخی تجمعات در برخی از شهرهای کشور برای پیگیری این منظور تشکیل شد.
در پی این واکنشها سید محمد خاتمی در یک سخنرانی در میان حامیانش رسما وجود چنین صحنهای را در سفر اخیر خود تکذیب کرد و به منتقدانش اطمینان داد که اگر این همه جنجال برای این است که عدهای او را رقیب خود میدانند او عطای قدرت را لقای آن بخشیده است و قصد ورود مجدد به صحنه انتخابات را ندارد.
پس از آن کاربران اینترنتی آشنا با فضای مجازی و فنون مونتاژ تصاویر دست به کار شدند و با تحقیقات گوناگون اثبات کردهاند که این فیلم دستکاری شده است. شنیدههای خبرنگار آفتاب حاکی از آن است که سید محمد خاتمی نیز توسط پسرش متوجه این دست کاری در فیلم و جعلی بودن آن شده و با اطمینان بیشتری به صورت علنی و شخصاً این صحنه را تکذیب کرده است.
بر اساس یکی از بررسیهای منتشر شده در وبلاگها، خاتمی در هنگام ورود به کوچهای که استقبال کنندگان از وی در آن ایستادهاند در دست راست خود یک انگشتر سبز رنگ دارد در حالی که در هنگام دست دادن با یکی از خانمهای حاضر این انگشتر ناپدید شده است! همچنین در تصویر فیکس شده (ثابت نگه داشته شده) لحظه دست دادن، شکل غیر عادی و مونتاژ شده دست وی مشخص است.
در یک بررسی دیگر برخی از کاربران اینترنتی اثبات کردهاند که در صورتی که روی یکی از تصاویر دست دادن زوم (نزدیک) شود، مشخص خواهد شد در کنار دست خانمی که به طرف خاتمی دراز شده سایه واضح دست دیگری وجود دارد. در صورتی که فرد دیگری در کنار خاتمی دست خود را دراز نکرده است!
سیدهاشم حسینی فارغ التحصیل رشته جغرافیا مسوول اسبق اداره ارشاد شهرستان نور و کاندیدای سابق شورای شهر چمستان!! نیز بوده اند.
برای ایشان و شورای آمل آرزوی موفقیت می کنیم
او به مناسبت سالگرد انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي، در موسسه «دين و اقتصاد» به مسائل كشور، برداشتهاي سليقهاي از قانون اساسي و مجموعه نظرات بزرگان در اين خصوص پرداخت و از گسترش فقر در كشور انتقاد كرد.
ميرحسين موسوي به دنبال حذف پست نخستوزيري از نظام سياسي ايران در جريان اصلاح قانون اساسي ايران در سال 1368 براي هميشه از صحنه سياسي ايران كنار رفت.
پس از آن، ميرحسين موسvوي كاملا به حاشيه رفت و خبري از او نبود. اما خاطره او براي بسياري از مردم ماند و همچنان از او به عنوان يكي از چهرههاي محبوب دوران جنگ كه اداره كشور را برعهده داشت ياد ميكنند.
آغاز دوران سازندگي و سياست تعديل اقتصادي و مشكلاتي كه به دنبال داشت برمحبوبيت موسوي افزود: در سال 75 به يكباره نام ميرحسين موسوي در روزنامه سلام مطرح شد. بسياري به دنبال آن بودند كه ميرحسين موسوي به عنوان كانديداي رياستجمهوري ثبتنام كند.
دعوت از وي و اكراه از سوي او ماهها در روزنامهها مطرح بود تا اينكه ميرحسين موسوي رسما اعلام كرد كانديدا نخواهد شد و بدينترتيب از سوي مجمع روحانيون مبارز سيدمحمد خاتمي برگزيده شد تا در انتخابات شركت كند و ميرحسين موسوي نيز راهي مجمع تشخيص مصلحت نظام شد.
موسوي مجددا به حاشيه رفت. در سال 84 يك بار ديگر نام او بر سر زبانها افتاد. بسياري از او ميخواستند به عنوان كانديداي رياستجمهوري وارد ميدان شده و جايگزين خاتمي شود؛ اما او در نهايت در برابر اصرارها سه خواسته را مطرح كرد كه مهمترين آنها در اختيار داشتن يك شبكه مستقل تلويزيوني بود. با انصراف او از شركت در انتخابات دوره نهم، تصويرش در پوسترهاي دكتر معين نقش بست.
اما اين بار كانديداي مورد حمايت او پيروز نشد. اكنون پس از چندين سال سكوت سياسي، او يكبار ديگر به صحنه آمده است؛ سخنراني او در موسسه دين و اقتصاد» شايد صريحترين حضور موسوي در عرصه شفاف رسانهها پس از 20 سال باشد. او در طول اين سالها در فرهنگستان هنر مشغول فعاليت بوده است. به گزارش ايلنا، اين سخنراني تحت عنوان «رمز ضرورت بازگشت به انديشههاي شهيدبهشتي» ايراد شد.
فاصله گرفتن از روزهاي اول
او در اين مراسم گفته است: از هفته گذشته در آستانه شهادت شهيد دكتر بهشتي و فاجعه هفتم تيرماه قرار گرفتهايم. در فضاي شهر تهران پوسترها و تصاويري از شهيد بهشتي مشاهده ميشود. وقتي كه برادران مؤسسه مطالعات دين و اقتصاد از من خواستند كه در اين مراسم شركت كنم و در مورد شهيد بهشتي صحبت كنم در انديشه بودم كه در اين مراسم به چه نكاتي اشاره داشته باشم.
ايدهاي از اين تصاويري كه در سطح شهر نصب شده بود گرفتم و فكر كردم بحثم را از آنجا آغاز كنم كه نقاش برجسته فرنگي كه در دو سه دهه اخير در فضاي هنري غرب بسيار تأثيرگذار بوده نقاشيهايي دارد كه از شخصيتهاي مختلف به تصوير كشيده است، اين نقاشيها ابتدا بدين صورت است كه تصويري از يك شخصيت ميگيرد و يا انتخاب ميكند.
اين تصوير در متن يك حادثه و اتفاق است كه به خوبي واقعيت و اهميت و رابطه آن شخص در محيط سياسي، اجتماعي را به نمايش ميگذارد، بعد اين نقاش ميآيد از اين تصوير اصلي با يك فيلتر يك كپي بر ميدارد، سپس از آن كپي، كپيهاي ديگري گرفته ميشود.
مثلاً به 10 يا 20 كپي كه رسيد، آنها را كنار هم قرار ميدهد، در نهايت وقتي شما اين تصاوير را در مجموع كنار هم قرار ميدهيد نشاندهنده اين مساله است كه تصوير آخري از تصوير واقعي از عكس اوليه به كلي فاصله گرفته است و فضاي واقعي آن عكس اصلي است.
ميرحسين موسوي افزود: به قول امروزيها يك شكل هنري كه هيچ ربطي به واقعيت بيروني ندارد و در واقع هيچ رابطهاي با واقعيت امروزي در جامعه آنها ندارند. اين نقاش براي اينكه به خوبي هدف خودش را نشان دهد، در مورد چند چهره اين موضوع را امتحان كرده است. همچنين او در مورد اشيايي كه مورد معامله و تجارت نيز قرار ميگيرد، اين سبك را اجرا كرده است.
بعضاً از يك جعبه بيسكويت يك عكس كامپيوتري گرفته و بدين شكلي كه عرض كردم كپي تهيه شده و سپس آنها را در كنار هم قرار داده است. اين مجموعه عكس تبديل به يك نقاشي شده كه با تغيير نشانههاي هنري و زيباشناسي ارتباط برقرار ميكند؛ ولي ديگر ارتباطي به غذا و ايجاد فضايي براي انسان كه راهنمايي براي استفاده از اين مواد غذايي باشد يا مشخصات اين كالا را معرفي كند، ندارد.
موسوي معتقد است: چيزي كه ما در رابطه با شخصيتهاي تاريخي و مؤثر و همچنين شخصيتهاي سياسي و مؤثر در ابتداي انقلاب اسلامي داشتيم، بيشباهت به تمثيلي كه نقاش مورد اشاره دارد، نيست. من فكر ميكردم در رابطه با بزرگداشت هفتم تير و شخصيت بزرگوار آن حادثه يعني شهيد بهشتي، تصويري كه ما در سال 1361 براي بزرگداشت ايشان داشتيم و در سالهاي 62 و 63 تا الان داشتيم، سال به سال فرق كرده است.
به نظر ميرسد، قدرت ما براي فهم آنچه باعث بروز چهرهاي درخشان چون شهيد بهشتي و ديگر يارانش بوده است، به علت فاصله گرفتن نظام ارزشي جديد، پيشداوريهاي كه به دنبال اين فضاهاي جديد و اتفاقات گوناگوني كه حادث شده واقعاً دشوار شده است؛ لذا انديشيدن به اين مساله بسيار مهم است، اين سرنوشت غلط نه ربطي به چهره شهيدبهشتي دارد و نه به قانون اساسي مربوط ميشود.
مشاهده ميفرماييد همين قانون اساسي چگونه در جريانات سياسي مختلف دستخوش تفاسير گوناگون ميشود و وضعيتي پيش آمده كه افق فكري ما با افق فكري كساني كه نشستند و اين قانون اساسي را تنظيم كردند، فاصله زيادي گرفته و ايجاد ارتباط بين اين افقها بسيار دشوار شده است.
نخستوزير سابق ايران نتيجه گرفته است: بدين اساس به نظر ميرسد كه واكاوي اين مساله كه چرا چنين اتفاقي پديد آمده است بسيار مهم تلقي شود، بحثي كه من در اين فرصت كوتاه و به طور خلاصه ارايه خواهم كرد، اشاره به يكي از مواردي است كه همه ما را بدينجا كشانده است و به نظر من از اهميت و ويژگي خاصي برخوردار است.
من در اينجا به يكي از اصول قانون اساسي و تطبيق آن براساس آنچه در ابتدا عرض كردم با وضعيت فعلي خواهم پرداخت كه اين مساله به مرحوم دكتر شريعتي و همه عزيزاني كه در اين روزها براي آنها چنين مراسمي برگزار ميشود و در رأس آن شهيد بهشتي است، برميگردد.
دور شدن گروههاي سياسي از مردم
نخستوزير سابق ايران با انتقاد از گروههاي سياسي نسبت به دور شدن از مردم و جامعه افزود: قبل از انقلاب اسلامي دوستاني كه آن دوران را به خاطر دارند، به خوبي ميدانند كه بعد از كودتاي 28 مرداد توجه خاصي در گروههاي سياسي به اوضاع مردم پيدا شد. هرچه به سالهاي پيروزي انقلاب اسلامي نزديكتر ميشديم اين توجه به مردم با شدت بيشتري اهميت پيدا ميكرد.
كساني كه در مقابل رژيم بودند، در حقيقت نگاه به مردم و اتصال به مردم در جهت آگاهي از وضعيت آنها را يك فضيلت برميشمردند و حتي اين مساله به تدريج در قلمرو حركتهايي كه در مقابل رژيم ميشد، به يك محور اصولي تبديل شد و شايد در نزديكي پيروزي انقلاب يك حالت اغراقآميز هم به خود گرفت.
شما اگر آن دوران را نگاه كنيد؛ خواهيد ديد كه افراد و سياستمداران مقابل رژيم سعي داشتند متخلّق به اخلاق حسنه باشند، خودشان را شبيه مردم كنند، سفرههايشان را كمرنگ كنند، ماشينهاي لوكس خود را از مدار خارج كنند و رفتارهايشان مثل تودههاي مردم باشد. حتي لباسهايشان، گفتارشان مثل مردم عادي باشد و در هر گفتار و صحبتي يك مثال در چنته داشته باشند.
از وضعيت واقعي مردم، آن چيزي كه به طور هستيشناسانه در جامعه اتفاق ميافتد، اگر دوستان دقت كنند مباحث نظري هم كه در آن موقع مطرح ميشد، معطوف به يك سلسله امور واقعي و مربوط به زندگي مردم بود؛ يعني داخل چارچوب مجموعه نظرات انتزاعي در كتابها به اصطلاح نوشته نميشد و اين رخداد در همه گروهها اعم از چپ و راست تحقق داشت؛ البته گروههاي مذهبي در برقراري ارتباط با مردم موفقتر بودند.
او با بيان اينكه، در اين راستا گروههاي مذهبي در حوزه اقتصاد كتابهايي را مثل مالكيت در اسلام(مرحوم طالقاني)، اقتصاد اسلامي، اقتصاد نا، جامعه بيطبقه توحيدي و امثال اينها منتشر كردند، يادآور شد: در تمام اين كتابها يك نوع رجوع به وضعيت مردم وجود دارد؛ يعني به هيچوجه اين كتابها، كتابهاي انتزاعي نيستند.
كتابهاي استاد شهيد مطهري و همچنين نوشتارها و گفتارهاي شهيد بهشتي كاملا معطوف به حل مشكلي از مردم و براي حل مسايل مردم و جامعه است يا حداقل با اين انتظار و ادعا نوشته شده است كه ميشود اين مسايل را حل كرد.من كاري به محتواي اينگونه كتابها ندارم؛ اما در اصل اين نكته وجود دارد كه در درون اين كتابها مساله ارتباط با مردم و حل مشكلات آنها به عنوان يك فرض تلقي شده است.
كساني كه اين كتابها را نوشتهاند به نظر ميرسد، ميخواهند نشان دهند كه بحراني در وضعيت مردم عادي وجود دارد و در همين دوران است كه واژههايي مثل مستضعف و امثالهم از درون قرآن بيرون كشيده ميشود و اهميت پيدا ميكند و در چنين فضايي است كه اين واژهها معاني خود و برجستگيهاي خود را آشكار ميسازند و واسطه قرار ميگيرند تا نيروهاي فعال سياسي از اين طريق به بيان ديدگاههاي خود بپردازند و تلاش آنها منجر به برقراري رابطه مستحكم بين آنها و مردم شود.
دلايل شکست چپها
وي معتقد است: اين حالت به قدري شديد ميشود كه اگر آن زمان را به ياد داشته باشيد، قبل از انقلاب و به ويژه در آستانه انقلاب اسلامي، منجر به يك نهضت سادهزيستي در ميان همه گروههاي سياسي شد تا جايي كه مخالفت با تجملگرايي تبديل به يك شعار همگاني شد و همه به هم انتقاد ميكردند كه چرا سادهزيستي را رها كردهايد، چرا فلان اسراف صورت گرفته است و اين مساله تا بدانجا كشيده شد كه حتي بعضي از گروههاي چريكي شبها فرشها را كنار ميزدند و روي زمين دراز ميكشيدند و زندگي ميكردند.
اينها همه تابع فضايي بود كه در آن روزها ايجاد شده بود. من برداشتم اين است كه در كنار همه بصيرتها و مطالعات ارزشمند و تلاشهاي فكري صورت گرفته از سوي بزرگان، مجموع نظراتي كه اول انقلاب موجب پيروزي شد و نهايتاً چنين نظراتي بعداً در قانون اساسي تبلور يافت، در چنين فضايي مطرح شده و درحقيقت بندبند اصول قانون اساسي در اين چارچوب شكل گرفت.
موسوي افزود: همچنين حتي در كتاب مواضع ما كه در حزب جمهوري اسلامي تنظيم شد و مرحوم شهيد آيتالله دكتر بهشتي در تهيه آن نقش محوري داشت، ارتباط با مردم و وضعيت سرنوشت مردم در اولويتهاي اصلي چه به صورت آشكار و چه به صورت پنهان قرار گرفت.
اين يك اصل بود كه حتي گروههاي چپ هم شعار آن را ميدادند؛ اما آنها مردم مستضعف را فقط در طبقه كارگر بلوكه كردند. آنها آمدند طبقه كارگر را از اسلام، مليت و فرهنگ بومياش جدا كردند و او را تبديل به يك شخصيت بينالمللي و به اصطلاح جامعهشناسان، نمونه آرماني درآوردند، به همين دليل هم شكست خوردند و نتوانستند با كارگران هم ارتباط برقرار كنند، چراكه آنها جامعه كارگري را متعلق به ايران با يك سابقه تاريخي و ريشههاي مذهبي و فرهنگي به شمار نميآوردند.
يك گروه چريكي در اوايل انقلاب در كردستان با مشي مسلحانه شروع به فعاليت كرد، آن هم در استاني كه كارگر به معني مصطلح خودش اساساً وجود نداشت و آنها خودشان را نماينده پرولتاريا ميناميدند حتي حزب دموكرات كردستان را نماينده خرده بورژوا ميناميدند و دچار خيالپردازيهاي فراوان شده بودند؛ البته گروههاي مذهبي توفيقات بيشتري در برقراري ارتباط با مردم داشتند.
فاصله از انديشه هاي انقلاب
وي در ادامه يادآور شد: به نظر ميرسد؛ ما به تدريج از تصويرهاي اول انقلاب از انديشههاي آن زمان و وضعيت آن موقع فاصله گرفتهايم. عكسهايي كه از آقاي بهشتي گرفتهايم مرتب با فيلترهايي براساس گرايشهاي سياسي و مصلحتهاي زمانه خودمان كپي گرفتهايم كه در نتيجه منجر به بروز خطراتي در اين جريانات شد.
ما توليد انبوهي از اطلاعات و تحليلها را داشتيم كه به تدريج جنبههاي اخلاقي و انساني آن را كه در ارتباط با وضعيت واقعي مردم داشت، حذف كرده و كنار زديم و به جاي آن رويههاي ديگري انتخاب كرديم.بحث اصليمان فقط بر GNP، رشد تورم به صورت تدريجي و بسياري از اصلاحات كه البته در علم اقتصاد نيز بسيار مهم است، معطوف شد، بدون آنكه به محتوا و نسبت آن با زندگي واقعي مردم توجه كنيم.
من پس از پايان دوران مسووليت به علت علاقهاي كه به گزارشهاي اقتصادي داشتم، مقايسهاي بين گزارشهاي تهيه شده در سالهاي اوليه و بعد از آن انجام دادم. به گفته ميرحسين موسوي، هر ساله گزارشهاي اقتصادي توسط سازمان مديريت، بانك مركزي و وزارت امور اقتصادي و دارايي استخراج ميشود.
اين گزارشها در سالهاي اوليه انقلاب اگر مقايسه كنيد، ميبينيد كه ابتدا يك مقدار به نظرها و شعارها مثلا اشاره به انقلاب، صدور انقلاب و وضعيت مستضعفان ميپرداخت و توجه حاكميت را جهت رسيدگي به امور مردم در مقدمات اين گزارشها جلب ميكرد و سپس به جداول، رشد شاخصها و ارقام و GNP، ميزان واردات، صادرات، صدور نفت، تراز پرداختها ميپرداخت.
در واقع اين گزارشهاي رسمي نيز در ارتباط با امور واقعي و نقش آنها در ميان مردم مستضعف انتشار مييافت؛ ولي به تدريج اين گزارشها به اصطلاح از اين جنبههاي به قول امروزيها احساسي خارج و حذف شد.
من به ذهنم ميآيد اين تصاوير نهايي؛ يعني اين گزارشي كه نزديك به26 سال از شهادت شهيد بهشتي و قريب 30 سال از پيروزي انقلاب ميگذرد، ارايه ميشود، در آن اين اتفاق افتاده كه به تدريج ما يك تصوير گرفتيم يك گزارش را انتشار داديم، همان مثالي كه در مورد آن نقاش اشاره كردم در نظر بياوريد، به دنبال هم از آن كپي گرفتيم، به تدريج به مفاهيم كاملا انتزاعي منتقل شديم و بابت آنها جنگ و دعوا راه انداختيم؛
البته من فقط در حوزه گروههاي سياسي مطرح ميكنم نه در حوزه مردم عادي و در نتيجه آنچه در اينجا در عينيت خود اتفاق افتاده حضور مردم است. براي همين است كه فقط آماري كه امروز ما نگاه ميكنيم و در آن موقع توجه به اين آمار موجب برانگيختن احساسات ما ميشد و حتي موجب بدحالي مسوولان ميشد، الان ديگر وجود ندارد.
افزايش فقر
ميرحسين موسوي كه به شدت احساساتي صحبت ميكرد با يادآوري ارزشها و اهداف زمان انقلاب گفت: چند روز قبل يكي از روزنامهها عكس دختري را با چهره و صورتي سياه و كثيف و با كيسهاي بر پشت در خيابانهاي تهران نشان ميداد و به نقل از يك مقام مسوول ميگفت 20 درصد كودكان تهران كارتنخواب هستند.
من گمان نميكنم در جمهوري اسلامي حتي در بين دوستان و آشنايان شهيد بهشتي اين عكس بتواند مانند اول انقلاب خيلي اثرگذار باشد؛ يعني ما اين خبرها را ميشنويم، اين عكسها را ميبينيم، اين آمارها را ملاحظه ميكنيم؛ ولي از كنارش به راحتي عبور ميكنيم.
اين تغييرها، اين قلبشدنها و اين دگرگونيها، اين تبديل واقعيت به واماندگي، اگر اثري در سرنوشت كشور و انقلاب و مردم نميداشت مساله بياهميتي بود ولي اگر دقت كنيم، ميبينيم اين دگرگونيها و دگرديسيها و اين فاصلهگرفتن از انقلاب اسلامي و بسياري از شعارهاي خود و تهي شدن از آنها چه مسايل و مشكلاتي را پيش خواهد آورد، آن موقع اهميت مساله و قضيه را درك خواهيم كرد.
وي كه به شدت به تغيير ماهيتها و تقليل مفاهيم انتقاد ميكرد، با اشاره به قانون اساسي ادامه داد: من در اين راستا به تعدادي از بندهاي اصل 43 قانون اساسي اشاره ميكنم. من فكر ميكنم اين اصل به قدري با اهميت و سرنوشتساز براي انقلاب اسلامي است كه قاعدتا بايد ساير اصول قانون اساسي هنگامي كه مورد تفسير واقع ميشوند با رجوع به اين اصل و ملاحظات اين اصل تفسير شود.
من در اينجا به يك خاطره نيز اشاره ميكنم. موقعي كه بحث تغييراتي در قانون اساسي در سال 68 در محضر امام (ره) مطرح شد و در آن موقع نيز در مورد ضرورت تغيير بعضي از اصول قانون اساسي مسايلي مطرح ميشد، يكي از علتهايي كه حضرت امام(ره) فقط 10 موضوع خاص را به مجلس بازبيني قانون اساسي ارجاع فرمودند و مقرر شد در آن چارچوب حركت شود، بدين جهت بود كه به مباني معطوفكننده قانون اساسي با نيازهاي مردم يعني به آن اصول دستبردي زده نشود و اين اصول دستكاري نشود، اين بحثي بود كه ما در جلساتي كه در خدمت ايشان داشتيم دوستان مطرح ميكردند؛ ولي حقيقت اين است كه واقعيتهاي اجتماعي بيرون دگرگونيهاي متفاوت اين اصول قانون اساسي را تا مرحله ناديدهگرفتن پيش برده است. ببينيد اهداف جمهوري اسلامي در زمينه اقتصادي در اصل 43 قانون اساسي چگونه مطرح شده است.
«براي تأمين استقلال اقتصادي جامعه و ريشهكردن فقر»؛ البته اينجا نگفته فقر درازكش كه اين روزها در روزنامهها اخيراً آمده است يا نگفته است خط بقا كه حتي از خط فقر رد شده و گفته ميشود جمهوري اسلامي بايد در حدي كه يك بخور و نميري در حد 40 و 50 هزار تومان به فقرا بدهند فقط به شكلي كه زنده بمانند، گويي كه مسووليت ما تمام شده است.
ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاي انساني در جريان رشد با حفظ آزادگي او، از جمله ضوابطي است كه اقتصاد جمهوري اسلامي براساس آن استوار ميشود.
فروختن نيروي کار به جيره نان
موسوي با اشاره به چند بند از 9 بند اصل 43 گفت: به تمام اين بندها مجموعا با اين زاويه نگاه كنيد كه كمي خودمان را منتقل كردهايم به افقي كه در آن زمان نوشته شده است يا به عبارتي خود را به آن زمان پيوند بزنيم. در بند يك آمده است: «تامين نيازهاي اساسي، مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امكانات لازم براي تشكيل خانواده براي همه»، اين يك هدف است، يك اصل قانون اساسي است.
مشروعيت نظام و جمهوري اسلامي بر اين اصول استوار است. همچنين براساس اين ادعا شكل گرفته است. معني اين اصل اين است كه اين نظام تا زماني كه جمهوري اسلامي است و اين قانون اساسي را قبول دارد، نميتواند از اين هدف دست بردارد و به هدفهاي كمتر از اين قانع بشود نه تا آن اندازه پايين بيايد كه حتي به خطر فقر هم قانع نشود و به خط بقا در رابطه با مستضعفان برسد.
نخستوزير دوران 8 سال جنگ با اشاره به اصل ديگر قانون اساسي گفت: يكي از مهمترين اصول بند 2 اصل 43 قانون است و شهيد بهشتي اين را به عنوان يك راهحل اساسي ارائه داده است.
در اين بند آمده است: «تأمين شرايط و امكانات كار براي همه به منظور رسيدن به اشتغال كامل و قرار دادن وسايل كار در اختيار همه كساني كه قادر به كارند ولي وسايل كار ندارند. در شكل تعاوني، از راه وام بدون بهره يا هر راه مشروع ديگر كه نه به تمركز و تداول ثروت در دست افراد و گروههاي خاصي منتهي شود و نه دولت را به صورت يك كارفرماي بزرگ مطلق درآورد».
موسوي نتيجهگيري كرد: ملاحظه ميفرماييد آنچه اهميت دارد بحث كرامت انساني است، بحث كساني بود كه نيروي كار را به جيره نان با شرايط ويژه و ارزان ميفروختند و به دام فقر، فحشا و نداري و عدم برخورداري از كرامتهايي كه انسان بايد داشته باشد، ميغلتاندند.
بنابراين اين اصل براي اين منظور در اصول قانون اساسي گنجانده شده است كه دائما نظام جمهوري اسلامي معطوف به اين جهت باشد. اين حقوق را به عنوان يك حق براي مردم اعلام كرديم و وقتي از آنها راي گرفتيم و آنها امضا كردند و سپس اين حقوق را در قانون اساسي قرار داديم درحقيقت اعلام كردهايم نظام ميخواهد پشت اين اصول محكم بايستد.
وي در ادامه به بند سوم اصل 43 نيز اشاره كرد. در اين بند آمده است: «تنظيم برنامههاي اقتصادي كشور به صورتي كه شكل و محتوي و ساعات كار چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلي، فرصت و توان كافي براي خودسازي معنوي، سياسي و اجتماعي و شركت فعال در رهبري كشور و افزايش مهارت و ابتكار را داشته باشد». موسوي تاكيد كرد: اينجا دموكراسي را به يكسري اهداف معيشتي و اقتصادي عميق پيوند ميزند.
اينجا بحث دولتها نيست؛ بلكه مجموعهاي از عوامل باعث شده كه ما از اين قضايا و واقعيتها فاصله بگيريم. چه بسا خود نيروهاي سياسي هم وقتي مسايل را از هم تفكيك كردند و هنگامي كه از نسخه اصلي اين برنامهها فاصله گرفتند و زماني كه از افقي كه اين برنامهها در آن نوشته شده و انديشه شده است به دلايل مختلف فاصله گرفتند در حقيقت به وضعيتي كمك كردند كه ما ميآييم فرضا تفاسيري از اصل 44 قانون اساسي و ساير اصول برداشت ميكنيم، بدون آنكه به اين اصل پايهاي و مهمتر يعني اصل 43 توجه و ورودي داشته باشيم.
اين نشاندهنده چنين غفلتي است كه در خود قانون اساسي هم تا اندازهاي شبيه همان تصويري است كه آن نقاش فرنگي به نام آنجلاواروس به طور تمثيلي ميكشد.
يعني آنقدر از آنان كپيبرداري كرديم كه اين كپيها با فيلترهاي گوناگون انجام شده كه نسخه آخري براي خودش و حتي براي نسخه اصلي يك موجود تهي مستقل از زمينه تاريخي، اجتماعي و مردمي است و ما غفلت داريم از اين مساله كه در اين بين فقط مساله سياسي و اقتصادي نيست كه مشكل پيدا ميكند؛ بلكه انسانيت خودمان را هم در معرض خطر قرار دادهايم.
نقطه آغاز انقطاع
به گفته ميرحسين موسوي: وقتي احساساتمان، ارتباطمان و علائق ما به مردم به وضعيت دشواري ميرسد و به تدريج كم ميشود، يكي از اثرات آن ميتواند چنين انقطاعي را پيش بياورد؛ البته بنده اميد دارم و پيشبيني ميكنم يك نسل جديد غير از به اصطلاح حوزه نيروهاي سياسي كه همه آنها محترم و مورد قبول اعم از چپ و راست هستند و فعاليتشان هم بسيار خوب است، ايجاد خواهد شد و نهايتا و به ضرورت به اين اصولي كه برشمردم برخواهند گشت.
وي به استقلال و توسعه اشاره كرد و افزود: ما اگر ميخواهيم استقلال داشته باشيم، اگر ميخواهيم رشد واقعي داشته باشيم، اگر ميخواهيم به جلو حركت كنيم بايد اقتصاد اخلاقي داشته باشيم. در مقطعي من اين مباحث را مطرح ميكردم بعضي از دوستان كه آن موقع چپ ميزدند و بعدا به يك قاعده ديگري غلتيدند، مصاحبه كردند كه فلاني توصيه ميكند: «برويد حافظ و مولوي بخوانيد» بله توصيههاي ما در چارچوب برقراري يك اقتصاد اخلاقي بوده و هست من اعتقاد دارم رشد كشور ما در گرو يك اقتصاد اخلاقي و يك سياست اخلاقي است و جز اين با مردم خودمان نميتوانيم ارتباط برقرار كنيم.
اين اتفاقات ناگهاني كه در آراي مردم يكباره حادث ميشود، اين دگرگونيها و اين مسايل غيرقابل پيشبيني كه به وقوع ميپيوندد يكي از دلايل آن همين عدم ارتباط ما با واقعيتهاي بيروني و امر واقع است كه اميدوارم روز به روز كمتر شود و ما بتوانيم با مردم ارتباط واقعي داشته باشيم. اين بزرگداشتها به نظر من يكي از محملها و راههايي است كه ما انشاءالله بتوانيم به آن سرچشمه برگرديم؛ البته معني آن اين نيست كه ما خواسته باشيم وضعيت سال 86 را به سالهاي 57 يا 58 برگردانيم.
فرهنگيها يك واژه دارند به نام آناكرونيكسم ما زمان را كه نميتوانيم به عقب برگردانيم؛ ولي حداقل بايد بتوانيم تلاشي انجام دهيم كه در افقي كه در آن زندگي ميكنيم اتصال و تلاقي داشته باشيم با گذشته، اين هم به نفع ما و نفع آينده كشور خواهد بود.
به هر حال ميرحسين موسوي در حالي 18 سال پس از خروجش از دولت در سالگرد شهادت دكتر بهشتي به سخنراني ميپردازد كه بيشترين دغدغهاش در مورد مغفول ماندن برخي از اصول قانون اساسي، گسترش فقر و محو شدن تدريجي چهرههاي اصلي تاريخ معاصر و انقلاب ايران است.
او از تقليل مفاهيمي صحبت ميكند كه مثلا رفاه را به خط فقر و خط فقر را به حداقل معيشت و نان بخورونمير تقليل داده است. آيا اين دغدغه ميرحسين موسوي هشداري جدي است؟! هشداري از اين جهت كه فرزندان انقلاب هنوز زندهاند و بيدار؟!
آيا ميرحسين موسوي دوباره به صحنه اصلي سياست ايران بازگشته و از حاشيه خارج خواهد شد. متن، يقينا مهياي اين حضور است. جامعه ايران از ميرحسين موسوي استقبال بينظيري خواهد كرد اما هنوز نميتوان صراحتا گفت كه ميرحسين موسوي قصد خروج دارد. خروج از سكوت.
البته اين اولين باري نيست كه خاتمي مورد هجوم چنين حملات ناجوانمردانهاي قرار گرفته است، پيش از انتخابات دوم خرداد نيز همين سناريوها بارها و بارها اجرا شد، از كارناوال شادي عصر عاشورا گرفته تا انتشار هزاران شبنامه و روزنامه كه در آن مطالب خلاف واقع را به او نسبت داده بودند تا ... در آن زمان حتي كار را به جايي رساندند كه ستاد انتخاباتي محمد خاتمي براي اثبات «سيد» بودنش اقدام به چاپ شجره نامه وي نمودند.
در اين مسير براي غوغاگران استفاده از هر راهي شرعي است و حق دارند براي رسيدن به مقاصد دنيوي خود هر اقدام غيراخلاقياي را به انجام برسانند و مصداق بارز: «هدف وسيله را توجيه ميكند» هر نكتهاي را دستمايه اعمال و اهداف غيرشرعي خود ميكنند.
عاقلان و بزرگان جناح محافظهكار نيز هيچگاه نسبت به اين مسائل موضع منفي اتخاذ نكردهاند چه 10 سال پيش خاتمي را كه فرزند يك آيتالله بود را به انواع و اقسام تهمتهاي اخلاقي و فكري و عقيدتي و غيره متهم كردند و در نشريات علني و زيرزمينيشان وي را بنيصدر دومي ناميدند كه قرار است بيايد تا كشور را به باد بدهد، اما دريغ از يك محكوميت ساده ...
اما اين روزها، درست از سالروز انتخابات دوم خرداد موج جديدي كليد خورد، موجي كه نقطه شروع آن احساس خطري است كه از حمايت مجدد مردم و حضور مجدد خاتمي در قدرت بر دلهايشان نشانده است، قدرتي كه خاتمي با خوشحالي تمام روزي آنرا به آنان كه امروز كمر به ويراني ساختههاي دولت اصلاحات بستهاند تحويل داد.
از فيلمهاي بيربطي كه با نام «روابط عاطفي خاتمي با دختران جوان» گرفته كه تنها نكته آن فقط تيترش بود و نشان از آن داشت كه مقصود تخريب است و ساير موارد بهانهاي بيش نيست و آن آغازي بود براي توليد فيلمهاي جعلي ديگر، هفتهها پيش فيلم جعلي دست دادن خاتمي با زنان ايتاليايي را پخش كردند و ديروز فيلم جديدي را از صندوقچه اسرار خاتمي بيرون كشيدند و ساختهاند كه از مواجه خاتمي با يك خانم خارجي حكايت داشت و سعي كردهاند به بيننده القا كنند كه خاتمي فلان است و بهمان و ...
اما اينها تازه سوخت قضيه است، سوختي كه شايد قرار است باز كفن پوشان را دوباره به خيابانها بكشاند، كفن پوشاني كه يادشان رفته معاون دولت نهم در چه مجلسي حضور داشت و رئيس دولت نهم در چه مراسمي در افتتاح بازيهاي آسيايي نشسته بود !
گويا اين موج به اين زوديها قصد فروكش كردن ندارد و اين تازه آغاز راه است، در شهر قم نيز عدهاي با استفاده از همين سوخت خام درصددند تا موتوري را روشن كنند و اينبار از روشهاي جديدتري بهره بردهاند، شايد اينبار كه دولت نيز در دستانشان است، با فراغ بال بيشتري عمل كنند.
اين روزها در قم از طريق سيستم اس ام اس شمارهاي و صندوق پستياي را اعلام كرده اند كه از طريق آن آراي عمومي را جهت محكوم كردن سيدمحمد خاتمي جمع آوري ميكند. البته نتيجه اين آمارگيري از هم اينك مشخص است و خاتمي محكوم است و فاسد و ...
در اينجا تنها يك سئوال ساده است كه با ذهنها بازي ميكند: دليل اين آشفتگي چيست؟ دليل اين همه جست و خيز دوباره براي خراب كردن خاتمي چيست؟
آيا جز احساس خطر بخاطر از دست دادن قدرت؟ آيا جز اينكه طعم شيرين قدرت آنچنان مستشان كرده كه حاضرند بخاطر آن رئيس جمهوري كه هشت سال ضمام قدرت در كشور را در دست داشته است به يك چشم بهم زدن آبرويش را بريزند؟
اما همانگونه كه 10 سال پيش آن توطئهها افاقه نكرد و محبوبيت خاتمي روز افزون شد، امروز نيز اين بازيهاي بچهگانه اثري در خرد كردن بزرگي شخصيت خاتمي ندارد، خاتمياي كه اين روزها با خوشحالي اعلام ميدارد: «عطاي قدرت را به لقايش بخشيدهام».
ولي ايكاش همان موقع خاتمي شكايتش را از سازندگان «كارناول عصر عاشورا» پس نميگرفت تا امروز چنين گستاخانه ديگران بر او نتازند.

