با اعدام صدام حسين، در آخرين برگهاي تقويم سال پرحادثه 2006 شايد تصميمگيرندگان غربي تصور كنند و تحليلگران غربي بنويسند كه با اين پايان، قدرتمداران شرقي، ديكتاتورهاي خاورميانه، راه و كار خود خواهند دانست، اما نشانهاي نيست كه ثابت كند در خاورميانه كسي درسي از حوادث مشابه گرفته باشد.
شايد بتوان گفت شرقيها بيش از ديگران در ادبيات و مثلها و گفتههاي روزمره خود از <عبرت> دم ميزنند اما نگاهي به تاريخ شرق نشان ميدهد كه كمتر از غربيها، از گذشته خود و ديگران عبرت ميگيرند. نه فقط تاريخ ادبيات ايران كه پر است از شرح كارگاه كوزهگري، و سفارش به نشستن در كنار جو و نگريستن به گذر عمر، يا نظر به برگريزان درختان پاييزي كه شاعر گفته است <هر ورقش دفتري است معرفت كردگار> بلكه ادبيات پربار شرق سرشارست از اينگونه اشارات.
صدام حسين اهل تكريت، نه خيلي دور از كاخ مدائن متولد شد كه شاعر بزرگ ايراني به رهگذران نصيحت كرده است كه سرگذشت ايوان ويران شده آن را <آينه عبرت> بگيرند و پندهاي نو را در دندانه هر قصر ببينند. اما صدام حسين نه كه چنان نكرد بلكه پنجاه قصر ديگر هم بين دجله و فرات ساخت و گاه در ايوان اين قصرهاي مجلل با ديگر پادشاهان و رهبران عرب نشست و شايد اشعار عبرتآموز شاعران عرب را هم خواند. تا غروب پنجشنبه كه پايان كار خودش عبرت آموز شد، وقتي كه سرش بالاي دار رفت. تا باز هم شاعران بيايند و از نسلهاي بعدي بخواهند كه قصرهاي بلند و كوتاه صدام را آينه عبرت بگيرند.
جامعهشناسان در علت عبرت نگرفتن شرقيان از نكتههاي عبرت آموز تاريخ، يكي هم اين را ميدانند كه مردان صاحب قدرت در شرق تصوير دقيقي از خود ندارند و كسي خود را ديكتاتور و خودكامه نميداند بلكه با عنوانهايي مانند <پدر مهربان ملت> يا <ميراثدار تاريخ>، خود را در طبقهبندي فرضي ديگري جا ميدهند كه نيازي به عبرت گرفتن ندارد.
وعلت ديگري كه براي تكرار حوادث مشابه در تاريخ شرق به ميان ميآيد علاقهاي است كه در شرقيان براي ماندگاري در قدرت وجود دارد؛ علاقهاي دوجانبه، هم از سوي حاكمان و هم محكومان كه مردم باشند. قدرتمداران را شيفتگي به قدرت [كه معمولا علاقه به خدمت تبليغ ميشود] از عبرتگيري بازميدارد و مردم را هم آساني زندگي در زير سايه استبداد.
يك نويسنده ايراني سال گذشته نوشته بود آن كسان را كه در قرون پيشين سر بر دامن شهرياران و حاكمان مقتدر و دائمالعمر مينهادند، همه چيز را از وي ميخواستند و در مقابل به او تعظيم ميكردند و دستش را ميبوسيدند، ميتوان فهميد اما بعد از دوران روشنگري كه انسانها به مسووليت و اختيارات خود واقف آمدند، ديگر آن تعظيم و دستبوسيها فقط براي فرار از سختيهاي زندگي در دموكراسيهاست. يك اعتياد زيان آور.
<اعتياد زيان آور> به زندگي در زير سايه اقتدار يك مقتدر، همان است كه مردم عراق گرفتارش بودند و اكثريت مردم خاورميانه نيز هنوز بر همين مدار زندگي ميكنند و چرخشي شدن قدرت را به معناي <ضعف> قدرت مركزي ميبينند، و كدام جامعه است كه در ضعف قدرت مركزي به هرج و مرج نيفتد. چنان كه هنوز كساني- عجبا از اهل تحقيق هم- دوران كوتاه بي اختياري سلطنت و استقرار دموكراسي همزمان با احمدشاه را، نه دستاورد مجاهدتهاي مردم در مشروطيت و حاصل پندآموزي وي از سرنوشت پدر بلكه نتيجه ضعف وي مينويسند.
هم از اين رو مهمترين پيام اعدام ديكتاتور سابق عراق براي عراقيها اين خواهد بود كه ديگر معاملهاي در كار نيست و صدام برنميگردد و بيهوده اميد به بازگشت وي نبندند و يا بيمناك از آن نباشند. اگر نبود- كه اين بار فيلم وجود دارد كه لحظه به لحظه حكم و اجرايش را نشان ميدهد- لابد عراقيها ناگزير ميشدند همان كار را بكنند كه چند باري هنگام كودتاهاي سابق بدان دست زدند. يا جنازه را در ميدان التحرير نگاه دارند چند هفته تا همه از شهرهاي دور بيايند به تماشا. چنان كه در مورد دو رئيس دولت كردند. يا دور شهر بگردانند و از اين شهر به شهر ديگر و مردم نيز همه جا حاضر براي پرتاب آب دهان، به چهره همان كه تا ديروز برايش هلهله ميكشيدند. آيا فيلم و پخش زنده ماجرا احتمال عبرتپذيري از سرنوشت صدام را افزون كرده است؟
وقتي شب عيد نوروز سه سال قبل نيروهاي تحت رهبري آمريكا عمليات فتح عراق را آغاز كردند، محمد سعيدالصحاف حتي در مقابل پخش مستقيم سيانان هم ايستاده بود و صدام خودش فرداي آن روز به گوشهاي از يكي از محلههاي فقيرنشين بغداد رفت و براي چهل پنجاه نفري كه برايش دست ميزدند سخن گفت، به فاصله چند ساعتي بعد فناوري معجزه ساز، به طور زنده از بغداد فيلمهايي نشان داد كه از بالاي جراثقالي پخش ميشد كه آمده بود به قصد سرنگون كردن مجسمه عظيم صدام در وسط يكي از ميدانهاي بغداد. همين دوربين را اما گزارش ميرسد كه ماه بعد باز هم مردم باور نداشتند و حتي تصويرهايي از جنازههاي دو پسر و نوه صدام كه در درگيري با نيروهاي آمريكايي جسمشان پريشان شده بود، به گفته كارشناسان آن جامعه كافي نبود. تا پايان كار كه بالاخره فيلم دزدكي يك موبايل دوربيندار كار دست همه داده و عدهاي را به عزاداري براي صدام تشويق كرده اما به هر حال باور شده كه او رفته است.
بدين سان است كه ميتوان گفت اگر هنوز قصيدهاي غرا ساخته نشده تنبه سايرين را، اين فيلمها شرايط عبرتآموزي را فراهمتر كنند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري فرانسه، تلويزيون دولتي عراق صبح امروز در راس اخبار خود اعلام كرد: اعدام صدام اجرا شد.
بر اساس گزارش تلويزيون عراق "صدام تا زماني كه مرگش تاييد نشد، بر بالاي چوبهي دار باقي ماند و به اين ترتيب برگ تاريكي در تاريخ عراق ورق خورد."
مريم الرئيس، يك مقام رسمي از وزارت خارجهي عراق كه در مراسم اعدام صدام و برادر ناتنياش، برزان ابراهيم تكريتي و همچنين عواد البندر، رييس دادگاه انقلابي حكومت صدام حضور داشت، در مصاحبهاي با تلويزيون دولتي عراق گفت كه اين سه تن يكي پس از ديگري به دار آويخته شدند.
اين مقام وزارت خارجهي عراق افزود: از تمام مراسم اعدام كه بين ٣٠/٥ تا ٣٠/٦ صبح امروز روي داد، فيلمبرداري شد.
صدام و دو تن از همدستانش كه به دار آويخته شدند در تاريخ پنجم نوامبر از سوي دادگاه عالي عراق به اتهام جنايت عليه بشريت در پروندهي الدجيل مجرم شناخته شده و به اعدام با چوبهي دار محكوم شدند.
مقام عراقي كه شاهد اجراي مراسم اعدام بود، همچنين عنوان داشت: ابتدا صدام، سپس برزان ابراهيم و بعد عواد بندر اعدام شدند.
در حادثهي الدجيل در سال ١٩٨٢، ١٤٨ تن از شيعيان اعدام شدند.
مسعود بهنود :
انتخابات تمام شد. همين طور كه ماموران شهرداري با هزينه يك ميليارد تومان ديوارها را پاك ميكنند و آب ميپاشند وقت آن است كه ما هم به انديشهمان آبي بزنيم و خالي از غرض بنشينيم و بر خود انديشه كنيم. چه آنها كه با تمام قدرت از شركت در انتخابات دفاع كردند و از ديگران انواع دشنامها شنيدند، چه آنها كه جنت مكاني كرده و با سكوت برگزار كردند.
يك
بار ديگر، بخش بزرگتر از نيم جمعيت رايدهنده كشور نشان داد كه كليد ورود به قلعه هوشرباي دموكراسي [ مردمسالاري] در درون صندوق راي است. يك بار ديگر آشكار شد كه تندروي درد بزرگي است حتي اگر تور خوش نماي راديكاليسم بر سرش انداخته باشيم كه اين يكي داراي مبناي فلسفي است و روشي است براي تفكر و براي رفتار سياسي و اجتماعي.جز
اين مقدمه كه آوردم بايد در باب انتخابات شوراها فصلي تازه بگشايم.شوراها
كه از اول مشروطه، آرزويش در سر آزاديخواهان بود، در همه آن 90 سال هر گاه شكل گرفت خالي از حقيقت بود، شكلي بود و معنايي در آن نه. تا زماني كه 9 سال پيش محمد خاتمي اين خواست را از دل قانون اساسي به درآورد و در صدر وعدههاي انتخاباتي نشاند و به اين ترتيب انجمنهاي ايالاتي و ولايتي با نام تازه خود [ شوراهاي اسلامي ] شكل گرفت. اين شوراها كه مرحوم طالقاني در آخرين خطبه نماز جمعه خود فرياد زده بود كه از شورا ميترسند... و از مردم خواسته بود كار شورا را جدي بگيرند، جايي است كه همه مردم درگير آنند. به خيابان و نظافت و محيط زندگي و روز و شبشان، بالا و پايين خيابانشان، حتي نعمتي و حيدريشان مربوط است.اما
با اين همه اولين تجربه هم در تهران و هم در شهرستانها، جايگاه ندانستنها و خودخواهيها شد، آبي بود هشتاد و اندي سال در لوله مانده، وقتي بيرون آمد، صاف و زلال نبود و ناخالصيها را نشان داد. جناحهاي سياسي شورا را نه آن كه بايد بلكه مكاني و بلكه باشگاهي سياسي ديدند و در آن كردند كاري كه نبايد. از بخت ناخوش اصلاحطلبان اين در زماني رخ داد كه شوراي تهران كه - تابلو و ويترين كشور است - در دست آنها بود و نداني آنها نشانه شد و بزرگ شد و آواري شد كه بر سرشان ريخت و هنوز هم. اما باور بايد كرد كه ديگر گروهها هم از اين بهتر نبودند اگر سر صف قرار ميگرفتند. دوره دوم بود كه محافظهكاران از روي غلطهاي مشق اصلاحطلبان، املائي به خيال خود بيغلط نوشتند.اما
هر چه بود گذشت، در انتخابات اين بار شوراها نه دوره اول بود كه مردم يكصدا فهرستي را كه اصلاحطلبان داده بودند بپذيرند، نه دوره دوم كه بيرغبتي حاصل از شوراي اول تهران، به گروه تازهاي فرصت دهد تا تمامي فهرست خود را با كمترين آرا به شورا بفرستد. اين دوره سوم است و آن هر دو تجربه پشت سر بوده است و زيانها و دلگزاييهاي خود را ثابت كرده است. اما
به مصداق هفت در را بستي نمكي، يك در را نبستي نمكي؛ نومحافظهكاران كه نام اصولگرا برخود نهاده بودند در اوج شادماني و غرور ناشي از پيروزي در بازي بيرقيب، يك سوراخ را نديدند و از همان سوراخ گزيده شدند. آنان نديدند كه اگر بيتجربگي اصلاحطلبان در تهيه فهرست شوراي اول تهران كار دستشان داد، هر عيب داشتند و هر كمخردي كه در كار شوراي اول كردند اما چيزي از مردم پنهان نكردند، حتي عيبهايشان را. اما نومحافظهكاران هر حسن كه داشتند در برابر اين عيب بزرگشان كم اثر شد كه نشان دادند پنهانكاري ميدانند و ميخواهند. غافل كه هر كس بهويژه ما شرقيان در زير هر قالي رطيلي ميبينند و در زير هر كاسه دمرو نيم كاسهاي تجسم ميكنند. وقتي معلوم شد كه چندين ميليارد از بودجه شهرداري در زمان آقاي احمدينژاد هزينه شده و فاقد سنداست، وقتي در مورد هزينه جشن پيروزي شهردار[ كه به رياستجمهوري برگزيده شده بود ] سخنها پيش آمد كه خلاف شعارهايي بود كه در مدح سادهزيستي و ذم تشريفات و اسراف ميدادند، بقيه راه را مردم رفتند. لازم نبود رقيبي در كار باشد.به
اين ترتيب بود كه چشم بسته ميشد ديد كه در شوراهاي اصلي و بزرگ امسال از اعضاي همفكر و يكدست خبري نخواهد بود و اين موهبتي تازه براي دويست هزار نفر كه كار با هم و در گروههاي نه همفكر را تمرين كنيم كه از ضروريترين حركتهاي شطرنج دموكراسي است. شوراها از اين جهت مهمترين مجلسها براي جامعهاي چون ايران است كه به تعداد كثيري امكان ميدهد زندگي شورايي را تمرين كنند و از بستر آن رشد كنند.بعضي
گمان ميكنند دموكراسي دريايي است كه در آن با آموختن خود به خودي ميتوان شنا كرد. حالا آن كه ساحلنشينان ميدانند چنين نيست و تا چه اندازه دشوار است و تا چه حد آشنايي ميخواهد دست نرم كردن با موجهاي هايل. 200 هزار نفر از اثر رايهاي روز جمعه از چندي ديگر به آبگيري در ميآيند كه بايد كنار هم در آن شنا كنند. در شوراها بايد براي شهر و ديارشان انديشه كنند. حساب دخل و خرج را متوازن كنند. دريابند كه امكانات بيحساب نيست، مسامحه و مدارا به كار آورند، اثرگذاري و جذابيت فراگيرند و بياموزند كه بر دانستههاي خود تعصب نورزند. از
همين رو بايد گفت مهمتر از تركيبي كه از دل صندوقهاي راي برون زد، اين فرصت تمرين با هم زيستن است. اين فرصت آموختن در عمل و عمل كردن در حين آموزش است.اگر
قرارمان با دلداده در سركوچه دموكراسي است، نقشه راه همان است كه شوراها ميكشند. بهويژه وقتي كه از دل صندوق راي سر ميآورد بهترين رهنماهاست. گنجنامه همين جاست.به
فرموده حافظ شيراز: سايه
اي بر دل ريشم فكن اي گنج روانكه
من اين خانه به سوداي تو ويران كردمقائم مقام دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: برنامه اصلاحطلبان در شوراي شهر آينده اصلاح امور شهر با حمايت ساير گروههاست و بناي ستيزهجويي با كسي را نداريم.
عبدالله رمضانزاده در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: با توجه به حضور اصلاحطلبان در شوراي شهر سوم و با همكاري حاميان قاليباف بسياري از پنهانكاريهايي كه در شوراي شهر دوم مثل گم شدن هزينههاي شهرداري اتفاق افتاد، در شوراي شهر سوم اتفاق نخواهد افتاد.
وي، ائتلاف اصلاحطلبان را از تجربههاي موفق اصلاحطلبان در انتخابات شوراها عنوان كرد و گفت: مهمترين تجربه اصلاحطلبان در اين انتخابات، بحث امكان ائتلاف و كار گروهي بود چراكه در انتخابات رياستجمهوري به دليل اختلاف و نبود ائتلاف ميان اصلاحطلبان، آقاي احمدينژاد، رييسجمهور شدند.
رمضانزاده افزود: در اين دوره از انتخابات، ائتلاف اصلاحطلبان با تكيه بر حداقل اشتراكات در انتخابات نتيجه داد و فكر ميكنم در انتخابات بعدي اين ائتلاف كاملتر نيز بشود.
قائم مقام دبيركل جبهه مشاركت تجربه دوم اصلاحطلبان در انتخابات را ارزيابي اقبال مردم نسبت به اصلاحطلبان عنوان و تاكيد كرد: انتخابات شوراها نشان داد بسياري از چهرههاي اصلاحطلب مورد توجه مردم هستند و شبهه عدم اقبال مردم به چهرههاي شاخص اصلاحطلب كه ميتوانند نيروهايي توانمند و در خدمت مردم باشند، نفي شد.
رمضانزاده گفت: اصلاحطلبان دريافتند با انزواطلبي مشكلي حل نميشود و اقبال مردم به اصلاحطلبان نشان داد كه هر گاه مردم در انتخابات حضور حداكثري داشته باشند و انتخابات سالم برگزار شود، اصلاحطلبان يك پاي پيروز انتخابات هستند.
وي درباره تجربه طرح تجميع انتخابات نيز گفت: تجميع انتخابات طرح دولت احمدينژاد بود كه اين انتخابات ثابت كرد دولت در برگزاري آنچه خودش اراده ميكند، ناتوان است.
رمضانزاده تاكيد كرد: واقعيت اين است كه وزارت كشور فعلي و مجلس هفتم توان اجراي چنين برنامهاي را ندارند چنانكه شخص مجري انتخابات كسي بود كه حتي تجربه برگزاري يك انتخابات كوچك را هم نداشت.
قائم مقام دبيركل جبهه مشاركت با اشاره به سفرهاي استاني رييسجمهور و مقايسه آن با آراي حاميان رييسجمهور در انتخابات، گفت: حمايت از مقام يك رييسجمهور، حمايت از يك فرد نيست و در ايران هر رييسجمهوري به هر استاني برود، با استقبال مردم روبرو ميشود.
رمضانزاده يادآوري كرد: زماني كه من استاندار كردستان بودم و آقاي خاتمي به اين استان سفر كردند، نه مدرسهاي را تعطيل كرديم نه از پادگاني نيرو خواستيم و نه از روستايي با اتوبوس ماشين آورديم اما در سفر اخير آقاي احمدينژاد به كردستان، مدارس ابتدايي را هم تعطيل كردند.
وي افزود: مردم زماني ميخواهند صحبتهاي يك نفر را بشنوند و زماني ميخواهند از او حمايت كنند. آقاي احمدينژاد به جاي تبليغ در خصوص استقبال مردم از سفرهاي استانياش، اعلام كنند در سراسر كشور چند نفر از رايحه خوش خدمت وارد شوراها شدند.
رمضانزاده تصريح كرد: آقاي احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري با راي اقليت وارد دولت شدند اما بعدها اين توهم ايجاد شد كه ايشان 30 ميليون راي دارند.
وي در پايان گفت: «مردمي بودن» در ميتينگهاي مقامات مشخص نميشود و در دنيا به غير از رجوع به صندوقهاي راي و اعلام حمايت مردم از يك برنامه، راهي براي نشان دادن اقبال مردمي به برنامه يك رييسجمهور وجود ندارد.
به نوشته كيهان، جفري آدامز به شريعتمداري گفت: نبايد سوابق 40 سال گذشته را با خود حمل كنيم. امروز بريتانيا نسبت به 50 سال قبل تغييرات فراواني كرده است و خواستار روابط خوب و سازنده با ايران و ساير كشورهاي منطقه است.
مطبوعات امروز همچنين پاسخ سخنگوي وزارت خارجه ايران به اظهارات توني بلر نخستوزير انگليس را چاپ كردند. بلر در بحرين در اظهاراتي از خطر ايران براي اعراب سخن گفته است.

