تبليغاتX
جوانان جبهه مشارکت آمل

شرق‌آنلاين: چند نماينده عضو فراكسيون اقليت مجلس طي تذكري كتبي به محمود احمدي‌نژاد درخصوص علت واگذاري قرارداد دوميليارد دلاري توسعه فازهاي 15 و 16 پارس جنوبي به سپاه پاسداران تذكر كتبي دادند.

اين تذكر در جلسه علني ديروز مجلس قرائت شد. اخيراً قرارداد 2 ميليارد دلاري توسعه فازهاي 15 و 16 پارس جنوبي بين وزارت نفت و سپاه پاسداران بدون برگزاري مناقصه انعقاد شد. محمدرضا تابش نماينده اردكان، حسين آفريده نماينده شيروان، ولي‌الله آذروش نماينده اردبيل، حسين اميري نماينده زرند، اسماعيل گرامي‌مقدم نماينده بجنورد و سيدعباس پاك‌نژاد نماينده يزد كه همگي عضو فراكسيون اقليت مجلس هستند خواستار بررسي چگونگي انعقاد قرارداد ياد شده و منابع تامين مالي آن شدند.

در تذكر كتبي نمايندگان اقليت به رئيس‌جمهور آمده است:

علت واگذاري قرارداد 09/2 ميليارد دلاري توسعه فازهاي 15 و 16 پارس جنوبي با ترك تشريفات مناقصه به قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبيا سپاه پاسداران چيست؟ آيا اين اقدام و همچنين اختصاص 2 ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي به قرارگاه خاتم قانوني است.

قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبيا سپاه پاسداران در طول يك‌ماه 3 قرارداد بزرگ را منعقد كرده است. پس از توسعه خطوط متروي تهران و خط لوله گاز 900 كيلومتري عسلويه به ايرانشهر سومين قرارداد كه مربوط به توسعه فازهاي 15 و 16 پارس جنوبي است با ترك تشريفات مناقصه به ارزش 09/2 ميليارد دلار به قرارگاه خاتم‌الانبيا واگذار شده است. با اين واگذاري حجم قراردادهايي كه اين قرارگاه در طول يك‌ماه گذشته منعقد كرده است به 7 ميليارد دلار مي‌رسد. اعضاي فراكسيون اقليت در ادامه تذكر خود آورده‌اند:

آيا واگذاري قراردادهاي فوق به پيمانكاران بخش خصوصي كشور لطمه نمي‌زند؟ آيا بهره‌گيري قرارداد خاتم‌الانبيا از حساب صندوق ذخيره ارزي و دريافت وام 2 ميليارد دلاري از اين حساب براي تمامي شركت‌هاي بخش خصوصي نيز ممكن است؟ نمايندگان ياد شده تصريح كرده‌اند:

آيا حضور روزافزون سپاه در پروژه‌هاي اقتصادي به وظيفه اصلي اين نهاد مقدس كه آمادگي نظامي است لطمه وارد نمي‌كند؟ در ادامه اين تذكر نمايندگان با طرح اين سئوال كه آيا درآمدي كه قرارگاه خاتم‌الانبيا سپاه از اجراي قراردادهاي اقتصادي كسب مي‌كند صرف پروژه‌هاي دفاعي كشور مي‌شود يا خير، آورده‌اند: آيا قرارگاه خاتم توانايي اجراي پروژه‌هاي فني و مهندسي صنعت نفت كشور را دارد و يا عملاً خود به واسطه‌اي براي توزيع قراردادهاي كوچكتر به پيمانكاران داخلي و خارجي خواهد شد؟ اعضاي فراكسيون اقليت در پايان تصريح كرده‌اند: آيا واگذاري پروژه‌هاي اقتصادي شائبه انحصار پروژه‌هاي نفتي در دست سپاه و دادن امتياز سياسي دولت تلقي نمي‌شود؟ آيا اين سياست با اصول عدالت و مهرورزي شما منافاتي ندارد؟

+ نوشته شده توسط سردبیر در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 21:51 |

ايسنا: رئيس‌جمهور سابق‌ كشورمان‌ در ارزيابي‌ نسبت‌ به‌ مساله‌ بازنشستگي‌ برخي‌ از اساتيد دانشگاه‌ گفت‌: متاسفانه‌، حداقل‌ در اين‌ مساله‌ با انصاف‌ برخورد نشد.
سيدمحمد خاتمي‌ در حاشيه‌ بازديد از مجموعه‌ فرهنگي‌ مذهبي‌ حرم‌ حضرت‌ عبدالعظيم‌ حسني‌ افزود: اگر ملاك‌ در بازنشستگي‌ اساتيد، سن‌ بالاي‌ 60 سال‌ و بيش‌ از 30 سال‌ سابقه‌ بود، حرفي‌ نيست‌. اما در حال‌ حاضر خيلي‌ از اساتيد هستند كه‌ بيشتر از اين‌ سن‌ دارند اما همچنان‌ كار مي‌كنند و البته‌ اين‌ خوب‌ است‌.
وي‌ در عين‌ حال‌ با بيان‌ اين‌ كه‌ دقيقا از ملاك‌ بازنشستگي‌ برخي‌ از اساتيد و آنچه‌ در اين‌ مساله‌ اتفاق‌ افتاده‌ اطلاع‌ ندارد، گفت‌: طبيعي‌ است‌ اساتيد بعد از مدتي‌ كه‌ كارشان‌ را انجام‌ مي‌دهند كنار بروند و جا را به‌ جوانان‌ بدهند، اما دانشگاه‌ بايد به‌ صورت‌ ويژه‌ طوري‌ عمل‌ كند كه‌ اساتيدي‌ كه‌ مي‌توانند كار كنند، همچنان‌ مورد استفاده‌ قرار گيرند، زيرا آنها مجموعه‌اي‌ از تجارب‌ را در اختيار دارند.
خاتمي‌ اضافه‌ كرد: در اين‌ مساله‌ نگراني‌ من‌ از جايگزيني‌هاست‌، اين‌كه‌ افرادي‌ خاص‌ جايگزين‌ شوند و با گزينش‌ خاص‌، اساتيدي‌ وارد دانشگاه‌ها شوند.
وي‌ با تاكيد بر اين‌كه‌ با دانشگاه‌ها بايد متناسب‌ با شان‌ دانشگاه‌ برخورد شود، گفت‌: نيروي‌ دانشگاهي‌ زنده‌ است‌. هرچند در حال‌ حاضر فعاليت‌ها و شور قبلي‌ را ندارد، اما بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ اگر مجال‌ بروز و ظهور آزاد آرا در دانشگاه‌ نباشد، اين‌ نيرو مجال‌ ظهور و بروز پيدا نمي‌كند و حالت‌ انحرافي‌ مي‌يابد و از اين‌ ناحيه‌ مي‌تواند مشكلاتي‌ را براي‌ جامعه‌ ايجاد كند.
رئيس‌جمهور سابق‌ كشورمان‌ در بخش‌ ديگري‌ از اظهاراتش‌ درباره‌ قطع‌ حقوق‌ برخي‌ از وزراي‌ دولت‌ گذشته‌ گفت‌: بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از اين‌ مساله‌ ناشي‌ از مشكلات‌ اداري‌ است‌ و من‌ در آن‌ غرض‌ خاصي‌ را نمي‌بينم‌، دوستاني‌ كه‌ در اين‌ مساله‌ با مشكل‌ مواجه‌ شده‌اند نيز به‌ دستگاه‌هاي‌ ذيربط‌ اداري‌ مراجعه‌ كرده‌اند و بخشي‌ از مشكلات‌ آنها حل‌ شده‌ است‌.
وي‌ درباره‌ تبيين‌ رويكرد خود و تشكل‌ متبوعش‌ نسبت‌ به‌ انتخابات‌ چهارمين‌ دوره‌ مجلس‌ خبرگان‌ نيز با يادآوري‌ تاكيدات‌ شخصيت‌هاي‌ مختلف‌ نسبت‌ به‌ شركت‌ در انتخابات‌ گفت‌: در انتخابات‌ شركت‌ مي‌كنيم‌ و تلاش‌ خواهيم‌ كرد نامزد مناسب‌ را انتخاب‌ كنيم‌ اما هميشه‌ گفته‌ايم‌ بايد حداقل‌ شرايط‌ حضور فراهم‌ باشد، زيرا اگر قرار باشد با سلايقي‌ خاص‌، نامزدهايي‌ بروند و عده‌اي‌ باقي‌ بمانند، رقابت‌ از بين‌ مي‌رود و اميدوارم‌ مسوولان‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ توجه‌ داشته‌ باشند.
خاتمي‌ تاكيد كرد: مسوولان‌ بايد بدانند پرشور بودن‌ انتخابات‌ نقش‌ مهمي‌ در ؤبات‌ كشور دارد و هرچه‌ انتخابات‌ آزادتر و بدون‌ ملاحظات‌ خاص‌ باشد، شور آن‌ بيشتر مي‌شود.
وي‌ يادآور شد: مجمع‌ روحانيون‌ مبارز نيز خواهان‌ شركت‌ در انتخابات‌ خبرگان‌ رهبري‌ است‌ مگر اينكه‌ همه‌ درها را بسته‌ ببينيم‌. متاسفانه‌ در چند سال‌ اخير اختلافات‌ بين‌ گروه‌هايي‌ كه‌ بايد نزديكتر به‌ هم‌ باشند، بيشتر شده‌ و تمام‌ تلاش‌ من‌ در جهت‌ كاهش‌ اين‌ اختلافات‌ بود. در شرايط‌ حاضر نيز بارها به‌ دوستانم‌ گفته‌ام‌ نامي‌ از ائتلاف‌ نبريد، تفاهم‌ مهم‌ است‌. اگر در پروژه‌ ائتلاف‌ به‌ تفاهم‌ برسيم‌ مي‌توانيم‌ در انتخابات‌ موفق‌ باشيم‌.
خاتمي‌ با يادآوري‌ جايگاه‌ كروبي‌ در بين‌ گروه‌هاي‌ اصلاح‌طلب‌، از وي‌ به‌ عنوان‌ شخصي‌ كه‌ مورد احترام‌ همه‌ گروه‌هاست‌ نام‌ برد و گفت‌: ايشان‌ براي‌ همه‌ گروه‌ها قابل‌ احترام‌ هستند و در موضوع‌ انتخابات‌ خبرگان‌ نيز خواهان‌ آن‌ هستند كه‌ با تفاهم‌ بين‌ همه‌ گروه‌ها اين‌ انتخابات‌ برگزار شود.

+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 21:35 |
سوم تيرماه دفتر سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحكيم وحدت) ميزبان جمعی بی سابقه و گسترده از نيروهای تحول طلب ايرانی بود. گستره ای از چهره هايی كه سالها بود چنين گرد هم نيامده بودند . سيزده روز پيش چهره شاخص جنبش دانشجويی ايران، نماينده شجاع مردم تهران در مجلس ششم، ناظر حقوق زندانيان در زندان های بی نام و نشان، دبير كل سازمان دانش آموختگان ايران، نهادی مدنی كه برای توسعه حقوق بشر و دموكراسی در ايران می كوشد، در سلولی از انفرادی های بندی از اوين كه خود بارها در مقام نماينده مردم ايران به آنها سركشيده بود بسر می برد.
سالن تحكيم با تمام كوچكی اش ، خيلی ها را دور هم جمع كرده بود. از منتهی اليه چپ تا ميانه های راست. فريبرز رييس دانا و مصطفی تاج زاده ، سعيد حجاريان و بابك احمدی، الهه كولايی و سيمين بهبهانی. هاشم آغاجری و تقی رحمانی. وزنه چپ ها سنگين تر بود، ولی نوبت سخن به همه رسيد. جلسه 4 ساعت به طول كشيد. آن قدر كه محسن كديور به عنوان آخرين سخنران به شوخی و طعنه گفت: من در وقت اضافه سخن می گويم!
پيش از او خيلی های ديگر سخن گفتند. فريبرز رييس دانا از كسانی گفت كه در اين نيم قرن اخير به اتهامی واحد زندان را تجربه كرده اند. او با آن چهره هميشه برافروخته اش ، نام مصدق و فاطمی را در كنار تقی ارانی و خسرو گلسرخی آورد و از آنها به نام قربانيان آزادی ياد كرد.
بعد نوبت به عبدالفتاح سلطانی رسيد. وكيلی كه اسفند ماه پس از گذران حبس(بازداشت موقت چند ماهه!) از زندان آزاد شده است. سلطانی از نقض قوانين در زندان گفت. اين كه كوچكترين حقوق شهروندی در زندان های جمهوری اسلامی رعايت نمی شود و همه بخشنامه های صادر شده برای رعايت حقوق زندانی صوری و فرمايشی است. سلطانی از مقام های قضايی پرسيد كه چرا عليرغم تاكيد های قانونی، اجازه داشتن وكيل به موسوی خويينی داده نشده است و او از اين ابتدايی ترين حقوق يك زندانی محروم است؟
پرسش های سلطانی را سخنران بعدی، يعنی تقی رحمانی با روايت زندان های دهه 60 پی گرفت. رحمانی دو نكته برای گفتن داشت و يك پرسش. او كه زندان را در سه دهه پياپی تجربه كرده است، از اعدام ها و شكنجه های دهه 60 گفت و گفت: من خيلی خوش شانس بودم كه پوستم را كندند نه سرم را.
رحمانی خطاب به جوان تر های جمع هم گفت شتر زندان در خانه همه می خوابد، ولی برای انفرادی كشيدن و تحمل شكنجه اعتقاد لازم است. ايمان به آرمانی كه محافظ آدمی در سختی های  زندان باشد.
رحمانی سپس سئوالش را طرح كرد. اين كه چرا دعوای 100 ساله ميان نيروهای دموكراسی خواه، هميشه به نفع نيروهای قبل از دموكراسی تمام شده است. او از روشنفكران خواست به جای بكار بردن كلمات تابناك به اين سئوال پاسخ دهند كه چگونه می شود كاری كرد تا از اين پس در دعوای نيروهای مدرن و دموكراسی طلب ، نتيجه  به نفع نيروهای مرتجع تمام نشود.
رحمانی گفت اگر مدل تحققی برای رسيدن به دموكراسی پيدا نشود و دعوای  دموكراسی  در سطح نخبگان ادامه يابد، همه شعارهايی كه داده می شود كشك است، زيرا مستبدان با شعار ازادی خواه نمی شوند.
او پايان سخنش را هم به حكايت تلاش های موسوی خوئينی در دوران نمايندگی مجلس ششم برای يافتن بازداشتگاه های مخفی و رسيدگی به احوال زندانيان سياسی خصوصا زندانيان شهرستانی اختصاص داد و تلاش او به عنوان نماينده در طول تاريخ مجالس ايران را كم نظير خواند.
دكتر ملكی اما هم از آغاز كه پشت تريبون قرار گرفت به گلايه از فعالان جبهه دموكراسی و حقوق بشر پرداخت و پرسيد كه چرا در 22 خرداد و در تجمع مسالمت آميز زنان هيچ كدام از افراد جبهه دموكراسی خواهی حضور نداشته اند تا جلوی بازداشت موسوی خوئينی را بگيرند .
ملكی خطاب به تشكيل دهندگان جبهه دموكراسی و حقوق بشر گفت با نشستن و حرف زدن چيزی عوض نمی شود و در بر همين پاشنه خواهد چرخيد. او از اعضای ادوار تحكيم وحدت هم خواست برای نشان دادن اعتراض خود به بازداشت مهندس موسوی، تحصنی مسالمت آميز را جلوی قوه قضاييه يا زندان اوين تشكيل دهند.
پس از سخنرانی دكتر ملكی نوبت به يكی از هواداران جبهه دموكراسی خواهی و حقوق بشر رسيد. احمد شيرزاد پيش از هر چيز پاسخی به گلايه های ملكی داد و گفت: اگر توقعات حداكثری باشد اما تلاش ها حداقلی، مشخص است كه كار به جايی نمی رسد. روی سخن شيرزاد به طيف كسانی بود كه انتخابات رياست جمهوری سال گذشته را تحريم كردند و از كانديداتوری معين حمايت نكردند.
شيرزاد سپس به سناريوهايی اشاره كرد كه ممكن است برای مهندس موسوی چيده شده باشد. او گفت ممكن است بخواهند پروژه تواب سازی را درباره مهندس خويينی پياده كنند، اما نبايد فراموش كنيم كه اقای خويينی قبل از بازداشت اعلام كردند حرف من همان است كه بيرون از زندان زده ام.
سخنران بعدی را رضا دلبری مجری جلسه اين گونه معرفی كرد :محمد علی عمويی، با سابقه ترين زندانی سياسی ايران. كسی كه سابقه زندانش از كل عمر من بيشتر است.
عمويی با چهره ای شكسته و تجربه 37 سال زندان پشت تريبون قرار گرفت. او نيز به مانند تقی رحمانی از زندان های دهه 60 آغاز كرد. آنها را با زندان های فعلی مقايسه كرد و گفت وضعيت به مراتب بهتر شده است و اصلا قابل مقايسه با زندان های دهه 60 نيست ولی از ياد نبايد برد كه بهبود ايجاد شده به خاطر مقاومت و پايداری كسانی بوده كه در اين سالها افشاگری كرده و از اعدام ها و شكنجه ها پرده برداشته اند. عمويی با نگاهی اميدوار به آينده از حاضران جلسه خواست كه برای ازادی مهندس خويينی به عنوان افشاكننده بازداشت گاه های مخفی تمام تلاششان را انجام دهند و اين بيت شعر را نيز به پايان سخن اضافه كرد:
 آفتاب زندگی پاينده باد
چشم ما بر طلعت آينده باد
پس از او نوبت احمد باطبی رسيد. مشهورترين دانشجوی زندانی 18 تير 78 ، كه در حال سپری كردن 15 سال حبس است و اكنون نيز با مرخصی از زندان بيرون است. او سخنش را با روايت خاطره ای از مهندس موسوی آغاز كرد و گفت : در ديدارهايی كه با آقای خويينی داشتم ، هميشه به من می گفت كلمه زندان اوين را به كار نبر، بگو هتل اوين. بگذار احساس نكنی كه در تنگنا هستی.
باطبی سپس پيگری های مهندس موسوی درباره وضع زندانيان سياسی را عامل اصلی دستگيری او دانست و گفت : پرونده سازی برای مهندس خويينی را از سال 82 آغاز كرده بودند و زمانی كه من در سال 82 پس از ديدار با ليگابو ( نماينده حقوق بشر سازمان ملل ) دستگير شدم، بازجوها مدام اصرار داشتند كه اعتراف كنم ديدارم با ليگابو به توصيه مهندس خويينی بوده است.
پيش از آن كه مراسم به پايان برسد، همسر مهندس خوئينی هم خود را به  مراسم رساند. او از دفتر شيرين عبادی می آمد بلكه بتواند كارهای وكالت همسرش را انجام دهد. خانم اسلامی سخنش را با نگرانی از وضيعت جسمی مهندس موسوی آغاز كرد و از  مسوولا ن قضايی در خواست كرد تا همسرش را هر چه زودتر به يك بيمارستان مجهز منتقل كنند.
او سپس از غير پاسخگو بودن قوه قضاييه گلايه كرد و گفت: از فردا روزی دو ساعت مقابل ساختمان قوه قضاييه خواهم ايستاد تا مسولان اين قوه وقتی از پنجره به بيرون نگاه می كنند بدانند كه زنی دلنگران همسرش است.
آخرين سخنران مراسم هم محسن كديور بود. روحانی اصلاح طلبی كه او نيز تجربه ماهها زندان را به اتهام توهين به رهبری و مخالفت با ولايت فقيه در كارنامه دارد.
كديور روی سخنش را مطابق معمول مقام های طراز اول مملكت قرار داد و خطاب به آنها گفت: شما اعتراض مسالمت آميز زنان را سركوب كرديد و با بازداشت مهندس موسوی كه نمونه يك جوان ميانه رو است راه را برای اقدام های زير زمينی و غير مسالمت آميز باز می كنيد.
او از رهبران جمهوری اسلامی پرسيد كه مخالفان سياست های شما كه درصد قابل توجهی از مردم را تشكيل می دهند كجا می توانند مخالفت خود را ابراز كنند؟ كديور با ابراز تاسف از اين كه در 100 سالی كه از مشروطه می گذرد هيچ تجمع مسالمت آميزی در ايران برگزار نشده كه با خشونت دولتی متوقف نشده باشد؛ خطاب به دولتمردان ايران گفت: فكر می كنيد تا چه زمان می توانيد اين گونه بر گرده مردم سوار شويد؟
اين جمله پايانی كديور كه با دعايی برای آزادی همه زندانيان همراه بود به جلسه 4 ساعته ادوار تحكيم برای حمايت از آزادی مهندس موسوی خويينی و دانشجويان بازداشت شده ای مانند عابد توانچه و ياشار قاجار پايان داد؛ اما آغاز خوبی بود برای حركت تازه ای كه جريان دانشجويی كشور می تواند آن را دنبال كند. جريانی برای دور هم جمع كردن نيروهای دموكراسی خواه و مدرن تا به قول تقی رحمانی از اين پس شاهد قدرت يافتن نيروهای قبل از دموكراسی از دل دعوای اهالی  دموكراسی نباشيم
هاشم آقاجری: بازداشت مهندس موسوی پاسخی به وفاداری او به ميثاقی است كه با مردم بسته بود تا از حقوق شهروندی آنان پاسداری كند . وی همچنين نسبت به وضعيت نگهداری مهندس موسوی به شدت ابراز نگرانی كرد .
سعيد حجاريان گفت : زمانی معروف بود هر مدرسه كه باز می شود يك زندان بسته می شود اما در جامعه امروز ما گويی قضيه عكس اين است . انگار دستگاه ايدئولوژيك حاكميت كاركردی دوگانه دارد. از يك سو بروكرات هايی را برای اداره ساختار خود تربيت می كند و از سوی ديگر در دانشگاه ها امثال موسوی خوئينی را تربيت می كند كه برايشان احتياج به زندان دارد.
فريبا داوودی مهاجر فعال جنبش زنان و رئيس كميته زنان سازمان ادوار تحكيم كه خود نيز اين روزها به دليل تجمع 22 خرداد از سوی نهادهای امنيتی و دادگاه انقلاب تحت فشار قرار دارد در سخنان كوتاهی با اشاره به بازداشت مهندس موسوی در تجمع 22 خرداد اعلام كرد كه فعالان جنبش زنان روز يكشنبه بعد از ظهر با حضور در خانه مهندس موسوی با خانواده وی ديدار خواهند كرد.

 عيسی سحرخيز در اين نشست ، مقاله " صدای پای فاشيست" را قرائت كرد
+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 21:31 |
 جلسه‌ي شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي با حضور اعضاي شوراي مركزي اين حزب برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نشست اعضاي شوراي مركزي پيش‌نويس قطعنامه‌ي كنگره‌ي نهم و رئوس برنامه‌ي دو ساله‌ي حزب را جهت ارائه به كنگره مورد بحث و بررسي قرار دادند.

همچنين در اين جلسه اعضاي شوراي مركزي ضمن بررسي اخبار و تحولات سياسي داخلي و بين‌المللي، بازتاب تجمع زنان در روز دوشنبه‌ي گذشته و رخدادهاي پس از آن را مورد بحث قرار دادند و ضمن استقبال از آزادي اكثر بازداشت‌شدگان خواستار رسيدگي قانوني و عادلانه به پرونده‌ي آنان شده و در عين‌حال خواستار آزادي هرچه سريعتر علي‌اكبر موسوي خوئيني دبيركل سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامي و نماينده‌ي پيشين مجلس كه در اين تجمع بازداشت شد، شدند.

+ نوشته شده توسط سردبیر در جمعه دوم تیر 1385 و ساعت 20:5 |
 

امروز:کمیته دانشجویی جبهه مشارکت با انتشار بیانه ای به نقد عملکرد یکساله دولت احمدی نژاد در دانشگاه‌ها پرداخت.
متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:
مرور کارنامه حاکمیت یگانه در قالب دولت نهم در دانشگاه‌ها، بعد از گذشت یکسال تحصیلی، تأمل برانگیز و ضروری است. به خاطرداریم که نام این دولت که بوضوح و حتی به اعتراف مدافعان خود، چندان پایگاهی درمیان روشنفکران و دانشگاهیان نداشته و مدعی پرداختن به دغدغه‌ها ومسائل آنان نیز نبوده است، همراه با موجی از بحث‌ها و تردیدها و نگرانی‌ها از صندوق‌ها به در آمد. اینک با بررسی کارنامه عملکرد آن درحوزه‌های مختلف می‌توان آن نگرانیها و دغدغه‌ها راارزیابی نمود و دراین میان رویه ورفتار این دولت در برابر کانون اصلی نقد وآگاهی یعنی دانشگاه، ملاک مناسبی برای ارزیابی عمومی عملکرد دولت نیز به دست خواهد داد.

الف. گزارشی از وضعیت یک سال گذشته

متاسفانه علیرغم آنکه رئیس جمهور در دوران فعالیت تبلیغاتی، بارها شائبه محدودکردن فضای جامعه و دانشگاه را رد کرده بود و در ماههای اخیر نیز به شکلی مداوم و کلیشه‌ای از حق فعالیت دانشمندان در بعد هسته‌ای سخن رانده است، باید اذعان داشت در یک سال گذشته جز تزریق مستقیم بودجه بیشتر برای مسائل رفاهی به دانشگاه‌ها (که درجای خود قابل تأمل و بررسی کارشناسانه است) نکته مثبت دیگری در مواجهه با دانشگاه‌ها درعملکرد دولت اقتدارگرا مشاهده نمی‌شود. از رفتار شخصی کارگزاران دولت و وزیر علوم گرفته تا سیاست‌هایی که در فضای دانشگاه‌ها پیگیری وپیاده می‌شود، همگی حاوی عصاره‌ای از تحقیر و محدودسازی، چه درعرصه‌های علمی، فکری و فرهنگی و چه در عرصه‌های سیاسی، اجرایی و مدیریتی است. مسیری که دولت پیشین در استقلال بخشی، واگذاری اختیارات به دانشگاه‌ها ودانشگاهیان، گشایش فرهنگی و پاسداری در حدتوان از امنیت و آزادی روشنفکران ودانشگاهیان و دانشجویان وبطور کلی حفظ حرمت و حیثیت دانشگاه‌ها در پیش گرفته بود، اینک بصورتی کاملاً معکوس و با بی‌تابی و تعجیل طی می‌شود. می‌توان شواهدی از این مدعا را ذیل عناوین زیر ارائه نمود:

1. تحقیر نهاد دانشگاه: متاسفانه برخی رویکردهای رسمی و رفتارهای وزیر علوم بیش از آنکه ناشی از اشتباهات شخصی تلقی شود، نشانگر میزان اهمیت و شأن دانشگاه‌ در نظر مجموعه دولت اقتدارگرا است. وزیری که حتی در کسب رأی اعتماد راه‌یافتگان همسوی مجلس هفتم نیز با کمترین اقبال مواجه شد. اظهارنظرهای عامیانه، جهت دار، غیرعلمی، اشتباه و تحقیر آمیز - مانند اعزام اساتید به حوزه‌های علمیه به جای فرصت مطالعاتی یا تأسیس ISI اسلامی- که از وی در رسانه‌ها منعکس شده است بوضوح میزان صلاحیت وزیر را برای تصدی سمتی که برعهده گرفته روشن می‌سازد. در دولتی که وزیر متصدی امور دانشگاهی آن نسبت به نهاد دانشگاه چنین بی‌پروا و نسنجیده سخن بگوید آیا از سایر کارگزاران انتظار بیشتری می‌توان داشت؟ اقدامات هدف داری همچون انتصاب مدیران دانشگاهی خارج از ضوابط علمی و نادیده گرفتن آراء و حتی تمایل اعضای هیأت علمی، تزریق مدیران و اعضای جدید هیات علمی از بیرون دانشگاهها، برخوردهای از سر بی اعتمادی با دانشگاهها مانند کنترل‌های امنیتی و نصب دوربین‌های مداربسته درساختمان‌ها، برخوردهای وسیع انظباطی و حراستی با دانشجویان، تلاش برای طرح و اجرای تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و واگذاری انتظامات دانشگاه‌ها به حراست، نمادها و نمونه‌های معنی داری هستند که تداوم آنها مخاطره آمیز است و هیچ افق روشنی رانشان نمی‌دهد. تبدیل دانشگاه‌ها به پایگاه حضور فیزیکی نیروهای شبه نظامی – شبه امنیتی با سوء استفاده از مسئله دفن شهدا نیز حرمت شکنی دیگر وظلم مضاعفی بود که هم بردانشگاه و هم بر شهدا روا داشته شده و در کارنامه عملکرد این دولت به یادگار خواهد ماند.

2. تحمیل مدیریت‌های سیاسی: در کارنامه دولت اقتدارگرا در سال گذشته تحمیل مدیران انتصابی، جایگزینی نیروهای تندرو، جناحی و دور از معیارهای علمی برجسته و نمایان است . بر خلاف بند الف ماده 42 قانون برنامه چهارم که بر حرکت به سوی استقلال دانشگاهها تأکید دارد، اقداماتی مانند متوقف کردن روند انتخابی شدن رؤسای دانشگاه‌ها ودانشکده‌ها که مایه رضایت و امید تمامی دانشگاهیان اعم از اعضاء هیأت علمی، دانشجویان و کارکنان بوده است، کاهش اختیارات و سلب استقلال نسبی دانشگاهها که با واگذاری اختیارات به هیات امنا از دولت گذشته آغاز شده بود، ‌ارمغان یکساله دولت به نهاد دانشگاه بوده است. به این فهرست می‌توان افزایش اختیارات برخی نهادها ازجمله حضور نماینده بسیج اساتید در شورای فرهنگی و برخوردهای تند و نامناسب با اعتراضات صنفی و دانشجویی را نیز افزود.

3. برخورد باتشکل‌ها وفعالان دانشجویی: تشکل‌های غیر وابسته دانشجویی وفعالان دانشجویی در سالی که گذشت بافشارها و دشواری‌های روزافزونی مواجه بوده‌اند. تعلیق مجوز فعالیت تعداد زیادی از تشکل‌ها، توقیف نشریات دانشجویی‌و دخالت یا اخلال در برگزاری انتخابات انجمن‌های اسلامی دانشجویان، بازداشت‌ها و احکام انضباطی سنگین برای فعالین دانشجویی، تعطیل و تعلیق و محدودیت نشریات مستقل دانشجویی، ‌محدود سازی فعالیت‌های فرهنگی و علمی و صنفی بسیاری از نهادهای دانشجویی، گوشه‌ای از این فشارها ونمایانگر سیاست‌های سخت و انقباضی دولت در حوزه فعالیت‌های دانشجویی است. به علاوه جریان هدایت شده وجهت داری نیز در دانشگاه‌های کشور مشاهده می‌شود که تلاش دارد با ایجاد و دامن زدن به اختلافات صوری و تقسیم بندی‌های مصنوعی میان فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی، علمی، صنفی و نیز مدعی تراشی برای فعالیت‌ها و تشکل‌های مستقل دانشجویی، ضمن فتح این گونه فعالیت‌ها و تشکل‌های غیر وابسته، با عناوین متنوع و ساختگی همه فضای دانشگاه را اشغال کرده و علاوه بر در اختیار گرفتن کامل فضا و راه‌اندازی بازی‌های زرگری و جریان‌های انتقادی صوری صدای انتقادی دانشگاه‌ها را مصادره کرده و کنترل نماید و یا حداقل بروز آن را تحت‌الشعاع جریان‌های وابسته قراردهد.

4. سلب امنیت و حرمت روشنفکران واستادان دانشگاه: علیرغم تلاش دولت اقتدارگرا برای طبیعی جلوه دادن وقایعی مانند بازنشستگی اجباری و حتی اخراج برخی از استادان مبرز دانشگاه، روند نگران کننده‌ای در ماههای اخیر در دانشگاه‌ها شروع شده است که تداعی کننده برنامه هماهنگی برای یک پاکسازی نرم و حذف تدریجی دانشمندان و خاموش کردن صدای روشنفکران و منتقدان برجسته در محیط دانشگاه و جایگزینی آنها با نیروهای کم توان، کم‌تجربه و البته جناحی است. این حرکت غیرعلمی، افراطی و زیان بار، علیرغم آنکه با واکنش‌های اعتراضی دانشگاهیان و دانشجویان همراه بوده اما متوقف نشده و تداوم آن بسیار نگران کننده و نامیمون است. بازنشستگی ناگهانی و اجباری استادان و متفکران برجسته و پرسابقه دانشگاه تهران، بازداشت دکتررامین جهانبگلو، اخراج و اختلال‌های اداری در کار استادان به نام برخی دانشگاههای دیگر، دانشگاهها و دانشگاهیان را با التهاب، بهت و نگرانی‌های جدیدی مواجه کرد. قطعاً چنین رفتارهایی در صورتی که هدایت شده باشد، موجب خاموش شدن شعله نظریات انتقادی نخواهد شد اما سابقه بسیار ناشایست و آثار درازمدت مخربی را در تاریخ دانشگاه در ایران برجای خواهد گذاشت.

5. اعمال شیوه‌های جدید گزینشی: یکی از حقوق اولیه آحاد شهروندان، حق ادامه تحصیل و حضور در دانشگاه است و علیرغم تلاش دولتهای گذشته برای افزایش تعداد و ظرفیت دانشگاهها، هنوز نحوه ورود به دانشگاه دغدغه اصلی اکثر خانواده‌های ایرانی است. متأسفانه به نظر می‌رسد، دولتی که شعار عدالت‌گستری وی گوش فلک را پرکرده است، نه تنها در زمینه تضمین فرصتهای تحصیلی برای عموم گامی برنداشته است، بلکه با ایجاد و تقویت سیستمهای گزینشی غیر علمی برای جذب دانشجو و استاد، تلاشهای جدیدی را برای تغییر بافت علمی و آکادمیک دانشگاهها آغاز نموده است. وضع واعمال امتیازها و رانتهای سیاسی در تحصیل، پمپاژ هدفمند اعضاء هیأت علمی همسو به دانشگاهها به جای اساتید مبرز بازنشسته و کوشش برای اختصاص سهمیه 40 درصدی رزمندگان به افراد و نهادهای خاص به دور از برخورداری از شرایط واقعی (که درجای خود و با توجه به شرایط بعد از جنگ قابل توجیه بود) محدودیتهای تازه در آزمون دستیاری پزشکی و گزینش دانشجویان تحصیلات تکمیلی، همه حکایت از اجرای برنامه‌ای دارد که درصورت موفقیت آن، هویت علمی و فرهنگی دانشگاه و فرصت و امکان رقابت برابر شهروندان ایرانی را از میان خواهد برد.

ب. تحلیل وضعیت موجود و چشم‌انداز آینده

اگر وظیفه اصلی دانشگاه را تولید دانش و آموزش نقاد بدانیم، بدیهی است سیاستها، معیارها و صلاحیتها تنها بر پایه به رسمیت شناختن استقلال علمی نهاد دانشگاه حتی فراتر از دانشجویان و دانشگاهیان قابل اجراست و هرچه فضای دانشگاه آزادتر و دانشگاه از نهادهای سیاسی مستقل تر باشد در نیل به اهداف خود موفق‌تر خواهد بود. اما گذری بر مجموعه عملکرد دولت جدید درعرصه دانشگاه‌ها نشان می‌دهد که نگاه دولت به نهاد دانشگاه ودانشگاهیان که البته متأثر از نگرش عمومی اقتدارطلبان است، دانشگاه را نهادی می‌داند که باید وظیفه کادرسازی و ایدئولوژی پردازی برای حاکمیت را داشته باشد. در این راستا به نظر می‌رسد پروژه‌ای برای ایجاد یک انقلاب فرهنگی کاذب درعرصه دانشگاه‌ها توسط برخی از نیروهای تندرو تعریف شده و پیگیری می‌شود تا از یکسو ورودی دانشگاهها اعم از هیأت علمی و دانشجو با ایجاد محدودیتهایی تنها به نیروهای مورد وثوق حاکمیت اختصاص یابد و از سوی دیگر خروجی آنها نیز تنها برای خدمت به ایدئولوژی حاکم مفید باشد. بازداشت یا احضار تعدادی از فعالان دانشجویی و اخراج و بازنشستگی اجباری و تعلیق اساتید دانشگاه، ایجاد قطبهای علمی موازی و فاقد پشتوانه در رشته‌های علوم انسانی برای دگرگونی مفاهیم، تقویت حضور اعضاء نهادهای نظامی در عرصه‌های مدیریتی و زمزمه‌هایی که درمورد گزینش مجدد اعضاء هیأت علمی شنیده می‌شود همه و همه زمینه‌هایی برای دستیابی به اهداف یاد شده است. اقداماتی که تمامی آنها را باید به منزله زنگ خطری دانست که اگر راه تداوم آنها سد نشود عاقبت روشنی نداشته و رشد تصاعدی آمار فرار مغزها و خروج بی بازگشت نخبگان و سرمایه‌های انسانی از کشور کمترین هزینه آنها خواهد بود.به علاوه در کوتاه مدت نیز ایجاد محدودیتهای سیاسی و فرهنگی در فعالیتهای دانشجویی و نا امیدی نسبت به آینده تحصیلی و شغلی، منجر به رشد ناهنجاریهای اجتماعی از جمله اعتیاد، انفعال، فساد درانحراف و حتی خودکشی در محیطهای دانشجویی شده است که جای نگرانی جدی دارد.

کمیته دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی کارنامه دولت جدید درعرصه دانشگاه‌ها را منفی وغیر قابل دفاع ارزیابی نموده، با هشدار نسبت به شدت یافتن برخوردهای امنیتی با فعالیت‌های دانشجویی و دانشگاهی و عواقب سیاستهای موجود، ریشه این رویکردهای نامبارک به دانشگاه را علاوه بر سوءتدبیر، در برداشت غلط و محاسبات اشتباه نیروهای تندرو از جامعه و دانشگاه می‌داند. کمیته دانشجویی با یادآوری اینکه سیاستهایی مشابه آنچه در اهداف اقتدارگرایان مشاهده می‌شود، در کشورهای کمونیستی و رژیم شاهنشاهی تجربه شده و به شکست انجامیده است، تأکید دارد تنها رفتار مسئولانه و ملی‌ای که می‌تواند منجر به حفظ حرمت وحریم دانشگاه‌ها و توسعه علمی کشور شود، پیگیری، بسط، گسترش و تعمیق روندی است که در دولت اصلاحات شروع شد. روندی که مبتنی بر به رسمیت شناختن نهاد دانشگاه به عنوان عرصه جریان داشتن تکثرعلمی، فرهنگی و فکری، تضاب آراء، تمرین همزیستی و مدارا، تمرین استقلال و هم پذیری و همکاری نخبگان همچنین به رسمیت شناختن آزادی‌های آکادمیک و مشارکت و جلب نظر دانشگاهیان و دانشجویان در اداره فضای دانشگاه است.

+ نوشته شده توسط سردبیر در جمعه دوم تیر 1385 و ساعت 20:4 |