سرمایه-محسن صفايي فراهاني:دولت نهم، حدود 10 ماه است كه مستقر شده است و اين مدت زمان كافي نيست تا كارشناسان با استناد به آن بتوانند قضاوتي دقيق از عملكرد و مدل تصميمگيري دولت، ارايه كنند، ولي آنچه شواهد از نوع تصميمهايي كه دولت در زمينههاي اقتصادي مانند كاهش نرخ سود تسهيلات بانكي، برداشت از حساب ذخيرهء ارزي يا واردات و ديگر موارد اقتصادي، موجود است، جملگي بيانگر اين واقعيت است كه دولت، به هيچ عنوان مسايل اقتصادي را با نگاه بلندمدت ارزيابي نميكند. در واقع دولت، قصد اصلاح ساختار اقتصادي و تداوم يك روند باثبات در سيستم اقتصادي كشور را ندارد، نتيجهء چنين نگرشي آن است كه صاحبان قدرتهاي اقتصادي، صاحبان صنايع و مديران اجرايي قادر نيستند در چارچوب يك حركت منطقي متكي به برنامهريزي بلندمدت دولت، برنامهريزي كارآمدي در حوزهء فعاليت خود داشته باشند. در مقابل، در مسايل جزيي، نگاه دولت رضايت و رفاه آني مردم است و به همين دليل، سال گذشته، شاهد ورود انواع و اقسام اقلامي حتي نظير ميوه به داخل كشور بوديم تا مردم كمبودي را در برخي زمينهها احساس نكنند. دولت با اين گونه اقدامات، چند هدف عمده را تعقيب ميكرد، از جمله پاسخگويي به نيازي كه دولت در زمينهء تامين ريال و تبديل دلارهاي نفتي احساس ميكرد و بهترين راه حل براي تبديل دلار به ريال را واردات كالاهاي مصرفي ميدانست. زيرا پول كالاهاي مصرفي سريعتر، تبديل و جذب شده و ريال آن به صندوق دولت واريز ميشود. از سوي ديگر، با ورود كالاهاي مصرفي اين احساس به مردم دست ميدهد كه تنوع در بازار خريد بهوجود آمده و امكان انتخاب بيشتري را دارند و به همين دليل، رضايت مقطعي در مصرفكنندگان ايجاد ميشود. در اثبات غلبهء ديدگاه كوتاهمدت اقتصادي در دولت، ميتوان به افزايش دستمزد كارگران اشاره كرد. دولت، به ظاهر، دستمزدها را اضافه كرده است و طبيعتائ تعداد زيادي از حقوقبگيران جزء، از اين تصميمگيري دولت احساس رضايت نسبي دارند ولي به نظر ميرسد، عليالقاعده، دولت نبايد به دنبال جلب رضايت نسبي مردم در كوتاه مدت و به هر قيمتي باشد، دولت، مسووليت كلان دارد و بايد نگاه بلندمدت داشته باشد، از اينرو، لازم است تصميماتي اتخاذ كند كه ساختارهاي اقتصادي جامعه را به صورت نهادينه بهبود ببخشد و زمينه پايداري جامعه در روندي كه دولت برنامهريزي كرده را فراهم آورد. دولت بايد رفاه بلندمدت مردم را هدفگيري كند كه به معناي كاهش تورم، ايجاد اشتغال، ثبات بازار و ثبات قيمتها است .از زاويه محك قرار دادن برنامه چهارم توسعه نيز جاي ترديد نيست كه يكي از اهداف عمده، بر مبناي پيريزي تقويت اقتصاد غيردولتي تعريف شده است.اين مساله زماني امكان تحقق خواهد يافت كه روند تصميمگيريها روندي معقول، منطقي و قابل پيشبيني باشد، اگر تصميمگيريها، كوتاهمدت باشد، امكان اينكه بخش غيردولتي توان فعاليت در اين اقتصاد را بيابد و حضوري جدي و مسوولانه داشته باشد را نخواهد يافت، چرا كه در چنين تصميمگيريهايي، بخش خصوصي، حاضر به پذيرش ريسك نخواهد بود. اين در حالي است كه برنامه چشمانداز بيست ساله تصويب شده و مراحل قانوني خود را طي كرده و از آنجا كه ابلاغ هم شده است طبيعتائ هر دولتي كه مستقر شود، موظف است در قالب برنامه چشمانداز حركت كند، زيرا در برنامه چشمانداز تدابيري براي تنظيم اركان جامعه انديشيده شده است.اما در روند كنوني عملا ئ هم برنامه چشمانداز و هم برنامه چهارم توسعه كنار گذاشته شده است و سياست روزمرهاي، درجامعه در حال پياده شدن است كه نتايج آن نيز كاملائ قابل پيشبيني است.
جبهه مشاركت ايران اسلامي ضمن محكوم كردن اقدامات تروريستي در جاده بم- كرمان اعلام كرد كه چنين اقداماتي به دليل اتخاذ روشهايي صورت ميگيرد كه بخشي از جامعه ايراني را از ساير بخشها مجزا ميكند.
هادي حيدري، دبير شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با اشاره به جلسه دوشنبهشب اين شورا، گفت: در اين جلسه اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي نسبت به وضعيت مناطق خاص از كشور ابراز نگراني كردند.
به گفته وي، در اين جلسه همچنين ضمن ابراز تاسف عميق از شهادت جمعي از هموطنان عزيز در حادثه جنايتكارانه و تروريستي جاده بم- كرمان، از مسوولين كشور خواسته شد نسبت به تامين امنيت كشور تمام تلاش خود را به كار ببندند.حيدري افزود: به نظر جبهه مشاركت چاره اصلي مبارزه با چنين اقدامات جنايتكارانهاي نرمافزاري است و هر چند تمام امكانات امنيتي و انتظامي كشور براي برخورد با اين پديدههاي نوظهور بايد به كار گرفته شود، ولي نقش اصلي را بايد به اصلاح روشهايي داد كه به هر علت بخشي از جامعه ايراني را از ساير بخشها مجزا ميكند.
وي بيان كرد: در جلسه دوشنبه شب شوراي مركزي جبهه مشاركت همچنين پيرامون دستور كنگره آينده و پيشنويس خط مشي و برنامههاي اجرايي حزب در دو سال آينده بحث و ادامه آن به جلسات آينده موكول شد.
ایلنا:دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي هدف حزب متبوع خود را از رايزني با شخصيتها و احزاب سياسي، اصلاح روند پيگيري پرونده هستهاي در داخل كشور بيان كرد و گفت: معتقديم بيشترين بهانه براي فشار به ايران از درون كشور به وجود ميآيد، بنابراين به رايزنيهايمان در اين زمينه ادامه ميدهيم.
محمدرضا خاتمي با بيان اينكه جبهه مشاركت تنها حزبي است كه در مورد پرونده هستهاي ايران فعال عمل كرده است، افزود: ما دو مسير را پيش رو داشتيم؛ اول اينكه با افكار عمومي صحبت كنيم و نگرانيهايمان را به جامعه منتقل كنيم، كارهاي مختلفي نيز در اين زمينه انجام شد از جمله بيانيه هستهاي مشاركت كه در اسفندماه سال گذشته منتشر اما با بايكوت خبري مواجه شد.
وي تصريح كرد: بعد از آن به طور رسمي به ما اخطار كردند كه در صورتي كه موضعگيري علني درباره پرونده هستهاي داشته باشيم، با حزب برخورد خواهد شد، بنابراين تنها راهي كه براي ما باقي ماند اين بود كه به رايزنيهايمان ادامه دهيم و نگرانيها و راه حلهايي را كه به نظرمان ميرسد، منتقل كنيم.
خاتمي ديدار و رايزني جبهه مشاركت با ناطق نوري، هاشمي رفسنجاني، حسن روحاني, محمد خاتمي, مهدي كروبي, مهندس موسوي, احزاب اصلاحطلب و گروههاي سياسي را در راستاي بيان نگرانيهاي اين حزب در مورد پرونده هستهاي توصيف كرد و افزود: حتي از اعضاي شوراي عالي امنيت ملي هرچند كه ميدانيم نقش چنداني در اين مسير ندارند، تقاضاي ديدار كرديم, از دبير شوراي عالي امنيت ملي چه به صورت تلفني و چه به صورت رسمي درخواست كرديم كه وقت بگذارند تا بتوانيم نظراتمان را با ايشان در ميان بگذاريم اما آنها حتي حاضر به شنيدن حرف ما نشدند.
وي تصريح كرد: تحليلمان اين بود كه درون جناح راست حزبي كه تاثير بيشتري دارد، حزب موتلفه اسلامي است، بنابراين تصميم گرفتيم كه به عنوان يك حزب نگرانيهايمان را با آنها در ميان بگذاريم.
دبيركل جبهه مشاركت بحثهاي مطرحشده در جلسه مشترك اعضاي اين حزب با حزب موتلفه اسلامي را منحصر به پرونده هستهاي ايران عنوان كرد و گفت: در اين جلسه ما ديدگاههايمان را به طور مفصل توضيح داديم اما اعضاي حزب موتلفه ترجيح دادند بيشتر سكوت كنند و كمتر وارد اصل ماجرا شدند.
وي افزود: پيشنهاد اين بود كه در رابطه با ابعاد فني, سياسي و تبعات اقتصادي پرونده هستهاي بنشينيم و با هم صحبت كنيم، بنابراين بنا شد كميتههاي مشتركي در اين زمينهها تشكيل گردد.
خاتمي تصريح كرد: پس از آن ما مرتب تماس گرفتيم و گفتيم كه تيمهايمان براي اين كميتهها آماده هستند اما از طرف حزب موتلفه اسلامي جوابي نشنيديم.
وي با بيان اينكه گاهي دوستان حزب موتلفه اسلامي در رسانهها مطالبي را ميگويند كه با واقعيت منطبق نيست، مانند بحث انتشار بيانيه مشترك، افزود: در جلسه مشترك يكي از دوستان حزب موتلفه اسلامي پيشنهاد كرد كه به رييسجمهور چين نامه مشترك بنويسم اما ما نپذيرفتيم، چون هدف از اين نشست را تغيير روند پيگيري پرونده هستهاي در داخل كشور ميدانستيم و معتقديم هر روز كه ميگذرد، اصلاح اشتباهات گذشته سختتر ميشود و هزينه بيشتري را بايد بپردازيم.
دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي اظهار داشت: در اين جلسه هر دو حزب ديدگاه مشترك داشتند كه اگر مساله انرژي هستهاي با مصالح و منافع ملي تداخل كند، به طور حتم بايد اصلاحي در روند پيگيري پرونده هستهاي صورت گيرد.
خاتمي با اشاره به نامه احمدينژاد به بوش، اين نامه را در روندپرونده هستهاي ايران موثر ندانست و گفت: تصور خود احمدينژاد هم اين نبود كه اين نامه در مساله هستهاي ايران تاثير خواهد داشت. رييسجمهوري عادت دارد كه به داخل كشور يا به جامعه جهاني شوك وارد كند، بنابراين صلاح ديده است كه نامهاي به بوش بنويسد.
وي در پاسخ به اينكه آيا اين نامه به شكستن تابوي 27 ساله گشايش در روابط ايران و آمريكا كمك ميكند، گفت: مجموعه اقداماتي كه درون حكومت صورت ميگيرد، نشان ميدهد كه اصل خود آقايان هستند، بنابراين اگر تصميم بگيرند رابطه با آمريكا اشكالي نخواهد داشت، البته اگر آنها اين رابطه را برقرار كنند و اگر ديگران بخواهند رابطه با آمريكا برقرار كند, از نظر آنها اين رابطه اشكال دارد.
خاتمي در عين حال بيان كرد كه اين تصور در بين مردم و حكومت در حال شكلگيري است كه آنچه مهم است مصلحت جامعه است.
وي افزود: اگر اين اصل در نظر گرفته شود كه وظيفه اصلي حكومت تامين مصالح و منافع جامعه است و نه چيز ديگر، گام مثبتي برداشته شده است، فارغ از اينكه اين اقدامات با چه نيتي انجام ميشود.
دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه سخنانش در پاسخ به اظهارات مهدي كروبي مبني بر اينكه حزب اعتماد ملي با كساني كه انتخابات مجلس هفتم و رياستجمهوري را تحريم كردند، ائتلاف نميكند، گفت: تكليف انتخابات مجلس هفتم روشن است، ما بر اساس نظرات دو بزرگوار يعني رييسجمهور و رييس مجلس وقت كه گفتند نتيجه انتخابات روشن شده است، در آن شركت نكرديم، چون وقتي گفته ميشد 180 نفر كه قرار است به مجلس بيايند از قبل مشخص شدهاند، دليلي براي شركت در انتخابات نميماند.
وي تصريح كرد: در انتخابات رياستجمهوري پيشنهاد ما اين بود كه مبنايي مانند نظرسنجي براي ائتلاف اصلاحطلبان گذاشته شود، معتقد بوديم نبايد گفته شود كه همه بيايند حول من ائتلاف كنند و به همين دليل هم كانديداي حزبي در انتخابات معرفي نكرديم.
به گفته خاتمي، گذشتن جبهه مشاركت از كانديداي حزبي خود در انتخابات رياستجمهوري نشان ميداد كه اين حزب حاضر است با احزاب ديگر درون جبهه اصلاحات ائتلاف كند به شرط اينكه مبناي اين ائتلاف مشخص باشد.
وي ائتلاف اصلاحطلبان را در دو انتخابات پيش رو ضروري خواند و اظهار داشت: انتخابات رياستجمهوري اصلاحطلبان را به اين نتيجه رساند كه حتي اگر بتوانند از موانعي مانند نظارت و اجراي انتخابات عبور كنند و انتخابات سالم برگزار شود، با ليستهاي متعدد احتمال پيروزي آنها در انتخابات بسيار كم خواهد بود.
خاتمي تصريح كرد: استراتژي جبهه مشاركت ائتلاف در انتخابات پيش رو است و ما هيچ پيششرطي براي ائتلاف نداريم، با همه گروهها گفتوگو ميكنيم و معتقديم كه اكنون 99 درصد احزاب اصلاحطلب به ضرورت ائتلاف ملتزم و پايبند هستند.
دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه انتخابات مجلس خبرگان رهبري به دليل نوع برگزاري آن و عملكرد اين مجلس نتوانسته است جايگاه مناسبي در بين مردم داشته باشد، افزود: اگر آقايان بخواهند به گونهاي عمل كنند كه حتي افراد سرشناس در اين انتخابات ردصلاحيت شوند، اساس جمهوريت ريشهكن ميشود و اگر يك عدهاي با سليقه خاصي دور هم جمع شوند و تشخيص دهند كه چه كساني وارد مجلس خبرگان شود و چه كساني نشوند، اين ديگر انتخابات نيست.
وي تصريح كرد: انتخابات مجلس خبرگان رهبري يك انتخابات صنفي است و مشاركت به عنوان يك حزب علاقهاي ندارد كه در آن به طور مستقيم وارد شود، بنابراين ترجيح ميدهيم در اين انتخابات كه از ليست مجمع روحانيون مبارز و مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم حمايت كنيم.
خاتمي در مورد احتمال كنارهگيري خود از دبيركلي جبهه مشاركت ايران اسلامي، گفت: بنده سال گذشته از دبيركلي مشاركت استعفا دادم اما پذيرفته نشد. امسال دوره دبيركلي من تمام ميشود و انتخابات جديد برگزار ميشود، بنابراين بايد ببينيم كه چه كساني عضو شوراي مركزي مشاركت ميشوند تا از بين خود دبيركل را انتخاب كنند.
وي همچنين بيان كرد كه عدم صدور مجوز روزنامه ايرانيان از سوي هيات نظارت بر مطبوعات به جبهه مشاركت اعلام نشده و اين حزب از طريق رسانهها در جريان اين خبر قرار گرفته است.
ايسنا: سيدمحمدرضا خاتمى دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامى تصريح كرد كه حزب متبوعش در انتخابات خبرگان از مجموعه كانديداهاى روحانيون اصلاح طلب حمايت خواهد كرد.دبيركل جبهه مشاركت گفت: ترديدى نيست كه در ساختار حكومتى كه در قانون اساسى تعريف شده، مجلس خبرگان جايگاهى ويژه و شايد مهمترين جايگاه را داشته باشد، اما به دو دليل اين جايگاه مورد توجه مردم واقع نشده است.وى نحوه برگزارى انتخابات خبرگان را از دلايل آنچه بى توجهى به اين انتخابات مى خواند، دانست و افزود: در انتخابات خبرگان فضاى رقابت بسيار محدود و تنگ است. دليل ديگر گرايش نداشتن مردم به اين انتخابات اينجاست كه خبرگان در طول سه دوره گذشته نتوانستند نقش خود را طبق آنچه در قانون تعيين شده ايفا كنند. دبيركل جبهه مشاركت در ادامه با بيان اينكه تصويرى از انتخابات آينده ندارد، گفت: متاسفانه نشانه اى براى اينكه بخواهد تحولى در اين انتخابات ايجاد شود، وجود ندارد، گرچه همه بايد سعى كنيم تا از هر طريق ممكن بتوانيم اهميت اين مجلس را گوشزد و در راه بهتر برگزار شدن و واقعى شدن انتخاباتش تلاش كنيم.خوشبختانه براى اولين بار در انتخاباتى كه پيش روست، شاهديم كه مجموعه روحانيون اصلاح طلب در حال فعال شدن هستند و تلاش مى كنند و انسجام مى يابند. اين نقطه اميدى است كه شايد بتوان در آينده روى آن حساب كرد.خاتمى درباره اينكه آيا ممكن است احزاب اصلاح طلب روى هاشمى به اجماع رسند، خاطرنشان كرد: انتخابات رياست جمهورى گذشته نشان داد كه بايد با ديد بازتر و دايره گسترده ترى در امورى مثل انتخابات وارد شد، به ويژه مسئله اى مثل خبرگان كه دايره انتخاب مردم بسيار محدودتر است.وى ادامه داد: ما در دور دوم انتخابات رياست جمهورى هم از آقاى هاشمى دفاع كرديم، طبعاً حالا هم بايد منتظر شويم ببينيم شرايط چگونه مى شود.گاهى ممكن است حوادثى اتفاق بيفتد كه بسيارى از نيروهايى كه به نظر مناسب هستند، حتى خودشان حاضر نباشند شركت كنند. بهتر است به جاى اينكه راجع به افراد صحبت كنيم، درباره شرايط انتخابات حرف بزنيم.وى در پاسخ به اين پرسش كه آيا اجماعى با ساير احزاب اصلاح طلب خواهيد داشت، خاطرنشان كرد: اصلاً استراتژى حزب در انتخابات براساس ائتلاف است و اين نظريه بعد از انتخابات رياست جمهورى گذشته تقويت شده است. به همين دليل ما با نيروهاى اثرگذار اصلاحات نشست هاى مداومى داريم كه انشاءالله بتوانيم به اين ائتلاف دست پيدا كنيم.خاتمى در ادامه درباره تحليلش از نامه رئيس جمهور به بوش ابراز عقيده كرد: ما هم مثل آنهايى كه از اين نامه حمايت مى كنند و يا اين نامه را نوشتند، هيچ تحليلى نداريم.
از ميان نكوهش هايى كه در حق سيدمحمد خاتمى روا مى شد، يكى هم فيلسوفانه سخن گفتن او در مقام سياستمدارى بود كه قاعدتاً بايد روشن و شفاف سخن گويد و خاتمى مبهم و نهان حرف مى زد. اما چرخ روزگار رئيس جمهورى را به ما عطا كرده كه نه سياستمدارانه و نه فيلسوفانه كه پيامبرانه سخن مى گويد! محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى ايران پس از آن كه پاسخى از جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا به نامه اش دريافت نكرده، در اندونزى گفته است: «اين نامه بسيار فراتر از موضوع هسته اى بود و ما اصولاً مسئله هسته اى را مهم نمى دانيم كه بخواهيم در مورد آن نامه اى بنويسيم. ما به دنبال حل مسائل اساسى تر جهان هستيم. اين نامه دعوتى به توحيد و عدالت و فرهنگ انبيا بوده است.»
آيت الله احمد جنتى فقيه همفكر با رئيس جمهور نيز ديروز در نماز جمعه تهران گفته است كه «اين نامه فوق العاده است و عقيده من اين است كه از الهامات خدا بود.»
اكنون جاى اين پرسش وجود دارد كه رئيس جمهور برگزيده خداوند است يا خلق؟ كار رئيس جمهور رصد الهامات الهى است يا تدبير امور مردم؟ براى پاسخ به اين پرسش ضرورى است بار ديگر جايگاه و وظايف رياست جمهورى در ايران را مرور كنيم: رئيس جمهور در ايران رئيس قوه مجريه است. پس از بازنگرى قانون اساسى ايران در سال ۱۳۶۸ عملاً مقام رياست نظام سياسى (كه از طريق وظيفه قانونى هماهنگى قوا محقق مى شد) به مقام رهبرى محول شد چرا كه اين مقام براساس قانون اساسى نه فقط مقامى مذهبى كه حاكم بر قواى سه گانه است و كار هماهنگى قوا و نيز حل معضلات نظام كه از طرق عادى قابل اصلاح نيست بر عهده رهبرى قرار گرفته است. بنا به همين جابه جايى، پربيراه نيست كه مهمترين مسئوليت رئيس جمهورى اسلامى را رياست قوه مجريه و برخى نهادهاى تركيبى (مانند شوراى امنيت ملى يا شوراى انقلاب فرهنگى) بدانيم و ثابت كنيم كه «رئيس جمهور» (چه خاتمى چه احمدى نژاد) درواقع «رئيس دولت»، «رئيس كابينه»، «رئيس الوزرا» و حتى همان نخست وزيرى است كه در بازنگرى قانون اساسى حذف شد.
بر اين مبنا رئيس جمهور هيچ وظيفه تبشيرى ندارد. كار او اجراى منويات نظام سياسى است كه از سوى نهادهايى مانند مجلس، شوراى نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت يا رهبرى تعيين مى شود. اين نكته اى بود كه اصلاح طلبانى چون خاتمى بسيار دير به آن رسيدند اما اصولگرايانى مانند احمدى نژاد از آغاز بر آن پاى فشردند. اصولگرايى را با عمل گرايى آميختند و به جاى سخنورى درباره دموكراسى و تجدد در سفر به اروپا و آمريكا در باب ازدواج جوانان و لوله كشى آب و گاز و وام مسكن در سفر به سيستان و بلوچستان و لرستان سخن گفتند. اما عجبا كه رئيس جمهور هنگامى كه به جورج بوش مى رسد پيام پيامبرانه سر مى دهد و بر جاى مراجع تقليد و مجتهدان جامع الشرايط مى نشيند. مردم ايران به خاتمى راى داده بودند كه براى آنان دموكراسى به ارمغان آورد اما او بيش از آنكه دموكراسى را مستقر سازد درباره دموكراسى نظريه پردازى كرد. هشت سال بعد محمود احمدى نژاد صاحب راى شد و خطابه ها در نقد و نفى «حرف زدن بدون عمل كردن» خواند اما خود هرازگاهى از عالم غيب تحفه اى به جهان واقع مى آورد. نامه محمود احمدى نژاد به جورج بوش پس از سخنان روحانى رئيس جمهور در سازمان ملل متحد و گزارش آن در ديدار با آيت الله جوادى آملى و وعده هاى غريب و قريب براى بهبود اوضاع جهان و... آخرين سخن آرمان گرايانه رئيس جمهور جديد ايران است. نامه به بوش همان گونه كه برخى دولتمردان پيش بينى مى كردند مى توانست فتح باب تازه اى در مناسبات ايران و جهان غرب باشد. همان نظام سياسى اى كه منوياتش بايد مورد توجه رئيس جمهور قرار گيرد پس از ربع قرن تصميم گرفته كه باب مذاكره اى محدود و محتاطانه با ايالات متحده آمريكا را بگشايد. نامه احمدى نژاد به بوش نيز اگر جز در چارچوب اين منويات مورد اجماع نهادهاى عالى نظام (مجلس و شوراى نگهبان و رهبرى) نبود، معنايى جز نصيحت نداشت. چنين نصايحى در هر موقعيتى از آقاى احمدى نژاد شنيدنى بود به خصوص آنجا كه خود را «آموزگار» معرفى مى كند. اما در مقام رئيس جمهور، احمدى نژاد «مجرى» نظامى است كه بايد براى تصميم هاى خود هزينه پرداخت كند. هزينه شكستن تابوى هرگونه رابطه مستقيم با آمريكا كه يك بار براساس محاسبه همين هزينه ها رئيس جمهور سابق ايران به دليل مصاحبه با شبكه تلويزيونى CNN مورد انتقادات شديدى قرار گرفت. احمدى نژاد اما در كمال خونسردى اين خط قرمز را شكست بدون آنكه براى عزت ايران و صلح با جهان ارمغانى آ ورد. جورج بوش و دستگاه سياست خارجى آمريكا با سردمزاجى با نامه احمدى نژاد برخورد كرد و بدون آنكه هزينه اى به آمريكايى ها تحميل شود، ما يك به يك از خط قرمزهاى خود (از قبح مذاكره تا منع مكاتبه) عبور كرديم بدون آنكه به خاكريز تازه اى رسيده باشيم، بوده اند ملت هايى مانند چينى ها كه تصميم آنها براى مذاكره با آمريكا به بمب خبرى تبديل شد اما آنچه پس از نامه احمدى نژاد رخ داد بمب خبرى نبود، آب سرد بود. به راستى واكنش سرد آمريكا (كه براى هر ايرانى تحقيرآميز و ناراحت كننده است) به نامه رئيس جمهور ايران (كه اكنون نماينده همه كسانى است كه به او راى داده يا نداده اند) براى كارگزاران سياست خارجى و امنيت ملى ايران قابل پيش بينى نبود؟ شايد نويسندگان نامه سعى كرده اند متنى را تنظيم كنند كه در آن با شرح تناقض هاى سياست خارجى آمريكا جورج بوش را ناگزير از اقرار يا سكوت كنند اما چنين روشنگرى هايى نه فقط از ايشان كه هر روز از هزاران روشنفكر ضدآمريكايى جهان برمى آيد كه بديهياتى چون نقض حقوق بشر در گوانتانامو يا جنگ افروزى آمريكا در عراق و افغانستان يا نقض حقوق سياهان و... را به ياد بوش بياورند. آمريكا قطعاً براى مواردى از اين دست پاسخى ندارد اما خطا است كه تصور كنيم كاخ سفيد در پى اقناع جهان است چرا كه خود بارها تاكيد كرده ايم آمريكا جهان را به قهر مى گيرد نه منطق و منطق تنها زمانى به كار مى آيد كه قهر را مدلل كند يا معلل. در همين جا است كه محمود احمدى نژاد در دام منطقى مى افتد كه ديرى است روشنفكران دينى را گرفتار خود كرده و آن استدلال براساس همان معيارهاى مدرن است. در حالى كه محمود احمدى نژاد هرگز با مردم ايران از دموكراسى و حقوق بشر حرف نمى زند و ترجيح مى دهد به جاى جمهورى اسلامى از دولت اسلامى سخن بگويد اما دست كم در پنج جاى نامه احمدى نژاد به بوش از او خواسته شده اعمال آمريكا را با محك ليبراليسم و حقوق بشر بسنجد. بر فرض آن كه بوش به احمدى نژاد جوابيه اى بنويسد آيا احمدى نژاد از رئيس جمهور آمريكا خواهد پذيرفت كه همين محك را درباره ايران به كار برد؟ احمدى نژاد با تشابه آموزه هاى انبيا (موسى(ع) و عيسى(ع) و محمد(ص)) با ارزش هاى ليبرالى و اشاره درست به ريشه هاى دينى و مسيحى و ابراهيمى حقوق بشر عملاً در زمين كسى بازى مى كند كه دشمن او است. بديهى است كه عملكرد ايالات متحده در گوانتانامو مخالف نص اعلاميه جهانى حقوق بشر است يا حمله غير قانونى آمريكا به عراق برخلاف اصول منشور ملل متحد (حتى در بيرون از فرضيه دفاع مشروع) است اما اگر براساس همين اعلاميه ها، بوش به نقد رفتارهاى ايران بپردازد، احمدى نژاد چه پاسخى خواهد داد؟ تمايز اصولگرايان از اصلاح طلبان چيزى جز اين نبود كه آنان از پايه به نقد تجدد مى رفتند و از اساس در بازى سنت و مدرنيته شركت نمى كردند و بنابراين حداقل در هنگام آميزش اسلام و تجدد و نظام اسلامى و نظام بين الملل دچار التقاط يا انحراف از اصول نمى شدند. احمدى نژاد در داخل ايران اينچنين است اما در جهان خارج عملاً به نسخه اى كم رنگ از تصوير خاتمى تبديل شده كه اگر خاتمى سخن از گفت وگوى تمدن ها سر مى داد يا از ائتلاف براى صلح مى گفت (و به دليل زاويه نگاه و پايگاه خود مورد استقبال جهان قرار مى گرفت) احمدى نژاد از تبعيد اسرائيل يا تبشير بوش سخن مى گويد (و با وجود نيت خير احمدى نژاد مورد نقد قرار مى گيرد). تبشير و تبليغ رسالت انبيا كار هيچ كس جز خود انبيا و شايد اوليا نيست. قياس نامه نگارى «احمدى نژاد- بوش» با نامه نگارى «امام خمينى- گورباچف» يا حتى نامه پيامبر گرامى اسلام به پادشاهان ايران و روم قياس مع الفارق است. پيامبر اسلام يا امام خمينى انتظار پاسخى نداشتند، آنان به وظيفه شرعى خود عمل مى كردند چرا كه لباس تبليغ دين خدا را پوشيده بودند اما كسى كه رداى رياست جمهورى را پوشيده وظيفه اى شرعى جز اين ندارد كه موجوديت و هويت جمهورى اسلامى ايران را در اين شرايط خطرناك بين المللى حفظ كند. مردم براى نبوت به پيامبران راى نمى دهند يا با راى مراجع تقليد خود را انتخاب نمى كنند. آنان به مدد وحى، نبى يا تقوى، فقيه مى شوند اما روساى جمهور با راى رئيس جمهور مى شوند. با سلب راى مردم يا با پايان دوره رياست جمهورى، روساى جمهور ديگر رئيس جمهور نيستند اما انبيا و فقها تا زمانى كه وحى يا علم و تقوا با آنها است، نبى و فقيه اند. اصلاح طلبان به خاتمى راى نداده بودند تا به مدد راى اكثريت فيلسوف شود و اصولگرايان به احمدى نژاد راى نداده اند تا به مدد راى اكثريت منجى جهان بشريت شود چرا كه فرهيختگى و نجات بخشى ربطى به خود خواست و راى اكثريت و اقليت ندارد. مردم به احمدى نژاد راى دادند تا در صلح، رفاه، آزادى و برابرى زندگى كنند و از جنگ، فقر، استبداد و ظلم دور باشند. خاتمى نمى خواست «قهرمان» شود، اما احمدى نژاد اصرار دارد كه «ناجى» ناميده شود. آقاى احمدى نژاد بايد به اين پرسش پاسخ دهد كه اگر هدف از نامه نگارى به جورج بوش جز يافتن راهى براى حفظ اقتدار (بهره مندى ايران از انرژى هسته اى)، صلح (پرهيز از جنگ و خشونتى كه آمريكا درصدد تحميل آن است) و توسعه ايران (پرهيز از تحريم و محاصره اقتصادى) نبوده، با چه تحليل و جوازى بر ربع قرن اندوخته قطع رابطه و مذاكره و مكاتبه با آمريكا (كه مى توانست در هر مذاكره اى برگ برنده ايران باشد) چنين چوب حراج زده است؟ به چه حقى رئيس جمهور از وظايف قانونى خود به عنوان مجرى اراده ملت و نماينده نظام به جايگاه يك دعوت كننده تغيير موقعيت داده است؟ به اعتقاد شيعه جهان منجى غايبى دارد كه زمان ظهور او براى گسترش دين خدا پنهان است. ايران اما رئيس جمهورى مى خواهد كه صلح و امنيت آن را تامين كند. منجيان جهان نيازى به راى مردم جهان ندارند، اما آنكه با راى مردم بر سرير قدرت نشسته جز انجام خواسته اين مردم كار ديگرى ندارد حتى اگر خود را ناجى جهان بداند.
ایسنا ۱۹/۲/۸۵ :
خبرگزاري رويتر گزارش داد، رييس جمهور ايران در نامه به همتاي آمريكايياش به طور مفصل آنچه خطاهاي سياست خارجي آمريكا ميخواند را شرح داده و از تحقيق علمي به عنوان يكي از حقوق اساسي ملتها دفاع كرده است.
اين خبرگزاري انگليسي افزود در اين نامه 18 صفحهاي كه نسخهاي از آن امروز (سهشنبه) به دست رويتر رسيده به طور كلي اين بحث مطرح شده است كه ارزشهاي ديني مشترك جهاني بايد بر حيات سياسي حكومت كند.
اين گزارش افزود، اما احمدي نژاد رييس جمهور ايران در نامه خود به جورج بوش، همتاي آمريكايياش هيچ طرحي را براي حل اختلافات غرب با تهران بر سر تقاضاهاي هستهيي اين كشور ارايه نكرد.
بر اساس اين گزارش، به نظر ميرسد كه نامه تهران به مقايسهي حمله سال 2003 آمريكا به عراق با تهديدهاي واشنگتن عليه تهران ميپردازد.
در اين نامه آمده است كه آمريكا براي توجيه جنگ دروغ گفت و اكنون از عواقب آن رنج ميبرد.
بر اساس اين گزارش نامه احمدي نژاد كه به گفته مقامات آمريكايي در 16 صفحه فارسي و ترجمهي انگليسي آن در 18 صفحه روز گذشته (دوشنبه) به كاخ سفيد تحويل داده شده، آمده است: تراژدي بزرگ عراق به بهانهي وجود سلاحهاي كشتار جمعي به وجود آمد و هم مردم كشور اشغال شده و هم اشغالگران را غرق كرد.
رويتر به نقل از احمدي نژاد نوشت: در موضوع عراق دروغهايي گفته شد و نتيجه چه بود؟ شك ندارم كه دروغ گفتن در هر فرهنگي مورد سرزنش است و دوست نداريد كه به شما دروغ گفته شود.
همچنين روزنامهي نيويورك تايمز در گزارشي دربارهي نامهي احمدينژاد نوشت: اين نامه دربارهي بهاي استقرار اسراييل براي جهان ابراز ترديد شده و در بخش ديگري از نامه اظهار شده است كه دموكراسي به سبك غربي از نقص بشريت رنج ميبرد.
روزنامهي الحيات نيز با اشاره به نامه رييس جمهور كشورمان به همتاي آمريكايياش نوشت: احمدينژاد در اين نامه از جورج بوش خواسته است تا در جهت تحكيم عدالت بينالمللي براي رفتار درست با كشورها و ملتهايي كه در جهت پيشرفت علمي و فني حركت ميكنند، گام بردارد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران به نقل از اين روزنامه چاپ لندن، همچنين در اين نامه از رييس جمهور آمريكا خواسته شده است تا در سال جاري كه ايران آن را سال پيامبر اعظم نام نهاده، به ارزشهاي اخلاقي و صلح و محبتي كه در مسيحيت وجود دارد، بها دهد.
اين روزنامه همچنين افزود كه احمدينژاد در اين نامه خطاب به بوش آورده است: اسلام تنها راه نجات پيشروي توست.
همچنين در اين نامه رييس جمهور ايران از همتاي آمريكايياش پرسيده كه اگر دستيابي به توان هستهيي به گونهاي بد است كه ايران بايد به خاطر آن مجازات شود، پس دليل دستيابي آمريكا و غرب به توان هستهيي و فنآوريهاي مربوطه به آن چيست؟
اما طبق گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، كاندوليزا رايس نامهي غيرمنتظرهي محمود احمدينژاد به رييسجمهور آمريكا را رد كرد و گفت، اين نامه با جديت به مسايل مربوط به برنامهي هستهيي ايران و ديگر مسايل پاسخي نداده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، كاندوليزا رايس، وزير امور خارجهي آمريكا در گفتوگو با خبرگزاري آسوشيتدپرس محور نامه محمود احمدينژاد، رييسجمهور ايران به جورج بوش، همتاي آمريكايياش را فلسفي، تاريخي و مذهبي معرفي كرده و مدعي شد: در اين نامه هيچ چيزي وجود ندارد و به هيچ وجه به هيچ يك از مسايلي كه در واقع در جامعهي بينالملل بر روي ميز قرار دارند، از جمله برنامهي هستهيي و مسايل مربوط به تروريسم به شكلي روشن پاسخ نميدهد.
وي افزود: فكر ميكنم بهتر باشد بگوييم ويژگي اين نامه فلسفي بودن آن است، اين نامه 17 يا 18 صفحه است و قطعا يك پيشنهاد نيست.
رايس ادامه داد: بگذاريد بسيار روشن بگويم هيچ چيزي در اين نامه وجود ندارد كه نشان دهد ما در مسيري متفاوت از آنچه قبل از دريافت آن قرار داشتيم، هستيم.
وزير امور خارجهي آمريكا همچنين گفت: اين نامه به هيچ وجه ملموس نيست و به مسايل نميپردازد. نامهي مذكور به شكل گستردهيي فلسفي و اندكي از آن تاريخي است. من آن را به عنوان يك گشايش نميبينم.
وي ادامه داد: اين نامه در جايگاهي قرار ندارد كه كسي بر اساس آن گشايشي را در پرداختن به مسالهي هستهيي يا هر چيز ديگري از اين دست بيابد و به مسايلي كه ما با آن روبرو هستيم به شكلي ملموس پاسخ نميدهد.
رايس گفت: در اين جا فقدان ارتباط مشكل نيست. ما و جامعهي بينالمللي دربارهي اين كه ايرانيها لازم است چه كارهايي انجام دهند، بسيار روشن بودهايم.
وزير امور خارجهي آمريكا افزود: اروپاييها روسها، چينيها و همه در دنيا با ايرانيها صحبت ميكنند و دربارهي آنچه لازم است، انجام دهند با آنها ارتباط برقرار ميكنند.
وي ادامه داد : فكر ميكنم نميخواهيم از كساني كه آنها بايد با آنها صحبت كنند، منحرف شوند. فكر ميكنم ميخواهيم تمركز را بر روي آنچه لازم است انجام دهند، حفظ كنيم.
رايس به طور دقيق به محتواي نامه اشارهاي نكرد، اما تاكيد كرد كه آمريكا مسير خود را در رابطه با ايران تغيير نخواهد داد.
رايس مدعي شد كه ممكن است در حالي كه شوراي امنيت به بررسي مسالهي هستهيي ايران ميپردازد، نامهي احمدينژاد تلاشي براي تغيير موضوع و يا خارج كردن جامعهي بينالمللي از مسير خود باشد.
رايس گفت كه آمريكا براي پاسخ سرسختانهي شوراي امنيت اعمال فشار خواهد كرد، اما در اين باره توضيحي نداد.
وزير امور خارجهي آمريكا گفت: ما بايد فشاري را بر ايرانيها وارد آوريم تا بفهمند تمرد مستمرشان از سيستم بينالمللي بهايي به دنبال خواهد داشت.
اظهارنظرهاي مقامات مختلف دولت بوش
در همين حال، يك سخنگوي كاخ سفيد نيز گفت: نامهي محمود احمدينژاد به جورج بوش موضع واشنگتن در قبال برنامهي هستهيي ايران را تغيير نميدهد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري فرانسه، فردريك جونز، يك سخگوي شوراي امنيت ملي آمريكا مدعي شد: هيچ چيزي در اين نامه به مسايل ميان ايران و جامعهي بينالمللي پاسخ نميدهد.
وي افزود: اين نامه كه روز دوشنبه براي بوش ارسال شد، هيچ زمينهي جديدي را در خصوص مسايل مورد نگراني دولت آمريكا از جمله برنامهي هستهيي ايران و آنچه واشنگتن آن را نقض حقوق بشر در ايران در نظر ميگيرد، مطرح نميسازد.
جونز با ذكر اين كه كاخ سفيد محتواي نامهي احمدينژاد را علني نخواهد ساخت، افزود: رييسجمهور آمريكا در مسير سفرش به سوي فلوريدا از اين نامه مطلع شد.
اسكات مك كللان، سخنگوي بوش كه در مسير فلوريدا رييسجمهور آمريكا را همراهي ميكرد، نيز گفت كه موضع واشنگتن ضرورتا همان چيزي است كه قبل از دريافت نامه بوده است.
وي افزود: نگرانيهايي در رابطه با اين رژيم براي دنيا وجود دارد و جامعهي بينالمللي ميخواهد شاهد آن باشد كه اين رژيم رفتارش را تغيير داده و به آن نگرانيها پاسخ ميدهد.
آنچه كه مى خوانيد گفت وگوى نسبتاً كوتاهى است با «سعيد حجاريان» عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت در باب چگونگى فرآيند تكوين جبهه دموكراسى و حقوق بشر و ملزومات عملى اين جبهه نوظهور. جبهه اى كه مصطفى معين كانديداى اين حزب در مبارزات انتخاباتى خود نويد تشكيل آن را مى داد و در دوران پسا انتخابات هرازچندگاهى اخبارى مبنى بر برگزارى جلساتى ميان حاميان معين در انتخابات رياست جمهورى نهم، براى نضج گيرى اين جبهه شنيده مى شود.
•••
•آقاى حجاريان با تشكر از شما، نخستين پرسش من معطوف به اين امر است كه تشكيل جبهه دموكراسى پاسخ به كدام نياز جامعه ايران است؟ در واقع جبهه دموكراسى و حقوق بشر قرار است چه نيازى را از جامعه ايران برطرف كند؟
ببينيد! شعارهاى اصلى انقلاب ما، استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى بود. براى وجه استقلال اين شعار ما تدارك ديديم كه ضامن استقلال كشور، دولت و مجلس باشند يعنى كليه اعمال دولت بايد به تصويب مجلس برسد. منجمله عقد قراردادهاى مختلف با كشورهاى خارجى و تعيين مرزها و اهم امورى كه مربوط به استقلال كشور مى شود. ما گفتيم دولت با خارجى ها وارد مذاكره شود، اما مجلس ببيند اين امر متضمن استقلال ايران هست يا نه، تا خدشه اى به استقلال كشور وارد نشود. پس براى اولين شعار ما نهادهايى براى حراست و ضمانت از آن وجود دارد. اسلام آخرين شعار ما بود. نهادهايى وجود دارند به اسم حوزه هاى علميه و روحانيت كه خودشان را ضامن ديندارى مردم، اسلاميت نظام و مقررات نظام مى دانند. الان در خبرگان رهبرى و شوراى نگهبان و در امور قضايى كاملاً روحانيت حضور دارند و قانوناً بر امور كنترل دارند. لذا اسلاميت هم نهادهايى ضامنش هستند. بين اين دو براى جمهورى خواهى نهادى وجود ندارد. شما جايى را سراغ داريد كه نهادى ضامن جمهوريت باشد؟
•مى توان گفت كه نهادهاى نظام ايران نوعاً برخاسته از راى مردمند.
نه به اين معنى. به اين معنى كه ديده بان جمهوريت باشد كه اگر به جمهوريت توهين شد، رگ گردنش متورم شود كه چرا به «جمهوريت» توهين مى شود. چرا به آزادى توهين مى شود. اما براى اسلام هست. براى استقلال هم هست.
جبهه دموكراسى و حقوق بشر كارش چيست؟ دموكراسى را مسامحتاً مى توان گفت معادل جمهورى خواهى است. جمهورى يعنى دمو، قاطبه مردم. مى توان گفت جمهورى كم و بيش معادل دموكراسى است. بعد حقوق بشر در آن چيست؟ آزادى هاى مختلف بشر در آن احصا شده است. مثل حق حيات، حق بيان، حق مسكن، حق تردد و ساير حقوق، اينها آزادى هاى مختلف است. پس مى شود گفت اين دو مسامحتاً به معناى جمهورى و آزادى است. ما به دنبال تشكيل نهادى بوديم كه اين دو نهاد پاسدار دو اصل و دو شعار مردم باشند، تا آنها هم براى خود نهاد پيدا كنند و مانند دو شعار ديگر نهادمند شوند. مثل كشورهاى ديگر برخوردار از نهادهايى باشند كه ديده بان اصل آزادى و جمهورى باشند. يك نهاد غيردولتى و غيردينى. البته نه به معناى ضد دينى. ممكن است دينداران هم كمك كنند و دين از اينها هم دفاع كند چون دين مخالف اين دو شعار نيست. دولت هم نبايد مخالف باشد. دولت هم بايد از اين اصول دفاع كند. تا به حال وظايف دفاع از جمهورى و آزادى از آن كه بوده؟ وظيفه جانبى و فرعى دولت دينى بوده است. هيچ گاه وظيفه اصلى نبوده. مثل دولت خاتمى كه وظيفه شرعى اش بود و انجام داد. بعضى از دينداران و روحانيون هم بودند كه دفاع كردند. اما قصد بر آن است نهادى نضج گيرد كه مستقلاً اين كار را بكند. فلسفه تشكيل جبهه دموكراسى اين است.
•اما در اين ميان پرسشى كه ذهن برخى از صاحب نظران مباحث سياسى را به خود مشغول ساخته اين است كه آيا ما با يك جنبش مواجه هستيم يا صرفاً يك ائتلاف سياسى، جبهه دموكراسى را مى توان صرفاً ائتلافى دانست كه ميان چند حزب سياسى ايجاد شده است. آيا مى توان پذيرفت كه دموكراسى و حقوق بشر در ايران از راه ايجاد يك ائتلاف استحصال شوند. در صورتى كه اين مفاهيم ضرورتاً از جنبش هاى عظيم اجتماعى منتج مى شوند؟
اين دو شعار نه تنها برخاسته از يك جنبش، بلكه برخاسته از يك انقلاب بودند. اما فاصله اى ايجاد شده است كه اكنون مجبوريم براى حمايت از شعارهاى خود يك ائتلاف سياسى ايجاد كنيم، حتى شايد روزى مجبور شويم ائتلافى را سامان ببخشيم براى حراست از استقلال كشور. آيا معناى آن، اين است كه استقلال برخاسته از جنبش نيست يا آزادى برخاسته از انقلاب نبوده؟ الان اين ائتلاف برخاسته از شعارهاى يك انقلاب است.
•يعنى ما الان آن شور انقلابى اوايل انقلاب را هنوز داريم؟
الان نه!
•بنابراين پتانسيل اجتماعى جبهه مى خواهد معطوف به آن چهار ميليون راى دكتر معين باشد؟
نه، مردم همه طرفدار آزادى اند. مگر كسى هست كه بگويد آزادى جزء شعارهاى انقلاب نبود و خود نيز طرفدار آزادى نيست.
•ببينيد آقاى دكتر! در جوامع دموكراتيك، پديده شهروندى رخ عيان كرده است.
پل ويريليو يك جامعه شناس فرانسوى است كه مى گويد شهروند كسى است كه حقوق مدنى civilright دارد. در جامعه ايران نمى توان گفت كه حقوق مدنى وجود دارد. پس «شهروند» نداريم. بنابراين كنش سياسى جبهه دموكراسى اگر بر پايه همان امرى كه شما به آن اشاره كرديد باشد يعنى پاسدارى از شعارهاى انقلاب آيا با يك پشتيبانى اجتماعى مواجه مى شود يا مثل پديده هايى مانند تحصن نمايندگان مجلس يا بى اعتنايى عامه مردم روبه رو مى شود؟ اگر فرضاً جبهه دموكراسى در يك تنگناى سياسى قرار گيرد با حمايتى مواجه خواهد شد؟
•ببينيد! نمى شود گفت كه ما شهروند نداريم يا حقوق مدنى نداريم. ملت ايران داراى حقوق مدنى است. اما حقوق مدنى آن گاه گاه پايمال مى شود.
ما داراى حقوق مدنى باسابقه حدوداً ۷۰،۶۰ ساله هستيم. ما رعيت نيستيم! چون در مقابل شهروند citizenرعيت قرار مى گيرد. مردم ايران رعيت نيستند، چون رعيت همراه با زمين خريد و فروش مى شود. اما ما همراه زمين كه خريد و فروش نمى شويم! ما حتماً حقوق مدنى داريم. اما جامعه مدنى قوى نداريم. مشكل ما اين است. لذا صحبت شما را تصحيح مى كنم. نبايد بگوييم كلاً نداريم. بايد بگوييم كه بخشى رعايت نمى شود. كه آن بحث ديگرى است. ضمن آنكه آيا جبهه با اقبال عمومى روبه رو مى شود يا نمى شود. بستگى به آن دارد كه اين جبهه مى تواند دموكراسى را به زبان مردم ترجمه كند يا نه؟ اين مفاهيم انتزاعى اند كه بايد به زبان توده ها ترجمه شوند و در عمل توده بايد بفهمد كه دموكراسى برايش فايده دارد و حقوق بشر به اجزايى تقسيم مى شود كه هر جزيى از آن حافظ منافع روزمره آنان است.
•پس چرا اطلاعات مربوط به فرآيند تكوين جبهه دموكراسى به صورت شفاف به اطلاع افكار عمومى نمى رسد؟
البته در دفتر سياسى گزارش هايى از فرآيند كار به ما داده مى شود و ما كم و بيش در جريان هستيم. اما من نمى دانم چرا به اطلاع مردم نمى رسد و چرا براى جبهه سخنگو تعيين نكرده اند. در ضمن توجه داشته باشيد كه من سخنگوى خود هستم نه سخنگوى جبهه دموكراسى! جبهه مشاركت هم سخنگوى آنها نيست. خود جبهه دموكراسى بايد سخنگو تعيين كند كه به مردم اطلاع رسانى شود، لابد گيرهايى وجود دارد و منتظرند گيرها حل شود و به سرازيرى بيفتد تا به مردم اطلاع رسانى كنند. من خيلى اطلاع ندارم.
•آقاى دكتر! من قصد ايجاد چالش ندارم و پرسشى را كه هم اكنون مطرح مى كنم شايد به نوعى پرسش افكار عمومى و روشنفكران باشد. از همين منظر، قطعاً تاييد مى كنيد كه اعضاى جبهه مشاركت در اوايل انقلاب از اعضاى سازمان هاى انقلابى و جزء انقلابيون جوان آن روزگار بودند.
نهضت آزادى هم يك حزب شاخص محسوب مى شود با افكار مشخص و كاملاً واضح و روشن، در اوايل انقلاب، مجادلات زياد بود و اختلاف نظرها بنيادين. تا آنجا كه نهضت به طور كامل از حاكميت كنار رفت. آيا در شرايط فعلى و در بزنگاه هاى سياسى- تاريخى آن اختلاف نظرها دوباره رخ عيان نمى كند؟الان كه موقع دعوا با نهضت نيست. الان وقت اشتراكات است نه موقع اختلافات! هر دو گروه به يك سرى اصولى اعتقاد دارند. مگر هر دو گروه بر سر آزادى و حقوق شهروندى اشتراك نظر ندارند؟ اين كافى نيست براى يك ائتلاف جديد؟
•اختلافات بر سر تفسير قانون اساسى به كجا خواهد انجاميد؟
مشكلى نمى بينم. حتى من پيشنهاد كردم كه موارد صلح وارد اصول جبهه شود. مفهوم صلح مى تواند در مواقع جنگ خيلى ها را زير چتر خودش جمع كند. حتى افرادى كه فكرش را هم نمى توانيد بكنيد. زيرا از صلح خيلى ها بهره مند مى شوند و از جنگ متضرر. «صلح» براى تعيين اصول جبهه خيلى موثر است.
•از مباحث مرتبط با جبهه دموكراسى كه بگذريم، مى خواهم نظرتان را در باب مباحثى كه در خصوص ورود غيرمجتهدين به مجلس خبرگان ايجاد شده بود جويا شوم. تحليل شما در اين باره چيست؟
من شنيدم كه گفتند خلاف قانون است. شايد قانون خود خبرگان مورد نظرشان بوده است والا قانون اساسى در اين باب نظر نداده است. در ثانى حتى در صورت ورود غيرمجتهدين به مجلس خبرنگان تفاوت چندانى رخ نمى دهد. مى خواهد مكلا باشد يا معمم، مى خواهد زن باشد يا مرد، مى خواهد سيد يا عام! چه فرقى مى كند؟!
•شما به عنوان يك تحليلگر فعال سياسى، آيا چالش هاى اجتماعى يا سياسى را براى دولت متصور هستيد؟
كاملاً روشن است كه توده گرايى در مقابل نخبه گرايى است. توده گرايى در مقابل اليتيسم است و باعث توده وار شدن جامعه مى شود. شعارهاى پوپوليستى از شعارهاى مشخص مرتبط با اقشار خاصى است. لذا جايى براى عرض اندام شعارهاى مشخص باقى نمى گذارد. تا زمانى كه جامعه تقويت نشود كماكان پوپوليسم مشى كانديداها در انتخابات مختلف چه در انتخابات رياست جمهورى و چه مجلس خواهد بود. چالش ها هميشه وجود دارد. مطالبات اقوام و اقليت ها كماكان باقى خواهد بود و در باب وعده هايى كه دولت داده است، به قول بازارى ها موعد چك سر مى رسد. مردم مى گويند برس به ما! اقشارى مانند معلمان و كارگران. بالاخره بايد نفت سر سفره مردم برود. تازه اگر تحريم نباشد، اگر تحريم كنند ما را كه هيچ. تورم و گرانى و مشكلات ديگر وجود دارد. دولت با چالش هاى زيادى مواجه است.
•به عنوان آخرين سئوال، آيا اميد داريد كه اصلاح طلبان به قدرت بازگردند؟
اصلاحات زنده است. اصلاحات در ايران نمى ميرد. مگر اميركبير را كه در حمام فين كشتند اصلاحات هم تمام شد؟ آيا در حمام فين اصلاحات مرد؟
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز از احتمال ائتلاف این حزب روحانی اصلاح طلب با جبهه مشارکت ایران اسلامی در انتخابات آتی مجلس خبرگان رهبری خبر داد.«سید محمدعلی ابطحی» که با خبرنگار سیاسی آفتاب گفتگو می کرد، ضمن بیان مطلب فوق افزود: «کمیته 3 نفره ای از طرف مجمع روحانیون و کمیته ای نیز از جانب مجمع مدرسین و متخصصین حوزه علیمه قم برای شناسایی افراد واجد شرایط کاندیداتوری در انتخابات خبرگان رهبری تشکیل شده و نتایج آن در آینده نزدیک اعلام خواهد شد.»
وی همچنین از برگزاری دیداری بین «سیدمحمد خاتمی» و «مهدی کروبی» در زمینه انتخابات آینده خبرگان رهبری خبر داد و تصریح کرد: «گفتگوهای بین اصلاح طلبان برای شرکت پرقدرت در این انتخابات کماکان ادامه خواهد داشت و قطعا هماهنگی بیشتری در این زمینه صورت خواهد گرفت.»
ابطحی در پاسخ به این پرسش که «آیا احتمال حضور روحانیون نزدیک به حزب مشارکت در لیست انتخاباتی مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم وجود دارد؟» اظهار داشت: «صحبت در این خصوص زودهنگام است ولی با توجه به مسیر مثبتی که اصلاح طلبان پیش گرفته اند و تعاملی که در میان ایشان وجود دارد، وقوع این هماهنگی محتمل است.»
معاون سابق محمد خاتمی با «جدی دانستن حضور طیف آیت الله مصباح یزدی در انتخابات خبرگان» بیان کرد: «با توجه به وضعیت فعلی حاکم بر قوه مجریه و نوع رابطه ای که دستگاه اجرایی با روحانیت دارد، به سمتی می رود که زمینه حضور برخی جریان ها در مجلس خبرگان رهبری فراهم می گردد.»
وی افزود: اظهارات اعضای احزاب اصلاح طلب مبنی بر حمایت آنها از لیست انتخاباتی مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با توجه به ماهیت روحانی خبرگان رهبری کاملا محتمل است.»
در حالي كه مسئولان وزارت جهاد كشاورزي، امسال را سال خودكفايي برنج اعلام كردهاند، يك خبرگزاري معتبر اقتصادي از مذاكرات مقامات ايران براي وارد كردن 300 تا 400 هزار تن برنج تايلندي خبر داده است.
جالب آنكه علت اين كار، احتمال تحريم اقتصادي ايران عنوان شده و اين در حالي است كه به رغم شكايت برنجكاران از تبديل شاليزارها به ساختمانها و ويلاهاي مسكوني، هماكنون 600 تا 700 هزار تن برنج در اين مزارع كشت ميشود.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، ايران با در نظر گرفتن مسئله احتمالي روبهرو شدن با تحريمات شوراي امنيت، به دنبال پيگيري برنامه واردات برنج از تايلند است.
«بلومبرگ» نوشت: ايران كه به خاطر برنامه هستهايش، احتمال اعمال تحريمات سازمان ملل را احساس كرده، تصميم گرفته براي تقويت و توسعه معاملات خريد برنج از تايلند، مخالفت كند و دليل اين كار، ترس از اين است كه احتمالا ايران، خود را براي مقاومت و ايستادگي در برابر تلاشهاي بينالمللي براي به انزوا كشيدن اين كشور، آماده ميكند.
به گفته «چو كيات وفاسوونگ»، رئيس انجمن صادركنندگان برنج تايلند، مقامات ايراني، مذاكراتي را با چند صادركننده برنج داشته و درباره خريد سيصد تا چهارصد هزار تن از اين محصول گفتوگو كردهاند.
به گفته چو كيات، اين اقدام ايران به خاطر نگراني از تحريمهاي تجاري به وجود آمده، است.
وي ادامه داد: اينگونه سفارشهاي برنج از سوي ايران غيرعادي است، زيرا اين كشور از گذشته تا به حال، مقادير بسيار كمي برنج از تايلند خريداري كرده است.
برنج ايراني كه بنا بر گزارش «FAO» باكيفيتترين برنج دنياست، عمدتا در 230 هزار هكتار اراضي شاليكاري استان گيلان به عمل ميآيد و ساليانه بين 600 تا 700 هزار تن برنج سفيد از اين مزارع برداشت ميشود.
موضوع خودكفايي برنج و افزايش سطح زير كشت برنج، در حالي مطرح ميشود كه واردات و به ويژه قاچاق مقادير زيادي از اين محصول، از مرزهاي جنوب شرقي از يكسو و تبديل سريع زمينهاي كشاورزي شمال به ساختمانها و ويلاهاي مسكوني از سوي ديگر، اين هدف را به چالش كشانده است.
معاون دادستان تهران خبر بازداشت رامين جهانبگلو، عضو گروه فلسفه دانشگاه تهران و پژوهشگر مستقل را تاييد كرد.
محمود سالاركيا در گفتوگو با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) ضمن تاييد خبر زنداني شدن آقای جهانبگلو در زندان اوين در باره اتهامات او اظهار بیاطلاعی كرد.
رامين جهانبگلو، از چهره های سرشناس عرصه فلسفه ايران و سرپرست گروه انديشه معاصر دفتر پژوهش های فرهنگی، در فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت شده است.
آقای جهانبگلو که سالهای زيادی خارج از ايران زندگی می کرده دارای تابعيت ايرانی-کانادايی است و بازداشت او در گرماگرم مناقشه هسته ای ايران، نگرانی های تازه ای را در مورد آزادی بيان در اين کشور ايجاد کرده است.
خبر بازداشت آقای جهانبگلو چند روزی است منتشر شده اما مقامات ايرانی تا ساعاتی پيش واکنشی به اين اخبار نشان ندادند و تنها روزنامه اعتماد ملی در شماره روز سه شنبه خود به نقل از يک منبع قضايی بدون ذکر نام نوشت که 'چندين اتهام در پرونده مطرح است که پس از پايان بازجويی ها اعلام می شود.'
به گزارش فرانسيس هريسون خبرنگار بی بی سی از تهران، محسن کديور، روحانی منتقد ايرانی، روز سه شنبه در مراسمی که به مناسبت روز جهانی مطبوعات در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار شده بود با انتقاد از بازداشت آقای جهانبگلو و مسکوت گذاشتن ماجرا، اين نحوه برخورد را نشانه 'عدم امنيت و بی قانونی' دانست.
از زمان برگزيده شدن آقای احمدی نژاد به مقام رياست جمهوری، اين اولين بار است که خبر بازداشت يک چهره فرهنگی سرشناس ايرانی منتشر می شود
اعضاى شوراى مركزى جبهه مشاركت ايران اسلامى نسبت به بازداشت و عدم اطلاع رسانى نسبت به وضعيت يكى از اساتيد دانشگاه و چهره هاى روشنفكرى ابراز نگرانى كردند و خواستار روشن شدن وضعيت وى شدند. سعيد شريعتى رئيس كميته اطلاع رسانى جبهه مشاركت ايران اسلامى با اشاره به جلسه دوشنبه شب شوراى مركزى اين حزب افزود: در اين جلسه همچنين اعضاى شوراى مركزى جبهه مشاركت تاسف و نگرانى خود را از برخورد با يكى از دانشجويان به اتهام كشيدن كاريكاتور رئيس جمهور ابراز كردند و در اين رابطه دولت را به تامل و تحمل بيشتر در پذيرش انتقادها دعوت كردند. به گفته وى اعضاى شوراى مركزى جبهه مشاركت به صدور برخى احكام عليه فعالان دانشجويى و ايجاد مانع در مسير ادامه تحصيل آنها و تاييد احكام طولانى مدت براى فعالان دانشجويى ابراز نگرانى كردند. وى خاطرنشان كرد: اعضاى شوراى مركزى جبهه مشاركت ايران اسلامى خواستار توقف اين روند نگران كننده هستند.
خبرنامه مشارکت-معصومه ستوده:«الهه كولايي» استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران و معاون دبيركل جبهه مشاركت در گفت و گويي با خبرنامه اين حزب وضعيت كنوني ديپلماسي كشور و پرونده هسته اي را ارزيابي كرد. متن اين گفت و گو بدين شرح است:
با توجه به ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت به نظر ميرسد كه ايران در نظام بينالملل در وضعيت خاصي قرار دارد و تهديدات جنبه جديتري به خود گرفته است؟ ارزيابي شما از وضعيت فعلي سياست خارجي ايران چيست؟
كشوري كه پروندهاش به شوراي امنيت ارجاع شود، از يك وضعيت عادي برخوردار نيست. در چنين شرايطي كشوري كه دچار اين مسأله شده است و با مشكلات عديدهاي مواجه ميشود. در حالي كه به نوعي ثبات آرامش و تعادل براي پيشرفت برنامههاي عمومي كه براي رشد و توسعه هر كشوري نياز هست محتاج است.
به ويژه كشوري مثل ايران كه از اثرگذارترين و مهمترين كشورهاي مناطق مهم جهان است و در منطقه خاورميانه يكي از اثرگذارترين كشورها است كه هم به شدت پيرامون خودش اثرپذير است و هم بر پيرامون خود به شدت اثرگذار است، در چنين كشوري يك وضعيت غيرعادي مثل پيامدهاي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت آثار سوئي به دنبال دارد كه بر اجراي برنامههاي رشد كشور اثر منفي ميگذارد. به ويژه اينكه كشور ما تلاش ميكند با بهرهگيري از امكانات گوناگون به رشد و توسعه سريع دست يابد چنين وضعيتي وضعيت عادي تلقي نميشود. لذا من فكر ميكنم با توجه به اينكه پرونده هستهاي ايران در شوراي امنيت سازمان ملل متحد مورد بررسي قرار ميگيرد و دبير كل آژانس بينالمللي انرژي اتمي از سوي شوراي امنيت مأموريت يافته است كه گزارشي در اين خصوص به شوراي امنيت ارائه كند، وضعيت ايران بحراني تلقي ميشود. اين شرايط براي مردم ايران با برخورداري از جمعيت گسترده و قشر عظيمي از جوانان و داشتن نيازهاي متفاوت براي دستيابي به آرمانهاي خود به هيچ وجه مناسب نيست. چون مردم ايران براي دستيابي به ايدهآلهاي خود نيازمند بهرهگيري از امكانات مادي هستند كه اين مسأله مستلزم صلح و آرامش است در چنين شرايطي ميتوان از يك بحران صحبت كرد، بحراني كه همه ما انتظار داريم مدبرانه و با تدبير و دورانديشي در جهت تأمين منافع ايران حل شود مردمي كه شايستگي برخورداري از زندگي نمونهاي را دارند متأسفانه شاخصهاي موجود زندگي در كشور ما با مطلوبيت جهاني فاصله دارد. لذا به نظر ميرسد كه همه ما بايد تلاش كنيم كه از اين وضعيت به يك وضعيت باثبات انتقال يابيم .
فشارهاي جهاني كه در عرصه بينالملل در حال رويارويي با ايران است تا چه حد از سياست داخلي ايران تأثير گرفته است؟
پس از پايان دوره حاكميت سياسي اصلاحطلبان اين فشارها تشديد شده است. به دليل اعتمادسازي و همكاريهاي بينالمللي كه در دوران اصلاحطلبان وجود داشت فشارها محدود شده بود اما با پديدار شدن سياستهاي آرمانگرايانه از سوي كساني كه در صدد چنين فرصتي بودند، شرايط جديدي مهيا شده و فشارها گسترش يافته است. سياست داخلي و تغييرات دروني بر تشديد اين فشارها مؤثر بوده است. ارتباط مستقيم بين شرايط جهاني و شرايط داخلي مضافاً بر اينكه در شرايط بعد از 11 سپتامبر و امنيتي شدن فضاي جهان، وجود دارد اگر كشوري بخواهد از مقررات بينالمللي به خصوص مسائل هستهاي عدول كند، با مقاومت جدي مواجه خواهد شد. سياست داخلي به شدت و ضعف متفاوت بر سياست خارجي تأثيرگذار است، اما نوع پيگيري و نوع برخورد با اين مسأله تفاوت پيدا كرده است.
جناح محافظهكار معتقد است كه اصلاحطلبان در گذشته مرتب در حال امتياز دادن بودند و به اين مسأله اعتمادسازي ميگفتند. جناح محافظهكار بر اين باور است كه ما با اين ديپلماسي تهاجمي ميتوانيم موفق شويم و حرف خود را به جامعه جهاني تحميل كنيم در حالي كه اصلاحطلبان مرتب كوتاه ميآمدند و تصويري از ايران سازشكار را به نمايش ميگذاشتند نظر شما چيست؟ آيا اصلاحطلبان واقعاً سازش كردند آيا امتياز ميدادند؟
اساس اين بحث به اين مسأله برميگردد كه ما چه تصويري از جهان داريم و نوع مواجهه ما با جهان پيرامون ما چگونه است و چگونه ميخواهيم منافع خود را تأمين كنيم. در اين زمينه دو نگاه متفاوت وجود دارد آن چه كه اصلاحطلبان در اولويت قرار داده بودند توسعه روابط سياسي و ديپلماتيك و روابط همكاريجويانه با جهان نه از موضع ضعف بلكه از موضع يافتن راهكارهاي مناسب بود، براي مواجهه با رقبا و كشورهايي كه درصدد كاهش يا از ميان بردن منافع ملي ما هستند. آن چه كه در جامعه جهاني وجود دارد و بازي ديپلماسي كه مرتب در جريان است اين است كه همه كشورها سعي ميكنند سهم بيشتري از منافع محدود جهان به دست بياورند. به هر حال نوعي تقابل و گاهي تداخل منافع بين كشورها به وجود ميآيد. من فكر ميكنم ما در مواجهه با جامعه جهاني بايد پيچيدگيهاي موجود را بيشتر درك كنيم. سادهسازي فضاي بينالمللي و سياه و سفيد ديدن امور بينالمللي نميتواند تأمين كننده منافع ملي هيچ كشوري باشد. در نظام بينالملل اين نوع رويكردها ثمربخش نبوده، بلكه متناسب با پيچيدگيهاي جامعه جهاني بايد رفتارهاي سنجيده و ماهرانه طراحي شود. آن چه كه در دوره اصلاحات در مواجهه با جامعه جهاني وجود داشت متناسب با شرايط پايان جنگ سرد بود. هرچند كه فروپاشي اتحاد شوروي براي آمريكا شرايط مناسبي را به وجود آورد كه جمهوري اسلامي را با دشواريهاي بيشتري مواجهه سازد و اين شرايط پس از 11 سپتامبر شدت يافت و افزايش فشارهاي آمريكا پس از اين حوادث تروريستي بيشتر شده است جريان اعتمادسازي به نوع درك ما از جامعه جهاني و زمينههاي كه ميتواند كمك كنند مربوط ميشود كه ما بهتر به اهداف خود دست يابيم يا تبديل بشويم به يك طعمه مناسب براي كشورها و گروههايي كه درصدد ضربه زدن به ما هستند آنها در يك وضعيت مناسب سياستهاي خصمانه خود را بهتر بتوانند به نتيجه برسانند.
از ديد شما به عنوان يك كارشناس امور بينالملل اعتمادسازي تا چه حد موفق شده بود؟ و تا چه حد توانسته است به اهداف خود نزديك شود؟
اعتمادسازي در واقع يك نوع خلع سلاح كردن كشورهايي بوده كه روابط خصمانه با ما داشتهاند. در واقع اعتمادسازي با جامعه جهاني به ما اين امكان را ميداد كه بتوانيم از اهداف و نيات خيرخواهانه خود كه در تعارض با امنيت و صلح جهاني نيست با رفتارهاي خود اثبات كنيم و بدبينيها و سوءبرداشتها را از بين ببريم و آن را به يك ابزار براي سوءاستفاده عليه كشورمان تبديل نكنيم. ما سعي كرديم با اين برنامه در جريان اعتمادسازي آن تصويري كه بعد از انقلاب اسلامي ايجاد شده بود اصلاح كنيم و به جهان نشان بدهيم كه مردم ايران مردمي طالب صلح و آرامش و امنيت هستند اما سياه و سفيد ديدن اين نوع رفتارها به نظر نميرسد كه اثربخش باشد و در بهبود روابط ما با جامعه جهاني به ما كمك كند. ما نيازمند صلح و آرامش هستيم تا به اهداف انقلاب اسلامي براي بهبود زندگي مردم ايران دست يابيم.
به نظر جنابعالي ديپلماسي تنظيم روابط خارجي در دولت آقاي خاتمي چه تفاوتي با سياست خارجي دولت احمدينژاد دارد؟ آيا ميتوان اين طور برآورد كرد كه تأكيد بيش از حد دولت خاتمي بر اعتمادسازي موجب شد كه قدرتهاي بزرگ روزبهروز دامنه توقعات خود را افزايش دهند و با وجود اينكه ميدانستند تحقيقات هستهاي ما براي جنگطلبي نيست اما خواستار تعليق غنيسازي اورانيوم شدند؟
همان گونه كه گفتم اين مسأله برميگردد به اين كه ما دنيا را چگونه ميبينيم و روابط بازيگران مؤثر در صحنه بينالملل را چگونه ترسيم ميكنيم، رابطه خود را با اين جهان چگونه تعريف ميكنيم. ما چگونه ميخواهيم اولويتهاي مردم را به ثمر برسانيم؟ در يك برآورد كلي اصلاحطلبان به دنبال اين بودند كه جمهوري اسلامي ايران را به عنوان يك بازيگر فعال و كنشگر در جامعه جهاني معرفي كنند ضمن اين كه به نابرابريها و بيعدالتيهاي موجود در نظم بينالمللي اعتراض دارد سعي ميكنند، رفع تبعيض از جهان، دفاع از محرومين، حمايت از مسلمانان را با بهرهگيري از نظم موجود جهاني پيش ببرند. به نظر ميرسد آنچه كه آقاي خاتمي دنبال ميكرد بخشي از سياستهاي زمان آقاي هاشمي بود كه در واقع گرايش واقعگرايانه آرمانخواه بود. بايد واقعيتهاي پيرامون جهان را ببينيم و سعي كنيم كه تسليم نشويم، بلكه راهكار مناسب و روش مناسب را براي دفاع از منافع خود دنبال كنيم. اين روند به نظر ميرسد كه با پايان دوره اصلاحات به يك غلظت شديد از آرمانگرايي تبديل شده است يافتن راهكار مناسب در جامعه جهاني در حال حاضر از يك رويكرد آرمانگرايانه تبعيت ميكند هر چند آرمانگرايي بد نيست زيرا با وجود آرمانگرايي يك سري اهداف از پيش تعيين شده مشخص ميشود. ولي پذيرش واقعيتها تسليم واقعيتها نبود بلكه واقعيتها مورد توجه قرار گرفته و براساس آن برنامهريزي صورت ميگرفت اما در دولت نهم پل واقعيتها، اهميت و جنبه ارتباطي خود را از دست داده است با وجود يك سري آرمانها به واقعيتها كمتر توجه ميشود به نظر ميرسد كه ما از واقعگرايي موجود در سياستخارجي دولت اصلاحات به آرمانگرايي سالهاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي بازگشتهايم كه تحول بسيار شگرفي را در سياست خارجي رقم زده است. اين يعني نفي تجارت پرهزينهاي كه طي سالهاي بعد از انقلاب به دست آمده است.
چرا با وجود سياست اعتمادسازي آقاي خاتمي ما شاهد بوديم كه جامعه جهاني خواستار تعليق غنيسازي ايران بود در حالي كه آقاي خاتمي چهرهاي كه از ايران نشان داد چهرهاي صلحطلب بود و نه خواستار جنگ؟
مسأله اعتمادسازي مسؤول فرآيندي از توسعه روابط سازنده و همكاريجويانه در ميان كشوهاست كه در خصوص برنامه هستهاي جمهوري اسلامي اعلان يكباره دستاوردهاي حاصله براي جامعه جهاني در همان حال كه شگفتيآفرين بود به فرصتي براي تشديد تبليغات منفي عليه ايران تبديل شده كه براي رفع آثار اين تبليغات سوء ادامه فعاليتهاي اعتمادسازي از مجاري مذاكره و گفتوگو نه تنها با اروپاييها كه با آمريكا ضروري بود كه آقاي خاتمي نتوانستند در اين حوزه وارد عمل شوند به هر حال اين روند نه يكباره بلكه در جرياني از همكاري سازنده ميتوانست تحقق يابد.
به نظر شما چگونه ميتوان در سياست خارجي تركيب مناسب از آرمانگرايي و واقعگرايي را به كار گرفت به صورتي كه به كارگيري هر يك مستلزم نفي ديگري نباشد و اكثر كشورها چگونه ميتوانند واقعگرايي و آرمانگرايي را بر هم منطبق كنند؟
واقعگرايي و آرمانگرايي در واقع دو سر يك طيف است اما لازم نيست ما در يك سر طيف قرار بگيريم و طرف ديگر طيف را طرد كنيم ما ميتوانيم يك وضعيت متعادل داشته باشيم كه با تدبير و هوشمندي و سنجيدگي به وجود ميآيد. راهها و روشهايي كه در متن واقعيتها ما را به هدف نزديك ميكند به كار گرفته ميشود. ما به هيچ عنوان نميگويم كه بايد در سياست خارجي آرمانها كنار گذاشته شود. اصلاً چنين بحثي را نداريم. ما معتقديم كه مسيرها و روشهايي بايد به كار گرفته شود كه بر اساس واقعيتهاي موجود بتواند ما را به سمت آرمانها پيش ببرد. پيدا كردن اين روش متعادل نيازمند درايت، سياست و كياست است. ما از اين طريق ميتوانيم با عزيمت از واقعيتها به آرمانها به اهداف متعالي خود نزديك شويم كه البته اين مسأله اقدام سادهاي نيست. هر چند كه ما در مقاطعي از تاريخ خود اثبات كرديم كه ميتوانيم اين تصميمگيري را داشته باشيم.
آيا اتخاذ سياست واقعگرايانه ميتواند ما را به اهداف مطلوب خود نزديك كند؟
ما در مورد بحران چچن و سركوب خونين مردم مسلمان آن خويشتنداري كرديم. از روابط ديپلماتيك بهره گرفتيم و با روسيه قطع رابطه نكرديم هرچند در اين زمينه چالشهاي جدي هم داشتيم ولي رابطه خود را با روسيه ضمن آنكه مردم مسلمان چچن توسط روسها كشته شده بودند ادامه داديم يعني اين درايت را داشتيم كه روابط خود را با روسيه در چارچوب منافع ملي خود تنظيم كنيم در حالي كه در بسياري از مواقع ديگر حساسيت لازم را براي تأمين منافع ملي خود مورد توجه خود قرار ندادهايم. پس ما اين توان را داريم كه از روشهاي مطمئن براي تنظيم روابط خود در سياست خارجي بهره بگيريم، به گونهاي كه منافع خود را تأمين كنيم.
مهمترين تهديدها و فرصتهايي كه در حال حاضر برابر سياست خارجي ما قرار گيرد چيست چگونه ميتوان تهديدها را به فرصت و فرصتها را به تهديد تبديل كرد؟ و چگونه ميتوان از حجم تهديداتي كه كشور با آن مواجه است كاست؟
اين بحث بسيار گسترده است. در واقع ما به عنوان كشوري كه در خاورميانه بسيار پراهميت است و از امكانات جغرافيايي، مادي و معنوي استراتژيك بهرهمند است و ميتوانيم از اين اهرمها به عنوان اهرم فشار بهره بگيريم. فرصتهايي كه پيش روي ما قرار گرفته بسيار است. ما ملزم هستيم كه از اين فرصتها به نفع مردم ايران بهره بگيريم به طور طبيعي ايران با مجموعهاي از تهديدهايش مواجه است نوع مديريت و درايت ما تعيين ميكند كه ما چگونه ميتوانيم از اين تهديدها به نفع ملت ايران بهره بگيريم مهم اين است كه ما اين فرصتها را چگونه درك ميكنيم و وظيفه خود را چگونه ارزيابي ميكنيم.
به نظر شما در بحث انرژي هستهاي ما با عملكرد و رفتار خود توانستيم از فرصتها بهره بگيريم و يا يك فرصت را به تهديد جهاني تبديل كرديم؟
دستيابي به تكنولوژي هستهاي افتخاري براي تمام ايرانيان است. اين مسأله يعني دستيابي به فرصت منافع حاصل از انرژي هستهاي و مايه غرور هر ايراني است. اما اگر از اين فرصت نتوانيم به درستي استفاده كنيم، يعني قادر نباشيم اعتماد جامعه جهاني را جلب كنيم هدف ما كه اجراي برنامهاي براي رفع نيازهاي كشور در زمينههاي اقتصادي و كشاورزي و علمي است تحقق نمييابد، بلكه به تهديدي عليه ما تبديل ميشود زيرا اين مسأله مستلزم ارائه تصوير درستي از ايران به جامعه جهاني است و اگر ما نتوانيم تصوير مناسبي به جامعه جهاني منتقل كنيم كه ما قصد بدي نداريم نميخواهيم تخلف كنيم. قصد قانونشكني و ناامني براي ساير كشورها را نداريم به اهداف خود دست پيدا نميكنيم زيرا آن چه كه مردم ايران به دنبال آن هستند ايجاد مشكل براي ساير كشورها نيست بلكه ايرانيان قصد دارند بهتر زندگي كنند و اگر ما نتوانيم به درستي اين هدف را به جامعه جهاني با بهرهگيري از مقررات بينالمللي انعكاس بدهيم، در واقع يك فرصت به تهديد تبديل ميشود و اين مسأله به يك اهرم براي فشار توسط دولتهاي آمريكا و اسرائيل عليه ايران تبديل ميشود چرا كه پس از به كارگيري عنوان محور شرارت توسط جورج بوش براي ايران امروزه اسرائيل از ايران به عنوان محور ترور ياد ميكند يعني معتقدند جنگ با تروريسم بايد با ايران مبارزه شود در حالي كه مردم ايران قصد تجاوز به هيچ كشوري نداشته و ندارند ولي اين مسأله به اين موضوع برميگردد كه ما چگونه با جهان پيرامون خود ارتباط برقرار ميكنيم. چگونه چهره خود را به جهانيان نشان ميدهيم اين مسأله خيلي مهم است كه بتوانيم از امكانات موجود در كشور نهايت بهره را ببريم يا اينكه اين امكانات را تبديل تهديد كنيم به مسألهاي كه اصلاً واقعيت ندارد كه ناشي از يك سوء رفتار و يك سوء مديريت است كه همواره برخلاف منافع ملي ما به كار گرفته ميشود و در واقع مصداق بارز تبديل يك فرصت به تهديد است.
برخي معتقدند تصميمگيران سياست خارجي درك درستي از ساختار قدرت در نظام بينالملل ندارند و همواره تلاش ميكنند در ساختار قدرت به كشورهايي متوسل شوند كه تأثير زيادي در نظام بينالملل ندارند و از وزن مناسبي در معادلات سياسي برخوردار نيستند ارزيابي شما از اين مسأله چيست؟
اين يك واقعيت است كه ما در چانهزني بينالمللي بسيار ضعيف هستيم. بيشتر كشورها از تمام توانمنديهاي خود و كارشناسان ورزيده خود بهره ميگيرند تا در روابط بينالملل موفق شوند. كار كارشناسي و حرفهاي ديپلماسي اين كشورها با جابهجا شدن جريانات سياسي مخدوش نميشود بلكه همواره كادرهاي ديپلماتيك ورزيده به كار رفته ميشوند زيرا هدف مذاكرات و چانهزني در نهايت تأمين منافع ملي است كه مسلط بودن بر آن مستلزم اين است كه ما به كار ديپلماسي يك نگاه حرفهاي داشته باشيم و افرادي كارشناس را مسؤول چانهزني با مقامات كشورهاي ديگر بكنيم كه داراي مهارت زيادي در اين زمينه باشند اين همان مسألهاي است كه تمام ايرانيان را حول محور منافع ملي پيوند ميدهد اما در كشور ما به دليل عقبماندگي سياسي روي منافع ملي و جمعي ايرانيان لغزشهايي وجود دارد و در آن دقت نظر لازم صورت نميگيرد بنابراين در مذاكرات هستهاي و استراتژيك بايد از بهترين و توانمندترين كادرهاي ديپلماتيك استفاده كنيم زيرا ديپلماسي يك فن است و نيازمند مهارت است هر كسي نميتواند اين كار را انجام دهد و كساني كه فاقد تجربه لازم هستند نبايد به كار گرفته شوند كه متأسفانه در كشور ما به دليل غالب شدن ملاحظات سياسي و محاسبات موجود در قدرت به ديپلماسي به عنوان مسأله فني و حرفهاي نگريسته نميشود.
چرا در كشور ما يك نگاه حرفهاي به ديپلماسي وجود ندارد و ديپلماسي كشور ما بيشتر ناشي از رويكرد سياسي است و كمتر به آن نگاه كارشناسي ميشود؟
ما بايد افرادي كارشناس را مسؤول چانهزني با مقامات كشورهاي ديگر بكنيم كه داراي مهارت كافي در اين زمينه باشيم اين همان مسألهاي است كه تمام ايرانيان را حول محور منافع ملي پيوند ميدهد. اما در كشور ما به دليل عقبماندگي سياسي روي منافع ملي و جمعي ايرانيان لرزشهايي وجود دارد و در آن دقت نظر لازم صورت نميگيرد. در مذاكرات هستهاي و استراتژيك بايد از بهترين و توانمندترين كادرهاي ديپلماسي استفاده كنيم. زيرا ديپلماسي يك فن است و نيازمند مهارت است هر كسي نميتواند وظيفه چانهزني و مذاكره را به خوبي انجام دهد. كساني كه فاقد تجربه لازم هستند نبايد به كار گرفته شوند ولي متأسفانه در كشور ما به دليل غالب شدن ملاحظات سياسي و محاسبات موجود در قدرت به ديپلماسي به عنوان مسأله فني و حرفهاي نگريسته نميشود.
آيا ميتوان اين طور ارزيابي كرد كه سياست خارجي ما از فقدان نظريهپردازي در رنج است به گونهاي كه براي چانهزنيها بعضاً افرادي با دانش و تجربه اندك به كار گرفته ميشوند فكر نميكنيد كه ضرورت دارد سياست خارجي ما از لحاظ نظريهپردازي قويتر شود تا در عرصه بينالملل موفق شويم؟
شايد بيش از اين كه ضعف نظريهپردازي باشد مسأله ما به اين مربوط شود كه تكنيكي بودن و فني بودن اين اقدامات را هنوز باور نداريم. يعني ما در جهاني زندگي ميكنيم كه هر انجام وظيفهاي نيازمند داشتن مهارت است كه اين مهارت در يك فرآيند تجربي و انباشتي به وجود ميآيد و در عرصههاي مختلف بايد به اين مسأله توجه كنيم كه اين امور يك فن است كه صاحبان اين فن بايد اين هدفها را بشناسند تا بتوانند تحقق آن را تأمين كنند. اما چنين نگاهي در جامعه ما وجود ندارد به خاطر همين سادهسازي اقدامات است كه ما در برابر ديپلماتهاي كارآزموده جهاني به جاي بهرهگيري از صاحبان اين دانش از افرادي فاقد تجربه بهره ميگيريم و وارد مذاكرات ميشويم تا منافع ملي كشور ما را تأمين كنند در حالي كه قدرت چانهزني لازم را ندارند.
با توجه به اينكه كشورهاي قدرتمند جهان در مورد ايران به اجماع رسيدهاند ارزيابي شما در مورد خطري كه در اين زمينه ايران را تهديد ميكند چيست چگونه ميتوان اين اجماع را شكست و از آن در جهت تأمين منافع ملي بهره گرفت؟
اجماعي حاصل نشده چون كشور ما آنقدر پراهميت و استراتژيك است كه بين بازيگران پرقدرت جهاني در خصوص نوع برخورد با ايران هنوز اجماع حاصل نشده است. گفتوگوها و مذاكرات در اين باره ادامه دارد و اين مسأله به اين معناست كه ما هنوز به لطف خدا فرصت داريم كه با اتخاذ روشهاي درست از منافع خود دفاع كنيم و از تعارض موجود بين منافع بازيگران جهاني نهايت بهره را ببينيم هرچند اين رقباي پرقدرت زمينههاي بسياري براي چانه زني دارند كه ميتوانند ايران را وجهالمصالحه خود قرار بدهند. البته حصول اين توافق كار سادهاي نيست. براي حصول توافق يك مسير پيچيده و دشوار را بايد طي كرد. يعني بايد با درايت، موجب به نتيجه رسيدن اين مذاكرات شويم و با رفتارهاي خود براساس مقررات و ضوابط بينالمللي، اعتمادسازي و تفاهم در زمينه منافع مشترك اين شكافها را عميقتر كنيم.
چگونه ميتوانيم اين شكاف را بين اعضاي شوراي امنيت ايجاد كنيم و از آن به نفع خود بهره بگيريم؟
ما با رفتار صلحطلبانه خود ميتوانيم اختلافات موجود بين كشورهاي بازيگر صحنه بينالملل را عميقتر كنيم اگر آمريكا و اسرائيل ميخواهند كار ايران را يكسره كنند ما با اتخاذ روشهاي درست و با چانهزني با كشورهايي كه رفتار خصمانه با ما ندارند در واقع ميتوانيم اين فرصت را بيابيم كه اين كشورها از مواضع ما دفاع كنند. لازمه اين امر به كارگيري قواعد پذيرفته شده جهاني است.
به نظر شما ايجاد ارتباط با شرق از جمله كشورهاي تأثيرگذاري مثل چين و روسيه ميتواند جايگزين ارتباط كشورهاي مؤثري مثل آمريكا و اروپا ميشوند به خصوص اينكه روسيه و چين در معادلات نظام بينالملل قابل اعتماد نيستند؟ آيا ميتوان در شوراي امنيت به اميد آنها اميد بست بخصوص اينكه شوراي حكام نشان داد كه نبايد به اين دو كشور اعتمادكرد؟
چين و روسيه هم به دنبال منافع خود هستند همه براي تأمين منافع خودشان عمل ميكنند و هر كجا كه منافعشان ايجاب ميكند با كشورها ديگر كنار ميآيند. اين ما هستيم كه بايد زمينهاي را فراهم كنيم، كه مجالي را براي ضربه زدن به ايران فراهم نكنيم ما بايد به گونهاي رفتار كنيم كه از تعارض قدرتهاي بزرگ به نفع خود عمل كنيم. چرا ما بايد به ابزاري براي چانهزني قدرتهاي بزرگ تبديل شويم. من فكر ميكنم كه اين همان مسألهاي است كه ما دنيا را چگونه ميبينيم. مكانيسم بازي قدرتها را چگونه ارزيابي ميكنيم. اگر نگاهي واقعگرايانه داشته باشيم در مييابيم كه همه كشورها به دنبال منافع خود حركت ميكنند و چين و روسيه هم سعي ميكنند از اين شرايط به نفع خود بهرهبرداري كنند. پس تنها و تنها بايد روي تواناييهاي خود و حمايت مؤثر مردم ايران حساب باز كنيم.
حجم معادلات تجاري چين و روسيه با اتحاديه اروپا و آمريكا به قدري گسترده است كه آيا آنها شريك تجاري مثل آمريكا و اتحاديه اروپا را با ايران عوض نميكنند؟ و برخلاف منافع ايران رفتار ميكنند؟
همه كشورها هر جا منافعشان بيشتر تأمين شود به آن سمت حركت ميكنند. اين قابل اعتماد بودن در روابط بينالملل خيلي معنا پيدا نميكند. يك سري قواعد، هنجارها و مقررات است كه كشورها بايد به آن پايبند باشند. من فكر ميكنم عامترين اين قواعد منافع كشورها است. چين و روسيه نيز درصدد هستند در مذاكره با آمريكا به بيشترين منافع دست يابند و اين مسأله خيلي طبيعي است وقتي آقاي هوجين تائو به آمريكا ميرود مذاكراتي را با آمريكا انجام ميدهد. خيلي دور از ذهن است كه در مذاكرات بين چين و آمريكا از اهرم ايران هم استفاده شود.
وزن كشورها در شوراي امنيت چگونه است آيا همه كشورها از وزن يكسان برخوردارند يا حرف اول و آخر را آمريكا ميزند؟ و همه كشورها تحت تأثير آمريكا رفتار ميكنند؟
كشورهاي داراي حق وتو در شوراي امنيت اين توان را دارند كه بر تصميمات ساير اعضاي شوراي امنيت اثر بگذارند. كشورهاي چين، فرانسه و روسيه و آمريكا به تنهايي ميتوانند نظر كشورهايي را كه به صورت دورهاي وارد شوراي امنيت شدهاند به ديدگاه خودشان نزديك كنند و از آنجايي كه در اين مجموعه جناح نومحافظهكار آمريكا كه سياست خصمانه را دنبال ميكنند آمريكا عليرغم تمام مخالفتهاي داخلي سياست خصمانه را دنبال ميكند آنها اين مجال را دارند كه مسائل خود را در چارچوب شوراي امنيت كه در فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد آمده است حل كنند و نوعي مقابله با تهديدات جهاني را در فضاي امنيتي شده بعد از 11 سپتامبر را دنبال كنند. و ايران را در واقع يك تهديد جهاني براي كشورها معرفي كنند كه تلاش شده است آمريكا نتواند ايران را به عنوان تهديد جهاني معرفي كند.
كشورهايي مثل چين و روسيه تا كجا ميتوانند در برابر اين فشارها مقاومت كنند و در برابر سياست تهديد و تطميع مقاومت كنند؟
شايد در برابر فشارها مقاومت كنند اما آيا در برابر تطميع نيز مقاومت ميكنند آنها هم به دنبال منافع خودشان هستند به نظر ميرسد كه سياست مناسبي را كه ميتوان دنبال كرد اين است كه آمريكا را خلع سلاح كنيم به گونهاي كه آمريكا نتواند چهرهاي ضدامنيتي از ما به جهان نشان دهد و آنقدر با جامعه جهاني داشته باشيم كه نتوانند چهره تيره و تار از ايران را ارائه كنند اين شيوه كارسازتر ميباشد همان روشي كه در دوران قبل و زمان اصلاحات دنبال ميشد و در برخورد با جامعه جهاني به كار گرفته ميشد. به اين ترتيب قادر به بهترين نحو مقابله با آمريكا كه نيازمند دشمن جديد پس از اتحاد شوروي است خواهيم بود.
ارزيابي شما از اينكه در نشست مسكو اجماعي صورت نگرفته چيست؟
مهمترين هدف نشست مسكو قبل از ايجاد اجماع، ايجاد هماهنگي بين اين كشورها بود كه قرار است در شوراي امنيت تصميمگيري كنند تا به توافق از پيش شكل گرفتهاي دست يابند چون نشست قبلي با توجه به وضعيت ايران خيلي طولاني شده بود اين نشست بيشتر هدفش آمادگي بود هرچند مخالفتهايي كه چين و روسيه عليه فشارهاي جهاني عليه ايران دارند حصول اين توافق را با دشواري مواجه ايجاد كرده است و به سادگي ميسر نميشود.
مهمترين و كارگشاترين رويكردي كه دولت ميتواند اتخاذ كند چيست مصداقي بگوييد؟
در اين خصوص با توجه به نكاتي كه اشاره كردم گسترش همكاري و تعامل سازنده با قدرتهاي جهاني به ويژه با آمريكا از طريق حركت در مسير حوزههاي منافع مشترك با تن دادن به مقررات و ضوابط جهاني به ويژه همكاري با شوراي امنيت سازمان ملل متحد ميتواند به ما در رفع تهديد جدي پيشرو كمك كند تا دولت جمهوري اسلامي بتواند اهداف خود را طراحي شده در چشمانداز 20 ساله محقق سازد و اين حق مسلم همه ايرانيان است كه بتوانند براي بهرهمندي از نعمتهاي گوناگوني كه به لطف خداوند در اختيار آنها قرار گرفته به طور عادلانه و عاقلانه بهره ببرند و به اهرمي براي رقابتهاي قدرتهاي كوچك و بزرگ جهان تبديل نشود.
مواضع راديكالي كه توسط برخي مسؤولان دولت جديد عليه نظام بينالملل اتخاذ شده است چقدر بر افزايش فشار بر ايران مؤثر بوده است ارزيابي شما در اين مورد چيست؟
بيترديد مواضع راديكال از سوي جمهوري اسلامي ايران به تقويت مواضع نومحافظهكاران در آمريكا و نيروهاي ضدايراني در خارج از كشور كمك كرده تا آنها بتوانند با استناد به اين جهتگيريها تبليغات منفي عليه ما را گسترش دهند، همانگونه كه اعتدال و ميانهروي هم ميتواند به تقويت گرايشهاي معقول و ميانه در خارج از كشور به ويژه در آمريكا كمك كنند. تندرويهاي آمريكا (نومحافظهكاران) سعي دارند چهرهاي خشن و تهديدآميز از ايران ارائه كند، اين رفتارها به آنها كمك لازم را ارائه خواهد كرد از همين منظر شناخت جهان و نيروهاي درگير در آن با يكديگر اهميت بيشتري پيدا ميكند و خسارات سادهسازي روشنتر ميشود.
نقش لابيهاي صهيونيسم در ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
صهيونيستها از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به تقابل ايران با سياست غيرانساني آنها عليه مردم مظلوم فلسطين همواره تلاش كردهاند تا پا به پاي آمريكا براي تغيير در اين رفتارها به نتايج قابل قبولي برسند با در نظر گرفتن نفوذ عميق و مؤثر آنها در اروپا و آمريكا آنها از تند شدن مواضع ايران به نفع خود بهره گرفتند هنگامي كه موشك شهاب 3 در ايران با موفقيت آزمايش شد سيلوان شالوم وزير امور خارجه اسرائيل تور اروپايي خود را دنبال ميكرد و در مراكز كشورهاي اروپايي به مقامات و مسؤولان اين كشورها هشدار ميداد كه اينك نه تنها ما، كه شما هم در تيررس موشكهاي ايراني قرار گرفتهايد. آنها در خصوص پرونده هستهاي ايران تلاش پيگيري را براي ضربه زدن به منافع ايران دنبال كردهاند كه همان گونه كه اشاره كردهاند تغييرات داخلي در ايران در اين جهت تأثيرگذار بوده است.
زماني كه آمريكا قصد داشت به عراق حمله كند گروههاي ضدجنگ بسياري عليه اين مسأله تجمعاتي را برگزار كردند چرا در برابر تهديدات آمريكا عليه ايران شاهد اين مسأله نيستيم؟
هنگامي كه آمريكا قصد داشت به عراق حمله كند اعراب بسياري در حمايت از اين كشور منافع مالي خود را به جريان انداختند و متأسفانه برخلاف سياست خارجي ايران آنها كمتر به حفظ منافع ما علاقه نشان ميدهند لابي پرقدرت كشورهاي نفتي عرب براي دفع حمله به عراق فعاليت شديدي را دنبال ميكردند حتي برخي از آنها ميكوشيدند از احساسات و عواطف ضدجنگ در جهان نيز در كنار گرايشهاي حمايت از اعراب بهره گيرند و امروز نيز گروههاي كوچكي از ايرانيان خارج از كشور در كنار آزاديخواهان و فعالان فوقبشر اين تلاشها را دنبال ميكنند كه متأسفانه از سوي تهران مورد حمايت قرار نميگيرند در كنار اين موضوع به دليل فقدان نگرش واقعبينانه شرايط كنوني نشان ميدهد سياستهاي ائتلافسازي نتيجه بخش نبوده و در واقع كشورهايي كه ما كمكهاي بسياري به آنها كردهايم برپايه منافع خود حاضر به قرار گرفتن در كنار ما نيستند البته اين وضعيت ناشي از رويكردهاي نامناسب اتخاذ شده از سوي مسؤولان خود ما است.
آيا سكوت گروههاي ضدجنگ در برابر تهديدات آمريكا عليه ايران ناشي از انكار هولوكاست است؟
البته موضع آقاي احمدينژاد در قبال هولوكاست كه يك بحث صرفاً علمي بوده امروز به ابزاري سياسي عليه كشور ما تبديل شده چرا كه همه سخنان و مواضع رئيس جمهور تنها از اين منظر مورد ارزيابي قرار ميگيرد و اينك به عنوان سلاح مورد استفاده دشمنان ما قرار گرفته است اين مسأله بر ميزان فعاليتهاي گروههاي ضدجنگ تأثير منفي داشته كه به خوبي نشاندهنده تأثير مسائل سياست داخلي در حوزه سياست خارجي است.
علي مزروعي، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي از سوي شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران به تحمل يك سال حبس تعزيري و پرداخت يك ميليون ريال جزاي نقدي محكوم شد.
به گزارش "ايلنا"، قاضي صارمي پس از برگزاري دو جلسه دادگاه كه در هر دو جلسه مزروعي در آن حضور نداشت و به دنبال آن لايحه دفاعيهاي نيز به دادگاه ارايه نكرد و با توجه به محتويات و مستندات پرونده، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي را كه پيش از نمايندگي مردم تهران در مجلس ششم را نيز برعهده داشت، مجرم شناخت و وي را به تحمل يك سال حبس تعزيري و پرداخت يك ميليون ريال جزاي نقدي محكوم كرد.
اتهامات مزروعي در اين پرونده اهانت و نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي داير بر شكايت شاكي خصوصي عنوان شده است.
عصر روز گذشته پيست قايقراني عبدالآباد بجنورد، با حضور مهندس علي آبادي افتتاح شد و رييس سازمان تربيت بدني در حاشيهي مراسم افتتاحيهي اين مجموعهي ورزشي تاكيد كرد: طرح حضور بانوان در استاديومها فقط براي خانوادهها است. مهندس علي آبادي گفت: اين طرح صرفا شامل خانوادهها ميشود. وي افزود: اين برنامه شامل بانوان مجرد نخواهد بود و ورود آنها به ورزشگاه كماكان ممنوع است.
آيتالله مصباح يزدي اعتراض شديد خود را نسبت به دستور احمدی نژاد مبني بر حضور بانوان در استاديومهاي ورزشي اعلام كرد.
جلالي، مسوول دفتر مصباح يزدي، با اعلام اين مطلب گفت:« اين تذكر توسط دو نفر به صورت شفاهي به احمدی نژاد منتقل شد و حضرت مصباح يزدي فرمودند من به وظيفهي شرعي خود عمل كردم و هركس هرطور كه وظيفهي شرعي خود ميداند، عمل كند.»
وي گفت:« اين پيام دوشنبه شب[كه احمدی نژاد دستوري مبني بر حضور بانوان در ورزشگاهها صادر كرد] توسط حجتالاسلام و المسلمين بيريا و دكتر مرتضي تهراني به احمدی نژاد منتقل شد.»
• هماهنگى با مراجع و تذكر به رئيس جمهور
در ميان آيات عظام، آيت الله مكارم شيرازى به سخنرانى درباره حكم جديد احمدى نژاد پرداخته و گفته اند: در همه جاى جهان ورزشگاه هاى فوتبال به عنوان مكان هاى ناامنى شناخته مى شوند كه درگيرى، زد و خورد و حتى گاه كشته هايى در پى دارد. او كه به گزارش ايسنا در آغاز درس خارج فقه و در مسجد اعظم قم سخن مى گفت از اقدامات احمدى نژاد تقدير كرد اما در ادامه از رئيس جمهور خواست تا پيش از صدور چنين احكامى با علما مشورت كند. اين مرجع تقليد مى گويد: «ايشان (رئيس جمهور) بايد دقت داشته باشند، مسائل كشور را يك شبه با يك تصميم نمى توان حل كرد.» آيت الله مكارم شيرازى ادامه مى دهد: در هر مسئله اى بايد به مشاوران آگاه به آن زمينه مراجعه كرد. در مسائل دينى به مراجع و علما، در مسائل اقتصادى به اقتصاددانان، در مسائل سياست خارجى به آشنايان به سياست خارجى. آقاى رئيس جمهورى نبايد تنها به مشاوران خودشان در اين زمينه قناعت كنند. آيت الله العظمى مكارم شيرازى، همچنين از ارسال پيامى براى آقاى احمدى نژاد خبر داد و افزود: من فعلاً منتظر پاسخ رئيس جمهور هستم و پس از آن به تفصيل در اين باره صحبت مى كنم. از آنجا كه آيت الله مصباح يزدى در خارج از كشور به سر مى برد، مسئول دفترش حجت الاسلام جلالى به خبرنگار ايسنا گفت كه دو نفر مامور شده اند كه به صورت شفاهى به رئيس جمهور تذكر دهند و آيت الله مصباح هم بيان كرده اند كه به وظيفه شرعى اش عمل كرده و ديگران هم بايد چنين كنند. در پى اظهارنظر علما درباره ممنوع بودن حضور زنان در ورزشگاه ها مشاور رئيس جمهور در امور علما و روحانيان از احتمال تجديدنظر در دستور رئيس جمهور خبر داد و با بيان اينكه مسئله اخير يكى از زمينه هاى كمك و حضور حوزه هاى علميه در تصميم گيرى هاى جارى كشور است، سعى كرد تا از نگرانى مراجع بكاهد.
«محمود احمدى نژاد» اين جمله را پس از نطق يك ساعته اش درباره ضرورت بازگشت به فرهنگ انبيا كه صلح، آرامش، عدالت و خداپرستى است، عنوان كرد.
او ديروز راس ساعت ۴۵/۳ بعدازظهر با كت و شلوار طوسى رنگ، پشت همان تريبونى قرار گرفت كه در نشست خبرى پيشينش در اواخر سال گذشته نشسته بود. چند عضو هيات دولت حاضر در مراسم نيز، همان دولتمردان مصاحبه قبلى بودند. «مجتبى هاشمى ثمره»، «على سعيدلو»، «غلامحسين الهام» و «مسعود زريبافان» در رديف اول مدعوين نشسته بودند و البته اين بار «مهدى كلهر» مشاور فرهنگى رئيس جمهور نيز به جمع آنان اضافه شده بود.
اما سومين نشست مطبوعاتى رئيس جمهور تفاوت هاى ديگرى نيز داشت. چنانچه تعداد خبرنگاران خارجى كمتر بود و برعكس ميزان بازرسى هاى معمول مصاحبه هاى مقامات كشور بيشتر. علاوه بر اين طرح پوستر پشت سر احمدى نژاد نيز اين بار تغيير كرده بود. به جاى كوه دماوند (نماد ثابت طرح هاى دوران تبليغات رياست جمهورى او) برج آزادى جايگزين شده بود و در ميان دست هاى پسرى از ميان جمعيت اطراف برج، خورشيدى نورافشانى مى كرد كه از ميان آن كبوتر صلح در حال پرواز بود. اين طرح با سخنان رئيس جمهور همخوانى كامل داشت چرا كه احمدى نژاد در نطق مفصل ابتداى نشست بارها تاكيد كرد كه «شعار امسال ملت ايران بازگشت به فرهنگ انبيا است تا صلح و عدالت پرستى براى همه محقق شود. ما با ايجاد مضيقه و مشكلات براى هر انسانى مخالفيم.» احمدى نژاد خاطر نشان كرد كه باز هم با ملت هاى ديگر جهان صحبت هايى خواهد داشت و در همين حال گفت: «ما با همه به جز رژيم اشغالگر قدس گفت وگو مى كنيم.» رئيس جمهور اما در كنار صحبت هاى ابتدايى اش، يك ساعت و ربع را نيز به سئوال و جواب اختصاص داد و در همين بخش در پاسخ به سئوال خبرنگار شرق شعار انتخاباتى اش را تكذيب كرد: «شعار من آوردن نفت سر سفره هاى مردم نبود.» او تصريح كرد: «من چنين شعارى نداده بودم، روزنامه شرق از قول من نوشت و من نيز در آن زمان تكذيب نكردم.» رئيس جمهور با اين حال تخصيص مبالغى از صندوق ذخيره ارزى به استان ها براى سرمايه گذارى، توليد و خدمات و نيز توزيع سهام عدالت را به معناى توزيع عادلانه منابع در كل كشور ارزيابى كرد و گفت: «تمام تلاش و جهت گيرى دولت اين است كه منابع نفتى در بدنه مردم توزيع شود.» خبرنگار شرق از احمدى نژاد پرسيده بود: «شعار اصلى دولت نهم آوردن پول نفت بر سر سفره هاى مردم بود، بر همين اساس شما اخيراً طرحى پيشنهاد كرده ايد كه بر مبناى آن نفت ارزان به كشورهاى فقير صادر شود. آيا در پروژه نخست خود به نتيجه رسيده ايد كه پيشنهاد جديد تان را طرح كرده ايد؟» رئيس جمهور اما اين شعار اصلى را رد كرد.
احمدى نژاد همچنين رسيدن قيمت سكه به مرز ۲۲۰ هزار تومان را نيز شايعه رسانه اى و غيرواقعى عنوان كرد و گفت: «هيچ التهابى در بازار به وجود نيامده است.» او بر همين اساس تاكيد كرد كه تلاش دولت كنترل تورم است.
در بخش خارجى و پرونده هسته اى كه به سئوال و جواب هاى دائم تمام كنفرانس هاى خبرى تبديل شده است، رئيس جمهور گفت كه غنى سازى از سقف ۵ درصد افزايش نخواهد يافت. او چندين بار تاكيد كرد كه ايران يك كشور هسته اى است ولى فعاليت هايش صلح آميز خواهد بود.
در همين بخش هم وقتى درباره سفر نهاونديان معاون فناورى و اقتصادى شوراى عالى امنيت ملى به آمريكا و اينكه آيا شخصى بوده است يا براى مذاكره از او سئوال شد، پاسخش چنين بود: «من بايد بپرسم. نمى دانم. رفت وآمدها به همه دنيا زياد است. ماموران زيادى مى آيند و مى روند. برخى با شخصى مى روند، بعضى با تاكسى، بعضى با خطى و...»
سفرهاى استانى و شائبه پرهزينه بودن آن نيز سئوالى بود كه خبرنگار اعتمادملى پرسيد كه احمدى نژاد ضمن رد كردن آن و اينكه برعكس هزينه ها كاهش مى يابد در توضيح به لحن صميمانه اى گفت: «ما صبحانه نان و پنير مى خوريم. من حتى پنير هم نمى خورم و نان و چاى مى خورم. ديگران هم مجبورند نان و پنير بخورند. ناهار ما نيز ساده است و شام هم كه در بسيارى مواقع وقت نمى كنيم بخوريم.»
او همچنين با تكيه بر اينكه «رئيس جمهورى فقط مختص تهران نيست»، خاطرنشان كرد: «رئيس جمهورى بايد به همه شهرها و استان ها سفر كند و اتفاقاً هزينه پذيرايى از اعضاى هيات دولت در اين سفرها بسيار ناچيز است.»
او همچنين در جواب سئوال ديگر اين خبرنگار درباره «باجناق سالارى» نيز با خنده گفت: «آنقدر دولت نهم مهرورز است كه باجناق ها با هم فاميل شده اند و هواى هم را دارند. اين معيارها در عزل و نصب ها ملاك نبوده است. اگر چنين باشد اصلاح خواهيم كرد.» احمدى نژاد كه ديروز با حوصله و صميميت به پرسش هاى متنوع و بعضاً منتقد عملكرد دولت پاسخ مى داد، اعلام كرد كه روزنامه ها در انتقاد از رئيس جمهور آزادند. او در شرايطى جمع خبرنگاران را ترك كرد كه بسيارى از پرسش ها باقى مانده بود. خبرنگاران چون جلسه هاى پيشين به اين موضوع معترض بودند. به ويژه آنكه اين بار نيز نمايندگان رسانه هاى همفكر دولت بيش از ساير رسانه ها امكان طرح پرسش هايشان را پيدا كردند. حتى يادداشت سعيدلو معاون رئيس جمهور به اداره كننده جلسه مبنى بر رعايت عدالت نيز چندان ثمرى نداشت و رئيس جمهور ناچار شد، وقتى كه صداى اعتراض ها بلند شد، خود از ميان خبرنگاران پرسشگر، افرادى را انتخاب كند. او در ساعت ۴۵/۱۷ سومين نشست مطبوعاتى اش را ترك كرد تا در سالنى ديگر با ميهمان ويژه خود ديدار كند. رئيس جمهورى ديروز پس از اينكه پشت تريبون قرار گرفت، ابتدا گزارشى از عملكرد چند ماه گذشته دولت ارائه كرد و گفت كه سياست ها و برنامه هاى دولت در سال گذشته، امسال نيز ادامه خواهد داشت. او آنگاه توضيحاتى مفصل تر درباره ديدگاه دولت نسبت به مسائل جهانى به ويژه موضوع اشغال فلسطين توسط اسرائيل ارائه كرد. سخنان رئيس جمهور چنين بود: «به همه دنيا اعلام مى كنيم كه فرهنگ ملت ايران مى تواند الگو براى همه ملت هاى عالم بشود. فرهنگ اين سرزمين مى تواند الگو براى همه ملت ها باشد، زيرا فرهنگ ايران اسلامى، فرهنگى جامع و كامل براى زندگى سعادتمند است و ملت ايران يك ملت ادبى، عاطفى، هنرمند، ايمانى و پاك و ملتى است كه دوستدار و غمخوار همه ملت ها است.
فرهنگ ملت ايران يك فرهنگ بسيار ارزشمندى است كه اين فرهنگ هم بايد تبيين و هم ترويج شود. ملت ايران ملتى سختكوش، مصمم، مقاوم و هوشمند است، ملتى كه هنر و ادبيات در متن زندگى و در لابه لاى زندگى آن پيچ خورده است. ملتى كه نسبت به سرنوشت همه بشريت حساس است و براى تك تك انسان هاى عالم ارزش قائل است. ملت ايران ملتى است كه از كرامت انسانى دفاع مى كند، ملت ايران ملت صلح دوست است كه خواهان صلح و آرامش براى همه ملت ها است. ملتى كه خواهان سعادت همه ملت ها است. از شادى همه ملت ها شاد مى شود و از غم همه ملت ها غمگين مى شود.» او سپس با اشاره به نامگذارى سال ۸۵ به عنوان سال پيامبر اعظم(ص) از سوى مقام معظم رهبرى ادامه داد: «پيامبران آمدند بشريت را به دو اصل خداپرستى و عدالت دعوت كنند. اين دو پايه زندگى سعادتمند و صلح و آرامش است. امكان ندارد بدون خداپرستى و بدون عدالت ما شاهد سعادت يك ملت يا يك فرد يا صلح و آرامش پايدار باشيم. اگر مى بينيم در دنيا ظلم ها و جنگ ها است، فضاى تهديد بسيارى ملت ها را تحت فشار قرار داده است، ادبيات چند كشور قدرتمند ادبيات زور و سلطه و چپاول است و منابع ملت ها صرف انبار كردن تسليحات مى شود به جاى اينكه صرف رفاه ملت ها شود، اينكه مى بينيم برخى فقط از موضع زور و به رخ كشيدن سلاح هاى خود صحبت مى كنند از فرهنگ انبيا از اصول انبيا فاصله گرفته اند. هر جايى كه بشريت به سمت آرمان هاى انبيا و دعوت انبيا حركت كرد آنجا نقطه سعادت، آرامش و صلح و دوستى و برادرى شد و هر مقدار از فرهنگ انبيا فاصله گرفت همانجا نقطه آسيب پذيرى جنگ ها و جدال ها شد. امروز مشكل بشريت چند قدرت هستند كه هيچ اعتنا به اصول انبيا ندارند گرچه برخى ادعا كنند پيرو برخى انبيا هستند، اما رفتار آنها هيچ سنخيتى با اخلاق انبيا ندارد. در قرن گذشته دو جنگ جهانى اتفاق افتاد، دو جنگى كه در يكى از آنها حداقل ۶۰ ميليون انسان كشته شدند و چند برابر اين معلول شدند و چندين برابر آن آواره شدند. چه كسانى مسبب اين جنگ ها بودند و چرا؟ غير از اين بود كه خودخواهى ها، قدرت طلبى ها و سلطه طلبى هاى دو سه قدرت و سران برخى كشورها كه از فرهنگ و اخلاق انبيا فاصله گرفتند، موجب آتشى شد كه ده ها ميليون انسان را در خود سوزاند. اين جنگ ها نه تنها در زمان خود آثار بسيار مخربى بر جاى گذاشت حتى ملت هايى كه هيچ نقشى در آن جنگ نداشتند آنها هم مورد تجاوز قرار گرفته و صدمه ديدند. بسيارى از ملت هاى خاورميانه قربانى جنگى شدند كه در آن دخالتى نداشتند. بسط محدوده حكمرانى و امپراتورى و سرازير كردن منابع ثروت ملت ها به سمت خود، اهداف اين جنگ بود، اما ملت هايى كه هيچ نقشى نداشتند مورد تجاوز و سلطه قرار گرفتند. امروز هم مهم ترين مشكلى كه بشريت از آن رنج مى برد ادامه ماجراهاى جنگ دوم جهانى است. آنها در اين جنگ با هم جنگيدند كه ما مخالف آن بوديم، اكنون هم هستيم. اصولاً ما معتقديم فرهنگ انبيا فرهنگ منطق و گفت وگو و فرهنگ انسانيت است. فرهنگ جنگ مربوط به انسان هاى بدوى و غيرمتمدن است كه از اخلاق انبيا فاصله گرفته اند. آنها در اين جنگ ها خوب جنگيدند اما چرا به بهانه آن مردم خاورميانه بيش از ۶۰ سال غرامت پس بدهند
احمدى نژاد در همين جا به بحث يهودى ستيزى پرداخت و خطاب به كشورهاى غربى اظهار داشت: «به خاطر يهودى ستيزى شما، يهوديان سرزمين خود را رها كردند و به فلسطين آمدند. يهودى ها نيز مثل تمامى مردم دنيا حق زندگى آزاد و توام با امنيت دارند، اما اجازه دهيد آنان به موطن اصلى خود بازگردند. بايد اجازه دهيد صلح و امنيت بر پايه عدالت برقرار شود.» او به بحث انتقال يهوديان به فلسطين در پى يهودى ستيزى غربى ها اشاره كرد و گفت: «خودتان در جريان انتقال يهوديان به فلسطين مشكل درست كرديد، لذا خودتان نيز آن را حل كنيد. اجازه دهيد كه ملت فلسطين نظر خود را آزادانه بدهند.» «محمود احمدى نژاد» بار ديگر اعلام كرد كه «جمهورى اسلامى ايران، كشورى هسته اى است و از صفر تا ۱۰۰ فناورى هسته اى را در اختيار دارد. ايران اين فناورى را در علوم مختلف به كار خواهد بست، همه فعاليت هاى ما علنى است و همين علنى بودن فعاليت هاى ايران، بهترين سند حقانيت و پاك بودن است.» رئيس جمهورى گفت: «آژانس بين المللى انرژى هسته اى بايد عادلانه رفتار كند و گزارشى به ملت ها ارائه دهد كه پس از ۳۰ سال عضويت در آژانس بين المللى انرژى هسته اى، به ما چه داده اند.» «احمدى نژاد» سئوال كرد: اگر كشورى عضو نهادى شود و از آن نهاد چيزى به دست نياورد و فقط خواست هاى چند قدرت بزرگ به او تحميل شود، آيا عضويت در آن نهاد توسط ملت زير سئوال نمى رود؟ وى با بيان اينكه «ايران رفتار دوگانه آژانس بين المللى انرژى هسته اى را نمى پذيرد»، گفت: «ايران آماده است با همه كشورها براى بسط صلح و آرامش در جهان گفت وگو كند. تهران مخالف انواع سلاح هاى شيميايى، بيولوژيكى، هسته اى و غيرهسته اى است و اين نوع سلاح ها را به خلاف فرهنگ انبيا و مضر به حال جامعه مى داند. تهران خواهان صلح و آرامش براى همه است و پيام ملت ايران دعوت به فرهنگ انبيا براى همه است. بايد به فرهنگ انبيا رجعت كنيم تا صلح، آرامش و سعادت براى همه بشريت محقق شود.»
• چرا يك تحقير تاريخى را به ملت ايران تحميل مى كنيد؟
رئيس جمهورى افزود: اينجا محل آزمايش همه دستاوردهاى ليبراليسم است. همه تمدن كشور آمريكا و انگليس بايد در اينجا تجربه پس بدهد، اينجا بايد آزمايش بشود، ما مى گوييم اجازه دهيد ملت فلسطين خودش تصميم بگيرد، نه اينكه تحميل بشود بر ملت فلسطين. شروع مى كنيد به جار و جنجال كه فلانى مثل فلان جنايتكار است، اينها را كه خودتان هم قبول نداريد، اين چه شيوه اى است؟ وى اظهار داشت: كارى كرديد كه در دنيا ديپلماسى به دروغ و كلك تبديل شده است، هيچ كس به هيچ كس اعتماد ندارد. دو نفر به عنوان دو شخصيت جهانى در چشم يكديگر نگاه مى كنند، به هم لبخند مى زنند و همان زمان در ذهن خود نقشه مى كشند كه چطور پدر آن يكى را در بياورند و به هم دروغ مى گويند. اين چه ادبياتى است؟ آيا با اين ادبيات به صلح، امنيت پايدار، دموكراسى، مردم سالارى و حقوق بشر خواهيم رسيد؟ اين ادبيات به شدت از مرام و فرهنگ انبيا به دور است، فرهنگ انبيا بر صداقت، انسان دوستى و مهرورزى استوار است.»وى با بيان اينكه «اجازه بدهيد دو سه جمله هم با مردم آلمان و اتريش صحبت كنم»، اظهار داشت: «ببينيد فضا در دنيا چگونه است و مدعيان حقوق بشر و دموكراسى چگونه مى خواهند دنيا را اداره كنند؟ ۶۰ سال قبل، جنگى اتفاق افتاده و دو طرف كشته اند. ۶۰ ميليون نفر كشته شده اند، اگر ما در آن زمان قدرتى داشتيم جلوى اين كشت و كشتار را مى گرفتيم و در حد توانمان جلوگيرى مى كرديم و اجازه نمى داديم.» احمدى نژاد گفت:«۶۰ سال از جنگ گذشته است. مردم فلسطين خسارت جنگى را مى پردازند كه در آن نقشى نداشتند، مردم آلمان هم خسارت جنگى را مى پردازند كه در آن موقع حضور نداشتند. فرض مى كنيم ۶۰ سال قبل حكومتى در آلمان بوده، جنگى را راه انداخته و جنايتى اتفاق افتاده است، بعد از سه نسل، نسل امروز آلمان چه گناهى كرده است كه بايد همچنان تو سرى خور باشد؟» وى گفت: اين مدعيان مى گويند آلمان نبايد در مناسبات جهانى يك نقش مستقل را ايفا كند، دائم به آنان القا مى كنند شما كسانى هستيد كه پدرانتان جنايتكار بودند، نماد درست مى كنند، همه كشورها نماد افتخار خود را درست مى كنند و وقتى توريست ها مى آيند به آنها نمادهاى افتخار خود را نشان مى دهند. آنجا نماد درست مى كنند، هر آلمانى از هر پاركى كه رد مى شود، مى گويند ببين تو كسى هستى كه پدرانت جنايتكارند، پس تو امروز بايد توسرى خور باشى، به چه مناسبتى؟ چرا بايد به يك ملت اينقدر تحميل كرد؟ همين طور مردم اتريش. ما از جنگ دفاع نمى كنيم، آن را محكوم مى كنيم اما ۶۰ سال پيش كسانى اينجا حاكم بودند و كارهايى كردند، چرا بايد نسلى كه امروز متولد مى شود بدهكار به دنيا بيايد؟ اين نسل چرا بايد هم به لحاظ سياسى، هم از نظر فرهنگى و هم از لحاظ اقتصادى بدهكار باشد، بايد همچنان باج بدهد، به چه كسى؟ به يك عده صهيونيست براى چه؟ براى سركوب ملت فلسطين. ترديد ندارم كه ملت بزرگ آلمان چنين صحنه اى را نمى پسندند. ۶۰ سال قبل جنگ تمام شده، هنوز دارند از يك ملت باج خواهى مى كنند، اين چه مناسباتى است؟ ما مى گوييم اين مناسبات ناعادلانه است، وقتى بحث مى كنيم فقط نمى گوييم مردم فلسطين چون اكثريت آنان مسلمان هستند، مردم آلمان هم براى ما عزيزند. وى گفت: چرا بايد يك تحقير تاريخى را بر يك ملت هوشمند تحميل كنيم؟ جايگاه ملت آلمان در مناسبات فرهنگى، علمى و سياسى جهان بايد جايگاه برجسته اى باشد، بعد از ۶۰ سال هنوز اسير يك مشت آدمى است كه تمام وقايع آن موقع را همين ها طراحى كردند. رئيس جمهورى گفت: بعد هم مى گويند كسى راجع به آن حادثه حرف نزند و تحقيق نكند، چرا تحقيق نكند؟ اگر حقيقت است اجازه بدهيد دانشمندان تحقيق كنند، تا حقيقت هر روز آشكارتر شود، چرا اجازه نمى دهيد؟ شما به آنجا سفر مى كنيد، شما را به جايى مى برند و مى گويند اين نماد تحقير ملت آلمان است، اين چه مناسباتى است، چرا عده قليلى براى پر كردن جيب هاى خودشان بايد دنيا را به آتش بكشند؟ ما اعلام مى كنيم كه مخالف اين روش اداره دنيا هستيم.
•دوران جواب دادن به پالس ها گذشته است
رئيس جمهور در ادامه به صراحت گفت كه مخالف سياست هاى انگليس و آمريكا در اداره جهان است. او با تاكيد بر اينكه دولت و ملت ايران بسيار صلح طلب هستند، خطاب به دولتمردان آمريكا و انگليس گفت: «ما طرفدار صلح هستيم اما صلح پايدار و ريشه اى و نه تحميلى. چرا شما (مقامات آمريكا و انگليس) به هركسى كه خلاف هاى شما را آشكار مى كند، با بهره گيرى از شبكه هاى رسانه اى به او حمله مى كنيد و او را جنايتكار معرفى مى كنيد، احمدى نژاد يك معلم مدرسه است و بسيار صلح دوست است و تا امروز آزارم به فردى نرسيده است. چرا بايد همه ملت ها اسير باشند كه شما جيب هايتان را پر كنيد؟ دورانى كه شما بخواهيد هركسى را هر طورى كه مى خواهيد، معرفى كنيد، سپرى شده است. خيال مى كنيد با شبكه رسانه اى خود مى توانيد هرچه را به ملت ها تحميل كنيد. دوران جواب دادن به پالس ها گذشته است و امروز دوران ملت ها آغاز شده است.» احمدى نژاد با تاكيد بر اين مطلب كه «ملت ايران در تاريخ خود به هيچ ملتى تجاوز نكرده است» اظهار داشت: «ملت ايران همواره پرچمدار صلح و دوستى بوده است و هميشه ملت ما دفع تجاوز كرده است و تاريخ ثابت كرده است كه ملت ايران ابتدا به ساكن به ملتى تجاوز نكرده است.» او با اشاره به فشارهايى كه در ۲۷ سال گذشته از سوى قدرت هاى بيگانه به ملت ايران تحميل شده است، گفت: «چرا با آزادى ملت ايران مخالفيد؟ چرا با پيشرفت ما مخالفيد؟ چرا از اينكه ايران جمهورى باشد با آن مخالفيد؟ چرا جنگ را تحميل كرديد و از صدام حمايت كرديد و انتظار داريد ملت ايران براى شما هورا بكشد. هم اكنون نيز درس نگرفته ايد. من به شما نصيحت مى كنم به اخلاق انبيا بازگرديد، ما حتى شما را دوست داريم و نمى خواهيم مفتضح شويد و آبرويتان برود.» وى با بيان اين مطلب كه «آنها براى غارت ديگر ملت ها، هر روز فضاى كاذب و دروغينى براى ملت هاى خود درست مى كنند» اظهار داشت: «حتى اخيراً گفته اند ايران در حال بالا بردن بهاى نفت است. ما علاقه منديم قيمت نفت بالا برود اما نمى خواهيم مناسبات ظالمانه اى در دنيا برپا باشد. ما نمى خواهيم كشورهاى ضعيف آسيب ببينند. ما نمى خواهيم به كسى ظلم كنيم و از ناراحتى ملت ها ناراحتيم اما اين چه رفتارى است كه شما داريد و انتظار داريد همه از شما تبعيت كنند؟ دوران اتكا به تسليحات و زرادخانه ها به سر آمده است و دوران فكر، انديشه، ادب و فرهنگ است. ما ملتى هستيم كه خواهان صلح و آرامش است و پيشرفت و اقتدار خود را نقطه مقابل هيچ ملتى نمى دانيم. با همه گفت وگو مى كنيم اما رژيم اشغالگر قدس از نظر ما استثنا است؟ ما منطقى داريم كه در همه مجامع ارائه مى دهيم. چرا كارى مى كنيد كه سازمان هاى بين المللى بى اعتبار شوند و با چه ساختارى مى خواهيد دنيا را اداره كنيد. الان نهادهايى كه بايد مسئول امنيت جهان باشند و سازمان هايى كه بايد حقوق ملت ها را تامين كنند، تصوير بيرونى اين است كه اين نهادها و سازمان ها ابزار دست چند قدرت شده اند.»
• تحريم باعث خودكفايى است
با پايان اين بخش كه ساعت ۵/۴ بعدازظهر بود، نوبت به سئوال و جواب ها رسيد. نخستين پرسش از سوى خبرنگار «اينديپندنت» مطرح شد. او پرسيد: گفته شده است چنانچه ايران برنامه غنى سازى را ادامه بدهد، اقدام به تحريم هاى اقتصادى عليه ايران خواهند كرد، شما چگونه مى خواهيد سيستم عدالت ورزى و برنامه اى را كه در كشور خودتان آغاز كرده ايد، ادامه بدهيد؟ احمدى نژاد در پاسخ گفت: «اولاً اينكه من خيلى بعيد مى دانم اين قدر بى عقل باشند كه اين كار را انجام بدهند. همان دو سه كشورى كه به شدت هم با ما مخالفند آن قدر عاقل هستند كه دست به چنين خطاى بزرگى نزنند. هر نوع محدوديتى براى ما ايجاد كنند، خودشان بيشتر ضرر خواهند كرد.
•با اينكه به آمريكا اعتماد نداريم، وجدانمان اجازه نداد
سئوال روزنامه اطلاعات درباره علت موافقت ايران با مذاكره با آمريكا بود كه احمدى نژاد چنين پاسخ داد: «ما اصولاً به دولت آمريكا بى اعتماد هستيم. خوشحال نيستيم از اينكه اين بى اعتمادى وجود دارد. رفتارهاى دولت آمريكا نشان مى دهد كه خود را مالك و صاحب همه مى داند. صاحبى كه هيچ قدرتى ندارد اما علاقه مند است همه صاحب بودن او را بپذيرند. رفتارهايى از خودش نشان مى دهد كه اعتماد ملت ما را از خود سلب كرده است و به همين خاطر ما با آنها گفت وگو نمى كنيم. ملت عراق هم اكنون تحت اشغال هستند و روزانه ده ها نفر از مردم مظلوم عراق به خاك و خون كشيده مى شوند. ده ها بار پيغام دادند كه شما به ارتقاى امنيت در عراق كمك كنيد ضمن اينكه مسئوليت حفظ امنيت در عراق طبق قوانين بين الملل بر عهده اشغالگران است. مسئولان عراقى نيز چندين بار از ما خواسته اند كه كمك كنيم. ما مخالف وضعيتى هستيم كه مردم عراق به خاك و خون كشيده شوند. هم اشغالگران و هم سران دولت كشور اشغال شده وقتى مى گويند بياييد كمك كنيد، وجدان ما اجازه نمى دهد با اينكه اصلاً به آمريكا اعتمادى نداريم. از طرف كارشناسان ما اعلام شد كه در اين زمينه آماده گفت وگو هستيم، متاسفانه ديديم در اين زمينه نيز رفتار خوبى نشان داده نشد. براى رفتارى كه انجام دادند، ما متاسفيم. الان هم فكر مى كنيم كه با استقرار دولت پايدار عراق ديگر به آنها نيازى نيست و اميدواريم اجازه دهند ملت عراق، كشور خودشان را اداره كنند. ملت عراق ملت رشيدى است. برويد كنار. بگذاريد مردم عراق خودشان را اداره كنند.»
• التهاب وجود آقايان است نه كشورهاى منطقه
احمدى نژاد هر نوع تنشى را با كشورهاى منطقه رد كرد و اطمينان خاطر داد كه هيچ التهابى در منطقه نيست. او در پاسخ به سئوال خبرنگار شبكه العربيه در اين باره اظهار داشت: «ما فكر مى كنيم هيچ التهابى در منطقه ما نيست. اينكه چند قدرت بگويند بحران و التهاب است، اين حرف بيهوده است. روابط ما با همسايگان بسيار دوستانه است. همسايگان ما اعلام كرده اند كه دسترسى ايران به فناورى توليد سوخت را مقابل منافع خود نمى دانند. از اقتدار ايران نگران نيستند. ما نيز همين را مى گوييم. ما با تمام كشورهاى حاشيه خليج فارس روابط بسيار صميمى و دوستانه داريم و همه بر حق ايران بر داشتن چرخه سوخت هسته اى تاكيد كرده اند، تنش ميان كسانى است كه براى خود مشكل درست مى كنند و نمى توانند آن را حل كنند.»
• مواضع روسيه قابل قبول است
احمدى نژاد در پاسخ به خبرنگار ايتارتاس درباره ارزيابى آينده همكارى ايران و روسيه نيز تصريح كرد: «روابط ما با كشور روسيه، روابط دوستانه و گسترده اى است و علاقه مند به توسعه آن هستيم. امسال نيز اميدواريم طبق قرارداد، نيروگاه بوشهر كه دوستان روسى ما آن را مى سازند، به پايان برسد.» او خاطر نشان كرد: «در مجموع مواضع روسيه تا امروز قابل قبول و دوستانه بوده و اميدواريم به همين شكل ادامه يابد.» احمدى نژاد در جواب خبرنگار نيويورك تايمز درباره مذاكره با آمريكا گفت: «اين گفت وگو شرايط خود را دارد كه اگر محقق شود، انجامش مى دهيم.»
• من جنگ طلب نيستم، قاطعم
خبرگزارى فارس چنين پرسيد: «در فضاى داخل و خارج كشور، بعضاً ابهاماتى در مورد عملكرد و مواضع جنابعالى وجود دارد. گفته مى شود، توجه و تاكيد شما به مسائل عمرانى و اقتصادى موجب كم توجهى در حوزه هاى فرهنگى به ويژه مسائل نخبگان شده است. با توجه به مواضع محكم و قاطع شما در عرصه سياست خارجى به خصوص در پرونده هسته اى، اينگونه تفسير مى شود كه شما روحيه جنگ طلبى داريد. به راستى آيا دلتان براى جنگ تنگ شده است؟» احمدى نژاد در پاسخ گفت: «جهت گيرى هاى فرهنگى اين دولت بسيار درست است.بنده خودم يك معلم دانشگاه هستم و طيف دوستان من هم، على القاعده يا محققند يا دانشگاهى يا متخصص در يك زمينه هستند. اينكه موضع قاطعى داريم در مسائل جهانى، خب بايد قاطع باشيم. مس مس كردن حقوق مردم را تضييع مى كند. ما حرف درستمان را محكم مى زنيم. ديگران هم اگر حرف درستى دارند، محكم بزنند. گفت وگو هم مى كنيم. ما چون حرف هايمان را باور داريم، محكم مى زنيم. بدهكار هيچ كسى نيستيم. نمى توانيم در مقابل ظلم آشكار بى تفاوت بمانيم. اينكه دو سه نفر بنشينند براى خودشان بگويند ايران نبايد چرخه سوخت داشته باشد، ما مى گوييم شما كى و چه كاره هستيد؟
•ملت ايران را به حال خود بگذاريد
خبرنگار شبكه CBS آمريكا پرسيد: «آيا كارى هست كه دنيا انجام دهد تا ايران دست از غنى سازى بردارد؟» احمدى نژاد اين سئوال را با سئوال جواب داد: «آيا مى توان به شما چيزى داد تا دست از استقلال خود برداريد؟» خبرنگار CBS پاسخ داد: «البته ملت ها حقوق زيادى دارند، ولى ترجيح مى دهند در برخى موارد حقوق خودشان را اعمال نكنند.» احمدى نژاد در جواب گفت: «چرا اعمال نكنند؟ ما حقوقى داريم و حقوقمان را نيز مى خواهيم. ما هيچ چيز از دنيا نمى خواهيم. اين فناورى را آنها به ما ندادند. آنها ملت را به حال خودشان بگذارند تا ملت ايران زندگى خودش را بكند. ما الان اين فناورى را به دست آورده ايم و آن را به ما نداده اند و خدا را نيز شاكريم. اگر سر سوزنى از اين فناورى را به ما مى دادند، اكنون به آنها بدهكار بوديم. ملت ايران خودش اين فناورى را به دست آورده و از آن صيانت مى كند.»
• غيرمنطقى ترين سئوال
«احمدى نژاد» در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه «كوريره دلاسرا» ايتاليا، گفت: «فعاليت هاى هسته اى ايران آشكارترين كارى است كه در دنيا انجام مى شود.» اين خبرنگار پرسيد با توجه به منابع زياد موجود در ايران چرا انرژى هسته اى را كه آلاينده است انتخاب كرده ايد. او گفت: «ما به فناورى هسته اى دسترسى پيدا كرده ايم و دليلى براى مخفى كارى وجود ندارد. اگر قرار باشد مخفى كارى كنيم رفتار ما عوض مى شد. اينكه شما مى گوييد چون منابع طبيعى داريم چرا از فناورى هسته اى استفاده مى كنيد، غيرمنطقى ترين سئوالى است كه مى توان پرسيد. درست مثل اين است كه ما بگوييم نفت پالايش شده به شما مى دهيم و شما چرا مجدد آن را پالايش مى كنيد. اين سئوال خيلى غلطى است شما نيز منابع طبيعى داريد. البته بدانيد كه سوخت فسيلى در حال پايان است. انرژى هسته اى جزء پاك ترين انرژى ها است. سوخت فسيلى اگر ۱۰۰ واحد آلودگى داشته باشد سوخت هسته اى يك واحد هم آلودگى ندارد.
• ايران از هر قطعنامه شوراى امنيت تبعيت نمى كند
رئيس جمهور در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزارى فرانسه درباره تحريم هاى احتمالى شوراى امنيت، گفت: ما بارها اعلام كرده ايم خواهان التهاب و نگرانى براى هيچ كس نيستيم، اما شوراى امنيت سازمان ملل متحد بايد در چارچوب قوانين عمل كند. اين گونه نيست كه هر قطعنامه اى كه شوراى امنيت سازمان ملل صادر كرد، ما تبعيت كنيم. شوراى امنيت سازمان ملل تاكنون قطعنامه هاى متعددى عليه اسرائيل صادر كرده است، اما هيچ يك از اين قطعنامه ها عملى نمى شود. ما در چارچوب حقوق جهانى و مقررات بين الملل و در چارچوب منافع ملت تصميم مى گيريم، اهل گفت وگو هستيم و به كسى ظلم نمى كنيم و از كسى نيز ظلم نمى پذيريم.»
• حساسيتى به مهاجرت نداريم
او در جواب ايسنا نيز گفت كه سهم تحقيقات كاهش پيدا نكرده است بلكه جابه جايى بودجه صورت گرفته است. در مورد «فرار مغزها» نيز گفت: «ما حساسيتى راجع به مهاجرت انسان ها نداريم. از گذشته هم ايران حساسيتى نداشته است. دانشمندان ايرانى براى ما محترم اند و انسان آزاد است كه هرجا زندگى كند.»
• بروز مشكلات اخلاقى به نام زنان بد است
خبرنگارى درباره برخورد با بد حجابى و اين كه آيا در اين خصوص قبلاً با رئيس جمهور هماهنگى شده است، سئوال كرد كه احمدى نژاد گفت: «من نگاه دولت را يكشنبه شب گفتم. بانوان، دختران و زنان ايران اسلامى جزء عفيف ترين و بهترين زنان عالم هستند، به جد مى گويم زنان ما امروز در همه عرصه ها حضور تعيين كننده دارند و عفت و پاكى و حجاب را آگاهانه انتخاب كرده اند و در تخصصى ترين عرصه ها حضور دارند. در ۲۸ - ۲۷ سال بعد از انقلاب زنان بيش از مردان نقش مثبت ايفا كرده اند، عرصه فرهنگ عرصه برخورد نيست. عرصه فرهنگ عرصه كار فرهنگى و تلاش است. خود خانم ها بهتر مى دانند چه كنند. نبايد وقتى چند نفر در گوشه اى بعضى از هنجار ها را رعايت نكنند، فكر كنيم اتفاقى افتاده است. ما در صيانت از حريم عمومى بايد كار فرهنگى كنيم. خيلى بد است، تا مشكلات اخلاقى پيش مى آيد، زود اسم خانم ها برده مى شود در صورتى كه برعكس است، هر كجا خانم ها حضور پيدا مى كنند، نشاط، سلامتى و اخلاق را مى آورند.»
• حمله نظامى به ايران معنا ندارد
رئيس جمهورى در ادامه در پاسخ به پرسش ديگرى درخصوص گزينه حمله نظامى آمريكا به ايران گفت: «حمله نظامى به ايران معنا ندارد، حمله نظامى به چه معنا؟ به چه دليل؟ ضمن اين كه ملت ايران ملت قدرتمندى است و مى تواند از خود دفاع كند. آنها خودشان هم از اين ادبيات استفاده نمى كنند، زيرا اين براى آنها خيلى خطرناك است، اگر اسم حمله نظامى را بياورند اوضاع براى آنها خيلى بد مى شود، اوضاع اقتصادى و اجتماعى آنها آسيب مى بيند. آنها مى خواهند با جار و جنجال و فشارهاى روانى، ناراحتى هاى خود را در قالب كلمات و فضاى رسانه اى بياورند و ما را وادار به عقب نشينى كنند. اين معنا ندارد، ما كشورى هستيم كه فناورى هسته اى را داريم و آماده همكارى با كشورهاى داراى فناورى هستيم.»
• اكثر روزنامه ها حزبى اند
روزنامه جام جم نيز درباره مرز نقد از رئيس جمهور پرسيد كه احمدى نژاد چنين پاسخ داد: «روزنامه هاى ما اكثراً حزبى هستند. دولت هم حزبى نيست و مردمى است. دولت مطلقاً تعرضى ندارد. به تدريج ياد مى گيرند. تا به حال سابقه نداشته طى ۸ ماه اين حجم تبليغات منفى عليه يك دولت. ولى ما كارى نداريم و آنها آزاد هستند

