«سيدمحمدرضا خاتمى» دبيركل جبهه مشاركت در آخرين جلسه از جلسات ماهانه روزنامه نگاران در سال ۸۴ كه در محل سابق ستاد انتخاباتى دكتر معين برگزار شده به پرسش هاى خبرنگاران درباره عملكرد اين حزب در دوران حضور حاكميت و شرايط كنونى پاسخ داد. گزارش كامل اين جلسه در شماره اخير خبرنامه داخلى مشاركت كه ديروز منتشر شد، درج شده است. بخشى از اين پرسش و پاسخ را در پى مى خوانيد.
•••
• زمانى كه حزب مشاركت تشكيل شد انتظار اين بود كه ما با يك حزب آوانگارد روبه رو باشيم كه براساس تصميم گيرى اعضاى تشكيل دهنده اش حركت كند، نه اينكه چشم به ديگران داشته باشد كه آنها فرمان حركت را در دست گيرند. مشاركت چه در زمانى كه در حاكميت حضور داشت و چه در شرايط كنونى با نمونه هاى مختلفى از ترس و حسرت روبه رو بود و همانند يك حزب واقعى كار نكرد. به قول يكى از دوستان حزبى برخى از كادرهاى رده بالاى حزب در فعاليت ششم يا هفتم شان همانند يك تفريح كار حزبى مى كردند. آقاى دكتر در چه كشورى كار حزبى اينگونه است؟ چرا مشاركت با احزاب ديگر دنيا ارتباط برقرار نمى كند و هنگامى كه به كنگره هاى آنها دعوت مى شود جرأت نمى كند دعوت آنها را بپذيرد؟ به نظر مى رسد كه اين تمايل وجود دارد تا بسيارى از مسائل در پشت پرده حل شود. من بحث رسانه را هم مطرح مى كنم كه در طول سال هاى گذشته با آن درگير بوديم؛ هفته بعد از انتخابات در يك جلسه اى به دعوت حزب، من (عيسى سحرخيز) بحث داشتن رسانه را مطرح كردم. زمانى ما در هيات نظارت بر مطبوعات اكثريت را داشتيم و مى توانستيم با كمى فشار امتياز روزنامه بگيريم و اين كار را نكرديم. مشاركت فرداى پس از انتخابات مى توانست روزنامه جمهوريت را منتشر كند اما بحث هزينه را مطرح كرد و به يك نشريه داخلى هفتگى دل بست كه براى كسانى فرستاده مى شود كه بسيارى از اطلاعات آن را دارند. من فكر مى كنم كه اگر مشاركت بخواهد در آينده در فضاى سياسى ايران كار كند در مرحله اول بايد آوانگارد باشد. در ضمن بايد رودربايستى را هم كنار بگذارد و به جاى آنكه با ديگران در پشت پرده صحبت كند. حرف دلش را با مردم بزند. به عنوان مثال فردى مثل آقاى شيرزاد درون مشاركت نمى توانست به راحتى صحبت كند و تحت فشار بود، در حالى كه ديگران انتظار دارند كه يك حزب پيشرو فضاى ترس را در جامعه بشكند تا آنها بتوانند در فضاى ايجاد شده ادامه حيات دهند، در صورتى كه شما در بسيارى از مسائل سكوت كرديد، هنوز هم سكوت مى كنيد. اينكه شما مى گوييد دليل سكوت تان اين است كه نگويند قصد كارشكنى داريد منطقى نيست، اصلاً كدام حزب در دنيا اين كار را مى كند؟ يك مشكل ديگر حزب هم عدم اعتماد به نيروهاى خارج از حزب است و حاضر نيستيد بخشى از كارهايتان را به آنها بسپاريد. اما در عين حال افرادى را داريد كه در يك زمان مسئوليت چهار يا پنج كار را دارند. الان حزب مدت هاست كه در حال انتشار يك ماهنامه است و هنوز هم شماره اول آن منتشر نشده است، مگر انتشار نشريه چند سال بايد طول بكشد؟
البته من اميدوارم همه قضاوت ها اينگونه نباشد، چون من هيچگاه نگفتم كه ما سكوت كرده ايم، بلكه حرف من اين بود كه فضاى جامعه اينگونه است. ما به عنوان حزب بيانيه هايمان را منتشر كرده ايم و حرف هايمان را هم زده ايم. اما شما اين نكته را هم در نظر بگيريد كه ما در چه فضايى هستيم. اينجا اگر متهم به محافظه كارى مى شويم در محيط ديگر كه آنها هم اصلاح طلب هستند در آنجا متهم هستيم كه تندروى مى كنيم. متهم هستيم كه شما با آن طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس همه چيز را خراب كرديد. حالا شما مى گوييد خير، بايد مى ايستاديد؛ من در اينجا بنا ندارم كه بگويم كداميك درست و كداميك نادرست است، در مورد آوانگارد بودن يا نبودن حزب هم همين طور. اين به عنوان يك قضاوت در بيرون وجود دارد، اما شما بدانيد كه ما داخل خودمان هم اين بحث ها را مطرح مى كنيم و معتقديم در ميان طيفى از دوستان كه ما را به تندروى و طيف ديگرى كه ما را به كندروى متهم مى كنند تقريباً يك نقطه بينابين را اختيار كرده ايم. هرچند نسبت به هر دو طرف احترام داريم. اين واقعيت هم بايد درك شود كه حزبى با هفت، هشت سال سابقه نبايد مقايسه شود با احزابى كه سال ها است فعاليت مى كنند. شما مى گوييد با احزاب دنيا ارتباط برقرار نكرديد، در حالى كه اينگونه نيست. احزابى بودند در دنيا كه ما با آنها ارتباط داشتيم، چه در كشورهاى اسلامى و چه در كشورهاى اروپايى و اين ارتباطات هم رسمى و هم علنى بود. فكر مى كنم مقدارى از قضاوت هاى دوستان ناشى از آن است كه كاملاً در جريان اوضاع نيستند. يك نكته را هم بگويم، در سياست ورزى هم مماشات وجود دارد، هم سازش به معناى درست آن وجود دارد. هم لابى پشت پرده دارد و در عين حال موضع گيرى علنى هم دارد. اينكه بياييم مدعى شويم ما همه چيز را به مردم مى گوييم و كارى به ديگران نداريم و در تريبون ها به صورت علنى موضع گيرى مى كنيم، همه سياست ورزى نيست. بخشى از سياست ورزى هم در جاى ديگرى شكل مى گيرد. در مورد خبرنامه ما هم كه آقاى سحرخيز با ديده حقارت به آن مى نگرند بايد بگويم كه انتشار خبرنامه يك كار بسيار مهم تشكيلاتى است و ما در طول ماه هاى اخير با افراد زيادى از اين طريق ارتباط برقرار كرده ايم. البته من هم قبول دارم كه بعضى از انتقادها هم بجاست، اينكه عده اى مى گويند شما چه حزبى هستيد كه هشت سال در حاكميت بوديد اما نتوانستيد سرمايه اى براى خودتان فراهم كنيد؛ بله، اين ايراد وجود دارد سلامت و پاك بودن حزب در درجه اول اهميت است به نحوى كه كسى نتواند با تغيير و تحول هاى سياسى حزب را به آلودگى متهم كند، بله ما مشكل مالى داريم و بايد هم آن را به نحوى برطرف كنيم. اما به نحو صحيح و قانونى. اما شما در عين حال نتيجه آن را هم مى بينيد، در تمام بگير و ببندهايى كه اين روزها مشاهده مى شود، شما حتى يك مورد هم پيدا نمى كنيد كه بتوانند تخلفى توسط ما را اثبات كنند.
• امروز كه شش، هفت ماه از اين اتفاقات عجيب در كشور ما مى گذرد و اوضاع را مى بينيم احساس مى كنيم كه اصلاح طلبان خيلى غفلت كردند و از آن شرايط با امكانات فراوان به وضعيتى رسيده ايم كه همه نگران هستيم. كسى نمى تواند تصميم صحيحى براى آينده بگيرد چون سرنوشت فرداى خودش را نمى داند. تصويرى هم كه شما از جامعه ارائه مى كنيد به خوبى توسط ما قابل مشاهده است. حالا من سئوال مى كنم كه وقتى مشاركت در قدرت بود و مى توانست كارهاى زيادى انجام دهد چرا به نحو درستى عمل نكرد كه حاصل هشت سال اصلاحات به دولت آقاى احمدى نژاد منتهى نشود. آقاى خاتمى، شما بايد پاسخ دهيد، اگر چندين سال ديگر هم اين جلسات برقرار باشد من وظيفه خودم مى دانم كه از هر اصلاح طلبى كه در اينگونه جلسات شركت كند اين سئوال را بپرسم.
اينكه گفته مى شود اصلاح طلبان ناكارآمد هستند بايد شامل يك تعريف مقدماتى هم باشد كه اصلاً اصلاح طلبان چه كسانى هستند، اصلاحات چيست و اصلاح طلبى يعنى چه؛ آن وقت اگر ديديم كه با هم مى توانيم به يك تعريف مشترك برسيم، حالا بايد دنبال مقصر بگرديم كه چه كسى كم كارى كرد. امروز من به عنوان مشاركت يك مسئوليتى دارم، آقاى خاتمى يا آقاى كروبى مسئوليت ديگرى دارند، روزنامه نگاران هم هستند كه آنها هم مسئولند. به نظر من دوستان به واقعيت كشور توجه ندارند، وقتى يك اجماع فكرى واضح و روشنى روى اصلاح طلبى وجود ندارد كه همه دور آن مفهوم مشترك جمع شوند طبيعى است كه اختلافاتى را هم به همراه خواهد داشت. من مجلس را مثال مى زنم، مگر بعد از پيروزى اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم، چند عضو مشاركت وارد مجلس شدند؟ حداكثر ۴۰ نفر؛ بقيه دوستانى بودند كه تمايلاتى داشتند اما عضو ما نبودند. فراكسيون ما ۱۲۸ عضو داشت كه درون اين فراكسيون هم به هر حال مسائل قومى، محلى و شخصى مطرح مى شد. ما قبل از آن هم حزبى نداشتيم كه به افراد شكل دهيم و آنها را وارد مجلس كنيم. ما ائتلافى بوديم كه حتى امروز هم به صورت يقين نمى توانيم بگوييم چه كارى درست و چه كارى غلط بود. شما مى گوييد چرا كار نكرديم، اما پيش از آن بايد توضيح دهيد چه كارى و با چه ابزارى بايد انجام مى داديم كه آن را انجام نداديم. البته مى توانيد بگوييد كه به عنوان حزب يك سرى مسئوليت ها داشتيد، به هر حال اندازه تاثيرگذارى و قدرت اين حزب درون تشكيلات حكومتى يك امر جداگانه است كه بحث خوبى است دنبال شود.
• آقاى خاتمى من تعجب مى كنم از شما كه مى گوييد بايد چه كار مى كرديد و آن كار را انجام نداديد؛ شما كه نمى دانستيد بايد چه كنيد چرا وارد قدرت شديد؟ بهتر بود يا در ابتدا برنامه هايتان را مشخص مى كرديد و سپس وارد قدرت مى شديد و يا اينكه پس از حضور در قدرت اين همه سر و صدا نمى كرديد كه مردم امروز شما را مقصر بدانند. شما در روزنامه هايتان اين همه مصاحبه كرديد، مقاله نوشتيد و فكر مى كرديد كه مردم هم تا ابد با شما پيوند برادرى دارند و به شما راى مى دهند. شما مى خواهيد خانه امن تان را داشته باشيد، ارتباطات بيرونى تان و حقوق دولتى تان را داشته باشيد و بعد هم سياست صبر و انتظار را در پيش بگيريد كه شايد يك معجزه اى شود و خاتمى ديگرى پيدا شود تا مردم زمانى به شما راى دهند. شما بايد بگوييد به عنوان رئيس مركز پژوهش هاى مجلس چه كرديد، اصلاً آيا وقتى به عنوان نماينده اول تهران وارد مجلس شديد يك بار با موكلانتان صحبت كرديد؟ ما پيش از اين تجربيات مشابهى داشتيم، مصدق وقتى كه ديد حرفش خريدار ندارد به ميان مردم رفت و گفت مجلس جايى است كه مردم آنجا هستند. به نظر مى رسد شما توان اين را نداشتيد تا مردم را به دور خودتان جمع كنيد. اگر در جريان تحصن نمايندگان مجلس ششم، مردم را وارد صحنه مى كرديد وضعتان اينگونه نبود، به هر حال بايد در جايى تكليفتان را روشن مى كرديد. به قول آقاى انصار ى راد اصلاحات بدون هزينه دادن و زندان رفتن امكان پذير نيست. شما مى گوييد كه در سياست سازش وجود دارد، اما در عين تمام مماشاتى كه مى كنيد حاضر هستيد تا با مردم روبه رو شويد؟ حزب مشاركت از اين باب مورد انتقاد است كه خودش مدعى است برنامه دارد و مى تواند دولت را اداره كند.
مى گوييد شما در روزنامه هايتان نوشتيد، من هم مى پرسم يعنى چه روزنامه هايتان؟ اين روزنامه ها كه مال ما نبود، دوستان مختلف و البته مستقل، اينها را اداره مى كردند. مى گوييد شما در سخنرانى هايتان فلان مطلب را گفتيد، خب مگر من چه گفتم؟ صحبت هاى من كه همه معلوم است. من بايد پاسخ بدهم يا آن كسى كه گفت بايد [...] اين «شما» يعنى چه كسى؟ بايد مشخص شود. من كه اينجا نشسته ام بايد پاسخگوى آقاى خاتمى باشم، پاسخگوى آقاى كروبى باشم، [...] ، در عين حال پاسخگوى خودم هم كه هستم. ما براى انتخابات مجلس ششم برنامه داديم و در پايان مجلس هم نتايج عملكردمان را گزارش كرديم.
• شما فقط اقدام كرديد؟
خير، ما عمل هم كرديم. بنده اينجا مى گويم كه ۸۰ درصد برنامه هايمان را در مجلس پيش برديم. هرچند شما ممكن است بگوييد برنامه هايتان در مورد مطبوعات محقق نشد، ما هم مى پذيريم. اما شما مثال مى زنيد در مورد مركز پژوهش ها؛ من هم مى گويم عمده برنامه هاى اقتصادى و اجتماعى مجلس مانند طرح خدمت وظيفه سربازى، قانون ماليات ها، طرح هاى مربوط به تجارت، زنان و دانشگاه ها، فارغ از اينكه به مرحله عمل رسيد يا نرسيد، نتيجه ساعت ها كار كارشناسى همين مركز بود. عمده برنامه هاى ما به قانون تبديل شد، آنهايى هم كه نگذاشتند قانونى براى آنها تصويب شود، مثل دفاع از حقوق شهروندى، در كميسيون هاى مجلس و از طريق راهكارهاى قانونى در حد امكان مجلس اقدام شد. نكته بعدى شكست ما در انتخابات است؛ اتفاقاً تنها گروهى كه دلايل شكست را بيان كرد ما بوديم، چندين سند هم منتشر كرديم و ضعف هاى خودمان و نقاط قوت طرف مقابل را بيان نموديم. برخلاف گفته هاى شما، هم گفتيم كه چرا اينگونه شد و هم گفتيم كه در آينده چه كارى را انجام خواهيم داد. در مورد تجمع مردمى و حضور در خيابان ها هم صريحاً مى گويم كه ما با اين كار مخالف بوديم و هنوز هم مخالف هستيم.
يك نكته ديگر را هم بگويم و آن هم اين است كه دولت هيچ ربطى به حزب مشاركت نداشت. دوستانى از مشاركت كه در دولت بودند قبل از تشكيل حزب مشاركت در دولت حضور داشتند. حتى انتخاب اعضاى كابينه در دور دوم آقاى خاتمى به اين صفت بود كه قرار نيست حزبى عمل شود و هم آنها و هم ما اين تعهد را پذيرفته بوديم. به همين خاطر ما در مورد دولت مسئوليتى نمى پذيريم. در برخى موارد انتقاد داريم و در بقيه موارد هم دفاع مى كنيم.
• يكى از نقاط مثبت احزاب اين است كه هنگام شكست شرايطى را فراهم مى كنند كه يأس بر كشور حاكم نشود. يعنى نظم تشكيلات در زمان پيروزى امكان استفاده از اين پيروزى را فراهم مى كند و هنگام شكست هم بازدارنده يأس است. به اين نكته هم بايد توجه كنيم كه واكنش نسبت به مسائل روز، طبيعت احزاب است، اما همه چيز در مسائل روز خلاصه نمى شود. حال با توجه به اين نكته سئوال من اين است كه بعد از شكست اصلاح طلبان فارغ از نگاه به ابزارهاى دموكراتيك يا غيردموكراتيك، آيا حزب مشاركت تلاش كرده است كه تجربه فعاليت هاى دموكراتيك در فضاى غيردموكراتيك را در كشورهاى ديگر دنيا مطالعه كند تا آن را به سرمايه اى براى بازگشت خودش به قدرت قرار دهد؛ ضمن آنكه مشاركت امروز با بحث بقاى خودش هم روبه رو است و بايد تجربيات مشابهى را پيدا كند كه احزاب در نقاط مختلف دنيا چگونه با واقعيت ها كنار آمدند و به سمت انفعال يا راديكاليسم نرفتند. هرچند يك موقع هم هست كه ممكن است بگوييم شرايط ما در ايران يك شرايط ويژه است، اما به هر حال اين موضوع نافى مطالعه ما نيست، چون مى توانيم از تجربيات ديگران استفاده كنيم. به عنوان مثال ما در همسايگى مان با كشورى مثل پاكستان مواجه هستيم كه در آن طى شرايطى كاملاً غيردموكراتيك يك حزب دموكراتيك سرنگون مى شود، ولى باز هم آنها برمى گردند و به شكل ديگرى خودشان را احيا مى كنند.
ما غير از مواضع روزمره و كارهاى جارى حزبى، مسائل ديگرى را هم بررسى كرده ايم. ما بعد از انتخابات كارگروه هاى مختلفى تشكيل داديم تا عواملى را كه سبب شكست در جريان انتخابات شد تحليل كنيم، به نتايجى هم رسيديم. براساس اين نتايج افراد و گروه هايى تعيين شده اند تا آنها را مطالعه كنند و تجربيات مشابه داخلى و خارجى را نيز بررسى نمايند. به عنوان مثال ما روى موضوعى چون پايگاه اجتماعى حزب در داخل كشور بحث مى كنيم، يا اين موضوع را مورد تحليل قرار مى دهيم كه آيا در كشور ما به عنوان مثال طبقه اجتماعى وجود دارد يا خير و اگر وجود دارد منافع اين طبقه چيست و حزب ما كداميك از اين طبقات را مى تواند به عنوان پايگاه خودش انتخاب كند. موضوع ديگرى كه ما هميشه بر آن تأكيد داشتيم اين بود كه دموكراسى نياز جامعه ماست؛ اما مردم روزمره احساس نكردند كه چگونه مى توانند در زندگى خودشان با دموكراسى رابطه برقرار كنند. اتفاقاً همين آوانگارد بودن ما با شعارهايى كه مطرح شد باعث گرديد كه از بدنه جامعه عقب بمانيم. ما با نظريه پردازان مختلف داخلى و خارجى بحث هاى مفصلى داشتيم. يكى از اين آقايان كه از خارج آمده بود مى گفت اين كه شما از دموكراسى مى گوييد، بر پايه كدام اقتصاد است؟ پاسخ هاى ما كلى بود و ايشان هم ما را مورد انتقاد قرار مى داد و مى گفت كه موفق نخواهيد شد. براى اينكه وقتى شعار دموكراسى داده مى شود بايد عملاً و عيناً در زندگى واقعى مردم چه در كوتاه مدت و چه در دراز مدت تجلى پيدا كند. به هرحال مى خواهم بگويم كه اگر حزبى مى خواهد به معناى واقعى يك حزب باشد بايد نسبت به تمام سئوالات مطرح در جامعه پاسخ مناسب داشته باشد، ما هم اين را مى دانيم و در حال مطالعه هستيم، هرچند ممكن است طولانى مدت هم باشد و شرايط خاص كشور اجازه ندهد كه از تمام ظرفيت هاى موجود استفاده كنيم.
• آقاى خاتمى سئوال من در ارتباط با تأكيد آقاى حجاريان بر ائتلاف روى حداقل ها است كه بر مبناى آن ايشان پيشنهاد كردند اين ائتلاف مى تواند در مسائلى مانند حفظ كشور، حفظ جان مردم يا صلح و مسائلى از اين قبيل باشد؛ اما در اين ميان به نظر مى رسد در سطح تشكيلات مشاركت اين ايده هنوز نمادى پيدا نكرده است. در صورتى كه اهميت اين موضوع بسيار هم زياد است؛ بگذاريد مثالى بزنم، الان مطابق آمار در اثر مداخله خارجى ۹۰ هزار نفر در عراق طى سه سال كشته شدند كه رقم بسيار بالايى است، هرچند در كشور ما بر اثر سوانح جاده اى و بلاياى طبيعى عده بسيارى جان خودشان را از دست مى دهند اما به هر حال آمار كشته شدگان جنگ قابل چشم پوشى نيست. ما مى توانيم براى مردم اين موضوع را توضيح دهيم كه مداخله خارجى اين خطرات را به دنبال خواهد داشت و لااقل حداقل هايى كه امروز داريم ديگر در اثر جنگ وجود نخواهند داشت.
در مورد اجماع و صحبت هاى آقاى حجاريان هم بايد بگويم كه مغز آقا سعيد هميشه ايده تراوش مى كند، اما اين لزوماً بدان معنا نيست كه نسبت به اين مسائل در حزب بحث شده است و همه به نقطه مشتركى رسيده ايم. ما ائتلاف را ضرورى مى دانيم اما در شرايط فعلى اجماع را امرى ممكن نمى دانيم. ما در تحليل هاى خودمان به اين نتيجه رسيده ايم كه اگر يك انتخابات آزاد با حداقل معيارهاى قابل قبول وجود داشته باشد، با توجه به قدرت ما و قدرت رقيب، بدون ائتلاف امكان پيروزى كم است. بنابراين ما هميشه به دنبال ائتلاف بوده ايم و نه اجماع. الان هم تلاش مى كنيم، هرچند دوستانى هستند كه در برخى مسائل خط قرمز دارند، اما ما بايد اين خط قرمز را كمرنگ كنيم. اجرايى كردن ايده آقاى حجاريان هم از يك حزب به تنهايى ساخته نيست. «عده اى» از كسانى كه ايشان تحت عنوان «از اين جا تا آن جا» نام مى برد از اساس و ماهيت با كار حزبى مخالف هستند و امكان ندارد ما بتوانيم با آنها كار حزبى كنيم. اما در عين حال در مورد كسانى كه حاضر هستند بر سر مسائلى از اين قبيل مذاكره كنند، ما با هم صحبت هايى داشته ايم. اما به هرحال تعداد افراد گروه هايى كه حاضر باشند ميدان دار باشند زياد نيست.
• مقابل اصلاح طلبان پيشرو ما امروز با طيفى درون جريان اصلاحات رو به رو هستيم كه اساساً هرگونه ائتلافى را منكر مى شود و حتى از اساس با برخى از بنيان هاى اصلاح طلبى مشكل دارند. موضوع اينها جناح راست يا محافظه كاران هم نيستند، ما تجربه انتخابات رياست جمهورى نهم را داشتيم، ضمن آنكه قبل از آن هم با وقايع مجلس ششم روبه رو بوديم كه اينها به هيچكدام از خواست هاى پيشروانه اصلاح طلبان پاسخ مثبت ندادند، اما مواضع حزب مشاركت هنوز در قبال اين رفتارها و حركت ها روشن نيست، [...] گويا سياست جبهه مشاركت به نوعى مماشات با همه گروه هاست و جوابى به آنها نمى دهيد.
اينطور نيست كه مواضع حزب در مسائل مختلف بيان نشود، حزب در امور گوناگون مواضع خودش را بيان كرده است، حالا اينكه مواضع ما به مردم رسيده يا نرسيده، موضوع ديگرى است. [...] بايد بگويم اين سياست رسمى حزب است كه به هيچ وجه به صورت علنى مسائل و مشكلات درونى اصلاح طلبان را برجسته نكنيم. به درستى يا نادرستى اين موضوع كارى ندارم، اين سياست رسمى حزب است. البته اين مانع از اين نيست كه درون خودمان بحث نكنيم يا اينكه انتقادى نداشته باشيم. اما آقاى شكورى راد به علت بيان مسائلى در مورد دفتر تحكيم دو بار مورد انتقاد واقع شد، چون بنا نداريم در عين اينكه بحث مى كنيم، بهانه به دست مخالفان اصلاحات بدهيم اين هم كه مسائل درونى اصلاح طلبان پررنگ مى شود خواسته طرف مقابل ما است كه قصد دارد مشكلات ما را بزرگ كند. در مجلس هم اين كار را مى كردند.
• شما تحليلى از برنامه هاى اقتصادى تان داريد و اذعان هم مى كنيد كه اين برنامه ها در انتخابات بسيار ضعيف بود، با اين حال وقتى كه من به عنوان يك روزنامه نگار پايگاه طبقاتى شما را بررسى مى كنم نمى توانم درك كنم كه تفاوت تان با كارگزاران چيست، اصلاً طرفدار چه نوع اقتصادى هستيد؟
در مورد مواضع اقتصادى هم بايد بگويم كه ما هشت كنگره داشتيم، در همه كنگره ها هم بيانيه داديم و مواضع اقتصادى مان را بيان كرديم. البته نمى خواهم بگويم كه مواضع اقتصادى ما كامل شده است يا اختلاف نظر نداريم. قصد هم ندارم وارد مقايسه مواضع خودمان با كارگزاران شوم، ممكن است نزديكى هايى با آنها داشته باشيم. هرچند به طور خلاصه مى توانم بگويم كه در شيوه هاى اتخاذ شده در امر اقتصاد و سياست تفاوت هاى محسوسى با آنها داريم. براى ما مسئله دموكراسى اهميت دارد و بيشتر طرفدار سوسيال دموكراسى هستيم.
• دموكراسى در اقتصاد به چه معنى است؟
يعنى ما معتقديم كه جهت گيرى اقتصاد بايد به سمت اقتصاد بازار باشد، اما اين نبايد بدان معنى باشد كه دولت يك سرى از تعهدات خودش را در مسائلى از قبيل آموزش، بهداشت، امنيت يا موارد مشابه ديگر فراموش كند. به اعتقاد ما حداقل در شرايط فعلى امكان پذير نيست كه همه چيز ما به خصوص در زمينه هاى اجتماعى و خدمات عمومى از قبيل بهداشت و آموزش از دولت به طور كامل منفك شود. ما به مسائلى مثل حق مالكيت، شناخت بازار، رقابت پذيرى اقتصاد، رانت زدايى، كوچك تر كردن دولت و تقويت بخش خصوصى و پيوند و تعامل با اقتصاد جهانى اهميت مى دهيم.
• اما شما با اينكه در بيان مواضع اقتصادى خودتان از سوسيال دموكراسى بيشتر دفاع مى كنيد اما حزب مشاركت در سطح جامعه به اين صفت شناخته نشده است، دليل اين امر را در چه مى دانيد؟
شايد ناشى از ضعف ما در بيان مطالب باشد كه نتوانسته ايم حرف هاى خودمان را به نحو صحيحى بيان كنيم، شايد هم اين امر ناشى از فرهنگ عمومى جامعه ما باشد كه خيلى عادت ندارد مطالعه كند. اين امر به خصوص در مطالب تحليلى قابل توجه تر است و البته بايد اين نكته را هم بگويم كه ما زمانى كه در مجلس بوديم چون عملاً در سياست هاى اقتصادى با دولت هماهنگى داشتيم بنابراين مواضع ما همانند مواضع دولت شناخته شده است، در حالى كه دوستان ما در مجلس و مركز پژوهش ها در مورد برنامه چهارم توسعه و يا بودجه هاى ساليانه كارهاى زيادى انجام دادند و همانطور كه گفتم به دليل اختلاط كارى با دولت عملاً مواضع اقتصادى حزب در پوشش مواضع اقتصادى دولت قرار گرفت.
•براى انگيزه سازى در انتخابات آينده چه برنامه هايى داريد؟
امروز انگيزه ها با گذشته متفاوت است. يعنى اين طور نيست كه انگيزه هاى سياسى بتواند به تنهايى مردم را وارد صحنه كند. اما اينكه انگيزه هاى جديد شامل چه مواردى است من مى توانم بگويم كه يكى از خواص اصلاحات ايجاد تنوع انگيزه ها بوده است. ما امروز نه يك كلام واحد داريم كه بتواند همه را جذب كند و نه يك متكلم وحده وجود دارد كه حرف او بتواند همه را جذب كند. به همين دليل هم هست كه بر سياست ائتلاف تاكيد داريم. ما براى شناخت انگيزه هاى انتخاباتى مردم در حال مطالعه هستيم. به عنوان مثال بايد ببينيم كه آيا طبقات مختلف اجتماعى چه انگيزه هاى اقتصادى دارند. يا طبقه متوسط جديد كه يك طبقه سيال است چه انگيزه هاى خاصى به لحاظ سياسى يا اجتماعى دارد البته ما هنوز انگيزه ها را امروز و در شرايط فعلى به صورت دقيق جمع بندى نكرده ايم و اميدواريم طى ماه هاى آتى به نتايجى هم برسيم.
• آقاى خاتمى، درهاى مشاركت بعد از هفت سال هنوز باز نشده و مشاركت يك حلقه بسته مانده است. البته من منكر گسترش حزب نيستم اما اين موضوع كافى نيست. شما ببينيد آنهايى كه در انتخابات جمع شده بودند بعد از انتخابات به امان خدا رها شدند؛ هر وقت هم كه در مورد عضوگيرى سئوال مى كنيم پاسخ مى دهند كه مقدمات كار در حال انجام است، اين مقدمات چه زمانى تكميل مى شود؟
عضوگيرى كار آسانى نيست، مثلاً در روزنامه اطلاعيه دهد كه هر كس مى خواهد عضو حزب شود مى تواند فرم پر كند و وارد حزب شود. ما بايد بتوانيم براى كسى كه عضو حزب مى شود حداقل هفته اى يك بار مطلب ارائه دهيم. در غير اين صورت تنها اسم پر كردن ايده ندارد. براى ما عضوگيرى به معنى ارتباط گيرى است و هنگامى كه راه هاى ارتباط گيرى تسريع مى شود عضوگيرى هم انجام خواهد شد. همان طور هم كه گفتم بعضى كارهاى ما در طول ماه هاى اخير با افراد زيادى از اين طريق بوده است و نتيجه آن را هم ديده ايم.
• آقاى عطريانفر طى سخنرانى در دفتر مركزى حزب از پيشنهاد ائتلاف با حزب مشاركت در جريان انتخابات روى فردى مثل دكتر نجفى خبر داد اما گفت كه مشاركت با اين پيشنهاد مخالفت كرد.
اين مسئله هيچ گاه مطرح نشد، ما اين اعتقاد را داشتيم كه كارگزاران اصلاً در آمدن يا نيامدن آقاى هاشمى نقشى ندارند. بسيارى از دوستان ما در كارگزاران مخالف آمدن آقاى هاشمى بودند و بارها با ايشان جلسه گذاشتند و خواستند كه ايشان وارد انتخابات نشود. آقاى هاشمى با يك حلقه خاص دور خودش تصميم مى گيرد. اينكه ما و كارگزاران براى آقاى هاشمى تصميم بگيريم كه ايشان بيايد يا نيايد كه شوخى است. اتفاقاً اين موضوع جاى ديگرى مطرح شد. يعنى در جبهه دوم خرداد كه آقاى كروبى هم در آن حضور داشت اين موضوع مطرح شد كه روى كسى مثل آقاى نجفى ائتلاف كنيم و اتفاقاً ما هم استقبال كرديم. آقاى نجفى هم مى گفت به هيچ وجه وارد انتخابات نمى شود مگر آنكه آقاى هاشمى تصميم بر نيامدن داشته باشد. آقاى هاشمى را هم كه همه مان ديديم با چه وضعيتى تا روزهاى آخر مشخص نكرد كه مى آيد و يا خير. بنابراين آقاى نجفى هم امكان تصميم گيرى نداشت.
+ نوشته شده توسط سردبیر در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت
16:31 |