به گزارش شرق آنلاين
در چهار شب پاياني مراسم عزاداري براي حسين بن علي (ع ) جبهه مشاركت منطقه تهران از چهار شخصيت سياسي و مذهبي دعوت كرد تا براي تفسير و تحليل واقعه عاشورا براي هواداران اين جبهه در كانون توحيد حضور يابند.
شب هشتم محرم از عليرضا علوي تبار دعوت شد تا درباره دين شناسي و امامت سخنراني كند. عليرضا علويتبار طي سخناني با بيان اين كه " وجه تمايز تشيع از ديگر مذاهب اسلامي، اعتقاد آن به دستيابي به باطن دين و گذر از ظاهر آن است" افزود: از نگاه شيعه بخشي از ويژگيهاي لازم براي وصول به كنه دين از طريق روشهاي اكتسابي بشري به دست ميآيد و بخشي ديگر حاصل فضل الهي است.
این مدرس دانشگاه گفت: واقعه عاشورا درگيري كفر با دين نيست، يك نبرد تاريخي است كه هميشه بين دو فهم متفاوت از دين وجود داشته، امروز هم وجود دارد و ما بايد ببينيم در كدام جبهه قرار داريم و از كدام فهم دفاع ميكنيم.
وي با طرح اين سوال كه " آيا باورهاي ديني ما در چهارچوب حقانيت مدرن قابل دفاع هستند يا خير" تشريح كرد: به اين نكته بايد توجه داشت كه از جهان تصويرهاي مختلفي عرصه ميشود كه ناشي از زاويههاي متفاوت نگاه به دنياست و اين تصويرها به تناسب متد يا روشي كه از آنها به دست آمده كم و بيش از هم استقلال دارند. مهم اين است كه نگاه ديني برخلاف نگاه فلسفي و تجربي نگاهي از درون انسان به خود انسان است.
وي در ادامه با تاكيد بر نقش ايمان به عنوان مقدمهي ورود به ساحت دين افزود: ابتدا بايد زاويهي نگاه، خود را عوض كنيم و از زاويه تماشاگر عالم به زاويه بازيگر عالم منتقل شويم.
علويتبار معتقد است: دين به همهي پرسشهاي انسان پاسخ نميدهد، هركدام از ديدگاههاي تجربي، فلسفي و ديني تنها به بخشي از پرسشهاي انسان پاسخ ميدهد. شناخت ديني حاصل تركيبي است از ايمان و تجربهي ديني. تجربهي ديني چيزي نيست كه براي هر كس رخ دهد، تنها پس از حصول ايمان امكان آن فراهم ميشود. منبع اصلي دين وحي است كه در جهان ما دو مصداق دارد؛ تجربهي شخص پيامبر(ص) و دوم متن مقدسي است كه در اختيار ماست. تجربهي پيامبر(ص) از آشكارشدن خداوند در انسان حكايت دارد و وقتي به زبان پيامبر(ص) جاري شد از دل آن، متن مقدس زاده شده است.
وي در پايان گفت: داستان عاشورا داستان دو نگاه متفاوت به دين است؛ واقعه درگيري كفر با دين، اين نبردي تاريخي است كه هميشه بين دو نگرش به دين وجود داشته است. امروز هم اين نبرد به قوت خود باقي است و ما بايد آرزو كنيم كه در جبههي امام حسين(ع) و يارانش قرار بگيريم.
محسن كديور نيز سخنران شب تاسوعاي كانون توحيد بود. وي با موضوع باز خواني اسلام حسيني سخنراني كرد. به گفته وي امروز اقتدا به حسين اقتدا در گريستن بر او نيست بلكه اقتدا در عمل حسين است. وي خاطرنشان كرد كه برخي مسايل در عزاداريها چنان به شاخ و برگهاي انحرافي در زمينهي نهضت عاشورا افزوده كه پيام اصلي عاشورا فراموش شده است.
و ی با تاكيد بر اين كه " مظلوميت امام حسين(ع) و يارانش بالاترين مظلوميتهاست" در عين حال اظهار داشت كه در مراسم عزاداري تنها نبايد به دنبال ذكر مظلوميت باشيم زيرا اين مساله شايد براي تحريك احساسات تودههاي مردم حرف اول را بزند، ولي براي معرفت آنها ديگر حرف اول را نميزند.
وي همچنين با تاكيد بر اين كه با محور قرار دادن برخي مداحان بيسواد نبايد به عوام فريبي به بهانهي دين پرداخت، ادامه داد: اين همان استحالهاي است كه شريعتي و مطهري آن را مورد انتقاد قرار دادند. اين نوع عزاداري با توجه به قيام حسين(ع) شرك، كفر و جفاست.
كديور خاطرنشان كرد كه بايد به ياد داشته باشيم كه عزاداري طريقتي است براي يك هدف بزرگتر.
وي در بخش ديگري از سخنانش به تحليل مفهوم شهادت در مكتب حسيني پرداخت و اعتقاد خود را اينگونه بيان كرد: در عرصهي دين حسيني، شهادت هدف نيست، بلكه وسيلهاي است كه در زمان نبود هيچ وسيلهي ديگر به عنوان بهترين و تنها راه و طريق استفاده ميشود. اگر بدانيم كه راههاي ديگر باز است، با شهادتطلبي به بيراهه رفتهايم.
اين استاد دانشگاه و پژوهشگر ديني تاكيد كرد: اين صحيح نيست كه فكر كنيم حسين قيام كرد تا بميرد و با خون نهضت خود را آبياري كند. اين نگرش خود نوعي استحاله است كه قيام حسين را فقط محدود به شهادت ميدانند. شهادت هر چند امر بالايي است ولي نميتواند هدف باشد. قيام حسين شهادت طلبي كور نبود، او آگاهانه اين راه را انتخاب كرد اما متاسفانه برخي خواص مدرن و سنتي اين نكته را ترويج ميكنند كه نهضت حسيني مساوي با شهادت طلبي است.
كديور نفس قيام امام حسين (ع) را آگاهانه توصيف كرد و يادآور شد: حسين(ع) همهي طرق را بررسي و جستجو كرد و در زمانهي خويش وقتي راه ديگري باقي نديد قيام مسلحانه را انتخاب نمود و جان خود را در طبق اخلاص گذاشت. حتي در روز عاشورا هم ايشان آغاز به جنگ نكرد، بنابراين اگر بخواهيم اسلام حسيني را در قيامش خلاصه كنيم مرتكب اشتباه شدهايم.
كديور افزود: حسين(ع) دين خواه بود به خاطر همين قيام كرد. در كنار اين قيام نميتوان قيام عدالتخواه يا ظلمستيز را مفروض ندانست. همچنين نميتوان از قيام حسين قرائت سكولار داشت، چون ذات آن اسلامطلبي است و مهمتر اينكه در اسلام حسيني دين محور زندگي مسلمان است. يعني مسلمان حسيني، دغدغه و درد دين، درد اولش است.
كديور همچنين با اعتقاد به "حق بيعت و حق بيعت نكردن در مكتب امام حسين (ع)" دراينباره خاطرنشان كرد كه " قيام امام حسين (ع) با نفي بيعت اجباري در برابر يزيد شروع شد" و بر همين اساس گفت: در اسلام حسيني هم بيعت نكردن جرم نيست و همه حق دارند بيعت كنند يا بيعت نكنند.
كاملان عضو مجمع مدرسين و محققين حوزهي علميهي قم نيز سخنران شب عاشورا بود. وي درباره از عاشوراي حسين تا عاشوراي شيعه سخنراني كرد. وي در بيان تفسيري كه در طول تاريخ از 10 محرم سال 61 هجري شده و عاشوراي حسين(ع) در ميان شيعيان خاطرنشان كرد كه هر چند در 10 محرم سال 61 هجري دشمنان ميخواستند هر نشاني از امام حسين(ع) را از بين ببرند، ولي هرگز نتوانستند نور حسين(ع) را خاموش كند.
وي با طرح اين سوال كه " آيا شيعيان نتوانستند در عاشوراي حسين(ع) تحريف ايجاد كرده و عاشورا را به گونه اي تعبير كنند كه آن را از واقعيت تهي كند؟" به آن پاسخ داد: به نظر ميرسد كه برخي شيعيان اين هنر را داشتند و در طول تاريخ به گونهاي از عاشورا تعبير كردند كه حسين شهادت به حسين مرثيه تبديل شد و حسين سرور آزادگان به حسين غريب و مظلوم.
وي با بيان اين كه " عاشوراي حسين(ع) يك سكه دو رو است كه از هم جدايي ناپذيرند" ادامه داد: يك روي آن غم و مصيبت و تراژدي است و روي ديگر آن حماسه. حماسه انساني مبتني بر اصول اخلاقي، عقلاني و ديني اما متاسفانه بيشتر روي ديگر سكه مورد توجه قرار گرفته است. اگر وظيفه ما اين باشد كه مراسم عزا براي حسين(ع) برگزار كنيم كاري بسيار ساده و راحت است و علايق ديني خود را نيز ارضا كردهايم و از حسين(ع) شفاعت را طلبكاريم. گريستن بر حسين گناه اولين و آخرين را ميبخشد و حتي اگر گريه نداري خودت را به بكا بزن. ميبينيم كه چقدر راحت است، اما اگر به روي ديگر سكه توجه كنيم رسالت سنگيني بر دوش ما شيعيان خواهد بود و همين مسووليت سنگين موجب ميشود كه انسان راه راحتتر را انتخاب كند.
وي گفت: برخي تعريف خوابهايي را به نام دين به خورد ما ميدهند، اينها همان هايي هستند كه در گذشته جعل حديث ميكردند و امروز نيز به جاي جعل حديث اين خوابها را به خورد ما ميدهند. جنبهي عاطفي عاشوراي حسين(ع) اصل و جنبه عقلاني آن فرع شده است و اين انحراف اول است. منظور من اين نيست كه نبايد به بعد عاطفي توجه شود، مهم اين است كه انسان در عمل نشان دهد كه تنها معشوقهاش خداست و بداند كه در جبهه حسين(ع) تمام ارزشهاي اخلاقي است.
كاملان دريافت مبالغ گزاف بابت مداحي در عزاداري حسين(ع) را مغاير با اصل عزاداري ديني دانست و گفت: اين كه مدحها را در دستگاههاي مختلف بخوانند هنر است اما مدح و ثناي حسين(ع) در دستگاه موسيقي خواندن در ذهن يك جوان چه برداشتي ايجاد ميكند؟ چرا تعصبات خود را كنار نميگذاريد و نميخواهيد رستاخيزي را كه حسين(ع) به وجود آورد براي مردم تبيين كنيد؟
هاشم آقاجري عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب و استاد دانشگاه تربيت مدرس نيز سخنران شام غريبان بود. هرچند كه وي در سخنراني گفت ترجيح داد شام غريبان را شام ظالمان نام گذاري كند. وي با موضوع "شهادت پارادوكسي ميان مر گ و زندگي" سخنراني كرد و گفت ارتباط بين اين دو مربوط به تلقي از واژهي خداست.عبوديت خداي حسين(ع) عين آزادي است.
، وي اظهار داشت: انسان با تلقي خود از خدا زندگي ميكند، من موحدم و شهادتين ميگويم اما بايد ديد كه تفاوت مفهوم خدايي كه حسين(ع) آن را بندگي ميكند و مفهوم خداي ديگري در چيست. اگر فرض خداي حسين(ع) باشد هرگز پارادوكس ميان آزادي و ايمان مفهوميپيدا نميكند.
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: ايمان با جبر و دستور به وجود نميآيد، بلكه يك خودجوشي و شكوفايي است كه با اختيار و ميل انسان صورت ميگيرد.اگر آزادي نباشد، اين نحوهي سلوك انجام نميپذيرد. برخي واژهي آزادي را بدون هيچ قيد و بندي تعريف ميكنند اما بايد بدانيم آزادي از چه و براي چه است؟
وي همچنين در توضيح واژهي شهادت از عمليات استشهادي نيز سخن گفت و افزود: عمليات استشهادي مردم فلسطين پاسخي به جنايات اسراييل است، برخي ميخواهند اين عمليات را محكوم كنند اما آنها اول بايد اسراييل را محكوم كنند. هرچند كه عمليات استشهادي در چارچوب عقل و منطق نميگنجد، ولي اين عمليات را از سوي كساني شاهديم كه هيچ راه ديگري در مقابل خود نميبينند.
وي در عين حال خاطرنشان كرد: هر عملياتي كه منجر به كشته شدن تعدادي از انسانهاي بيگناه شود، محكوم است.برخي عملياتهاي انتحاري - كه اخيرا به نام اسلام رو به افزايش است - هيچ توجيهي ندارد. مبارزان قهرمان ما پيش از انقلاب هر زمان كه قصد انجام عملياتي را داشتند براي آسيب نديدن مردم از جان خود نيز ميگذشتند و گواه اين ماجرا مهندس ميثمياست.
وي با اشاره به تعريف فقها از واژهي شهادت يادآور شد: برخي فقها اين واژه را تنها براي مسلمانان به كار ميبرند، اما من معتقدم كه هر انسان والا و آزادهاي كه به استقبال مرگ برود و آن را در آغوش بگيرد و به حقيقت گواهي دهد، شهيد است.
آقاجري گفت: از برخي دوستان شنيدم كه به جمله دكتر شريعتي مبني بر اينكه " شهادت دعوتي است به همهي عصرها و به همه نسلها كه اگر ميتواني بميران و اگر نميتواني بمير " انتقاد ميكنند و ميگويند تفكر شريعتي و به طور كلي شيعه مرگانديش است ولي در پاسخ به آنها بايد گفت كه اين تعريف زندگي نيست بلكه تعريف مرگ است.
اين استاد دانشگاه گفت: مرگ وداع با زندگي نيست، بلكه بيان اين واقعيت است كه فرصت ما براي زندگي كم است، و متذكر ميشود، كه بايد از اين موقعيت براي استفاده از اختيارات و فرصتهاي تعهد استفاده كرد. مرگ به زندگي انسان معنا و اين ا مكان را ميدهد كه تصميم بگيرد و عزم كند. درست است كه مرگ پايان زندگي نيست، اما آن سوي مرگ عرصهاي براي عمل وجود ندارد.
محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب نيز سخنران آخرين شب كانون توحيد بود . وي با موضوع "ريشهيابي راديكاليسم ديني در تفسير قرآن معاصر سخن راند. به گفته وي . درحاليكه اصليترين مبناي آزادي حق مخالفت است، در تلقيهاي راديكال ديني چنين استدلال ميشود كه براي ممانعت از نابودي ارزشهاي ديني شايد لازم باشد مخالفان از بين بروند."
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي افزود: "قرائتهايي كه اين روزها از قيام امام حسين و يارانش ارائه ميشود و به تفسيرهاي خشونتبار از اين واقعه ميپردازد، جلوههايي از بروز تفكرهاي رادايكال ديني است، در حالي كه اين واقعه سرشار از لطافت، شعور ، انسانيت، رحمت و شفقت است."
آرمين تاكيد كرد كه "از زمان فوت پيامبر اسلام به بعد فقط در زمان حكومت امام علي (ع) بود كه حق مخالفت با حكومت به رسميت شناخته شد و كساني كه با خليفه بيعت نكردند، از امنيت و آزادي برخوردار بودند." سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب البته تاكيد كرد كه قصد ندارد به انديشههاي متفكران بزرگي چون سيد قطب كه در دوران معاصر به ترسيم زواياي راديكاليسم ديني پرداختهاند جفايي كند، اما گفت كه بهرحال ريشههاي قرائتهاي خشونتبار امروزي را ميتوان در آن تئوريها جست وجو كرد." آرمين "سياست و قدرت" را دو وجه غالب در جريان فكري راديكال ديني خواند و اضافه كرد:"خشونتطلبان نقاط مختلف دنيا از هر نحله فكري كه باشند به يكديگر نيازمند هستند چنانكه حاكمان جمهوري خواه و البته خشونت طلب كاخ سفيد براي دستيابي به اهداف خود به وجود خشونت در كشورهاي ديگر نياز دارند."
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت:"تا افرادي مثل بن لادن و صدام و گروههايي چون طالبان وجود نداشته باشند كه بوش نميتواند به منطقه خاورميانه حمله كند. تحولات جديد در ايران هم در راستاي دستيابي به اهداف آنها و باعث تداوم جريانات خشونت طلب ميشود."
وي در پاسخ به اين سئوال كه "انقلاب اسلامي ايران در تقويت راديكاليسم اسلامي نقش داشته يا در تعديل آن؟" گفت:"پاسخ دادن به اين سئوال مستلزم انجام تحقيقي جامع است و بايد به اين مساله هم پاسخ داد كه اساسا تفكر سياسي راديكال چقدر بر پيروزي انقلاب اثر داشته است ."
آرمين افزود:"گمان ميكنم از قضا انقلاب ايران در نوع خود تنها انقلابي بود كه وجه خشونت در آن بسيار كمرنگ بود و نسبت به ديگر انقلابهاي دنيا كه ذاتا خشن بودند، به لحاظ شيوه و رويكردها انقلابي آرام بود چنانكه حتي به انقلاب نوار معروف شد."
آرمين گفت كه "انديشههاي آيت الله ناييني در راستاي جريان اصلاح ديني در ايران ميكوشيد با استناد به برخي آيات و روايات يك نظامي سياسي متعادل و در برگيرنده مفاهيمي چون دموكراسي و نظام مشروطه را طراحي كند و آن را به عنوان انديشهاي متعادل در جامعه جا بياندازد."
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي افزود:"آيتالله ناييني فلاسفه غربي را به دليل پايهگذاري انديشه دموكراسي و آزادي در مقابل استبداد تحسين ميكند و همين جريان فكري است كه در نهضت مشروطه ايران پرچمدار ميشود و در مصر نيز با اقبال و توجه بسيار مردم مواجه ميگردد."