شکل گیری حزب مشارکت پس از واقعه دوم خرداد و حضور دولتمردان آنزمان در میان تشکیل دهندگان و متولیّان حزب موجب می شد که نتوان برای این حزب سرنوشتی بهتر از سایر احزاب دولتی تصور نمود : تولد با پیروزی ، مرگ با شکست . اما سیر روند حوادث در کشور و ارتباط مثبت بخش قابل توجهی از نخبگان با این حزب وافکار حاکم بر آن داستان دیگری را رقم زده است
شکست تفکری که حزب مشارکت نیز در آن سهیم بوده است در انتخابات سوم تیرماه نه تنها موجب رکورد در توجه باین حزب نگردید ، بلکه به عکس موجب گرایش جدیدی در میان افرادی شده است که دراین سالها و در طول انتخابات مختلف کذشته به عنوان هوادار وهمراه در ستادهای انتخاباتی وابسته باین حزب حضور داشتند . این افراد با انتقاد نسبت به رفتارهای درون حاکمیتی حزب در طول سالهای گذشته و نقد آن با اداره کار تشکیلاتی به سمت حزب مشارکت گام برداشتند. این رویش جدید نیرو اگرپاس داشته نشده و هدایت وسازماندهی نگردد موجب دلسردی ای خواهد شد که نتیجه آن افول مشارکت برای همیشه خواهد بود .
برای فرار از این سرنوشت چه باید کرد ؟
به بیان ساده تر ، رفتار این شخصیت حقوقی باید چگونه باشد که بتوان نام حزب بر آن نهاد ؟
حزب نماد تفکّر دمکراتیک برای رسیدن به قدرت است .این نماد دمکراتیک باید از نظر تشکیلاتی و درونی بر پایه رأی باشد . یعنی جهت گیری رفتارها براساس اهداف اولیّه و مرامنامه و انتخابات درون حزبی به وسیله رأی اعضاء ؛ باید شکل گیرد تا بدینوسیله نیرویی که در این تشکیلات تربیت می گردند دررفتارهای برون حزبی نیز این ترتیب دمکراتیک را به نمایش بگذارند .
اسانامه احزاب منظر تربیت نیروها می باشد . اساسنامه حزب مشارکت نشان دهنده آموزش جریان دموکراتیک نیست . البته این اساسنامه را باید اساسنامه تشکیل و شروع به کار دانست که لازم بود برای شکل گیری این نهال چنین باشد .
رویکرد جدید بخشی لز جامعه به سمت حزب و علاقه به کار تشکیلاتی نشان از آن دارد که نهال پا گرفته است . لذا از این پس باید سیلستی دیگر در پیش گرفت .
همانطور که در جای جای مرامنامه حزب به نقش رأی مردم در تصمیم گیریها توجه شده است حال باید به نقش این رأی در جامعه کوچکتریعنی همان تشکیلات حزب نیز توجه گردد . آنچه از روح این اساسنامه در رابطه با نقش رأی اعضا بر می آید اینست که مسیر رأی در درون تشکیلات چنین است : رأی منتصبان به منتخبانی که رأی دهندگان خود را انتخاب می کنند . مفهوم ساده تر این وضعیت همان پدیده << دور >> است . متأسفانه این حالت در جای جای این اساسنامه مشاهده می گردد . مسیرحرکت تشکیلاتی طبق این اساسنامه برای رشد یک عضو از بالا به پائین است ، اما اکنون زمان آن است که این مسیر از پائین به سمت بالا شکل گیرد . مسیری که عضو پائین ، از بالا به سمت بالا کشیده نگردد بلکه از پائین به سمت بالا هل داده شود . به منظور آنکه روند فعلی این وضعیت در اساسنامه به طور ملموس تر آشکار گردد به بعضی از موارد اساسنامه مصداقا اشاره می گردد :
در بند 2 ماده 22 اساسنامه در رابطه با منطقه آمده است ، منطقه توسط شورای منطقه اداره می شود که اعضای آن توسط هیأت رئیسه مرکز تعیین و با حکم دبیرکل منصوب می شوند . نگاهی به ماده 5 در رابطه با اختیارات کنگره نشان می دهد که همین اعضای انتصابی به عنوان نماینده حزب در جلسات کنگره به عنوان عضو رأی دار شرکت می کنند . این مشکل انتصابی بودن در دیگر ارکان حزب هم مشاهده می شود . همانطور که گفته شد این شیوه برای شکل گیری و پاگرفتن مناسب بوده است اما برای ادامه راه صواب به نظر نمی رسد . در حال حاظر نیاز به این است که مجمع های عمومی تعریف شده و این مجمع های عمومی از پائین ترین سطح شکل گرفته و به صورت پلکانی تشکیلات را تا بالا سازماندهی کنند ( در صورت تمایل حزب شکل این چیدمان در اختیار حزب قرار خواهد گرفت ). از سویی برای آنکه تالی های فاسد نیز کمتر گردد باید در روند تعریف عضو بازنگری صورت گیرد تا اعضاء که تشکیل دهنده مجامع عمومی هستند هماهنگی فکری با سیاستهای حزب و تفکرات آن را داشته باشند . عضوگیری و نیرو سازی یکی از وظایف مهم در درون هر حزب است . از این رو روند گزینش برای تبدیل یک هوادار علاقمند به عضو نیازمند راهکارهای جزئی تری است . اما در اساسنامه فعلی و آئین نامه عضویت تعریفها کلی و مبهم است . قسمتهایی هم که جزئی تر به مراحل عضویت اشاره شده است عملا به علت ضعف کار تشکیلاتی مورد اجرا قرار نمی گیرد که لازم است در این بخش نظارت جدیتر و فعالتری صورت گیرد .
مصداق یکی از این موارد مبهم که در آئین نامه عضویت جبهه مشارکت آمده است در تعریف واژه هوادار مشاهده می شود . هواداران از مهم ترین مخاطبین حزبند . یعنی هر حزب قبل از اینکه به دنبال گسترش تعداد اعضا باشد به دنبال رشد هواداران خویش است . در جامعه ایران هم میل به هوادار بودن به دلیل کم هزینه تر بودن آن بیشترازتمایل به عضویت است .
در ماده 3 آئین نامه عضویت در تعریف واژه هوادار آمده است : هوادار به آن دسته از همکاران جبهه اطلاق می شود که شرط سنی لازم برای عضئیت آزمایشی در حزب را نداشته و یا اینکه آمادگی همکاری با جبهه را به صورت هوادار داشته باشد .
متن این ماده هم از نظر نگارش دچار مشکل است و هم به جهت این مشکل نگارشی در برگیرنده مفهوم هوادار نیست . از صدر ماده چنین بر می آید که هوادار عضویت که شرایط عضو آزمایشی را ندارد یعنی زیر 18 سال است . در انتهای ماده گفته شده است که آمادگی همکاری را بصورت هوادار داشته باشد ، این صدروذیل ماده هم با << واو>> به هم عطف شده اند و هم با << یا >> از هم فصل ، که اشتباه در نگارش وجود دارد و یای فصل صحیح است . تا بدین وسیله ذیل ماده دسته ای دیگر را در بر گیرد .
ظاهرا منظوراین ماده آن بوده که هم افراد 15 تا 18 سال علاقمند به عنوان هوادار محسوب شوند و هم دیگران که تعریفی در این ماده برای << آن دیگران >> نیامده است . اشاره ذیل ماده به لغت هوادار مجددا همان افراد صدر ماده را در برخواهد گرفت. زیرا در صدر ماده هوادار فقط یک گونه تعریف شده است . این ماده باید به شکلی اصلاح گردد که مفهوم واقعی هوادار را در برگیرد . یعنی افرادی که که به سمت تفکرات حزب گرایش دارند اما عضو آن نیستند یا علاقه به عضویت در درون حزب و کار تشکیلاتی را ندارند . با توجه به مصادیق مورد اشاره ، در قوانین تشکیلاتی حزب لزوم بازنگری جهت داشتن سازمانی منسجم مشاهده می گردد .
و در آخر باید دوباره متذکر شد که اگر حزبی مدعی دموکراسی است باید این ادعا را ابتدا در درون خود نهادینه نماید تا بتوان چنین ادعایی را باور نمود . با مهادینه شدن این ادعا است که نیروهایی تربیت می گردند که در این قالب شکل گرفته اند و در رفتارهای آینده نیز این روند را ادامه خواهند داد وگرنه نمی توان با ادعای دموکراتیک بودن همان روش مورد انتقاد در سازمانهای دیگر و داخل در قدرت حاکمه فعلی را دردرون حزب مشارکت به عنوان حزب پیشرو پیاده کرد و انتظار همراهی مردمی را داشت که بدنبال تأثیر رأی خود در تصمیماتند .
آرش یوسفیان ملا (عضو شورای مرکزی ومسوول کمیته آموزش شاخه جوانان آمل
مطالب مورد نقد متوجه موارد مندرج در اساسنامه جبهه مشارکت ایران اسلامی مصوب ۱۲/۷/۸۰ وآیین نامه عضویت۲۷/۲/۷۸ مندرج درکتابچه کمیته تشکیلات منتشرشده از انتشارات جبهه مشارکت ایران اسلامی در آذر۱۳۸۰ می باشد
+ نوشته شده توسط سردبیر در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 و ساعت
23:12 |